0

به حسابتان رسیدگی کنید! (گام ۴۰)

حسابرسی
اندازه متن

همانگونه که برای تعیین وضعیت شرکت‌های تجاری نیاز به حسابرسی می‌باشد برای تعیین وضعیت خودمان در جریان زندگی نیز باید حسابرسی انجام دهیم.

به حسابتان رسیدگی کنید روشی تاثیرگذار برای تعیین وضعیت خود در مسیر زندگی است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 38 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 71 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42810

38 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

38 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۱ ۲۱:۲۵
      مدت عضویت: 2270 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,933 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من این جمله رو خیلی شنیدم اون قبلنا قبل از اینکه با این آگاهی‌ها آشنا بشم خیلی برام جمله ترسناکی بود به حسابتان رسیدگی کنید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی کنن

      جمله اش این بود من خودم میدونستم دیگه به خودم که نمیتونم دروغ بگم خودم میدونم جداره هستم دیگه با اینکه از خودم بینهایت مطمئن بودم ولی بازم میترسیدم هر شب با خودم فکر میکردم که امروز چکار کردم چقدر کار بد انجام دادم و چند وقت یادم میرفت 

      و امروز معنی واقعی این جمله رو درک کردم با خودم گفتم چقدر من با این جمله احساس ترس بیهوده داشتم یه چیزی میگم یه چیزی میشنویدها  

      من کلا انسانی نبودم که خیلی گله و شکایت کنم فقط زمانیهایی که بقول معروف جونم به لبم می‌رسید دیگه خیلی غر میزدم و کلی گله و شکایت میکردم  انگار همه اون گله و شکایت‌ها رو جمع میکردم اون روز میگفتم  خودم بقول معروف خالی میکردم 

      بعدها که در مسیر الهی سایت قرار گرفتم کم کم یاد گرفتم  که گله و شکایت نباید کنم غر نباید بزنم ایراد نگیرم سعی خیلی زیادی میکردم که انجام ندم خداروشکر در برخی موارد موفق هم بودم ولی گاهی میشه که گله و شکایت هم کنم و الان که متوجه شدم زمانیکه دارم گله و شکایت می‌کنیم به هر دلیل بابت هر موضوعی در واقع دارم در حال حسابرسی خودم هستم دارم گزارش وضعیت خودم به خداوند میدم که تصمیم گرفتم که سعی کنم دیگه گله و شکایت نکنم و گزارش بد به خدا ارسال نکنم به چیزهای خوب توجه کنم سپاسگزار خداوند باشم تا اینجوری گزارش خوب به خدا ارسال کنم‌

      استاد من خیلی وقت بود که خداروشکر اینجوری بهم نریخته بودم چند روز پیش خواهرم زنگ زد گفت من خونه مامان اینها هستم بیا ببینمت گفتم که من و خواهر بزرگتر از خودم با هم قهر بودیم مثلا خواسته ما رو با هم آشتی بده 

      منکه رسیدم کلی با من صحبت کردن و….که برو تو کوچکتری و….باهاش آشتی کن اما نکرده بودن با اون هم صحبت کنم من تلاشم کردم اون قهر کرد رفت خونشون من هیچی نگفتم بعد از ظهر اومدم خونه 

      کلی به حساب خودم رسیدگی کردم چرا خواهرم این کارو کرد چرا پدرم اینجوری کرد فقط میخواستن منو خارو ذلیل کنن فقط میخواستن منو تحقیر کوچیک کنن چرا با خواهرم صحبت نکردن حتما منظورشون همین بوده و…

      بعدش گفتم منکه حرف بدی نزدم تقصیر هم با اونهاست تازه دست پیش گرفتن که عقب نمونن خلاصه کلی به حساب خودم رسیدگی کردم کلی هم گزارش وضعیت موجود به خدا ارسال کردم‌ خلاصه تا شب هی یادم میومد تازه کلی فایل گوش دادم تمرین نوشتم که هواسم پرت بشه ولی گاهی یادم می‌افتاد میگفتم ولش کن دیگه اینم از تحویل گزارش دادن من به خداوند   

      من قبلنا خیلی حسابرسی میکردم الان خیلی کمتر شده دیگه سعی میکنم خودم بابت هر موضوعی ناراحت نکنم  

      موضوع حسادت حسرت خوردن یکمی درک کردم و سعی میکنم به گذشته فکر نکنم  حسرت نخورم و نگران آینده هم خیلی نیستم یکم تونستم این موصوع رو هم درک کنم و اینم یاد گرفتم که خودم با دیگران مقایسه نکنم خودم با خود قبلم مقایسه کنم خلاصه اینها همه تغییراتی که من برای ادامه دادن مسیر الهی و تجربه صحیح کسب کردن 

      وگرنه من چند سال قبل بود زمان بچگی مادرم وقتی من عصبانی میشدم از جلوی دستم برمی‌داشتم چون می‌دانست چند دقیقه بعد باید شیشه خورده جمع کنه 

      یا چند سال قبلم حالا چیزی نمی شکستم ولی حتما صدایم را همسایه متوجه میشدن  ولی الان خداروشکر خیلی وقت بود عصبانی نشدم این بار خیلی متفاوت از قبل عمل کردم عصبانی شدم فقط گفتگو ذهنی داشتم حتی با کسی یک کلمه حرف نزدم   سعی کردم زودتر خودم جمع و جور کنم آنقدر فکر نکنم 

      استاد شاید این مطلبی که میخوام بکم ربطی به موضوع امروز نداشته باشه ولی داشتم درسهای قبل میخوندم به این جمله رسیدم که خد او ند همیشه در داره کار خوب انجام میده یه جای دیگه خوندم که مراقب ورودیهامون باشیم گفتم اگر این دو چیز رعایت کنم  دنیام گلستان میشه و خیلی از این دو جمله لذت بردم مخصوصا جمله اول گفتم خداوندم همیشه داره کارهای خوب انجام میده پس منم میخوام مثل خداوندم همیشه کار خوب انجام بدم  و خدا وند مشخص نکرده کار خوب چی پس هر چیزی که حال منو خوب کنه منو شاد کنه آرامش به من بده احساسم خوب کنه میشه کار خوب و سعی میکنم از الان به بعد کارهای خوب بیشتری انجام بدم و هواسم به ورودیهام باشه تا خداوند برنامه ادامه زندگیم به شکلی تنظیم کنه که همزمانیها و اتفاقات خوش احساسی در زندگیم رخ بده 

      خیلی خوبه که ما هم یاد بگیریم موضوع حسابرسی خودمون  که با توجه کردن به حسابرسی خودمون و چطور داریم گزارش وضعیت فعلی خودمونو به خداوند میدیم در واقع داریم آینده خودمونو می‌سازیم پس مراقب گزارش دادنمون باشیم 

      در مورد چاقی همه ما این دوران تجربه کردیم گزارش‌های بسیاری به خدا ند ارسال کردیم و چاق و چاقتر شدیم 

      استاد الانم مغازه‌ای اینجا یا بازار بزرگ‌تهران یا مغازه‌ای تهران اینا ‌کلا یه جور حسابرسی دارن که میگن انبار گردانی یعنی میرن انبارهاشونو تمیز میکنن چیزهایی که تک شده یا زیاد مونده اینا رو جمع میکنن میارن جلوی مغزشون off میزنن بفروش میرسونن من فکر میکنم اینجوری یه جور حسابرسی 

      من نسبت به سلامتیم خودم با خود پارسالم مقایسه کردم من دقیقا سال قبل در چنین ماهی دقیقا داشتم در جهنم به معنی واقعی از لحاظ سلامتی زندگی میکردم  و امسال سال ۱۴۰۲ در اسفند ماه دقیقا برعکس سال قبلم بودم الان در بهشت به معنی واقعی سلامتی و شفا دارم زندگی میک‌نم خدایا شکرت 

      در مورد کسب کار هیچ پیشرفتی نداشتم  تازه اقدام کردم 

      در مورد  رفتار سال قبل با الان که خیلی تفاوت داشتم  خوب کلا حرف زشت نمیزنم و واکنش‌های خیلی بهتر شده زود واکنش نشون نمیدم در خیلی از موارد اما در بعضی مواقع زود وا‌کنش میدم شاید از ده مورد دو مورد زود وا‌کنش میدم طرز صحبت کردنم بشدت تغییر کرده  رابطم با خانواده بهتر شده با خانواده اطرافیان هم همین طور 

      نقطه ضعف من بود که چرا همسرم به دخترم پول میده به من نمیده من خیلی اذیت میشدم ولی الان مدتی که دیگه خیلی برام مهم نیست من درک کردم که من مسئول زندگی خودم هستم و این موًضوع باعث شده انتظارم از دیگران کمتر بشه 

      من قبلنا خیلی زود عصبانی میشدم اما الان خیلی کمتر عصبانی میشم 

      من قبلنا نمیتونستم از خودم دفاع کنم میومدم خونه کلی با خودم حرف میزدم کاش اینو میگفتم عه چرا اینو گفت من هیچی نگفتم اما الان خیلی آرام خونسرد بدون اینکه صدام بلرزه یا تند حرف بزنم حرف خودم به دیگران میگم و بازم جا داره که بیشتر روی خودم کار کنم  چون نسبت به همه اینجوری نیستم هنوز نمیتونم به بعصی ها حرف دلم بزنم 

      من وقتی عضو سایت شدم پکیج بیماری بودم اما الان خداروشکر خیلی بهتر شدم در اون بیماری‌ها شفا گرفتم و الان دارم روی بیماری گوشم کار میکنم دکتر میگه منییر  داری خداروشکر تیروئیدم خوب شده غده‌ هام از بین رفتن سرگیجه بهتر شده و بیماری پوستیم شفا گرفتم خدایا شکرت 

      من اون روزا خیلی پرخوری ذهنی داشتم اما الان خداروشکر خیلی آرام‌تر شدم در اون زمینه ها دیگه پرخوری دهنی ندارم 

      من ا ون روزا پرخوری غذایی هم داشتم اما الان به اندازه نیازم میخورم 

      من اون روزا خیلی تنقلات میخوردم موقعی که حتی سیر بودم اما الان خیلی خیلی کمتر میخورم و یه وقتهایی گرسنه باشم میخورم 

      اون روزا خیلی روابط پر تنشی داشتم اما الانم خیلی بهتر شده تموم نشده ولی بهتر شده 

      اون روزا سر هر چیزی اعصابم خورد میکردم اما الان خیلی به مسائل توجه نمیکنم نمی‌ذارم اعصابم خورد بشه 

      اون روزا خیلی از حرف دیگران ناراحت میشدم اما الان خیلی برام مهم نیست چون نمیخوام به غیر خدا قدرت بدم 

      میدونید استاد طبیعی همه ما اینطوری هستیم هر بخشی از زندگیمون که سختی بیشتری بابتش کشیدیم برامون مهمتر دوست داریم در اون جنبه از زندگیمون زودتر رشد کنیم برای همین که برامون مهم که اول در جنبه مالی رشد و پیشرفت داشته باشیم 

      اصلا اینو که نگو من قبل از اینکه با این آگاهی‌ها  دریافت کنم  ماه اسفند که میشد کلی ذهنم مشغول بود یه سری افکار داشتم برای خونه تکونی انجام دادن مراسمات نوروز  که این در عین حالیکه خوب بود بد هم بود که بدو بدو زیاد داشتم‌

      از طرفی هم کلی افکار داشتم که ای بابا دوباره عید میاد من چاقتر میشم خوب اون روزا هم چند مدل تخمه تهیه میکردم هم آجیل هم یه سری نقل اینا چند مدل شیرینی یه سری گندم شادونه میخریدم فلانی دوست داره چند مدل شکلات کی آک دوست داره بعد کلی افکار داشتم که همش میمونه خودمون میخوریم من چاق میشم  اما الان آنقدر هزینه نمیشه کنم کلی از این موار  حذف شدن  و قبلا با اینکه کلی حدف شده بودن ولی کلی نگرانی داشتم  چقدر چاق میشم 

      من چون همیشه رژیم میگرفتم چالش رژیم اینا نداشتم ولی بشدت نگران ایام عید بودم اون روزا دید و بازدیدها بیشتر بود ما هم رسم داشتیم خونه کسانی که عزا دار بودن هم میرفتم  خیلی نگران‌تر میشدم حالا یه شکات خونه آین یه شیرینی کوچیک خونه اون میدونی چقدر کالری دریافت میکنم تازه ناهار و شامم بود و آخرش چاقی بیشتر بود 

      استاد انگار این نگرش به یه قانون تبدیل شده من بعصی از وقت‌ها در فروشگاهی بودم یه خانواده دیگه هم میومد که بچه شون چاق بود اونها هم همین کارو میکردن بارها دیدم بچه ها در سنهای مختلفی دیرم که پدرو مادر نمی‌رسیدند چه لباسی دوست دارید همیشه میدیدم که پدر یا مادر میگفت آقا ببخشید برای این دختر خانم ما یا آقا زاده ما چه لباسی داری و اکثرا هم لباس نداشتن یا رنگ تیره داشتن که اون بچه میگفت من نمیخوام من اون لباس میخوام یه لباس چهار خونه درشت رنگی بود من بارها با این صحنه روبه رو شدم‌

      در سال‌های قبل من خیلی تلاش میکردم برای لباس خریدن بیشتر از دست فروشها لباس تهیه میکردم بعد پرو که ندارن مثلا ۳ ایکس لا رچ میگرفتم میومدم خونه میدیدم تنگ دوباره بعد از ظهر حول حول ناهار خورده و نخورده میرفتم کرج چقدر التماس به همسر کن که منو ببر تا لباسم عوض کنم یا می‌برد عوض میکردم یا خسته بود نمیرفتم یه لباسی که اندازم نبود روی دستم میموند کسی هم نبود که عیدی بهش بدی یا اگرم کسی میخواست  میخواست که همین جوری ببره خلاصه کلی هدر رفتن پول اینجوری داشتم 

      کلی باید راه میرفتم تا بتونم یه لباسی پیدا کنم که اونم ریسک بود آیا اندازم میشه یا نمیشه 

      منم چند روز پیش با خواهرم داشتم صحبت می‌کردم که گفت گفتن امسال میخواد همه چیز گرونتر بشه معلوم نیست چه بلایی میخ اد سرمون بیاد اینا من آگاهی صحیح دریافت کردم تونستم با اون خودم آرام کنم که این حرف به خدا قدرت میده یا غیر خدا خوب معلوم به غیر خدا پس این حرف از اصل و اساسش دروغ من میخوام به خدا قدرت بدم این فکر رد میکنم و تونستم خیلی زیاد خودم آرام کنم طوری که خودم دقیقا آرامش و خیال راحت بودن از اعماق وجودم احساس کنم 

      من چند سال پیش شاید صحبت از ده سال پیش باشه که میگفتن امسال فلان میشه چی میشه و…میخ اد قحطی بشه اینا برید برای خودتون یخورده مواد غذایی ذخیره کنید منم خیلی ترسیدم اوصاع مالی هم کسات بود خلاصه رفتم مقداری پول از خواهرم قرص کردم رفتم کلی چیز خریدم که بخدا تا چند سال بعدش نیاز نداشتم چیزی بخرم منکه موقع خرید یه دونه ماکارانی یک کیلو قند اینجوری خرید میکردم رفتم ۱۰ کیلو قند یک باکس ماکارانی خریدم چقدر حبوبات خریدم که کلی از اونا خراب شد ریختم دور  این میشه عاقبت کسی که بخدا ایمان نداره حرف مردم گوش میکنه 

      اما الان دیگه خیلی گول این ترفند نمیخورم سریع آگاهی‌ها یادم میاد خودم آرام میکنم تازه اون سال من بعد از اینکه قرً کردم وسیله خریدم کلی افکارم داشتم حالا من چطور باید این پول پس بدم چقدر اذیت شدم چقدر دروغ گفتم به همسرم چقدر غر شنیدم سرزنش شدم آخه مگه مرض داری پول قرض میکنی تا تونستم خرد خرد پول طرف بدم  ولی الان خداروشکر دیگه اینجوری نیستم 

      من الان در شرایطی خوبی نیستم برای عید ولی هیچ وقت فکر قرص کردن نمی‌افتم  چون این آگاهی هم کسب کردم نعمت نباید با قرض وام و…وارد زندگی من بشه و اون نعمت باعث خوشحالی من نمیشه و دخترم هزار بار گفت بیا اینو بخر ا نو بخر قبلش که این موضوع  یاد نگرفته بودم قرض کردم یعنی قرض نکردم دخترم الکی گفت برای خودش می‌خره داد به من به اسرا ر  والان خیالم راحته میگم هر وقت شد پول داشتم میرم خرید میکنم با قرض نعمتی وارد زندگیم کنم 

      استاد واقعا ابزار خیلی خوب و آگاهی صحیح مثل ابزار میمونه در واقع همون کار ابزار انجام میده کار ما رو راحتر میکنه ما رو به آرامش میرسونه 

      گفتم براتون که همسر من ابزاری داره که اسمش قاپ پک که با اون وسایل خیلی سنگین مثل شیشه در ابعاد بالا بلند میکنن منو همسرم با این ابزار  تونستیم کمد سه در پر از وسایل رو با این ابزار تکون دادیم یکم بلند کردیم بردیم جلوتر بدون اینکه بهمون فشار بیاد اذیت بشیم 

      من واقعا همین کارو دارم انجام میدم من تقریبا همه مسائل و مشکلات خودم خودم حل میکنم‌ دخترم ناراحت من با آگاهی ‌ه کسب کردم باهاش صحبت میکنم طوری آرام میشه که آرامش الهی من در وجودش میبینم از طرز سخن گفتنش حس میکنم  

      همسرم همین طور دختر بزرگم نه اون خیلی به این مباحث اعتقاد داره و پیگیر بعضی از استاد هم هست ولی حرفایی که شنیده نمیتونه قضاوت  کنه میگه عقل داریم منطق اینو قبول نمیکنه من چیزی نمیگم با خودش ن صحبت میکنن من گوش میدم متوجه میشم 

      و نه تنها این مشکل همین مشکل نزدیک شدن عید اگر قبلنای من بود که خودم که دیوانه میشدم هیچ اعصاب همه رو هم خورد کرده بودم  اما الان بیشتر به فکر پس دادن قرضم هستم  این کم تغییری نیست برای من خیلی بزرگه 

      یا من مثلا هیچی تو خونم نباشه ساکت باشم قبلنا زمین و زمان بهم می‌دوختم اما الان آرامش دارم چیزی نمیگم 

      استاد من در زندگیم مشکلاتی دارم اما احساس میکنم آرامش دارم خداروشکر از وقتی شفا گرفتم خیلی آرامش دارم خیالم راحت از زندگیم لدت میبرم حالم خوبه احساسم خوبه  اما شب خواب راحت ندارم من بخاطر گوشم یه سری دارو مصرف  میکنم و قرص خوابم دارم با اینکه قرص خواب میخورم در خوابم آرامش ندارم هر شب خواب میبینم بعضی شبها ناله میکنم بعضي  شبها خرو پف دارم هر شب  کاووس میبینم  

      یه خواب راحت ندارم آرزو دارم که بدون قرص بخوابم آرزوم که در طول روز دوسه یاعت بخوابم سیراب بشم از خواب سرحال و شاداب بیدار بشم  من هر روز به زور ساعت یازده  دوازده از خواب بیدار میشم و همیشه از زندگی عقب افتادم قرصا خواب آور  الان یادم افتاد مشکل من مال قرصا نیست یادم افتاد که در یکی از فایلها درباره بیماری قند بود صحبت کردید که گفتید این بیماری نمایش آخره راهکاری یادم نیست دارم دنبالش میکردم تا پیداش کنم فکر کنم فایل ۴۲ دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند باشه 

      من خودم حسابرسی میکنم 

      میدونید استاد تصمیم گرفتم هر هفته حسابرسی کنم خودم نسبت به هفته گدشته یادم میره چه تغییراتی داشتم  من خیلی آرام‌تر شدم احساس میکنم که در طول روز آرامشم بیشتر شده رفتا رم خیلی مناسب‌تر شده خیلی مهربان‌تر شدم با دیگران با خودم با خانواده حتی با کسانی که ازشون خیلی اذیت شدم  من بیشتر وقتم برای خودم میذارم اون روزا همه وقت‌ها مال دیگران بود برو برای فلانی خرید کن ببر براش و…بیشتر وقتم در حال آگاهی کسب کردن و صرف ذخیره کردن آگاهی در ذهنم میک‌نم خیلی کمتر از حرف دیگران ناراحت میشم بهم نمی‌ریزد خیلی ناراحت میشم خودم سریع حالم خوب میکنم 

      اصلاعات نامناسب از طریق اینستا اخبار و…وارد ذهنم نمیشه مگر اینکه مستندی ببینم  ببینم شیره آهو رو خورد مگر اینکه دخترم بیاد چیزی بگه  گله و شکایت امم کمتر شده البته ذهنی یکم دارم زبانی کمتر شده  غیبت خیلی نمیکنم در دل اصلا نمیکنم نمیشینم درباره همسرم دخترم حرفی بزنم کم شده تموم نشده  سرم تو لاک خودم به زندگی کسی کاری ندارم  قبلا هم کاری نداشتم الان اصلا ندارم  حرفای دیگران مسائل دیگران خیلی در من تاثیر نمیذاره مگر دلخراش باشه من گوش نمیدم سعی میکنم هر حرفی نشنوم  میشه دیگه گاهی یه کسی یه چیزی میگه اما از رفتار خواهرم خیلی ناراحت شدم گفتم آدمها قتل میکنن ولی بخشش میبینن من کاری نکردم ‌ه سزاوار این همه بی احترامی تحقیر خار شدن باشم 

      من الانا خیلی کمتر عصبانی میشم با دیگرانم خیلیهربانتر شدم قبلا هم گفتم کلا آدم مهر بانی هستم  من فقط کافی یک خانم تو صف نانوایی ببینم  شاید حرفی هم باهاش نزنم اما از دفعه بعد هر کجا ببینمش بهش سلام میکنم  

      در کسب و کا ر چون هنوز درامدی کسب نکردم دوست دارم خیلی پیشرفت کنم درآمد کسب کنم‌

      استاد من خیلی بی‌تفاوتی شدم خیلی به همسرم گیر نمیدم پول بده برای همین خیلی کمتر پول وارد زندگیم میشه پن پذیرفتم که خودم مسئول صددر صد زندگیم هستم و برای همین خیلی که نه بهش نمیگم‌پول بده میگم‌من باید خودم پول در بیارم و الان فقط با پول یارانه زندگی خودم میگذرونم وسایل خ‌ونه که همسرم کم و بیش می‌خره دیگه 

      من هنوز موضوع برکت پول درک نکردم   هنوز در این خمزمانیها قرار نگرفتم فقط کاهی فروشگاه کوروش گاهی دیجی کالا تخفیف میده اگر مناسب حال من باشه خرید میکنم 

      استاد من اصلا خبر گوش نمیکنم و خواب راحت ندارم 

      اتفاقا استاد چند روز پیش همسرم داشت مستند حیوانات میدید همون موقع باران شدیدی میومد پرنده در لانه خودش نشسته زیر باران فیل در زیر باران راه میره اسب وحشی گور خرید در جنگل هستن و باران بر سر همه میباره یادم اومد به حرف شما که گفتید باران میاد نگاه نمیکنه چه کسی ا ون پایین زیر باران هستند آیا انسانهای خوب هستند فرقی نداره سیستم‌عمل میکنه باران میاد فارغ از اینکه چه کسی ا ن پایین هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم