0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 349 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
415 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۸ ۲۳:۴۹
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      با سلام
      امروز برای ۵ امین بار این فایل گوش کردم
      یه جا استاد گفتن هر جا مشکل دارین در زندگیتون حتما نسبت به خدا بی ایمانید واقعا درسته من درزمینه عشق از بچگی باور داشتم هرکسی اگه واقعا بخواد به عشقش میرسه وهمیشه باور داشتم بالاخره خدا صدامو میشنوه ومردی رو وارد زندگیم میکنه که درسته درست همونیه که من میخوام شاید ظاهری یکم فرق داشت ولی باطنی اونقدر با خواست من جور بود که حتی ظاهرشم به نظرم همون مرد رویایی اومد ودرعشق از خدا خیلی محکم خواستم ومطمئن بودم ویقین داشتم ممکن میشه حالا باید درزمینه های دیگه زندگیم نگاه کنم وقتی به کار نگاه میکنم میبینم همیشه باورم از کار وموفقیت چیزایی بود که پدرم میگفت که خدا خوبه درست ولی اگه بخوای موفق بشی وکار داشته باشی باید سخت کار کنی وجون بکنی تا یکم پول درآری تازه مگه پول درآوردن به این راحتیاست وعلف خرس که به راحتی دربیاد حالا چه برسه که علاقت هم بخوای دخیل کنی آدم که نباید دنبال دلش بره باید ببینه توی چی پول هست بره بچسبه بهش هر کی دنبال دلش رفت گشنه مونده وبدبخت شده یا درفقر مرده وکسی هم شده همیشه هم میگفت خدا روزی میده ولی اگه ندویی که نه تازه روزیت همیشه قدر خورد وخوراکته وگرنه که پولدارا همشون یا دزدن یا کلاهبردار یا ارث رسیده بهشون ما هیچ وقت به اونا نمیرسیم اگرم بخوای برسی هم میشه زیاده خواهی وخدا ازت میگیره آدم باید قانع باشه درست زندگی کنه وکلی از این باورهای غلط که همیشه من رو در کارهایی که یا دوست نداشتم وارد کرد یا پول کمی همیشه درمیاوردم درصورتی که اگه باور داشتم که شغل مورد علاقمو خدابهم میده وکمکم میکنه در پیشرفت ودرآمد عالی دیگه هیچ نگرانی نداشتم والان از خدای مهربانم میخوام که کار مورد علاقمو برام ایجاد کنه ومن رو ثروتمند کنه دراین کار درضمن درزمینه موفق شدنم هم باید باورداشته باشم به خدا وبهش ایمان داشته باشم که من میتونم چون خدا میخواد که من بتونم همچنین درزمینه متناسب شدن تا حالا فکر میکردم ربطی به خدا نداره اما الان میبینم که اگه ایمان داشته باشم که خدا حتما راهشو جلوی پام قرار داده وهر روز با کلی عشق میخواد که من لاغر وزیبا بشم دیگه هیچ روزی شکایت وناراحتی نخواهم داشت وهیچ خانم منفی باف وشیطانی نمیتونه ترس غم وناراحتی وناامیدی رو درمن قرار بدهم پس فقط باید ایمان بیارم که حتما خداوند من رو برای همیشه متناسب میکنه ونگه میداره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 763 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم

      اولش بگم که خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بودچند روزیه که درگیرم ولی با این حال بارها این فایل وفایل اول گوش کردم استاد باید بگم که این دوره اونقدر فوق العادست که هر چی بگم کم گفتم شده پناه من هربار که به خاطر گذشته وکاراش زندگی در هم میپیچه این دوره منو وزندگیمو نجات میده دفعه قبل وقتی تصادف کرده بودیمو وکلی بدهی داشتیم نجاتمون داد من همزمان با دوره مقدماتی تناسب فکری شروعش کردم ومعجزه درزندگی من رخ داد سلامتی حال خوبمون کلی بدهیامون پرداخت کردیم وماشیمنون درکمال بیپولی تعمیر کردیم وزندگیمون از این رو به اون رو شد حتی حقوق همسرم به شکل چشم گیری ودرست همون مقدار که من از خدا طلب کرده بودم افزایش پیدا کرد 

      اما خب ما خرابکاری درزندگیمون کم نکردیم🤭😅واینکه خب مسئولیت هر کاری هم درزندگی به عهده خودمون درادامه گرفتار شدیم دوباره به نحوی دیگه من وهمسرم از صفر شروع کردیم خودمون با وام وقسط بالا کشیدیم اما متاسفانه ماهم مثل شما افتادیم تو بال بال زدن برای پول درآوردن وهی چنگ زدیم به هرجایی که پول بیشتری دربیاریم این شد که پول دادیم تا سود بگیریم البته چندتا کار دیگه هم کردیم اما خداروشکر خیلی زود ازش اومدیم بیرون ونجات پیدا کردیم انگار خدابهمون میگفت آروم باش تو بال بال زدن فقط خودت تواین قفس زخمی میکنی من رزقتو میدم آروم باش اگه آروم باشی حتی درقفستو باز میکنم بیای وپروار کنی اما ما نمیشنیدیم خلاصه این شد که خبردار شدیم اون فرد ورشکسته شده دیگه قادر به دادن سود ما نیست وما موندیم وکلی قسط وچک به عالم وآدم کارمن شده بود این دوماه گذشته گریه زاری به طوری که نمیتونستم تمرکز کنم روی دوره لاغریم َچند هفته پیش ندایی بهم گفت چرا اینجوری میکنی با خودت تو الان نمیتونی لاغر کنی اول زندگیتو درست کن بعد یکی یکی 

      انگار تمرکز من همش معطوف مشکلات مالی بود وواقعا هم بود این شد که شروع کردم اول به دره گام به گام لاغری واز اونجا هم کشیده شدم به این دوره من هنوز دوجلسه گوش دادم اما اونقدر حالم خوش شده که حد نداره ومعجزه درزندگی من داره هر روز اتفاق میوفته وقتی این دوره رو شرکت کردم با خودم عهد بستم دیگه سمت پول سودی یا دلالی نریم واز خدا بخواییم رزق فراوانمون خودش بده اونم با آرامش توبه کردم وطلب بخشش وخداهم منو بخشید استاد دیروز اون شخص بهم گفت به لطف خدا به زودی ملکشو که فروش نمیرفت داره میفروشه وخودشم توبه کرده از این کاروکل پولمون بهمون برمیگردونه خیلی خوشحال شدم از دیروز لبخند از روی لبام محو نمیشه اونقدر شاد وخوشحالم که کل خونمو تمیز ومرتب کردم همه جا داره برق میزنه😅🤭آخه وقتی خوشحالم حس مهمونی دارم وخونه رو مثل موقع مهمون آراسته میکنم خیلی حس فوق العاده ایه خدایا شکرت به خاطر همه نعمتات میدونی خداجونم دیگه من صد درصد بهت ایمان دارم که تویی که رزق میدی اونم بیحساب وبینهایت خدایا شکرت بابت اینکه من وهمسرمو اینطور سورپرایز های خوب مالی میکنی عاشقتم یعنی استاد الان میتونم با اطمینان بگم که دیگه زندگیمو میتونم با لذت زندگی کنم خدایا شکرت به لطف خدا ماشینمون با قیمت خوبی فروختیم ویک خریدار خیلی خوب اومد براش داریم از خونه اجاره ای با امکانات کم با ماهی ۱۵۰۰ اجاره داریم میریم رهن کامل منطقه بالا تر خونه با امکانات بهتر آب وهوای بهتر مردم پولدار تر وبا فرهنگ تر وبهترخداروصدهزار مرتبه شکر صاحب خونه جدیدمون خیلی آدم خوبیه یک همسایه داریم فقط که اونا هم مثل خودمون تازه ازدواج کردن امیدوارم خونه جدیدم دوست خوبی پیدا کنم اینا همش معجزه است اما واقعیه واین شگفت انگیز ترش میکنه🥰🥰🥰😍😍😍😍

      اما خدارو چطور شناختم وچقدر باور دارم اینجوریه 

      خب خداوند اینطور میدیم که دعامو برآورده میکنه اما نه به این راحتیا مثلا باید دعای خاصی بخونم ونمازامم حتما سروقت بخونم وگرنه دچار قهر خدامیشم واصن دلیل اصلی برآورده نشدن دعاهامم همین میدونستم کاهل نمازی یادمه چله میگرفتم وکلی هم ذکر میگفتم هر دفعه چله رو خوب اجرا میکردم دعام برآورده میشد هر وقت نه نمیشد خودمم میگفتم مگه الکیه دعا برآورده بشه اما از وقتی این دوره رو گذروندم باور کردم وبهم اثبات شده که خدادنبال بهونه میگرده دعای منو برآورده کنه اصن نیازی نیست من کارعجیب غریبی کنم همینکه حسم خوب باشه خوشحال باشم شکر کنم بگم خدایا من اینو میخوام برآورده میشه

      الان دیگه خداازنظر من مثل اون عاشق مولتی میلیاردر که میگه تو فقط گریه نکن هر چی بخوای من فراهم میکنم اگه یه قطره اشک بریزی به خاطرت دنیا رو به آتیش میکشم وبه خاطر لبخندت همه دنیا رو فدات میکنم 🥰🥰🥰😍😍

      بله یه همچین خاطر خواهی داشتمو خبر نداشتم خیلی لذت بخش خداروشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۲۱:۴۹
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 176 کلمه

      اما دیدگاه من درمورد خداوند درزمینه تناسب اندام وسلامتی همیشه بهم گفته شده بود که اگه از خودت مراقبت کنی مرتب ورزش کنی وغذای سالم ومقوی بخوری سلامت میمونی یعنی برای سلامتی خداوند دخیل نبود ومراقبت سخت نقش داشت خب تا حدی باورش کرده بودم که به محض خوردن چیزای کمتر رژیمی مریض میشدم یا مثلا یک روز ورزش وپیاده روی طولانی نمیکردم هم مریض میشدم الان به لطف این دوره یکم بهتر شده این باورم ولی هنوزم دارمش که دلم میخواد کاملا عوضش کنم 

      درمورد پول وثروت هم قبلا این باورم بود که باید سخت کار کنی وعداب بکشی وگشنگی بکشی تا پول دربیاری اما به لطف خدا دیگه همچین باوری ندارم ومعتقدم خداوند همینطور که تونسته اینهمه پول وبدهی مارو صاف کنه قطعا همچین خدایی میتونه منو ثروت مند کنه

      باور من درداشتن همسر خوب وارتباطش با خداوند من از اولشم میدونستم که قطعا یک همسر بینظیر نصیبم میشه وشد چون شکی نداشتم خدابرام میخواد پس باورای مسخره بقیه که شوهر نیست یا خدا نمیخوادوغیره رو از اولشم باور نداشتم وخودمو لایق یک مرد خوب میدونستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۰۷/۱۳ ۱۴:۱۹
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد گرامی ودوستان عزیزم

      به نام خداوندی که بسیار بخشنده وبسیار مهربان

      این فایل ونمیدونم چند بار گوشش کردم فقط میدونم که از صبح که بلند شدم ساعت ۷ تا الان که ظهره گوش کردمو ومرتب تکرار شد

      وچقدر هر بار چیزای جدیدی به ذهنم خطور میکرد که منو شگفت زده میکرد خدایا شکرت 

      اماباور من دررابطه با خداوند 

      من بچه که بودم ارتباط خیلی خوبی باخداوند داشتم به طوری که همیشه موقع بازی درحیاطمون درست مثل یه دوست خیالی باهاش حرف میزدم وخواسته هامو بهش میگفتم 

      فقط فکر میکردم تو آسمون لای برگای درختای میوه مونه 

      همیشه روبه آسمون نگاه میکردمو ومیگفتم خدایا ببین مامان وبابام دارن دعوا میکنن باهم اینارو عاقل کن که باهم دوست بشن ببین من دختر خوبیم دعوا نمیکنم بادوستام تازشم اگه دعوا کنم آشتی میکنم میرم وخوراکیمو میدم به دوستم یا اسباب بازیمو وبوسش میکنم وآشتی میشیم 

      اینا چرا اینجورین خودت اگه دوستشون کنی مثلا منم کمک مامانم بیشتر میکنم یا نمره مو بیست میگیرم تو درسم 

      همیشه باخدامعامله میکردم 

      که تو این کارو بکن منم این کارو

      خخخ

      جالب اینجا بود که وقتی کوچیک بودم باور داشتم خداست الکیه مگه همه کاری میتونه بکنه پس درنهایت تعجبم هم همون اتفاق میوفتاد که مثلا مامان وبابامو میدیدم که دارن میخندن وآشتی کردن 

      یا حتی به خواسته های دیگمم رسیدم 

      ولی کم کم با ساختن خونمون درختا بریده شد ومن دیگه نتونستم آسمون ببینم خونمون تبدیل شد به آپارتمان وبعدشم که از مامانم پرسیدم خدا کجاست گفت همه جا نتونستم باور کنم که همه جا میتونه باشه  چون چند باری ازش چیزی خواستمو وبهم نداد ومنم باور کردم که باهام قهر کرده ووقتی پدر بزرگممو ازم گرفت منم باهاش قهر کردم 

      واین شد خصومت من باخدا

      اما وقتی چند سالی نماز خوندم باور کردم که خدا بالای سجاده منه من سجاده رو پهن میکردمو ونماز میخوندم وبعدش دعا میکردم حس خوبی میداد بهم 

      به طوری که حتی نور سبز درون سجادم میدیدم وخیلیچ احساس نزدیکی میکردم باخدا

      اما خب سخت بود

      درسام زیاد شده بود ونمازای من بعضیاش قضا میشد وحس عذاب وجدان منو از خدا دور کرد 

      احساس میکردم خیلی خجالت آوره که نماز نخونی واز خدا چیزیم بخوای 

      حتی وقتی میخوندمم نمازای قضام جلوی چشمم رژه میرفتن واز حس شرم روزی چندین مرتبه نماز میخوندم اما تموم شدنی نبودن وخستگی مانع از ادامه دادن من شد 

      وباعث شد بگم اگه دوستی باخدا اینهمه عذاب داره من نخواستم 

      خدایی که محتاج نماز منه ومنو مجازات میکنه رو من نخواستم این خدااصلا عادل نیست اصلا مهربون نیست ومدام محتاج تشکر منه 

      دوباره باهاش قهر کردم 

      تا اینکه مشکلی درزندگیم پیش اومد وشخصی به من گفت که اگه نذر کنی حاجت هات براآورده میشه 

      ومنم نذرکردم وبرآورده شد 

      وخیلی خوشحال شدم وهمزمان با برآورده شدن حاجتم ازدواجم کردم با شخصی که خیلی دوستش داشتم 

      وتازه فهمیدم که خدا درقلب وروح منه 

      وعشق دراصل همون خداست که جلوه های زیادی داره 

      ودوستی من باهاش زیاد شد 

      اما هنوز باورهای غلط زیادی داشتم 

      نسبت به حدوتوانایی هاش 

      مثلا فکر میکردم اگه رنجی نکشی گنجی بدست نمیاری

      یا سلامتی آدم به خداربطی نداره مدل زندگی آدم که مریض وسالم بودنشو میسازه چاقی خودمو تاوان رفتارهای اشتباهم میدونستم والانم که خودمو بخشیدم وفهمیدم که خداوند بسیار بخشنده است خیلی راحت میبخشه دیگه تاوان نمیدونم 

      ولی درعوض با خیلی چیزی های دیگه رابطم باخداوند مشکل دارم 

      چند وقتیه دارم تلاش میکنم دوره لاغری با ذهن شروع کنم نمیتونم 

      همش وقفه میوفته ویا کمی انجامش میدم وبقیش رو انجام نمیدم خیلی احساس افسردگی وناراحتی میکردم 

      بدجور کلافه بودم از دست خودم از دست دیگران وزندگیم 

      امروز جالبه که وقتی این فایل مرتب گوش کردم یه حسی بهم گفت میدونی چرا خانه دار شدی 

      چون فرصت رشد کردن پیدا کنی چ

      ون اونقدر وقت آزاد داشته باشی تا حوصلت سر بره ونگاهی به خودت ومشکلاتت بندازی 

      یادمه وقتی که شاغل بودم واقعا وقت سرخواروندنم نداشتم 

      ولی الان که خانه دارم حوصله ام سرمیره وافسردگی میگیرم یعنی وقت میکنم افسردگی بگیرم 

      خخخخ

      تازه فهمیدم که چقدر دوران طلایی زندگیمو سپری میکنم 

      وخبر نداشتم 

      فکر میکردم خدامنو درسختی قرار داده تا 

      نمیدونم تاوان چیو بدم 

      چون معتقد بودم که بخشیده شدم 

      ولی فکر میکردم باهام لج کرده یا نمیدونم زمونه باهام ناسازگاری پیشه کرده 

      چه فکرای مسخره ای 

      بدون هیچ دلیلی عذاب میکشیدم واز همه مسخره تر گریه هم میکردم وبه حال خودم تاسف میخوردم 

      چقدر جالب حالا که دارم خوب فکر میکنم واینهمه افکار درهم وبرهم خودمو جمع میکنم میبینم 

      چطور خدای مهربان داره از من فرد بهتری میسازه وچقدر شگفت انگیز 🙂

      حسم خوب شده وحالم عالی شده 

      خدایا شکرت حالا میفهمم اینهمه وقت اضافه وتنهایی رو برای رشد من قرار دادی تا متناسب بشم 

      ارتباطمو با تو درست کنم وارتباطمو باخودمو وبا باورهام درست کنم 

      منظم تر بشم درزندگیم درذهنم ودرزندگیم 

      انگار خانه تکونی وجودمه انگار وجود من بیشتر از همه چیز به این تکوندن وبازسازی احتیاج داشت

      انگار تا حالم خوب نشه تا اصلاح نشه ذهنم هیچی درست نمیشه وحالا کلی وقت دارم که مرتبش کنم وهمزمانم خونمم مرتب میکنم ونظم میدم وچقدر عالی که تنهایی من سکوی پرتاب من شد

      حالا باور دارم که هرمشکلی دارم از ضعف ایمانم نسبت به خداوند میاد

      من باور نداشتم که خدااگه بخواد خیلی راحت میتونه لاغرم کنه وتناسب ایده آل منو بهم بده 

      باور نداشتم که خدابتونه حال منو خوب کنه 

      باور نداشتم که بتونه روابط منو باهمه درست کنه 

      اما حالا میخوام بسپارم به خودش 

      میخوام بگم مثل بچگیام که توخدایی تو هر کاری خیلی خداییی خدا آخرشی همه چیز دست تو وفقط تو میتونی همه کاری کنی

      پس منو لاغر کن وخوشگل ومتناسب کن 

      حالمو احساسمو خوب کن 

      وروابطمو با همه درست کن 

      پولم بهم بده اونقدری که خوشحالم کنه

      یه عالم بوس یه عالم دوستت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۰ ۱۹:۲۹
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 823 کلمه

      با سلام  خدمت استاد عزیز وگرامی 

      چیزی که من بعد ۵ دفعه گوش کردن این فایل فهمیدم 

      که اول ببینم چه چیزایی از خدا بهم گفتن درمورد مسائل مختلف

      من درمورد پول همیشه پدرم میگفت اگه سخت کار کنی وصدتو بگذاری خداهم روزیت میده ولی باید قناعت کنی تا از دستت نره نمیشه هم خوب بپوشی هم خوب بگردی هم خوب بخوری هم پولدار شی بزرگترین گنج قناعت درسته که من چیزی ندارم اما خداروشکر تا حالا هم محتاج کسی نشدم ودستمو جلو کسی دراز نکردم همیشه میگفت هرکی بلند پروازی کنه با سر زمین میخوره همشم دایی هام مثال میزد که ورشکسته شدن یا فامیل های دورمون که کل داراییشون خوردن و نابود شدن 

      حتی مادرم با اینکه راجب پول چیزی نمیگه ولی برای خودش چیزی نمیخره وبا اینکه شاغل مدام طلا می‌خره وزمین واعتقاد داره که هرچی بخری پول دور ریختن وهمش میگه دوست دارم برای خودم بخرم ولی دلم نمیاد فقط طلا وزمین وخونه دلم نمیسوزه از خریدش وبا کمترین امکانات وبدون پول مسافرت میره ومعتقد که فقط تو خونه نباشی مسافرت با کوله ونون پنیر وپای پیاده مسافرت وتفریح 

      ومن به نظرم همشون باور دارم که تا سختی نکشی پولی درنمیاد ولی هیچ وقت دوست نداشتم اینهمه سختی کشیدن برای پول درآوردن 

      وخدا هم جایی نداشت تو پول درآوردن خدا روزیت میده دیگه درحد نون و آبت این روزیت بقیش دیگه به تلاش خودت وشانست بستگی داره که زمونه  چطور باهات تا کنه 

      تو باید قناعت کنی  فقط باید مواظب باشی گرگ ها از چنگت درنیارن خدا کاری به پول وثروت مند  شدن تو ندارد 

      راستش باور من این بوده که هیچ وقت خدا سهمی درپولدار شدن ما آدمها ندارد وبراش اعتباری قائل نبودم تازه دارم متوجه میشم که

      مدام شنیدم که مردم دارن از گشنگی میمرن باید شکر کنی همین غذایی که میخوری وبه فکر بیشترش نباشی چون ممکن همینم نداشته باشی یه روز باید قانع باشی به همین غذا 

      اما من همیشه یه جای ذهنم همچین زندگی فقیرانه با ریاضت وکمی رو نمیخواستم بچه که بودم از خونه خودمون که دوتا اتاق کوچولو بود بدم میومد همیشه پولدارها رو میدیدم وبا خودم میگفتم که من یه روزی ثروتمند ترین عضو فامیل میشم واینقدر پول وثروت بدست میارم که همه مثل پولدارا بهم احترام بذارن خونه پدربزرگم میخرم وهمشون ميندازم بیرون ویه خونه باغ بزرگ برای خودم درست میکنم خیلی قشنگ وباشکوه

      ولی زمان که گذشت رویاهام فراموش کردم  هرچی هم تلاش کردم پولم از دست رفت من وهمسرم ۴ دفعه در۶ سال زندگیمون ورشکست شدیم تا اومدیم یه حرکتی بزنیم پولمون نابود شد

      میدونید استاد خوب که فکر میکنم درسته که درقلبم با پدرم مخالفم ودلم میخواد پولدار بشم وصاحب همه چی بشم وبهش ثابت کنم که تمام افکارش راجب پول خدا وثروت اشتباه بوده وبه دختر کوچولوش که الان خانمی شده افتخار کنه ولی تمام حرف هاش باور کردم وهمش هرکاری که اومدم انجام بدم تهش شکست خورد 

      حتی خونه خریدنمونم که دراوج بی‌پولی بود ودست کمی از معجزه نداشت تازه میفهمم چرا ممکن شد 

      چون باور داشتم که پدرم کمکمون کرد وگرنه نمیتونستیم بخریم بعدم خونه اش ۵۳ متر که به نظرم کوچیک وحقیر بعدم محله خیلی پایین تهران وسط شهر که پدرم همش میگه جای بدیه یعنی چون حقیر وفقیرانست اشکال نداره داشته باشمش سقف دیگه بهتر از آوارگی سر محله جوادیه تهران وحتی خودمم خجالت میکشم بگم کجا خونه خریدم 

      من دختر بالاشهر نشین تهران باید برم سربدترین محله تهران خونه بخرم

      حتی خونه رو دوستشم ندارم 

      از بس که پدرم زده تو سرمون برای همچین جای بدی خریدن خونه حالا نمیاد بگه که اینا جوونن اول زندگیشون خودش یادش رفته اگه مادربزرگ پدربزرگم بهش خونه نمیدادن توخونه مونده بود اونم دوتا اتاق تو درتو بعدم خونه الانشم صدقه سر ارث پدریش داره

      میدونید استاد من تفکراتم راجب پول وثروت خیلی داغون 

      خیلی ناراحتم خیلی شاکی ام از زمین وزمان حتی خدا 

      فکر نکنم درمورد بقیه مسائل اینقدر که درمورد ثروت ودرآمد وپول گیر وگرفتاری ذهنی وفکری دارم داشته باشم 

      یعنی من باورم راجب پول وثروت درست بشه بقیش راضی ام امروز این فایل که گوش میکردم هی که گوش میکردم حالم بدتر وبدتر میشد 

      انگار زخمایی که سالهابود کنده میشد وخونریزی می‌کرد 

      حرفهای پدرم وفکرای ذهنیم بدجوری آزارم میداد

      خیلی دلم میخواست بیام اینجا مثل بقیه بگم منم باور دارم خدا میتونه پول رو سرم بریزه یه کار عالی برام جور میشه که از تو خونه انجامش میدم میلیاردی درآمدم میشه ولی باور ندارم حتی براینکه دستان خدا سهیم هم باور ندارم 

      یعنی یه عمر پدرم هرروز بهم گفته باید تلاش کنی سختی بکشی قناعت کنی خداهم برای آدم کاری نمیکنه این دنیا فقط باید تا آخر عمر جون بکنی وقناعت کنی تا محتاج بقیه نشی هرکی ولخرجی کنه اصراف کرده وخدا ازش میگیره 

      مردم میبینن آه میکشن همین زندگیت میسوزونه واقعا هم سوزوند تا حالا تا اومدیم یکم راحت خرج کنیم راحت بخوریم مهمونی در شانمون بدیم بعدش پولمون به باد رفت وبه خاک سیاه نشستیم واز دماغمون دراومد اون خوشی

      حالا یه مساله ای میخوام فردا چند بار دیگه این فایل گوش کنم وبیام به خودم کمک کنم ویکی یکی باورهای اشتباه شناسایی کنم ورفعشون کنم چون دیگه نمیخوام دوباره با پولدار شدنم بدبختی همراه باشه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۱ ۱۱:۳۱
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 854 کلمه

      با سلام وصبح بخیر خدمت شما استاد عزیز وگرامی 

      دیروز وقتی باورهای واقعی خودمو دیدم خیلی حالم بد شد مشکلات وگرفتاریام اومدن جلوی چشمم این شد که تصمیم گرفتم دوباره امروز سه فایل مقدمه اول ودوم گوش کنم 

      امروز با یه حس وحال بهتری وبا اراده خوبی اومدم که حالا که چی که من خدارو درزمینه ثروت باور ندارم درحد نون وآب میدونم حالا میخوام زندگیمو عوض کنم میخوام باورهایم تغییر بدم میخوام ایمانم به خدا زیاد کنم اگه من اینهمه بدبختی ومشکل مالی میکشم ودلیل ش فقط وفقط باورهای غلط من به خدا راجب ثروت بی ایمانی من به خدا راجب ثروت پس باید درستش کنم میخوام به خدا ایمان بیارم  وبارها جدید بسازم برای خودم 

      خب الهی به امید تو خودت کمکم کن که بهت ایمان بیارم 

      میگن حر وقتی ایمان آورد بالافاصله به سپاه حق پیوست ومنم میخوام حر بشم آزاد  بشم از بند بایمانی

      اول اینکه خدا چی یا کیه خدا به نظر من موجودیه یا شخصیه که از نظر من توانمند مطلق یعنی اولین صفتش قادر مطلق مثلا من بلدم آشپزی کنم درحد خوب ولی یکی دیگه درحد عالیه اون خیلی کار درست ولی یکی که آشپزی ش جوری که مو لای درزش نمیره وبینقص وسرعتش کسی نداره دستش کسی نداره دانشش کسی نداره مهارتش کسی نداره میشه خدای آشپزی از نظر من البته به این صفاتش باید خستگی ناپذیری همیشه آماده بودن واشتیاقم اضافه کنم 

      حالا شاید بگید چرا خدارو با انسان مقایسه میکنید 

      میخوام بگم که اگه بخوام بهش ایمان بیارم اول باید بیارمش درحد خودمون بعد جایگاه رفیع ش باورم بشه 

      پس خدا هم باید این ویژگی هارو طبیعتا داشته باشه 

      یعنی قدرت انجام هرکاری رو داشته باشه به هر میزان وهروقت بی‌نقص انجامش بده با سرعت درکسری از ثانیه بتونه انجامش بده 

      مشتاق انجام دادنش باشه خستگی ناپذیر باشه همیشه دردسترس باشه جوری انجامش بده که مو لای درزش نره یعنی اونقدر بی‌نقص وفوق العاده باشه که بی‌رقیب باشه 

      درضمن خدا کسیه که مهربان باشه بینهایت وگرنه یه همچین موجودی که رفعتش منوط به شروط باشه یا مثلا یه درجه ای داشته باشه بازم نقص میشه برای خدا پس نداره قطعا وخیلی مهربان پس موجودی که بینهایت مهربان وعاشق بنده هاشم هست عاشق مخلوقاتشم هست یعنی مارو نیافریده که زجرمون بده بهمون سختی بده اگه میخواست مارو بیافریند وسختی بده که پس چرا مارو دربهشت آفرید خیلیا از جمله خود من همیشه فکر می‌کردیم که خدا وند مارو دریک بهشتی آفرید بعدم گفت دیدم لیاقت نداری با تیپا برو جهنم جهنم این دنیاست ولی اگه یک انسان با یک سیب خوردن با یک نافرمانی اینقدر ظالمانه بیرون بشه که این خدا صفت رحمان ورحیم بودن خودش زیر سوال برده صفت عدلش زیر سوال برده 

      پس داستان چیه 

      یه پدر به پسرش میگه مشروب نخور پسر میخوره 

      پدر یعنی با تیپا میندازدش بیرون نه بعد اونوقت خدا میاد برای سیب مخلوقش که اینهمه عاشقش میندازه بیرون از خونه اش که بهش بوده بعدم میگه حالا برو رو زمین شیطان پدرت دربیاره تا قدر بهشت بدونی هروقت مردی اونوقت بیا ببینم میارم بهش یا اونوقت تازه جهنم بعد تازه این قضیه منوط به اون آدم بیچاره هم نمیشه زنشم تاوانش میده بچه هاشم تاوانش میدن تا اینهمه سال نوبت من وشماست که  تاوان بدیم بله دوستان خوبم یه همچین یزیدی خدای ماست 

      آیا ما عقلمون کار نمیکنه چرا ازش استفاده نمی‌کنیم، من خودمو ميگما اینقدر این داستان باور کردیم قشنگ که قشنگ احساس بدبختی میکنیم 

      خب حالا این داستان‌های خنده دار از کجا آب میخوره از شیطان وزه

      کسی که دشمنی وعناد پیشه کرد با خداوند وبا وجود فرصت های متعدد خداوند دست از بدی هاش برنداشت اومد ودرگوش ما  داستان های دروغ گفت شک انداخت تو دلمون که این خدایی که به شما گفته اشرف مخلوقاتید ومن قدرت خودمو دادم بهتون از رگ گردن بهتون نزدیک ترم و عاشقتونم و…ولتون کرده تو این دنیا بیچاره ها منو ببینید چه ترسناکم من قدرت دارم اون کجا بود بیچاره شدین وبدبختی ن باید سگ دو بزنید هر روز برای پول وبردگی کنید هیچم آزاد نیستین هیچم خوشبخت نیستین پولم بخوایین دست منه لذت ها دست منه قدرت دست من خوشی ها دست منه همه آدمهایی هم که پولدار شدن روحشون به من فروختن که بهشون پول دادم بیچاره ها آخرش همتون مجبور میشین برای یه لقمه نونتون روحتون به من بفروشیم 

      استاد جان می‌بینید چقدر دروغ چقدر شک چقدر نفاق ودوری داره میندازه بین ما وخداوند 

      من تازه متوجه شدم که یکی سوسه اومده بینمون تا رابطمون خراب کنه 

      وگرنه خدایی که روزی تک تک حیوانات وگیاهان ش میده چطور ممکن روزی من بنده که اشرف مخلوقاتشم نده 

      بعدم چطوره که اون شیرش گوشت بره میخوره واون طوطیش مغز آجیل گیاه  وبره اشم گیاهان تازه دشت اونوقت روزی من نون خشک با آب 

      معلومه که نه روزی من خیلی خیلی فراتر از هر خوراکی 

      روزی من بهترین خونست چون من پادشاه زمینم 

      بهترین امکانات وماشین چون من اشرف مخلوقتشم 

      بهترین والاترین پول وثروت ورتبه است چون من از خون خودشم چون از روحش دروجود دمیده چون منو خلق کرده من لایق خدایی کردن درزمین هستم چون خودش منو جانشین خودش درزمین قرار داده 

      پس نه تنها با اشتیاق منو خلق کرده بلکه جانشین خودش قرار داده خیلیم محکم پشتمه مثل کوه خودش خداوند فرموده از رگ گردن بهتون نزدیک ترم یعنی چی 

      اینقدر نزدیکم اینقدر مواظبتونم اینقدر هواتون   دارم که خودتونم نتونید تصورش کنید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۱ ۱۳:۱۶
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      خب حالا مساله باور میشه مساله اعتماد وایمان به خدا میشه

      مگه استاد جان شما نمیگید خداوند تمام نعماتش مثل بارون وبرف قشنگی که الان میباره درتهران به سر بنده هاش به سر هرکسی که بخواد میباره یعنی مگه نمیگید خداوعده هاش راست خودشم گفته که وعده خداوند راست بخواهید تا اجابت کنم شما رو من الان حامله ام دوماه دیگه تقریبا بچه ام بدنیا میاد از خونه نمیتونم برم بیرون استراحت مطلقم بعدشم بچه ام بیاد بازم نمیتونم چون هم شیر میخوره هم نمیشه تنهاش گذاشت یعنی دلم نمیخواد تنهاشم بذارم

      حالا من درآمد میخواهم استقلال مالی میخوام سلامتی وزیبایی بچه ام میخوام  ولی الان درمورد پول من الان ۵۰ هزار تومن ماهی از سپرده کم بانکی ام دستم میاد و۴۰۰ تومن یارانه مگه نمیگید اعتماد کن به خدا خدا خودش جواب اعتماد تو میده من  یه کار میخوام برا شروع ماهی ۵ ملیون بدون اینکه برم  بیرون اصلا کاریش ندارم چطوری ایده اش به ذهنم میاد یه کسی کار بهم بده پول سرمایه گذاری بیاد تو حسابم نمیدونم چطوری کاری هم ندارم فقط بیاد ۵ ملیون ماهی به حسابم  خدای مهربون من با احساس خوب میخوام باور کنم که تو راهی قرار میدی جلو پام که ماهی ۵ ملیون تومن حقوق ماهانه با کار درمنزل وبه راحتی دربیارم وشروع کسب وکار بشه و روز به روز پولدار تر بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۴ ۱۳:۱۵
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 8 کلمه

      سلام پری عزیزم 

      حال دلتون همیشه  خوب عزیزم 😘😘💐💐💐💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 35
گردونه هدایا گردونه هدایا