0

عمل کردن به آموزش (گام پنجم – 2)

عمل کردن
اندازه متن

خیلی از ما بارها و بارها آموزش‌های مختلفی در زندگی شنیدیم. از کودکی تا الان هزاران بار یاد گرفتیم، اما چیزی که سرنوشت ما رو ساخته، فقط یاد گرفتن نبوده… بلکه عمل کردن به همون آموخته‌ها بوده. 🌱

📍 این جلسه بخش دوم گام پنجم (حق انتخاب عادت‌ها) است.

چه توی مسیر لاغری، چه در مسائل مالی و حتی روابط، تنها چیزی که باعث نتیجه می‌شه، عمل‌کرد مداومه.

چرا عمل کردن اینقدر مهمه؟ 🤔

واقعیت اینه که همه‌ی ما، بدون اینکه بفهمیم، از کودکی آموزش‌های ناخودآگاه درباره چاقی، پرخوری و سبک زندگی ناسالم توی ذهنمون ذخیره کردیم. 🌀

عمل کردن

این آموزش‌ها از خانواده، دوستان، تبلیغات تلویزیونی و حتی فرهنگ جامعه وارد ذهن ما شدن.
مثلاً وقتی بارها شنیدیم «غذا حروم نشه، همه رو بخور»، یا «زمستونه باید بیشتر بخوری که سرما نخوری»، یا وقتی دیدیم اطرافیان برای هر مهمونی میزهای پر از غذا می‌چینن، ناخودآگاه این باورها در ذهنمون حک شد.

این آموزش‌ها مثل بذرهایی هستن که سال‌ها در خاک ذهن کاشته شدن و حالا تبدیل به درختی بزرگ شدن. امروز این درخت، خودش رو در جسم ما، در اضافه‌وزن، در عادت‌های غذایی ناسالم و حتی در شیوه زندگی‌مون نشون می‌ده. 🌳🍔

حالا اگه رویای لاغری داری، اولین قدم اینه که یاد بگیری چطور درست لاغر بشی.
باید آموزش‌های اشتباه قبلی رو کنار بذاری و فرمول‌های جدیدی در ذهن خودت ایجاد کنی.
اما یادت باشه: یادگیری به تنهایی کافی نیست. یادگیری مثل نقشه راهه. تو می‌تونی بهترین نقشه دنیا رو داشته باشی، اما اگه حرکت نکنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی. 🚗🛣️

عمل کردن یعنی اینکه اون چیزی رو که یاد گرفتی، وارد رفتارهای روزمره‌ات کنی.
یعنی وقتی فهمیدی نباید از روی احساسات غذا بخوری، واقعاً جلوی خودت رو بگیری. یعنی وقتی یاد گرفتی باید با ذهن و احساس خوب غذا بخوری، توی عمل هم همین کار رو انجام بدی.

خیلی‌ها فقط یاد می‌گیرن ولی عمل نمی‌کنن. نتیجه؟ هیچ تغییری اتفاق نمی‌افته. چون آگاهی بدون عمل، مثل چراغی خاموشه که هیچ نوری به زندگی نمی‌ده. 🔦

📌 فرمول ساده و همیشه درست اینه:یادگیری + عمل کردن + استمرار = نتیجه واقعی

این یعنی هر وقت چیزی رو یاد گرفتی، باید بهش عمل کنی و بعد استمرار داشته باشی. اون وقته که می‌تونی مطمئن باشی تغییری واقعی در جسم و زندگیت اتفاق می‌افته. 🌟

یادت بیاد وقتی بچه بودیم:

  • صدها بار زمین خوردیم و دوباره بلند شدیم تا راه رفتن رو یاد گرفتیم. 🚶‍♂️
  • بارها قاشق رو اشتباهی به چشممون زدیم، ولی دست برنداشتیم تا غذا خوردن رو درست بلد بشیم. 🍴
  • بارها تلاش کردیم غلت بزنیم یا بشینیم و هر بار قوی‌تر شدیم.

همه‌ی اینا مثال‌های طبیعی از عمل‌کرد مداوم هستن. هیچ‌کدوم از ما بدون تکرار و اقدام به نتیجه نرسیدیم.

آموزش‌ها و عمل کردن در مسیر زندگی 📚➡️🚀

بعد از اون وارد مرحله‌ی یادگیری از والدین شدیم.

چطور حرف بزنیم، چطور رفتار کنیم و حتی چطور زندگی کنیم رو از اون‌ها یاد گرفتیم.

اما چیزی که شخصیت ما رو شکل داد، اجرا کردن دیده‌ها و شنیده‌ها بود. 👨‍👩‍👧

وقتی وارد مدرسه شدیم هم همین روند ادامه داشت:

خواندن، نوشتن، حساب کردن، شناختن محیط اطراف… همشون با عمل کردن و تمرین کردن موندگار شدن.

هر امتحانی که با موفقیت پشت سر گذاشتیم، نتیجه‌ی تمرین و استمرار مداوم بود. 🎓

جایگاه عمل کردن در قوانین جهان 🌍⚖️

اگه دقت کرده باشی، همه موجودات از بدو تولد شروع به حرکت کردن می‌کنن.

  • یه گنجشک کوچیک از همون لحظه‌ای که به دنیا میاد، تلاش می‌کنه بال‌هاش رو تکون بده. 🐦
  • یه بره‌ی تازه متولد شده، فقط چند ساعت بعد از تولد سعی می‌کنه روی پا بایسته. 🐑

اما انسان متفاوت آفریده شده. روند رشد ما کندتره تا فرصت داشته باشیم مرحله به مرحله تجربه کنیم.

این یعنی خداوند به ما قدرت انتخاب داده؛ ما می‌تونیم انتخاب کنیم به چی یاد بگیریم و به چی عمل کنیم. ✨

💡 اگه حس می‌کنی خیلی از این آموزش‌های اشتباه دوران کودکی، دقیقاً همون چیزیه که الان به‌صورت پرخوری یا خوردن از روی احساسات نشون می‌ده، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز کمکت می‌کنه این فرمول‌ها رو دقیقاً از ریشه بازنویسی کنی.

✍️ حالا بریم سراغ این‌که دو دسته آدم‌ها با عمل کردن چه فرقی دارن؛ در ادامه هم توی گام ششم سراغ «ترکیب رفتار با عادت» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 102 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 62 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22548

102 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

102 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۲ ۲۳:۵۸
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,686 کلمه

      من باور دارم توانایی کاهش وزن را دارم .
      من باور دارم لاغری دائما بر من جاریست .
      من باور دارم لاغر شدن حق الهی من است .
      من باور دارم لاغرشدن خیلی راحت به دست می آید .
      من باور دارم عمل کردن به قوانین آفرینش خیلی راحت است .
      میخواهم عمل کردن را که شاید در ذهن ما سخت و عذاب اور معنا پیدا کرده را باز کنم .

      چرا عمل کردن در ذهن ما سخت و عذاب اور معنا گرفته ؟
      چون ما از کوچکی یاد گرفته ایم عمل کردن یعنی کاری خلاف خواسته ی خودمان . خواسته ی ما چه بود ؟ رخواسته ی ما راحتی و آسانی بود . خواسته ی ما رسیدن به هر مقصدی از راحتترین راه و لذت بخش ترین راه بود اما عمل ما چه بود ؟ انتخاب کاری عذاب اور . یعنی اینطور به گوش ما فرو کردند هرچقدر سختتر کار کنی موفق تر خواهی بود .
      هرچقدر بیشتر زجر بکشی بهتر نتیجه می گیری .
      این باورها در ضمیر ناخوداگاه ما سبب شده که عمل کردن همواره در ذهن ما سخت و زجر اور معنا پیدا کند و هرجا هم که شما حرف از عمل کردن می زنید من دقیقا همین مقاومت در ذهنم ایجاد میشود .

      اما یک درخواستی از شما دارم لطفا عمل کردن به قوانین را برای ما روشن کنید منظور شما از عمل کردن یعنی چه ؟

      دوم اینکه چیزی که به ذهنم میرسداین است که برای عمل کردن به آموخته ها ابتدا باید این مقاومت را باید حل کرد .
      پس باید خوب عمیق شد .
      چرا من با عمل کردن مشکل دارم ؟ چون عمل کردن سخت است .
      چرا عمل کردن سخت است ؟ چون به من رنج می رساند
      چرا به تو رنج میرساند ؟ چون من احساس عشق و اشتیاقم را از دست می دهم .
      چون عمل کردنی که به ما تحمیل کردند همواره ناهمسو با اراده ی اصلی ما بوده است .
      عمل کردن تحمیلی نه تنها هیچ اثری ندارد بلکه سبب میشود انسان از راه فاصله بگیرد .

      پس عمل کردن را تو چطور معنا می کنی ؟ عمل کردن از نظر من یعنی کاری بسیار راحت بسیار لذتبخش بسیار شیرین که من عاشقانه خودبخود خودم به انجام آن دستور میدهم .
      من وقتی راحتی کاری را ببینم . لذتبخش بودن کاری را ببینم . عشق به کاری داشته باشم در آن کار احساس قدرت و توانایی کنم . باورم میشود که من توانایی ادامه دادن به ان را دارم .
      اما وقتی هرچقدر بیشتر میگذرد به جای اینکه حس من بهتر شود بدتر میشود به جای اینکه اشتیاقم بیشتر شود نفرتم بیشتر میشود به جای اینکه احساس قدرتم بیشتر شود احساس ناتوانی ام بیشتر میشود این یعنی آن کار برای من سخت و تحمیلیست . پس ان عمل برای من سخت میشود و من هرگز و هرگز و هرگز اجازه ی عمل کردن را صادر نخواهم کرد و اگر تو با من بجنگی هرگز نمیتوانی مدت زیادی دوام بیاوری و من مقاومتم بیشتر میشود .

      پس یاد بگیر عمل کردن را درست معنا کنی .
      عملی که من اجازه میدهم و چه بسا خودم به ان دستور می دهم عملیست لذتبخش چیزی که من دوست داشته باشم مثل نوشتن مثل خواندن مثل کار روی تغییر باور مثل تغییر زاویه ی دید مثل داشتن احساس خوب . از نظر من اینها یعنی عمل کردن .
      عملی همسو با خواست من .
      عملی ناهمسو با خواست من تو را در مسیر چاقی بیشتر میبرد . مثل کم خوردن . مثل کنترل مواد غذایی . مثل غدا را عامل چاقی دانستن . مثل آموزشهایی که میخواهی مرا گول بزنی تا کمتر غذا مصرف کنی .
      اینها خلاف خواسته ی من است .
      من باور دارم عمل کردن از طریق ذهن باید خیلی راحت باشد چرا که خودم به ان دستور میدهم و تو در کسری از زمان مشاهده میکنی عمل در حال انجام است آن هم به عالیترین شکل .
      من باور دارم عمل کردن از طریق ذهن خیلی لذت بخش است چون خودم به آن دستور میدهم .چون برایم راحت معنا شده است .
      چون زور و اجبار نیست .
      چون عشق است .
      چون علاقه است .
      پس انقدر با عمل عمل کردن مقاومت مرا بلند نکن .

      عمل را طوری معنا کن که با اهداف ذهن همسو باشد .
      این طوری که تو از عمل به سر من می کوبی من نه تنها آن را انجام نمیدهم بلکه بدتر هرگز نمیگذارم تو لاغر شوی .

      پس تحمیلت را برای شیرین نشان دادن این نوع عمل کردن کنار بگذار .
      اجبار به عمل کردن نتیجه ی معکوس دارد .

      عمل زاییده ی ذهن است .
      دستور ذهن است .
      من آیینه ی تو هستم وقتی تو برای من عملی را تعریف میکنی که سخت است پس واکنش من به تو سختی است .
      دستور من به اعضا عمل کردن است .
      اما عملی که خود راغب به آن باشم .
      عملی که عشق باشد .
      عملی که شادی بخش باشد .
      عملی که لذتبخش باشد .
      من پیاده روی را لذتبخش کنم
      من کم خوردن غذا را برای خودم لذتبخش کنم و به آن احساس خوبی پیدا کنم ؟
      منظور شما از عمل کردن تغییر چنین باورهاییست .

      من هنوز هم در مورد کم خوردن مواد غذایی مقاومت دارم . حتی درمورد به اندازه خوردن مواد غذایی هم مقاومت دارم .
      من چیزی که میتوانم بپذیرم اینست که من خود هر وقت که دستور بدهم به خوردن باید خوردن صورت بگیرد .
      خوردن را از مقوله ی چاقی کنار بگذار .
      پرخوری = چاقی نیست .
      کم خوری = لاغری نیست .

      خوردن ربطی به چاقی و لاغری ندارد .
      خوردن و راه رفتن را از باورهای چاقی و لاغری جدا کن .
      به خوردن و راه رفتن کار نداشته باش این دو را بکن و دور بریز .
      هر کاری خواستی بکن .
      باور صحیحی که در این مورد میتوانم به تو بگویم اینست
      خوردن تو هیچ ربطی نه به لاغر شدن و نه به چاق شدن تو دارد .

      منظور از عمل به آموزه ها کم خوردن و زیاد راه رفتن نیست .
      این را باور کن عمل کردن یعنی کاری همسو با خواست من .
      یعنی کاری که من خودم عاشقانه به آن دستور میدهم .

      عمل کردن به آموزشهای لاغری با ذهن یعنی تو اولا این را باور کنی مقوله ی چاقی و لاغری از غذا خوردن و خوردن غذا یا هرچیز دیگری که مربوط به آن است جداست .
      پس باور لاغری = کم خوردن غذا یا به اندازه خوردن غذا و تحرک بیشتر
      و چاقی = زیاد خوردن غذا و کم تحرکی را به طور کامل از ذهن پاک کن .

      باور جایگزین لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از طریق تغییر باورهای ذهنی . کدام باورها . اصل دوباور همینست . این دو را از مقوله ی چاقی و لاغری کنار بگذار مابقی خودبخود پدید می آید .

      وقتی تو خوردن و راه رفتن را از باورهای چاقی و لاغری کنار گذاشتی چه می ماند ؟
      عذاب وجدان می ماند ؟ خیر
      ترس می ماند ؟ خیر
      نفرت می ماند ؟ خیر
      اندوه و ناامیدی و نمیتوانم می ماند ؟ خیر
      سختی و عذاب و تحمیل می ماند ؟ خیر
      احساس بد می ماند ؟ خیر
      چاقی می ماند ؟ خیر
      پرخوری و کم خوری و توجه به غذا و یا راه رفتن می ماند ؟ اصلا و ابدا
      رنج و سختی وارد کردن به خود می ماند ؟ خیر
      احساس جنگ و جدل با خود می ماند ؟ خیر
      عصبانیت می ماند ؟ خیر
      احساس اسارت می ماند ؟ خیر
      پس چه می ماند ؟
      عشق به لاغر شدن ایجاد میشود ؟ بله بسیار
      لذت لاغر شدن ایجاد میشود ؟ به طور کامل
      دوستی با خود آغاز میشود ؟ بله بسیار
      شادی و احساس توانایی برای لاغر شدن ایجاد میشود ؟ بله فراوان
      امید برای حرکت کردن و رسیدن به وزن ایده آل ایجاد میشود ؟ بله حتما
      تجسمات انجام میشود ؟ خودبخود ایجاد میشود
      انسان میتواندخود را در وزن ایده آل تصور کند ؟ بله خیلی راحت .
      آزاد بودن در این راه به انسان دست می دهد؟ بله خیلی زیبا
      تو در این نوع لاغری احساس امنیت می کنی ؟ بله خیلی
      احساس آرامش را ایجاد میکنی ؟ خودبخود ایجاد میشود .

      آیا این همه که گفتم کاری جز عمل کردن بر اساس قوانین آفرینش بود ؟ خیر .
      پس عمل کردن از طریق ذهن یعنی تمام اینهایی که گفتم .
      یعنی کاری که من خودم به آن دستور میدهم بی انکه زور و اجباری در کار باشد . پس هرگز نخواه مرا به زور به کاری وادار کنی که من در مقابل آن سخت مقاومت می کنم و تو میدانی هرگز از پس من بر نخواهی آمد .

      پس وارد قلمرو من نشو .
      مرا عصبانی نکن .
      که کسی که ضرر می کند خود تو هستی .
      تو کارهایی که گفتم را انجام بده اینها یعنی عمل کردن و دیگر هم آن عملی که مرا یاد روزهای تلخ می انداخت تکرار نکن و بر سر من نکوب .
      من خودم میدونم چطور باید دستور به عمل بدم .
      عمل کردن دستور منه .
      در دستورات من دخالت نکن .
      من آیینه ی تو هستم .
      لذت را بمن انتقال بده ببین چند برابر به تو پاسخ میدهم ببین چطور تورا به کارهایی که احساس علاقه در انها میکنی دعوت میکنم که انجام دهی .
      ببین معنا و مفهوم عمل کردن یعنی چه ؟
      فهمیدی ؟
      حالا از من درست استفاده کن .
      من چاقوی دوسرم .
      هم میتوانم سرت را ببرم هم میتوانم کمکت کنم که کارهای منزل را انجام دهی . پس با من کاری نکن که سرت را جدا کنم .
      با من کاری کن که مثل موم در دستان تو نرم شوم .

      تو خودت دیده ای وقتی از راه من وارد شدی چطور تابعت بودم و چطور به تو خدمت کردم .
      پس با من درست حرف بزن و مرا مجبور به کاری نکن و احساس بد به من وارد نکن که بدتر از آن را تحویلت میدهم . برو فکر کن و بیشتر در مورد عمل کردن اطلاعات شیرین و دلچسب وارد من کن تا احساس لذت بیشتر و بیشتر به تو انعکاس دهم .
      خدانگهدار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم