شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
لاغری حق من هست و من لایق لاغری هستم.
تاثیرات لاغری در زندگی من(این داستان بر فرض سه سال آینده و یک زهرای متناسب و عالی هست :زهرایی با وزن ۵۷کیلو،پوستی صاف و شفاف سینه هاس سبک و زیبا، قدی بلندتر شکم و پهلوهای تخت صاف میباشد)
سال ۲۰۲۸میلادی و۱۴۰۷شمسی: امروز من به خاطر موسیقی وارد کشور کره جنوبی شدم. از اونجایی که کره هایی خیلی به اندام و وزن اهمیت میدهند و معیارهای زیباییشون در این زمینه خیلی بالاست،وقتی منو دیدن همه درمورد اندام زیبای من پچ پچ میکردن. دو نفری که اومده بودن فرودگاه دنبالم، حسابی باهم صحبت میکردن و میگفتن خوشبحالش چه اندام زیبایی داره. حتی انقدر کوچولو و ریزه و میزه شدم که بادیگاردها همش میترسن که منو گم کنن. وقتی از فرودگاه خارج شدیم و سوار ون شدیم، راننده گفت:وای خانوم خوش امدید به کره،شما قطعا خیلی بین کره ای ها محبوب میشید چون اندام زیبایی دارید. وقتی رسیدیم به کمپانی و رئیس کمپانی اومد استقبالم لبخندی زد و گفت: شما یکی از معیارهای اصلی استخدام در کمپانی که داشتن چهره و اندام متناسب هست را دارید،واقعا عالی هستید. منم تشکر کردم. وقتی منو برد به کارآموزها معرفی کنه همه ازم میپرسیدند چه اندام لاغر و روفرمی داری. یکی از دخترها گفت:من فیلم های نوازندگی شما را دیدم،قبلا خیلی چاق بودید چجور الان چنین اندام زیبایی دارید؟؟ لبخندی زدم و گفتم:خب آدمها میتونند تغییر کنن مگه نه؟؟
حتی خانوم خدمتکار که کمی اضافه وزن داشت با شنیدن این حرف گفت:چجوری لاغری کردی و برای همیشه لاغر موندی من که هربار رژیم میگیرم دوباره چاق میشم. لبخندی زدم و گفتم:رژیم فایده نداره و دیگه حرفمو ادامه ندادم.
رئیس وقتی منو برد پیش گروه اصلی که قرار بود باهاشون همکاری کنم با دیدن من همه گفتن وای خیلی زیباتر و خوش هیکل تر از عکسات هستی. وای اندامت خیلی خیلی زیباتر از عکس هات هست. (منم تو دلم کیلو کیلو قند آب میشه).
وقتی اومدم تپ خیابونهای سئول قدم میزدم، همه توجهشون به بدن من و لباسهایی که به خاطر فرم عالی بدنم بسیار زیبا ایستاده بودن جلب میشید.
از اونجایی که اکثر فروشگاه ها تو کره سایز کوچک لباس دارن منم با خیال راحت از هر پاساژ و مغازه ای خرید میکنم. دوستان ایرانی مقیم در کره که باهم آشنا شدیم همشون حتی لاغرها هم از اندام زیبا و متناسب من صحبت میکنند.
زمانهایی که روی استیج دارم اجرا میکنم، وقتی تصویرمم را با لباسهای زیبا روی مانیتور بزرگ میبینم کیف میکنم و لبخند میزنم،حتی در فضاهای مجازی بیشتر از اینکه به خاطر هنر موسیقی ام معروف بشم بخاطر اندام متناسبم معروف شدم.
بخاطر سبکی وزنم نفس گیریم در سازهای بادی بهتر و پخته تر شده و پنج ساعت هم پشت سرهم بزنم خسته نمیشم.
جسمم چقدر سالمه و خبری از سوزش گردن نیست. کمرم مثل فنر هست.
حرکات رقص را به راحتی و بدون کوچکترین نگرانی انجام میدم.
من لایق داشتن این وزن زیبا و این اندام زیبا هستم.
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
مزیت های لاغری:
کبد سالم و بدون چربی
قلب راحت و سالم تر
قند خون منظم
چربی خون منظم
ضربان قلب منظم
گردش جریان خون منظم
کمر سالم تر
گردن سالم تر
سینه سبک تر
موها پرپشت تر
بینایی بهتر
شنوایی قوی
پوست سفید و شفاف تر.
جسم زیباتر
اعتماد به نفس بیشتر
احساس خوب پایدارتر
لیاقت بیشتر
لاغری یعنی
پوشیدن لباس های رنگی
سن پایین تر نشون دادن
پوشیدن کفش پاشنه بلند بدون استرس
لاغری یعنی خودت و بقیه بیشتر تو را دوست دارن
لاغری یعنی سبک تر و شاداب تر
وقتی سبک باشی شادتری، میتونی بپری رو کول شوهرت وقتی لاغر باشی بیشتر از همیشه میدرخشی.
لاغر شدن و لاغر موندن راحت ترین کار دنیاست.
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
بسم رب شهدا و صدقین.
سلام استاد عزیز و همه عزیزان. در فایل صوتی گفتید که بنویسید چاقی چه لطمه هایی به شما زده،منم زدم استپ تا بیام اینو بنویسم و بعد ادامه داستان: خب الان که مخصوصا بعد از یک رژیم سخت لاغری عالی را تجربه کردم و دوباره چاق شدم،انگار اعتماد به نفسمو برای حضور در جمع ها از دست داده ام. دلم نمیخواد به یک مراسمی دعوت بشم،چند روز پیش یکی را که من را در دوران لاغری خیلی تشویق میکرد دیدم،راستش همیشه ترس از روبرو شدن باهاش را داشتم، اما دیدم و گفت:باز چاق شدی و این حرفا،انگار دلم نمیخواست حالا حالا ها ببینمش، اما اونقدرم که من میترسیدم چیز چندان مهمی نبود.
دوم اینکه عروسی دختر داییم بود و دلم میخواست لباس دامن پف دار و خوشگل بخرم یا عروسی خواهرم همچنین اما بخاطر چاقی لباس ها سایزم نمیشد یا لباس دکلته به خاطر سینه های بزرگم نمیتونستم بپوشم، یا بخاطر شکم بزرگم نمیتونم کراپ بپوشم. یا اعتماد به نفس قبل برای اجرا روی سن را ندارم. چاقی باعث میشد من همیشه خودمو سرزنش کنم،احساس بی لیاقتی داشته باشم. از خودم متنفر باشم،یادم دوستی میگفت هرموقع یچیزی ناراحتم میکرد، بعد از کلی گریه سر اون قضیه یاد چاقیم میوفتادم و دوباره میشستم کلی گریه میکردم به خاطر چاقی که همه احساس بد بود.
راستش مغزم خیلی طفره میرفت واسه نوشت این تمرین اما من مهارش کردم….
لطمه بعدی از چاقی این بود که خب من خیلی از تفریحاتو نمیتونستم سوار بشم،دوست دارم بدو بدو کنم تو کوچه خیابون شیطونی کنم،اما به خاطر چاقی خجالت میکشم. مثلا کنار جدول راه برم اما میگم الان میگن خرس گنده را نگاه کن…
یا دوست دارم یکسری بازی ها را انجام بدم اما مادرم میگه خطرناکه این بازی برای تو و میوفتی روی خودت ،وزن خودت دست و پاتو میشکنه.
یا وقتی لاغر بودم اعتماد به نفس دوچرخه سواری را داشتم ولی الان ندارم حقیقتش…
چاقی باعث شده پوست من لک بیاره،با اینکه زایمان نداشته ام تا حالا کلی ترک پوستی بوجود آورده…
چاقی باعث میشد من خودمو نخوام و همیشه فکر کنم همسرمم منو نمیخواد، و طبیعتا جهان آینه درون من بود دیگه….
چاقی اعتماد به نفس، عزت نفس،غرور احساس لیاقت و همه چیز یک فرد را نابود میکنه.
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عزیز. من فعلا مقاله را خوندم و فایلو گوش ندادم اما میخوام از مزیت های لاغری بنویسم یکم:
لاغری باعث میشه لبخند زیباتر داشته باشم. پوست شفاف تر داشته باشم.بینی کوچکتر داشته باشم. لاغری باعث میشه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم. لاغری باعث میشه موهای بلندتر و پرپشت تری داشته باشم و سرعت رشد موهام بیشتر بشه چون به جای چربی ساختن انرژی صرف ساخت موها و رشدش میشه. لاغری باعث میشه احساس لیاقت بیشتری داشته باشم. لاغری باعث میشه احساس خوب بیشتری را تجربه کنم. سینه هام کوچک تر میشه و لباس زیرهای فانتزی خوشگل میتونم بپوشم. لاغری باعث میشه روی صحنه ها برای نوازندگی با اعتماد به نفس بیشتری حضور پیدا کنم. لاغری برای من که ساز بادی کار میکنم باعث میشه نفسم بازتر و آزادتر بشه. لاغری باعث میشه مغزم بهتر کار کنه. لاغری باعث میشه دوست داشتنی تر باشم. لاغری باعث میشه ترکهای پوستی ام از بین بره. انگشتان کشیده تری داشته باشم. پوست سفیدتری داشته باشم. پاهای سالم تر و قویتری داشته باشم. دستان راحت تر. احساس سبکی و سرزندگی داشته باشم. لاغری باعث میشه قلبم بهتر و زیباتر عمل کنه. لاغری باعث میشه مغز بهتر کار کنه و تصمیمات و عملیات های بهتری را انجام بدیم در زندگی. لاغری و تناسب اندام یعنی پوشیدن لباس های دلخواه. پوشیدن لباس پرنسسی در رنگ قرمز. پوشیدن کت و شلوارهای شیک زنونه. یعنی داشتن کمر سالم و راحت و پوشیدن کفش های پاشنه بلند. لاغری یعنی گردن سالم داشتن و بافت راحت تر عروسک ها. لاغری یعنی حتی النگوهای قشنگتر دستت کردن،چون یکسری النگوها فقط تو سایز کوچک زده میشن. لاغری یعنی زرنگ تر بودن، یعنی حرفه ای تر شدن در انجام کارها. لاغری باعث میشه نور چشمانت نیز بیشتر بشود و سفیدی چشم سفیدتر و سیاهی سیاه تر و زیباتر بشود. لاغری باعث میشه حتی صدات زیباتر و گوش نواز تر بشه. لاغری باعث میشه تو خوشحال شاد سالم سلامت انرژی بیشتر و در یک کلام لاغری باعث میشه تو عاشق خودت باشی.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام خدمت استاد بزذگوار و همه عزیزان.
من از امروز تعهد میدم تا آنجا که حواسم هست و اگاهانه درمورد چاقی خودم صحبت نکنم. جلوی آینه برم قربون و صدقه خودم برم و خودمو بپذیرم و با جسمم صحبتهای عالی داشته باشم از جسم مهربان و زیبایم و از خدای خودم بخوام کمک کنند تا جسمم به حالت خوش اندامی خودش بگرده.
مرحله اول:من به صورت گله و شکایت اه چاقی چیه چقدر بد خدا چرا ما را چاق آفریده و …. من که غذام کمه چرا چاقم تف به چاقی که نمیتونم این لباسو بپوشم فلان کارو کنم و این حرفها و....
من زهرا آقچه لو تعهد میدهم که از امروز دیگر درمورد چاقی تا انجا که میتوانم صحبت نکنم.
مرحله دوم:من متعهد میشوم که جسم خودم را همانگونه که هست بپذیرم و برای جسم خودم ارزش قائل بشوم و آن را دوست داشته باشم من سعی میکنم رابطه خود را با جسمم بهبود ببخشم و هر روز جلوی آینه کل جسممو ببینم و قربون صدقه آن بروم الان نسبت به قبل رابطه خیلی بهتری دارم و دیگه از چاقی خودم متنفر نیستم و ان را میپذیرم و یادم باشد نفرت از چاقی ترمز ذهنی برای لاغر نشدن.
من لباسهای خوشگل میخرم و میپوشم مثل یک انسان لاغر با اعتماد به نفس و صاف راه میرم حتی لباسهای خواب و زیری که سالها آرزویش را داشتم را میخرم و میپوشم الانم گاهی میخرم و از آن لذت میبرم هر رنگی که خواستم با هر طرحی که دوست داشتم من عاشق خودم هستم.
مرحله سوم:۱,لاغری باعث میشه جسم من خوش فرم تر بشه برای همیشه از کمردرد و گردن درد راحت بشوم.پوستم صاف و شفاف تر میشود.خوشگلتر و جذابتر به نظر برسم. از لحاظ روحی خب باعث میشه خودمو بیشتر دوست داشته باشم ارزشمندتر باشم باخودم بیشتر در صلح باشم و بیشتر خودمو بپذیرم.
۲, خب راحت تر با دیگران به خصوص همسرم رابطه برقرار میکنم راحت تر خودمو میپذیرم و در جمع همه راحت تر حضور پیدا میکنم در جمع دوستان پوشیدن لباسهای شیک در مهمانی ها باعث میشه اعتماد به نفست بره بالاتر و اعتماد به نفس بالاتر هم باعث میشه بیشتر عاشق خودت باشی راحت تر با دیگران رابطه برقرار کنی.
۳,اعتماد به نفسم با لاغر شدن به اسمون هفتم میچسبه و خود ارزشمندی اسمون هفتم هم رد میکنه قدرت اظهار وجود و کسب موفقیتها بیشتر میشه و دنیا مال من میشه. تو کسب و کارم راحت تر سازهای بادی را مینوازم اگر خواستم برای بازیگری اقدام کنم راحت تر و سریعتر میپذیرن منو و راحت تر کمپانی های کره قبولم میکنن اوه.
لاغرشدن طبیعت بدن من هست و حق بدن منه که لاغر بشوم و لاغر شدن و لاغر ماندن برای همیشه آسان ترین و راحت ترین کار دنیاست من لایق داشتن اندامی زیبا هستم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
الان که داشتم فایل جلسه هفت را دوباره مرور میکردم یادم افتاد که من خیلی کارها را که در کامنت های قبلی نوشته بودم انجام ندادم بخاطر چاقی الان یادم افتاد که من حتی موقع برقراری رابطه با همسرم هیچوقت جرات نکردم لباس های زیبا لباس خواب های باز یا نیم تنه بپوشم بخاطر شکم و پهلوهایی که دارم اعتماد به نفس پوشیدن این لباس ها را ندارم و کلا از رابطه با همسرم دوری میکردم که این کار باعث سرد شدن ما از هم میشد.
خدا را شکر که دارم با این روش روز به روز لاغرتر و بهتر میشوم
حالا تاثیر لاغری در زندگی من لاغری باعث میشه که اعتماد به نفس آدم افزایش پیدا که و اعتماد به نفس خیلی مهم هست لاغری باعث افزایش عزت نفس میشه و قدرت اظهار وجود کردن را بیشتر میکنه لاغری باعث میشه از زندگی لذت بیشتری ببرید تمرکز بیشتر روی بقیه کارها بزاری لاغری باعث رشد و پیشرفت بیش از اندازه ما میشود لاغر شدن و لاغر ماندن برای همیشه آسان ترین کار دنیاست من لایق داشتن اندام زیبا و جذاب و شکم و پهلوهای های صاف و تخت هستم من لایق بهترین ها و بهترین ها لایق من هستند.
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت استاد عزیز و همه عزیزان من از تاثیرات چاقی بر روی خودم میگم خب همه میدونین که بزرگترین تاثیر چاقی نداشتن اعتماد به نفس هست و همچنین نپوشیدن لباس های دلخواه سرزنش خودمون و متنفر بودن از خودمون یادمه قبلنا که خیلی چاق بودم خودمو خیلی حقیر میدونستم و قربانی دوست داشتم همه از همه لحاظ برام احساس دلسوزی کنن چه مالی چه عاطفی انگار که اشغال را می ریختم زیر مبل تا از حقیقت فرار کنم هیچوقت تو عروسی ها لباس های دلخواهم را نمیپوشیدم هیچوقت پالتو های مدل پرنسسی نداشتم با رنگ های شاد هیچوقت تو جمع ها اونطور که باید خودمو نشون نمیدادم و خلاصه هزار تا کار دیگه که همه بهتر از من میدونن ولی الان نسبت به اون موقع بهترم ولی هنوزم اضافه وزن دارم دلم میخواد یک اندام بسیار زیبا و متناسب و سکسی داشته باشم تصمیم گرفتم از امروز یک دفتر تهیه کنم و سناریو نویسی با زهرای متناسب را شروع کنم به امید خدای یکتا خب از مزایای لاغری بنویسم
افزایش اعتماد به نفس واقعا به شدت اعتماد به نفس آدم میره بالا خودشو بیشتر میپذیره خودشو بیشتر باور داره همه جا حرفی برای گفتن داره راحت تر اظهار وجود میکنه روابطش بهتر میشه رابطه جنسی لذت بخش تری را تجربه میکنه لباس های رنگی تر و زیبا تری میپوشه همچنین من که تو کار موسیقی و ساز بادی هستم تناسب اندام باعث میشه راحت تر و زیباتر بنوازم تاثیر نوازندگی ام صد برابر بیشتر صدای سازهای بادی بهتر و نفس گیری راحت تر میشود همچنین با اندام متناسب تاثیر بهتر و بیشتری روی نوازندگان و اساتید موسیقی میگذارم و خیلی خیلی احساس عالی تری خواهم داشت
خدایا شکرت
من زهرای متناسب با وزن پنجاه و شش کیلو گرم با یک اندام بسیار زیبا و خوش فرم هستم که روابط بسیار قشنگی با همه دارم دوستان زیادی دارم با لاغر شدنم تاثیر زیادی روی افراد گذاشتم و مهاجرتم راحت تر انجام شد اعتماد به نفس چسبیده به سقف نه چسبیده به آسمون خدا و من عالی هستم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت