تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔
📍 این جلسه ادامه گام هفتم (ترکیب احساس و رفتار) است.
جوابش خیلی سادهست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…
مسئول اصلی اضافهوزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦
ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سالها تکرار شدن، نقشهی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش میکنه.
پس اگه میخوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهنتو بشناسی و برنامهشو تغییر بدی ✨
در ادامه با هم میفهمیم این فرمولها چطور کار میکنن و چطوری میتونیم مسیر ذهنمونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶♀️🌿
در این جلسه میآموزیم:
🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟
اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعهای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سالها زندگیمون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. 😶🌫️🧠

این فرمولها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:
🔹 «تو استعداد چاقی داری!»
🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»
🔹 «بیشتر بخور تا قویتر بشی!»
🔹 «وقتی غذا بخوری آروم میشی!»
و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرفها رو بهعنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایههای فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠
با گذشت زمان، این فرمولها کاملتر میشن و خودشون رو توی جملههایی نشون میدن مثل:
- «من ارثی چاقم»
- «متابولیسمم کُنده»
- «آب هم بخورم چاق میشم»
- «بدنم غذا رو سریع ذخیره میکنه»
- «نمیتونم لاغر بمونم چون بدنم برمیگرده به حالت قبل»
- «سنم بالا رفته، دیگه نمیشه لاغر شد»
اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر میرسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر میکنه 🧱⬆️
در واقع ذهن ما مثل یه نقشهکش حرفهایه؛ وقتی باورهای چاقکننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت میکنیم، ذهن اون رو بهعنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب میکنه.
اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافهوزن میبره 🚶♀️⚖️
حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 😓🌊
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده. 🔁
اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده.
و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، میتونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

💡 اگه حس میکنی خودِ رفتار غذا خوردنت (نه فقط رژیمت) نیاز به بازسازی دارد، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف میگیره.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا خیلی از تلاشهای لاغری جواب نمیدن؛ در ادامه هم توی گام نهم سراغ «لاغر شدن را آسان کنید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.67 از 45 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان عزیز
این فایل خیلی جالب و آموزنده بود و از طبیعت کنار دریا هم لذت فراوان بردم
این آگاهی برایم خیلی جالب و ارزنده بود که معده ما غذا را ذخیره نمی کند و همون موقع همه را هضم کرده و بعد از استفاده از مقدار لازم برای تولید انرژی بقیه آنرا به چربی تبدیل میکند و همه ما میدونیم که نردیکترین بخش بدن که این چربی ناخواسته را باید پذیرا باشد شکم ماست 😫😫😫
من قبل از ورود به سرزمین زیبای لاغرها این ترس که ممکنه گرسنه بشم و غذا در آن زمان و مکان نباشه را داشتم و نتیجه اش هم اضافه خوردن بود ولی الان دیگر آن ترس را ندارم و از معده ام بعنوان یخچال استفاده نمیکنم 👏👏👏
من در زمان روزه صبح همان چیز و مقداری که در روزهای معمولی برای صبحانه میخوردم را میخورم و افطار هم مثل شام خوردنم است البته چند روز اول موقع ناهار احساس گرسنگی میکنم ولی با پرت کردن حواسم آن مرحله را پشت سر میگذارم و بعد از سه چهار روز دیگر اون احساس گرسنگی را هم ندارم 🤲
قبلا اشتباهی که میکردم سحر زیاد میخوردم و تا موقع ظهر هم نگران گرسنه شدن بودم و وقتیکه گرسنه میشدم اشتباهی که مرتکب میشدم این بود که به غذا فکر میکردم و این گرسنگی ام را بیشتر میکرد اما حالا با آموزشهای ارزنده این دوره دوران روزه به آسانی می گذرد و با نزدیکتر شدن به خدای مهربانم احساس شادی و آرامش میکنم 🤲🤲🤲
سلام دوستان عزیز سلام استاد گرامی
من امروز متوجه انقلاب بزرگی شدم که توضیحش یکم پیچیده است من در طول زندگیم به راحتی ده نوع رژیم امتحان کردم و از هر کدومشون هم نتیجه گرفتم و همه بلا استثنا خوب وزن از دست رفته برگشته در مقوله رژیم ما با اضافه وزن سرو کار داریم نه چاقی وگرنه اگر چاقی برطرف میکردم که الان اینجا نبودم اما هیچ کدام دو بار انجام ندادم مثلا رژیم دوازده روزه کانادایی قرار بود ده کیلو کم بشم ولی من سه کیلو کم کردم در حالیکه دستام برای خوردن شلیل میلرزید دیگه فکرش کنید بعدش چه ولعی گریبانگیرم شد و ده کیلو رفت روم یا رژیم اسپروری که شامل رژیم و ورزش سه مرحله ای در روز بود که یکسال انجام دادم و سی کیلو وزن کم کردم(واقعا اگر من فرد تنبل و بدون پشتکار بودم پس کی تونست یکسان تلاش کنه )ولی هیچ وقت نتونستم به تکرار اون روشها برگردم اما در این یکسال که دوره استاد گرفتم چهار پنج بار دوره را رها کردم ولی دوباره برگشتم تفاوت مهم این که برگشتم چیزی که در روشهای دیگه اتفاق نیوفته من چندین بار لاغر شدم و دوباره چاق و باز دوره را از اول شروع کردم ولی موضوع مهم تر اینکه من با یک روش مرتب چاق و لاغر شدم یعنی در واقع بارها که دوره را رها کردم چاق شدم ولی دوباره لاغر درست مثل لاغر ها هر اتفاقی که بیفتد اونها لاغر تر میشن فرمولها داره کار میکنه این نشون میده که من هم مثل افراد لاغر شدم
نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان
یکی از دغدغه های من در زمانیکه رژیم بودم همین مسئله بود و هنوزم گاهی پیش میاد
قبلا که رژیم بودم همیشه میترسیدم در طول ورزش های سنگین بدنم کم بیاره ،ضعف کنم،لرزش بدن بگیرم و حالم بد بشه و همین اتفاقات هم رخ میداد ،بنابراین همیشه همراهم خوراکی بود مثل هویج،سیب ،خیار یا بیسکویت ساقه طلایی که خیلی مد بود واسه دوران رژیم
از شروعم تو دوره و کم شدن حجم غذام یه استرسی تو وجودم بود زمان هاییکه تو سفر بودم مخصوصا اگر با تور رفته بودیم که تایم غذامون با لیدر بود ، چونکه کم غذا میخورم میترسیدم گرسنه بشم و اون وقتیکه من گرسنه میشم وقت نهار نباشه و من گرسنه بمونم،فشارم بیفته ،بنابراین یه لقمه کوچیک همراهم بود ،که هیچ وقت هم خورده نمیشد ،یا الان هم که تنیس میرم ذهنم میگه ۲ ساعت تنیس خیلی خسته ت میکنه ،یچیزی بخور برو ،اوایل که بهم میگفت یکمی بیشتر بخور که بدنت بکشونه ورزشو
مثلا چند روزه دیگه مبخوام برم ۲ روز کمپ ،با یه گروه گردشگری قوی ،که خیلی مجهز هستن ،وضعیت سرو غذاشونم در حد هتل ۵ ستاره است ،ذهن من هی بهم هشدار میده که حواست باشه تو که نمیتونی بیشتر از حد نیازت بخوری ،پس یه ظرف کوچیک برای زمان گرسنه شدنت بذار کنار ،ممکنه گرسنه بشی ها ،هر چند ما خودمونم خوراکی میبریم ولی این ذهن چموش مدام در گوش من ناله میکنه
یادمه پارسال مربی تنیسم میگفت من غذا زیاد میخورم چونکه باید بیشتر بخورم ،بدلیل اینکه ورزش سنگین انجام میدم ،درسته وقتی تمرین سنگین داری حجم غذا کمی بیشتر میشه
ولی شاید مقدار اون غذا با پیش بینی های ما بیشتر هم بشه که اصلا نیاز بدن نباشه
از این به بعد مچ خودمو به موقع میگیرم
با سلام 😍
با دیدن این چالش یاد رفتار قبل از دوره خودم افتادم که اگر میدونستم که مثلاجایی میخوام برم غذا بیش از اندازه نیاز مصرف میکردم که شب ذخیره داشته باشم 😂
ویا اینکه ماه رمضان اینقدر میخوردم که فردا دووم بیارم ودچار چنان فشار شکمی میشدم که تا بعد از ظهر روز بعد اذیت بودم واین موارد خیلی پیش اومده ویا در مواجه با غذای جدیدی اینقدر خوردم به فرض اینکه دیگه گیرم نمیاد والن فهمیدم که معدم سیلوی ذخیره ویا انبار نیست که بعدا در موقع لزوم بتونه از اون استفاده کنه وهر چی اضافه مصرف کنم بدن اون رو تبدیل به چربی میکنه ودر اعضای مختلف جا میده خدا رو شکر برای این اگاهی جدید 😍😍😍😍😍