شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام
انجام تمرینات جلسه هفتم
چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
من خیلی وقت بود که درباره چاقیم با کسی حرف نمیزدم اصلا اما این چندماه اخیر چندباری با پارتنرم و مامانم و دوستم صحبت کردم و همون موقع هم دوست نداشتم صحبت کنم یا مثلا دیروز رفته بودم لباس بخرم و درمورد اینکه اعتماد به نفس ندارم لباس بخرم یا وقتی یچیزی اندازم نبود غصه میخوردم صحبت میکردم که دقیقا این حرفها توجه به چاقیه به هرحال من لباس خریدم این حرفهارا نمیزدم هم اتفاقی نمیوفتاد
فقط میخواستم حس بد خودمو تلطیف کنم و درواقع به بقیه بگم از من بدتون نیاد اگه چاقم و تایید بگیرم یا یکی دوباری در مورد میزان غذا خوردنم با پارتنرم صحبت کردم و این اصلا خوشایندم نبود مثلا گفتم مامان و بابام وقتی یکم غذام اضافه میومد دعوام میکردند و اینا و بنظرم لزومی نداره که کلا در مورد اینکه دلم میخواد چجوری غذا بخورم و غذا خوردنم و بدنم با کسی حرف بزنم آدمها چشم دارن خودشون میبینن من چرا باید هی توضیح الکی به بقیه بدم و به چاقی توجه کنم
این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟ خب حرف زدن درمورد چاقی اصلا حس خوبی به من نمیده قطعا به هیچکس نمیده چون چاقی چیزیه که هیچکس دوستش نداره و ما درموردش حرف میزنیم تا خودمون را تبرئه کنیم و از بقیه تایید بگیریم و این علاوه بر اینکه توجه به چاقیه اعتماد به نفسمون را هم از بین میبره چه اهمیتی داره که بقیه چی میگن یا چه فکری میکنن به هرحال این چاقی منه من دارم با این چاقی دست و پنجه نرم میکنم منم که بدنمو باید دوست داشته باشم نباید منتظر تایید بقیه باشم و بخوام خودمو بخاطر چاقیم پیش دیگران تبرئه کنم
خودم باید مسئولیت چاقیم را بپذیرم و تصمیم بگیرم که به اندام دلخواهم برسم و این خیلی قشنگ تر و شجاعانه تر از صحبت کردن با دیگران و دنبال تایید بودنه
پس من یه تصمیم مهم میگیرم که در مورد چاقی و غذا خوردن و هر مسئله ای که مربوط به چاقی میشه با هیچکس حتی پارتنرم و حتی مامانم صحبت نکنم
چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
خب خیلی دوستش ندارم حتی دیروز که رفته بودم لباس بخرم خودمو توی لباسها زشت میدیدم و احساس میکردم لباسها منو چاقتر نشون میدن
ولی خب این خوب نیست بهتره با خودم آشتی کنم و خودمو دوست داشته باشم
آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
نه امروز و کلا این چندوقت که دوباره دارم دوره را انجام میدم حسم نسبت به بدنم خیلی بهتره و بدنم را بهتر میتونم بپذیرم
سپس متعهد شوید:
به نظرم مهمترینش اینه که وقتی خودمو توی آینه نگاه میکنم به خودم عشق بدم حتی بلند بلند به خودم حرفهای محبت آمیز بزنم و خودمو توی لباسهایی که میپوشم تحسین کنم
توی عکسهای مشترک راحت بایستم و سعی نکنم پشت بقیه قایم شم که اندامم دیده نشه
راحت از خودم عکس قدی بگیرم
لباسهای تمیز و قشنگ بپوشم و لباسهایی که دوست دارم را بپوشم و به خودم اهمیت بدم
هربار خودم را میبینم به خودم لبخند بزنم
لاغر شدن بهم اعتماد به نفس زیادی میده میتونم هر مدل لباسی که دلم میخواد را بپوشم و توی هرجمعی که حاضر میشم اعتماد به نفس داشته باشم و نظر دیگران را نسبت بهم تغییر میده
وقتی که لاغر بشم با اعتماد به نفس بیشتری ورزش میکنم لباسهای ورزشی میپوشم لباسهای مهمونی میپوشم بیرون میرم با دوستام میرم گردش و تفریح میکنم وقتی لاغر بشم راحتتر دوچرخه سواری میکنم راحت تر پیاده روی میکنم راحتتر از پله بالا پایین میرم وقتی لاغر بشم سبک تر میشم و ذهن و جسمم رها میشن وقتی لاغر بشم میتونم طبق سلیقه دلخواهو لباسهای موردعلاقم را بپوشم میتونم طبق سلیقه ام رنگهای دلخواهم را بپوشم میتونم برم استخر و از اندام زیبام لذت ببرم
وقتی لاغر بشم ذهنم آرومتر خواهد بود دیگه درگیر مساىل پیش پا افتاده نخواهد بود توی ارتباطاتاتم با آدمها بهتر و با اعتماد به نفس تر خواهم بود وقتی لاغر باشم میتونم کسب و کارم را گسترش بدم و نتایج خفنی بگیرم
در کل لاغری کلید تموم خوبیهای جهانه
خب چاقی یک بیماری هست و باعث هزارمدل بیماری توی بدن میشه تناسب اندام باعث میشه خیلی از دردهام کمتر بشن مثل دردهای کمرم درد زانوم خستگی مداومی که باهامه و فرز نبودنم
وقتی لاغر بشم رفلاکس معدم بهتر میشه دردهای قائدگیم کمتر میشن راحتتر میتونم فعالیتهای دلخواهمو انجام بدم بعد از نیم ساعت از دوچرخه سواری خسته نمیشم و میتونم ساعتها دوچرخه سواری کنم میتونم ساعتها پیاده ذوی کنم و بدنم در سلامت کامل قرار میگیره
وقتی که لاغر بشم روحیم خیلی بهتر میشه میتونم وقتهایی که حالم بده برم خرید و حالم خوب شه و در کل روحیه خیلی بهتری خواهم داشت خودمو خیلی بیشتر دوست خواهم داشت خیلی شادتر خواهم بود و احساس خوبی نسبت به خودم خواهم داشت
در کل فکر میکنم تناسب اندام تاثیر خیلی زیادی روی سلامت روح و جسمم داشته باشه
تناسب اندام باعث میشه که من توی روابطم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم و همین باعث میشه راحتتر و بدون شرم درخواستهام را بیان کنم باعث میشه به خودم برای انجام کارها اعتماد بیشتری داشته باشم باعث میشه در روابطم احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم
وقتی که خودم خودمو بیشتر دوست داشته باشم اعتماد به نفسم بیشتر میشه
وقتی میبینم که تونستم لاغر بشم میتونم به خودم برای انجام هرکاری تو دنیا بیشتر اعتماد کنم چون من با اعتماد به خودم و توانمندیهام لاغر شدم
خیلی تحولات خوبی رخ خواهد داد من توی حمع ها حس بهتری خواهم داشت و با اعتماد به نفس خیلی زیادی درخواستهام را بیان میکنم ،حرفهام را میزنم و منتظر نمیمونم بقیه تاییدم کنند ، با اعتماد به نفس زیادی کسب و کارم را گسترش میدم و خودم را پرزنت میکنم و تولید محتوا انحام میدم
بیشترین تاثیری که لاغر شدن توی زندگیم میزاره تاثیر روی امید و شادیمه
من مطمئنم که وقتی لاغر بشم خیلی شاد خواهم بود و خیلی روزهامو با عشق بیشتری میگذرونم امیدم به آینده خیلی بیشتر خواهد بود و زندگیم را با حس بهتری خواهم گذروند
من مطمئمم لاغری در همه جنبه های زندگی من تاثیرات مثبت زیادی خواهد گذاشت چون وقتی یبار لاغر شدم دقیقا در همه جوانب زندگیم پیشرفت کردم و موفق شدم و حالم بهتر بود
من سبک زندگیم قراره تغییر کنه
من سبک زندگیم قراره لاغری باشه
پس عجله ای براش ندارم قراره تا آخر عمر این سبک زندگی من باشه پس خودمو آزار نمیدم که زودتر لاغر بشم چون میدونم در انتهای این مسیر لاغری منتظر من ایستاده فقط باید ادامه بدم و به تاریخ اهمیتی ندم
خدایا شکرت که من را با این سایت فوق العاده آشنا کردی
خدایا شکرت
فریماه ازت ممنونم که با وجود همه ی مسائل سخت زندگی ، با وجود همه وسواس های فکری ، باوجود دندون درد و وسواس به دندون ، داری مسیرت را ادامه میدی و هرروز برای بهتر شدن خودت گام های موثر برمیداری من به خودم افتخار میکنم چون همیشه دارم برای بهبود شرایط خودم قدم برمیدارم و هرروز نسبت به دیروز بیشتر به خودم عشق میورزم
خدایا شکرت
ممنونم استاد