توجه کردن به لاغری؛ اولین قدم برای ساختن بدن دلخواهت 💫
شاید یکی از عجیبترین و البته سختترین بخشهای لاغری با ذهن، توجه کردن به لاغری باشه؛ اونم زمانی که هنوز خبری از لاغری در آینه نیست! 🤯
اما دقیقاً همینجاست که تغییر شروع میشه… جایی که باید به چیزی توجه کنی که هنوز به چشم نمیاد، اما میتونی باورش کنی. ✨
🔍 چرا توجه کردن به لاغری انقدر مهمه؟
🧠 توجه کردن به چاقی در گذشته، و حالا توجه کردن به لاغری
اگه فقط چند لحظه چشمهاتو ببندی و یه نگاه به گذشتهات بندازی، میتونی کاملاً حس کنی که چقدر از زندگیتو صرف توجه کردن به چاقی کردی. 😔
و جالب اینجاست که این توجه اصلاً از روی علاقه یا رضایت نبود!
❌ نه، کسی عاشق چاق بودن نبود…
✅ بلکه بیشتر از روی ناراحتی، ترس، خجالت یا احساس بیارزشی بوده.

یادت میاد اون روزی رو که بعد از چند وقت رفتی روی ترازو و عددش از دفعه قبل بیشتر بود؟ 😣
اون لحظه یه چیزی توی دلت فرو ریخت. ناامیدی، سرزنش، خشم… و همه این احساسها شدن سوخت برای توجه بیشتر به چاقی.
یا اون وقتی که لباس موردعلاقهت—همونی که همیشه باهاش کلی حس خوب داشتی—دیگه اندازهت نبود.
جلوی آینه وایسادی، سعی کردی زیپ شلوارتو بکشی بالا… ولی نشد. حس کردی بدنت تو رو محدود کرده. حس کردی اسیر چاقی شدی. 🧥
و مهمونیها…
کابوس تمام آدمهایی که اضافه وزن دارن! یه نفر که از راه میرسه و با لحن دلسوزانه (یا گاهی حتی بیرحمانه) میگه:
🗯 «وااای چه تپل شدی! یکم مواظب خوردنت باش دیگه…»
😓 اون جمله همون لحظه شبیه یه پتک میخوره وسط سرت. همه شادی مهمونی از بین میره، و تو فقط به یه چیز فکر میکنی:
«من چاقم… چاقم… چاقم…»
این توجههای دردناک، کمکم تبدیل شدن به یه سیستم دائمی توی ذهن ما.
ذهن ما هم سادهست؛ هر چی بیشتر بهش داده بشه، همونو برات پررنگ میکنه.
وقتی سالها به چاقی توجه کردی، ذهن تو هم تصویر چاقی رو پرورش داد، قویتر کرد و ازش یه “واقعیت جسمی” ساخت. 📸
🪄 حالا وقتشه مسیر رو برعکس بریم: توجه کردن به لاغری
💡 حالا قراره ذهنمون رو از نو برنامهریزی کنیم… ولی اینبار نه با ترس، نه با شرم، نه با خودسرزنشی.
اینبار با عشق، با امید، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت. با توجه کردن به لاغری 🌱
یعنی هر وقت توی آینه به خودت نگاه میکنی، به جای دیدن شکم و پهلو و بازو، یه لحظه چشمهاتو ببند و تصور کن:
👗 «اگر الان لاغر بودم، تو همین لباس چقدر خوشفرم دیده میشدم؟»
👣 «اگه وزنم کم شده بود، الان چقدر راحتتر حرکت میکردم؟»
🧘♀️ «اگه لاغر بودم، چقدر احساس سبکی و آرامش بیشتری داشتم؟»
این تصویرها، این فکرها، دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم توجه کردن به لاغری.
🔁 همونطور که ذهن تو سالها با توجه به چاقی، تو رو به وزن بالا کشوند، حالا میتونی از همون سازوکار استفاده کنی تا برعکسش اتفاق بیفته.
🌈 پس یادت باشه…
❗ توجه کردن به چاقی باعث چاقی شد
✅ توجه کردن به لاغری، تو رو به سمت لاغری هدایت میکنه
همهچیز از ذهن شروع میشه.
وقتی توجهتو ببری سمت تصویر دلخواهت، رفتار، احساس و انتخابهات هم دنبالش میان.
📝 هر روز یه جمله درباره “منِ لاغر” بنویس
🖼 هر روز یه تصویر ذهنی از بدن دلخواهت بساز این یعنی شما در حال توجه کردن به لاغری هستی
🙏 هر روز بابت هر تغییر کوچیک، قدردان باش
و با همین ریزتوجهها و توجه کردن به لاغری، ذهن تو از نو ساخته میشه… اینبار برای خلق لاغری 💖
آمادهای به جای سرزنش خودت، با عشق به لاغری توجه کنی؟ 🌟
همین امروز، همین لحظه… توجهتو عوض کن تا زندگیت عوض بشه!

💡 توجه کردن به لاغری؛ خلق واقعیت از چیزی که هنوز نیست
شاید با خودت فکر کنی:
«چطور ممکنه به چیزی توجه کنم که هنوز وجود نداره؟!» 🤷♀️
بدنم الان چاقه، لباسام اندازه نیست، تو آینه هم خبری از فرم متناسب نیست… پس توجه کردن به لاغری یعنی چی؟
درسته، این سوال کاملاً منطقیه.
ما عادت داریم فقط به چیزهایی توجه کنیم که وجود دارن، دیده میشن، لمس میشن.
اما لاغری با ذهن یه مسیر متفاوت و خارقالعادهست.
در این مسیر، باید یاد بگیری چطور به رویای لاغری توجه کنی که هنوز خلق نشده، ولی میتونه بهزودی واقعی بشه! ✨
🧠 ذهن فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه!
یه نکته خیلی مهم اینه که ذهن انسان واقعیت و تخیل رو یکی میدونه. یعنی اگه تو چیزی رو تصور کنی، اونو بنویسی، بهش توجه کنی، ذهن فکر میکنه واقعاً وجود داره!
برای همینه که سالها پیش، وقتی با ترس از چاق شدن زندگی میکردیم، همون ترس و فکرها باعث چاقی واقعیمون شدن. 😔
ما قبل از اینکه واقعاً چاق بشیم، تو ذهنمون صد بار چاق شدیم.
مثلاً:
🗯 «اگه همینجوری ادامه بدم، میترکم!»
👖 «این لباس دیگه اندازهم نمیشه!»
😫 «من همیشه مشکل وزن دارم…»
این فکرها مثل خوراک ذهن بودن.
و ذهن هم با تکرار زیادشون، اونها رو “واقعی” کرد و تبدیل به وضعیت جسمی ما کرد.
✨ حالا وقتشه از همین قانون برای لاغر شدن استفاده کنیم
همونطور که با توجه کردن به چاقی، چاقی رو خلق کردیم، حالا وقتشه این قانون رو برگردونیم.
یعنی قدمبهقدم، هر روز با تمرینهای ساده ولی مؤثر، شروع کنیم به توجه کردن به لاغری 🌸
چطور توجه کردن به لاغری رو انجام بدم؟ با همین روشها:
🖼 تصویرسازی ذهنی از بدن دلخواهت
بشین و چشمهاتو ببند…
خودت رو تصور کن که لاغر شدی، بدنت خوشفرمه، لباسهات راحت به تنت میخوره، با اعتماد به نفس جلوی آینه وایسادی، لبخند زدی 😍
📝 بنویس: “وقتی لاغر بشم…”
هر روز ۵ دقیقه وقت بگذار و جملههایی بنویس درباره احساساتت، لباسهات، غذا خوردنت، و واکنش دیگران وقتی لاغر شدی.
۱. احساسات من وقتی لاغر شدم:
وقتی توی آینه خودمو نگاه میکنم، یه حس سبکی و رضایت عمیق سراسر وجودمو پر میکنه.
راه رفتنم خیلی راحتتر شده؛ حس میکنم پرواز میکنم نه راه میرم!
اعتمادبهنفسم چند برابر شده؛ با لبخند به آدمها نگاه میکنم و از نگاهشون انرژی میگیرم.
حس میکنم بدنم باهام دوست شده، دیگه دشمنم نیست.
۲. لباسهایی که با لذت پوشیدم:
امروز تونستم اون شلوار جین قدیمی که همیشه آرزوشو داشتم بپوشم! دقیقاً اندازهم شده بود.
یه مانتوی جذب کرم رنگ پوشیدم که همیشه فکر میکردم فقط لاغرا میپوشن… ولی حالا منم یکی از اونا هستم.
از فروشگاه لباس بدون استرس خرید کردم؛ دیگه نگران سایز نبودم، فقط انتخاب میکردم و لذت میبردم.
اولین بار توی عمرم تونستم لباس شنلدار بلند بپوشم و احساس یه شخصیت سینمایی رو داشته باشم!
۳. رفتارم با غذا چطور تغییر کرد:
دیگه وسط غذا خوردن ناخودآگاه دست از غذا میکشم، چون سیر شدم و نیاز به ادامه ندارم.
وقتی شیرینی یا فستفود جلو رومه، به خودم میگم “من ارزشش رو دارم که انتخاب سالمتری داشته باشم” و با آرامش رد میشم.
از خوردن سالاد، پروتئینهای سبک و میوهها لذت میبرم. حس میکنم دارم به بدنم احترام میذارم.
دیگه شبها پرخوری نمیکنم؛ ذهنم آرومه و نیازی به غذا برای تسکین نداره.
۴. واکنش دیگران وقتی لاغر شدم:
دوستم گفت: “تو واقعاً متحول شدی! فقط بدنت نه، حتی حالت صورتت هم شادتر شده.”
مامانم گفت: “چقدر سرحالتر شدی عزیزم، انرژیت به همه منتقل میشه.”
همکارم با تعجب گفت: “چیکار کردی اینقدر لاغر شدی؟ خیلی بهت میاد!”
حتی فروشنده لباس گفت: “سایزت خیلی خوبه، هرچی بپوشی بهت میاد.”
✅ میتونی هر روز از یکی از این دستهها انتخاب کنی یا همشو ترکیب کنی و بنویسی. مهم نیست دقیقاً چی مینویسی، مهم اینه که “حس خوب لاغر بودن” رو با تمام جزئیات تصور و تجربه کنی.
این تمرینها ذهن تو رو از تصویرهای چاقی پاک میکنه، به جاش، تصویر لاغری رو روشن و شفاف جایگزین میکنه و باعث میشه رفتار، تصمیمها و احساساتت هم همراستا بشن با اون چیزی که میخوای

🧭 ذهن تو، معمار آیندهته
ذهن انسان یه قدرت خارقالعاده داره؛ قدرتی که خیلی وقتا دستکم گرفته میشه:
🌀 ذهن میتونه چیزی رو واقعی تصور کنه، حتی وقتی هنوز در دنیای بیرون وجود نداره.
و جادوی ماجرا اینجاست:
هر چی رو که ذهن با وضوح ببینه و باور کنه، دیر یا زود توی دنیای واقعی ساخته میشه! ✨
لاغری واقعی هم از همینجا شروع میشه.
نه از آشپزخونه… نه از باشگاه…
بلکه از تخیل تو 🌈
هر بار که خودتو توی لباس دلخواهت تصور میکنی…
هر بار که واکنش تحسینبرانگیز اطرافیانت رو تجسم میکنی…
هر بار که با لبخند توی آینه به بدن متناسبت نگاه میکنی…
داری یک قدم دیگه به واقعیت ساختن این تصویر نزدیک میشی. 💫
🔁 تکرار این تصویرها، مثل آبیاری روزانه یه بذر کوچیکه…
تو با نوشتن، تصویرسازی ذهنی، تکرار و احساس خوب، داری این بذر رو توی ذهن ناخودآگاهت میکاری و پرورش میدی.
و یادت باشه:
🌳 هیچ درختی یکشبه رشد نمیکنه…
اما اونی که هر روز آبیاری بشه، یه روزی به بلندترین نقطه آسمون میرسه.
🔑 پس به ذهنت اعتماد کن.
اون قراره بهترین نسخه از تو رو بسازه…
فقط کافیه هر روز با عشق همراهش باشی.
✨ جمعبندی: توجه کردن به لاغری، آگاهانهترین انتخاب توئه!
تا وقتی ذهنت مشغول دیدن و فکر کردن به چاقی باشه، تغییر واقعی اتفاق نمیافته.
🧠 تغییر از اون لحظهای شروع میشه که تو آگاهانه تصمیم میگیری تمرکزتو از چیزی که هست (چاقی) برداری و بذاری روی چیزی که میخوای (لاغری).
📌 تمرینها، تصویرسازیها و نوشتههات ابزارهایی هستن برای اینکه هر روز بیشتر و بیشتر بتونی توجه کنی… به خود لاغر آیندهات.
🔁 پیشنهاد: این بخش از آموزش رو چندین بار مرور کن، تمرینهاشو انجام بده و ازش بنویس.
نوشتن و توجه کردن به لاغری، کلید ساختن آینده متناسب و دلخواه توئه. 🔑💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.70 از 30 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با سلام من با چاقی خودم باعث کلی اذیت وآزار برای بدنم شدم و وقتی هر بیماری به بیماریهای من اضافه میشد ومن مدام از چاقی خودم متنفر میشدم که بخاطر چاق بودنم این مشکلات رو دارم ، ندانسته به چاقی بیشتر توجه نشون میدادم وذهن من هم به هر آنچه که من توجه زیاد وبا احساس دارم واکنش نشون میداد واون رو گسترش میداد و بیشتر میکرد ومن روز به روز وزنم بیشتر میشد
حالا برای اینکه بخواهم لاغر شوم باید از همان مسیر چاقی برگردم ،یعنی باید توجه به لاغری داشته باشم وحالا میخواهم توجهم را به لاغری زیاد کنم ومیدونم خدایی که من رو به این مسیر هدایت کرد ،برای پیشرفت من هم کمکم خواهد کرد ،پس:
من اگر لاغر بشم زانوهایم کاملا سلامت میشن ومیتونم با قدرت راه برم
من اگر لاغر بشم احساس سبکی میکنم ومیتونم کوه برم واز هوای کوه لدت میبرم
من اگر لاغر بشم میتونم برم لباسهای قشنگ بخرم و در همه جا با اعتماد به نفس وارد بشم
من اگر لاغر بشم میتونم لباسهای رنگ روشن بپوشم
من اگر لاغر بشم روده هام وضعیت سلامتی پیدا میکنند و میتونم دیگه راحت زندگی کنم
من اگر لاغر بشم میتونم بدون ترس از هرجور غذایی که دوست دارم وبه اندازه مورد نیاز بدنم بخورم
من خداوند را سپاسگزارم که ذهنم را اینقدر هوشمند آفریده که اگر وضعیت سختی را تجربه کنم تلاش میکنه که وضعیت رو تغییر بده واز وضعیت آزار دهنده به وضعیت خوب تغییر کنه وحالا که چاقی باعث آزار من شده آماده برای ایجاد تغییر هست وکمکم میکنه که از وضعیت چاقی بیرون شوم وبه لاغری برسم