🍲 وقتی حرف از تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق میشه، شاید فکر کنی فقط پای کالری و وزن در میونه. اما واقعیت اینه که ذهن و باورهای ما مثل یک کارگردان پشت پرده، داستان خوردن رو شکل میدن! 🎭
هر لقمهای که میخوریم، نه تنها به بدنمون میرسه، بلکه حسها و افکارمون رو هم تغذیه میکنه. 😌💭
خیلی وقتها این باورهای ذهنی هستند که باعث میشن خوردن تبدیل به یک چالش بشه و تاثیرش روی جسم، بیشتر از اون چیزی باشه که فکرش رو میکردیم. 🌱
پس بیایم با هم یاد بگیریم چطور این تاثیر رو آگاهانه کنترل کنیم و رابطهمون با غذا رو از نو بسازیم. 💪💚
چرا بعضیها هر چیزی میخورند و چاق نمیشوند؟
🤔 تا حالا از خودت پرسیدی چرا بعضیها انگار هر چی بخورن، نه تنها چاق نمیشن، بلکه همیشه متناسب و سرحال باقی میمونن؟ و تو هر بار که غذا میخوری، حس میکنی چند کیلو اضافه میکنی؟! واقعیت اینه که جواب این سوال فقط به ژنتیک و شانس برنمیگرده. 🧬✨

🧠 بخش بزرگی از این موضوع مربوط میشه به تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، اما نه فقط از نظر کالری یا مقدار غذا، بلکه از زاویه ذهن و باورهای ذهنی ما. باورهایی که مثل یک فیلتر، تجربه ما از غذا خوردن رو شکل میدهند و مسیر جسممون رو تعیین میکنند.
🍽️ افرادی که ذهنشون آزاد و آرامه، معمولا به جای نگرانی از خوردن، تمرکزشون روی لذت بردن واقعی از غذا و میزان متعادل مصرف کردن است.
این طرز فکر بهشون اجازه میده بدون استرس غذا بخورند و بدنشون هم واکنش طبیعی و سالمی نشون بده. برعکس، افرادی که ذهنشون پر از نگرانی و ترس از چاقی هست، هر لقمه غذا برایشون تبدیل میشه به یک مبارزه ذهنی! ⚔️😣
🔍 وقتی ذهن درگیر استرس و نگرانی باشه، هورمونها و سیستمهای بدن تغییر میکنن و این دقیقاً همون چیزیست که باعث میشه بدن بیش از حد چربی ذخیره کنه یا متابولیسم کند بشه.
پس تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خیلی بیشتر از صرف کالری و غذاست؛ این تاثیر به شدت به کیفیت افکار و احساسات ما وابستهست.
💡 نکته مهم اینه که افراد متناسب، معمولا با یک باور قوی زندگی میکنند: «میتونم هر غذایی رو با تعادل بخورم و ازش لذت ببرم بدون اینکه نگران وزن باشم.»
این باور قوی مثل یه سپر ذهنیه که از استرس و نگرانی جلوگیری میکنه و اجازه میده انرژی ذهنی و جسمی برای مراقبت بهتر از خودمون باقی بمونه.
🌱 شروع این مسیر یعنی اول شناخت تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، و بعد آرام آرام پاکسازی باورهای غلط و جایگزینیشون با باورهای مثبت و سازنده.
این یه روند تدریجی اما عمیقه که اگر درست پیش بریم، تغییرات پایدار و شگفتانگیزی رو برای جسم و ذهنمون رقم میزنه.
🚀 پس بیایم با هم آگاهانه کار کنیم روی این باورها، ذهنمون رو از ترس و نگرانی رها کنیم و یاد بگیریم چطور رابطهای سالم و صمیمی با غذا داشته باشیم.
نتیجه؟ جسمی سالمتر، ذهنی آرامتر و احساس رضایت واقعی از زندگی! 💚✨

🌟 تصاویری که از خوردن در ذهنمان داریم
تصور کن هر بار که یه لیوان آب میخوری، انگار عدد ترازو بالا میره! 😱🥤
شاید اولش خندهدار به نظر برسه، ولی برای خیلی از آدمها، این فقط یه خیال نیست؛ یه باور ذهنی قدرتمنده که سالهاست توی ذهنشون جا خوش کرده.
من خودم دقیقاً همین حس رو داشتم.
اون روزایی که تو مسیر کاهش وزن بودم، یه جمله توی سرم تکرار میشد:
“اگه حتی آب هم بخوری، چاق میشی.” 😣
و این یه جمله ساده، اما سمی بود…
🍞 نون میدیدم، میترسیدم
🍚 برنج میخوردم، عذاب وجدان میگرفتم
🍯 حتی وقتی غذای سالم میخوردم، یه صدای همیشگی توی ذهنم میگفت: “بازم چاق میشی!”
🍶 آب؟ همون سادهترین نوشیدنی دنیا، برام شده بود یه تهدید همیشگی!
این نوع تفکر نشون میده تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق فقط به غذا محدود نمیشه؛ این باورهای پنهان ذهنی هستن که مسیر بدن رو شکل میدن.
ذهن ما یه فیلتر میسازه — یه فیلتر پر از ترس، استرس و نگرانی.
از پشت اون، هر غذایی مثل یه خطر دیده میشه، حتی غذاهایی که سالم و مفید هستن.
🛑 نتیجهاش چیه؟
⚠️ ترس دائمی از خوردن
⚠️ قطع ارتباط با نیازهای واقعی بدن
⚠️ یه ذهن همیشه نگران و خسته…
در واقع، تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق فقط فیزیکی نیست؛ ذهنی هم هست.
وقتی ذهن پر از اضطرابه، بدن هم مطابق با همون ترسها واکنش نشون میده.
💡 اما خبر خوب اینه که ذهن ما قابل برنامهریزیه.
میتونیم باورهای نادرست رو پاک کنیم، صداهای منفی رو کمرنگ کنیم و به جاش یه رابطه امنتر با غذا بسازیم.
اگه یاد بگیریم که باورهای ذهنیمون رو زیر ذرهبین ببریم، کمکم تصویر غذا توی ذهنمون تغییر میکنه.
و اونوقته که تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، از یه چرخه ترسناک، تبدیل میشه به یه مسیر سالم، طبیعی و خوشایند. 🌈💚
بیایم از همین حالا شروع کنیم…
چون اون چیزی که باعث چاقی ما میشه، فقط خود غذا نیست…
بلکه تصویر ذهنی ما از اون غذاست. 🖼️🍽️

🧠 چرا ذهن افراد متناسب با ما فرق داره؟
اگه با دقت به رفتار و طرز فکر افراد متناسب نگاه کنیم، متوجه میشیم که تفاوت اصلی فقط توی غذا خوردن یا ورزش کردن نیست… تفاوت واقعی توی ذهن اونهاست! 🧩✨
🍝 افراد متناسب وقتی غذا میخورن، استرس ندارن.
نه هر لقمه رو میشمرن، نه مدام نگران چاق شدن هستن.
براشون غذا یه بخش عادی و لذتبخش از زندگیه. 😋💕
در حالی که خیلی از ما، با اضافه وزن، قبل از اینکه حتی قاشق اول رو برداریم، هزار تا فکر از ذهنمون رد میشه:
🔸 «نکنه این غذا چاقم کنه؟»
🔸 «مطمئنی باید اینو بخوری؟»
🔸 «دیروزم شیرینی خوردم، امروز دیگه حق ندارم!»
این افکار مدام مثل آژیر خطر توی ذهنمون روشنه 🚨 و لذت غذا خوردن رو از ما میگیره.
💭 واقعیت اینه که تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق بیشتر از اون چیزیـه که به چشم دیده میشه؛ ذهن اونا دائماً درگیر ارزیابی، مقایسه و نگرانیه.
افراد متناسب به غذا به عنوان یه لذت طبیعی نگاه میکنن، نه تهدیدی برای وزنشون.
همین نگاه ساده، باعث میشه بدنشون آروم بمونه، هورمونها متعادلتر کار کنه و رفتارهای خوردن هم طبیعیتر بشه. 🌿
در عوض، ترس از غذا خوردن، ذهن رو توی وضعیت دفاعی میبره.
و این یعنی بدن هم وارد حالت اضطراب میشه، بیشتر چربی ذخیره میکنه و اشتهای کاذب فعال میشه.
این همون جاییه که دوباره تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خودش رو نشون میده — نه فقط بهخاطر اونچه میخورن، بلکه بهخاطر ذهنیتی که با هر لقمه همراهه. 😣🍩
✨ وقتی نگرانی رو کنار بذاریم و با آگاهی و لذت غذا بخوریم، ذهن آروم میگیره، و در نتیجه بدن هم واکنش متفاوتی نشون میده.
حتی جذب مواد مغذی و سوختوساز بدن بهتر کار میکنه — یکی دیگه از نشانههای پنهان تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق که کمتر بهش توجه میشه.
پس اگه میخوای متناسب فکر کنی، اولین قدم اینه که باور کنی:
🍓 غذا دشمن تو نیست… میتونه دوستت باشه،
فقط کافیه نگاهت رو بهش عوض کنی. 💛

🔄 تغییر افکار، تغییر رفتار
حتماً شما هم شنیدید که میگن:
“برای تغییر بدن، اول باید ذهن رو تغییر بدی.” 🧠💪
و واقعاً هم همینطوره!
تا وقتی افکارمون سر جای قبلیه، هیچ رژیم یا ورزشی نمیتونه برای همیشه جواب بده.
✨ وقتی ذهنیتمون عوض بشه، رفتارهایی که سالها عادتمون بوده، کمکم شروع به تغییر میکنن.
من خودم وقتی شروع کردم روی باورهای ذهنیم کار کنم، یه چیز خیلی واضح رو متوجه شدم:
دیگه از غذا خوردن نمیترسیدم! 😌🍽️
غذا از یه موجود خطرناک و وسوسهبرانگیز، تبدیل شد به یه تجربهی عادی، طبیعی و حتی لذتبخش. 🍲💚
🧘♀️ برای کاهش وزن، باید ذهنمون رو از باورهای منفی پاک کنیم؛
باورهایی مثل:
🔸 «من همیشه چاق میمونم»
🔸 «غذا دشمنه»
🔸 «حتی اگه سالم بخورم هم چاق میشم»
🔄 این جملهها توی ناخودآگاهمون ثبت شدن و تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق رو چند برابر میکنن؛ چون بدن هم به ترسها پاسخ میده.
اگه مدام با اضطراب بخوریم، بدن اون اضطراب رو مثل یه تهدید میبینه و ممکنه بیشتر چربی ذخیره کنه، سوختوساز رو کند کنه یا اشتهای کاذب فعال بشه.
🔁 این همونجاست که دوباره تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خودش رو نشون میده — نه فقط با غذا، بلکه با فکرهایی که همراهشه.
🌿 کاهش وزن فقط کمکردن کالری نیست…
این یه سفر درونیه؛ سفری به سمت ذهنی آرومتر، نگاهی مهربونتر به خودمون و ارتباطی سالمتر با غذا. 💫
و وقتی ترس و اضطراب رو از ذهن پاک کنیم…
🍎 بدنمون هم با ما همراه میشه
💬 رفتارهای سالم، بدون فشار و اجبار توی ما رشد میکنن
🌈 و اونوقت واقعاً آزادی در خوردن و زندگی رو تجربه میکنیم
چون ریشهی خیلی از مشکلات وزنی، در تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق نهفتهست — جایی که افکار، استرس و باورها با لقمهها ترکیب میشن…
و حالا وقتشه این چرخه رو با ذهنی تازه، بشکنی 💪🌱
🔚 نتیجهگیری: مسیر لاغری با ذهن
در نهایت، باید بدونیم که لاغری با ذهن یک مقصد نیست، بلکه یه مسیر پر از کشف و رشد درونیـه. 🛤️✨
مسیریه که با صبر، تمرین و تغییر قدمبهقدم افکارمون شکل میگیره.
لازمهش این نیست که کامل باشی یا همه چیز رو بلد باشی، فقط کافیه به خودت و ذهن قدرتمندت اعتماد کنی. 💫
🌱 باور کن که میتونی از ترسها و نگرانیها رها شی،
🍽️ بدون اضطراب غذا بخوری،
و احساس سبکی و آزادی رو با همه وجودت تجربه کنی.
💪 “اگر مسیر لاغری با ذهن رو با استمرار ادامه بدی، چه بخوای چه نخوای… لاغر میشی!”
چون اونوقت این ذهن جدید، خودش رفتار جدید میسازه
و رفتار جدید، بدن جدیدی رو خلق میکنه. 🌈🧠
پس با عشق و اعتماد، ادامه بده…
جسم جدیدت، فقط یه باور تازه با تو فاصله داره. 💖
❓ سوالات متداول
چطور میتوانم باورهای اشتباه ذهنی را تغییر دهم؟
بهترین راه برای تغییر باورهای اشتباه، تمرکز بر اطلاعات مثبت و استفاده از فایلهای آموزشی لاغری با ذهن است. به مرور زمان، ذهن شما به این اطلاعات جدید عادت میکند. 🌱
آیا لاغری با ذهن واقعاً مؤثر است؟
بله، تحقیقات علمی و تجربیات واقعی ثابت کردهاند که تغییر در باورهای ذهنی میتواند تأثیر چشمگیری بر کاهش وزن و بهبود وضعیت جسمی افراد داشته باشد. 🧠💪
چقدر زمان میبرد تا نتایج تغییرات ذهنی را ببینم؟
تغییرات ذهنی نیاز به زمان دارند، اما با تمرکز و صبر، بهتدریج نتایج مثبت را خواهید دید. 💫
از هیچچیز نمیترسید، حتی از غذایی که میخورید. 🍽️😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 36 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام به همگی
تبرییک میگم به دوستان عزیز م در این چالش با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستای خوبم و هدفمندم
من هم قبلا که در رژیم سخت بودم همیشه این فکز رو داشتم که چی بخورم با چی بخورم چطور بخورم که چاق نشم یا اینکه کالری ها رو بشمرم که اگه طهر زیاد خوردم شب دیگه نخورم اگه ظهر کم خوردم شب مجازم یه مقدار بخورم و با همین طرز فکر من همیشه میخواستم به لاغری برسم در حالی که داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم وای از بعصی چیزا که در ذهن ما جا افتاده بود که چاقی بیشتر برای ما دارن مثل بستنی و شیرینی و کیک و چیپس و فست فود و شام بیرونی یا مهمونی و … وقتی که از این موارد رو در طول روز بر میخوردم که به دلیلی باید میخوردیم دیگه تمام فکرم روی این بود حالا بروم ورزش سنگین کنم تا یه روز بعد غذا نخورم و کلی افکار بد و مزاحم که دیگه چاق شدم چون فلان چیز رو خوردم و واقعا هم برام چاقی اتفاق میوفتاد چون باور داشتم این افکار رو وهمیشهمنتیجه رو در جسم ام میدیدیم و ترسم بیشتر میشد از خوردن فلان خوراکی
ولی خدا رو شکر حالا دیگه بدون ترس مقدار دلخواهم رو بر میدارم و به اندازه نیازم میخورم و داخل فکر اینکه حالا خوردم چه بلایی روی جسمم ام میاد که من چاقتر بشم رو ندارم و سعی میکنم با لذت و بدون عداب وجدان عدا بخورم و به فکر اینکه حالا بعد از این خوردن دیگه چی نخورم یا چطور بخورم رو ندارم
حالا دیگه برام فرقی نداره من شب مهمانیم یا تولدم یا رستورانم خیلی راحت با غداها برخورد میکنم
پس من دیگه افکار خوردنی نمیاد سراعم که من شب چی بخورم یا فلان عذا رو با چی بخورم و با این فایل یاد یکی از اشناهامون افتادم که اتفاقا چاق هم هست و خیلی من با این شخص در ارتباطم و همیشه این طرف در حال خوردن ناهار هست روی سفره میگه حالا شب چی بخوریم ؟یا اینکه وعدهی بعدی رو چی بخوریم و داخل مسافرتی که با این شخص میرفتم همیشه این حرفش باعث خنده ی خیلی از متناسب ها بود که بزار لقمه غدا از گلوت پایین بره دوباره گرسنه ات بشه فکری میکنم و همیشه متناسب میکفت مطمعن باش گرسنه نمیمونی ولی ان فرد چاق اصلا عشقش و تفریحش این بود و لدت سفرش به این بود که داخل فکر خوراکی ها باشه و ببین کدوم رستوران بره و چی بخوره
در کل حالا تفاوت متناسب و چاقها بیشتر برام روشن میشه،و خدا رو شاکرم برای این همه اگاهی ناب و من از این جنس افکار رو که همیشه داخل فکر غدا باشم رو نمیخوام و خدا رو شکر از مزیتهای این دوره ی دهنی اینه که با گوش دادن به فایلها و فکر کردن در مورد اونها و کامنت نوشتن دیگه فرصت فکر کردن به این چیزا رو نداری و خود به خود در مسیر صحیح قرار میگیری
من به شخصه بعصی مواقع با صدای شکمم میفهمم که گرسنم و سریع هر چیز که هوس کردم بدون نگرانی میخورم و خوشحال هم از روی میز بلند میشم مثل دیشب که راحت برای شام ماکارانی خوردم بدون فکر کردن به کالری و چربی و … و به مقدار مورد نیاز خوردم و البته خیلی موقعها به دلیل صرفه جویی در وقت و حوصله نداشتن در آشپزی جدا برای خودم و این حرفها خیلی راحت از غذایی که هست میخورم هم لدت میبرم که مثل بقیه میخورم و هم خوشحالم که بدون نگرانی خودم
انتخاب میکنم چه مقدار از چه چیزی در چه زمانی بخورم
من الان د و روز یه جعبه پر از شیرینی خامه ای داخل یخچال هست و ویه مقدار هم کلوچه هست ولی من اصلا میلی به خوردن رولت ندارم و یه تیکه کلوچه رو با یه مقدار شیر در صبحانه راحت خوردم و نمیزارم هیچ فکر مزاحمی سراعم بیاد
خیلی جالبه
من امروز داشتم برای چندمین بار این فایل رو گوش میکردم در حالی که غدای طهرم رو اماده کرده بودم که سرخ کنم ولی خانواده ی همسرم زنگ زدن که شب میخواییم بساط منقل و کباب کردن برای شام داخل باغ راه بندازیم حتما بیایین و ما هم جز تفریح های هفتگیمون رفتن به باع هست و حتما میریم
اینجا نکته داشت و نکته اش این بود که فرمولهای قدیم من سریع اومد بالا که چون شب بساط کباب هست و صبح هم کلوچه خوردی پس طهر رو دیگه سرخ کردنی نزار که چاق نشی و خیلی زود اعلام کردم که میخوام عذا رو تغییر بدهم و اینا بمونه برای فردا و همسرم که متناسب هست گفت نه بابا چه کاریه خوب سرخ کن بخوریم ولی من پیش خودم راصی نبودم تا این فایل رو گوش دادم و دیدم عین همین مشکل رو استاد عزیز داشت توصیح میداد که چاقها از این افکار محاسبه کردن دارن ولی لاعرها ندارن قشنگ من تونستم تجربه کنم و یکی دوساعت بعد که پیغام گرسنگی رو دریافت کردم با ین اگاهی ها که از این فایل گرفتم تصمیم رو تغییر دادم و عذا رو سرخ کردم و کنار همسرم خوردیم بدون اینکه بزارم نجوای منفی بیاد و بخواد حرف بزنه
پس من این فکر رو داشتم که طهر عذای ساده بخور و خودت رو چاق نکن تا شب که با جمع عدا بخوری ولی من اهمیت ندادم و طبق روال هر روزم خوردم و سیر هستم و هر وقت شب هم گرسنه شدم هر موقع که بود به اندازه نیازم میخورم و هیچ ترسی هم نداره این نوع خوردن
همانطور که متناسبها هر چی بخوان در هر موقع میخورن و لاغر هم هستن ما هم حق انتخاب و آزادی داریم و جسم جدید متناسبمون رو هم خلق میکنیم
من رویای تناسب اندام به همراه سلامتی رو برای خودم و همه ی دوستای خوبم دارم
مرور کردن و فکر کردن به خوردن از خود خوردن تاثیرش بر جسم ما بیشتر هست و متناسبها اصلا به خوردن فکر نمیکنند و حتی تا ده دقیقه قبل غذا به خوردن فکر نمیکنن
باید مرور کردن این افکار رو کمتر کنیم
و ما در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم اگر که
من افکار خوردنی نداشته باشم از این افکار نداشته باشم
نکلیف من :مرور این فکرها رو نداشته باشم
که چی من رو چاق میکنه چی نمیکنه چی رو با چی بخورم و اصلا خوردنم رو حساب و کتاب کنم همه ی اینها توجه به چاقی ان و اشتباه
چرا اونهایی که لاغرن بسیار بیشتر از چاقها غدا میخورن و ولی ما کمتر میخوریم اما بازم چاقیم و کار به جایی میرسه که چاقها میگن ما اب بخوریم چاق میشیم (مطمعن باشید اون متناسبها بیشتر از چاقها نمیخورن و ما اینطور فکر میکنیم )
و اما خیلی از لاغرها هستن که کلی غدا میخورن که چاق بشن ولی نمیتونن چاق بشن و همینا حرص چاقها رو درمیارن .
ما نباید آدمهای پرخور و اما لاغری رو مد نظر داشته باشیم چون اون ادم های لاعر پرخور رفتار غدایی غلطی دارن که اگر به دلیلی باورهای اونها شکسته بشن در مسیر چاقی فرار میگیرین .و همیشه هدف مد نظر ما اون متناسبها با رفتارهای صحیح غدایی هست .
حالت نرما ل جسم ما باید متناسب بودن باشه و حتی بدون ورزش،و رژیم باید ما متناسب باشیم
و ما نباید انسان متناسبی باشیم با رفتارهای پرخوری اشتباه .
علت اینکه افرادی متناسب هستن و غداشون بیشتر از ما هست تنها دلیلش این هست که این افراد به غذا فکر نمیکنن .
شاید برای ما پیش اومده ما ساعت ۸ صبح صبحانه خوردیم و از اون وقت تا موقع ناهار ما بارها به غدا فکر میکنیم که چی بخورم چطور بخورم و این فکر کردن به اینکه چی بخورم ما رو جاق میکنه و بعضیا علاوه بر اینکه چی بخورم به این فکر میکنن که ه چی بخورم که چاقتر نشم و این افراد اوضاعشون خیلی خراب هست .
و خیلی وقتها با این فکر که چی بخورم که شب بتونم مهمونی برم و یا چی بخورم که سبک باشه چون دیروز خیلی خوردم و …. و همین افکار که در مورد خوردن که چی بخورم که چاق نشم چی بخورم که به نفع من باشه چی بخورم که شب بتونم شام رستوران بخورم و .. تاثیرش از خوردن بیشتر هست ولی لاعرها از این افکار ندارن و زمان خوردن که شد راحت میخورن .
اون نوع فکر کردن که چی بخورم که خوشمزه تر هست چه بخورم که چاقتر نشم چه بخورم که بتونم شب راحتتر شام بخورم و .. این افکار رو باید مرور نکنم و این افکار رو باید کمتر کنیم و هر چقدر این افکار کمتر بشه راحت تر مسیر رو ادامه میدیم .
تمرین امروز :
بگو کو تا شام کو تا نهار و …و بگو من این فکر رو نکردم .
برداشت من از این فایل ::
واقعا با بعضی از رفتارها اینقدر فاصله گرفتم و برام کمرنگ شدن که دیگه یادم نمیاد و و یا خیلی کم بعضی جاهای خاص،شاید دوباره پیدا بشن مثلا همین حساب و کتاب کردن غداها و کالری شماری و تفکیک اونها و یا اینکه چی بخورم بهتر باشه و یا اینکه حالا چی بخورم که شب بتونم برم مهمانی و راحت غذا بخورم و .. از این قبیل افکار ندارم هر چقدر فکر کردم ندارم و من برای خودم غدا خوردن رو منطقیش کردم که هر وقت گرسنه بودم یعنی جسمم نیاز به مواد عدایی داره و باید بخورم و هیچ فرقی نمیکنه چه مدل باشه یعنی پخته یا سرخ شده و یا میوه و یا فست فود فقط مهم اندازه ی خوردن من هست که هر وقت جسم من پیعام سیری داد نخورم و دست از خوردن بکشم چون اون اضافه هر چیزی که باشه تبدیل به چربی میشه و در بدنم دخیره میشه پس حساب و کتاب کردن و تفکیک کردن و فکر کردن به اینکه چی بخورم که چاق نشم واقعا کار بیهوده و مسخره ای هست همین امشب من شام دعوتم جایی ولی ظهر خیلی راحت به اندازه نیازم خوردم و فارع از اینکه شب مهمانم ولی اجازه ندادم پر خوری کنم و به محض سیری دست کشیدم نه به خاطر مهمانی شب به خاطر جسم خودم که براش ارزش قایلم و نمیخوام به زور چیزی وارد ش کنم و اون رو بیمار و پر از مشکلات چاقی کنم پس به خاطر با ارزش بودنم و برای حفط کردن سلامتی بدنم به اندازه خوردم و شب هم موقع شام هر چقدر نیاز داشتم فارغ از اینکه بقیه دارن میخورن و یا نمیخورن و … من اگر نیاز داشتم میخورم و اما با خوردن بقیه نباید تحریک بشم و کاری به مواد عدایی اطرافم نخوام دلشت و فقط برای رفع نیاز جسمیم غدا میخورم
درصورتی کهقبلا خیلی از این افکار داشتم و حتی پرس و جو میکردم و یا فکر میکردم که چی رو با چی بخورم که بهتر باشه و اگر میخواستم برم رستوران و یا مهمانی کلی خوشحال بودم از اون همه خوراکی که میخوام بخورم ولی حالا این افکار رو ندارم و همین امروز که مهمانم از این افکار مرور نکردم . خدا رو سپاسگزارم برای این همه تغییر عالی که داشتم
سلام به همگی
من مدتها هست که دیگه از این جنس افکار ندارم و به خودم نمیگم که خب حالا در فلان زمان چطور بخورم و یا چی. رو با چی بخورم که بهتر باشه و اما این در حالی هست که در گذشته من در حال مرور این افکار بودم و خیلی از این جنس افکار داشتم که چطور بخورم ،چی بخورم ،چی نخورم ، اما حالا دقیقا مثل متناسبهای اطرافم از این افکار تا حدود زیادی رها شدم و هر وقت گرسنه باشم میخورم نباشم نمیخورم ،ودیگه نگاهم به مهمانی ها و عروسی ها و دورهمی ها و تفریح ها و بودن در پارک و فضا سبز و باغ فرق کرده و همش به دنبال برنامه چیدن برای خوردن های متفاوت در این ایام نیستم من خیلی راحت همه جا حاضر میشم و به اندازه نیازم میخورم و حالا شاید یه اشتباهی هم باشه اما چون آگاهم که اشتباه کردم و خطایی در رفتار غذاییم داشتم پس سعی میکنم دفعه ی بعد بهتر رفتار کنم
مثلا در گذشته وقتی نزدیک به این ایام عید نوروز میشدم انتقام تمام خوشگذرونی هام رو با خوردن میگرفتم با خواهر کوچیکم کلی برنامه میریختیم که شب اول کدوم رستوران شب دوم چه غذایی کبابی در حیاط خانه ی مادرم و شب سوم چی کنیم ….و تا موقع سیزده به در .که لیستی از انواع خوراکی های دلخواهمون که دوست داشتیم در بیرون از منزل بخوریم تا در اونجا مشغول بشیم و بهمون خوش بگذره تهیبه میکردیم و من یا اون به نمایندگی میرفتیم میخریدیمشون. و خلاصه باید بگم همیشه هر برنامه ی تفریحی وشادی در خانواده ی ما با خوردن انواع خوراکی ها مساوی بود واگر در رژیم میبودم باید کلی حساب و کتاب میکردم در خوردنم که ظهر چی بخورم که شب بتونم چی بخورم خلاصه همیشه در گیر بودم و یا اگر مادرم عصری زنگ میزد و میگفت برای شام بیایین اینجا چون من از ظهر خبر نداشتم که رعایت غذایی کنم نمیرفتم و نمیخوردم با اگر اطرافیانم برنامه ی رستوران رفتن به هویی میزاشتن هرگز استقبال نمیکردم و غر هم میزدم تا اینکه ازیه هفته پیش بهم میگفتن و با کلی محاسبات غذایی. در اون یه هفته باهاشون میرفتم اونم با ترس و لرز یکم میخوردم و بعدش هم به همه میگفتم وای من چاق شدم وای خیلی خوردم و ای غذای غیر رژیمی در شب خوردم و …..و در نهایت همه از دست من و حرفهای من اذیت بودن که بازم شروع کردی و در نهایت هم چاق تر میشدم.
یادم میاد یه سال سفری به هتل لاکچری در کیش داشتم که سه وعده ی غذایی اون سلف سرویس بود با آشپز خارجی و یا چندین سال سفرهای عالی به هتلی در شمال به سه وعده غذایی سلف سرویس داشتم که اینقدر در اون ایام نقشه میکشیدم برای خوردن های هر وعدم و زیاد تر میخوردم که وقتی برمیگشتم همه میگفتن فلانی چاق شدی معلومه خوب خوردی و واقعا راست میگفتن من میخوردم تازه سال بعد که دوباره میخواستم به همون مکان برم با زم با کلی نقشه ی قبلی میرفتم که این بار اگر رفتم همه چیز رو امتحان کنم و همه چیز رو کاملتر بخورم و خلاصه باید بگم همیشه خودم رو برای بیشتر خوردن در تمام موقعیتها آماده میکردم .
یا اینکه اگر میدونستم میخوام یه مهمانی لاکچری دعوت بشم با فلان دوستم در فلان رستوران و یا با فلان اشنای ما در فلان مکان که خیلی مهمانی های خاص میداد ای وای بر من از چند روز قبل همش میگفتم که بزار برم هر چقدر خواستم از همه چیز میخورم وای اینقدر نقشه میکشیدم و میخوردم که نگو و اما الان که در این مسیرم باید بگم برای من مهمانی وتفریح وخانه ی مادرم و عید نوروز و … هیچ فرقی نداره من در هر زمانی به درستی به نیاز جسمم جواب میدم و به اندازه نیازم میخورم و اصلا در گیر هیچ کدوم از این افکار قدیمی و چاق کننده نیستم و بر عکس به دنبال لذت بردن از اطرافیانم و هوا و مکان و خودم و جسم جدیدم و…. هستم واصلا تفریح و شادی و جشن تولد و عروسی و لذت بردن و رفع حوصله سر رفتن و …. برای من در خوردن خلاصه نمیشه من بارها دارم تمرین میکنم از غذا به عنوان یک ماده ی غذایی برای رفع نیاز جسمم استفاده کنم نه هیچ مورد دیگه ای .
پر قدرت و قویتر از قبل با حال خوب به راهم ادامه میدم.
به نام خدای مهربان که هر لحظه هادی و حامی من هست .
ما نباید یه ادم لاغر با رفتارهای پرخور ی کردن رو داشته باشم چون افراد لاغر با این رفتار پرخوری دارای رفتارهای اشتباه هستند که به محض تعییر باورهاشون به هر دلیلی در معرض خطر چاقی هستند .
جسم ما چیزی نیست که با فشار از بیرون تعییر کنه حالت نرمال جسم من تناسب اندام هست که بدون هیچ ورزش و رژیم و قرص و عمل و ….لاغر هست من نباید ادم لاغر با رفتارهای اشتباه پرخوری باشم .
خیلی ها هستن که بیشتر از ما میخورن اما لاعر هستند و علتش این هست که اونها به عذا فکر نمیکنن نمونه اش همسر و دختر خودم و یا خواهر همسرم و یا خواهر زاده ای همسرم و ….هر وقت گرسنه باشن راحت میخورن .و هیچ فکری هم ندارن
افراد چاق در کل روز فکرشون درگیر این هست که چی بخورن و چی نخورن و بعضی ها درگیر این قضیه هستند که علاوه بر اینکه چی بخورن دارن فکر میکنن که چی نخورن که چاق نشن و یا کالریشون کمترش باشه و از این افکار دارن و مرور افکار خوردن تاثیرش خیلی بیشتر از خود خوردن هست .
من در گذشته بی نهایت حساب و کتاب در خوردن داشتم و برای خوردنم فکر میکردم و با نهایت وسواسی در طول روز غدا میخوروم و در نهایت هم چاق تر میشدم مثلا میگفتم اگر شب میخوام برم فلان جا پس ظهر کمتر بخورم و یا اگر میخوام این مورد رو بخورم تا چند روز باید رعایت کنم و هیچ نخورم که چاق نشم و اینقدر فکرم درگیر این قضایا بود که روز به روز هم چاق تر میشدم و اما بارها میدیم خواهر لاغرم چقدر راحت ا از هر چیزی راحت بدون ترسدر هر زمانی میخورد اما من حتی روی ساعت خوردن هم وسواس بودم و اگر اخر شب بود نمیخوردم اما اون راحت میخورد حالا زیاد نمیخورد کم میخورد اما راحت میخورد .و من همیشه از این قضایا تعجب میکردم .
من باید یاد بگیرم فکرم سراغ غداها و حساب و کتاب کردنهای اون در چاقی نرم هر وقت خواست بره بگم حالا بزار تا موقعش و حواس خودم رو ببرم روی موضوع دیگه اینجا میخواییم ذهن رو تربیت کنیم و کنار تمام تغییر رفتارها تغییر افکار هم داشته باشیم و همسو شدن افکار و رفتار با هم لاغری رو برای ما به ارمغان میاره و خصوصا اگر باور کنم لاغر شدن اسانترین کار دنیاست خیلی راحت اون رو تجربه میکنم .