0

فرمول‌های چاقی (قسمت هفتم)

فرمول های چاقی
اندازه متن

شب‌هایی بود که از ذوق صبحونه‌ی فردا خوابم نمی‌برد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم می‌خواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم می‌شد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر می‌کردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز درباره‌ی غذا بود. امروز می‌دونم این فکرها همون فرمول‌های چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار می‌شدن.

این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفته‌ست. در این جلسه می‌خوام درباره‌ی موضوعی صحبت کنم که هم در چاق‌تر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.

فرمول‌های چاقی

🧠 در لاغری با ذهن برنامه‌ی غذایی نداریم

تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامه‌ی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار می‌ذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچ‌وقت برنامه‌ی غذایی یا ورزشی نمی‌دیم. ما فقط برنامه‌ی ذهنی می‌دیم.

یعنی با تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، فرمول‌های جدیدی در ذهن ساخته می‌شه و مغز بر اساس اون‌ها فرمان‌های تازه صادر می‌کنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر می‌کرد، کم‌کم می‌بینه که دستش کمتر سمت غذا می‌ره. این محدودیت نیست؛ فرمول‌های چاقی عوض شدن و رفتار خودبه‌خود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.

🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگ‌تر می‌شه

حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا می‌کنه». این قانون درباره‌ی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سال‌های خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.

بچه‌ها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمی‌دن؛ بازی می‌کنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم می‌شه و از همون موقع به چاقیمون توجه می‌کنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر می‌کنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم می‌گیریم یا باشگاه می‌ریم، باز توجهمون به چیزیه که می‌خوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.

🏀 زنگ ورزشی که تصمیم‌هام رو عوض کرد

کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طناب‌کشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمی‌تونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمی‌رفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفس‌نفس می‌افتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمی‌تونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طناب‌کشی و دیدم همه‌ی بچه‌های چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچه‌ها التماسمون می‌کردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.

خیلی ساده‌ترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم می‌گرفت. دایره‌ی انتخاب‌هام هر روز کوچیک‌تر می‌شد و من هر بار کاری رو انتخاب می‌کردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار می‌کردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی می‌کشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم

من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه می‌گفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگ‌های مورد علاقه‌م رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کم‌کم دیگه نرفتم چون خجالت می‌کشیدم با اون اندام برم تو آب. دوست‌هام رو هم از بین کسایی انتخاب می‌کردم که مثل خودم یا چاق‌تر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.

در مهمونی‌ها وقتی غذا می‌خوردم، فکر می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن و می‌گن «این چقدر داره می‌خوره». سعی می‌کردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همه‌ی این‌ها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهم‌ترین فرمول‌های چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.

⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریع‌تر می‌شه؟

فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی می‌دی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت می‌گن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اون‌قدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.

🖼️ چرا وزن کم‌شده دوباره برمی‌گرده؟

خیلی‌ها برام می‌نویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همه‌ش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.

من هم همین‌طور بودم. هر بار وزن کم می‌کردم، لباس‌هام گشاد می‌شد. مادرم خیاط بود. وقتی می‌گفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، می‌گفت «یه کم صبر کن ببینیم می‌مونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.

ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو می‌کنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته می‌شی و رهاشون می‌کنی، مغز آروم‌آروم همون دستورهای قبلی رو صادر می‌کنه و جسمت برمی‌گرده به همون تصویر چاق.

⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون

توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همه‌جا هست؛ در آینه، در عکس‌ها و وقتی از پله بالا می‌ری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان می‌بره.

خیلی‌ها می‌گن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست می‌ده. شرکت‌هایی که دمنوش و کمربند لاغری می‌فروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده می‌کنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمی‌گیریم، به جای محصول به خودمون شک می‌کنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری

برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام می‌دیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبه‌خود درست‌ها انجام می‌شن.

قدم اول: دیگه درباره‌ی چاقیت حرف نزن

خودم سال‌ها سعی می‌کردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمی‌خورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی درباره‌ش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبه‌خود از بین می‌ره.

قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر

خیلی‌ها جلوی آینه طوری می‌ایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمی‌گیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم می‌خوره». رابطه‌تون بهتر می‌شه یا بدتر؟ جسمت هم همین‌طوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.

پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تک‌تک لقمه‌ها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «می‌دونم این کار رو من باهات کردم. ولی می‌خوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».

قدم سوم: درباره‌ی لاغر شدن بنویس

یه جمله‌ای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر می‌کنه». وقتی درباره‌ی لاغری می‌نویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیت‌هام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز می‌تونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.

فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمی‌ده و تجربه‌ی اون‌ها رو مثل خاطره‌ی خودت حساب می‌کنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً می‌نویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.

اگه می‌خوای این مسیر رو قدم‌به‌قدم و با تمرین‌های کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.

✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨

جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشته‌های بقیه رو هم بخون.


📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی

یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:

  • 👗 چه لباس‌ها و رنگ‌هایی رو نپوشیدی؟
  • 🏊 چه کارها و تفریح‌هایی رو کنار گذاشتی؟
  • 👨‍👩‍👧 چاقی چه اثری روی رابطه‌ت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
  • 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟

📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن

  • 🤐 بنویس قبلاً چطور درباره‌ی چاقیت حرف می‌زدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه درباره‌ش حرف نزنی.
  • 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
  • ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 💬

در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) می‌بینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر می‌ذاره و چطور می‌شه عوضش کرد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن

خانم مریم از تهران

خانم مژگان از تهران

۱. فرمول‌های چاقی یعنی چی؟

یعنی برنامه‌هایی که سال‌ها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اون‌ها فرمان خوردن و رفتارهای چاق‌کننده رو صادر می‌کنه. یکی از مهم‌ترین‌هاش، توجه دائمی به خود چاقیه.

۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاق‌تر می‌کنه؟

وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم می‌کنی و خودت رو سرزنش می‌کنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا می‌کنی و تصویر چاق‌تری از خودت در ذهنت می‌سازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر می‌بره.

۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟

چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.

۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟

سه قدم: درباره‌ی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و درباره‌ی مزیت‌های لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 248 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11459
282 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۶ ۱۳:۵۸
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد روشن 

      این فایل را چندین بار گوش کردم و هنوز هم گوش می‌کنم چون واقعا بیشترین علت چاقی من توجه کردن به چاقی بود من وقتی میرفتم خرید چقدر باید این مغازه اون مغازه میرفتم چقدر پرو میرفتم آخرش هم یا یه لباس اجباری میخریدم که راضی نبودم ویا نمیخریدم و با ناراحتی بر می گشتم در عروسی هم همین طور همش توجهم به چاقی بود انگار همه به من نگاه می‌کردند 

      حسرت افراد متناسب را خوردن موقع رفتن مهمانی همش توجهم به چاقی خودم بود حالا متوجه میشدم که من با این کارم چقدر به چاقی خودم کمک میکردم همین الان هم این مدتی هست که ناخودگاه توجه میکنم به شکم و پهلو و استرس میگیرم ولی با گوش دادن به فایلها و پذیرفتن آنها و اینکه میگم این جسم خودم هست دوستش دارم خیلی هم قشنگه خودم باعث شدم جسمم این شکلی بشه خودم هم درستش میکنم و دیگه حالم بد نمیشه و خیلی راحت میبینم لاغرتر شدم توجه کردن در چاق شدن و لاغر شدن خیلی قوی هست پس بهتره به لاغری توجه کنیم تا لاغر شویم به همین راحتی لاغر شدن اسانترین کار دنیاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۹ ۱۵:۴۷
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      بنام خدا 

      فایل ۷ دوره رایگان 

      در مورد مشکلات چاقی نمیخوام زیاد بنویسم فقط از پا درد در سن جوانی و حسرت هر چی را بگی در جوانی برام گذاشت چاقی الان هم ازش مثل گذشته متنفر نیستم چون یاد گرفتم که تنفر از چاقی یکی از موانع لاغر شدن من هست برا همین الان حدود ۱۴ماه هست که در این مسیر بسیار زیبا هستم هنوز با من هست اما کاریش ندارم می‌دانم که یک مهمان نا خوانده هست و یه روز بار سفرش را می بنده و برا همیشه جسم منو ترک میکنه در موردش هم با هیچ کس حرف نمیزنم و هر کی هم میخواد چیزی بگه سریع حرفو عوض میکنم منو چاقی یخ روزی با هم خیلی خوش بودیم ولی من الان لاغری را انتخاب کردم و میخوام با هم لذت ببریم 

      در مورد متناسب شدن بنویسم .

      لاغری یعنی یه نسیم خنک بهاری که آرام به صورتم بخوره و لذت ببرم لاغری یعنی عشق یعنی محبت یعنی اعتماد به نفس بالا وقتی لاغر بشم لباسهای سایز کوچک و روشن میپوشم وقتی متناسب بشم که خدا را شکر الان هم کلی سایز کم کردم پوستم زیبا میشه الان که دوچرخه سواری را شروع کردم چقدر لذت میبرم از اینکه میگم چون لاغر شدم کسی بهم نمی خنده خودم سبک شدم چه لذتی داره تازه در صدد هستم که ثبت نام کنم هیئت کوه نوردی برم آخه عاشق اونم هستم خدا یا شکرت که دارم متناسب میشم من هر روز در این مسیر استمرار دارم و قصد دارم تا زنده هستم باشم در این مسیر زیبا 

      ممنون استاد روشن عزیز 

      و در پایان به قول آن دوستی که نوشته بود من قبلا نمی نوشتم منم همین طور فقط تو دفتر می نوشتم ولی الان که کامنت میخونم و مینویسم چقدر حالم عالی میشه دوستان بنویسید که حالتون عالی میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۸ ۱۸:۱۰
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      بنام خدا 

      با سلام خدمت دوستان و شما استاد عزیز 

      اول چند بند در مورد صدماتی که چاقی بهم وارد کرده بود .

      خاطرات من از چاقی در سن کم زانو درد ،پا درد و مرتب مراجعه به پزشک ،وزن بالا تو بارداری و بعد از زایمان که اون وزن باقی موند ،مشکل زیاد برا خرید لباس گاهی میخواستم با فروشنده درگیر بشم انگار تقصیر اون بود .چقدر از تیپ خودم بدم میامد اگه بازم بنویسم دیگه حالم بد میشه .چند ماهی هست که تو سایت هستم تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت در مورد چاقی با کسی حرف نزنم و این کار،را هم کردم و احساسم خیلی خوبه .

      واما در مورد لاغری الان فرض کنم که ۳ سال از متناسب شدن من گذشته و من چقدر خوشم با لاغری احساسم خوبه با نشاط سر حال اعتماد به نفسم بالا رفته هر کاری که،قبلا نتونستم انجام بدم چه راحت انجام میدم .چه راحت خرید میکنم هر جا سایزمو دارن با لبخند از مغازه بیرون میام تمام لباسهام همه رنگی هستن چقدر خوش تیپ هستم تو جشن ها لباس خوش گل بدون گن می پوشم اندام متناسب و تراشیده وای چقدر لذت بخشه میرم استخر با لباس مناسب شنا دیگه اون روزها تمام شد که خجالت می کشیدم الان دیگه لذت میبرم از این همه خوش بختی دیگه نمی گم محاله میگم حقمه که اینجور خوش بختم چون تونستم با قدرت ذهن علاوه بر،اینکه متناسب شدم در جنبه های دیگر زندگیم هم موفق شدم تغییرات عالی در زندگی خودم بدم و من در این مسیر استمرار دارم تا تغییرات بزرگی را در زندگی تجربه کنم و تمام تلاش خودم را میکنم دوستان لاغری با ذهن واقعا تنها را پیشرفت برای لاغر شدن و موفق شدن در دیگر جنبه های زندگی هست فقط بایدایمان داشته باشیم به این مسیر و تمرینها را خوب انجام بدیم تا نتیجه عالی کسب کنید .اول از خدا تشکر میکنم و بعد از شما استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۱۲:۵۷
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 419 کلمه

      سلام به استاد عزیز و سایر دوستان
      میخوام مشکلات چاقی خودمو بگم .من از قبل ازدواجم چاق بودم اما توجه من موقعی بود که لباس عروسم برام تنگ بود مجبور شد خیاط یکم بازش کنه با این وجود هنوز تنگ بود و خودم روم نمیشد همش فکرم این بود که فامیلا شوهرم الان میگن عروس چقدر،چاقه خلاصه دیگه توجه من به چاقی از همون موقع شروع شد که دیگه رفتم دنبال رژیم و باشگاه و هر کی هر چی میگفت تا آبان ۹۹ به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و توجه خودم را از چاقی برداشتم و دیگه خودمو سرزنش نمیکنم جسمم را دوست دارم باهاش حرف میزنم آ ن را در آ غوش میگیرم بهش میگم آ فرین تو میتونی ادامه بده ذهنم بهش میگه منم همراهتم شدیم ۳نفر من جسم و ذهن چاقی یه نفره ضعیف شده از ما ترسیده چون ما هرروز یه قدم جلوتر میریم اون بیشتر ضعیف میشه چون میدونه ما موفق میشویم و باید یواش یواش گور خودشو گم کنه بره برا همیشه و جسم لاغره ما تا ابد پادشاهی کنه پیش به سوی دنیای جدیدمون دنیایی که تازه متولد میشویم. الان ۳ سال آ ینده است میخوام لباس بگیرم چه شور و اشتیاقی همه مغازه ها سایزمو دارن مانتو رنگ روشن قشنگ دیگه اعصابم خراب نمیشه فروشنده بگه سایز شما را ندارم و ناراحت بشم و برگردم خونه .اعتماد به نفس بالا شادی نشاط سلامتی همه ی این خوشبختی ها را تجربه کردم تو کارهای دیگه زندیگیم پیشرفت کردم سرم تو لاک خودمه به حرف دیگران اصلا کار ندارم از همه ی اونایی که به هر طریق حالمو بد کردن فاصله گرفتم اصلا برام مهم نیستن جایی که حالو بد کنه نمیرم ذهنم مال خودمه فقط خودم برای خودم مهم هستم. آرامش دارم اجازه نمیدم هیچ موضوعی مانع پیشرفتم بشه هر روز تکرار میکنم فایلها را من تو دوره رایگان هستم چندین باره دارم دوره را برا خودم تکرار میکنم باور کنید هر بار که فایلو گوش میدم انگار بار اوله انقدر احساسم خوب میشه اصلا حالمو خوب میکنن من دو روز پیش پدرم به خاطر یه بیماری خاص عمل جراحی شد یعنی دکتر گفت عمل ۵۰ درصده ۵۰ درصد دیگه منجر به فوت بیمار میشه من پیش پدرم بودم میخوام بگم با اون وجود ناراحتی من کنار پدرم هنسفری گذاشته بودم و فایلو گوش میکردم چون میدونستم مسیرم لیزه اگه محکم گامم را بر ندارم لیز میخورم ولی حواسم بود خدا را شکر .
      اول خداوند را صد هزار مرتبه شکر که کنارمه بعد استاد عزیز ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم