تصور کنید در اولین صبح بهاری، مقابل آینه ایستادهاید؛ نسیم خنکی از پنجره به اتاق میوزد و شما به جای حسرتهای همیشگی، لبخندی عمیق بر لب دارید.
در این تصویرسازی، شما دیگر آن لباسهای گشاد و تیره را به تن ندارید، بلکه با بدنی سبک و ذهنی آرام، آمادهاید تا برنامه لاغری در سال جدید را نه به عنوان یک اجبار، بلکه به عنوان یک تولد دوباره تجربه کنید.
سالها با نوشتن اهداف تکراری در دفترچهتان گذشت، اما امسال قرار است این تصویر ذهنی به واقعیت تبدیل شود.
بیایید از همین لحظه، سنگینیِ خاطرات شکستهای قبلی را زمین بگذارید و با تمرکز بر قدرت ذهن، مسیری را آغاز کنید که در آن، تناسب اندام تنها یکی از میوههای درختِ آگاهی شما در سال جدید خواهد بود.
چرا امسال با سالهای قبل فرق میکند؟
بسیاری از ما وقتی به دنبال یک برنامه لاغری در سال جدید هستیم، مستقیم به سراغ لیست غذاهای ممنوعه، رژیمهای سخت و ثبتنام در باشگاههای ورزشی میرویم.
تصور میکنیم با فشار آوردن به جسم، میتوانیم سالها انباشتگی چربی را جبران کنیم.
اما بیایید با خودمان صادق باشیم؛ چند بار این مسیر تکراری را رفتهاید و در نیمه راه، درست زمانی که انرژیتان تمام شده، خسته و ناامید به نقطه اول (یا حتی وزنی سنگینتر از قبل) برگشتهاید؟

حقیقت این است که مشکل از اراده شما نیست؛ بلکه مشکل در نقشه راهی است که انتخاب کردهاید.
در وبسایت «تناسب فکری»، ما با تجربهای عمیق یاد گرفتهایم که چاقی ابتدا در لایههای پنهان ذهن ساخته میشود و سپس به شکل اضافه وزن در جسم ظاهر میگردد.
برنامه لاغری در سال جدید نباید برای شما تکرارِ یک جنگ فرسایشی با قاشق و چنگال باشد؛ چرا که در جنگ با خود، هر کسی برنده شود، شما بازنده هستید.
امسال زمان آن رسیده که به جای گرسنگی کشیدن، به دنبال یک صلح درونی با ذهنتان باشید.
وقتی ذهن شما با خواسته جسمتان هماهنگ شود، دیگر نیازی به تقلا نیست؛ چربیها داوطلبانه شروع به ترک بدن شما میکنند، چون دیگر دلیلی برای ماندن در ذهنتان ندارند.
چاقی؛ زنجیری بر دست و پای رویاها
وقتی با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنیم، ماجرا فقط سنگین شدن عقربههای ترازو یا بالا رفتن عدد سایز لباس نیست؛ بلکه انگار نوری که باید در قلب زندگیمان بتابد، پشت ابرهای تیره و متراکم چاقی پنهان شده است.
چاقی به مرور زمان تبدیل به دیواری بلند میشود که بین ما و آرزوهایمان فاصله میاندازد. چاقی باعث میشود:
- از آینه و دوربین فرار کنیم: آینه که باید بازتابدهنده زیبایی و قدرت ما باشد، به دشمنی تبدیل میشود که هر روز شکستمان را به رخمان میکشد. حتی در میهمانیها از ثبت عکسهای یادگاری فرار میکنیم، چون نمیخواهیم تصویر واقعیمان را باور کنیم.
- فرصتهای طلایی را از دست بدهیم: بسیاری از ما موقعیتهای شغلی، روابط عاطفی و تعاملات اجتماعی سازنده را نه به خاطر کمبود تخصص یا مهارت، بلکه صرفاً به خاطر عدم اعتمادبهنفس ناشی از فیزیک بدنمان از دست میدهیم. ما خودمان را لایقِ «بهترینها» نمیبینیم.
- اشتیاق به زندگی را در خود کور کنیم: ذوق خرید لباس نو، پیادهروی در طبیعت یا حتی یک میهمانی ساده جای خود را به انزوا میدهد. وقتی مجبور باشیم همیشه لباسهای گشاد، تیره و بیحالت بپوشیم تا برآمدگیهای بدنمان را پنهان کنیم، کمکم رنگ زندگی هم در چشممان خاکستری میشود.
- حس کنیم فرمان زندگی از دستمان خارج شده است: و از همه دردناکتر، این باورِ سمی است که فکر میکنیم قدرت تغییر نداریم. حس میکنیم بدنی که باید تحت فرمان ما باشد، حالا خودش برای ما تصمیم میگیرد که چه بخوریم و چقدر چاق شویم.
در واقع، هدف اصلی از برنامه لاغری در سال جدید، فقط سبک کردن جسم نیست؛ بلکه پاره کردن این زنجیرهاست تا آن نوری که پشت ابرهای اضافه وزن پنهان شده، دوباره بر تمام ابعاد زندگی شما بتابد و احساس قدرت و تسلط بر خویشتن را به شما بازگرداند.

رمزگشایی از «تولد آگاهانه»
در سال ۱۳۹۳، زمانی که من هم مثل شما در تب و تاب نوشتن اهداف سال نو بودم، یک جرقه بزرگ در ذهنم زده شد. من سالها بود که برای لاغر شدن تلاش میکردم، اما هر بار چاقتر میشدم. آن روز فهمیدم که من تمام تلاشم را برای تغییر «دنیای بیرون» میکردم، در حالی که ریشه چاقی در دنیای درون من بود.
برنامه لاغری در سال جدید من از آن سال تغییر کرد. من دیگر به دنبال رژیمهای سخت نرفتم. من شروع کردم به واکاوی ذهن ناخودآگاهم. متوجه شدم که ذهن من، چاقی را به عنوان یک سپر دفاعی یا یک عادت امن انتخاب کرده است. وقتی این آگاهی حاصل شد، معجزه رخ داد.
اولین نشانههای تغییر: وقتی احساس سبک میشود
جالب است بدانید در مسیر لاغری با ذهن، شما قبل از اینکه سایز کم کنید، احساس سبکی میکنید. انگار وزنه سنگینی از روی دوش روحتان برداشته شده است.
- تغییر تصاویر ذهنی: دیگر خودتان را یک آدم چاق و ناتوان نمیبینید.
- تغییر گفتگوهای درونی: به جای سرزنش خود، با بدنتان دوست میشوید.
- تغییر اشتها: وقتی ذهن آرام میشود، نیاز به «پرخوری عصبی» به شدت کاهش مییابد.
مکملهای کلیدی برای موفقیت در برنامه لاغری سال جدید
برای اینکه برنامه لاغری در سال جدید شما صرفاً یک یادداشت روی کاغذ باقی نماند و به یک نتیجه ملموس تبدیل شود، باید از چند ابزار قدرتمند یا همان مکملهای ذهنی استفاده کنید.
این مکملها، سوختِ مسیر شما در وبسایت «تناسب فکری» هستند:
- اولویتبندی ذهنی و تمرکز لیزری: لاغر شدن نباید هدف دهم یا یازدهم شما در کنار خرید ماشین و تغییر دکوراسیون باشد. اگر میخواهید برنامه لاغری در سال جدید به واقعیت تبدیل شود، باید آن را در صدر لیست اولویتهای زندگیتان قرار دهید. وقتی تناسب اندام به اولویت اول تبدیل شود، ذهن ناخودآگاه شما تمام منابع انرژی و خلاقیتش را برای حل این چالش آزاد میکند.
- پیروزیِ استمرار بر شدت لحظهای: یکی از بزرگترین سموم در هر برنامه لاغری در سال جدید، جوگیر شدن و انجام فعالیتهای سنگین و کوتاهمدت است. به جای اینکه یک هفته با شدت تمام ورزش کنید و رژیمهای طاقتفرسا بگیرید و سپس از خستگی رها کنید، یاد بگیرید که هر روز فقط چند دقیقه را به تمرینات ذهنی و گوش دادن به آگاهیهای تناسب فکری اختصاص دهید. استمرار در تمرینات نرم ذهنی، کوه چربیهای کهنه را ذوب میکند.
- شفقت با خود؛ پذیرش و بخشش: چربیهای بدن شما، واکنشی به استرسها و زخمهای درونی هستند. خودتان را به خاطر تمام سالهای چاقی و تمام دفعاتی که شکست خوردید، صمیمانه ببخشید. در برنامه لاغری در سال جدید، ابتدا با بدن خود صلح کنید؛ وقتی بدنتان حس کند که توسط شما دوست داشته میشود، دیگر نیازی به ذخیره کردن چربی برای محافظت از خود نخواهد داشت.

چرا تمرکز بر ذهن، تنها راه ماندگار است؟
رژیمهای غذایی معمولاً با لایه «خودآگاه» ما سر و کار دارند، اما ۹۵ درصد رفتارهای تغذیهای ما توسط ناخودآگاه مدیریت میشود. به همین دلیل است که وقتی ارادهمان ضعیف میشود، دوباره به سمت پرخوری میرویم.
در برنامه لاغری در سال جدید که ما در تناسب فکری ارائه میدهیم، هدف ما برنامهریزی مجدد ناخودآگاه است. وقتی ذهن شما بپذیرد که لاغری امن و لذتبخش است، بدن شما به طور خودکار شروع به سوزاندن چربیهای اضافی میکند.
نقشه برنامه لاغری در سال جدید (معرفی دورههای تخصصی)
دوست عزیز من، اگر آمادهای که امسال را به سال «تولد آگاهانه» خودت تبدیل کنی، ما در سایت تناسب فکری، چهار گام اساسی و تخصصی را برای تو طراحی کردهایم. این دورهها مکمل یکدیگرند و تو را از یک فرد خسته از چاقی، به یک فرد متناسب و قدرتمند تبدیل میکنند:
۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها (گام اول)
این دوره برای کسانی است که میخواهند اولین قدم را محکم بردارند. اگر هنوز شک دارید که آیا با ذهن میتوان لاغر شد، این دوره همان جایی است که باورهای شما را دگرگون میکند و شما را با الفبای برنامه لاغری در سال جدید آشنا میسازد.
۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن (گام دوم)
چاقی قبل از اینکه روی شکم و پهلوها باشد، در افکار ماست. در این دوره، ما تمام گرههای ذهنی، ترسها و باورهای محدودکنندهای که سالها مانع لاغری شما شدهاند را شناسایی و پاکسازی میکنیم. این دوره، ریشههای چاقی را در ذهن میخشکاند.
۳. دوره پیشرفته لاغری با ذهن (گام سوم)
این دوره مخصوص افرادی است که میخواهند به واسطه شرکت در برنامه لاغری در سال جدید به استادِ ذهن خود تبدیل شوند. در مرحله پیشرفته، روی تثبیت وزن و هماهنگی کامل ذهن و جسم کار میکنیم تا تناسب اندام همیشگی شود.
۴. دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز
آیا شما هم دچار ریزهخواری یا پرخوری عصبی هستید؟ در این دوره از برنامه لاغری در سال جدید، ما مستقیماً روی سیمکشیهای مغز کار میکنیم. یاد میگیرید که چگونه میل کاذب به غذا را از بین ببرید و اشتهای خود را به صورت کاملاً طبیعی و از درون مدیریت کنید.
جمعبندی: تصمیم با شماست!
امروز میتوانید مثل تمام سالهای قبل، فقط یک آرزو برای لاغر شدن داشته باشید، یا اینکه با انتخاب یک برنامه لاغری در سال جدید که مبتنی بر آگاهی و شناخت ذهن است، واقعاً تغییر کنید.
من، رضا عطارروشن، در این مسیر با هم باورهای کهنه رو خراب میکنیم و عمارت زیبای تناسب رو میسازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
گام ۳۸
سال سلامتی وتناسب اندام
به نام خدا
چاقی سبب شده بود که اعتماد به نفس من به شدت کاهش یابد به طریقی که حتی از حضور درجمع ها ی فامیلی خودداری کنم حتی در محیط خانه هم همیشه نگران نگاه شوهرم بودم سعی میکردم با لباسهای پوشیده و مشکی کمتر چاقی بدن من دیده بشود.واین برای یک بانو خیلی سخته می باشد .
چاقی شور واشتیاق من را برای زندگی کردن به شدت کم کرده بود .
سخت ترین تنبیه رو وقتی میشدم که برای خریدن مانتو ولباس به فروشگاه میرفتم و فروشنده میگفت سایز شما را نداریم یا تعداد خیلی کم سایز من بودند که اصلا زیبا نبودند .یادمه خیلی وقتها پشیمان به خانه برمی گشتم .😭
از هرگونه تغییر کوچک در زندگی میترسیدم حتی وقتی که برای آموزش شنا رفتم همیشه نگران قضاوت افراد داخل استخر بودم درصورتی که من از خیلی های وزنم کمتر بود ولی اعتماد به نفسم داغون تر بود .
سالها طول کشید تا برای آزمون ارشد ثبت نام کردم آن هم وقتی دست به کار شدم و همون سال اول قبول شدم که با رژیم تناسب نسبی به دست آورده بودم و حس خیلی خوبی داشتم .
استاد گفتند در سال۹۳ بااین مسیر لاغری باذهن آشنا شدم وهرروز شور واشتیاق من برای درک کردن، تمرین کردن وعمل کردن به آنچه یاد می گرفتم بیشتر میشد .
❇نتیجه استمرارو تکرار کردن من تغییرات احساسی بود .احساس سبکی میکردم بااینکه تغییری درجسم خودم نمی دیدم .
این تغییرات احساس به قدری لذت بخش بود که به تمرین کردن ادامه دادم .
❇❇به مرور تغییرات جسمی من ظاهر شد ، مقداری از سایز من کم شد از گشاد شدن لباس ها متوجه این تغییر عالی شده بودم.
❇❇❇اطرافیان متوجه تغییرات جسمی من شدند میزان لاغر شدنم از نظرخودم زیاد نبود ولی آنچه دیگران می دیدند عالی بود .
به مرور که به اضول عملکرد ذهن مسلط شدم فهمیدم آنچه دیگران درباره آن صحبت می کردند .در رابطه باتغییرات جسمی تنها نبود بلکه بیشتر براساس تغییر احساس وتصاویر ذهن من بوده است .تکرار رضا داری لاغر میشوی برایم لذت بخش است .با تمرکز بیشتری تمرینات ذهنی برای لاغرشدن راانجام دادم .
اینها روند شگفت انگیز شدن استاد بود وبا طی کردن این مراحل استاد به درجه استادی رسید .نوشتن دوباره اینها برایم بسیارشیرین و پرانرژی است . من در میان نوشته های استاد ودوستان دنبال نشانه های در خودم هستم این قسمت نشان میدهد که من تا مرحله حس خوب و سبک شدن پیش رفتم .وبااستمرار به راحتی بقیه مراحل را هم پیش خواهم رفت 😍😍
اگر رویای لاغر شدن دارید باید لاغر شدن درذهن اهمیت زیادی بدهی واولویت اول زندگیت بشود .و در هرشرایطی دنبال یادگیری باشی والا بهانه ها همیشه هست .
بایادگیری آموزشهای لاغری سعی کنیم همبشه توجه وتمرکز خودرا برلاغر شدن ذهن ایجاد شود و این سال از قرن جدید تغییری اساسی درتناسب وسلامتی خودمان به وجود آوریم .
این تمرکز هم بااستفاده منظم ومستمر از آموزشهای فایل به دست می آید .
کافی است تصمیم قاطع بگیرم وتلاش کنیم استاد بدون راهنما به اهداف عالی رسیده اگر بخواهیم ما با کمک استاد برهرچه که اراده کنیم می رسیم .اگر اندکی صبرکنیم ونتایج اولیه را در جسم ببینیم دیگر محال است که بااین شور و انگیزه این مسیر را رها کنیم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان نازنینم .گام ۳۸ سال سلامتی و تناسب اندام .وقتی استاد از دوران چاقیشون میگن انگار زندگی منو دارن تعرف میکنن من یک سالی میشه با این مسائل ذهنی آشنا شدم قبلا ی چیزایی شنیده بودم درموردش سال اول و دوم راهنمایی بودم داداشم کتاب راز و خریده بود میخوندش منم بعضی اوقات داداشم نبود فهرست کتاب و نگاه میکردم هر عنوانی ک برام جالب بود میخوندم اون سالها ی چیزایی سطحی شنیدم ولی اهمیت ندادم ،تا دوسال پیش ک ب خاطر اضافه وزنم ک از رژیم و ورزش نا امید شدم گفتم این راهم هست ک میگن از طریق قانون جذب میشه ب هر چی بخواهی برسی از این طریق اقدام کنم قبلا ب سایت هدایت شده بودم من فقط ده جلسه رو دیده بودم و راستش چندین بارم دیده بودم ولی اون طوری ک بخواهی درک و تجزیش نکرده بودم ک بخوام ادامش بدم کلا کانال و پیجم استاد رو حذف کرده بودم با ی کانال تلگرامی ک قسطی ثبت نام میکرد ی دوره خود شناسی ۶ ماهه ثبت نام کردم ک تا چهار ماهش رفتم بقیشه و نرفتم خیلی توضیحات داده بود ولی تو مبحث هدف گذاری گفتن ک برای نتیجه گیری بهتر باید یک هدف رو انتخاب کنید و من مونده بودم بین چاقی و جذب شغل کدوم و انتخاب کنم باور کنید نزدیک دوماه من همش در حال فک کردن بودم ک کدوم و انتخاب کنم آخرش ب این نتیجه رسیدم ک باید اول لاغر کنم بعدش ب کارای دیگه ام برسم از اون جایی ک اون مدرس خودش اضافه وزن داشت و حدود بیست کیلو کم کرده بودو ی ۱۰ کیلو دیگه اضافه داشت ولی توی حرفاش بعضی اوقات میدم باور محدود کننده داره در مورد لاغری منم ک تصمیم و گرفته بودم ک باید لاغر بشم گفتم باید دوباره برم تو سایت ک استاد فقط ب مسئله لاغر شدن میپردازه و خودشونم نتیجه گرفتن این بود ک دوباره پیج و کانال و دوباره دنبالشون کردم بعدش ک وارد سایت شدم مسیر لاغری من رو استاد بر پا کردن بعدشم کلا حال خوبووووووووو برو ک رفتی . قبلا ک راستش هدفم فقط تو درس خوندن بود همیشه میگفتم امسال و بشینم درسامو قشنگ بخونم ک نمراتم بهتر شه چندین و چند سال این هدف رو من همیشه با خودم تکرار میکردم متاسفانه ک هیچ وقتم موفق نمیشدم و بعدن هزاران کار دیگه ای ک تصمیم میگرفتم انجام بدم ولی نمیدونستم واقعا چاقی بلای خانمان سوزه من کار های عادی هر روزمو رو با سختی و ناراحتی انجام میدادم یعنی یکی از سخت ترین کارهای دنیا برای من نماز خوندن بود دقیقا مث ورزش و رژیم گریزون بودم ازش ولی عذاب وجدان هم داشتم وقتی نمی خوندمش از وقتی مسیر لاغری من رو میرم اینقد این کار برام آسون شده خودمم تعجب میکنم قشنگ متوجه شده ی اتفاقیای در درون من افتاده و من باید از ش مراقبت کنم تا رشد کنه و این بهترین حس دنیاست ،و من هم تصمیم جدی گرفتم ک این سال ،سال سلامتی وتناسب اندامم باشه ان شاالله .همتون رو بخدای مهربان میسپارم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سال 1400 سال تناسب اندام چاقی همیشه باعث محدودیت من در تمام مراحل زندگی بوده و هست قبل از آشنایی با سایت لاغری با ذهن چاقی بزرگترین معضل در زندگیم محسوب میشد در صورتیکه الان اولین الویت من لاغری و تناسب اندام هست من یک بار از ایستگاه ایده آل خودم عبور کردم و مطمئن هستم به این ایستگاه با این روش بر خواهم گشت چپن عکسهای زیادی از متناسب بودنم دارم و یادمه لاغری چه مزیت های زیادی داشت ولی بخاطر اینکه نسبت به جسم خودم بی توجه شدم و تمام تمرکزم روی تنفر از چاقی بود هر روز چاقتر شدم من در سالهایی که متناسب بودم کاپیتان تیم والیبال دبیرستانم بودم چه حس خوشایندی داشتم وقتی در مسابقات استانی شرکت میکردیم و برنده میشدیم . هر لباسی که دوست داشتم می پوشیدم چقدر راحت و سبک میدویدم همیشه اعتماد به نفس بالایی داشتم ولی نفهمیدم چه جوری گرم به گرم به وزنم اضافه شد به خودم که نگاه کردم دیدم دیگه از اون هیکل متناسب و زیبا خبری نیست یک اندام نا فرم که هر بار خودم رو در آیینه میدیدم ازش بدم می اومد انگار یک غریبه رو می بینم و اکثرا سعی میکردم فقط به صورتم نگاه کنم و اوج ناراحتی من زمانی بود که تو اتاق پرو بودم و هیچ لباسی اندازم نمیشد و اونجا بود که به زمین و زمان و به خودم فحش و ناسزا میدادم چاقی ضربات زیادی بمن وارد کرد اعتماد بنفسم رو ازم گرفت خیلی از موقعیت هارو از دست دادم دیگه توان انجام خیلی از کارها رو نداشتم زود خسته میشدم حتی نمی تونستم به کلاس شنا برم چون از استایل خجالت می کشیدم و همیشه دنبال دوستانی بودم که مثل من اضافه وزن داشتن من فقط به چاقی توجه میکردم و اون قوی تر میشد خلاصه بهترین سالهای عمرم رو درگیر چاقی بودم که اگر متناسب بودم قطعا در مراحل بالاتری از زندگی بودم ولی من تولد آگاهانم از آذر ماه 1399 آغاز شد دنیای زیبایی مقابل چشمانم گشوده شد که هر چه از زیبایی ها و خوبیهایش بگم کم گفتم من دوباره متولد شدم احساس لیاقت داشتن ، شادی درونی ،احساس خوب ،سرحالی ،لذت بردن از موادغذایی ،از بین رفتن ترس از خوردن ،احساس توانمندی ، این جوری بگم دارم واقعا زندگی میکنم درسته هنوز اضافه وزن دارم ولی عاشقانه جسمم رو دوست دارم و با باور سازی و نگرش عالی در این مسیر قدم برمیدارم دیگه برای خوردن بهترین شیرینی ها و خوشمزه ترین غذاها حرص و ولع ندارم خیلی از جاها مانند یک فرد متناسب رفتار میکنم به خدای متعال ایمانم روز به روز بیشتر میشه زمانهایی که مشغول دیدن فایل و انجام تمرین هستم بهترین ساعات زندگیم محسوب میشه به خودم افتخار میکنم که اشرف مخلوقات هستم من بدنبال لاغری هستم ولی در این چند ماه خودم رو پیدا کردم و به این باور رسیدم که همه چیز از درونم نشأت میگیره چه تنفر و خشم باشه چه عشق و مهربانی باشه خداوند متعال هر چیزی رو که من خواستم بمن میده من میخواهم دوباره ایستگاه ایده آل خودم رو که گم کرده بودمش رو پیدا کنم و به ساحل امن سلامتی برسم و مطمئن هستم با لاغری با ذهن به این ساحل خواهم رسید و سال جدید بهترین سال در زندگی من خواهد بود البته تا زمانی که با استمرار و اشتیاق فراوان ادامه بدم
باسلام وموفقت بیشتر شما استاد عطاروش شاد باشید
من زمان زیادی است که از طریق این سایت باشما هستم. از فایلهای رایگان استفاده میکنم من در این مدت تقریباً همیشه مستقیماً از ویدئو ها نوشته ها استفاده کردم و به نتیجه خوبی هم رسیدم وزن نکردم ولی می دانم که سایر کم کردهاند و دیگران هم به من میگن. مهمتری خواسته من این بتونم بر افکار منفی خود پیروز شوم آنها را کنترول کنم چون هر وقت می خواهم فکر مثبتی کنم فکر منفی جلو میاد و احساس خوبی که باید داشته باشم از بین می رود نمی دانم چه گونه بر این احساس بد غلبه کنم اما می دانم که می شود تا حد زیادی افکار منفی را کنترول کرد. مهم داشتنه احساس عمیق و خوبی است تا ما به خواستیمان برسیم. مثل زمانی که شما برای ترک سیگار به درجه احساسی رسیدید که وقتی اراده کردی در وجودتان سبت شد و به مرحله عمل رسید و دیگر ان عمل را که بشما احساس خوبی نمی داد تکرار نکردید. من هم سعی خود را حتماً انجام میدهم ورودی خودم کار میکنم تا کنترول روی افکار منفی خودم را داشت باشم. همین طور که روی لاغری کارکردم و موفق شدم حتماً به لطف خدا و از طریق راهنمایی های شما به نتیجه دلخواهم خواهم رسید. یکی از کنترول ها همین نوشته من است چون برای این کار خیلی کار کردم تا به توانم برای شما بنویسم هر چند که نوشتم خوب نباشد ولی این را برای خود یک قدم کوچک و پیروزی خودم می دانم چون کار بسیار سختی برایم بود . امیدوارم همه ما که در راه خود سازی افکارمان هستم به پیروزی نهایی برسیم.👍👍👍👍🤲🤲🤲
سلام دوست عزیز
از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم
اگر می نویسید برای خودت و پاسخ به علاقه خودت به نوشتن می نویسی
نباید نوشته خودت رو قضاوت کنی
به این شکل اولین قدم در احترام گذاشتن به خودت رو برداشتی که به لطف خدا شما این کار رو خوب انجام دادی
یکی از دلایل اصرار من به نوشتن در سایت بالارفتن اعتماد به نفس و خودباوریه که به خوبی نتیجه داده
در مورد افکار منفی قطعا امروز شما بهتر از روز اول ورود به سرزمین لاغرها عمل می کنید
این مسیر رو ادامه بدید
بر تمام جنبه های ذهن مسلط می شوید
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍😍
سال سلامتی و تناسب اندام من :
نام گذاری اولین سال از قرن جدید به نام خودم و با هدفی بسیار شخصی ، احساس خیلی خوبی داره…
سالی کهمیخوام در آموزش ذهن برای تغییر درون خودم اقدام کنم در واقع من اقدام کردم ، میخواهم که ادامه بدم.
سالی که میخوام ریز بشم به رفتار و افکار خودم و فرمول های درست پیدا کنم و تقویت کنم و فرمول های اشتباه را پاکسازی کنم… آنقدر به زندگی خودم مشغول بشم که دیگر وقت و علاقه و هیچ حوصله ای برای اخبار زندگی دیگران نداشته باشم…
متمرکز روی خودم ، اهدافم و مسیر زندگیم باشم..
تمام وقتم را به آموزش از جمله یادگیری و تمرین لاغری با ذهن و تحصیلاتم بکنم..
هم چنین میخواهم به خانواده ام مخصوصا پدر و مادرم بیشتر توجه و محبت بکنم .. و از این دو نعمت بسیار با ارزش ، تا میتوانم بهره مند شوم..
من میخوام راوی، فرمانده،مجری ،مدیر ، سرباز، مسئول،خبرساز ، نویسنده و کارگردان زندگی خودم باشم…
درواقع امسال تا آخر عمرم همه ی سال ها به نام من باشند . و هر چه که در یک سال کسب میکنم تا آخر عمر همراه خودم داشته باشم..
✅تجربه ی احساس لاغر شدن:
حسی که بعد از مدتی هرروز تجربه اش میکنی و بسیار لذت بخش است …🥰🥰🥰🕊🕊🕊💖💖💖
فایل تصویری💻🎧📖✏:
✅ نکته ی اول که توجه من را جلب کرد ، منظره ی پشت سر استاد بود و تناسبش با اسم و محتوای فایل ..
انگار یکراهنما ابتدای جاده ی تغییر ایستاده و میگه خوشبختی از این طرفِ 😊
جاده ای سبز و زیبا همراه با درختان سر به فلک کشیده و آسمانی آبی و خورشیدی که مسیر را پرنور کرده و آواز زیبای پرندگان ، مرا به سمت تغییر فرامی خوانند.
واقعا هیچ کس جز خودمان، افراد چاق را درک نمی کند که همین یک موضوع چه قدر جسم و خیلی بیشتر از آن ذهن ما را درگیر خودش میکند..
و تغییر از شرایط چاق به لاغر آن هم به راحتی ،آن هم بدون برگشت و برای همیشه،آن هم همراه با تغییر احساس ارزشمندترین هدیه ای است که من می توانم به خودم بدهم بنابراین هیچ وقت از هزینه کردن در این راه پشیمان نشدم ، نیستم و نخواهم بود و با عشق از زمان، احساس و پولم برای با ارزش ترین فرد زندگیم خرج میکنم.
✅برنامه های پایان سال :
هر سال من میگفتم امسال هم تمام شد و من هیچ …(کاری😅) نکردم… و غر زدن های من شروع می شد که چرا ما پیشرفت نمی کنیم؟ و ….
در لیست برنامه های من لاغری، مطالعه ی کتاب های بیشتر، و چند مورد دیگر همیشه پای ثابت بودند و آخر سال انگار مسیر را سروته طی کرده باشم از همه ی آن ها دور تر می شدم…
الان ، احساس خوبی دارم از اینکه می دانم دارم برای خودم کاری انجام می دهم . و نتیجه ی این کار آینده ی مرا تغییر می دهد ..مثلا روزی می رسد که دیگر برنامه ی من لاغر شدن نیست چون لاغر هستم 😊 و می توانم به موضوعات متنوع تری بیندیشم و تغییرات دیگری در زندگی ام بدهم همراه با ذهن و جسمی که به تناسب ایده آل رسیده اند….
✅اولین موضوعی که میتوانم یک شبه تغییر بدهم این است که گشتن های بیخودی در اینترنت واینستاگرام را متوقف کنم و فقط مطالب آموزش زبان و لاغری و انگیزشی را دنبال کنم..💪🏻
وسط فایل ناخودآگاه گوشی دستم گرفتم تا چرخی در اینترنت بزنم و بلافاصله گفتم این رفتار سیگاری ات رو ترک کن 😅 کاری که میشه یک شبه تغییر داد را تغییر بده.
تصمیم میگیرم وقت تلف کردن را از همین الان متوقف کنم.
فایل “گام سی و هشتم “:
🌷تخريب روحی افراد به خاطر اضافه وزن باذکر مثال واقعی :🌷
من یک شاگرد نابینا داشتم. این دختر خانم نابینا، از بدو تولد نابینا به دنیا امده بود و اصلا پدر و مادر خودش را یادش نمیامد، چون در چند ماهگی او انها در یک تصادف مرده بودند.
این دختر خانم را یک خانواده به فرزندی قبول کرده بودند. اسم این دختر خانم را سیندی گذاشته بودند. او همیشه به من ميگفت که همیشه متوجه شده بوده که در طول این سالها پدر و مادر خوانده اش ،دختر واقعی خودشون را بیشتر از او دوست داشتند، ولی همان طور که استاد اشاره کردند او خودش را و اضافه وزن اش را نمیدید.
سیندی دختر ی بود با اضافه وزن زیاد ،ولی چون درکی از خودش نداشت، هیچ وقت حتی متوجه این موضوع نشده بود.
من جلسات زیادی با او داشتم ،ولی اوحتی یکبار هم به موضوع وزنش اشاره نکرد ، چون اصلا به ان اسیبی نمیزد.
او باشگاه میرفت چون یک مربی داشت که به او کمک میکرد که چطور با وزنه کار کند. او همیشه انلاین خرید میکرد و خریدها به دم خانه اش فرستاده میشد.
او تاکسی مخصوص نابینایان را سوار میشد که تا دم در کلاس او را میبرد. او تنها زندگی میکرد پس در خانه جای وسایل یا لباسها ی خودش را خودش تعیین میکرد ، البته بگم با اینکه عصای سفید داشت ولی دستها ی پیری داشت، چون هر چیزی را با دست لمس میکرد، حتی لپ تاپش را.
در لپ تاپش هم یک برنامه مخصوص داشت که به محض تایپ با صدای بلند برای او میخواند که چی نوشته.
یک روز من بهش گفتم “نابینایی تو جای شکرگذاری دارد چون تو نگاه طعنه امیز یا توهین امیز ادمها را نمیبینی ، دروغ را نمیبینی و خیلی از زشتیها را. ” او اول تعجب کرد ولی بعد موافق بود که جنگها و خونها را در فیلمها نمیبیند ولی حالش کمی بد میشود ، او حتی گفت خواب دیدنش با تصوير نیست.
الان که به این فایل رسیدم حس میکنم، درست است که سیندی اضافه وزن خودش را نمیدید، ولی با اینکه برای من عنوان نکرد حتما دوست داشته که قیافه مادرش را ببیند ، اغوش گرم و لبخند او را حس کند و بالاخره اینکه حتماً دوست داشته که یکروز او هم مثل من یا شما ها دوستان عزیزم ،صاحب خانواده و بخصوص به عنوان یک زن ، مادر بشود.
همین طور که استاد گفتند سلامتی بزرگترین نعمت است پس چه خوب است کسانی که این متن را تا اینجا با من خواندند ، تصمیم بگيرند از الان به بدن سالم خودشون اسیب نزنند.
سیندی نتوانست و نمیتوند هیچ وقت ببیند ولی ما که چشمها ی سالم داریم بیاییم، از این لحظه در پارک نفس عمیق بکشیم به جای کشیدن سیگار یا هر ماده مخدر دیگری.
از نوشیدن اب ، ابمیوه ، و یا حتی نوشابه با پیتزا لذت ببریم به جای نوشیدن مشروبات الکلی و صدمه به کبد خود ، از بخشش استفاده کنيم به جای کینه توزی و دشمنی و هزاران هزار مثال دیگر که مطمئن هستم همه ما، خودمان از همه بهتر میدانیم انها چه مثالهایی ميتوانند باشند ،ممکن است برای نوجوانان از کندن یا دستکاری یک جوش ساده باشد که عنوان میکنند به ما ارامش میدهد ،در صورتیکه ما میدانیم یاد خدا بهترین ارامش دهنده دلهای ماست.
🌻سال 1400سال متناسب شدن من، سال سلامتی روحی و جسمی من :🌻
_تعادل جسم و ذهن :
من جز وکسانی بودم که در سایت ،عکسم جزو شگفتی سازان سال 99 ثبت شده است، ولی ان تازه نقطه شروع من بود.
من با تمام قوا و کمک استاد و فایلهای باارزش ایشان، ميخواهم در این سال جديد که یکماه از ان را پشت سر گذاشته ایم تعادل بین جسم و ذهن خودم را برقرار کنم.
_احساس ارزشمند ی و توانمندی:
من در سال جاری 1400 با توجه به توانمند ی خودم ،باز شگفتی میافرینم و با تمام قوا به سوی تناسب اندام دلخواهم قدم بر میدارم و دوباره شگفتی ساز میشوم.
امسال بیشتر از پارسال.
_سال شادی و سرور :
من در نهایت فرح و سرور در ارامش کامل به وزن دلخواهم که 50 کیلوگرم است دست میابم.
_سال تولدم:
من هیچ عذر و بهانه ای ندارم ، پس مشتاقانه به سوی تناسب اندام خود به جلو میروم. من بهترین مخلوق خدا هستم.
خدای عزیزم سپاسگزارم.
روز دوشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1400
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم ببخشید من دوست دارم شما اینجا یک تحلیل در مورد چاقی دوست نابینا مون بکنید این خان نابینا که چاقی خودش را نمی دیده حسش بد بشه ولی چرا چاق شده خانم لاله هم گفتن تحرک نداره باورش این هست که کم تحرکی باعث چاقی سیندی شده باور اشتباه ممنون میشم کمی توضیح بدید
سلام دوست عزیز
ما دسترسی به افکاری که در ذهن این فرد وجود دارد نداریم.
شاید واضح ترین موضوع شرایط خانواده ای است که سرپرستی این فرد رو به عهده داشته.
درسته نابینا هستند ولی گوش شنوا دارند و فرمول های ذهنی می تونه از طریق شنیدن ایجاد بشه.
توضیحات خانم لاله درباره نحوه زندگی این فرد این فکر رو ایجاد میکنه که بخاطر کم تحرکی چاق شده ولی بازم بستگی به دیدگاه خود سیندی درباره وضعیت تحرکش داره نه چیزی که ما می بینیم و فکر می کنیم.
نشان های دریافت شده
خیلی ممنونم استاد بله موافقم با نظرشما ممنون که هستین
استاد، خواندن نظرات شما همواره در من ایجاد اشتیاق به یادگیری بیشتر میکند.سپاسگزارم.
استاد،متاسفانه جایی برای پاسخ به دیدگاه شما در قسمت نظر اخرتون نمیبینم.
از شما دوست عزیز سپاسگزارم.
باتشکر از شما دوست عزیز خانم الهام خوشبخت و استاد گرامی ، من با عنوان مشاهده خودم از زندگی این دختر خانم نابینا ،هدفم این بود که بگم این خانم با تمامی سرویسهایی که براي برطرف کردن تمامی کارهای زندگیش میگیرد به خاطر نابینایی اش باز هم احساس خوبی از زندگي ندارد. چرا؟
چون محبت مادر واقعی اش را نمیتواند هرگز داشته باشد واینطور که خودش عنوان میکرد مادر ی که سرپرستی او را پذیرفته، هنوز دختر خودش را بیشتر از او دوست دارد.
من قبل از این سایت با او اشنا شدم ولی همیشه وقتی با او جلسه داشتم، از اول تا اخرجلسه درونم لحظه به لحظه شکرگزاری میکردم از این که خداوند 2 چشم سالم به من عطا کرده است تا زیباییهای این جهان را ببینم و لذت ببرم.
البته شرح حال زندگی سیندی ؛Cindy؛باعث شد که بحث جالبی باز شود که من اصلا بهش توجه نکرده بودم و اون بی تحرکی او بود.
این کاملاً درست است چون او همه کارهایش را طبق عادت از بقیه مرتبا درخواست میکرد و این به خاطر این است که در امریکا این افراد حقوق میگیرند ، بیمه دارند بنابراین شغل ندارند و به فکر کسب درامد نیستند و برای دادن شهریه در کالج هم لازم نبود که سیندی اصلا بهش فکر بکند چون همه سرويسهاي لازم را کشور در اختیارش گذاشته بود.
البته این تا یک حدی خوب است ولی به نظر من در مقایسه با نابینایان ايران ، افراد نابینای اینجا حتی مسیر رفتن به کلاس خودشان یا اتاقی که همیشه من در کالج باسیندی قرار داشتم را سعی نمیکرد به ذهنش بسپارد و بسیار ادم وابسته ای بود.
استاد به نکته جالبی اشاره کرد و اینکه این دختر خانم گوش بسیار شنوا و تیزی داشت. به محض اینکه من کفش پاشنه بلند میپوشیدم، او از صدایش متوجه میشد.
جالب است دوستان من که براتون بگم که همیشه به من میگفت صدای لامپ بالای سر ما در اتاق اذیتش میکند در صورتیکه من چیزی نمیشنیدم.
من این داستان واقعی و تجربه خودم را عنوان کردم که بگویم با اینکه سیندی در اینه خودش را نمیدید و از کسی درباره چاقی اش چیزی یا حرفی نمیشنید باز اضافه وزن داشت. چرا؟
چون سیندی احساس خوبی از زندگي نداشت. او همیشه خودش را در جمع تنها میدید. دوست خاصی نداشت.
رابطه اش با خدا را نميدونم در چه حدی بود چون در باره اش حرفی نمیزد ولی مسلما فرمولهایی چاقی در ذهنش داشت چون هروقت درس را برایش توضیح میدادم و نمیفهمید از کیفش یک خوراکی برمیداشت و با اشتها میخورد.
به نظرم بر عکس همه ما که دنبال احساس خوب هستیم ، او اکثر موقعها احساس خوبی نداشت. تا جاییکه ما میدانیم اکثر انسانهای چاق ، تنها و افسرده هستند.به نظرم در زندگیش خیلی تغییر و اشتیاقی وجود نداشت. یکبار ازش ایمیلی گرفتم که تست کرونا داده ولی خوب با اینکه تست اش منفی بود، ولی کلا از ان به بعد تا مدتها از درس خواندن دور افتاد و خیلی پکر شد.
امیدوارم توضيحات بیشتر من کمک کرده باشد به دوستانی که دنبال یادگیری بیشتر و مشاهده این مثالها هستند.
در اخر ميخواهم به استاد تبریک بگويم برای ترک سیگار ان هم به یکباره. من خودم هیچ وقت سیگار نکشیده ام تا کاملاً حس کنم که ترک سیگار تا چه حد احساس خوبی به ما میدهد ،ولی عمویی دارم که 40 ساله در حال ترک سیگار است و مرتبا به کشیدن سیگار برمیگرد.
الان پسر عموی من هم مثل باباش شده ولی خیلی تعداد بیشتری میکشد تا جاییکه مواد هم گاهی میزند و خانمش ازش جدا شد و متاسفانه سالهاست مجرد است و سیگار تفریحش است.
اینکه میگویند ترک عادت موجب مرض است را من باهاش موافق نیستم، چون ترک عادت بد همیشه عالی است و از نشانه ها ی تکامل ماانسانها است.
ترک عادتها ی خوب ، بد است و شاید موجب بیماری شود شايد هم نشود. همه به خود ما بستگی دارد.
سلام دوست عزیز
سپاسگزارم از شما برای به اشتراک گذاشتن این آگاهی
نکات بسیار خوبی در تجربه شما وجود داره
اول اینکه احساس بد موجب تخریب روحیه و جسم می شود
در واقع خود فرد شروع به خودتخریبی می کند
با غذا، قرص و دارو، مواد مخدر، الکل و …
روش های خودتخریبی متفاوته ولی ریشه همه اونها احساس بد و عدم کنترل ذهن می باشد
دوم اینکه کمک کردن باعث بی انگیزه و هدف شدن فرد میشه
اتفاقی که برای این فرد نابینا به واسطه کمک های دولت پیش اومده در کشور ما به وضوح برای بسیاری از افراد بینا پیش میاد
افرادی که تحت حمایت های گسترده خانواده خود هستند و فرصت خودباوری و روی پای خود ایستادن را پیدا نکرده اند
این افراد شاید به ظاهر و از دید ناظر افراد خوش شانس، خوش بخت و … باشند ولی از نظر خودشون شرایط مناسب نیست
چون فرصت تجربه کردن رو به دست نیاوردن و فقط استفاده کننده بودن باعث افت احساس و روحیه می شود.
نشان های دریافت شده
گام ۳۸:سال سلامتی و تناسب اندام
سلام.سلام .روزتان پر آرامش و لذت
با سلام به استاد و دوستان همرا:اولین سفرم به ایران بعد از آشنایی با روش لاغری با ذهن می باشد در دیدگاه قبلی اشاره کردم که دیدگاه بعدی را در ابران خواهم نوشت .دو روز طول کشید تا به مقصد رسیدیم اماین دفعه بر خلاف هر دفعه مسیر راه برام خیلی راحت و آسوده بود و این هم از تغییرات این مدت است !!چگونه؟؟؟تمام مسیر را با آرامش خوابیدم بر خلاف دفعات قبل که اصلا نمی توانستم بخوابم دفعات قبل وقتی به مقصد می رسیدم بد جوری کلاف و گیج و خسته بودم و نکته جالب اینه که همیشه دوست داشتم مسیر راه را که طولانی آست بتوانم بخوابم و استراحت کنم تا مسیر برام کوتا بشه و اتفاقا این دفعه این اتفاق افتاد خدا را شکر که خیلی لذت داشت شکرگزاری کلید فراوانی و برکت الهی است باید یاد بگیریم که شکرگزار باشیم و نگران نباشیم مثلا:برای سفر یکی از قوانین باید تست منفی کرونا را داشته باشیم اگر نداشته باشیم نمی توانیم سفر را ادامه دهیم و اتفاقا تست لحظه آخر به ما ایمیل شد شوهرم خیلی نگران بود تا جایی که تصمیم گرفت داخل فرودگاه پول بدهیم و تست را انجام بدهیم و بعد از یکساعت نتیجه را دریافت کنیم اما آرامشی که من داشتم به اونون هم ارامش می دادم و اونون داشت فرم ها را پر می کرد که نتیجه به ما ایمیل شد می خوام بگم که روش لاغری با ذهن تنها برای لاغری نیست بلکه در همه جنبه ها تغییرات ایجاد می شود همانطور ی که من اصلا نگران نبودم ولی شوهرم بدجوری استرس و نگرانی داشت و یک خانمی هم بود که مشکل ما را داشت و چنان نگران بود که رفت $200داد و تست را انجام داد و بعد از ۱۵ دقیقه نتیجه تست خود را دریافت کرد و باز افسوس می خورد که اگر عجله نکرده بود نتیجه. ر ا دریافت می کردو دیگه افسوس $۲۰۰ را نمی خورد و بعد متوجه شد که یکی از چمدان خود را فراموش کرده و همش نگرانی و اصطراب پشت سر هم !!!چرا؟؟؟؟چون نادانسته انتخاب کرده بود که مرتب در نگرانی و اضطراب بسر ببرد برای همین نگرانی پشت سر هم براش می اومد پس خیلی مهم است که چکونه فکر کنیم درست مثل ترس از خوزدن بخاطر ترس از چاقی و نتیجه هم چاقی —
وقتی نگران چاقی باشیم چاقی را به سمت خود سرازیر می کنیم همانطور که اونون خانم همش نگران بود مرتب مسایلی داشت که براش نگرانی می اورد
خدا ا شکرتغییراتی که در من ایجاد شده آرامش بدون استرس —در مسیر لاغری با ذهن هم باید صبور باشیم و نگران نباشیم تا اونون سلامتی روحی و روانی را اول داشته باشیم تا بتوانیم با آرامش به تناسبی که دوستداریم برسیم و این روش تا الان برای من سلامتی به همراه داشته و خواهد داشت .سلامتی روحی و جسمی و آرامش روحی 🙏
در مورد غذا داخل هواپیما بدون ترس با آرامش همانقدر که نیاز بود خوردم و هیچ ولع و حرص نداشتم
دفعات قبل با نگرانی و ترس می خوردم چون از یک طرف گرسنه بودم و از یک طرف غذا به نظرم سالم نبود در نتیجه نگران بودم که خوردن این غذا ها به جزه چاقی چیزی به همراه ندارد در حالی که این دفعه اصلا همچین حسی نداشتم و به انداز خوردم 🙏
امروز بعد از دوسال به دیدن خواهر و خانواده آش رفتم و اتفاقا تولد نوه دختر خواهرم بود و کسانی که حضور داشتند همه همدیگر. ا می شناختیم نکته کلیدی!! اینجا اینه !!که آنها فکر کردند که من جراحی انجام دادم که لاغر تر و جوانتر شده ام و چنان مطمعن بوده که گفته اگر کفت جراحی نکردم دروغ کفته وقتی خواهرم به من کفت خیلی انرژی گرفتم چون نتیجه تغییرات را گرفتم خیلی حس خوبی بود واز آخر هم اونون خانم باور نکرده بود و مسمم بوده که من جراحی کردم، پس لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی چهره ..را به ما هدیه می دهد .
نکته کلیدی دیگه اینه وقتی رفتم آنجا طبق آداب و رسوم که همه ما آشنایی داریم تعارفات برای چایی میوه و….که همه آشنایی داریم ومن به هیچی میل نداشتم هر جی تعارف می کردند من راحت و سریع می گفتم میل ندارم یهو به خودم اومدم که بعد از دو سال به این جمع آمدم و هر چی تعارف می کننند من رد می کنم
و در دلم خیلی لذت بردم ونتیجه کارم را می دیدم —بالاخره یک خانم از همه مسن تر بود کفت بعنی هیچی نمی خوری !!!؟کفتم اصلا میلم نمی کشد و ایشون خیلی تعجب کرده بود این هم یک عادت خوب جایگزین عادت بد شده بود .خدا را شکر.
و اما اونون خانمی که معتقد بود من جراحی انجام دادم که جوانتر شدم .غذایی که ایشون خوردند من در یک هفته می خورم و بعدش هم چایی با زلوبیا و میوه و……واقعا که همه چی در درون ماست وقتی ذهن ما لاغر بشه لاغر شدن آسانترین و زیباترین کار دیناست
لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی را برای ما به ارمغان می آورد .استاد سپاگزارم از شما
نشان های دریافت شده
سلام بله استاد ایمیل همینه . پیامی که امتحانی برام گذاشتید رو دریافت کردم . پیام با نام خودتون برام اومد . اما پیام قبلی که فرمودید فرستادم هنوز نیومده .
نشان های دریافت شده
سلام .
گام ۳۷ :
سال سلامتی و سال تناسب اندام . استاد یه سوالی ازتون داشتم . اشکالی نداره من تمریناتم رو برای باروری هم انجام بدم ؟ یعنی دلم میخوام قدم به قدم که دارم در مورد لاغری صحبت می کنم در مورد باروری هم بنویسم . چون دلم میخواد امسال سال باروری منم باشه . بیش از لاغر شدنم باروری برام اهمیت داره . دلم میخواد محتوای ذهنیم در مورد باروری رو هم تغییر بدم و ایمان دارم همونطور که قدم به قدم روی باورهای لاغری کار می کنم میشه از همین قدمها برای مادری هم استفاده کرد .
همونطور که شما تونستید با استفاده از ذهن سیگار رو ترک کنید ایمان دارم منم از این راه می تونم مادر شدن رو تجربه کنم . چون در این حدودا سه سالی که وارد سایت تناسب فکری شدم دوبار تجربه کردم حالا درسته به خاطر باورهای مربوط به بارداری و رنج بارداری که در ذهن داررم بارداری برام موفقیت آمیز نبود ولی این موضوع برام از چاقی مهمتره . همونطور که شما مهمترین مساله در زندگی براتون لاغری بود و تمام موفقیتهای بعدیتون بعد از احساس توانمند بودن برای لاغری براتون ایجاد شد و عزت نفستون بالاتر رفت من هم ایمان دارم وقتی من بتونم مادری رو تجربه کنم سایر موفقیتهام برام مثل اب خوردنه .
مادر شدن هم مثل آب خوردنه ولی نسبت به تمرین کردن احساس نیاز می کنم . احساس می کنم دوست دارم تمام این قدمها رو برای باروری برای خودم تجزیه و تحلیل کنم و در کنار لاغری مادری رو هم بتونم تجربه کنم .
شاید خوندن متنهام برای دیگران که بچه دار هستند چندان جذاب نباشه اما من برای خودم می نویسم و می دونم تمرین کردن در این سایت منو به تجربه ی مادری می رسونه . دوست دارم قدم به قدم از این چالش زندگیم عبور کنم . چون میدونم میشه . اطمینان دارم با نوشتن و با تغییر محتوای ذهنیم من خیلی راحت ایام بارداری رو تجربه خواهم کرد . خیلی دوست دارم دوره ی بارداری رو خریداری کنم ولی باید روی باورهای ثروتم هم کار کنم . فعلا نمیخوام وارد حوزه های دیگه بشم . نمیخوام گرفتار عجله بشم . فقط میخوام در همین گامها در مورد باروری هم بنویسم . امیدوارم این اجازه رو بهم بدید که دیدگاهم فقط در مورد لاغر شدن نباشه .
خب دیدگاهم رو شروع میکنم . من یک مادر متناسب هستم . مادری که فرزندش رو خیلی دوست داره . مادری که دوست داره پسرش رو در آغوش بگیره و ببوسدش و ببویدش . این مادر متناسب ایمان داره فرزندانش از خودش آگاهترن و ایمان داره اگه تا حالا باهاشون هم مدار نشده چون اونها در مداری هستند که دارن منو برای رسوندن به خودشون به مدار تکامل بالاتری میبرن . امسال برای من سال تناسب اندام سال سلامتی و سال مادری هست . من محتوای ذهنیم رو گام به گام تغییر میدم .
شاید این جملات من برای شما جای تعجب باشه . چون شما محتوای ذهنی ناباروری در ذهنتون نداشتید و شاید این پدیده براتون خیلی راحت باشه ولی من خودم و تمام کسانی که این تجربه رو داشتیم می دونیم خودمون با آگاهیهایی که به ذهن دادیم تونستیم مادر نشدن رو تجربه کنیم و البته خیلی از فرمولهای ذهن من درست شده . چون حس ایمان و اطمینان دارم اما میدونم وقتی در راه مادری استمرار داشته باشم میتونم مادر شدن رو تجربه کنم .
برای من لاغری برابر با مادر شدن هست . چون من تجربه ی لاغر شدن با ذهن رو به دست آوردم و حتی تجربه ی بارور شدن رو هم به دست آوردم ایمان دارم میتونم این راه رو با استمرار به سلامت پشت سر بزارم .
بارداری در یک زن چون ۹ ماه هست نیاز به تغییر فرمول زیادی داره . درست مثل چاقی و لاغری که یک امر مستمر هست تجربه ی مادر شدن هم یک امر مستمر هست . تجربه ی مادر شدن با تجربه ی پدر شدن متفاوته . چون نقش مادر با نقش پدر در فرزند اوری متفاوته . مادری که بارور نمیشه با پدری که بارور نمیشه فرمولهای ذهنی متفاوتی دارند پدر اگه بتونه فقط دو سه ماه روی خودش کار کنه میتونه به تجربه ی پدر شدن برسه ولی یه مادر باید حداقل یک سال روی ذهنش کار کنه تا بتونه فرایند پرورش بچه رو در ذهنش آروم آروم هضم کنه .
شاید برای دوستانی که خیلی راحت مادر شدن رو تجربه کردن خوندن صحبتهای من عجیب باشه . چون ذهن اونها درست مثل یک انسان متناسبه که از محتوای ذهنی یک فرد چاق بی خبره و شاید گفته های اون براش مسخره باشه . اما منی که ذهنم دارای فرمولها و کدها و ویروسهای نابارورکننده هست ایمان دارم از طریق کار کردن روی این کدها منم خیلی راحت میتونم به تجربه ی مادری دست پیدا کنم . امسال برای من سال مادر شدن هست . سالیه که من فرزندم رو در آغوش می گیرم . میدونم خدای وجودم دائما داره در وجودم سلولهای مولد فرزند خلق می کنه . حسم میگه من شادم . من سالمم . من سرحالم . من حالم خیلی خوبه و همه ی این فرمولهای عالی خبر از یک بارداری عالی بهم میدن . اونها نوید میدن که بارداری خیلی راحت برای تو رخ میده .
اولین مانع که در زمان باروری من اذیتم میکنه مانع خونریزی در ایام بارداریست .
این بزرگترین کدی هست که ترس از اون تجربه ی مادر شدن رو برام نگران کننده میکنه . کد دوم ترس از وایفا و تاثیر مخرب اون بر فرزندم هست که نمیزاره از ایام بارداری لذت ببرم .
کد سوم استرس هست که باز میترسم از استرس و هیجان و با خودم میگم این عوامل در من باعث آسیب رسیدن به سلولهام میشه .
کد چهارم خوردن است . محدودیت غذایی در ایام بارداری خیلی منو اذیت می کنه و حالم رو از این ایام به هم میزنه .
کد پنجم : استراحت مطلق هست . گرفتن آزادی ام برای کار کردن در زمان بارداری این ایام رو برام کسل آور می کنه . جالبه من شاید همینجوری در شرایط عادی خیلی به کار کردن علاقه ندارم ولی در ایام بارداری خیلی به کار کردن علاقمند میشم .
من این کدها رو شناسایی کردم و البته تا حد زیادی اونها رو با باورهای درست جایگزین کردم .
البته به جز مورد اول . واقعا دیدن خون در ایام بارداری منو شدیدا منزجر میکنه و همه ی فرمولسازی های منو باطل می کنه و باز مسیر سقط رو برام باز می کنه .
البته من این باور عالی رو دارم که هربار تجربه ی فرزند با دفعات قبل فرق داره و تجربیات سر هر بارداری با بارداری های دیگه متفاوته و اگه فرمولهای ذهن من تغییر کنه قطعا من بار پنج بارداری لزومی نداره تجربه های قبلی رو داشته باشم . چرا باید من در ایام بارداری خون ببینم و اگا دیدم چرا باید این خون رو برای خودم با سقط برابر کنم . خب این فرمول ذهنی منه . چون دو تا از خواهرام در گذشته این فرمول رو داشتن . ولی من اینبار میخوام تجربه ی متفاوتی داشته باشم . من فرمول ذهنیم رو تغییر میدم . من دلم نمیخواد در مورد این کدها صحبت کنم چون صحبت کردن از این کدها محتوای ذهن منو باز هم در مدار ناباروی میبره . در حالیکه من میخوام مسیر باروری رو طی کنم .
من مادر هستم پیش از اینکه مادر بشم .
من باید بتونم به جای استفاده از فرمولها و کدهای نابارور کننده از کدها و فرمولهای بارور کننده در ذهنم استفاده کنم . ایمانم رو به خدا ذهنم و جسمم زیاد اد کنم . به نیروی زایش ایمان داشته باشم و بدونم هیچ قدرتی نمیتونه جلوی باروری منو بگیره مگر خواست خودم .
آقای استاد بهرامی اطلاعات خوبی در مورد باروری در اختیار ما گذاشتند ولی من فرمولهای ذهنم زیاده احساس میکنم بیشتر باید بنویسم . بیشتر باید حال و هوای باروری رو در ذهنم حس کنم تا باورهای بارورکننده در وجودم شروع به کار کنند .
ایمان دارم خداوند بر مدار زایش و رویش جاریه . نیروی رویش الهی که میتونه بچه های منو در اول به وجود بیاره قطعا قادره تا آخر حاملگی همراه من باشه . مهم اینه من خودم رو از این نیرو جدا نکنم . درست مثل نیروی لاغری که در وجود همه ی ما هست ولی مساله اینه ما با پرداختن و توجه کردن به فرمولهای چاقی به فرمولهای چاقی اجازه ی ظهور میدیم و اینجا هم دقیقا همینه .
من وقتی خون میبینم دقیقا همین اتفاق برام میفته تمام توجهم میره سمت سقط . اصل به محض اینکه متوجه بارداری میشم توجه من میره سمت سقط و ترس . ترس اصلا نمیزاره لذت ببرم . انتظار من از خودم رها شدن از این وضعیته . در حالیکه من نباید بچه رو رها کنم من باید کدهای مخرب رو رها کنم . من باید رنج رو رها کنم . این ایام شیرینترین تجربه ی یک زن هست و من لایق چنین تجربه ای هستم .
استاد رنج ایام بارداری رو باید تبدیل به لذت بکنم . یعنی دقیقا اهرم رنج و لذت باید در ایام بارداری شروع به کار کنه . رنج بارداری برای من تبدیل میکنم به لذت از بارداری . باید بتونم از لذتهای بارداری بنویسم . از لذت بارداری که خیلیها رو دیدم تجربه کردن . یکی از لذتهای بارداری اینه تو حس می کنی غیر از خودت کسی دیگه هم در وجودت هست . تو باهاش حرف میزنی . حسش میکنی . لگد زدن بچه در شکم تجربه ایه که خیلی از خانومای باردار تجربه می کنند . یه زن باردار در لحظه به لحظه ی بارداری یه شخص دیگه غیر از خودشو به همراه داره . چشیدن این حسها خیلی شیرینه . منی که همین حالا میتونم این حس رو درک کنم پس قادرم وقتی کودکم در شکم من هست رو این حس دلچسب رو تجربه کنم . باید کانون توجهم رو مراقبت کنم درسته خیلیها میگن رها کن تا خودبخود اتفاق بیفته . آره به این رهایی خیلی نزدیک شدم . چون ابمانم به خدا و خودم بیشتر از قبله . میدون اگه به امنیت خاطر برسم قطعا تجربه ی خوبی رو از این دوران خواهم داشت . چون شاید خیلی از مادرا به خاطر نااگاهی فقط رنج این دوران رو تجربه کنند ولی من قدم به قدم دارم آگاهتر میشم و میتونم لذت این دوران رو تجربه کنم . قدم اولم هم اینه ترس از ایام رو کنار بزارم درست مثل یکی از همین قدمها اینکه فرمودید شروع لاغری از متوقف کردن چاقیست . پس شروع باروری برای من از متوقف کردن ترس از سقط هست . من باید انتظار ادامه دار بودن حاملگی رو داشته باشم . وقتی قبل از بارداری این فرمولها رو درست کرده باشم قطعا محتوای ذهنیم در ایام بارداری تغییر داده شده است و بهم کمک می کنه تا تجارب ذت بخشی رو داشته باشم .
دیدن بی بی چک مثبت
شنیدن صدای قلب نوزاد
جنسیت بچه
سالم بودن بچه در غربالگریها
تکانهای بچه در شکم و اصطلاحا لگد زدنها
بزرگ شدن شکم
رشد عالی بچه
شیر اومدن در غدد شیری
زایمان
و دیدن و لمس کردن نوزادی که ۹ ماه در شکم پروروندی و دیدن خودت در بیرون از خودت
اینها تجارب خیلی لذتبخشیه که فقط یه مادر میتونه اینها رو حس کنه .
اینها لذت باروریه . ترس از باروری رو باید رها کرد . نومیدی رو باید رها کرد . چیزهایی که باید سقط بشن اینها هستن نه بچه . بچه با خودش شادی میاره . با خودش انرژی الهی میاره . بچه رنج نیست . فرزند اوری لذت هست . فرزند پروری لذت هست ضمن اینکه تمام این کارهد خودبخود در حال انجامه و اصلا نیازی نیست من کار خاصی انجام بدم . حتی شیر دادن به بچه و تعویض جای بچه خوابوند بچه لالایی خوندن برای بچه اینا فقط تجربه است که ما برای ذت بردن بهشون علاقمند میشیم . در وجود منم مثل تمام زنهای دیگه این حس هست و لازمه ی تجربه اون فقط کنار گذاشتن فرمولهای ناباروریست . من بارور میشم . من تجربه ی باروری خوبی رو با خودم همراه می کنم . من قدرت باروری دلخواه رو دارم . این نیرو در من مثل تمام موجودات دیگه هست و ایمان نداشتن به این موضوع نوعی شرک به حساب میاد . میدونم این گفته ها اونقدر برای یه عده ممکنه شیرین باشه که با خوندنش حتی ممکنه بارور بشن . چون افکار مخالف ندارند . من اونقدر به خودم ایمان دارم که حتی میدونم اگه روانشناس باروری بشم خیلی راحت میتونم خیلی ها رو با حرفام به بارور شدن تشویق کنم . اما یک درصد از این ایمان رو اگر برای خودم به کار ببرم ایمان دارم نتایج عالی خواهم گرفت . من خودم رو از تجربه ی مادر شدن محروم کردم . چون حق هم داشتم وقتی بارداری برای من رنج بود خب مشخصه دوست نداشتم که این حالت رو تجربه کنم ولی از وقتی وارد سایت شدم و دوباره دارم روی فرمولها کار میکنم اشتیاقم برای باروری و خلق تجربه ی لدتبخشش بیشتر شده . امیدوارم که استاد اجازه بدن بازم در گامها از نیروی مادریم و شناخت فرمولهام بنویسم وبه امید خدا امسال رو برای خودم سال تناسب اندام سلامتی و مادر شدن انتخاب کنم .
خدایا سپاسگزارم که امید رو دوباره در من جاری کردی . استاد سپاسگزارم بابت فایلها و متنهای عالی . فاطمه ازت سپاسگزارم که دوباره اومدی و هدایتم کردی سمت سایت تناسب فکری .
سلام دوست عزیز
لطفا ایمیل خود را چک کنید
پیامی برای شما ارسال شده است
نشان های دریافت شده
سلام استاد به ایمیل مراجعه کردم ایمیلتون برام نیومده . اگر لطف بفرمایید دوباره ارسال بفرمایید ممنون میشم
سلام دوست عزیز
به این آدرس ایمیل برای شما ارسال شده
fatemeh.sadaat@yahoo.com
اگر آدرس ایمیل دیگری دارید اعلام کنید
نشان های دریافت شده
سلام الهامتون رو دریافت کردم . یک دنیا سپاس .
نشان های دریافت شده
گام ۳۸
سلام به دوستان همراهم و استاد گرامی
خدارو سپاسگذارم که سال تولد بیداری و آگاهی من ۳ سال پیش با استاد عباسمنش شروع شد ،یعنی استارتش خورده شد ،اینکه من چقدر با اشتیاق در مسیر موندم و اجازه دادم آگاهی ها در من وارد بشه ،اون روزها تعجب میکردم از شنیدن و درک اون مطالب ،،آخه پس چرا من یه شکل دیگه زندگی کرده بودم ،انگار تو یک خواب مغناطیسی بودم و تازه داشتم بیدار میشدم ،یاد گرفته بودم هر سئوالی دارم در قسمت عقل کل سایت استاد عباسمنش بنویسم و میدونستم به جوابم میرسم
وقتیکه خسته خسته بودم و کتابی خونده بودم که دیگه مطمئنم کرده بود همه چیز در ذهن و فرمان های مغزیه منه ،،ندا آمد که برو تو سایت عباسمنش ،رفتم ،گفت برو تو عقل کل ،رفتم ،گفت بنویس آیا میشود با ذهن لاغر شد؟
نوشتم ،،،دیدم وای چه خبره اونجا ،بین تمام پیشنهاد هاییکه داده بودن برای لاغر شدن ،،اسم رضا عطارروشنو دیدم ،اسم برام آشنا بود ،کلی فکر کردم و یادم اومد من از سال پیشش ، به کامنت های ایشون هدایت شده بودم ،یعنی همون زمان هم که ایشونو نمیشناختم ولی جذب کامنت هاشون میشدم ،حتی عکس میگرفتم از بعضی از کامنت هاشون ،حتی الان هم به بعضی از کامنتهاشون هدایت میشم ،اون روزها نمیدونستم این آقای عطارروشن میخواد بشه استاد خودم ،میخواد راهنمای من باشه تو مسیر زیبایی که خودشون رفتن و همه مارو هم با خودش همراه میکنه که بریم و لذت ببریم از این جاده سرسبز زیبای تناسب فکر و اندام
انقدر این اتفاق منو متحول کرد که وقتی ،من خواستم ،خدا چجوری منو فرستاد به اصل ماجرا ، متوجه شده بودم اینها هدایته ،تازه اون روزها با مسئله هدایت آشنا شده بودم و کلی ذوق کردم که خدا منو شنیده و جواب منو داده ،یعنی از چندین سال پیشش که منو بسمت کامنت های استاد هدایت کرده بود ،داشته منو به هدفم که لاغر شدن بوده میرسونده
واقعا که خداوند کار نمیکنه شاهکار میکنه
اولین بار که این جمله رو شنیدم ( که همه چیز در درون ماست) از بیان یکی از اساتید روان تحلیلی م بود تقریبا ۸ سال پیش ،توی سمینارش مرتب میگفت (،همه چیز در درون شماست نه بیرون شما ،لطفا دید خودتونو وسعت بدید ،)،حرفاشو میشنیدم ولی اون موقع ها متوجه نمیشدم ،،سمینار که تموم شد ،استاد داشت سالنو ترک میکرد ،همه بچه ها بدنبالش رفتن که سئوالاتشونو بپرسن منم دنبال استادم دویدم و مرتب ازش سئوال میکردم استاد همه چیز در درون ماست یعنی چی ؟بین اون صداها ،صدای منو نشنید ،همون جا ایستادم ،گفتم درون من که فقط قلب و معده و روده و از اینجور چیزاست 🤔 از اون به بعد گاهی به درون خودم فکر میکردم ولی چیزی متوجه نمیشدم و این سئوال سالها توی ذهن من بود تا ۳ سال پیش که اومدم در مسیرهای ذهنی و دونه دونه سئوالات من جواب داده شد
یکی از کارهاییکه ازش متنفر بودم ،البته زمانهاییکه چاق بودم،خرید لباس ،مخصوصا شلوار بود ،اتاق پرو برای من کابوس وحشتناکی بود که همیشه خودمو توش زشت و بدهیکل میدیدم
چاق بودن خودش به تنهایی میتونه حال خوب مارو خراب کنه و انرژی لازم برای ادامه کارهای روزانه رو از بین ببره، این حال بد به تمام جنبه های زندگیمون خدشه وارد میکنه ،دیگه حوصله نداری با کسی ارتباط بگیری،تو جمع ها وارد نمیشی،عزت نفس و اعتمادبنفست پایین پایین میره ،خودتو دوست نداری،حس خودزشت بینی پیدا میکنی،وقتی خودتو لایق نمیدونی ،نعمت های جهان هم ازت دور میشه ،از خودت انرژی تنفر میفرستی و جهان هم موقعیت هایو میفرسته که با حس تنفر مطابقت داشته باشه ،بلخره چاقی از هر طرف حساب کنی ضرره
خدارو شکر تو این ۱۴ ماه هیچ کس بهم نگفته چاق شدی ،اولین بار جمله فریده لاغر شدی رو خواهرم بهم پیام داد ،اون موقع تازه ۲ماه ونیم از شروع دوره م گذشته بود،من تو سفر بودم و استوری که در اینستاگرامم گذاشتم ،خواهرم دیده بود ،البته اون موقع اونا نمیدونستن من تو دوره هستم ،بهم گفت فریده معلومه خیلی تو سفرتون راه میری که لاغر شدی ،وقتی هم بعد از ۲۱ روز برگشتم بچه هام تعجب کردن که من انقدر ریزش سایز داشتم و این حس قشنگی بود
امروز باز هم به خودم تعهد میدم که با اشتیاق بیشتری در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم تا به نتایج مورد دلخواه خودم برسم ولذت بیشتری ببرم
سلام میکنم به سال جدید به قرن جدید به سال سلامتی و تناسب فکر و اندام
امسال روی تخته آرزوهام نوشتم که من در قرن جدید با شخصیت جدید خود زندگی خواهم کرد