تا حالا به این فکر کردی چرا وقتی میخوای چاق بشی، ذوق داری 🤩؛
ولی وقتی حرف از لاغر شدن میشه، یه جورهایی ته دلت میلرزه؟ 😬💭
خیلی از ماها عاشق لاغری هستیم 💃، اما واقعاً مشتاقش نیستیم 🤷♀️.
چرا؟ چون یه چیزی اون ته ذهنمون هست به اسم عوارض لاغری! 😱🧠
شاید در نگاه اول خندهدار یا حتی غیرمنطقی به نظر برسه 🤔😂
مگه میشه آدمی که از اضافهوزن خسته شده 😩، از لاغر شدن بترسه؟ 😨
بله، میشه! ✅
و دقیقاً همین ترس پنهان، یکی از بزرگترین موانع ذهنی در مسیر رسیدن به تناسب اندامه 💥🚧👣
🎈 اشتیاق برای چاق شدن
بذار یه مثال بزنم:
وقتی یه بچه با ذوق و هیجان منتظر تولدشه 🎉🎁، دائم از مهمونی و کادوها حرف میزنه.
این یعنی اشتیاق 😍
تو ذهن، اشتیاق یعنی: انتظار ⏳، تمرکز 🎯، نگرانی 😟 و البته یه جور ترسِ قاطیشده با هیجان 😬🎈
ترس از نرسیدن، از جا موندن 🚫🏃♀️، از اینکه شاید اون چیزی که میخوای رو بهت ندن 😢
حالا برگردیم به بچگیمون… 👶💭

ما وقتی داشتیم چاق میشدیم، از شنیدههامون دربارهی خوبیهای “تپلی” 😄 تو ذهنمون یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن ساخته میشد.
یعنی لاغر نبودیم که یهو چاق بشیم…
بلکه ذهنمون داشت بهسمت چاق شدن کشیده میشد… با اشتیاق ✨، با آرزو 🌠، با هیجان 🤩
👩👧 مامان میگفت: «تپل یعنی خوشگل و تو دل برو!» 😍
👩🦰 خاله میگفت: «تپلتر که بشی، خوشگلتری!» 🥰
وای از وقتی که مهمونا میاومدن خونهمون و لپمون رو میکشیدن و با خنده میگفتن:
«وای این تپلی چه نازه!» 😆💕
ذهن کودک ما اینا رو قورت میداد، بدون فیلتر 🧠🚫 بدون تحلیل 🔍
یعنی چی؟ یعنی:
🍭 چاقی = دوستداشتنی بودن
🧸 چاقی = محبت گرفتن
🎀 چاقی = توجه دیدن
💄 چاقی = خوشگل بودن
🏅 چاقی = تایید شدن
و کمکم ذهنمون یه تصویر آرمانی از تپل بودن ساخت؛ یه تصویر پر از:
❤️ امنیت، 🤗 عشق، 👀 دیده شدن، 🤲 بغل شدن، و حتی 🌟 افتخار!
حالا بگو ببینم…
با همچین تصویر گرم و نرمی، اصلاً میتونستیم نریم سمت چاق شدن؟ 😌
وقتی ذهن اینطوری برنامهریزی میشه، حتی اگه ما بعداً بخوایم رژیم بگیریم 🥗 یا لاغر بشیم 🏃♀️،
یه گوشهی ناخودآگاهمون هنوز داره میگه:
💬 «ولی تپل بودن بهترهها! یادت نیست مامان چقدر دوستت داشت وقتی تپل بودی؟» 👩👧💞
و همینجاست که لاغر نشدن ما شروع میشه… 🛑
نه چون تنبلایم 😴 نه چون اراده نداریم 🙅♀️
نه چون نمیدونیم چی بخوریم و چی نخوریم 🍕🥦
بلکه چون ته ذهنمون هنوز یه اشتیاق پنهان برای چاق شدن یا چاق موندن داریم 🔍🧠
اشتیاقی که از بچگی باهاش بزرگ شدیم 🧒🧠
اشتیاقی که فکر میکنه:
⚠️ لاغری = بیمحبتی
⚠️ لاغری = بیتوجهی
⚠️ لاغری = دیده نشدن
پس اگر تا امروز، بارها رژیم گرفتی ولی تهش برگشتی به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر ⏮️📈،
شاید وقتشه بری سراغ این اشتیاق پنهان… و باهاش حرف بزنی 🗣️🧘♀️
🧠 ذهن، مثل یه بچهست؛ تا وقتی براش توضیح ندی که:
«تو حتی وقتی لاغری هم دوستداشتنیای» ❤️
هی با اشتیاق میره دنبال تپلی شدن! 😅🍰👶

🎯 عوارض لاغری؛ ترسی پنهان در ناخودآگاه ما
در مورد عوارض لاغری هم از همون بچگی، ذهنمون پر شده از جملههایی مثل:
🗣️ «لاغری خوب نیست، ضعیف میشی!»
😟 «اونقدر لاغر شده که انگار مریضه!»
👶 «بچههای تپل کمتر مریض میشن!»
این یعنی ذهن ما، توی عمق خودش، یه نقشه خطرناک کشیده برای لاغر شدن 🧠⚠️
نقشهای که توش:
🚫 لاغری = خطر، تنهایی، بیماری، حتی مرگ!
ذهن ما فقط بر اساس منطق رشد نمیکنه 🧩 بلکه بیشتر با احساس و تجربههای تکرارشونده شکل میگیره 💬💔
وقتی بارها و بارها شنیدی که:
🚷 لاغری = ضعف
🚷 لاغری = داغونی
🚷 لاغری = زشتی
🚷 لاغری = دلسوزی دیگران 😢
ناخودآگاهت یه دیوار دفاعی میسازه با این مفهوم که:
🧱 «نرو سمت لاغری، اونجا امن نیست!»
و همین میشه اون چیزی که اسمش رو میذاریم:
🔒 عوارض لاغری (ذهنی)
این ترس، مثل یه محافظ نامرئی عمل میکنه 🛡️تا یه حدی که لاغر میشی، ذهن میگه:
🟢 «خوبه… تا اینجاش اشکالی نداره.»
اما همین که از یه نقطه خاص رد میشی… ناگهان یه صدای درونی شروع میکنه:
❗ «نه نه نه! داری زیادی لاغر میشی!»
❗ «اگه ادامه بدی، زشت میشی… تنها میشی… مریض میشی…»
و تو، بدون اینکه بدونی چرا… یهدفعه ول میکنی 🤦♀️🍩
اشتها برمیگرده 🍔 ولع میاد 🤤 وسوسه زیاد میشه 😖 و یههو میبینی برگشتی سر خونه اول 🔁
💡 واقعیت اینه که خیلی از ما، نه از چاقی بلکه از لاغر شدن میترسیم! 😨
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ نشان داد که افراد ممکن است نه تنها از چاق شدن بلکه از لاغر شدن نیز ترس داشته باشند.
🧠 ترسی که خودمون هم نمیفهمیم از کجاست…
ترس از عوارض لاغری میتونه ناشی از فشارهای اجتماعی 😓، نگرانی درباره تصویر بدنی 👀 و اضطرابهای مرتبط با سلامت باشه 🏥💭
و در نهایت، این احساسها به شکل یه لیست ذهنی از عوارض لاغری ثبت میشن 📋⚠️
بله، عجیبه ولی واقعیه! 😮
یه ترس پنهان که خیلی وقتا، حتی خودمونم ازش خبر نداریم 😶🌫️
😟 ترس از اینکه با لاغری، دیگه مثل قبل دیده نشیم…
🥲 ترس از اینکه کسی تحسینمون نکنه…
💔 ترس از اینکه مهر و توجه اطرافیان کم بشه…
💪 ترس از اینکه بدنمون مثل قبل محکم نباشه…
و ذهن، همیشه سعی میکنه ما رو دور کنه از چیزی که براش “خطرناک” تعریف شده 🛑 حتی اگه اون چیز، آرزوی اصلیمون یعنی لاغری باشه! 🌈
🚪 راه عبور از این دیوار پنهان
پس اگه میخوای لاغر شی و لاغر بمونی ⚖️✨
باید اول این عوارض لاغری ذهنی، این دیوار ترس رو بشناسی و ازش عبور کنی 🚶♀️🧱
باید با ذهنت رفیق شی 🤝 و بهش نشون بدی که لاغری، خطر نیست 🟢
✨ تو میتونی لاغر باشی و همچنان:
✅ سالم 🧘♀️
✅ دوستداشتنی ❤️
✅ قوی 💪
✅ در امنیت 🛡️
باقی بمونی. و تازه اونجاست که ذهن 🧠 و بدن 🧍♀️ با هم متحد میشن، و مسیر لاغری، از یه جنگ سخت ⚔️ تبدیل میشه به یه همراهی شیرین 🍯💫

عوارض لاغری: دشمن پنهان اشتیاق
خیلیها بارها و بارها دست به کار شدن، رژیم گرفتن، پیادهروی رفتن، تو باشگاه عرق ریختن، دمنوش خوردن، حتی دستگاههای ویبرهای که قول لاغری بدون دردسر میدن رو هم امتحان کردن.
اما چی شد؟ هیچی!
اون عقربهی لعنتی ترازو تکون نخورد، یا اگه خورد، برگشت سر جاش.
نتیجه؟ یه زخم ذهنی آرومآروم شکل گرفت. یه جملهی کوتاه ولی ویرانگر:
“من نمیتونم لاغر بشم!”
و این جمله، فقط یه جمله نیست. یه دره است که توش افتادی.
درهای پر از شک، ناامیدی، و یه ترس فراگیر که هربار شکست بخوری، قویتر میشه:
🕳️ عوارض لاغری
این ترس، خیلی وقتها صدا نداره. ولی اثرش رو میذاره:
- وقتی تصمیم میگیری یه برنامهی جدید شروع کنی و ته دلت میلرزه.
- وقتی با خودت میگی “اینم مثل قبلیاس… بیفایدهست!”
- وقتی اشتیاق اول راه، یهو خاموش میشه…
💣 چون مغز تو، حالا دیگه شرطی شده به شکست. شرطی شده به اینکه «تلاش = بینتیجه».
و تو این وضعیت، هر بار که میخوای از نو شروع کنی، ذهن یه جملهی آشنا میندازه وسط:
“اگه باز هم نشد چی؟”
و همون یه جمله، کافیه تا اشتیاقت یخ بزنه.
🧊 عوارض لاغری، یواشکی میزنه زیر همهی انگیزههات.
نه فقط جلوی حرکت رو میگیره، بلکه کاری میکنه حتی وقتی داری تلاش میکنی، ته دلت امیدوار نباشی.
حالا چی کار کنیم؟
اول باید بدونی که: 📍 لاغر شدن یه مهارته. نه یه معجزه! مثل هر مهارت دیگهای.
مثل نوشتن. مثل رانندگی. مثل نواختن گیتار.اولش سخته. دستپاچه میشی. اشتباه میکنی.
ولی کمکم، با شناختن مسیر درست و تمرین ذهنی مداوم، یادش میگیری.
✅ حتی چاق شدن هم یه مهارت بود!
تو سالها با رفتارها، افکار و عادتهایی که داشتی، چاقی رو آموختی. پس چرا حالا نتونی مهارت لاغری رو یاد بگیری؟
🎯 خبر خوب اینه که:
👈 حالت طبیعی بدن تو، تناسبه! نه چاقی.
بدن تو عاشق سبکی و نرمی و راحتیه. اما وقتی ذهن، پر از عوارض لاغری و لاغر نشدن باشه، بدن هم همکاری نمیکنه.
ذهنی که از شکست میترسه، مسیر رو نصفه میره. ذهنی که با گذشتهی خودش آشتی نکرده، نمیتونه آینده رو بسازه.
🧘♀️ باید اول با این ترس روبهرو بشی. ببینیش. درکش کنی و با خودت بگی:
“حتی اگه قبلاً موفق نشدم، دلیل نمیشه که هیچوقت موفق نشم.”
و یادت باشه:
نه با زور، نه با جنگ، نه با حذف غذا. بلکه با شناختن خودت، مغزت، و با اصلاح اون نرمافزارهای قدیمیای که تو رو سالها چاق نگه داشتن.
🌱 وقتی ذهن آروم بشه، بدن همکاری میکنه. و اونوقت، اشتیاق دوباره زنده میشه…

ترس از ضعیف شدن و بیمار شدن 🩺😟
آیا لاغری واقعاً مساوی با مریضی است؟ 🤒⚖️
چند بار شنیدی که کسی گفته: “خیلی لاغر شده، نکنه مریض باشه؟” 🤔
یا حتی: “بچه لاغره، باید بیشتر غذا بخوره تا قوی بشه!” 🍽️💪
این جملهها میتونن خیلی بیضرر به نظر بیاد، اما برای ذهن ما مثل یک بمب ساعتی عمل میکنن ⏳💣
به مرور، این جملهها ذهن ما رو شرطی میکنن 🧠🔁 لاغری در ذهن ما تداعی میشه با ضعف، مریضی، کمخوری و بیحالی 😵💫🍃
حالا بیاید یکم بیشتر فکر کنیم 🤓🧩
آیا این واقعیت داره؟ آیا همه کسانی که متناسب هستن، ضعیف یا مریض هستن؟ 🧐
واقعیت اینه که نه! 🚫
فکر کن به آدم های متناسب اطرافت، اونهایی که بدنهای متناسب و قوی دارن 💥
آیا این افراد ضعیفن؟ آیا اونها مریضن؟ 🛡️
مسلماً نه! 🙅♀️
این افراد نه تنها مریض نیستن، بلکه از سلامتی فوقالعادهای برخوردارن 🌟
پس چرا در ذهن ما لاغری همیشه با ضعیف شدن و بیماری گره خورده؟ 🤨🪤
این باورهای غلط، نتیجه همون تصورات قدیمی و کلیشهای هستن که همیشه از دوران کودکی در ذهنمون رسوخ کردن 👶🧠💬
اگر از این دیدگاه به لاغری نگاه کنیم، در حقیقت عوارض لاغری به خاطر باورهای اشتباه و ترس از تغییرات ذهنی و جسمانیه 😨🌀
خب، حالا اگر نگاهی درستتر به موضوع لاغری بندازیم، میبینیم که:
✅ تناسب اندام یعنی سبکی 🕊️،
✅ انرژی بیشتر ⚡،
✅ خواب بهتر 🛌💤،
✅ قلب سالمتر ❤️🔥،
✅ و شادابی بیشتر! 🌈🌼
اگر تو هنوز هم در ذهن خودت، لاغری رو مساوی با مریضی و ضعف میبینی 🤯، وقتشه که این باور رو اصلاح کنی 🧹🧠
بدن انسان به طور طبیعی برای تناسب اندام و سلامت طراحی شده 🔄🧬
فقط کافیه دست از باورهای محدودکنندهات برداری 🚫🚧 و به بدن اجازه بدی که خودش مسیر درست رو پیدا کنه 🛤️🌱
عوارض لاغری دقیقاً چیه و چرا انقدر خطرناکه؟
عوارض لاغری همیشه داد نمیزنه که “من اینجام!”
نه، این ترس زیرکتر از اونه. خودش رو توی رفتارهای روزمرهمون قایم میکنه.
چطوری؟ اینطوری:
- نداشتن اشتیاق برای شروع مسیر کاهش وزن
- نگرانی دائمی از اینکه “اگه لاغر شم چی میشه؟”
- ترس از دیده نشدن، نادیده گرفته شدن یا حتی طرد شدن
- ترس از تغییر شخصیت، سبک زندگی یا حتی از دست دادن هویت فعلی
ذهن ما یه ویژگی عجیب داره: عاشق منطقه امنشه.
همون جایی که همهچیز آشناست، حتی اگر اون چیز آشنا “چاقی” باشه!
تا بخوای یه تغییر مثبت کنی، ذهنت فوری دکمه هشدار رو میزنه. شروع میکنه به تولید فکرهای ترسناک:
🌀 “اگه لاغر شی نکنه موهات بریزه؟”
🌀 “نکنه دیگه جذاب نباشی؟”
🌀 “الان همه بهت توجه میکنن چون تپلی! لاغر شی، نادیدهت میگیرن!”
🌀 “نکنه لاغر شی و نتونی غذاهایی که دوست داری رو بخوری؟ نکنه همیشه در حسرت باشی؟”
و درست همینجا، عوارض لاغری مثل یه ترمز پنهان، جلوی حرکتت رو میگیره.
تو شاید ندونی چرا هی عقب میافتی، چرا شروع نمیکنی یا چرا هر بار نصفه رها میکنی…
اما تهِ دل، یه صدای خفه هست که زمزمه میکنه:
“لاغر شدن خطر داره… نرو سراغش…”
این صدای ذهنیه که سالها با خاطرهها، حرفها و باورهای قدیمی پر شده؛
با شنیدههایی مثل:
🔸 “لاغرها زود مریض میشن.”
🔸 “آدمای چاق بامزهترن.”
🔸 “لاغری یعنی قحطی، یعنی محدودیت، یعنی رنج!”
نتیجه؟ تو ناخودآگاهت، لاغری تبدیل میشه به یه تهدید، نه یه هدف خوشایند.
و این دقیقاً همون چیزیه که باید روش کار کنی.
✅ چون وقتی عوارض لاغری رو بشناسی، میتونی اون رو پشت سر بذاری.
✅ وقتی بدونی عوارض لاغری فقط یک داستان ساختگی ذهنه، میتونی شروع کنی داستان خودت رو بنویسی
✅ چون لاغر شدن، اگر از مسیر ذهنی و درستش باشه، نه تنها هیچ خطری نداره، بلکه تو رو به سلامت، انرژی، آزادی و رضایت از خودت میرسونه.
لاغری نه تهدیدیه برای زن یا مرد بودنِ تو… نه خطری برای روابطت، برعکس، یه فرصته برای شکوفا شدن، برای برگشتن به خود واقعیت.اری کنار.
چطور بر عوارض لاغری غلبه کنیم؟
🧠 اول از همه باید بدونی که عوارض لاغری فقط یه احساس ساده نیست؛ یه الگوی فکری ریشهداره که سالها توی ناخودآگاه ذهنمون جا خوش کرده.
برای همین، غلبه بهش فقط با منطق و حرفهای مثبت امکانپذیر نیست؛ باید بری سراغ ریشهها، سراغ «باورها» و «الگوهای ذهنی» که بیصدا دارن مسیر زندگیتو کنترل میکنن.
✅ مراحل عبور از عوارض لاغری:
۱. باورهای پنهان رو شناسایی کن
از خودت بپرس: چه فکری در ذهنمه که لاغری رو خطرناک، ترسناک یا بیفایده نشون میده؟
آیا میترسم لاغر بشم و جذابیتم کم بشه؟
میترسم دیده نشم؟
یا نکنه ناخودآگاه فکر میکنم لاغرها مریضن؟
👁 این باورها همون عوارض لاغری هستند که تا وقتی دیده نشن، کنترلمون میکنن.
۲. تصویر ذهنیتو از لاغری تغییر بده
ذهنی که پر از تصویرهای منفی باشه، هیچوقت انگیزه شروع نمیگیره.
✅ هر روز چند دقیقه خودتو در بدنی سبک، سالم، قوی و متناسب تصور کن.
✅ لاغری یعنی رهایی از سنگینی، آزادی در لباس، انرژی بیشتر، اعتمادبهنفس واقعی.
۳. به گذشتهات بچسب، اما نه برای سرزنش؛ برای یادگیری
اگه رژیمها و ورزشها جواب ندادن، بدون اشکال از تو نبوده؛ روش اشتباه بوده.
با ذهن چاق، حتی بهترین رژیمها هم شکست میخورن.
۴. بدون که لاغری برگشت به طبیعت بدنه
بدن ما برای چاقی طراحی نشده.
🍃 وقتی ذهنتو پاکسازی کنی و رفتارهای پرخوری و استرسخوری رو کنار بذاری، بدن خودش هوای تناسب رو داره.
۵. راهی انتخاب کن که ریشهای تغییرت بده
🧠 لاغری با ذهن، بر خلاف رژیمهای خستهکننده، میره سراغ ریشههای چاقی.
نه با بدن میجنگه، نه اشتیاق رو سرکوب میکنه؛ بلکه باورها، افکار و احساسات رو بازنویسی میکنه.
🎯 حالا اگه واقعاً میخوای از عوارض لاغری و همه موانع ذهنی پنهانی رها شی، وقتشه وارد مسیر متفاوتی بشی…
🌟 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای این طراحی شده که بهت کمک کنه:
- باورهای غلط درباره عوارض لاغری رو شناسایی و پاک کنی
- ترسهای پنهان مثل عوارض لاغری یا ترس از ضعیف شدن رو حل کنی
- دوباره با بدنت آشتی کنی و به حالت طبیعی تناسب برگردی
✨ این یه دوره رژیمی نیست، یه سفر به درون ذهنته… سفری که میتونه ترس رو به اشتیاق، و بیانگیزگی رو به اعتمادبهنفس تبدیل کنه.
میخوای رها شی از ترسهای پنهان؟
🔗 پس همین حالا قدم اول رو بردار و به جمع افرادی بپیوند که دارن با ذهنشون متناسب میشن!
🎁 دورهی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای همینه.
📝 تمرین ذهنی امروز: کشف اشتیاق پنهان و ترسهای بیصدا
حالا که مقاله رو خوندی و با عوارض لاغری آشنا شدی، بیا یه لحظه عمیقتر نگاه کنیم به خودمون…
- آیا تا حالا احساس کردی که ته دلت از لاغر شدن میترسی؟
اگه آره، دقیقاً از چی؟ از تنها شدن؟ از دیده نشدن؟ از مریض به نظر رسیدن؟ - یادت میاد بچگیت چطور با «تپل بودن» تشویق میشدی؟
آیا هنوز اون خاطرهها توی ناخودآگاهت فعالن و نمیذارن با خیال راحت لاغر بشی؟ - آیا این جمله برات آشناست: «من نمیتونم لاغر بشم»؟
چند بار بعد از شکست توی رژیمهات این فکر اومده سراغت؟ - اگه ذهن تو شرطی شده به شکست، برای از بین بردن این شرطیسازی چه برنامهای داری؟
- اگه بهت بگن لاغر شدن یه مهارته، نه معجزه، نظرت چیه؟
دوست داری یاد بگیری چطور لاغر شدن رو مثل یه ساز جدید تمرین کنی؟
✍️ جواب این سؤالها رو همین پایین، توی بخش دیدگاهها بنویس.
هم خودت از درون خالی میشی، هم ممکنه حرفهات برای یه نفر دیگه الهامبخش باشه. اینجا خجالت نداره، اینجا جاییه برای رشد ذهنی. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام .
وقتی گرفتار حس رنج چاقی میشم مدت زمان زیادی در این حس می مونم ولی وقتی وارد حس خوب لاغری میشم این حس زودتر تموم میشه .
این یه باوره که من امروز پیدا کردم .
حالا به خودم ثابت می کنم این فقط یه فرموله که از درجه ی اعتبار ساقطه .
من از دیشب که حسم خوب شد تا همین نیم ساعت پیش حسم عالی بود یعنی دیشب حدودای غروب تا الان حدودا ساعت ۱۱ تقریبا ۱۸ ساعت من در حس خوب لاغری بودم .
اما الان با دیدن چند تا عکس دوباره حس چاقی اومد بهم و باز افتادم در مدار چاقی و رنجهاش .
مدار چاقی منو اذیت میکنه . حالمو میگیره . نمیزاره از زندگی لذت ببرم .
ولی مدار لاغری حال منو خوب می کنه .
من میخوام لاغر باشم .
پس باید عادت کنم که در ذهنم فرمولهای لاغری دور بزنه .
من با دیدن چندین فرد متناسب شدیدا حس چاقی کردم حس حسرت اذیتم کرد و دوباره از سرزمین لاغری خودم رو دور دیدم .
ولی من میخوام لاغر بشم . دوست دارم به طبیعت خودم برگردم .
چرا دیدن چند تا عکس دختر باعث میشه من از مسیر لاغری خارج بشم . چون اونا رو بیشتر از خودم باور دارم .
چون عزت نفسم پایینه . پس اینا هم فرمولهای دیگه هستن .
من باید عزت نفسمو بالا ببرم .
لاغری موهبتیه که به همه داده شده که منم مثل بقیه میتونم از وجودش بهره مند بشم .
لاغری موهبتیه که همه ی ما انسانها قادر به دریافت و استفاده از این موهبت هستیم .
وای خدا انگار کم کم داره حالم خوب میشه .
لاغری یه موهبته از طرف خدا که همواره جاریه و تموم نمیشه و اینجوری نیست که وقتی عده ی زیادی اون رو دارن پس من ازش بی نصیب باشم . منم حق لاغر شدن دارم .
منم حق دارم از زندگیم لذت ببرم .
منم حق دارم مثل این ۱۸ ساعت شیرینی حس لاغری رو همیشه همراه خودم داشته باشم .
آخه من دارم دنیای لاغریم رو خودم با دستان خودم میسازم . لاغری من دنیاییه که توش شادی و نشاطه .
من احساس میکنم لاغری ما با لاغری مانکنها و بازیگران خارجی خیلی فرق داره . دیدن لاعری اونها حس خوبی به من نمیده .
دیدن لاعری اونها باعث میشه دهن من دچار سختی و ترس از لاغری بشه و دوباره بره سمت چاقی . چون اونا خیلی سختی میکشن برای اینکه اندام خودشون رو متناسب حفظ کنند ولی من قراره لاغری رو بسازم که طبیعیه . که آسونه . که لذتبخشه که رها گونه است . من قراره دنیایی از لاغری بسازم که سلامتیش روزافزونه . پوستم سفید و درخشان میشه . قشنگ و زیبا جمع میشه .
توی دنیای چاقی فقط یه چیزی منو آروم می کنه اونم غذا . ولی ارامشی که حالم رو بدتر می کنه . بهم عذاب وجدان میده .
ولی در دنیای لاغری خیلی چیزا منو اروم می کنند . اول حال خوبم . خدای وجودم . من در دنیای لاغری به خدا پناه میبرم ولی در دنیای چاقی به غذا پناه میبرم .
برای همین حال خوب دنیای چاقی دوامی نداره اما حال خوب دنیای لاغری دوام داره . پایدارتره . چون من به خدا پناه میبرم و از او یاری می جویم .
ایاک نعبد و ایاک نستعین . اهدنا الصراط المستقیم .
صراط اللذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولضالین
انسانهای لاغری که از راهی به جز تناسب فکری لاغر شدند همون ضالین هستند . انسانهای گمراهی که سلامتیشون رو به خطر میندازند . پوستشون میریزه . خودشون رو آزار میدن هر روز عملهای زیبایی باید انجام بدن تا شاید بتونند خودشون رو به روز و زیبا نگهدارند .
این افراد به خودشون غضب کردند و از راه نعمت دور شدند . برای همین حس ادم با نگاه کردن بهشون بد میشه . اونها نقاب لاغری به چهره زدن ولی ذهنشون چاقه و از اونجایی که انسانها با دل با هم در ارتباطتند میتونند انسانهای پشت نقاب رو با دلشون حس کنند .
اونها حس لاغری به آدم نمیدن . برای همین من حالم بد شد از نگاه کردن به اونهایی که به نظر من ذهن چاقی دارند .
ولی لاغری در اینجا حس خوبی به آدم میده . پشت نقابش همون روی نقاب هست . اصلا نقابی نیست . ظاهر و باطن یکیه . برای همین وقتی اینجا می نویسم ارام هستم . شاد هستم . امیدوار هستم . بین خودم و لاغری فاصله ای نمیبینم .
من تناسبی رو میخوام که نعمت الهیه . که راه راسته و از خدا خواستم منو به این راه هدایت کنه .
راه کسانی که بهشون نعمت داده نه کسانی که به خودشون غضب کردن و گمراه شدند .
خدایا شکرت که منو به راه راست هدایت کردی .
خدایا شکرت که منو با لاغری طبیعی آشنا کردی . لاغری که به من داده میشود . لاغری لذتبخش . لاغری امیدوار کننده . لاغری سالم کننده . لاغری زیبا کننده . لاغری نشاط و شادی دهنده
من همیشه دنبال چنین لاغری بودم و دوست دارم به این سرزمین عادت کنم .
من این سرزمین رو دوست دارم .
البته اونها از نگاه خودشون بد نیستن ولی حسی که به من دادن لذتبخش نبود .
من لاغری رو خواهم ساخت که در اون حس توانایی و شادی و نشاط و امید باشه . امید به شخصیت خودم . امید به عزت نفس خودم . نه نمایش برای مردم .
من به خاطر خودم میخوام لاغر بشم . انگیزه ی من از لاغری خودم هستم نه به به و چه چه مردم . نه اینکه هر کی منو ببینه حسرت بخوره که چرا نمیتونه لاغر بشه بر عکس اگه کسی منو ببینه امیدوار بشه که منم روزی مثل اون بودم و حالا که لاغر شدم بازم فرقی با اون ندارم و فقط دنیام متفاوت شده و اگر اونم دنیای ذهنشو تغییر بده به راحتی میتونه به من برسه .
دنیای لاغری ما در دیگران حسرت ایجاد نمی کنه بلکه امید ایجاد می کنه . چون هرکسی واردش بشه لاغری رو به خودش نزدیک میبینه .
خدای لاغری من بخیل نیست حسود نیست به سختی بهم لاغری نمیده بلکه خدای من از من بیشتر مشتاق لاغر شدن منه
وای خدایا من از شر تمام حسهای بوم به تو پناه میبرم ای مهربان ترین مهربانان . چرا به غذا پناه ببرم که درد منو بیشتر کنه به تو پناه میبرم و از تو میخواهم مرا یاری کنی تا به آرزوهای قلبی خودم برسم .که میدانم یاری ام می کنی که تو مرا هدایت کرده ای که اکنون اینجایم .
مهربان معبودم به تو پناه میبرم از راههایی که حال مرا بد می کند و به من نهیب میزند نه این راه تو نیست که همان حال بدم هم نشان از کلام توست تو داری به من راه را نشان میدهی که راه تو راهیست که در آن احساست خوب میشود .
خدایا به تو پناه میبرم از وسواس درونی ام که مرا از دنیای لاغری ام دور می کند . تو مرا برهان ای خدای خوبم که میدانم میرهانی . چون من به سمت تو بازگشت کرده ام .
دوستت دارم خدای من .
مهربانم تو را سپاس می گویم که قدرت نوشتن به من عطا کردی که بتوانم آرزوهایم را در دسترس ببینم و لمس کنم .
تو را سپاس می گویم که میتوانم با نوشتنم با تو حرف بزنم وبه سمت تو بازگشت کنم . تو خود نعمتی برای من .
همه ی نعمتها از تو بر من جاری میشود . پس من رویم را به درگاه تو میکنم تا از نعمات تو بهره مند شوم . چرا که من لایق نعمتهای تو هستم .
همانگونه که تا الان بهره مند شده ام .
من کسی نبودم تو مرا خلقم کردی . تو به من نفس دادی . تو به من زندگی دادی . تو به من پدر دادی . مادر دادی . تو به من خانه دادی . جای گرم دادی . آب دادی نان دادی . خون دادی . رگ و پوست و گوشت و استخوان دادی . تو به من چشم دادی . گوش دادی سلامتی دادی .
من همه ی وجودم از توست مهربان خدایم . تو کانون نعمتی . تو کانون محبتی . من از تو تناسب آسان خواسته ام و تو مرا به اینجا هدایت کردی . پس کمکم کن که بتوانم این دنیای زیبا را زندگی کنم . من دنیای زیبای تناسب را زندگی میکنم . دوست دارم آن را زندگی کنم . دوست دارم مدام در این سرزمین باشم و گوش و چشم و دهان و زبان و بینی و حس لامسه ام از تناسب جاوید پر شود .
خدایا سپاسگزارم که به من تناسب آسان و لذتبخش بخشیدی .
خدایا سپاسگزارم .