تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔
جوابش خیلی سادهست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…
مسئول اصلی اضافهوزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦
ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سالها تکرار شدن، نقشهی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش میکنه.
پس اگه میخوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهنتو بشناسی و برنامهشو تغییر بدی ✨
در ادامه با هم میفهمیم این فرمولها چطور کار میکنن و چطوری میتونیم مسیر ذهنمونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶♀️🌿
🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟
اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعهای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سالها زندگیمون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. 😶🌫️🧠

این فرمولها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:
🔹 «تو استعداد چاقی داری!»
🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»
🔹 «بیشتر بخور تا قویتر بشی!»
🔹 «وقتی غذا بخوری آروم میشی!»
و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرفها رو بهعنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایههای فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠
با گذشت زمان، این فرمولها کاملتر میشن و خودشون رو توی جملههایی نشون میدن مثل:
- «من ارثی چاقم»
- «متابولیسمم کُنده»
- «آب هم بخورم چاق میشم»
- «بدنم غذا رو سریع ذخیره میکنه»
- «نمیتونم لاغر بمونم چون بدنم برمیگرده به حالت قبل»
- «سنم بالا رفته، دیگه نمیشه لاغر شد»
اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر میرسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر میکنه 🧱⬆️
در واقع ذهن ما مثل یه نقشهکش حرفهایه؛ وقتی باورهای چاقکننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت میکنیم، ذهن اون رو بهعنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب میکنه.
اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافهوزن میبره 🚶♀️⚖️
حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 😓🌊
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده. 🔁
اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده.
و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، میتونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

🚫 چرا تلاش برای لاغری جواب نمیده؟
چند بار شده با تمام وجود تصمیم بگیری که لاغر شی؟
مثلاً رژیم بگیری، ورزش رو شروع کنی، خوراکیهای مورد علاقهت رو بذاری کنار، حتی تو مهمونیها مقاومت کنی… ولی بعد از چند روز یا چند هفته، همه چیز برمیگرده به حالت اول؟ 😣
دلیلش این نیست که ارادهت ضعیفه یا تنبل شدی. نه! مشکل اینجاست که داری فقط با بدنت کار میکنی، در حالی که ریشه چاقی تو ذهنته، نه توی شکمت! 🧠🍽
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی توی ذهنت فعاله، تلاشهای فیزیکی فقط یه زور زدن موقته.
مثلاً وقتی رژیم میگیری، فقط بدنت رو گرسنه نگه میداری، اما فرمول ذهنی که میگه:
«من بدون غذا آروم نمیگیرم»
یا
«وقتی ناراحتم باید بخورم»
همچنان فعاله و بالاخره یه جا بهونه پیدا میکنه و تو رو برمیگردونه سر خونهی اول. 🔁
🔍 واقعیت اینه که فرمول ذهنی چاقی مثل یه فرمانده پشت صحنه است.
حتی اگه سرباز (بدن) رو مجبور کنی به رژیم گرفتن، فرمانده (ذهن) با یه دستور ساده همه چیزو خراب میکنه.
تا وقتی این فرمولها رو شناسایی و اصلاح نکنی، ذهنت همیشه دنبال راهی برای برگردوندنت به مسیر قبلی میگرده:
🍕 پرخوری هنگام استرس
🍫 جایزه دادن به خودت با خوراکی
😓 احساس گناه بعد از خوردن
🥱 خستگی و تنبلی بعد از پرخوری
🧠 ذهن تو طوری برنامهریزی شده که چاقی رو امنتر، راحتتر و آشناتر از لاغری میدونه. چون سالهاست با فرمول ذهنی چاقی زندگی کردی. پس طبیعیه که به محض تغییر، مقاومت نشون بده و بخواد به وضعیت قبلی برگرده.
اما خبر خوب اینه که:
همونطور که این فرمولها ساخته شدن، با تمرین و آگاهی، میتونی فرمول ذهنی جدیدی برای لاغری و تناسب بسازی ✨
✅ فقط باید بدونی که لاغر شدن از بیرون شروع نمیشه، بلکه از درون و از ذهن شروع میشه.
و تا وقتی تغییر از درون اتفاق نیفته، هیچ رژیمی نمیتونه نتیجه ماندگار بده.

😮💨 چرا چاق شدن راحتتر از لاغر شدنه؟
اگه تا حالا سعی کردی لاغر بشی، حتماً حس کردی که چاق شدن چقدر راحت و بیدردسره، ولی لاغر شدن… انگار یه جنگ تمومنشدنیه! 😫
اما واقعاً چرا اینطوره؟ چرا بدنمون انقدر راحت به سمت چاقی میره، ولی برای لاغری باید با سختی و فشار جلو بریم؟
پاسخ خیلی واضحه: چون فرمول ذهنی چاقی سالهاست توی ذهنمون حک شده، تکرار شده و با احساسهای قوی مثل لذت، آرامش یا حتی امنیت همراه بوده. 🧠🛠
📍 تصور کن هر روز بدون فکر کردن، مسیر خونه تا محل کارت رو میری. چون اون مسیر آشناست، ذهنت بدون انرژی زیاد اون رو انتخاب میکنه.
حالا اگه یه روز بخوای از یه مسیر جدید بری، ذهنت مقاومت میکنه چون اون مسیر براش ناآشنا و «ناامن»ه.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوره! ذهن ما مسیر چاقی رو مثل یه مسیر آشنا، راحت و بیخطر میشناسه چون:
- همیشه موقع ناراحتی سراغ غذا رفتیم
- با پرخوری احساس کنترل یا آرامش پیدا کردیم
- خوردن برامون شده راهی برای لذت، پاداش یا فرار
- و مهمتر از همه: تصویر ذهنیمون از خودمون، یه آدم چاقه!
پس فرمول ذهنی چاقی نهتنها فعاله، بلکه توی ذهن ما جا افتاده، آشنا و حتی مورد اعتماد شده! 🤝🍔
🔥 حالا برعکسش رو ببین:
وقتی تصمیم میگیری لاغر شی، باید مسیر جدیدی بسازی. باید عادتهایی رو تغییر بدی که سالها باهات بودن.
ذهن مقاومت میکنه چون احساس خطر میکنه! چون تصویر جدید از «توِ لاغر» براش غریبهست و هنوز بهش اعتماد نداره.
به همین دلیله که چاق شدن آسونه، چون با فرمول ذهنی چاقی هماهنگه. ولی لاغر شدن نیاز به بازنویسی ذهن، تغییر باورها و ساختن تصویر جدید از خودت داره. 🎨🧠
✅ پس اگر میخوای لاغری رو تجربه کنی، نباید فقط کالری بشمری یا بیشتر بدوی! باید مسیر ذهنیتو عوض کنی.
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی رو نشکنی، بدنت مسیر چاق شدن رو ادامه میده، چون اون مسیر براش آسونتره!
ولی خبر خوب اینه: همون ذهنی که تو رو چاق کرده، اگه درست آموزش ببینه، میتونه بزرگترین حامی لاغر شدنت بشه 🌱💪
🧠 فرمول ذهنی چاقی دقیقاً چطور کار میکنه؟
تصور کن ذهنت مثل یه سیستم هوشمنده که سالهاست بدون اینکه بفهمی، داره برنامههایی اجرا میکنه که باعث اضافهوزن شدن تو شده.
این برنامهها همون فرمول ذهنی چاقی هستن؛ ترکیبی از افکار، احساسات و واکنشهای تکراری که در موقعیتهای خاص فعال میشن.
مثلاً:
- وقتی استرس داری، ناخودآگاه میری سراغ خوراکیهای شیرین 🍪
- وقتی ناراحتی، حس میکنی یه غذای خوشمزه حقتِ و باید خودتو دلداری بدی 🍕
- وقتی شاد و موفقی، پاداشت یه وعده سنگین یا دسر اضافهست 🎉🍰
اینا فقط عادت نیستن، بلکه بخشهایی از فرمول ذهنی چاقی هستن که مثل یک کد مخفی، تصمیمات روزمرهی خورد و خوراک تو رو هدایت میکنن.
واقعیت اینه که تو با منطق و آگاهی تصمیم نمیگیری چی بخوری یا چقدر بخوری…
بلکه تاثیر ذهن ناخودآگاهت، طبق همون فرمول قدیمی، داره زندگیت رو جلو میبره.
و تا وقتی این فرمول ذهنی چاقی تغییر نکنه، هر رژیم یا برنامه ورزشیای فقط یه راهحل موقتیه که زود یا دیر، دوباره برمیگردی سر جای اول 😞

🔍 چطور فرمول ذهنی چاقی خودم رو شناسایی کنم؟
برای شروع تغییر، اول باید بدونی دقیقاً با چی طرفی!
فرمول ذهنی چاقی یهدفعه شکل نمیگیره؛ حاصل سالها تکرار احساس، فکر و رفتار در موقعیتهای مختلفه.
اما خبر خوب اینه که تو میتونی قدمبهقدم پیداش کنی و اون رو بازنویسی کنی ✍️🧠
💡 مراحل شناسایی فرمول ذهنی چاقی:
- به محرکها توجه کن: کی بیشتر غذا میخوری؟ وقتی خستهای؟ وقتی ناراحتی؟ وقتی استرسی؟ اینا همون لحظههاییه که فرمول ذهنی فعال میشه.
- احساساتت رو ثبت کن: بعد از پرخوری یا خوردن غیرضروری، چه حسی داری؟ احساس گناه؟ پشیمونی؟ یا شاید رضایت لحظهای؟ این احساسات بخشی از کد ذهنیه!
- الگوها رو بنویس: مثلاً: «وقتی شبها تنها میمونم، بدون اینکه گرسنه باشم، چیپس یا شیرینی میخورم.» یا: «هر بار عصبانی میشم، سر یخچال پیدام میشه.»
✏️ با نوشتن این الگوها، تو داری تکهتکه فرمول ذهنی چاقی خودت رو از ناخودآگاه بیرون میکشی و میاری توی نور آگاهی ☀️
و این یعنی قدم اول برای آزاد شدن از برنامههای چاقکننده ذهن.
چون چیزی که دیده بشه، قابل تغییر دادنه! 🛠️💫
🔁 چطور فرمول ذهنی چاقی رو تغییر بدیم؟
تا اینجا فهمیدیم چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست… بلکه نتیجه یک برنامهریزی ذهنیه! حالا سوال مهم اینه: چطور میشه این فرمول ذهنی چاقی رو بازنویسی کرد؟
جوابش سادهست ولی نیاز به تمرین و آگاهی داره:
با تغییر باورها، احساسات و رفتارهایی که ریشه در ذهن ناخودآگاه ما دارن.
۱. شناسایی باورهای چاقکننده 🕵️♀️
اولین قدم، شناخت باورهاییه که سالهاست ناخودآگاه تکرارشون کردی. مثل:
- “من چاق توی ژنم هست” 🧬
- “غذا تنها چیزیه که منو خوشحال میکنه” 🍕
- “من اراده ندارم” 😞
- “فقط با رژیم سخت میتونم لاغر شم” 🥗⛔
کافیه چند روز به افکارت موقع غذا خوردن، لباس پوشیدن یا دیدن خودت توی آینه دقت کنی… خیلی از این باورها خودشونو نشون میدن.
۲. جایگزینی با باورهای سبککننده 🦋
تو نمیتونی فقط یه باور رو حذف کنی، باید با یه باور تازه جاشو پُر کنی. مثلاً:
- “بدن من میتونه تغییر کنه، اگر ذهنم تغییر کنه”
- “من ارزش آرامش واقعی رو دارم، نه فقط آرامش لحظهای با غذا”
- “من میتونم یاد بگیرم رفتارم رو آگاهانه انتخاب کنم”
- “لاغری با عشق به خودم ممکنه، نه با تنفر از بدنم”
📌 هر بار که ذهنت خواست باور قدیمی رو تکرار کنه، آروم بهش یادآوری کن که الان برنامهات عوض شده!
۳. تغییر الگوی احساس و رفتار 🤝
اکثر رفتارهای چاقکننده، با یه احساس شروع میشن: استرس، خستگی، تنهایی، یا حتی شادی زیاد!
تو باید یاد بگیری قبل از اینکه سراغ غذا بری، اول احساسات رو بشناسی:
“الان واقعاً گرسنهام یا فقط خستهام؟”
“میتونم به جای خوردن، با یه نفس عمیق یا قدم زدن حالمو بهتر کنم؟” 🌬🚶♀️
این یعنی: قطع ارتباط غذا با احساسات ناخوشایند و ساختن ارتباطی تازه با آگاهی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.65 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
ذخیره کردن غذا درمعده مثل ذخیره کردن آب درآبکش میمونه بااینکار نه تنها نمیشه آبی ذخیره کردبلکه باعث خیس شدن فضای اطراف وکثیف شدن فضا میشود ووقتی غذارو هم درمعده میخواهیم ذخیره کنیم همین حالت میشود نه تنها آن غذادر معده ذخیره نمیشود بلکه فضای بدن را خراب وآلوده میکند وبایدتازه زحمت زیادی برای پاکسازی آن بکنیم همانقدر که نباید بدن رادر حالت قحطی قرار بدهیم نباید ذخیره هم درآن انجام بدهیم چون بدن ما انبار نیست واگر آن را تبدیل به انبار ذخیره غذاکنیم نتیجه اش چاقی است وخداروشکر من به لطف دوره ی عالی سرزمین لاغرها اصلا غذایی دربدنم ذخیره نمیکنم وبه هیچ عنوان نگرانی از گرسنه شدن ندارم واصلا دوست ندارم درحالت سیری چیزی بخورم خداروشکر میکنم که احساس خیلی خوبی دارم ودیگه خیلی کم پیش میاد که از حرف کسی ناراحت ویا عصبانی بشم ومن با اشتیاق وعلاقه این روز رو سپری میکنم وعاشقانه مسیر زیبایی که پیش رودارم طی میکنم
من قبل از مواجه شدن با گرسنگی نباید غذا بخورم در واقع از ترس و نگرانی که شاید من گرسنه بشم و غدا نباشه و من گرسنه بمونم مثلا در ماه رمضان از ترس گرسنه شدن در طول روز و نبودن عذا در وعده ی بعدی موقع سحری یا افطار زیاد بخورم
برای خوردنت هیچ تعریفی نداشته باش مثلا :
چون دیگه مسیر طولانیه ممکنه غذا نباشه پس بخورم
چون خیلی کار دارم بخورم که ضعف نکنم
چون فعالیتم زیاد بوده مثل پیاده روی و ورزش و یا کار خونه زیاد کردم پس بخورم
چون در سن رشده باید زیاد بخوره (برا بچها ) یا بلعکس در پیر ترها بخور برای بدنت خوبه
چون خاصیتش زیاده بخور
چون برای تقویت بدن بدن خوبه
چون خوشحالم باید هر چی که بخواهم بخورم
چون اومدم تفریح مجازم هر مواد عذایی در اطرافم هست بخورم تا خدش بگذره
خیلی از این تعریفا هست و داریم که توجیه بشه برای خوردن زیاد یا اینکه
چون دیگه گیر نمیاد این غذا
چون پولش رو دادم
چون حیف هست و اسراف میشه پس بخورم
بخورم که دیگه تموم بشه بره و چیزی نمونه
چون فقط یه امشب مهمونیه بخوریم
چون از فلان رستوران یا فست فودی هست بخورم
چون اصرار کردن به من بخورم که ناراحت نشه
چون مورد علاقه ی من هست و خیلی خاطره دارم از اون عذا
و کلا باید بدونیم که معده جای ذخیره ی غذا نیست که در اون غذا دخیره کنیم و هر وقت گرسنه بودم یه تیکه از ذخیره ی عذا جدا کنم و بخورم بلکه یخچال محل ذخیره ی غدا هست
پس یاد گرفتم دنبال بهانه و علت برای خوردن نباشم
و قبل از گرسنه شدن به زور وارد بدنم هیچ مواد غدایی نکنم
چقدر قسمت کامنت ها خوشرنگ شدن😍
ولی یک مقدار باریک هستن.🤔
من این مورد و نداشتم که از قبل بخوام غذا ذخیره کنم.
میدونستم که میخوام برم بیرون یا دانشگاه و چندین ساعت بعد میرم خونه ولی نه ذخیره میکردم نه با خودم خوراکی برمیداشتم.
گشنمم میشد خیلی برام مهم نبود. شاید از سوپر چیزی میگرفتم میخوردم اگه دیگه خیلی گشنم بود.
هیچ وقت برای خوردنم نباید تعریف داشته باشم مثلا خیلی کار کردم پس باید خیلی عذا بخورم یا من مهمان دارم امروز پس باید زیاد بخورم که انرژی داشته باشم یا من رفتم پیاده روی و فعالیت داشتم پس باید زیاد بخورم یا من رفتم سفر پس باید زیاد بخورم یا من روزه هستم پس باید این وعده رو زیادبخورم چون فردا گرسنه میشم و نمیتونم بخورم و یا
من یاد گرفتم خوردن برای تامین انرژی بدن من هست .پس به اندازه ای که جسم من در اون وعده نیاز داره باید غذا بخورم نه بیشتر از اون وعده غذایی بخورم
من باید خوردنهایی رو که برای بعدا من هست که گرسنه میشم و غذا نیست رو اصلا نباید انحام بدهم یعنی نباید نگران وعده ی بعدیه غداییم باشم
سلام
خیلی جمله های عالی و آموزنده در این فایل هست مثلا
چاقها برای خوردن کلی تعریف دارن مثال:چون مبخوام برم بیرون باید زیاد بخورم یا اینکه چون انرژی داشته باشم زیاد بخورم یا چون خیلی کار دارم امروز زیاد بخورم
معده یخچال نیست
بعد از عدا خوردن هصم غذا و تبدیل ان به انرژی صورت میگیرد
مثال من نباید نگران وعده بعدی غذاایم باشم که ممکنه نباشه و از ترس زیاد بخورم
الکی غذا دخیره نکنیم مثال در ماه رمصان در وعده ی افطار یا سحری نباید زیادتر بخوریم که برای بقبه روز غذا دخیره داشته باشیم در معده ی ما غدا دخیره نمیشه بلکه معده محل تبدیل غذا به انرژی هست
و باید میحتاج همان وعده رو رو مصرف کنیم
من تونستم عملی کنم این حرفها رو تا حدی که تونستم مثال :
من اون زمانی که باشگاه میرفتم همیشه برای خودم توجیه داشتم که من چون فعالیت کردم باید حتما شام سبک بخورم چون خیلی گرسنه هستم و با این فکر چه گرسنه بودم چه نبودم شام رژیمی میخوردم و هیچ وقت نگاه به نیاز بدنم نداشتم یا اینکه تو مسافرت یا دور همی یا عید یا مهمونی باید هر چی بخواهم بخورم و این خوشگدرونیه و من بدون توجه به نیاز بدنم وبه فکر اینکه ممکنه دیگه از این غذای خوشمزه رستوران یا مهمانی دیگه گیرم نیاد و فقط یه امروز کلی میخوردم ولی فهمیدم معده جای ذخیره ی غذا نیست و باید به اندازه نیازم در هر وعده غذایی استفاده کنم
من دیروز مهمانی بودم و سفره بسیار عالی داشت این مهمانی ولی من فقط باا مرور کردن اموزشها و در کل تغییراتی که خودم پیدا کردم نه زیاده روی کردم نه رفتار زننده ی پرخوری رو داشتم و نه حالت سنگینی رو تجریه کردم در این مهمانی و خیلی راصی بودم
هر وقت حس کنم که برای یک مدتی قرار نیست غذا بخورم به این فکر میکنم که بدنم چربی ذخیره که وقتی غذا در دسترسش نیست استفاده کنه. پس نیاز نیست نگران باشم
از اون طرف همه چی همه جا فراوان هست پس نگران نیستم که چیزی برای خوردن گیر نمیارم
سلام وقت بخیر استاد عزیز. من هم تا به امروز از شکمم مثل یک یخچال توقع داشتم ولی امروز متوجه شدم که چه اشتباهاتی کردم. به خصوص موقع ماه رمضان که سحر در حد خفگی میخوردم که در طول روز گرسنه یا تشنه نشم در صورتی که هنوز به ظهر نرسیدم گشنه میشدم و دوباره روز بعد بیشتر میخوردم تا شاید باز گرسنه نشم ولی همش اشتباه بود وخدارو شکر میکنم که استاد عزیز این راه هارو به ما نشان میده
چه آگاهی های عالی لذت میبرم از گوش دادن به آنها:
معده ی من محل دخیره ی غذا نیست بلکه محل هضم غذا و تبدیل ان به انرژی هست
و من باید در هر عده ی غذایی به اندازه ی نیاز جسم ام بخورم نه بیشتر
و من نباید از ترس اینکه بعدا غدا نیست بیشتر بخورم
برای منم این کار زیاد پیش اومده که غذا زیاد وارد معدم کردم حالا یا از ترس نبودن غذا در وعده ی بعدی غذا بوده یا در ماه رمضان از ترس اینکه فردا روزم و نمیتونم بخورم پس به جاش امشب در وعده ی افطار زیاد بخورم یا در مهمانی بوده که همیشه من مهمانی که نمیریم پس یه امشب خوش بگدرونم و زیاد بخورم و یا در مسافرت بوده که معلوم نیست کی برام جور بشه دوباره به محلی بریم برا خوردن غذا پس در این وعده زیاد بخورم و یا گاهی داخل خونه خودم یه غذایی رو که دوست دارم زیاد میخواهم بخورم و پر خوری کنم ولی دوباره به خودم میام که نه حالا اگه گرسنه شدم هنوز که هست پس در وعده ی شام دوباره میخورم از اون و جلوی خودم رو برای زیاده روی و پر خوری میگیرم
مثلا قبلا وقتی به غذایی میرسیدم برا خوردن انگار بار آخر بود که از اون میخوردم و دیگه نخواهد بود ولی حالا با باور و نگرش جدیدم به خوردن به اندازه نیازم میخورم و از روی میز بلند میشم و دیگه اون حرص ولع رو ندارم فقط به خاطر داشتن همین آگاهی ها که معده ی من یخچال نیست که زیاد بخورم و غذا داخل اون ذخیره بشه بلکه دو ساعت بعد غذا رو هضم میکنه و اضافه رو تبدیل به چربی میکنه
همین دیشب قارچ سوخاری از فست فودی گرفتیم و خیلی راحت بدون ترس از اینکه در وعده ی شام دارم غذای سرخ شده میخورم شروع به خوردن با لذت کردم و راحت سیر شدم با چند دونه و اون حرص و و لع رو نداشتم اگه قبلا بود باید اینقد میخوردم تازه شام هم برام نمیشد آخرش میگفتم اخه با این که ادم سیر نمیشه
تغییراتم عالیه و از خودم راصیم حالا یه جاهایی هم هست که یه مقدار بیشتر میخورم ولی به قول استاد چون کارهای صحیحم از اشتباهم بیشتر هست نگران نیستم و ادامه میدهم
نشان های دریافت شده
سلام وعرض ادب🌺💐
بحث امروز بسیار جالب ونکته آموز بود برای من وهمنوردان عزیزم که اکثرا با این موضوع ،تعریف و توجیه کردن برای خوردن های غیر ضروری وزائد بر نیاز بدنمان مواجه هستیم.👌🏻👌🏻❤️
همان طور که در طی دوره اموختم اگر بدنم را کار خانه ایی فرض کنم که کارش تولید انرژی باشد ومن با مدیریت ذهنم ( رفتار های غلط غذاییم) مواد اولیه ( مواد غذایی) را زائد بر نیاز بدنم به آن وارد کنم چون این کارخانه، محلی برای ذخیره سازی مواد زائد ندارد یعنی دقیقا معده من یخچال وانبار این کارخانه نیست، پس تنها مقدار مورد نیاز را به انرژی تبدیل میکند وزائد بر آن در بدنم به چربی تبدیل وکارخانه تنم را به آشغالدونی مواد زائد بر نیاز وپارکینک انواع بیماریها مبدل وبدین ترتیب این جایگاه ومامن، روح ملکوتیم به خانه ایی مخرب وفرسوده مبدل شده که لایق روح به امانت سپرده ام هنگام خلقتم نیست ، واین عین کفر وناسپاسی من نسبت به این نعمت وگوهر گرانقدر است که در مرداب تنم اسیر شده.😳😳
واما چاره کار؟؟؟
خبر خوب این که من از زمان شرکتم در ایندوره:
۱-با پیوستن به عضویت کمپین حمایت از بدن پاک ، متعهد شدم مواد زائد را به اشغالدونی منزل ( به جای اشغالدونی تنم)منتقل کنم وبا خوردن بر اساس نیاز جسمی ، به پاکسازی ، اشغال های طبیعت تنم کمک کنم👌🏻👌🏻💃💃👏
۲-با توجیهات وتعاریف غیر منطقی( فرضا : چون من هر موقع ساعتها از منزل بیرون باشم صبحانه بیشتر بخورم تا انرژی کافی در طول روز جهت انجام اموراتم داشته باشم ویا چون در سفرم با هر بار توقف برای صرف غذا جهت ادامه مسیر وداشتن انرژی کافی بیشتر بخورم و…) برای ترس ونگرانی از آینده ( گرسنه نماندن وذخیره سازی)زاید بر نیازم مصرف نکنم👌🏻❤️
۳-در نتیجه با فرمول سازی جدید برای ذهنم ، فرمول صحیح مبنی بر اینکه:
نیازی نیست که بیشتر بخورم ، چون امروز بیشتر کار دارم ویا ساعت ها خارج از منزلم و…
وبا فکر طلایی معده من یخچال ومحل انباشت غذا نیست ، بلکه محل تبدیل ، بلافاصله غذا های ورودی به انرژی است. پس نباید بیشتر بخورم به خیال ذخیره سازی جهت استفاده در زمان مورد نیاز.
خروجی جسمم، این میشه که رفتار های صحیح غذائیم بیشتر در نتیجه میشوم انچه که میخواهم( شکفت انگیز) وباید بود( احسن الخالقین وخانه مجلل روح ملکوتیم).👏👏👏💃❤️🌺💃💃💃💃💃💃💃
سلام
من هم در زمان رژیم ام همیشه نگران بودم که من چون اشتهام زیاده و باید با مواد کم کالری اون رو کنترل کنم که خیلی سراغ غذا نروم بباید همیشه کلی میوه قبل از عذا میخوردم یا خورشت خالی یا سوپ رو که آماده میشد یک کاسه میخوردم تا موقع ناهار یا اینکه از باشگاه که میومدم خونه همیشه با این فکر که چون ورزش کردم خیلی گرسنه شدم یک کلی غذای سبک و ساده رو همیشه میخوردم که یه وقت هوس غذای دیگه نکنم وداخل سفرها از ترس که من رژیمی میخورم و اشتهام زیاده همیشه یه عالمه میوه میخریدم که هر وقت هوس چیزی کردم با خوردن میوه کنترل کنم خوردنم رو
یا اینکه قبل از رفتن به خونه ی مادرم همیشه پیش خودم میگفتم اول شام سبک خودم رو میخورم بعد میرم اونجا که بتونم خودم رو در جمع کنترل کنم و هر خوراکی دیدم نخورم ولی بیشتر وقتها برام پیش میومد هم شام سبک رو بر حسب عادتم خورده بودم خونه ی خودم هم بیرون از خونه اگه چیزی پیش میومد میخوردم و همیشه هم میخواستم اینقد وابسته به این شام خوردن نباشم ولی میترسیدم که نه اگه نخورم چون اشتهام زیاده رفتم بیرون خیلی چیز میخورم و به همین بهانه همیشه خوردم و یا اینکه چون ریزه خواری داشتم همیشه پیش خودم گفتم باید سیر باشم با وعدهای عذایی سبک و رژیمی که بتونم اگه خوراکی دیدم از اون بگذرم یعنی همین ترس که من اگه گرسنه بشم خیلی مواد غذایی میخورم و خودم رو خوب کنترل نمیکنم باعث شده بودمن همیشه سه وعده رژیمی رو دو میان وعده رو همیشه چه سیر چه گرسنه بخورم که ریزه خواری نکنم ولی همون محدود کردن رژیم باعث شده بود که من حرص و ولع خوردن خیلی از چیزها رو پیدا کنم و علاوه بر وعدهای عذایی خودم اونا رو هم بخورم یا خیلی وقتا غذای خودم که از بقیه خانواده جدا بود رو میخوردم و بعدش از غذای اونا هم موقع جمع کردن میز غذا میخوردم
در کل همیشه ترس داشتم از گرسنه شدن خودم و از اینکه نکنه برم سراغ مواد غذایی غیر رژیمی تا جایی که در توانم بوده داخل خونه خودم درست کردم
غذای رژیمی رو و خوردم و بعد بیرون رفتم
نشان های دریافت شده
سلام استاد سفر به سلامت ، ممنون که تو هر شرایطی به فکر ما هستید وبرامون فایلهای کلیدی میزارید ، در گذشته من هم برای خوردن دلیل های زیادی داشتم ، احساس کردم این فایل فقط مختص من گفته شده ، همیشه تو خونه تکونی عید زیاد میخوردم چون میگفتم جون کار کردن داشته باشم یا وقتی کسی تعارف میکرد من با وجود سیر بودن میخوردم یا وقتی چند ساعت بیرون از خونه کار داشتم حتما خوراکی تو کیفم میبردم میگفتم ی وقت ضعف نکنم یا وقتی مهمان داشتم خودم بیشترمیخوردم تا مهمان راحتر بخوره و رودرواسی نکنه یا ماه رمضان سحر خیلی میخوردم که تا افطار کمتر گرسنه ام بشه در صورتیکه بیشتر گرسنه ام میشد با دیدن این فایل فهمیدم که من همیشه پر خوری میکردم و براش ی دلیل منطقی داشتم من با پر کردن معده ام اونو تبدیل به یخچال و فریزر کرده بودم و فقط میخاستم غذا انباشته کنم ، بخاطر ترس از گرسنگی که برام خیلی عذاب آور بود تو هر شرایطی که بودم اولین فکر من مربوط به خوردن میشد بخصوص تو مسافرت ، همیشه موقع مسافرت یک سبد بزرگ خوراکی میبردم ، انگار هیچ جا چیزی برای خوردن پیدا نمیشد ، خدا را شکر الان فراوانی همه جا هست و انواع خوراکی ها و غذا موجوده و در دسترسه ، یکماه پیش که رفتم مسافرت یک سبد کوچیک با چن تا دونه خوراکی برداشتم که بچه هام با دیدنش تعجب کردن بهشون گفتم وقتی گرسنه شدیم ی چیزی برای خوردن همه جا پیدا میشه ، دیگه من بنده غذا نبودم الان سه هفته س که چن تا دونه شکلات کوچیک تو کیفمه من شاید ۲ یا ۳ تا دونه ازشون خورده باشم جالبه که هر چی میرم بیرون خیلی کم گرسنه ام میشه که این از برکات دوره س و با این فایل یاد گرفتم که هر وقت گرسنه هستم به اندازه نیازم غذا بخورم و دنبال دلیل برای بیشتر خوردن نباشم ، با تغییر فرمولهای ذهنی پرخوری من هم کمتر شده ، یاد گرفتم معده انبار ذخیره غذا نیست وقتی غذایی واردش بشه کار هضم شروع میکنه پس نیازی نیست من تو یک وعده پرخوری کنم برای چند ساعت بعد که کار دارم ، تو این مدت من با دریافت فرمان سیری مغز مقدار غذا خوردنم کنترل شده خدا را شکر پرخوریم تا حد زیادی از بین رفته ، الان میتونم علت خوردنم را تشخیص بدم ، خدایا شکرت