شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام سلام🤩🤩اوقات بکام🤲🙏
همه ی افراد چاق دوست دارن ک متناسب بشن و حداقل برای یکبارم ک شده میخاستن و تلاش کردن ک ب تناسب اندام و لاغر شدن دست پیداکنن..از طریق رژیم های غذایی مختلف ، از طریق ورزش کردن با دوچرخه ،تردمیل ،پیاده روی های چند ساعته و ثبت نام کردن در باشگاه ، از طریق چربیسوز های مختلف دارچین ،زنجبیل،لیمو ترش ناشتا ، از طریق دمنوش های نیوشا ،نعنافلقلی ،بلوبری ،از طریق قهوه سیاه ،سبز،اسپرسو ،ترک ،از طریق عمل های جراحی سنگین ، پیکرتراشی ،کمربندهای لاغری وغیره….
خب حالا افراد چاق دودسته اند: ی دسته از افراد فقط دوست دارن ک لاغر بشن ولی هیچ تلاشی برای تناسب اندام و لاغریشون نمیکنن وفقط دوستددارن و نگاهشون ب متناسب ها با حسرته .
ی دسته دیگ دوست دارن ک متناسب بشن تلاش هم میکنن ولی نتیجه ای کسب نمیکنن ک تلاش هاشون از طریق رژیم گرفتن وورزش کردن هست…و نتیجه نمیگیرن چون راه و روششون کلن اشتباهه…در میان این افرادی ک دوست دارن لاغر بشن و تلاش میکنن و نتیجه ای نمیگیرن ..افرادی هستند ک از دل این افراد بیرون میان بازم تو راه و روش اشتباه باز امیددارن .تلاششون رو میکنن و رها نمیکنن مثل دسته اول ک با یکی دوبار ن ده بار تلاش کردن رها میکنن…
این افراد هدایت کنندگان خداوند هستن ک ب ی مسیر درست وتر وتازع ومتفاوت از هر مسیر دیگری هدایت میشن ..تادراین مسیر خودشون رو وتلاششون رو نشون بدن ..ببینن چند مَرده حلاجیم..😊
وحال ک ما دراین مسیر سبز و روشن و درخشان هستیم امیدواریم و بند ب رژیم وورزش های قبل از این مسیر نیستیم بیایید بخودمون ب ارادمون آحسنت بگیم…ک داریم در راه و روش درست قدم برمیداریم برای هدف متناسب شدن و متناسب موندن.و هیچ راه و روشی لذت بخش تراز مسیری نیست ک مارو ب خواسته و هدف چندین و چند ساله مون میرسونه ،،ک در کنارش اصل بودن این هدف ..حال خوب ، احساس خوب ، عشق ب خودمون و زندگی حال مون هست…در حالی ک ما قبلا برای لاغر شدن هیچکدوم ازین حال و حس خوب ،عشق ومحبت ب خود وزندگی و ب هیچ چیزی رو نداشتیم….و علاوه بر حس وحال بد .و درد و رنج تمام اون تلاش ها ن تنها لاغرمون نمیکرد بلک در مدت زمانی مارو ازون حالت چاق چاقتر و چاقترم میکرد و ما کل توجهمون ب چاق بودن خودمون بوده و بس…
مادر تمام روش های ک برای لاغر شدن استفاده میکردیم فقط جسممون رو تحت فشار قرار میدادیم..و لاغر نشدن رو از جسممون میدونستیم ..در حالی ک .جسم هیچ کاره و مظلوم ترین عضو از بدن هست ….چون مااز جایی دیگ مشکل داشتیم ،راه و روشمون از جایی دیگ اشتباه بوده ..ولی ازهرچی واز هرکسی ک کم میوردیم ،ناراحت میشدیم ،حرف میشنیدیم ،خودمون رو محدود و محروم میکردیم ،دید دیگران نسبت ب خودمون رو فقط و فقط ب جسممون میدیدیم ..ک تقصیره توعه جسم ک بیریختی ،چاقی ،زشتی،قشنگ نیستی،لباس خوشگل گیرت نمیا،نباید بخوری,قلمبه،بااین شکمت ،باین پهلوت ،و غیرع…..
در حالی ک در روش لاغری باقدرت ذهن ن خبری از رژیم وورزش و چربیسوزی هست .ن خبری از دردو رنج .و محرومیت و محدودیت و ن حتی سرزنش کردن ..برعکس عاشق خودمون جسممون میشیم .آزادیم از هرچیز شیرین .دیر وقت اندازه نیاز بدنمون بخوریم و لذتشو ببریم …در مسیر لاغری با ذهن علاوه بر لاغر شدن خوشبختی ، سلامتی ،آرامش و لذت رو هم یاد میگیریم ک ن تنها توجهمون رو ازروی چاق شدن برمیداره ..بلک بی اهمیت ن ولی کمرنگش میکنه..چون آموزشهایی عالی رو یاد میگیریم ک لاغری کوچکترین هدف میشه ولی هدفی باارزش و قابل احترام.
قبل از آشنایی با قدرت لاغری با ذهن .افرادچاق علاقه خیلی زیادی ب خوردن دارن اصلا کل فکرشون خوردنه ک صبحانه رو خوردیم ناهار چی بخوریم بعد شام .چیو با چی بخوریم بچسبه .بریم دوری بزنیم چیزی بخوریم ..بیایید مهمونی دورهم چیزی بخوریم و خلاصه همه چی سرگرمی ،تفریح ،حوصلمون سرفته ، سوغاته ،نذریه ،تبرک،سحره،افطلره،بخورگرونه ،گیرت نمیا،حالا یشبه،همه و همه رو توی خوردن میدیدیم.
اما بعداز آشنایی با قدرت ذهن چون بااموزش ها یاد میگیریم ک فرمول های درست و صحیح رو جایگزین فرمول های اشتباه و غلط میکنیم این حرص وولع ها ،خوردنها ،چشم دنبال غذا دویدن ها ،سرگرمی ها و دورهمی ها وتبرک و نذریه و همه همه محدود و محدودتر میشن و مامثل قبل مشتاق خوردن و پرخوری نیستیم حتی گاهی اندازه نیاز بدن و کاملا تا دوروز حداقل برای من پیش اومده ک میلی ب هیچ نوع ماده غذایی نداشتم ،خداروشکر…ووقتیک فرمول ها ایجاد بشه دستور دادنهای ذهن هم تغییر میکنه و رفتار ما همسو میشه با دستورالعملهای ذهن و خودشو تو رفتارمون ک بی میلی و حرص وولع نداشتنه دیده میشه.
ما فقط باید ادامه بدیم و استمرار داشته باشیم.متعهد باشیم مثل رژیم های قبلی ک میگرفتیم برای لاغر شدن ولی توجهی نبوده جز توجه ب چاقی و چاقتر شدن ..مثل رژیم های ک میگرفتیم وورزش های سنگینی ک انجام میدادیم ادامه و استمرار داشته باشیم باین تفاوت ک این ادامه و استمرار نتیجه نسبی نمیده ک ما بعدش رها کنیم برعکس نتیجه قطعی قطعی میده ومارو بیشتر ب سمت خودش لاغرشدن و متناسب موندن میکشونه اگر ک درست و صحیح در مسیر ادامه و استمرار داشته باشیم .ب امید خدا🙏🤲🤩
ما سالهایی خیلی زیادی رو ب چاق شدن توجه کردیم واز ی جایی ب بعد نظر دیگران برامون مهم شده و توجه زیادی ب چاق شدن دیگران هم داشتیم …دراصل ما با توجه کردن ب چاق بودن داشتیم بهش فکر میکردیم و در جلسه های قبل گفتیم ک فشار فکر میشه کلام بعد راجبش با دیگران حرف زدیم از ترس هامون ،از بدی چاقی ،از فرار از چاقی ،از ای کاش ها ،ازانتظار کشیدن ک سرمون بیاد و اومد،و فشار کلامم ک میشد عمل ،عمل میکردیم ب فکرمون ک چاقی و چاقتر شدن بوده …چطور ب چاقی توجه میکردیم با گرفتن رژیم های مختلف،،با ورزش های سنگین متفاوت…
چاقی باعث شده ما چ کارهایی رو انجام ندیم⁉️⁉️دوری از جمع های دورهمی ،عروسی ،نرفتن دنبال شغل یا مهارت مورد علاقه ، بار دار نشدن ،ازدواج نکردن ،ندوییدن ، کفش نپوشیدن ،شاید خنده دار باشه ولی ممکنه نتونستن سوار موتور یا دوچرخه شدن ،،و نرفتن ب شهر بازی و سوار نشدن چرخ و فلک و بقیه بازی کردن ها،،،بازی هایی ک با توپ سروکار دارع (وسط بازی، والیبال ،)😭😔
توجه کردن ب چاقی و اضافه وزن یعنی ضعیف شدن در مقابل چاقی یعنی ناتوانی ، تصویر ذهنیش:ترس از چاقی ک بخوری بترسی ،نخوری هم چشت بمونه وبترسی از خوردن .از خرید کردن و ازمسافرت رفتن ک همه نگاهها روی تو باش و بخندن بهت …یا بگن چ سرخوشه بااین اوضاع حالا مسافرتم اومده…بیخیال این حرفا. دیگ کم و بیش در حال گذشتنه بااموزش دیدن راه و روش لاغر شدن صحیح و منطقی…
ایجادفرمول های لاغری بجای چاقی زمان میبره ب همین خاطر زمان معنی نداره در متناسب شدن و متناسب موندن.
برای موندن درمسیر لاغری با قدرت ذهن بایدکارهایی رو انجام بدیم ⁉️😊🤔🙄
1️⃣ راجبه این مسیر فعلا با کسی حرف نزنیم چون ممکنه سوال پرسیدنه همیشگیشون ک چیشد ؟! توهم میزنی کی با ذهن لاغر شده ، چراا تغییر نمیکنی ؟! کلن از طرز حرفا و سوالاتشون ما سرد بشیم و رها کنیم خدای نکرده ...پس فعلا مثل یک راز سِکرِت بمونه🙂😉
2️⃣ما نباید کاره خاصی رو انجام بدیم ؛برعکس باید کارهای خاصی رو ک تاالان انجام میدادیم و رو بزاریم زمین و کارخاص رو تعطیل کنیم برای همیشه مثل رژیم گرفتن ،ورزش کردن ،دنبال مطالب لاغر شدن رفتن ،دنبال افرادی ک بارژیم وورزش مقداری سایز ووزن کم کردن ،😊،گول نخوریم اون سایز ووزن برمیگرده ،گول نخوریم حال اون فرد هنوز خرابه ،ترس داره ،چشمش دنبال مواد غذایی ، خودش و دوست نداره ،توجهش ب چاقی ، ترس از آینه داره ،ترس از ترازو داره ، چشمش دنیال حرف دیگرانه ک بگن لاغر شدن ،ولی همون دیگران دفعه بعدی بهش میگ چیشد رژیمتو ول کردی چاق شدی باز ک 😐
3️⃣مقدمه قبل فایلها رو بخونیم ،فایل های تصویری رو اول پلی کنیم برای تکرار صوتی هارو …دیدگاه دوستان رو بخونیم .
درک ، برداشت ، و تحلیل خودمون رو بنویسیم ، 🏅 مدال بگیریم😉😉🙏 لذتشو ببریم ، همه ی پروسه گزینه 3️⃣با حال خوب ،احساس شادی و آرامش درونی باشه لطفا🙏🙏
4️⃣اول ب خدامون ک هدایتمون کرده ب راه و روش درست ، بعد ب استاد عزیزمون و حرفای ناب و پِرفکع شون ، بعد بخودمون ، ب باورمون ب توانایی مون ،ایمان و باور قلبییییی داشته باشیم ،،حرفی رو نزنیم ، ننویسیم وقتیک هنوز دلمون ذهنمون باورش نکرده ، بزارید شرح هاتون رو ، تغییراتتون رو ذهن عزیزمون بگه ک ما چطور و ب چ شکل بنویسیم ، ب احساساتمون توجه کنیم و صدای حس خوب مون رو بشنویم .😉😊😊
لاغری برای من اوج لذت و آرامشه ،برای خودم ، دیگران من براشون مهم نخواهم بود ،چون چاقی من مهم نبود براشون ،،،میگفتن کم کن ،کم بخور ،فلان ولی فقط میخاستن حرف خودشون رو بزنن ک نظرشون رو ک ما چاق شدیم و علارقم اون همه رژیم ورزش بازم بگن ببین هنوز چاقی..من لاغری برای دوستشدن و عشق ورزیدن ب خودم میخام ک عاشقانه تراز قبل خودمو بخام و قربون صدقه خودم برم .…برای سلامتی ، آرامش درونی خودم میخام ک نفس های عمیق بکشم از اعماق قلبم ،و رها باشم از پوچی ها ، نیستی ها ، قضاوت ها، کیستی ها ،لاغر شدن رو برای خوشبختی خودم میخام.. خوشبختی ب پول و خونه و ماشین نیست . نمیگم باعث خوشبختی نیستن هستن ولی جزیی از جزهستن ..ولی اون آن هدف فقط و فقط حال خوبه
حال ت ک خوب نباشه .وقتی ندونی کجایی زندگی .اینجا چیکار میکنیم.
وقتیک ی کار خوب ، ی خونه خوب ،ی ماشین خوب داری ولی حال ت خوش نیست اون دارایی ها هم برای انسانها لذت بخش نخاهد بود…این و ب جرات میگم..و امضا میکنم باحال خوب انسانها صاحب بی نهایتن …اگ بدونیم هدفمون اززندگی چیه ؟
حرف آخر :مرسی ازت ک هستی خدا
مرسی ک هستید استاد عزیزو بزرگوار
ذهن و جسم عزیزم مرسی از شما هم ک هستید کار میکنید درسته راه خوب و بد گاهی گم میکنی ، اشتباه میری ، بن بست میرسی ، اما رها نمیکنی ، هنگ نمیکنی ، ایست نمیکنی حالا جدا از بیماری هایی آنی ،،جسم عزیزم مرسی ک هستی راه میریم ، مینویسیم ، میخندیم ، میبخشیم ، هدیه میدیم ، دستی میگیریم ، نوازش میکنیم ، می بوسیم ، زیبایی ، رفیقی میشنوی و دَم نمیزنی از نق زدنا ،غُر زدنا ،نالع ها ،گریه ها ،همسوی عجیبی هستی.همیشه و همه جا همراهی ،تو شادیا ،تو غم ،
والان هم در حال همسو شدن هر چ بهتر هستید برای رقم زدن خلق ی رویا ،،برای رسیدن ب اهداف ، برای خدایی تر شدن ، برای شناخت بهتر و بیشتر خودمون ، درونمون ،افکارمون ، پریشونیامون ، حال دلمون ، اشک چشمامون ،غم و غصه ،شور و شوق و شادیهامون ،،، قلبن میگم مرسی ک ذهن و جسم من شمایید حتی اگ چاق هستم و دارایی م اضافه وزنمه ،❤️
ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیر😊🌹