شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت همراهان سایت تناسب فکری و استاد بزرگوار وعزیزم
توجه به جاقی چه تاثیرات رو بر ما گذاشته ؟🫢🤔
چاقی باعث شده که من اصلا خودم و دوست نداشته باشم چاقی باعث شده هر روزم و با ناامیدی بگذرونم چاقی باعث شده من درسم رو ادامه ندم و به جایی نرسم
اعتماد به نفس نداشته باشم تو مدرسه گاهی دوست نداشتم برم جلوی بقیه و درس رو کنفراس بدم یا توضیح بدم
چاقی باعث شده از زندگی لذت نبرم
خدا رو دوست نداشته باشم
همه رو مقصر چاقی بدونم
چاقی باعث شده همیشه در حسرت زندگی کنم چاقی باعث شده احساس خوبی نداشته باشم چاقی باعث شده رنگ های شاد نپوشم و عاشق رنگ سیاه باشم
چون تا حدی اون چاقی رو کمتر نشون میده
چاقی باعث شده عزت نفسم پایین باشه .چاقی باعث شده گاهی با لذت غذا نخورم
چاقی باعث شده همیشه استرس داشته باشم
عذاب وجدان
چاقی باعث شده که خودمو یه فرد ناتوان بدونم
چاقی باعث شده برای خودم ارزش قائل نباشم چاقی باعث شده خورد و حقیر بشم جلوی فرزندانم بعصی مواقع فرزندانم بهم میگن مامان تو جرا شکمت بزرگه یا بعصی مواقع که عصبی میشن و با من بحث میکنن بهم میگن مامان چاق
برو تو هر کاری کنی لاغر نمیشی تو چاقی
ومن هر بار ناتوان می بینم خودمو
چاقی باعث شده مدام فکر چاق تر شدن باشم
وهیچ وقت از زندگی لذت نبرم
چاقی باعث شد موقع عروسی کردنم از عروس شدنم لذت نبرم
چاقی باعث شد جلوی همسرم سرم نتونم درست بالا بگیرم و همیشه خجالت میکشیدم از خودم
چاقی باعث شده تمرکزم رو ازروی هر جیزی برداشته بشه
چاقی باعث شده تا حد خفگی غذا بخورم
چاقی باعث شده در هیچ زمینه ای نتونم رشد کنم
چاقی باعث شده همیشه لباس های گشاد بپوشم
چاقی خیلی منو درب و داغون کرده
همیشه حسرت افراد لاغر رو میخورم که خوش به حالشون لاغرن خوش به حالشون هرچه دوست دارن میخورن سالمن خوش به حالشون هر چه دوست دارن می پوشن
و من از امروز به خودم تعهد میدم
که 👇🏻
دیگه حرف از چاقی نزنم و توجه ام روی تناسب اندام باشه اینکه تناسب اندام جه مزایای داره
و تصویری لاغری رو در خودم بسازم
و تعهد میدم خودم و دوست داشته باشم و بپذیرم
مزایای متناسب شدن 🌸🌸🌸🌸🌸🥰🥰🤗🤗🤗
خب اینجا دیگه خیلی انرژی بخشه
این قسمت حالت و خوب میکنه انرژیت و بالا میبره
اینجا کجاست
اینجا بهشت هس 😊
بهشت خدا 😊
همونجایی که خدا از اول دوست داشته تو باشی همونجایی که باید تو باشی
و اگه نیستی خودت نخاستی
متناسب بودن در تمام جنبه ها تاثیر مثبت داره
در روابط در سلامتی در شغل و ….
تناسب اندام داشتن باعث میشه اعتماد به نفس داشته باشی از زندگی کردن لذت ببری احساس خوبی از خودت و اندامت داشته باشی
در سلامتی کامل به سر ببری
زرنگ و قوی باشی
میتونی راحت کارهای خونه رو انجام بدی
تحرکت بیشتره
تناسب اندام باعث میشه شاکر باشی خدا رو دوست داشته باشی
بهترین لباس ها در سایز و رنگ های مختلف بپوشی
آزادی در خرید داشته باشی
میتونی از الان خرید کنی برای چند سال بعدت
تناسب اندام آدم رو شاد و جوان نگه میداره
تناسب اندام باعث میشه به راحتی بالا و پایین بپری
میتونی بدوی میتونی به راحتی ورزش کنی میتونی به راحتی به پیاده روی بری
تناسب اندام داشتن باعث میشه عزت نفس بالاتری داشته باشی باعث میشه با لذت غذا بخوری و شاکر باشی از نعمتهای خداوند
باعث میشه نظم داشته باشی
به زیبایی رفتار کنی با مواد غذایی
هزینه ها میاد پایین تر
میتونی وقتت رو صرف کارهای که دوست داری بکنی رو خواسته و هدف هات متمرکز بشی
و کمتر در حال خوردن
متناسب بودن باعث میشه تو رو در هر زمینه ای موفق کنه متناسب بودن یعنی زندگی عشق احساس خوب توانمند بودن پر انرژی بودن
من عاشق تناسب اندامم
من از امروز به خودم تعهد دادم که به تناسب فکر کنم و خودم رو در تناسب اندام ایده الم تصور کنم
و برای متناسب بودن و متناسب ماندن استمرار داشته باشم و ادامه بدم
ممنون سپاس از استاد عزیزم
بابت فایل های عالی 👍
فایل امروز خیلی مهم بود
چون من هر روز خیلی توجه ام روی خودم بود
همش میگفتم چرا شکمم اینجوریه جرا پهلوم اینجوریه کی متناسب میشم
حالا تا عروسی که توی شهریور هستش من لاغر میشم و نمیدونستم که مدام به جاقی بیشتر توجه میکردم هر روز تو فایل ها جوابمو میگیریم
و اینکه به زمان توجه نداشتم باشم
خدایا شکرت که منو هدایت کردی به مسیر درست تناسب اندام
ان شاالله که همگی به تناسب اندام دلخواهمون میرسیم 🙏🥰🌸🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان عزیز و استاد عزیز و گرامی 🌷🌷🌷
لیستی از مواردی که چاقی بهتون ضربه زده ؟
من همیشه حواسم به چاقی بوده و خیلی بهش توجه میکردم و هیچ وقت خوشحال نبودم در شرایطهای مختلف یعنی چاقی نمیزاشت من خوشحال باشم شاید تو بهترین شرایط ها قرار میگرفتم ولی هیچ وقت یادم نیس که این چاقیه نیاد وسط ——
همش می پرید وسط و چاقیم رو به رخم میکشید حالا تو خجالت نمیکشی چاقی تو هر کاری کنی به چشم نمیاد اعتماد به نفسم رو از بین برده بود دیگه بریده بودم ازش با این فکرهای که در من به وجود می اورد نمیتونستم جای برم اصلا خرید رو دوست نداشتم اخه میخاهی بری خرید جیکار دوست نداشتم چیزی پرو کنم چون نمیتونستم جلوی اینه بایستم حالم از خودم بهم میخورد و گاهی نشد که من اون چیزی که دلم میخاد بخرم من سایز بزرگ رو دوست نداشتم و همیشه بک سایز کوچیک تر از خودم و انتخاب میکردم و وقتی می پوشیدم همه جای اندامم در اون لباس مشخص بود و باز بیشتر عصبی میشدم دوست نداشتم بدنم نمایان بشه خودم و ضعیف و ناتوان میدونستم وهیچ کاری برای متناسب شدن از دستم بر نمی اومد چون من ضعیف بودم نمیتونستم متناسب شم دایم در حال سرزنش کردن خودم بودم هیچ وقت با خوشحالی وارد جمع نشدم همش خجالت میکشیدم از اندامم
لباس مورد علاقه ام رونتونستم بپوشم جلوی اینه برام عذاب اور بود بعد از غذا استرس داشتم قبل از غذا حرص و وله ریزه خواری همیشه در جنگ و نزا بودم با خودم 😔زندگی معنا نداشت برام همیشه استرس و تپش قلب داشتم حالت خفگی بعد از غذا داشتم
محتاج لاغری بودم و همش حسرت اندام دیگران رو میخوردم که خدا جرا اینا اینجورن و من در حال بد بودم ——
از سایز لباسم بدم میاومد وقتی همسرم میخاس برام خرید کنه ناراحت میشدم جون همش دنبال سایز بزرک بود و من خجالت میکشیدم
بخاطر چاقی انجام دادن فعالیت های روزمره برام سخت بود -در کنار همسرم همش احساس ضعف میکردم و خجالت میکشیدم هنگام لباس پوشیدن
۲—–پذیرفتن خودم و اینکه دیگه خودم و سرزنش نکنم من همیشه همه رو مقصر جاقی خودم میدونستم و برای همه تعریف میکردم که دیگه خسته شدم از چاقی
هر غذا و هر چیزی رو عامل چاقی خودم میدونستم و از خودم بدم می اومد جسمم رو تحت فشار میزاشتم و هیج وقت دوستش نداشتم و نمی پذیرفتمش و الان یاد گرفتم با دوستی ها با عاشق شدن با مهربانی ها دنیا گلستان میشه من هم میخام گلستانی در خودم به وجود بیارم من میخام تغییر کنم میخام متفاوت تر از دیگران باشم من از این جسمی که الان در اختیارم هس راضی هستم دوست دارم و هر روز خودم و می بوسم و باهاش صحبت میکنم و به همدیگه قول دادیم که به هم کمک کنیم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۳——متناسب شدن چه مزایای برای ما به ارمغان میاره
متناسب شدن منبعی از سلامتی ،تناسب، عشق ،حال خوب ،تولدی دوباره ،مهربانی ،و ………………….برام به ارمغان اورده تولدی دوباره برام به ارمغان اورده
من عاشق متناسب شدن هستم خودم رو خیلی دوست دارم به خودم احترام میزارم هر اشغالی رو وارد بدنم نمیکنم احساس خوبی دارم منم یک متناسبم و متناسب غذا میخورم متناسب فکر میکنم متناسب راه میروم متناسب میخابم متناسب زندکی میگنم من زندگی میکنم دوستان عزیزم زندکی با طعم تناسب خیلی لذت بخشه هر روز در ارامش هستم هر غذایی که بخوام به هر اندازه میخورم و اعتماد به نفسم بالا رفته دوست دارم هر روز هر مدی اومد بخرم از پوشیدن سایز کوچیک لذت میبرم در جمع ها خیلی شیک و عالی وارد میشم بچه هام از اندام زیبایم لذت میبرن بهم افتخار میکنن در کنار همسر شاد و خوشحالم در سلامتی کامل به سر میبرم فعالیت های زیادی انجام میدم و خسته نمیشم
الان یاد گرفتم که به هر چه دست دارم توجه کنم من میتونم هر خواسته ای که از خدا بخام بهش برسم با توجه کردن به اون خواسته —-
فقط کافیه از هر جی که نمیخام توجه ام رو بردارم و بزارم روی اون قسمتی که میخام.
🙏🏻🙏🏻🙏🏻
متناسب شدن خیلی راحته همان طور که چاق شدن رو راحت فرض کردم و بهش توجه کردم الان باید به اسونی منناسب شدن توجه کنم و همین قدر که دست به غذا خوردن چاقم کرده و دست به قلم داشتن هم منو متناسب میکنه
اینقدر نوشتم و مینویسم چون هر چه از متناسب شدن بنویسم کمه متناسب شدن و متناسب موندن عشقه زندکیه سلامتیه احساس خوبه 👌🏻🌹👏🏻