0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.95 از 366 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۲۳:۰۰
      مدت عضویت: 1112 روز
      امتیاز کاربر: 63620 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به همگی 

      من هم قبلا درباره رسیدن به خواسته هام و آرزوهام به دنبال دعای به زبان عربی بودم وخیلی دنبال دعای رزق بودم ولی برای درد دل کردن وشکایات به زبون خودمونی شروع به صحبت میکردم با خدا بودن  و اصلا با احساس امید آرزوها مو نمی گفتم واحساس لیاقتم به شدت پایین بود چون این طوری تربیت شده بودم و حالا میدونم من میتونم در هر شرایط که هستم ودر هر درجه از بندگی باشم می تونم راحت تر درخواست کنم آرزوهامو فقط با خدا در میان بگذرم و حالا باید با خودم در صلح باشم

      طرز فکرم درباره خداوند  با باور ونگرشمون همسو نبوده چه قدر صفات زیادی از خداوند شنیدیم ولی باور نکردیم چون عمل ما باشنیده ها همسو نیست  مثل قوی و قدرتمند خدا رو بارها شنیدم و تکرار کردیم ولی به حرفها مون ایمان نداشتیم وعمل صالح رو از خودمون نشون ندادیم چون وقتی میگم خدا بخشنده وتو به پذیر چرا بعد از توبه کردن من به احساس سر زنش رو دارم چون باورش نکردم که توبه پذیر مهربان

      من شنیدم خداوند رزاق ولی باورم چیز دیگه هست اگه رزاقیتش باور داشتم الان توی این شرایط نبودم باور نکردم وپیشرفت ی هم حاصل نشده

       شنیده بودم که خداوند متحول کننده زندگی ومعجزاتش رو برای ما داره ولی باور نداشتم

      چرا نمیتونم باور کنم خداوند برای من هم تغییراتش رو در زندگی داره 

      اگه قبول کنم و باور کنم که خداوند فرمان روای جهان هستش چرا نگران فرزندم وآینده خودم و همسرم وفرزندم هستم 

      چرا با گرانتر شدن انسانها ناراحت میشن چرا می ترسیم چرا نگرانیم 

      پس این خدای ما کجاست واقعا کجاس 

      ولی چرا غذاب دادن خدا رو هم قبول کردم وهم اطمینان داشتم که خداوند هم عذاب دهنده است ولی چرا رزاقیتش رو رو اطمینان نداشتم چرا شنیده بودم خدا همچی رو می بینه ومیشنو چرا اطمینان نداشتم خداوند من رو می بینه و کمک کم می کنه و صدای من از درونم میشنوه چقدر باور دارم خدا هست و گفته هاش درسته 

      هر چقدر برای موفقیت واحساس خوب  حرکت کردی اون وقت که نتیجه میگیری برای این کار باید شناخت توحیدی خدا داشته یم

      چون شناختمون درباره خدا رو نمی تونیم زندگی کنیم 

      در ظاهر خیلی خدا پرستم ولی در عمل کاری نکرد 

      چقدر حرف زدن چقدر خدا خدا گفتن چقدر به خدا توکل داری و ایمان داری چقدر حرکت کردی واقدام کردی 

      خدایا کمک کن تا من هم با نتایجی شگفت انگیز رو تجربه کنم تا نشانه خدا رو در زندگیم ببینم 

      اگه از نظر مالی خوب نیستم دلیلش این که به خدا ایمان ندارم 

      اگه رابطه خوبی نداشته  پس ایمان به خدا نداشتم 

      اگه بیمارم چون ایمان به خدا ندارم 

      باید نتیجه داشته باشه وخودم پول خلق کنم و باید به خدا ایمان داشته باشم 

      پس من برای نتیجه بگیرم  ایمان و عمل صالح رو انجام بدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۷ ۱۵:۵۳
      مدت عضویت: 1112 روز
      امتیاز کاربر: 63620 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,319 کلمه

      به نام خدای مهربانم 🥰🙏🏻

      هر آنچه دارم از آن اوست🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گلم 🙋‍♀️😇🌹

      من دوست دارم خودم رو با خداوند همسو کنم ودر مسیر عالی حرکت کنم 🚶‍♀️

      خیلی مهم که وتمریناتم رو انجام بدم چون خداوند به نوشتن قسم میخوره 

      خداوند یک زبان مشخص رو بلد نیست 

      میگفتن خداوند زبانش عربی هستش وباید دعا کردن رو به زبان عربی باشه 

      ومن هم این کار رو انجام میدادم 

      واقعا حرف استاد درست که ایرانی ها زبان شون فارسی ولی میخوان با خدا صحبت کنن عربی حرف میزنن 

      پس دلیل این که ما احساس خوب ی نداریم چون معنی عربی رو نمی تونیم بفهمیم 

      من باید برای خواسته هام با خداوند فارسی حرف بزنم 

      قبلاوقتی گله وشکایت داشتم از زبان فارسی  استفاده میکردم حالا برای تغییر نگرش  اولش سخته ولی بهتر میشم 

      برای دریافت  آرامش از خداوند باید احساسم خوب باشه آیا با زبان عربی میتونم احساس خوب داشته باشم ؟خیر

      با خداوند باید فارسی و عادی و صمیمی صحبت کنم و مطمئنم میشنوه و حرف هاش رو  من هم می تونم حس کنم 

      من در کودکی خیلی با خدا حرف میزدم ولی واقعا رو ناخواسته هام بوده و ازش می خواستم بشنوه و حق به من بده و ببینه دیگران  شرایط  روبرام سخت کردن وبه من ظلم میکنند و زور میگن در واقع حس قربانی رو داشتم تا خدا دلش برام بسوزد از اون ها انتانتقام بگیره وبه ممن رحم کنه ددنبال رضایت گرفتن از خدا بودم   

      پس خداوند همه  زبان ها رو بلد و زبان مهم نیست رابط ما با خداوند احساس ماست ومن می خوام یاد بگیرم 

      خدایا شکرت که به من حس دادی تا با تو ارتباط بر قرار کنم سپاس گذارم 

      موضوع این جلسه خیلی مهم هستش 

      نکته هاش این که 

      بزرگ ترین مشکل انسان ها این که فکرشون درباره خدا با باور و اعتقاد شون هم خوانی نداره 

      واین ناهماهنگی بین اطلاعات مون از خداوند  با باورهامون وعملکردمون باعث شده زندگی بی خدای رو تجربه کنیم  

      من در زندگیم این همه مسئله دارم به خاطر این که به اطلاعات که از خداوند دارم رو در ذهنم وعملکردم ایمان ندارم باورم نشده

      اگر من مشکل دارم طرز فکرم با خداوند با اعتقادم همسو نیست مثلا خداوند قدرتمند ولی چرا باور نمی کنم یک زندگی خوب بده 

      خداوند بخشنده اس ولی احساس گناه میکنم وحس قربانی دارم وخدا من دوست نداره  یا توبه نمیکنیم واگه هم زبانن توبه کردیم  ولی باور نداریم که توه ی ما ببخشید بشه 

      شناختم از خداوند آیا احساس آرامش واطمینان وایمان رو به من میده ؟نه 

      چون نگران بچم هستم چون نگران آینده ام چون نگران آینده ام هستم چرا دلار بالا میره من میترسم 

      از اون ور میگم خداوند رزاق و بخشنده اس پس چرا از آینده میترسم 

      چرا دلار میره بالا اعتمادم از خداوند پایین میاد  

      منی که فکر میکنم خداوند رزاق آیا زندگیم خوبه؟ آیا باور دارم این طوره ؟

       چرا نمی تونم عمل کرد مون در راستای تجربه خواسته هامون نیست

      واقع من از اون دست آدمی هستم  که خداوند در قران گفته که کوهها رو جا به جا می کنه 

      چطوری که من نمی تونم شرایطم رو تغییر بدم ودلیش این که  شناختی که از خداوند دارم رو باور نکردم و  عملکرد در راستای حرف هام  نبوده 

      اطمینان به خداوند رو در خودم تقویت کنم 

      چقدر حرف  میزنم 

      چه نشانه ای در زندگیم دارم چقدر گریه و زاری کردم

      چرا نمی تونی زندگیم رو تغییر بدم چرا توکل نکردم وفقط حرف زدم 

       چرافکرم وباورم درباره خداوند یکی نیست 

      اگه در سلامتی وروابط و مالی مشکل دارم به خداوند ایمان ندارم 

      چون شنیدم نتیجه ایمان در آخرته این نگرش صد در صد اشتباه 

       ایمان باید در عمل دیده بشه 

      اول با زبان خودمونی باید با خداوند حرف بزنم نه بازن عربی ونه با زبان فارسی درراستا گله وشکایت

      با زبان احساس هر زبانی که حال خوب رو القا کنه وبا حس آرامش وخیال راحت  

      دوم این که شناخت خوبی از خداوند داشته باشم وطعمهش رو در زندگیم رو تجربه کنم 

      خدای لذت بخش که طعمش رو در زندگیم بچشم

      از بچگی چه فکرهای درباره خداوند گفتن  ومن شنیدم؟

      درباره صفات خداوند خیلی  شنیده بودم خداوند مهربان و بخشنده و بزرگ وقدرت مند و عادل ورزاقه ،شنوای داناس

      اون هم مشنو و هم میبینه وهمیشه همراه ماست و حافظ و نگه داره و شفا دهنده هستش 

      ولی در عمل ودر زندگیم هیچ باوری نداشتم

       اما صفات بدی که به خدا ربط داده بودن مثل خداوندعذاب کننده هستش وامتحانات اون سخته  مثلا چون زنی باید حجاب داشته باشی اگه موت بیاد بیرون گناه کردی اگه زیادی همسرتو در زندگی فشاربیاری تو گناه کردی بباید قانع باشی یا خداوند از اسراف کردن ناراحت میشه وموردغذب خداوند قرار می گیری یا با نامحرم حرف بزنی خدادوست نداره وگناه داره   وزندگی دنیا پر از سختی و مشکلات هستش وتو با این ها امتحان میشی پس باید تحمل کنی نا شکری نکنی اون وقت پاداش میگیری  

      خوب من هم وجه مثبت از خداوند شنیدم وهم منفی وبیشتر منفی رو باور کرده بودم چون عملکردهام در مسیر قانع بودن از زندگی و تحمل کردن زندگی وتجربه  وسختی های بیشتر بود و منتظر پاداش بعد از مرگم بودم وعبادت هام هم تماما در راستا رضایت خداوند بود نتیجه ام رو در آخرت میگیرم ولی بازم ته ذهنم این بود که اعمال بدم بیشتر از اعمال خوبم هستش واز مرگ هم می ترسیدم 

      ودر باره باورهای مثبت از خداوند در حد شنیدن بود و هیچ عملکردی در راستای شنیده هام نداشتم مثلا شنیده بودم خداوند رزاق ولی در عمل نشونش در زندگیم فراوانی نبود بلکه کمبود بیشتر خودش رو نشون میداد ومن هیچ حرکتی برای تجربه زراقیتش نداشتم حتی باورم صد در صد بر عکس بود چون می گفتم خدا که من رو دوست نداره پس برای من نمیخواد 

      خدا مهربان هستش رو شنیده بودم وخیلی این ویژگی رو دوست دارم وقبولش دارم ولی در پس ذهنم بود اگه مهربان بود چرا مادرم رو در کودکی از من گرفت ومن کمبود محبت رو تجربه کردم ولی چند سالی هست که دیگه این نگرش رو ندارم به لطف خدا آگاه شدم از سیستمی بودن خداوند و عملکرد فرکانس ها 

      در رابطه سلامتی هم زیاد شنیدم خدا شفا میده ولی وقتی با هشدارهای جسمی رو به رو میشم زود ترس وجودم رو میگیره واز حرف دکتر میترسم چون به شفای درون ایمان وباور ندارم که خدا شفا دهنده هستش 

      درباره عشق و محبت از طرف خداوند چیز های که شنیدم رو به خوبی باور نکردم  چون زندگی معمولی داشتم نه خیلی عاشقانه

      درباره این که خداوند بی نیاز وهر چی بخوای بهت میده واون روزی میده 

      از نظر مالی هم زندگی معمولی رو تجربه کردم و خبری از ثروت بی نهایت خداوند رو ندیدم چون اون های که شنیده بودم در حد یک فکر زیبا و یک حس زود گذر بود نه یک باور و نگرش قوی پس من هم نتیجه خوبی از شناختم از خدا دریافت نکردم و حالا دارم در مسیرایجاد  باور و نگرش درست در ذهنم از خداوند رو یاد میگیرم 

      درباره بخشندگی زیاد شنیدم ولی وقتی اشتباه میکردم مثلا عصبانی میشدم از خداوند طلب بخشش میکردم ولی در ذهنم حس گناه داشتم چون فکر میکردم خداوند هم مثل پدر یا مادر ودیگران درسته که بخشیده ولی وقتی دوباره اشتباه کنم اون خطاهای گذشتم رو توی سرم میزنه پس حس گناه رو داشتم چون فکر میکردم من بنده خوبی نیستم در صورتی که اشتباه های من چیز خاصی نبود مثل سهل انگاری کردن در نماز در جوانی ویا غیبت و بد اخلاقی و گاهی هم حجابم رو در عروسی رعایت نکردم ولی باز خودم رو نمی بخشیدم پس باورم بر نبخشیدن بود   

      و چقدر این ها رو باورش کردی؟ همه باورهای من در راستای اطلاعات از خداوند نبود در بخش منفی واقعا باور کرده بودم ولی در بخش ویژگی های مثبت و حقیقی هیچ باوری نداشتم ودر حد حرف خوب بود که همه فکر میکردن چقدر آدم با خدای هستم ولی بی خدا بودم وطعم خدارو اون طور که باید بچشم رو تجربه نکردم چون خدارو حس ش نمی کردم 

      چقدر حرف شنیدم و حرف زدم  چقدر اعدا فرد خدا پرست تو در میآوردم ولی دریغ از طعم خدا

      باید تغییر کنم ومتفاوت تر از قبل باشم و نگرشم رو بر خوبی های خداوند معطوف کنم و واقعا باور کنم اون هم با تکرار کردن ایجاد میشه 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 35
گردونه هدایا گردونه هدایا