شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که در همین نزدیکی است ومن به زمان بندیش ایمان دارم
دوره آموزشی رایگان جلسه ۱۲. فرمولهای چاقی (قسمت هفتم)
ما در بدنمان یک فرمانده قوی داریم بنام مغز که همیشه در حال دستور دادن هستش و تمام این دستوراتی که از مغزمان دریافت می کنیم به رفتارهایمان تبدیل می شوند و هیچ وقت حواسمان به آنها نیست و همه این رفتارهایمان همان عادتهایی هستند که سالها ما را بدون هیچ سر و صدایی به سمت چاقی هدایتمان کرده است و حالا می خواهیم برویم فرمولهای چاقیمان را کشف کنیم و می خواهیم ببینیم این فرمولها چی هستند و چگونه می توانیم با عوض کردنشان یک راه جدیدی برای بدنمان و ذهنمان بسازیم و با عوض کردن این فرمولها که
می خواهیم بسازیم تا ما را به سوی حال خوب، زندگی سالمتر و بهتر هدایت بکند
من از این چاقیم خیلی خسته شده بودم چون از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده بودم و خیلی تلاش کرده بودم و راه و روشهای زیادی را انجام داده بودم و مایوس و نا امید شده بودم و حالم هر روز خرابتر می شد چون در این مدت اصلا هیچ نتیجه مطلوبی نگرفته بودم من بدون اینکه بفهمم فرمولهای ذهنی چاق کننده ام آرام آرام در ذهنم نشسته بودند و مرا به طرف چاقی که داشتم کشانده بودند حالا که اینجا هستم می خواهم بدون اینکه رژیم بگیرم، ورزش کنم، دمنوش بخورم، دارو و…. مصرف کنم با کمک استاد عزیزمان با فایلهایشان و با مطالبهای آموزنده شان فرمولهای چاقیم را شناسایی کنم و آرام آرام تغییرشان بدهم و حالا چند سال است که اینجا هستم و دارم باآموزشهایی که می بینم فرمولهای چاقیم را کمرنگتر و پاکسازی می کنم و فرمولهای لاغری را جایگزین می کنم بدون اینکه جنگی در کار باشد، اجبار یا محدودیتی باشد
حالا می خواهیم بفهمیم که فرمولهای چاقی چطوری کار می کنند؟
فرمولهای چاقیمان همان برنامه هایی هستند که ناخودآگاه در این سالهای زندگیمان ذهنمان بطور خودکار در حال اجرا کردنشان بود مانند:
همیشه باید غذایی که در بشقابم بود رو تمام می کردم
لازم است که حتما غذایمان را بخورم تا حالمان بهتر شود و دسرم را هم باید بخورم و…..
حالا ما به این سایت هدایت شدیم تا فرمولهای مخفی ذهنمان را شناسایی کنیم و بعد با انجام دادن تمریناتمان و بدست آوردن آگاهی به جایش فرمولهای صحیح را جایگزین کنیم
ما اگر بخواهیم از چاقی رها شویم و به طرف تناسب اندام حرکت کنیم باید تصمیمتان و رفتارهایمان را تغییر دهیم و باید طوری زندگی کنیم که انگار ما در حال حاضر در یک تناسب اندام ایده آل خودمان هستیم و تغییر کردن روز به روز سبب خواهد شد که فرمولهای چاقی ذهنمان کمرنگتر شوند
من قبلا همیشه از چاقی خودم خجالت می کشیدم و حس بدی نسبت به خودم داشتم زمانی که خودم را در اینه می دیدم و یا عکسی که گرفته بودم رو می دیدم واقعا از خودم بدم می آمد من آخرین عکس چاقیم زمانی بود که تولد دختر برادرم بود که با اصرار زنداداشم عکس انداختم وقتی خودم را در عکس دیدم از خودم، از اندامم و از چاقیم متنفر شدم و حالا که در این مسیر زیبا هستم متوجه می شوم که من همیشه به چاقیم توجه می کردم و من آگاهی نداشتم که این رفتارهای متفاوت را از محیط بیرون دریافت میکنم
و هیچ آگاهی از زندگی کردن با تناسب اندام را نداشتم من اصلا لاغری خودمرا ندیده بودم و نه می دیدم
من همیشه زمانی که حالم بد می شد و یا احساس خوب داشتم فقط به خوردن فکر می کردم اما یک فرد متناسب اصلا اینگونه نيستش چون اون در هیچ حالت به غذا خوردن فکر نمی کند و این من هستم که این جسم چاق رو برای خودم ساختم با فکرهایی که در مورد چاقیم داشتم و چاقیم را قبول کرده بودم و به شکلی که دوست نداشتم در آورده بودم و چاقی که در من مشاهده می شد اون نفرت زیادی بود که من از چاقی خودم داشتم من همیشه مورد قضاوت دیگران قرار می گرفتم همیشه نصیحتم می کردند و همیشه بهم هشدار می داند که مواظبت خودم باشم و یک فکری برای چاقیم بکنم واین همیشه برایم آزار دهنده بود
و من اون موقعها خیلیها را می دیدم که اصلا هیچ تلاشی نمی کنند رژیم نمی گیرند، ورزش نمی کنند اما لاغر و متناسب هستند زمانی که با اونها صحبت می کردم می گفت که من اینطوری هستم من هیچ وقت چاق نمیشم
من همیشه در حال گفته گو کردن با خودم و دیگران در مورد چاقیم بودم و همیشه گله و شکایت می کردم و همیشه می گفتم که من خیلی رژیم می گیرم چیزی نمی خورم اما نمی دانم چرا لاغر نمی شوم و یعنی من همیشه داشتم به چاقیم توجه می کردم
زمانی که بهم می گفتند که باز هم چاق شدی قلبم از درون هزاران تکه می شد و این یعنی توجه کردن به چاقیم بود اندازه نبودن لباسهایم که حالم را همیشه بد می کرد یعنی به چاقیم توجه می کردم و بخاطر همین هرچقدر که از چاقیم فراری بودم یعنی توجهم همیشه به چاقی بود من وقتی می خواستم رژیم بگیرم در واقع می خواستم چاقیم را از بین ببرم وقتی پیاده روی می کردم فعاليتم را زیاد می کردم و می خواستم وزنم کم بشه یعنی از چاقیم فرار می کردم
من همیشه غذا خوردن را =چاقی می دانستم من
حالا که در این سایت هستم یک تصمیم جدی گرفته ام که اصلا با کسی در مورد چاقیم واضافه وزنم حرفی نزنم و نخواهم زدنه با خودم نه با دیگران ما زمانی که داریم در مورد چاقیمان حرف می زنیم و حسرت لاغری رو می خوریم یعنی اینکه زندگی نمی کنیم ولی وقتی شوق و اشتیاق داریم یعنی انتظار خلق شدن هستیم و این دو تا انرژی و حس حال خوب با هم فرق دارند
من حالا یاد گرفته ام که خودم را همانطوری که هستم بپذیرم و دوست داشته باشم و همان طور که به چاقیم توجه کردم و چاقی بیشتری رو جذب کردم و حالا اگر به لاغریم توجه کنم لاغری بیشتری رو جذب خواهم کرد و متناسب بودن را برای خودم خواهم ساخت
و حالا خدا ما را به مسیر زیبا هدایت کرده که آموزشهای عالی کسب کنیم و شگفتی ساز شویم و حالا به قول استاد گرامیان لاغر شدن آسان ترین و بهترین و سالمترین و زیباترین کار دنیا است چون ما در این مسیر زیبا به آگاهیهای ناب زیادی رسیده ایم چون ما وارد یک مسیر کاملا صاف و هموار شدیم شاید بعضی مواقع لیز بخوریم و از مسیر خارج شویم اما دوباره با قدرت تمام بلند خواهیم شد و راهمان را ادامه خواهیم داد اگر ما مثل یک لاکپشت هم حرکت کنیم بلاخره به مقصدمان که تناسب اندام است خواهیم رسید
چون زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهایم بیشتر از هر چیزی به لاغریمان توجه می کنیم و توجهمان بیشتر بر آموزش دیدن هستش بر لاغر شدن آسان، احساس خوب، پذیرفتن خودمان، صلح با خودمان و خلق کردن رویای لاغریمان است و این رویا برای ما است و تنها ما
هستیم که قدر لاغریمان را می دانیم.
و ما در این مسیر زیبا قرار گرفتهایم که لاغرتر، زیباتر، جوانتر، آزادتر، شادابتر و اعتماد به نفس بالاتر رابطه عاشقانه مان با خدا، و خودمان واطرافیانمان را تجربه کنیم و ما همیشه از خودمان لذت خواهیم برد و خودمان را کشف خواهیم کرد و حالا من دیگر به تایید دیگران احتیاجی ندارم ما در این مسیر زیبا دیگر به رژیم، ورزش، دمنوش، قرصهای، افشرده،جراحی و…..نیاز نداریم و همشون در نظرمان مسخره وخنده دار می آیند
و معجزه ای که من در این مسیر دیدم انجام دادن تمرينات، گوش کردن فایلهای صوتی آموزشی، خواندن مطالب آموزنده، خواندن مطالب دوستان و انگیزه گرفتن، نوشتن، خواندن، استمرار، تکرار، ادامه دادن و…..هستش
چون توجه کردن به هر چیزی طبق قانون جهان هستی در ما زیادتر می شود و اگر ما به لاغریمان بیشتر توجه کنیم در ما گسترش پیدا خواهد کرد و مابه تناسب اندام ایده آل خودمان خواهیم رسید به همین راحتی و آسانی خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان و پرازعشق و محبت
خدایاباایمان و توکل به تو
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
فرمولهای چاقی (قسمت ۷)
فرمولهای چاقی دستور عملهای هستش که مغزبه شکل فرمانهای عصبی صادر می کند وباعث واکنشهای رفتاریمان میشه این واکنش هاهمون عادتهای هستش که ماداریم وسبب چاقیمان میشه
چاقی یک وضعیتی هستش که خودمان باعشق و علاقه به وجوداوردیم و اون لاغرشدن که ازروش های محدود کردن جسم یامصرف کردن داروبه وجودبیاید چون اين مسیر برایمان لذتبخش نیستش نمیتونه دائمی وهمیشگی باشه به آسونی به وضعیت قبلی برمیگرده مامیخواهیم یک بار برای همیشه لاغر و متناسب شویم و این میسرنخواهدشدبه جزبا روش لاغری باذهن تنها روشی که برایمان ماندگار و دائمی خواهد بود و تا زمانی که از این روش استفاده کنیم در تناسب اندام باقی خواهیم ماند
ازمزایای این روش لاغری باذهن استفاده کردن از فرمولهای چاقی مان است به روشی که برنامههای ذهنیمان که باعث چاقیمان شده را شناسایی می کنیم و بعد فرمولهای لاغری رابه وجود می آوریم و جایگزین فرمولهای چاقی در اون برنامه می کنیم .وبه این خاطر لاغرشدن ازاین روش خیلی آسون و ساده است
چون برپایه مسیری هستش که مابرای چاقیمان سپری کردیم ولی باعوض کردن مسیر حرکتمان به جای اینکه چاق ترشویم لاغر ترمیشویم
توجه کردنمان به چاقی خیلی آسون سبب قوی تر شدن فرمولهای چاقی در مامیشود
توجه کردن مثل ابزاری است که میشه هم درکارهای خوب و هم درکارهای مضر بکارببریم این خودمان هستیم که انتخاب می کنیم که چگونه استفاده کنیم
اگه به چاقی توجه کنیم خیلی آسون چاق تر میشویم واگه به متناسب شدنمان توجه کنیم به آسانی میتوانیم لاغر بشیم
مابه توجه کردن چاقیمان داریم به درست بودن فرمولهای چاقی ذهن خودمان را تایید می کنیم
وزمانی که در حال چاق شدن بودیم به لاغریمان اصلآ توجهی نمی کردیم چون اون ازدستمان رفته بودوازمادورشده بود
چون توجه مان به لاغری به شکل حسرت لاغر شدن بود و این حسرت خوردن خیلی راحت مانع لاغر شدنمان می شود
ماوقتی به چاقیمان توجه کنیم باعث قوی ترشدن حس بددرمامیشود واین حس بدباعث به وجودامدن حس ضعف زیادتردرمانسبت به چاقی میشه وماخودمان رامغلوب چاقی میدانیم وبه این خاطرچاق ترشدن خیلی راحت واسون میشه
ماباتوجه کردن به چاقیمان باعث گرفتن تصمیماتی درزندگیمان میشویم که سبب پررنگتر شدن تصاویر چاقتر شدن ازخودمان در ذهنمان میشویم
چون ذهنمان تصویری هستش و این ذهن همه تلاشش را میکند که جسممان راشبیه تصویریکه از خودمان درذهنمان به وجود آوردیم برساندواین کارازروش قویتر کردن فرمولهای چاقی وبه وجود آمدن فرمولهای جدیدانجام میشود ما باید همیشه طوری رفتار کنیم که خودمان رادرتناسب رویایمان قراردهیم
این تغییرهاباعث بوجود آمدن تصاویرذهنی متفاوتی درما میشود
وچون ذهن تصویری هستش ایندفعه تلاش می کند تا جسممان را مطابق تصویرهای ذهنی جدیدمان که تصویرهای لاغر ترازقبل هستش برسونه
يکی از اون موردهایی که توجهمان رابیشتر می کند ودر چاق شدنمان اثر گذار است تعیین کردن زمان برای لاغریمان است چون وقتی زمان تعیین می کنیم وهرچه قدر ازاون زمان تعیین شده طی بشه و ماچون بااون چاقی زندگی میکنیم امیدواریمان برای لاغرشدمان کمرنگتر میشه ودر مقابل توجهمان به چاقی که داریم زیادتر میشود
حالابه سؤالی که پرسیدین که چه لطمه هایی به خاطر چاقی تا حالا به روح و جسم من وارد شده؟
۱. نرفتن به بازار برای خرید لباس چون اصلا برای من لباس مناسبی وجود نداشت
۲.نپوشیدن لباسهای رنگ روشن و رکابی چون اصلا دوست نداشتم بازوها بیرون باشن
۳. نداشتن آزادی در خوردن و آشامیدن نمی توانستم هرچیزی را بخورم چون خیلیهاشون به گفته برخی چاق کننده بودند
۴. نداشتن عزت نفس و خود باوری برای انجام کارهای روزمره ام نداشتن فعالیت بدنی چون بخاطر چاقی ام نه توان حرکت کردن داشتم نه توان راه رفتن نشستن بلند شدن توان هیچ کاری را نداشتم
۵. فرارکردن ازدیدن خودم دراینه
دوری از مهمانی ودورهمی وعکس انداختن چون همه اینها برایم عذاب آور بود
۶. دوست نداشتن خودم واندامم ومورد تمسخر قرار گرفتن ازاطرافیان بخصوص ازخانواده ام
۷. همیشه درحال رژيم گرفتن و پیاده روی کردن درواقع از این شاخه به اون شاخه پریدن بودم
۸. حتی دوست نداشتم برای دوختن لباس به خیاطی بروم چون خجالت می کشیدم
من هیچ وقت نتونستم برای خودم کاری انجام دهم چون هر کاری کردم مثل خوردن. نخوردن رژيم گرفتن نگرفتن فعالیت کردن یا نکردن یعنی هرکاری کردم بیشتر چاقترشدم. من دراین اواخر کاری می کردم که زیاد وزنم اضافه نشه و چاق ترنشم.
استاد گفتن که دیگه به چاقیمان توجه نکنیم ودرمورد چاقیمان حرفی نزنیم
ما دراین روش به آرامش رسیدن ودوست داشتن خودمان بود
مادیگه باید بدنمان راموردنوازش قرار دهیم و ازش عذرخواهی کنیم چون همیشه بدنمان را با فشار قرار دادن جسممان اذیت کردیم
این بدنمان اینقدر شگفتانگیز است که به صورت ناخوداگاه دربدنمان انجام میشه مانند تنفس خودکار. ترمیم زخم. ضربان قلب اتوماتیک. جریان گردش خون. زدن نبض.همه اینها را بدنمان به صورت اتوماتیک وار انجام میدهد واین ازشگفتیهای بدنمان است
بدنمان دوست داردکه ما را به تناسب اندام ایده آل برساند ولی ما با دخالت کردنهایمان اجازه نمی دهیم که بدنمان کار خودش راانجام دهد
ما باید به بدنمان اعتماد و باور داشته باشیم وهمراه و هماهنگ با اون باشیم و به نتیجه عالی برسیم
من تاسن۵۶سالگیم تلاش های زیادی انجام دادم وراههای اشتباه زیادی رفتم و هیچ نتیجه خوبی بدست نیاوردم چون همیشه جسمم رو در فشارومحدودیت قرار می دادم من از سن کودکی یعنی از هشت سالگی تاسن۵۶سالگیم درحال رژيم گرفتن بودم وخیلی راهها رارفتم اما نشدوحالابا انتخاب فوقالعاده ای که کردم و این روش لاغری باذهن من رو وتمام کسانی که اینجا هستیم به تناسب اندام دلخواهمون خواهد رساند
من دربالا ازمضرات چاقی گفتم در مورد این که بدن چه قدرتی دارد وحالا می خواهم از مزایای لاغریم بگویم واین فرمول را در ذهنم به تصویر بکشم
۱. داشتن اعتماد به نفس بالا
۲. پوشیدن لباسهای که دوست دارم با رنگ روشن و شاد
۳. با ارزش بودن خودم
۴. ترس نداشتن از خوردن موادغذای که دوست دارم
۵. دوست داشتن خودم و به آرامش رسیدن
۶. راحت نشستن و بلند شدن پیاده روی کردن
۷. آزادی داشتن در خرید کردن
۸. فکر نکردن به این که چه بخورم کی بخورم چه وقت بخورم
یعنی دقدقه فکری نداشتن
خدایا شکرت که مرادراین مسیر به آرامش وحس عالی و وبه اعتماد به نفس رساندی
استادازشماهم ممنون ومتشکرم
تاتمرین بعدی همه رابه خدای مهربان میسپارم
خدایارویاورتان باشد
یاحق