همانگونه که برای تعیین وضعیت شرکتهای تجاری نیاز به حسابرسی میباشد برای تعیین وضعیت خودمان در جریان زندگی نیز باید حسابرسی انجام دهیم.
به حسابتان رسیدگی کنید روشی تاثیرگذار برای تعیین وضعیت خود در مسیر زندگی است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بادرود فراوان خدمت هم مسیران خوبم چقدر به این مطالب نیاز داشتم ممنونم استاد بعداز گوش دادن به فایل دیدگاهم رو ثبت میکنم
با سلام به نام الله یکتا
آرامش بهترین و بیشترین فایده ای است که از تغییر به دست می آید
باید به خداوند سپردو با احساس خوب پیش رفت
دقیقا هر وقت که به مثبت ها در هر زمینه ای فکر می کنم، مثبت پیش می آید و هروقت به منفی ها فکر می کنم، منفی. از آخرین باری که شکرگزاری ندشته ام یک ماه میگذرد و متوجه شدم، شدیدا با نوشتن و شکرگزاری نیازمندم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
استاد اییینقد دامنه تغییرات زندگی من از زمانی که با شما آشنا شدم گسترده هست که نمیدونم از کجا شروع کنم.
من تا قبل از آشنایی با شما علی رغم اینکه با مباحث قانون جذب آشنایی داشتم اما همیشه حس میکردم که اونچیزی که من بهش نیاز دارم که ازش آگاه بشم ندارمش حس میکردن چیزی من میخوام و دنبالشم هنوز نیست. تا اینکه به دلیل تضادی که در مورد اضافه وزنم بهش برخوردم و به طرز معحزه آسایی با سایت شما استاد عزیزم آشنا شدم همون شب اول نور امید در قلبم زنده شد.حس ناکامی که سالهاااا در وجودم رخنه کرده بود حس کردم داره از وجودم پاک میشه حس کردم تمااااام خواسته ای که از خدا داشتم که میخوام به اون آرامش دلخواهم(چون همیشه نوع آرامشی رو که میخواستم رو برای خدا توصیف میکردم) و آشتی با خودم و آگاهی و رشد شخصب برسم رو همه باهم در سایت شما پیدا کردم انگار یه هدیه خیلیییی بزرگ و ارزشمند بدست آورده بودم.تغییرات از همون شب اولی که وارد سایت شدم برای من شروع شدن.احساسم عااالی شد.منی که عاشق صبح زود بودم و مدتها بود که نمیتونستم صبح زود بیدار شم تا الان که دارم کامنت مینویسم سحرخیز شدم.صبح با حال خوب از خواب بیدار میشم.قبلنا به محض بیدار شدن هجوم افکار منفی بهم حمله میکردن و زیر بار فشار افکار منفی بریده بودم زندگی رو فقط تحمل میکردم اما شکر خدا از وقتی با شما آشنا شدم صبح ها با حال خوب با فکر مثبت بیدار میشم.خواب شب راحتی دارم با آرامش میخوابم و با آرامش بیدار میشم.مدتهاست که دیگه خواب های عحیب غریب نمیبینم.پر انرژی هستم. از لحاظ سلامتی خدارو شکر در سطح عالی قرار گرفتم انرژی جسمانی و روحی بالایی دارم. باور کنید قبلما برای اینکه بین ابروهام گره نیوفته مرتب بوتاکس میزدم اما الان یادم رفته بوتاکس زدن رو و حتی حس میکنم ابروم و پلکم لیفت شده بقیه باورشون نمیشه بوتاکس نکردم😊
حال دلم عالیه.استاد عاشق اوقات تنهاییم هستم از تنهایی خودم لذت میبرم از قدم زدن با خودم و خلوت خودم با خدا لذت میبرم.باور کنید انگار تازه دارم متوجه رنگ آسمون و ابرها و صدای پرنده ها میشم. خیلی وقتا عصرا ک تنهایی میرم بیرون میشینم رو صندلی و فقط به عبورو مرور مردم و صدای ماشینا با لذت گوش میدم و زندگی رو با سرعت کند نگاه میکنم من قبلا اصلا همچین تجربه ای رو نداشتم و از تنهایی خودم وحشت میکردم.
اون آرامش که سالهاااااا دنبالش بودمو دارم هر روز بیشتر از دیروز پیداش میکنم تو خودم. حس عزت نفس و احساس لیاقت و ارزشمندیم در روند کاملا تکاملی داره بهبود عالی پیدا میکنه خودمو دوست دارم با خودم مهربون تر شدم. از چهره خودم لذت میبرم. دارم زیبایی های خودمو میبینم.
چیزی که قبلا حتی با دوره عزت نفس هم نتونسته بودم بدستش بیارم اما خدارو هزاران بار شکر که دارم با دوره های شما احیاش میکنم. با خودم آشتی کردم. خیلییی وقتا پیش اومده که تنهایی برای خلوت کردن با خودم میرم کافه فقط به صداهای اطرافم با لذت گوش میدم و از شدت ذوقِ لذت بردن از تنهاییم چشام اشکی شدن و بغض کردم اما برای اینکه مردم اشکمو نبینن جلوی گریه ناشی از ذوقمو گرفتم.
استاد من پارسال همین موقع بشدت ذهنم آشوب بود پر از ترس از چاقی و حس عدم دوست داشتن خودم، و تقلاهای سخت برای لاغری و حفظ لاغری بودم اصلا حال خوبی نداشتم پر از ترس و تشویش. ناآروم.خیلیی به فکر خوردن و غذا ها بودم تمرکزم افتضاح بود.کم کم پرخوری داشت در من خودشو نشون میداد و من بیشتر دچار ترس شده بودم.
اما الان خدارو هزاران بار شکر میکنم که تقلا برای لاغر شدن ندارم.تغییر سایز عالی داشتم و لاغریم حفظ شده آرومم
حرص و ولعم از بین رفته دیگه غذاها توجه منو به خودشون جلب نمیکنن. سیری واقعی و گرسنگی واقعی رو میتونم تشخیص بدم. خیلییی از لحاظ خوردن و تشخیص سیری و ترس از خوردن بهبود پیدا کردم.
پارسال این موقع بشدت نگران عید بودم بشدت از ماه رمضون میترسیدم که با اینهمه خوردنی چطووور خودمو کنترل کنم.ترس شدید داشتم. اما خدارو هزااااران بار شکر که الان هیییچکدوم از ایننگرانی هارو ندارم. همیشه آخرای سال دچار حس بد میشدم که چرا هر سال ناراضی تر از سال قبلم هستم و حس میکردم اوضاعم بدتر شده و هیچ دستاوردی نداشتم اما خدارو میلیاردهااا بار شکر میکنم که امسال اصلا و ابدا همچین حسی رو ندارم بلکه راضی ام که چقدر روزهام عالی و مفید گذشتن چقدر متعهدانه برای بهبود خودم برای دادن آگاهی صحیح به ذهنم عالی تلاش کردم و تلاش خواهم کرد.
استاد چقدر ذهنم منظم شده.واکنشم به شرایط بیرونی خیلییی اصلاح شده.آرام تر و صبور تر و مهربان تر شدم.
خیلی نگرشم نسبت به انسان ها و آدم های اطرافم بهبود پیدا کرده و نسبت به بعضی از مسائل به حالت بیفکری رسیدم خیلییی از مسائلی که قبلا نسبت به اونا نگرش های منفی داشتم اصلا الان در ذهنممرور نمیشه.
پارسال یادمه این موقع از پیاده روی های طاقت فرسای خودم برای لاغری به ستوه اومده بودم و حتی دچار زانو درد و کمر درد شده بودم یه جورایی مستاصل شده بودم و راه دیگه ای بلد نبودم اما خدارو هزاران بار شکر که امسال استاد این روزا من هر وقت که دلم بخواد با حال خوب میرم قدم میزنم فقط برای لذت بردن و خلوت کردن آروم آروم راه میرم و زندگی رو تماشا میکنم مردم رو نگاه میکنم و ناخودآگاه بهشون لبخند میزنم بیشتر روز ناخودآگاه لبخند روی لبمه.
استاد باورتون میشه این روزا وقتی میرم بیرون متوجه شدم مردم تو کوچه و خیابون مردم غریبه که از پیشم رد میشن به من با محبت سلام میکنن محترمانه به من سلام میکنن و لبخند میزنن. خیلییی مردم با من مهربانانه و با محبت برخورد میکنن.
استاد خیلیی معاشرت خوبی با مردم دارم چیزی که قبلا اصلا نداشتم.با انسان های شریف و مهربون برخورد میکنم و خیلی دوستانه باهم سلام و احوالپرسی میکنیم. ناخودآگاه رفتارهای مهربانانه انجام میدم استاد باور کنید ناخودآگاه اتفاق میوفته مثلا نون بربری میگیرم و به بعضی از افرادی که در حد سلام کردن آشنا شدم وباهاشون برخورد میکنم نون گرم و تازه میدم.چندتا میخرم تا برسم خونه گاها یکی یا دوتا میمونه..
و خیلی رفتارهای زیبای دیگه که مردم هم متقابلا همین برخورد رو با من دارن.
اصلا استاد دارم لذت هایی رو تو زندگیم تجربه میکنم که ساده ان ولی بشدت با ارزش هستن و دلچسب…
اصلا استاد من قبلا کسی بودم که فقط زندگی رو تحمل میکردم.بارها و بارهاااا میرفتم مشاوره کلی هزینه کلی زمان صرف میکردم که کمکم کنن حالم بهتر بشه ولی باور کنید به لطف آموزش های شما متوجه شدم خیلییی دارم مهارت پیدا میکنم که روانشناس و روانکاو خودم باشم اصلا عااالی به کمک خدا مسائلم رو حل و فصل میکنم. دیگه در مورد مسائلم با هیچکس جز خدا و خودم صحبت نمیکنم.
قبلا بخش اعظم درآمدم صرف دکتر رفتنا و مشاوره رفتنا میشد اما خدارو شکر الان بیشتر پولم صرف تفریحاتم شده. صرف لذت بردنم و این شگفت انگیزه استاد 💕
خیلییی نسبت به قبل بهتر میتونم استرسم رو کنترل کنم.و مدت زمان بودن در احساس بد و افکار منفی کوتاه شده و هر بار با کمک گرفتن از خدا حل شده.
استاد من دارم روز به روز با خودم آشناتر میشم باور کنید تازگیا دارم سبک شخصی خودم رو کشف میکنم. استاد تونستم به حرف دلم گوش کنم و موهامو اونجوری که دوست دارم با کنار گذاشتن ترسم کوتاه کنم💕
استاد برای برقراری رابطه عاطفی اشتیاق و اعتماد به نفس پیدا کردم و میتونم از برقراری رابطه عاطفی استقبال کنم در حال که قبلا اصلاااا اعتماد به نفسشو نداشتم و همه اش انکار میکردم و میگفتم نه دوست ندارم در حالی که میترسیدم و اعتماد به نفس نداشتم. الان احساس ارزشمندیم خیلی بهبود پیدا کرد.
استاد به آینده ام امیدوارم حس ذوق و شوق دارم انتظار اومدن روزهای خیلی بهترو دارم انتظار وقوع معجزات خدارو برای خودم دارم.انتظار همزمانی های لذت بخش رو دارم و این یعنی خوشبختی.
استاد من حس خوشبختی میکنم چون استادی رو خدا بهم داده که بهش اعتماد کامل دارم و میتونم با حس خوب از استادم آگاهی رو دریافت کنم نسبت به شما پذیرش دارم چون شمارو خدا بهم داد. شما بیشترین صدایی هستید که در طول روز میشنوم شما پررنگ ترین تصویر زندگیم هستید و با ارزش ترین الگوی من هستید.
از خداوند سپاسگذارم که منو به سایت شما هدایت کرد من پارسال سایت شمارو نداشتم اما الان دارم و این برای من یعنی خوشبختی.
خدارو هزاران بار شکر میکنم که معنی ادامه دادن و استمرار در مسیر دریافت آگاهی صحیح رو درک کردم و تا الان به یاری الله تونستم عالی ادامه بدم و میخوام همین استمرارو همیشه داشته باشم.
راستی قبلا بشدت از ازدواج و بچه دار شدن میترسیدم اما به لطف آموزش های شما مشتاقم که تجربه اش کنم.
استاد سایه تون مستدام باشه خیلییی دوستتون دارم.🙏🏻🌹💕
سلام و درود
از خوندن نوشته شما و زندگی زیبایی که به لطف خداوند برای خودت خلق کردی لذت بردم.
نوشته شما اولین دیدگاهی بود که ساعت ۵:۳۰ صبح از با خوندنش احساسم عالی شد و نوید یک روز خوب دیگر رو به خودم دادم.
به شما دوست عزیز تبریک می گم و خوشحالم همراه من در مسیر خلق زندگی هستید 😊
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و مهربونم
من از شما ممنونم که همیشه با مسئولیت پذیری مثال زدنی و شورو شوق به ما آموزش میدید 🙏🏻
سایه تون مستدام باشه استاد عزیزم🙏🏻🌹
نشان های دریافت شده
سلام بر حضور همه شرکت کنندگان عزیز واستاد بزرگوار
واقعا درسته ومن قبول دارم که احساس من چقدر در زندگی شخصی ام تاثیر گذار بوده است و از وقتی با روش تناسب فکری آشنا شدم تقریبا اواخر سال ۱۴۰۰ بود ومن ابتدا با فایل های رایگان شروع کردم وبسیار تغییرات خوبی در ذهن من وسپس در جسم خودم مشاهده کردم
واین روند تغییر همچنان در نگرش من به زندگی وروابط من با خانواده ودر اجتماع تاثیر گذاشت کلا زندگی من ونحوه نگرش من به دنیا واتفاقات وهمه جزعیات زندگی ام تاثیر گذاشت ومن واقعا ممنون هستم از این همه تغییر مثبت
نشان های دریافت شده
سلام استاد
فوق العاده این مطالبدچقدرعالی تحلیل بینظیر که واقعا درهیچ کتاب و مکان آموزشی بازگو نمیشود وشما باتجارب شخصی ومطالعات ودریافتهایتان به این مطالب پرحجم و تاثیر گذار در مسیر زندگی رسیده ایید فقط میتوانم بگویم حیرت زده شدم ازاین مطالب دستمریزاد
اینجا بهترین وامن ترین مکان مجازیست همه باهم درمسیرتغییر واحساس خوب
من که به شخصه لحظه شماری میکنم برای رسیدن گام جدید از دوره زندگی به کمک خدا ومرتب به سایت سر میزنم برای دزیافت گام جدید
چون احساس وارتعاشم با این دوره به بالاترین سطح خودمیرسد ازشما وخدای بزرگ که مراهدایت کرد به اینجا سپاس گزارم
من چند سال به دنبال آرامش می گشتم،اما هیچ اثری از آرامش در زندگیم نبود .
همش منتظر یه اتفاق بودم که باعث بشه ازون به بعد من به آرامش برسم،وقتس یه تغییری ناخواسته در زندگیم پیش می آمد ،ازش استقبال می کردم .می گفتم خودشه ،همونیه که قراره من باهاش به آرامش برسم.
اما موقتی بود و گذرا اوایل خیلی خوب پیش می بردم همه چیو اما بعد چند وقت خسته میشد و از حال دائمی خودم چند پله به پایین سقوط می کردم.
کاش میشد واضح و بی پرده راجع بهشون بگم تا بفهمید چه تغییراتی بوده ،چه سازگاری موقتی از طرف من بوده و چه سقوط های!
حیف که نمیشه و نمیخوام با یادآوری شون دوباره چند روز حال خودم رو بد کنم .
آخرین باری که با تمام وجود دعا کردم رو یادمه،
بخدا گفتم نه پول می خوام نه منصب فقط از دریای آرامشت یه قطره به من بدی حال من دگرگون میشه!
الان خیلی خدا رو شاکرم که همون یه قطره آرامش رو به من داده و واقعا حال من با همون یه قطره دگرگون شده!
آرامش،آرامش،آرامش!
چقدر مهمه این آرامش!
چقدر نبودش دردسرسازه این آرامش!
خدایا شکرت بابت تغییراتی که از نظر روحی در این چند سال اخیر در من شکل گرفته.🌹🌹🌹🌹🌹
اولی که اومدم تو سایت تناسب فکری از دوره رایگان ۱۲گام استفاده کردم اما چون آرامش برام مهمتر بود از قسمت لاغری رفتم قسمت تغییر زندگی تا اول زندگیم رو بهتر کنم و زندگی با طعم خدا رو انجام دادم ،البتخ باز هم روی کاغذ مینوشتم و در سایت پیامی نذاشتم،یک دلیل این که روی کاغذ مینوشتم این بود که اعتماد بنفس نداشتم و خجالت می کشیدم ،حتی نمیدونستم چی بنویسم و از کجا شروع کنم،غبطه میخوردم به اونایی که حرف دلشون رو،تصمیمشون رو و کلا دلنوشته هاشون رو آنقدر قشنگ و راحت اینجا بیان می کنن،اما من همش از قضاوت شدن می ترسیدم،ازینکه با دلنوشته هام مورد تمسخر قرار بگیرم .اما همین که الان آنقدر راحت مینویسم بدون ترس و خجالت خودش یه تغییر بزرگه!
خودشناسیم نسبت به اسفند پارسال بیشتر شده،خیلی از جنبه های رفتاریم با خوندن فایل ها برام باز و شفاف شده.
در مورد نحوه رفتارم با غذا هم کلی اطلاعات بدست آوردم که مطمئنم صد در صد به دردم میخوره.
من در حال تغییر هستم و با آغوش باز این تغییرات رو میپذیرم ،چون تمام این تغییرات خودخواسته هستند و در همون مسیری که باید باشند قرار دارند.
ممنون از شما آقای عطار روشن گرامی،که باعثش شدین.
و ممنون از خدای مهربونم که همیشه هوای من رو داره.
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من این جمله رو خیلی شنیدم اون قبلنا قبل از اینکه با این آگاهیها آشنا بشم خیلی برام جمله ترسناکی بود به حسابتان رسیدگی کنید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی کنن
جمله اش این بود من خودم میدونستم دیگه به خودم که نمیتونم دروغ بگم خودم میدونم جداره هستم دیگه با اینکه از خودم بینهایت مطمئن بودم ولی بازم میترسیدم هر شب با خودم فکر میکردم که امروز چکار کردم چقدر کار بد انجام دادم و چند وقت یادم میرفت
و امروز معنی واقعی این جمله رو درک کردم با خودم گفتم چقدر من با این جمله احساس ترس بیهوده داشتم یه چیزی میگم یه چیزی میشنویدها
من کلا انسانی نبودم که خیلی گله و شکایت کنم فقط زمانیهایی که بقول معروف جونم به لبم میرسید دیگه خیلی غر میزدم و کلی گله و شکایت میکردم انگار همه اون گله و شکایتها رو جمع میکردم اون روز میگفتم خودم بقول معروف خالی میکردم
بعدها که در مسیر الهی سایت قرار گرفتم کم کم یاد گرفتم که گله و شکایت نباید کنم غر نباید بزنم ایراد نگیرم سعی خیلی زیادی میکردم که انجام ندم خداروشکر در برخی موارد موفق هم بودم ولی گاهی میشه که گله و شکایت هم کنم و الان که متوجه شدم زمانیکه دارم گله و شکایت میکنیم به هر دلیل بابت هر موضوعی در واقع دارم در حال حسابرسی خودم هستم دارم گزارش وضعیت خودم به خداوند میدم که تصمیم گرفتم که سعی کنم دیگه گله و شکایت نکنم و گزارش بد به خدا ارسال نکنم به چیزهای خوب توجه کنم سپاسگزار خداوند باشم تا اینجوری گزارش خوب به خدا ارسال کنم
استاد من خیلی وقت بود که خداروشکر اینجوری بهم نریخته بودم چند روز پیش خواهرم زنگ زد گفت من خونه مامان اینها هستم بیا ببینمت گفتم که من و خواهر بزرگتر از خودم با هم قهر بودیم مثلا خواسته ما رو با هم آشتی بده
منکه رسیدم کلی با من صحبت کردن و….که برو تو کوچکتری و….باهاش آشتی کن اما نکرده بودن با اون هم صحبت کنم من تلاشم کردم اون قهر کرد رفت خونشون من هیچی نگفتم بعد از ظهر اومدم خونه
کلی به حساب خودم رسیدگی کردم چرا خواهرم این کارو کرد چرا پدرم اینجوری کرد فقط میخواستن منو خارو ذلیل کنن فقط میخواستن منو تحقیر کوچیک کنن چرا با خواهرم صحبت نکردن حتما منظورشون همین بوده و…
بعدش گفتم منکه حرف بدی نزدم تقصیر هم با اونهاست تازه دست پیش گرفتن که عقب نمونن خلاصه کلی به حساب خودم رسیدگی کردم کلی هم گزارش وضعیت موجود به خدا ارسال کردم خلاصه تا شب هی یادم میومد تازه کلی فایل گوش دادم تمرین نوشتم که هواسم پرت بشه ولی گاهی یادم میافتاد میگفتم ولش کن دیگه اینم از تحویل گزارش دادن من به خداوند
من قبلنا خیلی حسابرسی میکردم الان خیلی کمتر شده دیگه سعی میکنم خودم بابت هر موضوعی ناراحت نکنم
موضوع حسادت حسرت خوردن یکمی درک کردم و سعی میکنم به گذشته فکر نکنم حسرت نخورم و نگران آینده هم خیلی نیستم یکم تونستم این موصوع رو هم درک کنم و اینم یاد گرفتم که خودم با دیگران مقایسه نکنم خودم با خود قبلم مقایسه کنم خلاصه اینها همه تغییراتی که من برای ادامه دادن مسیر الهی و تجربه صحیح کسب کردن
وگرنه من چند سال قبل بود زمان بچگی مادرم وقتی من عصبانی میشدم از جلوی دستم برمیداشتم چون میدانست چند دقیقه بعد باید شیشه خورده جمع کنه
یا چند سال قبلم حالا چیزی نمی شکستم ولی حتما صدایم را همسایه متوجه میشدن ولی الان خداروشکر خیلی وقت بود عصبانی نشدم این بار خیلی متفاوت از قبل عمل کردم عصبانی شدم فقط گفتگو ذهنی داشتم حتی با کسی یک کلمه حرف نزدم سعی کردم زودتر خودم جمع و جور کنم آنقدر فکر نکنم
استاد شاید این مطلبی که میخوام بکم ربطی به موضوع امروز نداشته باشه ولی داشتم درسهای قبل میخوندم به این جمله رسیدم که خد او ند همیشه در داره کار خوب انجام میده یه جای دیگه خوندم که مراقب ورودیهامون باشیم گفتم اگر این دو چیز رعایت کنم دنیام گلستان میشه و خیلی از این دو جمله لذت بردم مخصوصا جمله اول گفتم خداوندم همیشه داره کارهای خوب انجام میده پس منم میخوام مثل خداوندم همیشه کار خوب انجام بدم و خدا وند مشخص نکرده کار خوب چی پس هر چیزی که حال منو خوب کنه منو شاد کنه آرامش به من بده احساسم خوب کنه میشه کار خوب و سعی میکنم از الان به بعد کارهای خوب بیشتری انجام بدم و هواسم به ورودیهام باشه تا خداوند برنامه ادامه زندگیم به شکلی تنظیم کنه که همزمانیها و اتفاقات خوش احساسی در زندگیم رخ بده
خیلی خوبه که ما هم یاد بگیریم موضوع حسابرسی خودمون که با توجه کردن به حسابرسی خودمون و چطور داریم گزارش وضعیت فعلی خودمونو به خداوند میدیم در واقع داریم آینده خودمونو میسازیم پس مراقب گزارش دادنمون باشیم
در مورد چاقی همه ما این دوران تجربه کردیم گزارشهای بسیاری به خدا ند ارسال کردیم و چاق و چاقتر شدیم
استاد الانم مغازهای اینجا یا بازار بزرگتهران یا مغازهای تهران اینا کلا یه جور حسابرسی دارن که میگن انبار گردانی یعنی میرن انبارهاشونو تمیز میکنن چیزهایی که تک شده یا زیاد مونده اینا رو جمع میکنن میارن جلوی مغزشون off میزنن بفروش میرسونن من فکر میکنم اینجوری یه جور حسابرسی
من نسبت به سلامتیم خودم با خود پارسالم مقایسه کردم من دقیقا سال قبل در چنین ماهی دقیقا داشتم در جهنم به معنی واقعی از لحاظ سلامتی زندگی میکردم و امسال سال ۱۴۰۲ در اسفند ماه دقیقا برعکس سال قبلم بودم الان در بهشت به معنی واقعی سلامتی و شفا دارم زندگی میکنم خدایا شکرت
در مورد کسب کار هیچ پیشرفتی نداشتم تازه اقدام کردم
در مورد رفتار سال قبل با الان که خیلی تفاوت داشتم خوب کلا حرف زشت نمیزنم و واکنشهای خیلی بهتر شده زود واکنش نشون نمیدم در خیلی از موارد اما در بعضی مواقع زود واکنش میدم شاید از ده مورد دو مورد زود واکنش میدم طرز صحبت کردنم بشدت تغییر کرده رابطم با خانواده بهتر شده با خانواده اطرافیان هم همین طور
نقطه ضعف من بود که چرا همسرم به دخترم پول میده به من نمیده من خیلی اذیت میشدم ولی الان مدتی که دیگه خیلی برام مهم نیست من درک کردم که من مسئول زندگی خودم هستم و این موًضوع باعث شده انتظارم از دیگران کمتر بشه
من قبلنا خیلی زود عصبانی میشدم اما الان خیلی کمتر عصبانی میشم
من قبلنا نمیتونستم از خودم دفاع کنم میومدم خونه کلی با خودم حرف میزدم کاش اینو میگفتم عه چرا اینو گفت من هیچی نگفتم اما الان خیلی آرام خونسرد بدون اینکه صدام بلرزه یا تند حرف بزنم حرف خودم به دیگران میگم و بازم جا داره که بیشتر روی خودم کار کنم چون نسبت به همه اینجوری نیستم هنوز نمیتونم به بعصی ها حرف دلم بزنم
من وقتی عضو سایت شدم پکیج بیماری بودم اما الان خداروشکر خیلی بهتر شدم در اون بیماریها شفا گرفتم و الان دارم روی بیماری گوشم کار میکنم دکتر میگه منییر داری خداروشکر تیروئیدم خوب شده غده هام از بین رفتن سرگیجه بهتر شده و بیماری پوستیم شفا گرفتم خدایا شکرت
من اون روزا خیلی پرخوری ذهنی داشتم اما الان خداروشکر خیلی آرامتر شدم در اون زمینه ها دیگه پرخوری دهنی ندارم
من ا ون روزا پرخوری غذایی هم داشتم اما الان به اندازه نیازم میخورم
من اون روزا خیلی تنقلات میخوردم موقعی که حتی سیر بودم اما الان خیلی خیلی کمتر میخورم و یه وقتهایی گرسنه باشم میخورم
اون روزا خیلی روابط پر تنشی داشتم اما الانم خیلی بهتر شده تموم نشده ولی بهتر شده
اون روزا سر هر چیزی اعصابم خورد میکردم اما الان خیلی به مسائل توجه نمیکنم نمیذارم اعصابم خورد بشه
اون روزا خیلی از حرف دیگران ناراحت میشدم اما الان خیلی برام مهم نیست چون نمیخوام به غیر خدا قدرت بدم
میدونید استاد طبیعی همه ما اینطوری هستیم هر بخشی از زندگیمون که سختی بیشتری بابتش کشیدیم برامون مهمتر دوست داریم در اون جنبه از زندگیمون زودتر رشد کنیم برای همین که برامون مهم که اول در جنبه مالی رشد و پیشرفت داشته باشیم
اصلا اینو که نگو من قبل از اینکه با این آگاهیها دریافت کنم ماه اسفند که میشد کلی ذهنم مشغول بود یه سری افکار داشتم برای خونه تکونی انجام دادن مراسمات نوروز که این در عین حالیکه خوب بود بد هم بود که بدو بدو زیاد داشتم
از طرفی هم کلی افکار داشتم که ای بابا دوباره عید میاد من چاقتر میشم خوب اون روزا هم چند مدل تخمه تهیه میکردم هم آجیل هم یه سری نقل اینا چند مدل شیرینی یه سری گندم شادونه میخریدم فلانی دوست داره چند مدل شکلات کی آک دوست داره بعد کلی افکار داشتم که همش میمونه خودمون میخوریم من چاق میشم اما الان آنقدر هزینه نمیشه کنم کلی از این موار حذف شدن و قبلا با اینکه کلی حدف شده بودن ولی کلی نگرانی داشتم چقدر چاق میشم
من چون همیشه رژیم میگرفتم چالش رژیم اینا نداشتم ولی بشدت نگران ایام عید بودم اون روزا دید و بازدیدها بیشتر بود ما هم رسم داشتیم خونه کسانی که عزا دار بودن هم میرفتم خیلی نگرانتر میشدم حالا یه شکات خونه آین یه شیرینی کوچیک خونه اون میدونی چقدر کالری دریافت میکنم تازه ناهار و شامم بود و آخرش چاقی بیشتر بود
استاد انگار این نگرش به یه قانون تبدیل شده من بعصی از وقتها در فروشگاهی بودم یه خانواده دیگه هم میومد که بچه شون چاق بود اونها هم همین کارو میکردن بارها دیدم بچه ها در سنهای مختلفی دیرم که پدرو مادر نمیرسیدند چه لباسی دوست دارید همیشه میدیدم که پدر یا مادر میگفت آقا ببخشید برای این دختر خانم ما یا آقا زاده ما چه لباسی داری و اکثرا هم لباس نداشتن یا رنگ تیره داشتن که اون بچه میگفت من نمیخوام من اون لباس میخوام یه لباس چهار خونه درشت رنگی بود من بارها با این صحنه روبه رو شدم
در سالهای قبل من خیلی تلاش میکردم برای لباس خریدن بیشتر از دست فروشها لباس تهیه میکردم بعد پرو که ندارن مثلا ۳ ایکس لا رچ میگرفتم میومدم خونه میدیدم تنگ دوباره بعد از ظهر حول حول ناهار خورده و نخورده میرفتم کرج چقدر التماس به همسر کن که منو ببر تا لباسم عوض کنم یا میبرد عوض میکردم یا خسته بود نمیرفتم یه لباسی که اندازم نبود روی دستم میموند کسی هم نبود که عیدی بهش بدی یا اگرم کسی میخواست میخواست که همین جوری ببره خلاصه کلی هدر رفتن پول اینجوری داشتم
کلی باید راه میرفتم تا بتونم یه لباسی پیدا کنم که اونم ریسک بود آیا اندازم میشه یا نمیشه
منم چند روز پیش با خواهرم داشتم صحبت میکردم که گفت گفتن امسال میخواد همه چیز گرونتر بشه معلوم نیست چه بلایی میخ اد سرمون بیاد اینا من آگاهی صحیح دریافت کردم تونستم با اون خودم آرام کنم که این حرف به خدا قدرت میده یا غیر خدا خوب معلوم به غیر خدا پس این حرف از اصل و اساسش دروغ من میخوام به خدا قدرت بدم این فکر رد میکنم و تونستم خیلی زیاد خودم آرام کنم طوری که خودم دقیقا آرامش و خیال راحت بودن از اعماق وجودم احساس کنم
من چند سال پیش شاید صحبت از ده سال پیش باشه که میگفتن امسال فلان میشه چی میشه و…میخ اد قحطی بشه اینا برید برای خودتون یخورده مواد غذایی ذخیره کنید منم خیلی ترسیدم اوصاع مالی هم کسات بود خلاصه رفتم مقداری پول از خواهرم قرص کردم رفتم کلی چیز خریدم که بخدا تا چند سال بعدش نیاز نداشتم چیزی بخرم منکه موقع خرید یه دونه ماکارانی یک کیلو قند اینجوری خرید میکردم رفتم ۱۰ کیلو قند یک باکس ماکارانی خریدم چقدر حبوبات خریدم که کلی از اونا خراب شد ریختم دور این میشه عاقبت کسی که بخدا ایمان نداره حرف مردم گوش میکنه
اما الان دیگه خیلی گول این ترفند نمیخورم سریع آگاهیها یادم میاد خودم آرام میکنم تازه اون سال من بعد از اینکه قرً کردم وسیله خریدم کلی افکارم داشتم حالا من چطور باید این پول پس بدم چقدر اذیت شدم چقدر دروغ گفتم به همسرم چقدر غر شنیدم سرزنش شدم آخه مگه مرض داری پول قرض میکنی تا تونستم خرد خرد پول طرف بدم ولی الان خداروشکر دیگه اینجوری نیستم
من الان در شرایطی خوبی نیستم برای عید ولی هیچ وقت فکر قرص کردن نمیافتم چون این آگاهی هم کسب کردم نعمت نباید با قرض وام و…وارد زندگی من بشه و اون نعمت باعث خوشحالی من نمیشه و دخترم هزار بار گفت بیا اینو بخر ا نو بخر قبلش که این موضوع یاد نگرفته بودم قرض کردم یعنی قرض نکردم دخترم الکی گفت برای خودش میخره داد به من به اسرا ر والان خیالم راحته میگم هر وقت شد پول داشتم میرم خرید میکنم با قرض نعمتی وارد زندگیم کنم
استاد واقعا ابزار خیلی خوب و آگاهی صحیح مثل ابزار میمونه در واقع همون کار ابزار انجام میده کار ما رو راحتر میکنه ما رو به آرامش میرسونه
گفتم براتون که همسر من ابزاری داره که اسمش قاپ پک که با اون وسایل خیلی سنگین مثل شیشه در ابعاد بالا بلند میکنن منو همسرم با این ابزار تونستیم کمد سه در پر از وسایل رو با این ابزار تکون دادیم یکم بلند کردیم بردیم جلوتر بدون اینکه بهمون فشار بیاد اذیت بشیم
من واقعا همین کارو دارم انجام میدم من تقریبا همه مسائل و مشکلات خودم خودم حل میکنم دخترم ناراحت من با آگاهی ه کسب کردم باهاش صحبت میکنم طوری آرام میشه که آرامش الهی من در وجودش میبینم از طرز سخن گفتنش حس میکنم
همسرم همین طور دختر بزرگم نه اون خیلی به این مباحث اعتقاد داره و پیگیر بعضی از استاد هم هست ولی حرفایی که شنیده نمیتونه قضاوت کنه میگه عقل داریم منطق اینو قبول نمیکنه من چیزی نمیگم با خودش ن صحبت میکنن من گوش میدم متوجه میشم
و نه تنها این مشکل همین مشکل نزدیک شدن عید اگر قبلنای من بود که خودم که دیوانه میشدم هیچ اعصاب همه رو هم خورد کرده بودم اما الان بیشتر به فکر پس دادن قرضم هستم این کم تغییری نیست برای من خیلی بزرگه
یا من مثلا هیچی تو خونم نباشه ساکت باشم قبلنا زمین و زمان بهم میدوختم اما الان آرامش دارم چیزی نمیگم
استاد من در زندگیم مشکلاتی دارم اما احساس میکنم آرامش دارم خداروشکر از وقتی شفا گرفتم خیلی آرامش دارم خیالم راحت از زندگیم لدت میبرم حالم خوبه احساسم خوبه اما شب خواب راحت ندارم من بخاطر گوشم یه سری دارو مصرف میکنم و قرص خوابم دارم با اینکه قرص خواب میخورم در خوابم آرامش ندارم هر شب خواب میبینم بعضی شبها ناله میکنم بعضي شبها خرو پف دارم هر شب کاووس میبینم
یه خواب راحت ندارم آرزو دارم که بدون قرص بخوابم آرزوم که در طول روز دوسه یاعت بخوابم سیراب بشم از خواب سرحال و شاداب بیدار بشم من هر روز به زور ساعت یازده دوازده از خواب بیدار میشم و همیشه از زندگی عقب افتادم قرصا خواب آور الان یادم افتاد مشکل من مال قرصا نیست یادم افتاد که در یکی از فایلها درباره بیماری قند بود صحبت کردید که گفتید این بیماری نمایش آخره راهکاری یادم نیست دارم دنبالش میکردم تا پیداش کنم فکر کنم فایل ۴۲ دوره خدا هرگز دیر نمیکند باشه
من خودم حسابرسی میکنم
میدونید استاد تصمیم گرفتم هر هفته حسابرسی کنم خودم نسبت به هفته گدشته یادم میره چه تغییراتی داشتم من خیلی آرامتر شدم احساس میکنم که در طول روز آرامشم بیشتر شده رفتا رم خیلی مناسبتر شده خیلی مهربانتر شدم با دیگران با خودم با خانواده حتی با کسانی که ازشون خیلی اذیت شدم من بیشتر وقتم برای خودم میذارم اون روزا همه وقتها مال دیگران بود برو برای فلانی خرید کن ببر براش و…بیشتر وقتم در حال آگاهی کسب کردن و صرف ذخیره کردن آگاهی در ذهنم میکنم خیلی کمتر از حرف دیگران ناراحت میشم بهم نمیریزد خیلی ناراحت میشم خودم سریع حالم خوب میکنم
اصلاعات نامناسب از طریق اینستا اخبار و…وارد ذهنم نمیشه مگر اینکه مستندی ببینم ببینم شیره آهو رو خورد مگر اینکه دخترم بیاد چیزی بگه گله و شکایت امم کمتر شده البته ذهنی یکم دارم زبانی کمتر شده غیبت خیلی نمیکنم در دل اصلا نمیکنم نمیشینم درباره همسرم دخترم حرفی بزنم کم شده تموم نشده سرم تو لاک خودم به زندگی کسی کاری ندارم قبلا هم کاری نداشتم الان اصلا ندارم حرفای دیگران مسائل دیگران خیلی در من تاثیر نمیذاره مگر دلخراش باشه من گوش نمیدم سعی میکنم هر حرفی نشنوم میشه دیگه گاهی یه کسی یه چیزی میگه اما از رفتار خواهرم خیلی ناراحت شدم گفتم آدمها قتل میکنن ولی بخشش میبینن من کاری نکردم ه سزاوار این همه بی احترامی تحقیر خار شدن باشم
من الانا خیلی کمتر عصبانی میشم با دیگرانم خیلیهربانتر شدم قبلا هم گفتم کلا آدم مهر بانی هستم من فقط کافی یک خانم تو صف نانوایی ببینم شاید حرفی هم باهاش نزنم اما از دفعه بعد هر کجا ببینمش بهش سلام میکنم
در کسب و کا ر چون هنوز درامدی کسب نکردم دوست دارم خیلی پیشرفت کنم درآمد کسب کنم
استاد من خیلی بیتفاوتی شدم خیلی به همسرم گیر نمیدم پول بده برای همین خیلی کمتر پول وارد زندگیم میشه پن پذیرفتم که خودم مسئول صددر صد زندگیم هستم و برای همین خیلی که نه بهش نمیگمپول بده میگممن باید خودم پول در بیارم و الان فقط با پول یارانه زندگی خودم میگذرونم وسایل خونه که همسرم کم و بیش میخره دیگه
من هنوز موضوع برکت پول درک نکردم هنوز در این خمزمانیها قرار نگرفتم فقط کاهی فروشگاه کوروش گاهی دیجی کالا تخفیف میده اگر مناسب حال من باشه خرید میکنم
استاد من اصلا خبر گوش نمیکنم و خواب راحت ندارم
اتفاقا استاد چند روز پیش همسرم داشت مستند حیوانات میدید همون موقع باران شدیدی میومد پرنده در لانه خودش نشسته زیر باران فیل در زیر باران راه میره اسب وحشی گور خرید در جنگل هستن و باران بر سر همه میباره یادم اومد به حرف شما که گفتید باران میاد نگاه نمیکنه چه کسی ا ون پایین زیر باران هستند آیا انسانهای خوب هستند فرقی نداره سیستمعمل میکنه باران میاد فارغ از اینکه چه کسی ا ن پایین هست
نشان های دریافت شده
سلام وعشق نثار خدایی که همیشه حواسش به ما بوده و هست❤️💚❤️
و سلام و عشق نثار استاد عشق و عاشقان خدا💖
الهی شکرت که هستی و به همهٔ بندگانت بی منّت هستی میبخشی🙏❤️🙏
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسبرم
همه دیدگاه های این قسمت رو خوندم واز خوندنشون لذت برم تعقیرات و پیشرفت های همه تون قابل ستایش ودیدم استاد هم به همه مدال دادن
به حساب خود رسیدگی کنید قبل از آنکه به حساب شما رسیدگی کنن
این متن رو هر وقت که خوندم رعب و وحشت در دلم ایجاد کرده چون خدا رو برام ترسناک جلوه داده
همیشه فکر می کزدم این حسابرسی یعنی اینکه بیان بشمارند چند سال روزه گرفتم چقدر نماز خوندم چقدر به نیازمندان کمک کردم چقدر دعا خوندم چقدر از نگاه نامحرم خودم رو پوشوندن واین آگاهی ها که از گذشتگان در مغز من به ابزار تبدیل شده بود باعث شده بود من همیشه از روز حساب بترسم
خدایا چطور تو رو شکر کنم با چه زبانی برای اینکه توی این سن کمکم کردی این آگاهی ناب رو دریافت کنم بفهمم منظور از حسابرسی چه حسابیه
من اینطور متوجه شدم که در زندگی روزمره ام نحوه برخوردم با مساعل زندگی افکارم گفتگوهای ذهنیم گفتگوهای کلامی با دیگران همه وهمه به صورت گزارش به سمت خداوند فرستاده می شه وخداوند همراه در حال گسترش متن گزارش منه
وقتی که من از شرایط زندگیم در حال گله وشکایت هستم ومی گم خدایا این چه زندگیه و منظور من اینکه خداوند اون بخش از زندگیمو سر وسامان بده وبهبود پیدا کنه اما خداوند به منطور من توجه نمی
کنه بلکه به گزارشی که فرستادم توجه می کنه وچون کار خداوند گسترش دادن جهان هستی هست همواره ناکامی من در اون بخش از زندگیمو در آینده
گسترش می ده وچرخه زندگی من همین جوری پیش میره
اگه بخوام وضعیت زندگیمو تعقیر بدم باید به قوانین وقواعد حسابرسی آگاه بشم بدونم چطور باید به خداوند گزارش بدم تا وضعیت زندگیم روبه راه بشه
در رابطه با اضافه وزنم سالها در حال حسابرسی خودم بودم جلو اینه با خودم حرف می زدم خودمو آدم بی عرضه وبی اراده ای دونستم داعم با دیگران راجب چاقبم واینکه توان مبارزه باهاشو ندارم حرف زدم ونتیجه اش سالها چاقی بی وقفه بوده
در رابطه با همسرم همیشه منتظر بدترین برخوردها بودم ازش همیشه توی ذهنم در رابطه با موضوعی باهاش جنگ داشتم همیشه باهم سر بحثی جدل داشتیم همدیگر رو محکوم کردیم ونتیجه اینم شده سالها اختلاف
سالهاست هر کدوم از اعضای فامیل یا دوستان یا خانوادم مریض می شن یا مشکلی براشون پیش میاد من در بحث های اونا شرکت می کنم دل می سوزوندم گریه می کنم دعا می کنم براشون واین خودش فقط استراب ودلهره برام ایجاد کزده نه کمکی به اونا کردم نه خودم آرامش داشتم
من این آگاهی رو دریافت کردم که داشتن آرامش مهم ترین موضوع برای جذب آگاهی ناب و پیاده کردن اونا به وقت لزوم در زندگی هست
من سالهاست توی سایت هستم ولی استفاده چندانی نکردم متل بقیه دوستانم نتیجه آنچنانی بگیرم
ولی در مدتی که دوره زندگی با کمک خداوند رو استفاده کزدم وهمزمان فایل های تعقیر زندگی رو گوش دادم خیلی آرامش دارم تنش ها وبرخوردهای تندم با همسرم ودخترم کمتر شده وخودم رو بیشتر دوست دارم وکمتر اونها رو قضاوت می کنم
همین دیروز سر یه سوتفاهم همسرم با برادرم دورا دور بدون اینکه همو ببینن یه دلخوری بینشون پیش اومد وهمسرم عصبانی شد وچندتا بدوبیراه به برادرم گفت من اصلا عصبانی نشدم وهیچ حرفی نزدم وکاملا خونسرد بودم هنوزم از این کار خودم در تعجبم چطور اینقد ریلکس بودم اگه گذشته بود حتما با همسرم دعوای بدی می کزدم روزگارم روزگار یزید می شد تا چند روز بخاطر افکار بد بخاطر گفتگوهای ذهنی چون همه خانوم ها می فهمن حرف منوزنا چقدر رو برا درشون حساسن ولی من به لطف خدا وگوش دادن اون فایل ها خوندن متن های دوره زندگی با کمک خداوند خیلی آروم بودم نزاشتم زندگیم تنش دار بشه دخترم اذیت بشه همسرم هم بعدش آروم شد چون من فرصت داده بودم خودشو تخلیه کنه حرفشو بزنه وسبک بشه
من خیلی خوشحالم خیلی زیاد از اینکه این فرصت برام پیش آمده تا بتونم بقیه زندگیمو با دریافت آگاهی های خوب بهتر سپری کنم واون روز حساب موعود دیگه برام ترسناک نیست
انشالا با کمک خداوند اسفند 1403 من میام واز حسابرسی یک ساله خودم می گم ومثل بقیه دوستانم از نتایج عالیم هم در زمینه شناخت خداوند وهم در زمینه لاغری می گم
من چون این سالها فقط هدفتم رو گذاشته بودم تو لاغری ودنبال کاهش وزن بودم انگار چشم وگوشم رو روی بقیه جنبه های. این سایت بسته بودم والان می بینم که هدف اول باید کسب آرامش باشه وخالی کزدن ذهن از هر ناخالصی تا جا برای در یافت آگاهی های ناب باز بشه وبعد اون دیگه همه جنبه های زندگی تعقیر می کنه که یکی از اونها لاغری هم هست
از استاد عزبزم خیلی خیلی سپاسگزارم