تا حالا توی یه خیابون ناآشنا گم شدی؟ 😕
اون حس ترس و گیجی که نمیدونی باید کدوم طرف بری… درست شبیه وقتیه که در مسیر لاغری ذهنی سردرگم میشی.
گاهی راههایی جلوت باز میشن که میگن «با این رژیم سریع لاغر شو!» یا «این قرص معجزه میکنه!»
ولی ته دلمون میدونیم اینا فقط میانبرن؛ امن نیستن، موندگار هم نیستن! 🛑
مثل اینه که از یه جاده فرعی رد شی و تهش به یه بنبست برسی.
اگه دلت میخواد مسیر درست رو بشناسی و دیگه گم نشی، این جلسه مخصوص توئه! 🧭💚
در این جلسه میآموزیم:
🚧 مسیر لاغری ذهنی هم میتونه گمراهکننده باشه
وقتی وارد مسیر لاغری ذهنی میشی، انگار داری پا توی یه جادهی تازه و ناشناخته میذاری.
نه مثل جادههای شلوغ شهر، نه مثل بزرگراههایی که از قبل مسیرشون مشخصه.
نه! این مسیر شبیه یه جادهی جنگلی و آرومه که اطرافت پر از سکوت و پرنده و عطر خاک تازهس… 🌳🕊️
تو اولش با شوق شروع میکنی؛ چون خوب میدونی این بار نمیخوای فقط عدد روی ترازو کم بشه.
تو دنبال چیز بیشتری هستی:
آرامش بعد غذا خوردن، دوست داشتن خودت جلوی آینه، اعتماد به نفس وقت انتخاب لباس، و یه حس سبکی که از درون شروع بشه، نه فقط توی ظاهر… 🌈💫
اما مثل همهی سفرها، این مسیر هم تقاطع داره، دو راهی داره، تابلوهایی که صدات میکنن:
«از این راه برو… سریعتر لاغر میشی!»
«این رژیمو بگیر، تو یه هفته ۵ کیلو کم میکنی!»
«اگه فلان قرصو بخوری، دیگه لازم نیست سختی بکشی!»
این صداها وسوسهانگیزن، مخصوصاً وقتی خستهای یا ناامید.
یه لحظه فک کن:
تو توی یه جاده قشنگی هستی، ولی یه مسیر خاکی کنار جاده هست که روش نوشته:
میانبر! سریعتر به مقصد میرسی!
شاید وسوسه شی بری… ولی چند کیلومتر که بری، میبینی این راه پر از سنگ و چالهست، نه تنها سرعتت کم میشه، بلکه ممکنه برگردی سر خونه اول یا اصلاً دیگه راه خروج رو پیدا نکنی! 😓
مسیر لاغری ذهنی یه جادهی خاصه، نه فقط برای لاغری، برای تغییر زندگیته.
اما به شرطی که خود مسیر رو بشناسی.
اگه فرق بین مسیر اصلی و راههای فرعی رو ندونی، خیلی راحت گم میشی.
هم از مسیر جا میمونی، هم از خودت.
برای همینه که شناخت مسیر لاغری ذهنی، اولین و مهمترین قدمه.
قدمیه که بهت یاد میده کجا باید وایسی، کجا باید رد شی، و کی باید به ندای بدنت گوش بدی.
اگه توی این مسیر دنبال آرامش و پایداری هستی، اول باید خود مسیر رو بفهمی، نه فقط مقصد رو.

🌀 مسیرهای فرعی در لاغری چیان؟
تو تو مسیر لاغری ذهنی، یکی از بزرگترین چالشها، همین وسوسههای بهظاهر بیخطره.
تا میبینی سرعت تغییرات بدنت کمتر از انتظارته، تا کمی ناامید میشی یا عجله به دلت میافته، یه صدای بلند از دور میگه:
«بیا از این مسیر برو! این یکی سریعتره!»
و درست همینجاست که مسیرهای فرعی و انحرافی یکییکی خودشونو نشون میدن…
🔹 رژیمهایی که اولش هیجانزدهت میکنن، ولی بعد چند روز تبدیل میشن به یه زندان فکری؛ یه چرخهی تکراری از گناه و پاداش:
«اوه امروز زیادهروی کردم، باید فردا بیشتر سختی بکشم!»
این مسیر هیچوقت به آرامش ختم نمیشه… فقط حس شکست بهت میده. 😩
🔹 ورزشهای سنگین و غیرمتعادل که بهجای اینکه بهت حس زندهبودن بدن رو بدن، فقط فشار میارن تا کالری بسوزونی!
تو دیگه از حرکت لذت نمیبری… فقط داری با خودت میجنگی.
🔹 قرصها و داروها میان تا موقتی مشکلتو حل کنن، اما ذهن تو هنوز همون ذهن پر از باورهای چاقکنندهست.
نتیجه؟ برمیگردی سر جای اول، حتی شاید بدتر…
🔹 و آخرش… عملهای جراحی!
شاید بتونی بخشی از بدنتو با تیغ جراحی تغییر بدی، اما اگه ذهنت هنوز چاق فکر میکنه، اگر هنوز غذا برات منبع آرامشه،
با هر لقمه، با هر روز استرس، دوباره همون مسیر چاقی رو طی میکنی… فقط از ظاهر شروع نکردی این بار. 😶🌫️
اینا همشون مثل تابلوهاییان که با رنگای جذاب و فونت درشت میگن:
«از این راه بیا! فقط دو هفته تا تناسب!»
ولی کسی بهت نمیگه اونور جاده پر از چاله و دستاندازه،
پر از عوارض جسمی، روانی و… ناکامی دوباره! 🚫
مسیر لاغری ذهنی یعنی بدونی این وسوسهها همیشه هستن. ولی تو یاد گرفتی آگاهانه انتخاب کنی.
یاد گرفتی به صدای درونت گوش بدی، نه به هیجانهای بیرونی.
✨ به خودت قول بده:
«من از مسیرم منحرف نمیشم… چون راه من راه ذهنیه، نه فقط عدد ترازو!» 💚

🌿 مسیر لاغری ذهنی اصلی چه ویژگیهایی داره؟
🌱 مسیر لاغری ذهنی اصلی، مثل یه جاده امن و آرومه که توش خبری از فشار و اجبار نیست.
اینجا خبری از رژیمهای سخت و گرسنگیهای طاقتفرسا نیست، خبری از ورزشهایی که به زور و خستگی همراهه نیست.
این مسیر، مسیریه که تو با خودت دوست میشی، به بدنت احترام میذاری و هر قدم رو با آرامش برمیداری.
اولین ویژگی این مسیر، اینه که تو باورهای اشتباه درباره غذا خوردن و چاقی رو یکبهیک شناسایی و اصلاح میکنی.
تو یاد میگیری غذا یه دوست خوبه، نه یه دشمن که باید ازش ترسید. 🍲❤️
یه رابطهی سالم و پر از عشق با غذایی که میخوری میسازی؛ غذایی که بدنت رو تغذیه میکنه و بهت حس انرژی و زندگی میده.
تو صدای بدنت رو میشنوی؛ میفهمی کی گرسنهای، کی سیر، کی نیاز داری استراحت کنی یا آب بنوشی.
این احترام گذاشتن به نیازهای بدنت، پایهی اصلی حرکت در مسیر لاغری ذهنیه.
این مسیر صبر میخواد، تمرین میخواد، و تکرار؛ اما نتیجهش یه تناسب اندام ذهنی و جسمی ماندگاره که مثل یه دوست خوب همیشه همراهته.
در واقع، لاغری با ذهن یعنی فراتر رفتن از وزن کم کردن ساده؛
یعنی ساختن یک سبک زندگی نو، پر از آگاهی، شادی و دوست داشتن خود. در واقع لاغری با ذهن نوعی روانشناسی کاهش وزنه.
و این، مهمترین هدیهایه که میتونی به خودت بدی. 💚✨

🔥 چرا وسوسه میشیم از مسیر خارج بشیم؟
بیاید روراست باشیم…
همهمون دوست داریم زود نتیجه بگیریم.
لباس موردعلاقهمونو بپوشیم، تو آینه خوشهیکل ببینیم، تحسین بشنویم… 🧥✨
ولی توی مسیر لاغری ذهنی، عجله مثل یه مین توی جادهست. هر چی بیشتر بخوای بدوی، احتمال بیشتری داره که اشتباه کنی یا بیراهه بری.
عجلهکردن باعث میشه ذهن منطقی خاموش بشه و ذهن هیجانی کنترل رو به دست بگیره. و این یعنی دوباره پرخوریهای احساسی، دوباره شکست، دوباره ناامیدی…
پس آرومتر، آگاهتر و عاشقانهتر قدم بردار. ⛔❤️
🛡️ چطور در مسیر اصلی بمونیم؟
برای اینکه توی مسیر لاغری ذهنی بمونی، باید بدونی چطور از مسیر منحرف نشی:
1. باور کن که راه ذهنی، درستترین راهه
اولین و مهمترین قدم در مسیر لاغری ذهنی، باور قلبی به درستی این راهه.
وقتی واقعا قبول کنی که این مسیر بهترین و پایدارترین راه برای تغییر زندگی و بدنته،
دیگر هیچ وقت ناامید نمیشی و کم نمیاری.
باور عمیق و واقعی مثل بنزین برای ماشین میمونه؛
تا وقتی این بنزین در تو هست، میتونی ادامه بدی و به مقصد برسی.
این باور به تو قدرت میده که با چالشها و سختیها مبارزه کنی و ثابت قدم بمونی. ⛽✨
2. نشونههای مسیر رو بشناس
شناخت نشونههای مسیر اصلی کمک میکنه بدونی که داری درست حرکت میکنی یا نه.
اگر بعد از غذا خوردن حس سبکی و رضایت داری، نه سنگینی و پشیمونی،
اگر پرخوریهای احساسی و اضطرابیات کاهش یافته،
این یعنی داری تو مسیر لاغری ذهنی واقعی قدم برمیداری.
توجه به این حسها و نشونهها مثل داشتن چراغ راهنمایی در شب تاریکه که مسیرت رو روشن میکنه. 🔍
3. خودتو با کسی مقایسه نکن
مسیر هر کسی توی لاغری ذهنی متفاوت و منحصر به فرده.
شاید دوستت در دو ماه ۵ کیلو کم کرده، ولی تو هنوز یک گرم هم کم نکردی،
اما این اصلاً نشونه شکست یا کند بودن تو نیست!
تو داری روی عمیقترین باورها و ذهنیتها کار میکنی،
تغییرات ذهنی زمانبرن اما تاثیرشون مادامالعمره.
پس به جای مقایسه خودت با دیگران، روی روند و پیشرفت شخصیات تمرکز کن.
این مسیر مخصوص خودته و هر قدمی که برمیداری، یه قدم به سمت زندگی سالمتره.
4. از مربی راهبلد استفاده کن
تو مسیر لاغری ذهنی داشتن یه همراه و مربی خبره خیلی مهمه.
وقتی بدونی کجا میری و چطور باید قدم برداری، کمتر گم میشی و کمتر از مسیر منحرف میشی.
پیشنهاد میکنم از دوره «ورود به سرزمین لاغرها» استفاده کنی، چون این دوره مثل یه نقشه و قطبنما میمونه که همیشه جهتت رو نشون میده. 🧭🌟
حضور یه مربی آگاه تو رو توی سختیها حمایت میکنه و مسیر رو برای تو هموارتر میسازه.
💬 جمعبندی
مسیر لاغری ذهنی فقط یه عدد روی ترازو کم کردن نیست، بلکه داستانی عمیقتر از شناخت خود، دوست داشتن خود، و ساختن یک زندگی تازه با احساس سبکی، آزادی و آرامشه. 🌱✨
شاید چندین بار زمین خوردی، شاید مسیرت گم شد، شاید ناامید شدی و خواستی از مسیر بیرون بری… اما الان اینجایی،
که میخوای دوباره با آگاهی و قلبی پر امید انتخاب کنی. 💪❤️
این یعنی بزرگترین تغییر:
توانایی اینکه هر بار بلند شی و با قدرت بیشتر ادامه بدی.
اگر دنبال یه شروع اصولی، مطمئن و پرانرژی هستی، همین الان پیشنهاد میکنم به دوره فوقالعاده «ورود به سرزمین لاغرها» بپیوندی.
یه جادهی سبز، روشن و پر از فرصت، درست روبهروته…
فقط کافیه اولین قدم رو برداری، بقیه مسیر رو باهم میریم. 🚶♀️💚🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.56 از 45 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استادعزیز سلام هم مسیران گرامی
خدایا من به این مسیرتوسط تو هدایت شدم پس حمایتت را نیز میخواهم که سفت وسخت وازته دل باور کنم که این مسیر مسیری است که مرا باآرامش وطمانینه به تناسب کامل وپایدار میرساند
من به این مسیرو هدایت وحمایت خداوند ایمان دارم
واز او میخواهم که همانطور که هدایتم کرد کمکم کند که باصبوری وبدون عجله وبا آرامش ذهنی بتوانم مسیرم راادامه بدهم
حتی زمانهایی که اونطور که باید وشاید درست رفتارنمیکنم اما من ناامیدنمیشوم ومیمانم وادامه میدهم وخود رامرتب درگیر تناسب ذهنی وسایت وآموزش دیدن قرار میدهم
وباوردارم که به یک سبک زندگی متناسب بارفتاروافکاری متناسب دست خواهم یافت
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام ماهنطورما میخوایم به مکانی بریم طبق اون ادرسی که داریم میریم وبه اون مقصدمیرسیم درروش ذهنی هم وقتی اموزش هاروشروع کردیم نبایدازمسیرخارج بشیم یاسربخوریم چون مسیرلذت بخشی هست ماچقدردعاکردیم ازخداخواستیم یک راهی بمانشون بده وخدا ماروتوسط واسطه ماروبه این سایت هدایت کرده وحیفه بخوایم درکنارش به روشهای دیگه توجه کنیم اشتباهه اگررژیم خوب بودچراما لاعرنشدیم اگرم شدیم مقطعی بوده ولی روش ذهنی خیلی راحته نه سختی داره نه عرق ریختن نه کالری شمار چون دهن ما پرشده بوده ازافکارچاقی ولی الان به سمت متناسب شدن داره پیش میره چقدرعادتها اشتباه شناسایی کردیم واصلاحش کردیم ازاخباروافکارمنفی دوری کردیم حال ما چقدرخوبه هرروزیک تایمی روبزاریم وانوزش ها رودنبال کنیم ازخوردن هانمیترسیم درموردچاقی حرف نمیزنیم عجله نداریم برالاغری وزمان تعیین نمیکنیم تصویرسازی ذهنی انجام میدیم
نشان های دریافت شده
سلام وقتی واردسایت تناسب فکری شدیم وازمطالب هاش داریم استفاده میکنیم نبایددرادامه مسیرلیزبخوریم وبه روش هایی که دیگران بما میدن نباید استفاده کرد اگرجواب میدادچرااومدیم سایت تناسب فکری مسیرلدت بخشه درسته لاغری باذهن هست نباید ازمسیراشتباه برداشت که چندتا شیرینی میشه سه تابستنی میشه چندتانون میشه خوردنه اشتباهه درحدنیازبدن بخوریم درحدانفجارنبایدباشه بفکرسلامتی باشیم افراط کردن درست نیست خدادرقران گفته هرچیزی حدوسط خوبه ما اگرشرایط خریدفایل نداریم ازهمین فایل هایی که روسایت هست استفاده کنیم اکاهی روببریم بالا تمرینات روانجام بدیم وتکنیک هایی که یادگرفتیم اجرا کنیم
نشان های دریافت شده
سلام بر شما
صحبتهای شما وارد خون آدم میشه
انگار درست ترین سخنانی هست در طول زندگیم میشنوم
من مدتی هست وارد دوره لاغری با ذهن شدم تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم از دوره فاصله بگیرم مسیری که به اون هدایت شدم را میانبر ندارع باید تا رسیدن به هدف و مقصد ادامه بدی اگه به باور قلبی برسی در طول راه انقد بهت خوش میگذره که حد ندارع
من دارم از مسیر لذت میبرم
مگه انسان از خودش با ارزش تر هم داره باید خودش دوست داشته باشه
من لیاقت بهترین زندکی رو دارم پس باید برای رسیدن بهش صبر داشته باشم
نشان های دریافت شده
سلام بر خداوند جهان کسترده
سلام بر. آقای عطاروشن. وهمه هممسیران
امشب وفتی یاد سال گذشته وفات حضرت زهرا (ص)
افتادم انقدرحالم دلم تغییر کرده توسال گذشته توهمن روزها جقدر داشتم دنبال مسیر دیکه میگشتم که اون کم شدن وزنم که تواون برنامه سال فبل رو که کمی سب شده بودموداشت برگست میکردگلی نگران استرس داشتم که وای خدایی من من دیگه نمیخوامدوباره شکست دیگه روتو پرونده خودم ثبت بکنم حال خراب آشوب دل واسترس وکلی نگرانوفتی ایام سوگواری خانم حًرت زهرا (ص ) بود اول ازخداوند درخواست کمک کردم با دلی پراز ناراحتی ولی امیدوار به نگاه خداوند وفتی برای این امر ازخانم حضرت زهرا (ص ) واسطه این امر شدن رو دار خواستم کردم اون حس آرمش واطمینان رو به خودممیدادمکه یی راه به امید خودش برام پیدا میشه زمانی که توگوگل نوشتم. آیا کسی با ذهن لاغر شده سایت برام باز شد و من موندم دنیا ی جدیدی که من به داخلش پرتاب شدم واقع پرتاب شدم اصلا نمیدوستمکچا هستم اینجا کجاست این افراد تو این مکان چه کار میکنن اصلا نه سایت بلد بودم نه هیچ جیزی از این برنامها بلد بودم نه هیچی انکار یی کورد رو بهش دوتا جشم دادن نمیدونه با این دوتا جشم کجا رو بینه اصلا چطور بینه اصلا دیدن یعنی چی میرفتم این فایل نگاه میکردمنصفه بازممیرفتم یی سمت دیگه همین شکلی هی زفتم اون. نمایش میدا انکار کامل داشت با من همگاری میکرد نمیدوستم چکارکنم یی روز کامل به این شکل گذشت به دختر کوچک گفتم من یی مسیر جدید رو پیدا کردم ولی بلد نیستم چطور باهاش کاره کنم ارزش خواستم یادم بده اون آمد با نگاه گردن به اولین فایل کمی به من نگاه کرده گفت اینجا فکر میکنی بتوانی کاری بکنی من که هیچ اعتمادی به این کارها ندارم ولی من کلی بهش اسرار کردمکه باشه تو برام درستش بکن من اگه دیدم. به کارم نمیاد ادامه نمیدم ولی توته ذهنم میگفتم جای که خداوند من بفرستم سر بره مکان ان نداره آنجا نباشم واسطه امر که خانم هست دیگه اصلا به هیچ وج بیرون نمایم با بودن وادامه دادن حالا آمروز با این فایل به خودم تعهد که دادم رو یادآوری میکنمکه به شکرخدا از محبتش من تو این مکانو تومسیر هستم ازدروی که وارد شدم هیچ برنامه رو اصلا یی نگاه هم بهش نداشتم هیچ توجی تو ارامش کامل دارم تو مسیر م به کارهایی هرروزم میرسم آمروز وز باهمسرمبیرن رفتم ساعت ۱۱ نیم من گرسنه بودم نهار خوردم وفتی باهمسرم بیرن بودمطولانی شد برکشتم خونه غذا درست کزدم بقدری کرسنه سرم درد گرفته بود که یی دستم روی سرمویی دست به قاشق که کمی غذا بخورم وفتی که داشتم نگاه به بشقاب غدا مبگردمدولی لقمه تودهانممیجویدم بازم اون صدای دلچسب که مدتی بود اون به این شکل واضح وبه این بلندی به نشتیده بودمبه منگفت دیگه بسه ادامه نده ازخوشحالی قاشق توبشقاب رها کردم از این صدا کلی لذت به تمام جسم وارد شده اگه همسرم داخل خونه نبود فریاد میزدم ازخوشحالی دخترمامدگقت مامان چرخ بیقه غذات رونمیخوری بهش گفتمسیر شدمگفت توکهخیلی گرسنه بودی سرت هم درد گرفته بود گفتم نه دیگه سیر شدم ولی تو دلمکلی لذت ازنخوردن غذا روبه خودم دادم من این مسیر رو به سختی زیاد با کلی در خواست ازخداوند دریافت کردم د هیچ نیرویی به امیدوخودش من نمتوانه از این مسیر انشالله دوره کنه من به خودم عهد بسیارقویی روبستم تا به هدفم نرسم کوتا بیا نیستم امروزدوفتی توبیرون خونه افرادومتناسب رو میدیدمکه جقدر خوش هیکل راحت هستن باره گفتم آفرین چقدر خوب کاری رودارن انجام میدن که دچار اضافه وزننیسن راحت داشتن حرکت میکردن انکار اصلا هیچ وزنی رو کل بدنش نبود
ارام راحت قدم برمیداشتم تو دنیایی زیبای انها دارم خودم رو وارد میکنم حیف نیست که اول مسیر برگشت کنم از مسیر زیبا بیرون بیا در آینده کلی افسوس برای خودم داشته باشم من خودم برای سالهای آینده تو جسم این افرا تصور میکنم اصلا بعضی زمانخودم تواون وزن هیکل میبینم وکلی از این تصویر لذت میبرم من هیچ رژیمی هیجورزشی ورهیچ کاری که به مسیر لطمه بزنه رو اصلا بهش هیچ توجه ندارم، چه برسه بخوام انجامش بدم من یقین واطمینان ۱۰۰ در۱۰۰ دارم که از این مسیر به شکل عالی به هدفم میرسم حتی دارم برای مشکل سلامتی هم اون یقین رو کم کم به دست میارم
روز پیش دختر م به من گفت مامان این تصویر سازی برای سالمت جسمت جواب گونیست من با یقین و اطمینان با قوت قلبی بهش گفتم من می دونم برای من خواهد شد منتظر باش خواهی دید اون گفت این آقا دکتر. نیست که تو انتظار به این بزرگی از این مسیر داری من بهش نگفتمکه ومن از شما انتظار ندارم من از خدای خودم اون انتظار رو دارم از این آقا ندارم من اون انتطار رو از خدای جهان کستر عادل عدل کستر دارم که اون نگاهم. رو اول باید کلی تغییر درش ایجاد کنمکهاول به شکل درست اون خداوند مهربان رو بشناسم که در خواستم رو بهش اعلام کنمجواب نگرفته نخواهم بود من اعتماد زیادی به این شفا پیدا کردم امرورصبح بهش میگفتمدستم بگیرد که نیازی زیادی به این گرفت دستم دارم بهش هی میگفتم خدایا کمک ازخودت میخوام به من بگو چکار کنم من منتظر میمونم که خودش بهم بگه چکار کنم ان کار. رو انجام بدمکه سلامتی به من برگشت کنه تا اون زمان هستمادامه میدمآگاهی خوب خودم رو بیشتر. کرده هی تکرار و. رفتار عمل کردم. رو به شکل بهتری به پپیش خواهم برد انشالله
خدا پشت وپنا. هتون. یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر
امیدوارم حال همتون خوب خوب باشه .
من مطمئنم که میتونم به تناسب اندام برسم ،
به لطف همون خدایی که من رو هدایت کرد به این مسیر باارزش به لاغری خواهم رسید ،
من الان ۶ماه هست که در این مسیرم و با اینکه قبلا از هر رژیم و روشی استفاده کردم ولی در این مدت ۶ماه شکر خدا اصلا منحرف نشدم و به هیچ روشی غیر از تناسب اندام با ذهن باور ندارم .
امروز که دخترم رو بردم باشگاه یه خانمی اومد که دخترش رو ثبت نام کنه ،
سن بچه ش ۷سال بود اونقدر چاق بود که من خیلی دلم به حالش سوخت، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم بااینکه توضیح دادن در مورد تناسب اندام با ذهن سخته ،ولی براش یکم توضیح دادم و سایت رو براش نوشتم رو گوشیش،
همون لحظه کلی باور اشتباه گفت در مورد بچه ش،
گفتم اگه دوست داری لاغر بشه و نجات پیدا کنه از این همه بدبختی که چاقی به همراه داره ، دیگه این جوری حرف نزن نگو ارثیه ، نگو شبیه عموی چاقشه ،
گفتم وقتی دیگران گفتند شبیه عموشه که چاقه،
بگو نه دخترم همه چیزش شبیه من هستش حتما لاغر میشه ، اجازه نده دیگران هم این باورها رو در بچه ت تقویت کنند که تا آخر عمر چاق میمونه .
خلاصه سعی کردم تا حدی کمک کنم که امیدوارم کمک باشه .
(یکی از علت های چاقی دخترش این بود که گفت چون پسرش لاغر بوده،خودش و همسرش آرزو داشتن که دخترشون چاق بشه و همیشه از اینکه بگن بچه ت تپل هستش خوشحال میشده،میشده،
مشخصه که در این زمینه تلاش کرده که دخترش به این روز افتاده،افتاده،
ولی الان واقعا آرزو داشت که لاغر بشه و میگفت چیکار کنم . )
خدایا سپاسگزارم
خیلی ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
سلام
دیروز با مادرم داشتم عصرونه میخوردم بعدش گفتم الان باید لاغری با ذهن رو گوش بدم . اونم گفتش لاغری با ذهنی که هی میگی چی جوری لاغر میکنه منم از باورهای گذشتمون که همینطوری بدون استدلال پذیرفتیم گفتم و براش چند تا مثال زدم .
مادرم خودش متوسط اندام هست و تمام توجهش به بدنشه که مبادا چاق بشه و به خاطر کبد چربش دکتر یک سری غذاها رو براش منع کرده به خاطر همین متناسبه .
وخیلی مشتاقه که من چی کار میکنم و آموخته ها رو دوست داره بهش منتقل کنم .
بعدش گفت خیلی لاغرشدی بس دیگه ادامه نده . زیرچشمات کمی سیاه شده .
گفتم مامان جان لاغری با ذهن زیرچشمها سیاه نمیشه . واین به خاطر کم خابی چون من ساعت ۶ هر روز بیدارمیشم تا آماده شم برم محل کار . وعصرها هم اهل خواب نیستم .
و برام جالب بود که بااطمینان این رو گفتم و هرگز لاغری رو دلیل اون ندونستم .
آخه استاد که نزدیک ۵۰ کیلو وزن کم کرده پس میبایستی زیر چشمهاش کاملا کبود میشد درحالیکه اینطوری نیست .
خوب اگه من باحرف مادرم لیز میخوردم یک مانع میشد برای ادامه کاهش وزن . و استپ میخوردم .
تازه بدن من خودش هوشیاره میدونه کجا دیگه لازم نیست کاهش وزن رو ادامه بده . من بهش ایمان دارم .
امروز که عصرونه خواستم بخورم در یخچال رو باز کردم بین اینهمه موادغذایی دلم خامه و مربا خواست . بدون ترس برای خودم ریختم و خوردم .
ولی اگه قبلنا بود محال بود بخورم واگه میخوردم همراه با ترس وسرزنش بود .
منحرف شدن از مسیر برای هرقسمت از مسیرلاغری میتونه برامون پیش بیاد چه اول راه . چه وسط . وچه نزدیک خط پایان . مثل من که مادرم میخاست منو از ادامه راه منصرف کنه ولی من از درست بودن مسیر مطمن بودم و ادامه میدم .
خدایا شکرت
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای فوق العاده.
بنام خدا
سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز
من یک سال هست که در مسیر لاغری با ذهن هستم در این مدت به هیچ وجه به روشهایی که قبلا رفته بودم فکر نکردم حتی باشگاه هم یک ساله نرفتم چون درسته میگفتم برا سلامتی میرم باشگاه اما ته تهش هم برا لاغری بود و برای همین دیگه نمیرم چون باور دارم تنها روشی هست که میتوانم به تناسب اندام ایده الم برسم و همیشه یعنی روزانه با آدمهایی برخورد دارم،که به دنبال روشهای لاغری هستند و گاهی نظر منم می پرسن و من جوابی ندارم که بدم کاری هم باهاشون ندارم که بگم فلانی این روش اشتباهه و میگم حتما وقتش که برسه اونا هم مثل من هدایت ميشن به این مسیر
من به مسیرم ایمان دارم و هیچ عجله ای ندارم مسیرم آهسته آهسته هست اما درسته میدانم که دیر میرسم اما گم نمیشم برا خودم با دلی آروم و مطمئن به راهم ادامه میدم
نشان های دریافت شده
سلاااام
چقدر واقعا جالبه ! من دیشب که فایل لاغر شوید قبل اینکه لاغر بشید رو کامل کردم و دیدگاهمو نوشتم و توی اون دیدگاه گفتم که من میخواستم از مسیر خارج بشم که یه فایلی رو دیدم که درباره ی استمرار توش توضیح داده بود و گفتم خیلی اتفاقی این فایل رو یکماه پیش پیدا کردم و دقیقا امروز که اومدم فایلا رو گوش بدم دیدم این فایل همون فایل یکماه پیشه . چقدر خوشحال شدم چون من یادم نمیمونه که کدوم قسمت سایت میرم فایل هارو پیدا میکنم بعضی وقتا توی نکات طلاییه بعضی وقتا جاهای دیگه و دلم میخواست این فایلو دانلودش کنم که بیشتر گوشش بدم و دقیقا امروز پبداش کردم . خیلی جالب بود برای خودم . من عاشق این معجزه های کوچولوی خدام.
من به صورت عملی معجزه ی این فایل رو تجربه کردم ، یعنی بقیه ی فایل ها هم تاثیر گذارن ولی آگاهی های این یکی رو من با تمام وجودم حس کردم ،معمولا بقیه ی فایل هارو گوش میدم و سعی میکنم ازون به بعد ، یعنی بعد از گوش دادن به اون فایل ، آگاهی هاش رو تبدیل به عمل در زندگیم کنم. ولی این فایل رو من قبلا امتحان کردم و جوابش الان جلوی رومه ، همون طور که گفتم من در شرف انحراف بودم ولی این فایل برای آخرین بار منو محکم کرد ، یادمه موقع حمام کردن بود که فایل صوتی این محتوا رو از توی سایت پلی کردم و گذاشتم موقع دوش گرفتن پخش بشه و قشنگ اون شبو یادمه ، من حالم خیلی بد بود و معمولا بیشتر وقتایی که حالم بده میرم دوش بگیرم که سرحال شم و یه فایلی هم میزارم گوش بدم که همزمان از وقتم نهایت استفاده رو ببرم و حالمو بیشتر خوب کنم ، اون روزا همش درگیر بودم که یعنی برم یه روش دیگم امتحان کنم؟؟ خیلی هم قشنگ خودمو قانع میکردم که اگه برم و نتیجه نده پر قدرت تر برمیگردم توی مسیر لاغری با ذهن و خلاصه خانم مخرب خیلی منطقی داشت قانعم میکرد که برم یه مدت چیزی که اون موقع فکر میکردم درسته رو انجام بدم ولی وقتی این فایل پخش میشد من همش یاد رژیما و روشای قبلیم افتادم ، یاد حال بدم بعد از پایبند نبودن به عهد هام ، یاد گریه هام ، یاد اعصاب خوردی هام ، یاد سختی ها و عرق ریختنام و یهو به خودم اومدم . به خودم گفتم من دیگه حاضر نیستم توی اون وضعیت باشم و کم کم صدا خانم مخرب کم شد و به جاش همچین حرف هایی میشنیدم که بهم میگفت کی حال رژیم داره؟ مگه چه فرقی با دفعه های قبلی داره که تصمیم گرفتی رژیم بگیری و شکست خوردی؟ جسمت خیلی با ارزش تر از اینه که بهش گرسنگی و رنج بدی
و فایل رسید به اونجایی که استاد گفتن فقط یکماه به این روش و خودتون فرصت بدین که خودشونو بهت ثابت کنن ، منم گفتم باشه و از اون روز به بعد تا الان به قولی که به خودم دادم عمل کردم و حالم خیلی خیلی خیلی بهتر از یکماه پیشه و رفتار های صحیحم دارن بیشتر جون میگیرن و چقدر زیاااد خداروشکر میکنم که این فایل سر راهم قرار گرفت و من منحرف نشدم به مسیر های زجر آور قبلی
این فایل فوق العادست . ازون فایل های عملیه ، باید به تمام حرف های استاد که توی این فایل میزنن گوش کرد و بعد از همون یکماه که مطمعنا زود تره ، نتایج فوق العادشو رو می بینید.
من عاشق این مسیرم
این مسیر خیلی چیزا تاحالا به من یاد داده و یاد میده
ازتون ممنونم استاد
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
روز ۵۵ تکرار
سلام وقت بخیر
مسیر لاغری را گم نکنید
اولین روزای اومدنم به سایت که هنوز از مطالب خبر نداشتم با خودم فکر میکردم اگر میشد همراه با این روش یه رژیم سبک هم کنارش داشته باشیم خوب میشه ولی فقط همون روز اول بود و بعد از اون هر چقدر با آموزش ها آشنا تر شدم بیشتر متوجه شدم که داستان کارایی ذهن چیه
و دیگه به روش و رژیم دیگه ای فکر نکردم و وقتیکه لذت آزادی این دوره هارو چشیدم تصمیم گرفتم این مسیرو ادامه بدم
مسیر لاغری با ذهن کامل متفاوته با تمام روش هاییکه در قبل امتحان کردم ،رژیمی در کار نیست ،ورزش اجباری نداره ،محدودیت نداره ،رنج نداره و بجاش آزادی انتخاب و عمل داره ،صبر نیاز داره ،اشتیاق نیاز داره
خودباوری و اعتمادبنفس نیاز داره ، اعتماد به این آموزش هارو نیاز داره، استمرار و رفتارهای جدید نیاز داره
و اگر مدتی در این مسیر بمونیم که کدهای قبلی با کدهای جدید ،جایگزین بشن ،میتونیم زندگی مورد علاقمونو جشن بگیریم و تا آخر عمر از عملکردهای جدیدمون لذت ببریم که در راستای افکار جدید ما هستن
مثلا وقتی یاد گرفتیم که زمان سیری مدام اضافات وارد معده نکنیم خب این تمرین رو تا آخره عمر انجام بدیم و بشه جزء زندگی ما و این اتفاق هم رخ خواهد داد ،منکه وقتی سیر بشم حتی یه قلپ آب هم نمیتونم بخورم و معده م سریع علکس العمل فشار یا تهوع میده ،کاری که سالها آرزو داشتیم اشتهامون خودبخود کم بشه نه با رژیم و اجبار
یا وقتی یاد گرفتیم که خوراکی ها چاق کننده نیستن و مدام به یاد خودمون آوردیم ،دیگه میره جزء باورهای عمیق ذهنمون و برای همیشه از خوراکی ها نمیترسیم
حالا این مسیرها بهتره یا مسیری که همش باید توی محدودیت زندگی کنی و رنج ببری و لذتی نبری
خدارو شکر منم مقصدمو مشخص کردم ،میخوام برای لاغر شدن ،درونمو بسازم و درونم بیرونمو بسازه ،راه های انحرافی هم هست ولی من بهشون حتی فکر هم نمیکنم ،میدونم دارم ریشه ای این مسئله مهم زندگیمو رفع میکنم ،این مسیری بوده که خدا برای من تدارک دیده پس بهترین راهه
خدارو شکر تابلوهای احساسی وجودم در مسیر لاغری با ذهن خبرهای خوبی دارن ،خبر آزادی ،امید،اطمینان،رهایی،شادی،آرامش ،استاپ چاقی ،لاغر شدن و حال خوب
سالها خودمو دست متخصصین تغذیه سپرده بودم که اونها بگن من چند قاشق غذا بخورم انگار اونا میدونستن من چه ذاعقه ای دارم ،چه علایقی دارم، مرحله سیر شدنم کجاست
فقط میخواستم از شر چاقی راحت بشم خودمو دست هر فردی دادم که نسخه لاغریمو بپیچه ،دریغ از اینکه بدن من خودش هوشمنده ،میدونه کی گرسنه ست کی سیر ،چقدر تو اون سالها بدن نازنینم رنج برده از اون همه بی احترامی ها و رنج هاییکه بهش منتقل کردم
گاهی به خودم فحش میدادم ،به خودم میگفتم تو مایه شرم و خجالت و دردسری ،چقدر معذرت خواهی به جسم و روحم بدهکارم که مدام در حال قایم کردن خودم بودم و خودمو دوست نداشتم ،چقدر رنجش از من داره که باید ازش طلب بخشش کنم
من باور کردم که میتونم لاغر بشم ،به خودم ایمان دارم ،به راهم که خدا برام فرستاده اطمینان دارم ،به قدرت ذهنم ایمان دارم ،به آموزش ها اطمینان دارم، به توانایی خودم برای اجرای تمرینات ایمان دارم