آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با سلام من سال قبل برای خرید بوفه و کمد رفتم مغازه و رنگ قهوه ای و در عین حال ساده رو خیلی دوست دارم ولی بوفه ای دیدم ک قهوه همراه با نوار نسکافه ای بود و بنظرم شیک تر اومد و خريدمش
نشان های دریافت شده
دوست خوبم هانیه که خیلی دوستش دارم ، یکبار مرا رنجاند اما من به واسطه خوبی های دیگش از او دلگیر نشدم و بخشیدم و حس بد بهش نداشتم .
مثال بعدی ،، بار ها شده دلم بخواد به پارک مشخصی برم اما اگر نشده ، راضی بودم که به پارک و محل طبیعی دیگری هم برم .
بارها دلم میخواسته که نمره خوب در حد ۲۰ بگیرم اما اگر از اون پایین تر ۱۹ ۱۸ هم میگرفتم راضی بودم .
این سری که برای ترمیم کاشت ناخن میخواستم اقدام کنم به ناخن کارم عکسی نشون دادم که رنگ لاکش زرشکی بود اما خانوم آرایشگر برای من آلبالویی رنگ زد و چون تقریبا شبیه هم بودند من راضی بودم .
یادم میاد برای عید پارسال از روی یک مدلی میخواستم لباس تهیه کنم اون شکلی تیپ بزنم و مدل شلوار هارو یکی انتخاب کردم اما رنگ پارچه متفاوت بود ولی من راضی بودم که مدلش یکی است .
بارها شده که برای خوردن بستنی اقدام کردم و مثلا گفتم که اسکوپ موزی میخوام و وقتی موزی نبوده به شکلاتی هم راضی شدم چون بلاخره دوتاشم بستنیه.
و از این مثال ها خیلی زیاد در زندگیم وجود داشته که هدفم چیز دیگه ای باشه ولی مورد های شبیه به آن هم برای من قابل قبول بوده .
نشان های دریافت شده
سلام من تجربه ای که داشتم از این خصوصیت ذهنم اینه که.من می خواستم ماشین ثبت نام کنم واون ماشینی که می خواستم را خیلی دوست داشتم.رنگش برام مهم بود که سفید باشه وهیچ بک بودنش وقتی همسرم رفت برای ثبت نام بهم زنگ زد وگفت که از این ماشینی که تو می خوای ندارند ولی ماشینی دیگه با همین خصوصیت هست ومنم قبول کردم وخیلی هم خوشحال بودم.
تجربه دیگه این که من می خواستم کفش ورزشی بخرم ورنگ کفشهام می خواستم مشکی زرد باشه که به لباس ورزشی ام بیاد هر جا هم میرفتم دنبال این کفش بودم.ولی به مغازه ای رفتم دیدم بیشتر قسمت های کفش مشکی است ولی بجای زرد بنفش وچون بنفشه خیلی خوش رنگ بودم تصمیمم را عوض کردم واونو خریدم.
من از رنگ قرمز خیلی خوشم میاد. و برای خرید هر چیزی سعی میکنم بیشتر از این رنگ استفاده کنم . در مواقعی مثلا برای خرید کفش ورزشی رفتم روی کفش مشکیه و بندهای کفش و دور ان قرمز بوده و خریدم. یا برای خرید کیف رفتم گلهای کیف بیشتر از رنگقرمز استفاده شده و خود کیف مشکی بود و بسیار ترکیب زیبایی بود. یا برای خرید وسایل منزل مثلا پرده از کناره ها و قسمت بالایی برنگ قرمز بوده و توری وسط ان سفید است و ترکیب فوق العاده ای شد. حتی لباسهتیی که در ان قرمز داشته باشد ولی از ترکیب رنگهای دیگر در زمینه ان استفاده شده باشد بسیار زیباست و من ان راخریده ام
سلام سلام
من میخواستم سرویس خواب سفید بگیرم که کلش سفید باشه . و وقتی خریدم سفید هم بود که روش طرح چوب داشت و از اونیکه فکر میکردم بهتر شده بود. و برای وسایل اتاقمم میخواستم که سفید باشه چون فکر میکردم که بهم احساس تمیزی و روشنی میده و هرچی ساده تر بهتر ولی به جاش چیزای رنگی گرفتم و الان اتاقم خیلی رنگی رنگیه و شلوغ پلوغ، پر وسایل که دیگه برا خودمم جا نیست. هرکی میاد تو اتاقم دلش باز میشه و دوساعت همه جارو نگاه میکنه.😄
یکبارم رفتم که پالتو بگیرم و از قبلش تصویرسازی کرده بودم که مثلا کرمی باشه و فلان مدل ، بعدش که خریدم نه تنها کرمی نبود بلکه اون مدلی هم نبود، آجری رنگ بود با یک مدل بهتر که خیلی بهم میومد انگار برا من دوخته بودنش و از خریدم خیلی راضی بودم.
وقتی هم که رستوران میریم با اینکه یک غذایی و دوست دارم ولی به جاش چیزای جدید و سفارش میدم که امتحان کنم و میبینم که خیلی هم خوبن. و……….
و درباره اینکه به احساس خوب از اون رفتار برسیم هم حسم بهتر شده حالا دیگه با هم دشمن نیستیم .
سخن من به غذا :《 ای غذا ها و چیزای شیرین، آهای گوگولیا، گوش کنید . من و شما از این به بعد با هم صلح میکنیم و دوست همیم ، بیاین با هم دیگه خوش حال باشیم و حس های بد و رها کنیم.
من به شما لبخند میزنم و روی صورت شماهم یک لبخند بزرگ میبینم. ( اینجوری——->😁 و اینجوری—–>🤣)
بهترین ها برای ما است.👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام به شگفتی سازان گلم و استاد عزیز
تمام نظرات و خوندم البته بعضی از نظرات و خوشم نیومد و بعضی هاشم عالی بودن . در انتخاب موارد خیلی برای منم پیش اومده اینکه بیس اصلی انتخاب اولیه در ذهنه و سپس تطبیق ذهنی وهمراه با منطق و عشقه . وقتی این سه باهم در می آمیزن انوقت رضایت نهایی حادث می شه . اگر انعطاف با دودوتا چهارتای عقلی و درخواست دلی همگن بشن انوقته که نهایت لدت و می بری اگه هرکدوم از اینا لنگ بزنه نمی تونی از خریدت یا انتخابت لذت ببری . دنبال مقصر می گردی که این انتخاب من نبوده هول شدم . عجله کردم . چرا فلانی مثلا سلیقه شو به من تحمیل کرد . مثلا من اصلا پالتو کاربنی می خواستم چی شد یهو یشمی خریدم .این مثال من نیست ها بعصی هارو می گم ولی در کل همون پارگراف اول و بعنوان جواب این چالش انتخاب می کنم.
نشان های دریافت شده
سلام امروز روز نهم تعهد من است . من معمولا برای خرید چیزی رو در ذهنم از قبل چیزی تصویرسازی نمیکنم . فقط میدونم مثثلا باید روغن بخرم یا چای یا لباس یا …. یعنی جزئیات تصویر رو میزارم برای زمانی که با اون روبرو شدم . بعد که میرم خرید هر آنچه رو میبینم اونی رو که اولین بار به دلم نشست همون رو انتخاب میکنم .
از این انتخابهام خیلی راضی هستم و اتفاقا چون بدون دخالت ذهنم صورت میگیره معمولا هم چیزهای خوبی میشه .
البته فکر میکنم معنای انعطاف پذیری همون سلیقه باشه . البته چیزی که متوجه شدم . شایدم اشتباه میکنم . ولی انعطاف پذیری منم در این حده که اونی رو انتخاب میکنم که دلم بهش راضیه و میپسنده اگه ذهنم بخواد انتخاب کنه دچار وسواس میشم و اخرم به دلم نمینشینه و معمولا عادت کردم در این مواقع ذهنم اصلا نظر نمیده و من خیلی راحت آنچه میپسندم رو خرید می کنم .
روز نهم تعهد من با لاغری و زندگی در مدار ۵۸ کیلویی
روز نهم از تعهد من
من زندگی در مدار ۵۸ کیلویی را دوست دارم .
در مدار ۵۸ کیلویی لباسهایم برازنده ی من هستند .
در مدار ۵۸ کیلویی در زمین و آسمان پرواز میکنم .
در مدار ۵۸ کیلویی نگران نیستم .
در مدار ۵۸ کیلویی خودم را سرزنش نمیکنم .
در مدار ۵۸ کیلویی از غذایی که میخورم لذت میبرم .
در مدار ۵۸ کیلویی ترس از خوردن ندارم .
من اکنون در این مدار زندگی می کنم .
در مدار ۵۸ کیلویی پرخوری نمیکنم . چون خودم را محدود نمیکنم که بعد به پرخوری روی بیاورم . رفتارم بر اساس علاقه و آزادیست .
در مدار ۵۸ کیلویی برای لذت بردن راه میروم .
در مدار ۵۸ کیلویی از راه رفتن لذت میبرم .
در مدار ۵۸ کیلویی از خوابیدن لذت میبرم .
در ۵۸ کیلویی ولعی برای خوردن غذاها ندارم و با احساس خوب و با آرامش غذا میخورم چون خودم را محدود نمیکنم .
در مدار ۵۸ کیلویی خودم را دوست دارم .
در مدار ۵۸ کیلویی راحتتر به امور خانه رسیدگی میکنم .
در مدار ۵۸ کیلویی از نگاه کردن به خودم لذت میبرم .
در مدار ۵۸ کیلویی احساس جوانی بیشتری می کنم .
من وزن ۵۸ کیلویی را دوست دارم .
خدایا شکرت .
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان و استاد محترم من سید احسان یک متناسب ۸۰ کیلویی ثروتمند هستم
۱.من قرار بود لباسی بخرم که مشکی ساده بود اما در نهایت لباس مشکی خریدم که خطهای راه راه داشت
۲.من میخواستم یک موتور طرح ویوو آبی رنگ بخرم اما در نهایت یک موتور ویوو مشکی قرمز خریدم
۳.من میخواستم یک کفش کتونی کاملا سفید بخرم اما در نهایت یک کتونی آسیکس سفید آبی خریدم
۴. من قرار بود یک جف کفش چرمیه بوت مشکی بخرم اما درنهایت یک جفت کفش چرم نیم بوت قهوه ای خریدم
۵.من قصدم خرید یک کت شلوار طوسی کاملا ساده بود اما در نهایت یک کت شلوار طوسی دون دون خریدم
۶.من قصدم خرید یک دست لباس گرمکن ست مشکی سفید بود که در نهایت یک ست ورزشی کاملا طوسی خریداری کردم
۷. من قصد خرید یک دوچرخه کاملا آبی را داشتم که درنهایت یک دوچرخه آبی با خطهای نارنجی خریداری کردم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز منظور اصلی تون از نوشتن اینا چیه؟
سلام من میخواستم کفش مشکی بخرم
کفش زرشکی خریدم با رده های مشکی
خیلی زیبا شد هرکه دید ازش تعریف کرد خودم خیلی دوستش دارم
یا میخواستم لباس زرد بخرم اما ترکیب با رنگ قرمز نارنجی خیلی شیک بود وحس خوبی بهم میده وقتی میپوشم
یا پارچه رفتم بخرم آبی اما ترکیب بود با مشکی خیلی زیبا بود ودوستش دارم ویادم میاد همیشه هرچیزی اومدم بخرم با رنگی ترکیب شده بود که زیبا ترش کرده بود
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی ،من رنگ صورتی رو برای ظرف خیلی دوست داشتم بخرم ولی سرویسی خریدم که گل های صورتی داشت خریدم وخیلی هم شیک تر شد و همه ازش تعریف کردن ،یا مثلا دلم همیشه یه کفش مد روز میخواست ودخترانه اما وقتی رفتم کفش بخرم یه کتونی اسپرت سیاه بنفش خریدم که هم مد روز بود هم نیاز منو برای ورزش و پیاده روی به خوبی برطرف میکرد وخیلی هم ازش راضی بودم یا وقتی برای آرایش عروسی رفتم پیش آرایشگر اولش فکر میکردم که آرایشگر آرایش میکنه ومن فقط میبینم اما وقتی نشستم متوجه شدم که آرایشگر اصلا کارش با سلیقه من جور نیست پس تصمیم گرفتم خودم رو همون طور که میخوام آرایش کنه و نظرات و رنگ هایی که دلم میخواست بهش گفتم با اینکه دعوام کرد که زشت بشی تقصیر خودته ولی بعد از آرایش خودش از تعجب دهنش باز مونده بود وشدم زیبا ترین عروس اون سالن به طوری که همه دورم جمع شده بودن واز زیبایی من تعریف میکردن و این خیلی احساس خوبی داشت چون وقتی اومدم داخل سالن عروسیم همه بهم گفتن که چقدر زیبا شدی وفوق العاده شدی مورد دیگه اینکه وقتی میخواستم برای همسرم برای اولین بار کادو بخرم فکر میکردم که چه چیزی بیشتر از همه خوشحالش میکنه پس برای یه گلدان خریدم اولش گلدان ساده وکم پشتی بود اما وقتی با چند گلدان دیگه ترکیبش کردم و براش گلدان قشنگی انتخاب کردم بسیار باشکوه شده بود و بسیار همسرم از داشتنش لذت برد هنوز که هنوز اون گلدان رو یه جور دیگه دوست داره یا وقتی داشتم قیمه درست میکردم مثل همیشه پختن قیمه مد نظرم بود اما وقتی تصمیم گرفتم قدری خلاقیت به خرج بدم وادویه های جدیدی بهش اضافه کنم به حدی خوشمزه شده بود که مثل قیمه های نظری شده بود و این بسیار برام لذت بخش بود ودر واقع ترکیب چیزی که به نظر امکان پذیر نبود بسیار جالب شد