تا حالا توی یه خیابون ناآشنا گم شدی؟ 😕
اون حس ترس و گیجی که نمیدونی باید کدوم طرف بری… درست شبیه وقتیه که در مسیر لاغری ذهنی سردرگم میشی.
گاهی راههایی جلوت باز میشن که میگن «با این رژیم سریع لاغر شو!» یا «این قرص معجزه میکنه!»
ولی ته دلمون میدونیم اینا فقط میانبرن؛ امن نیستن، موندگار هم نیستن! 🛑
مثل اینه که از یه جاده فرعی رد شی و تهش به یه بنبست برسی.
اگه دلت میخواد مسیر درست رو بشناسی و دیگه گم نشی، این جلسه مخصوص توئه! 🧭💚
🚧 مسیر لاغری ذهنی هم میتونه گمراهکننده باشه
وقتی وارد مسیر لاغری ذهنی میشی، انگار داری پا توی یه جادهی تازه و ناشناخته میذاری.
نه مثل جادههای شلوغ شهر، نه مثل بزرگراههایی که از قبل مسیرشون مشخصه.
نه! این مسیر شبیه یه جادهی جنگلی و آرومه که اطرافت پر از سکوت و پرنده و عطر خاک تازهس… 🌳🕊️
تو اولش با شوق شروع میکنی؛ چون خوب میدونی این بار نمیخوای فقط عدد روی ترازو کم بشه.
تو دنبال چیز بیشتری هستی:
آرامش بعد غذا خوردن، دوست داشتن خودت جلوی آینه، اعتماد به نفس وقت انتخاب لباس، و یه حس سبکی که از درون شروع بشه، نه فقط توی ظاهر… 🌈💫
اما مثل همهی سفرها، این مسیر هم تقاطع داره، دو راهی داره، تابلوهایی که صدات میکنن:
«از این راه برو… سریعتر لاغر میشی!»
«این رژیمو بگیر، تو یه هفته ۵ کیلو کم میکنی!»
«اگه فلان قرصو بخوری، دیگه لازم نیست سختی بکشی!»
این صداها وسوسهانگیزن، مخصوصاً وقتی خستهای یا ناامید.
یه لحظه فک کن:
تو توی یه جاده قشنگی هستی، ولی یه مسیر خاکی کنار جاده هست که روش نوشته:
میانبر! سریعتر به مقصد میرسی!
شاید وسوسه شی بری… ولی چند کیلومتر که بری، میبینی این راه پر از سنگ و چالهست، نه تنها سرعتت کم میشه، بلکه ممکنه برگردی سر خونه اول یا اصلاً دیگه راه خروج رو پیدا نکنی! 😓
مسیر لاغری ذهنی یه جادهی خاصه، نه فقط برای لاغری، برای تغییر زندگیته.
اما به شرطی که خود مسیر رو بشناسی.
اگه فرق بین مسیر اصلی و راههای فرعی رو ندونی، خیلی راحت گم میشی.
هم از مسیر جا میمونی، هم از خودت.
برای همینه که شناخت مسیر لاغری ذهنی، اولین و مهمترین قدمه.
قدمیه که بهت یاد میده کجا باید وایسی، کجا باید رد شی، و کی باید به ندای بدنت گوش بدی.
اگه توی این مسیر دنبال آرامش و پایداری هستی، اول باید خود مسیر رو بفهمی، نه فقط مقصد رو.

🌀 مسیرهای فرعی در لاغری چیان؟
تو تو مسیر لاغری ذهنی، یکی از بزرگترین چالشها، همین وسوسههای بهظاهر بیخطره.
تا میبینی سرعت تغییرات بدنت کمتر از انتظارته، تا کمی ناامید میشی یا عجله به دلت میافته، یه صدای بلند از دور میگه:
«بیا از این مسیر برو! این یکی سریعتره!»
و درست همینجاست که مسیرهای فرعی و انحرافی یکییکی خودشونو نشون میدن…
🔹 رژیمهایی که اولش هیجانزدهت میکنن، ولی بعد چند روز تبدیل میشن به یه زندان فکری؛ یه چرخهی تکراری از گناه و پاداش:
«اوه امروز زیادهروی کردم، باید فردا بیشتر سختی بکشم!»
این مسیر هیچوقت به آرامش ختم نمیشه… فقط حس شکست بهت میده. 😩
🔹 ورزشهای سنگین و غیرمتعادل که بهجای اینکه بهت حس زندهبودن بدن رو بدن، فقط فشار میارن تا کالری بسوزونی!
تو دیگه از حرکت لذت نمیبری… فقط داری با خودت میجنگی.
🔹 قرصها و داروها میان تا موقتی مشکلتو حل کنن، اما ذهن تو هنوز همون ذهن پر از باورهای چاقکنندهست.
نتیجه؟ برمیگردی سر جای اول، حتی شاید بدتر…
🔹 و آخرش… عملهای جراحی!
شاید بتونی بخشی از بدنتو با تیغ جراحی تغییر بدی، اما اگه ذهنت هنوز چاق فکر میکنه، اگر هنوز غذا برات منبع آرامشه،
با هر لقمه، با هر روز استرس، دوباره همون مسیر چاقی رو طی میکنی… فقط از ظاهر شروع نکردی این بار. 😶🌫️
اینا همشون مثل تابلوهاییان که با رنگای جذاب و فونت درشت میگن:
«از این راه بیا! فقط دو هفته تا تناسب!»
ولی کسی بهت نمیگه اونور جاده پر از چاله و دستاندازه،
پر از عوارض جسمی، روانی و… ناکامی دوباره! 🚫
مسیر لاغری ذهنی یعنی بدونی این وسوسهها همیشه هستن. ولی تو یاد گرفتی آگاهانه انتخاب کنی.
یاد گرفتی به صدای درونت گوش بدی، نه به هیجانهای بیرونی.
✨ به خودت قول بده:
«من از مسیرم منحرف نمیشم… چون راه من راه ذهنیه، نه فقط عدد ترازو!» 💚

🌿 مسیر لاغری ذهنی اصلی چه ویژگیهایی داره؟
🌱 مسیر لاغری ذهنی اصلی، مثل یه جاده امن و آرومه که توش خبری از فشار و اجبار نیست.
اینجا خبری از رژیمهای سخت و گرسنگیهای طاقتفرسا نیست، خبری از ورزشهایی که به زور و خستگی همراهه نیست.
این مسیر، مسیریه که تو با خودت دوست میشی، به بدنت احترام میذاری و هر قدم رو با آرامش برمیداری.
اولین ویژگی این مسیر، اینه که تو باورهای اشتباه درباره غذا خوردن و چاقی رو یکبهیک شناسایی و اصلاح میکنی.
تو یاد میگیری غذا یه دوست خوبه، نه یه دشمن که باید ازش ترسید. 🍲❤️
یه رابطهی سالم و پر از عشق با غذایی که میخوری میسازی؛ غذایی که بدنت رو تغذیه میکنه و بهت حس انرژی و زندگی میده.
تو صدای بدنت رو میشنوی؛ میفهمی کی گرسنهای، کی سیر، کی نیاز داری استراحت کنی یا آب بنوشی.
این احترام گذاشتن به نیازهای بدنت، پایهی اصلی حرکت در مسیر لاغری ذهنیه.
این مسیر صبر میخواد، تمرین میخواد، و تکرار؛ اما نتیجهش یه تناسب اندام ذهنی و جسمی ماندگاره که مثل یه دوست خوب همیشه همراهته.
در واقع، لاغری با ذهن یعنی فراتر رفتن از وزن کم کردن ساده؛
یعنی ساختن یک سبک زندگی نو، پر از آگاهی، شادی و دوست داشتن خود. در واقع لاغری با ذهن نوعی روانشناسی کاهش وزنه.
و این، مهمترین هدیهایه که میتونی به خودت بدی. 💚✨

🔥 چرا وسوسه میشیم از مسیر خارج بشیم؟
بیاید روراست باشیم…
همهمون دوست داریم زود نتیجه بگیریم.
لباس موردعلاقهمونو بپوشیم، تو آینه خوشهیکل ببینیم، تحسین بشنویم… 🧥✨
ولی توی مسیر لاغری ذهنی، عجله مثل یه مین توی جادهست. هر چی بیشتر بخوای بدوی، احتمال بیشتری داره که اشتباه کنی یا بیراهه بری.
عجلهکردن باعث میشه ذهن منطقی خاموش بشه و ذهن هیجانی کنترل رو به دست بگیره. و این یعنی دوباره پرخوریهای احساسی، دوباره شکست، دوباره ناامیدی…
پس آرومتر، آگاهتر و عاشقانهتر قدم بردار. ⛔❤️
🛡️ چطور در مسیر اصلی بمونیم؟
برای اینکه توی مسیر لاغری ذهنی بمونی، باید بدونی چطور از مسیر منحرف نشی:
1. باور کن که راه ذهنی، درستترین راهه
اولین و مهمترین قدم در مسیر لاغری ذهنی، باور قلبی به درستی این راهه.
وقتی واقعا قبول کنی که این مسیر بهترین و پایدارترین راه برای تغییر زندگی و بدنته،
دیگر هیچ وقت ناامید نمیشی و کم نمیاری.
باور عمیق و واقعی مثل بنزین برای ماشین میمونه؛
تا وقتی این بنزین در تو هست، میتونی ادامه بدی و به مقصد برسی.
این باور به تو قدرت میده که با چالشها و سختیها مبارزه کنی و ثابت قدم بمونی. ⛽✨
2. نشونههای مسیر رو بشناس
شناخت نشونههای مسیر اصلی کمک میکنه بدونی که داری درست حرکت میکنی یا نه.
اگر بعد از غذا خوردن حس سبکی و رضایت داری، نه سنگینی و پشیمونی،
اگر پرخوریهای احساسی و اضطرابیات کاهش یافته،
این یعنی داری تو مسیر لاغری ذهنی واقعی قدم برمیداری.
توجه به این حسها و نشونهها مثل داشتن چراغ راهنمایی در شب تاریکه که مسیرت رو روشن میکنه. 🔍
3. خودتو با کسی مقایسه نکن
مسیر هر کسی توی لاغری ذهنی متفاوت و منحصر به فرده.
شاید دوستت در دو ماه ۵ کیلو کم کرده، ولی تو هنوز یک گرم هم کم نکردی،
اما این اصلاً نشونه شکست یا کند بودن تو نیست!
تو داری روی عمیقترین باورها و ذهنیتها کار میکنی،
تغییرات ذهنی زمانبرن اما تاثیرشون مادامالعمره.
پس به جای مقایسه خودت با دیگران، روی روند و پیشرفت شخصیات تمرکز کن.
این مسیر مخصوص خودته و هر قدمی که برمیداری، یه قدم به سمت زندگی سالمتره.
4. از مربی راهبلد استفاده کن
تو مسیر لاغری ذهنی داشتن یه همراه و مربی خبره خیلی مهمه.
وقتی بدونی کجا میری و چطور باید قدم برداری، کمتر گم میشی و کمتر از مسیر منحرف میشی.
پیشنهاد میکنم از دوره «ورود به سرزمین لاغرها» استفاده کنی، چون این دوره مثل یه نقشه و قطبنما میمونه که همیشه جهتت رو نشون میده. 🧭🌟
حضور یه مربی آگاه تو رو توی سختیها حمایت میکنه و مسیر رو برای تو هموارتر میسازه.
💬 جمعبندی
مسیر لاغری ذهنی فقط یه عدد روی ترازو کم کردن نیست، بلکه داستانی عمیقتر از شناخت خود، دوست داشتن خود، و ساختن یک زندگی تازه با احساس سبکی، آزادی و آرامشه. 🌱✨
شاید چندین بار زمین خوردی، شاید مسیرت گم شد، شاید ناامید شدی و خواستی از مسیر بیرون بری… اما الان اینجایی،
که میخوای دوباره با آگاهی و قلبی پر امید انتخاب کنی. 💪❤️
این یعنی بزرگترین تغییر:
توانایی اینکه هر بار بلند شی و با قدرت بیشتر ادامه بدی.
اگر دنبال یه شروع اصولی، مطمئن و پرانرژی هستی، همین الان پیشنهاد میکنم به دوره فوقالعاده «ورود به سرزمین لاغرها» بپیوندی.
یه جادهی سبز، روشن و پر از فرصت، درست روبهروته…
فقط کافیه اولین قدم رو برداری، بقیه مسیر رو باهم میریم. 🚶♀️💚🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.56 از 45 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام. من خداروشکر از ابتدا وسوسه استفاده از روش های قبلی رو نداشتم چون واقعا از اونا خسته شدم و تا ابد کنار گذاشتم شون. و خیلی راحت شدم انگار بار خیلی سنگینی از دوشم برداشته شده و دارم راحت زندگی میکنم..
مامانم بهم میگه اگر بخوای پهلوهات بره باید ورزش کنی و الا نمیره من قبلا جبهه میگرفتم که نه این روش درسته من با ذهنم لاغر میشم حالا میبینی اما الان چند وقته هرکس هرچی بگه من نشنیده میگیرم نه میگم از چه مسیری استفاده میکنم و نه توجیه و دلیل میارم میگم شما ورزش کن یا راهی که دوست داری رو برو ایشالا نتیجه میگیری و خودم هم ادامه میدم یه راه خودم. چند روز پیش کامنت یکی از دوستان رو خوندم که نوشته بود:من مسیر تناسب فکری رو ادامه میدم حتی اگر گرمی هم کم نکنم. و توضیحات فوق العاده ی استاد درباره ی جمله ایشون.
من میخوام بگم من مسیر تناسب اندام با قدرت ذهن رو ادامه میدم چون ایمان دارم در این مسیر گرم به گرم کم میکنم و در نهایت متناسب میشم.
نشان های دریافت شده
با سلام
مسیر لاغری را گم نکنید
من از این همزمانی فایل ها با اتفاقاتی که برای ما می افتد در تعجبم . امروز یکی از دوستانم را دیدم که بسیار لاغر شده بود و.او قبلاً چند کیلو اضافه وزن داشت .ولی امروز که دیدمش هیچ وزن اضافی نداشت .بعد که همه از هیکل و تیپش تعریف کردند .بعد اومد سمت من و دخترم و گفتند می خواستم به شما بگویم ، شما که دنبال کاهش وزن بودید همیشه بیائید از این روش های من استفاده کنید .دیگران پرسیدند چکار کردی ؟ گفت یک کپسول هایی است که همش گیاهی است و بی ضرر هم است و در ضمن ورزش هم می کنم .من گفتم ما با ذهنمون می خواهیم لاغر شویم ( چون با دوستانمون در مورد قدرت ذهن کار می کنیم ) بعد گفت ضرر نداره زودتر لاغر می شوید .بعد از رفتن اونا با دخترم حرف که می زدیم دیدیم حتی یک هزارم درصد ما به فکر استفاده از این راه کار دوستمون نیفتادیم . ما باور کرده ایم این راه لاغری با ذهن تنها راه لاغری است . ما باور داریم که بسیار بسیار راحت لاغر می شویم .هیچ شکی نداریم .ما قبلاً هر روز راه و روشی را استفاده می کردیم .ولی با شنیدن حرف های استاد باور کردیم که به کمک این روش می توانیم لاغر شویم .و این باور ما را به نتیجه می رساند .
نشان های دریافت شده
بهترین راه برای لاغرشدن ماندن در مسیر درست وحرکت کردن در مسیر درسته ومن الان یادگرفتم که توی مسیر بمونم واز این مسیرلذت ببرم قبل از آشنایی با این مسیر من مرتب کارم جستجو توی کانال ها و اینترنت بود وهمش دنبال راهی برای لاغرشدن می گشتم وهرچیزی را که می دیدم امتحانش می کردم وبعداز نتیجه نگرفتن ناامید میشدم ولی خدا را شکر توی این مدت از مسیرم خارج نشدم وحتی یک کلمه راجع به رژیم و…نخوندم چون می دونم برای لاغری فقط یک مسیر هست اونم لاغری با روش ذهنی است که حتما منو به مقصدم می رسونه پس پیش میرم تا به وزن ایده آلم برسم
نشان های دریافت شده
من قبل ازاینکه به این دوره شگفت انگیز وعالی هدایت بشم به این نتیجه رسیده بودم که رژیم گرفتن نتیجه موقت داره وحتما یک راه حل دیگه برای خلاصی از این اضافه وزن وجود داره والان بعداز شرکت دراین دوره به یقین کامل رسیدم که در مسیر صحیح وارد شدم وفقط پشتکارواستمرار من رو به هدفم می رسونه که نتیجه اش تناسب اندام ،سلامتی کامل وشادی ولذت از زندگیه
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز با پشتکار عالی و همه دوستان خوبم
این فایل خیلی عالی است مثال هایی که گفته میشه علامت های رسیدن به مقصد واقعا قابل لمس است
من از وقتیکه وارد این مسیر زیبا و هیجان انگیز شدم آنقدر با اطمینان و آسودگی خاطر ادامه میدهم که منفی باف جرات نمیکند اقدام به منحرف کردن من از مسیر بکند ولی این فایل خیلی مفید است برای افرادی که ممکن است وسوسه منحرف شدن از مسیر در آنها ایجاد شود
ممنونم استاد گرامی برای این فایل ساده و قابل درک و ارزنده ????????
نشان های دریافت شده
من باهمهی وجودم میدونم که اگر یک راه برای متناسب شدن من وجود داره همین راهه. من خیال ندارم به هیچ وجه از این مسیر خارج بشم.همونطور که در میثاق نامه هر روز تکرار میکنم تمام سختیها ومشکلات مسیر رو با اشتیاق میپذیرم و رسیدن به هدف برای من مهمترین تصمیم زندگیم خواهد بود. در تمام این مدت حتی یک ثانیه وسوسه نشدم که به دنبال روشهای دیگهای برای لاغری باشم و حتی در زمانهایی که به اجبار به صحبتهای دیگران در مورد رژیم و غیره گوش دادم تهدلم لبریز از شادی بود که نیازی به اون کارها ندارم و از دریچهی دیگهای به زندگی نگاه میکنم.
با سلام خدمت استاد محترم و دوستان عزیزم
گم کردن مسیر لاغری برای من هم پیش آمده البته فقط برای چند لحظه و فقط در حد فکر
امان از دست منفی باف من وقتی دیدم خیلی خوب لاغر میشم یاد حرف یکی از دوستانم افتادم که میگفت کنار پاهای آدم هیچ وقت لاغر نمیشه تو هم اگر اینها رو عمل کنی هیکلت خیلی خوب میشه
استاد عزیز فایلی رو مفصل راجع به این موضوع صحبت کردن و گفتن اینقدر خودتون رو اسکن نکنید از اون به بعد حتی برای لحظه ای به این موضوع فکر نکردم
چند روز پیش همون دوست خونه ما اومده بود و گفت کنار پای آدم هیچ وقت آب نمیشه و من نذاشتم حرفش رو ادامه بدم و گفتم چرا خیلی هم آب میشه به شرط اینکه بخوای
ما خواستیم و حتما میتونیم.
چیزی که در این فایل خیلی نظر منو جلب کرد این درخواست استاد برای پایبندی ما به این مسیر بود و این مسئله خیلی به ما کمک میکنه که یک پشتیبان به این محکمی برای رسیدن به مقصد داشته باشیم ممنونم
نشان های دریافت شده
من ی دانشجو دوره لاغری هستم که با شجاعت اعلام میکنم ۶ماهه که مسیرو گم نکردم یعنی میدونم که تنها راهم برای متناسب شدن همین دوره است که هرروز انجامش جز کارهای روزمره ام شده ولی هنوز در تقویت باورم مشکل دارم دوبار در طی دوره کاهش وزن خوبی داشتم یعنی اشتباه کردم و از ترازو استفاده کردم .البته بگم من سالهاست رو وزن ۷۵تا ۷۸گیرم .کاهش وزن خوب من دیدن عدد ۷۳رو ترازو بود که اصلا باورم نشد بدون اینکه بفهمم و عذاب بکشم و حرص بخورم بعد از سالها طلسمش شکست .اولش خیلی خوب بود چون ذهنم میگفت دیگه تموم شد تو که تونستی طلسمو بشکنی دیگه راحت به ۵۵کیلو هم میرسی ولی کم کم دوباره ترس از چاقی دوباره و حالا چی کار کنم همینم اضافه نشه دوباره منو شکست یعنی دقیقا وزن رفته برگشت و من شکستن قلبمو احساس کردم جوری حالم بد شد در ماه گذشته که آخر سر بعد تحمل درد زیاد تو قفسه سینه مجبور شدم برم دکتر و الان ی هفته اس دارو مصرف میکنم و اینم خیلی ناراحتم کرد که خودم کردم.حالا از جنبه ظاهری و تناسب بگذریم که حتما بهش میرسم چون من در سخت ترین شرایطم مسیرمو گم نکردم فقط اینقدر در گذشته بارها شکست خوردم باورم ضعیفه که سرعتمو کم میکنه و دقیقا الان میفهمم من گاهی با خودم تکرار میکردم که مثلا ساختن این ماشین سخت تره یا کم کردن ۲۰کیلو؟اولین جواب من کم کردن ۲۰ کیلو بود خیلی ناخودآگاه این میومد تو ذهنم که الان میفهمم به خاطر باور ضعیفم بوده چون دیگه ی بچه ۴ساله هم میتونه تشخیص بده کم کردن ۲۰کیلو راحتتره تا ساختن ی ماشین .داشتم میگفتم واقعا من اگه تو این مدت فایلارو نداشتم و تمریناتو که حواسمو از چاقی پرت کنه به زودی جام توی بیمارستان روانی بود چون بعد از کلی آزمایش و برو و بیا دکتر گفت شما ۸۰درصد حال بدت روانی و اعصابه کمتر استرس داشته باش خوب میشی ی مشت قرص اعصابم واسم تجویز کرد .حالا دقیقا من ناامید بیدار میشم با فکراینکه چقدر چاقم بیدار میشم لباس میپوشم همین فکر تو سرمه خودمو تو آیینه میبینم فحش خودم میدم غذا میخورم ی جور داستانه ولی فایلامو گوش میدم و هنوز ته دلم ی حسی میگی ی روزی صبح لاغری تو هم میشه بزرگ شو ،مسیولیت اشتباهی که کردیو بپذیر ولی جالبه الان میدونم اشتباهم ترازو و دوباره کالری شماری و ترس از چاقی بود ولی یادم نیندازد که قبلش جی کارکرده بودم که طلسم وزنم شکست که همونو تکرار کنم.حالا هر چقدر فکر کردم من دوبار نتیجه خوب گرفتم ی بار ماه اول دوره ی بار هم ماه اول شروع در امتداد مسیر همش ی چیزی تو ذهنم میگه دوباره از اول شروع کن جواب میگیری یا دوباره تکرارو از اول شروع کن از طرفیم میدونم که پله اول با پله هزارم فرقی نداره خلاصه منفی باف من قشنگ داره میبافه واسع خودش منم دیگه حوصله جنگ و چالش و غلبه ندارم خدایا تویی که منو تو این راه هدایت کردی خودتم همراهی کن من به رویام برسم .من عاشق لاغر شدنم ولی الان که دارم تمرین انجام میدم میبینم من اینقدر توجه به چاقی دارم جا واسه لاغری نداشتم .ولی من ادامه میدم چون هیچ راهی جز این راه ندارم و همیشه تنها چیزی که در زندگی جواب میده تکرار و تکرار.ادم از تکرار به نتیجه میرسه منم تکرار میکنم تا ببینم جی پیش میاد.
با سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
خدارو شکر میکنم که من در جاده ومسیر لاغری برای رسیدن به شهر تناسب مقصد هستم وتمام نشانه های نزدیک شدن به مقصد رو در خودم میبینم .
من از وقتی در این دوره قرار گرفتم هیچ وقت هیچ پیام پزشکی ،رژیم ،تبلیغ،وهر چیزی که نربوط به چاقی ویا لاغری هست را نخواندم وپیگیری نکردم .توی تلگرام چند بار به طریقهای مختلف در گروههای لاغری اد شدم اما من بلافاصله از گروه لفت دادم .چون اصلا دیگه هیچ روش وراهی رو به جز لاغری ذهن قبول ندارم . هیچ روشی در این چند سال به من ارامش نمیداد .توی همه روشها فقط روز شماری وثانیه شماری میکردم که مدت اون روش حالا ورزش یا رژیم تمام بشه و برگردم به زندگی عادی خودم .اما الان توی این روش من در زندگی عادی خودم هستم .الان هم ثانیه شماری میکنم اما نه برای اینکه دوره تمام شود بلکه برای ان که استاد یک فایل جدید دیگه بگذاره .ویک روز دیگه رو شروع کنم تا فایلهای جدید اون روز گوش بدم .
واقعا خوشحالم که توی این مسیرم واز خداوند سپاسگذاری میکنم .هر بار که یکی از دوستان یا اشناها بهم میگن خیلی لاغر شدی .خیلی خوشحال میشم ووقتی همسرم توی جواب سلامم بهم میگه سلام مریم خانم خوش هیکلم چقدر ذوق میکنم که دیگه از شر اذیت شدنهای چاقی خلاص شدم وهر روز اوضاع داره بهتر وبهتر میشه .دیگه وقتی سر سفره هستم برای خوردن خودم نگران نیستم وخودم رو زیر تیغهای زهر الود نگاههای بقیه نمیبینم .حتی چابکی رو که سالها وسالها دیگه طعم اون رو نچشیده بودم رو دارم کم کم حس میکنم .واقعا دوره ،دوره عالی هست .وبه قول یکی از دوستان که دعای خیلی زیبایی برای استاد کردند من هم همون دعا رو میکنم چون خیلی به دلم نشست .استاد عطار روشن خدا ازتون راضی باشه .هر چند که میدونم حتما خدا هم راضی هست .مگه میشه مگه امکان داده که ادم به این همه ادم کمک کنه که زندگی و حس وحال خودشون رو به بهترین کیفیت برسونن وانوقت خداراضی نباشد؟نه خدا راضی است .همانطور که همه مایی که داریم از اموزشهای استاد استفاده میکنیم راضی هستیم ?
نشان های دریافت شده
سلام .
به نظر من گم شدن در مسیر لاغری اصلا امکان ندارد . مگر ما آن زمان که چاق بودیم مسیر چاقی را گم میکردیم . نه . ناخوداگاه ما خودش ما را چاق و چاق و چاقتر کرد و تازه هر رفتاری هم میکردیم به چاق شدن بیشتر ما کمک میکرد .
و چاق شدن عادت ذهنی ما شد .
ولی وقتی ما لاغری را یاد گرفتیم و لاغر شدن را به ناخوداگاهمان برنامه دادیم بعد از مدتی لاغر شدن عادت ذهنی ما میشود .
شاید تا مدتی باید حواسمان به برنامه ها باشد که برنامه ها همه در جهت تناسب به ناخوداگاه داده شود اما بعد از مدتی میبینیم همان ناخوداگاهی که فکر ما را به سمت چاقی می کشاند فکر ما را به سمت متناسب بودن هدایت میکند .
یعنی خود بخود متناسب میشویم .
خود بخود .
وقتی ذهن هر راهکاری ارائه میدهد به او اطمینان کنیم او هم به تناسب ما اطمینان می کند .
برای ناخوداگاه ما فرقی ندارد که ما را چاق کند یا لاغر .
اهداف او در جهت سلامت ماست
در جهت امنیت ماست .
در جهت شادی ماست .
در جهت لذت ماست .
در جهت اعتماد به نفس ماست .
در جهت مهربان بودن ماست .
در جهت دفاع از وجود ماست .
در جهت شجاعت ماست .
ذهن در متناسب بودن باید احساس امنیت کند .
وقتی بداند در متناسب بودن احساس خوبی داریم .احساس رنج نداریم . خشمگین نیستیم . احساس امنیت می کنیم . ترس نداریم . لذت میبریم . دیگر نگران نیستیم و احساسات منفی از وجودمان میرود او سرزمین تناسب را مطابق اهداف خود میبیند و آن را برای بدن انتخاب میکند .
ما خودبخود متناسب میشویم .
چه راهمان غلط باشد چه درست . چه دور شود چه نزدیک فرقی ندارد در همه ی این زمانها ذهن ما در حال کسب تجربه است و راههای ذهنی را پیدا میکند .
هرچقدر بیشتر ذهن با تناسب آشنا شود تناسب را بیشتر میپذیرد .
تناسب در ذهن من همانند شهریست که در جستجوی تمام کوچه پس کوچه های آن هستم .
هر جا بروم در شهر تناسبم .
هر کاری کنم در جهت تناسبم .
هر فکری کنم در سمت و سوی تناسبم .
برای من راه انحرافی وجود ندارد .
هر زمان که دلم بگوید این کار را انجام بده انجام میدهم .
شجاعتم خیلی زیاد شده است .
امنیتم در شهر تناسب زیاد شده است .
شهر تناسب من امن امن است .
چون همه جای آن را گشتم و راهها را امن کردم .
چاقی هم میخواهد بیاید بیاید .
او در شهر تناسب من امنیت دارد .
او و تمام عواملش هم در خدمت تناسبم آمده اند .
من خیلی خوشحالم و هر لحظه شادی من روز افزونتر میشود .
شهر تناسبم را در ذهنم تزیین میکنم .
با همه چیز .
من از شهرم دفاع میکنم .
اما دفاع من هم نتیجه ای جز محبت ندارد .
من با هیچ کس سر جنگ ندارم .
اما کسی که بخواهد تناسبم را زیر سوال ببرد از تناسبم قاطعانه دفاع می کنم .
ناخوداگاه من تناسب مرا پذیرفته است و لحظه به لحظه هم آن را برای من امن تر میکند .
من خوشحالم چون در شهر تناسب زندگی می کنم .
خدایاااا شکرت .
خدایاااا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
چقدر نوشته های شما عالی بود وخیلی ب من کمک کرد وحالمو بهتر کرد ازتون ممنونم ب خاطر نوشته های زیبا ومفیدتون راستش من در این مدت کرونا چاقتر شدم ب خاطر این چند روز ک حال خوبی ندارم
ولباسم چون تنگ شده حسابی نگران وناامیدم کرده
ولی نوشته شما کلی ب من امید وانرژی دوباره داد
موفق باشید
بی نهایت ازتون سپاسگذارم سادات عزیز ???
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز خانم طوبی
خواستم بهتون بگم که درسته که الان همه جا حرف از خونه موندن وویروس و چاقتر شدنه ولی این شکل صحبتا مال افراد عادیه جامعه است که اطلاعاتیو که ما داریم یاد میگیریم بلد نیستن،وقتی تو مسیر صحیح هستیم وداریم تمریناتمونو درست انجام میدیم وتوجه بر سیری وگرسنگی خودمون داشته باشیم و با اینهمه آگاهی که استاد مدام بهمون یاداوری میکنن ،دیگه کرونا چه ربطی میتونه به اندام ما داشته باشه ،وقتی از اطرافیانم میشنوم که تو این مدت چاقتر میشن خنده م میگیره ،خوشحال میشم که من مثل اطرافیانم نیستم،خوشحالم که تو این ۲ماه که خونه هستم لاغرتر شدم ومدام خودمو تشویق میکنم ،دقیقا برعکس خودقدیمم ،دارم رفتار میکنم،واسه همین جواب متفاوت تری از قبل میگیرم،بقول انشتین، میگه، چرا آدم ها فکر میکنند میتونن بازم از راه قدیمیشون برن ولی به جواب های بهتری برسن؟؟؟ ما قراره توی راه جدیدمون قدم بزنیم،ما کاری به خودقدیمیمون نداریم،،خود جدیدمون باید احساسش خوب باشه ،چونکه احساس ترس،نگرانی،اتفاقات ناجالبو جذب میکنه،من هر روز از خدا تشکر میکنم که این روزها بدون مسئولیت های بیرونی مثل(تنیس،کلاس رقص،گردش،تفریحات بیرونی،دیدن دوستان،خریدهای ناواجب وووو)دارم توی خونه روی شخصیت جدید پر از عزت نفسم کار میکنم ،وقتی حوصلم سر میره ،میرم پارکینگ یا حیاط یا تراس خونم ،راه میرم،جملات قدرتمند کننده به خودم میزنم،باورسازی میکنم،مدام به خودم میگم فریده تو خیلی قوی وبینظیری ،تو خیلی خاصی که هر چیزیو میخوایی خدا بهترینشو به راحترین شکل بهت میده ،بابا تو حتی لاغری م از طریق ذهنی جذب کردی ،داری به این قشنگی هم لاغر میشی هم جوانب دیگه زندگیتم رشد میکنه،خودتم داری یه فریده دیگه میشی،به خودم گوشزد میکنم که یه قدرتی هست که داره مارو هدایت میکنه ،من باید به اون اطمینان کنم ،شبانه روز مراقب نجواهام هستم،نجواهای منم مرتب خبر از اتفاقات بد بمن میده ،ولی من سریع مسیر ذهنمیمو میبرم توی قسمتای لذت بخشه زندگیم
اگر کسی بخواد ناراحتم کنه یا حتی خودم بخوام خودمو شماتت کنم ،اجازه نمیدم ،مرتب به خودم میگم ،فریده تغییر کن،اگر بخوام در مورد کسی قضاوت کنم به خودم میگم زیپیت کن فریده،حرف کسیو نزن و مرتب باذهنم صحبتای مثبت دارم ،در هر حال منفی باف همیشه آماده ست،ما هم باید با اجرای تمریناتمون آماده باشیم ،اگر ذهنت بهت میگه این کرونا باعث چاقی میشه ،باید جواب منطقی بهش بدی ،بگی من مراقب خودم وبدنم هستم ،هیچ کس نمیتونه بمن آسیبی برسونه،خدا همواره مراقب منه ،در انتها همه چیز بنفع منه وبا کلام آرامش بخش بدن و ذهن و خودتو هدایت کنی به سرزمین امنیت واحساس خوب واینکار آروم آروم انجام میشه،هر لحظه به خودت بگو من دارم به چی فکر میکنم؟احساس من چیه ؟تا بتونی جی پی اس ذهنتو ببری تو جاده صحیح ،به خودمون برچسب نزنیم
نشان های دریافت شده
از نوشته های شما خیلی درس گرفتم وخیلی لذت بردم💋
نشان های دریافت شده
قلم زیبایی دارید خانم سادات موفق باشید
نشان های دریافت شده
من هم همیشه از نوشته های شما لذت میبرم💋