0

نزدیکی خدا به انسان (جلسه سوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

اغلب اوقات فکر می‌کنیم که از خدا دور شده‌ایم، شاید به خاطر کارهایی که کرده‌ایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغه‌های روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.

اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیک‌تر از رگ گردنمان!

پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بی‌نظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝

خداوند به ما نزدیک است

اغلب ما فکر می‌کنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، می‌بینیم که خدا یه چیز دیگه می‌گه:

نزدیکی خدا به انسان

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

اینجا خدا نگفته «من بخشنده‌ام» یا «من روزی‌دهنده‌ام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.

فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی می‌کرد، شاید بعضی‌ها می‌گفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمی‌بخشه.» 😞 یا اگه فقط می‌گفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر می‌کرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔

اما وقتی خدا می‌گه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصله‌ای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.

این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی می‌شه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨

نزدیکی خدا به انسان مهم‌ترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند

یکی از مهم‌ترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمی‌کند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.

خدا مثل انسان‌ها نیست که امروز وعده‌ای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعده‌های الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.

پس اگر فکر می‌کنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شده‌اید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما به‌عنوان مخلوق نمی‌توانیم اراده‌ی خدا را تغییر دهیم. 🙏

یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمی‌توانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شده‌ایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعده‌ی خدای خود تخلف کند.

وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه می‌توانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعده‌های او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان می‌شود.

درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچ‌گاه از ما گرفته نمی‌شود.

نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه

هر نظری که دربارهٔ رابطه‌ات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطه‌ی واقعی خدا با تو ندارد.
این‌که فکر می‌کنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجه‌ی افکار خودت یا تلقین‌های دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖

برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همان‌قدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.

این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذت‌بخش با خداست.
با حذف این فاصله‌ی خیالی، مسیر برای تجربه‌ی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار می‌شود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا

برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشته‌ای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد می‌دهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو می‌شود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا می‌کشد.

بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.

در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسان‌ها به توبه دعوت شده‌اند. نکته شگفت‌انگیز و بسیار دلگرم‌کننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨

مثال‌هایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه

  • سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند. خداوند توبه این افراد را می‌پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
    در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
  • سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهره‌مند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
  • در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهره‌مندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
  • سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدی‌های آنان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
    این آیه یکی از قوی‌ترین مثال‌ها است که نه تنها وعده بخشش می‌دهد، بلکه می‌گوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل می‌کند، که نشان‌دهنده عظمت و مهربانی بی‌نظیر اوست.

این آیات به وضوح نشان می‌دهند که توبه دروازه‌ای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناه‌کار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.

پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شده‌اند فکر کنید از خدا دور شده‌اید، توبه کنید. 🤲

از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شده‌اید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها می‌کنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.

اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️

استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک می‌کند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.

با رها کردن گذشته، آینده‌ای سرشار از نور و آرامش را در آغوش می‌کشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق می‌رساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.

نتیجه‌گیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی

در نهایت، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شده‌ایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کرده‌ایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.

درک این موضوع به ما قدرت می‌بخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.

باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت می‌دهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.

این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون می‌کند و به ما اجازه می‌دهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کرده‌ایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.

پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بی‌نظیر نزدیکی به خالق هستی بهره‌مند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت می‌کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 196 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12222
297 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mojgan05@gamli.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۶ ۰۱:۵۲
      مدت عضویت: 2012 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 172 کلمه

      سلام از کودکی همیشه با خدا ی خودم حرف می زدم باهاش درد دل می کردم من از کودکی تنها بودم رابطی خوبی با مادرم نداشتم بیشتر با بابام دوست بودم منو درک می کرد مادرم با پسر ها بهتر بود چون مادرم خودش بدون مادر بزرگ‌شده ومحبت ندیده بود وبلد نبود وبیشتر دوست داره خودش مطرح بهشه وهمین باعث شد بیشتر با خدا حرف می زدم و مشکلات براش می گفتم واین ادامه داشت چند سال پیش یهوتصمیم گرفتم همه چیز به اختیار خدا گذاشتم به خدا خودم گفتم هر چی دلت میخواد بهم بده ودیگه خواسته هایم بهت نمی گیم دیگه خسته شدم خودم تسلیم خدا کردم بهش گفتم (راضیم به رضای خودت دادی دادی ندادیم ندادی ) وتا امشب استاد تو فایل اولی گفت باید از خدا خواست تا خدا شما را اجابت کنه ونیازها براوروه کنه، امشب پاسی از نیم گذشته از خدا بزرگ می خوام واشتباه بزرگم بگذره منو مورد عفو الهی قرار بده ودعا ها براورده کنه اونا که بین منو خودش .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        سلام دوست عزیز
        هیچ اشتباهی بزرگتر از عفو بخشش الهی نیست که خدا از پس بخشیدنش بر نیاد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۳:۵۳
      مدت عضویت: 2484 روز
      امتیاز کاربر: 250 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 424 کلمه

      سلام
      خدا از بچگی تو ذهن من همه کاره بوده و هیچ کاره
      از اسم و قدرت خدا برای ترسوندنم ازم سواستفاده ها شد
      خدا همیشه اهرم فشار و ترس آوری برام بود
      شروع قرآن که به نام خداوند بخشنده مهربان هست برام هیچ احساس مهربانی به همراه نداشت
      من همیشه برای شناخت خدا سردرگم هستم
      اینکه اول فایل گفتین بیاین تکلیف خودتونو با شناختی که از خدا دارین روشن کنید خیل برام جای فکر داره
      من همیشه از خدا همه چیز خواستم ولی به همش نرسیدم
      خدا برام اینجوری معرفی شده بود که اون میدونه من چی میخوام اون صلاح میدونه من چی بخورم کجا برم چیکار کنم
      خب منم همیشه معطل بودم ببینم خدا قراره چه برنامه ای برام داشته باشه
      این طرز تربیت در مورد خدا خیلی منو عقب انداخت
      روحم همیشه دنبال کارایی بوده که به قوله جامعه خدا خوشش نمیاد
      من عاشق آواز خوندن و رقصیدن و بازیگری بودم و چنان محکوم به بی بندوباری می شدم و چنان سرزنش می شدم و مورد بی احترامی قرار می گرفتم که عمدا خودمو از اون علاقه ها دور کردم
      همیشه تو رویاهام دنبال زندگی هستم که بدون قضاوت اطرافیان زندگی کنم
      آزاد آزاد باشم
      دلم می خواد جایی برم که هیچکسی منو نشناسه تا بتونم اونجور که میخوام زندگی کنم
      میدونم که خدا منو آزاد خلق کرده ولی من احساس آزادی نمی کنم و خیلی مراقبم که مورد توبیخ اطرافیان قرار نگیرم
      چون از فعالیت کردن لذت می برم کاری رو انتخاب کردم که هم یه کاری کرده باشم هم به اصطلاح بقیه خدا خوشش بیاد
      کار طراحی پارچه رو انجام میدم ولی میبینم که باهاش صددرصد نیستم
      یه جورایی دارم باهاش کنار میام
      ولی همیسشه کمک خدارو میخوام
      کج فهمی درباره خدا خیلی به من ضربه زده
      دلم می خواد مثل بچه ای که ظرف غذارو جلوش میزارن و اون هر جور که دلش می خواد حتی با کثیف کاری غذاشو می خوره ، زندگیم هر جور دلم می خواد تو دستام باشه
      مهاجرت کنم، چون خدا بی مرزه، کارا و فعالیت هایی که دلم می خواد داشته باشم چون ذات خدا آزادیه، دوستای جدید و پرانرژی داشته باشم و کلی برنامه ی دیگه
      من خیلی دنبال احساس درست به خدا هستم
      میدونم که با منه
      من اینو می فهمم
      راستش من از خدایی که اطرافیان و جامعه برام ساخته خیلی وقته که خسته شدم
      و راستش بدون اون خدا خیلی زندگیم راحت تره
      خدای مورد انتخاب من خدایی هم که همه کارو برام ساده و دلپذیر می کنه
      خدایی که علاقه های منو میشناسه و میدونه چطور باید بهشون برسم و منو هدایت می کنه
      خدایی که حتی کمکم میکنه و نشونم میده که چه موانعی رو باید از سر راه ذهنم بردارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۲۲:۴۹
      مدت عضویت: 2031 روز
      امتیاز کاربر: 60643 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      بنام خدای آسمانها و زمین
      خدایا من تا به حال فکر میکردم به خاطر اشتباهات گذشته ام خیلی ازت دورم چون آدم گناهکاری هستم هیچ وقت منو نخواهی بخشید چون که حرفهایی که در کودکی در کتابها خوانده بودم شنیده بودم که اگر این کارو بکنی خدا ناراحت میشه این و بکنی برات تو دفتر اعمال نوشته میشه به این میگن نامه اعمال میزارن تو دست چپ و میری جهنم خلاصه خدا را خیلی سخت گیر کرده بودند و من طبق این گفته ها خودم را یکسره تو جهنم می دیدم چون من نه،روزه گرفتم نه خوب نماز،خوندم غیبت کردم و خیلی کارهای دیگه اصلا روم نمیشد خوبه کنم گفتم حالا توبه کنم که چی که خدا منو ببخشه یعنی چی مگه الکیه من برا خدا کاری نکردم که بخواد منو ببخشه.گاهی دعا میکردم با خدا رازو نیاز،میکردم کارهایی که به نظرم خوب بود انجام میدادم اما باز ته دلم یه چیز،دیگه بود می گفتم من انسان گناهکاری هستم گناه کبیره کردم چه انتظار دارم خدا منو ببخشه من یه انسان جهنمی هستم .اما الان همه چیز فرق کرده با گوش دادن به این فایل من آن کوله بار گناهانم را که سالهاعذاب میداد سالها منو از،خدا دور کرده بود و باعث شده،بود من به واسطه حرف دیگران خودم را بنده خدا ندونم و قضاوتها که در مورد خدا نکردم که منو دوست نداره محلم نمیزاره چون زیاد گناه کردم رهایش کردم این کوله بار را و توبه کردم خودمو بخشیدم خدا هم منو بخشید و،الان بنده ی محبوب و،دوست داشتنی خدا هستم و میدانم خدا منو دوست داره و همیشه خدا را اطرافم مثل یه نور احساس میکنم خدایا ضد هزار مرتبه شکر که منو خودت به این سایت آشنا کردی غیر از،این چیز دیگه ای نیست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۱:۳۲
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 7844 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      به نام خداوندی که جهان رو به زیبایی افرید تا من در ان به تجربه های شیرین دست پیدا کنم .
      چقدر دور بودن به خاطر حرفهایی که سالها در ذهن خودم گنجاندم چقدر از وجود خودم دور شدم چقدر از خدایی که لحظه لحظه با من حرف میزنه تا دنیارو برای من زیباتر کنه دور دور بودم .
      از بچگی همیشه میگفتن اگه نماز نخونی اگه روزه نگیری اگه گناه کنی خدا نمیبخشدت و همیشه به خاطر گناهانت عذاب میبینی .چقدر بار روی دوشم سبک شد از وقتی خدایی رو شناختم که این دنیارو برای لذت من خلق کرد .
      همیشه هر وقت گناهی میکردم منتظر یک اتفاق بودم تا من جزای گناه خود را ببینم و چقدر الان دنیای متفاوتی دارم که خدای خودم را شناختم و فهمیدم او نگفته من را میبخشد.و خیلی خوشحالم که از وقتی خدای خود را شناختم فهمیدم مسول تمام اتفاقات زندگیم خودم هستم و هیچ سرنوشتی رو خدا برای من رقم نزده است و من باید دنیای خودم را بسازم.هر دنیایی را که دوست داشته باشم.
      سالها دوست داشتم نزدیکی تورا احساس کنم سالها فکر میکردم فاصله من و تو از زمین تا اسمانه اما الان که حست میکنم بهترین احساس رو دارم .هر وقت غم کوچکی به دلم میاد حس داشتن تو منو از این حال و هوای غم بیرون میاره و امیدهایی در دلم جوانه میزنه.
      خدای عزیزم مرسی که در قلبم هستی و معذرت میخام که این سالها ازت دور بودم به خاطر گناهانم و به خاطر بی عدالت دونستن تو .الان که میدونم تو بهترین عدالت رو در حق بندگانت داری خیلی خیلی ازت ممنونم و دلم میخاد و از تو میخاااااام تمام کسانی که در بدبختی و ناامیدی زندگی میکنن به این راه زیبا و شناخت خودت هدایت کنی تا باتو و خودشون اشتی کنن و تمام دنیا و جهانشون تغییر کنه.
      خدایاااا به خاطر تمام گناهانی که کردم و تورو خیلی سرسخت میدونستم طلب عفو میکنم و میخااام همیشه و در همه حال منو به حال خودم رها نکنی حتی وقتهایی که پای شیطان سرکش در میانه.میخام اونقدر صداتو پرنگ بشنوم که شیطان برام جایگاهی نداشته باشه.
      خدایااااا منو ببخش و من ایمان دارم که تو بخشنده دانایی…..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۲۲:۰۴
      مدت عضویت: 2155 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام و خدا قوت استاد بزرگوار و دوستان خوبم..من خیلی خداوند مهربان و دوست دارم اون خیلی ب من نزدیکه خیلی کمکم میکنه منم اونو بهترین دوست خودم میدونم هر کجا کمکی خواستم حواس منو داشته و تنهام نذاشته با این حال وقتی یه جا مشکلی پیدا میکنم شیطون میاد و میگه حالا دیدی مدام تو گوشم میخونه نفوذ بد میزنه ولی باز من توکل میکنم ب الله متعال ..منم هر کی اذیتم کنه قلبم و بشکنه فقط میگم خدایا ب تو واگذارش میکنم و تمام میگم تو خودت کمکم کن منو هیج وقت تنها نزار ک نمیتونم بالا و همیشه و در همه حال کمکم کرده الان یه حس بسیار خوبی دارم احساس سبکی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار samanesharifiiiii@yahoo.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ ۰۱:۳۹
      مدت عضویت: 2041 روز
      امتیاز کاربر: 409 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام وقت بخیر،همین الان تکالیف این جلسه رو انجام دادم و چیزی حدود ۶ صفحه فقط نوشتم.نه فقط خودم رو تمام انسانهایی که فکر میکردم تاثیر منفی در زندگی من داشتن هم بخشیدم و رها کردم .مدتهاست متوجه شدم هیچکس نمیتونه به من اسیب بزنه اما قلبا هنوز از ادم ها دلخور میشم چون بقول شما به حرفم جامع عمل نپوشیدم و قلبا بهش ایمان ندارم اما امشب رهاشون کردم .چیزهایی رو نوشتم که سالهاست درموردشون با هیچ کسی صحبت نکردم همه رو خط زدم و در نهایت از خدا طلب بخشش کردم و خودم رو بهش سپردم و فردا یک روز جدید با احساس جدیدِ برای من.احساسم وصف نشدنیه
      فقط میتونم ازتون تشکر کن.واقعا سبک شدم🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار AfsoonFathipour
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۰ ۱۶:۲۷
      مدت عضویت: 2247 روز
      امتیاز کاربر: 551 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      سال‌های سال خدا به جای آرامش و امنیت خاطر و دلیل و امیدی برای تحمل سختی ها و با اطمینان رو به جلو رفتن، فقط دلیلی برای سرزنش و ترس و نگرانی و احساس گناه بوده که اگه به بزرگترا احترام نمیذاری خدا میزنه تو سرت. اگه شیر ابو باز میذاری خدا قهرش میگیره اگه به خودت برسی و زیبا و آراسته باشی نه حتی هنجار شکن گناه داره مردمو دچار گناه میکنی و….اه خدای عزیزم که چقدرررررر فرق داری با چیزی که همه میگن. من حس عذاب وجدان از گناه ندارم شاید بزرگ‌ترین گناه من نا امیدی بوده ناامیدی و‌ترس که انگار‌مادر‌همه گناه ها و‌ناکامی هاست. ولی تلقین های منفی دیگران از کودکی‌تا‌ حالا شده دلیل نالایق دونستن خودم‌برای‌هررررررر اتفاق خوب کوچیک‌و‌بزرگی‌برای من و‌خودم هر‌روز و لحظه نا‌خوداگاه به این تصورات دامن میزدم.به حسی یه ندایی از درون‌منو‌ نا لایق و بی عرضه میدونه و هر‌وقت میخوام قدم‌بردارم‌برای‌کاری‌که میدونم از پسش برمیام‌ شیطان دورنم‌ نجوای درونم میگه نه تو‌لیاقت این چیزا رو‌نداری صدای والدینم‌تکرار میشه که نه تو که نمیتونی بقیه رو ببین‌تو‌هیچی‌نمیشی و…. رها شون میکنم خیلییی‌سنگینن‌ اونقدر که به گلوم فشار بغض میارن و پاهام‌ سست شده زیر سنگینی شون ‌ و نمیتونم حتی‌تکون بخورم. امروز بیست دی‌ماه نود و‌نه آخرین زمستان‌ قرن این کوله‌بار زشت ‌بد بو و کثیف و سنگین‌ و‌بدرد نخور‌ رو میذارم‌زمین. خدای عزیز بی‌نیاز من، از اینکه منو به اینجا‌هدایت کردی ازت ممنونم‌و‌میخوام‌ در ادامه مسیر زندگی‌ام به این فکر کنم که تو خیلی دوستم داری و‌ ازم‌ دلخور میشی‌اگه ناامید شم یا خودمو‌‌باور نداشته باشم‌این‌تنها گناه در نظر‌منه و میدونم کمی‌زمان‌ میخواد ولی میخوام به رفتارم‌اگاه باشم‌و رفتار‌ و کردارم سراسر شایستگی‌ و لیاقت رو نشون بده و ایمان به اینکه‌ من بنده عزیز تو هستم و تو همییییشه هوامو‌ داشتی و داری. از نا امیدی از اهمیت دادن به غیر از تو‌به روح پر‌ارامش تو پناه میبرم‌ من بخشی‌از روح تو و لایق و شایسته بهتریییییییین‌ها هستم چون تو و لطف و بخشش تو خییییلی از گناهان و اشتباهات من‌بزرگتره. دوست دارم خدای خوش‌قول‌من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mokhtari.sab7781
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۰۸:۰۶
      مدت عضویت: 2173 روز
      امتیاز کاربر: 23131 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 635 کلمه

      سلام
      من همیشه به خدا میگفتم چرا من مثل بقیه لاغر نیستم؟ چرامثله بقیه بچه های هم سنم نمیتونم دوست پیدا کنم؟ چرا من باید کسی باشم که به خاطر چاقی مسخره میشه ، لباس گیرش نمیاد همش چرا چرا چرا…. تا اینکه همون خدایی که فکر میکردم هیچ کاری ازش برنمیاد و منو به حال خودم گذاشته ، این سایتو در بدترین شرایط روحی جلوی روم گذاشت و اونجا بود که یه لحظه از بیرون به ماجرا نگاه کردم و به خودم گفتم: چرا من نه؟! دقیقا بر عکس شده بودم، وسط اون همه گله شکایت و احساس پوچی و بدبختی و چاقی بودم که یهوووو چاقیم تبدیل شد به دلیل سپاسگزاریم:) دیگه نگفتم خدایا چرا منو با این بدن آفریدی ، میگم ممنون که منو با این بدن آفریدی تا فرصت پاکسازی چاقی و هر عامل محدود کننده ی دیگه ای رو داشته باشم. و به این نتیجه رسیدم که اگه لاغر باشی دلیل نمیشه خوشبخت هم باشی چون هزاران لاغرو دور و برم میدیدم که انقدر مشکل دارن که حتی فرصت نمیکنن خودشونو توی آینه ببینن و به خودشون لبخند بزنن و بگن خدایا ممنون که من متناسبم. ولی من همین الان با همین وزنی که الان دارم میتونم با وجود هزاران چیزی که ذهنمو مشغول کرده برم جلوی آینه و به خدا بگم ممنون که منو تو این مسیر قرار دادی که اگه میخوام متناسب بشم از بهترین راهش بشم، اگه میخوام تو زندگی شاد باشم راه درستشو یاد بگیرم و از همه مهم تر برم جلوی آینه و به خاطر چاق بودن و فرصت تولد دوباره با متناسب شدن از خدا تشکر کنم.
      خب حالا میرم سراغ احساسم نسبت به خدا در گذشته:
      من احساس میکردم هیچ چیزی به اسم خدای توانا وجود نداره احساس میکردم خدا مزخرف ترین باوریه که یه انسان میتونه داشته باشه و کسایی که بهش اعتقاد دارن فقط دارن خودشونو سرگرم میکنن تا از بقیه مشکلاشون فرار کنن. من نمیدونستم که این احساسو نسبت به خدا داشتم و همین امروز صبح به این نتیجه رسیدم که من قبلا همچین دیدی به خدا داشتم چون اونروز هرچی من ومریم تو کویر نشستیم و داد میزدیم و به خدا میگفتیم اگه راست میگی اون پلاستیکه رو تکون بده و خدا هم حتما نشسته بود و به ما میخندید ، فک میکردم این خدائه که هیچ قدرتی نداره و نمیتونه کاری کنه که من توی کلاس بسکتبال گل بزنم ، فک میکردم خدائه که توانایی اینو نداره که منو لاغر کنه ولی الان که نسبت به گذشتم آگاه تر شدم فهمیدم من این دید رو نسبت به خودم داشتم. من بودم که احساس ناتوانی و دست و پا چلفتی میکردم ، من بودم که احساس میکردم مفید نیستم و همه ی اینا رو داشتم روی خدا برون فکنی میکردم. همیشه هم حس بدیه که بهش فکر کنی و هیچ وقت یادم نبود که باید از خدا معذرت خواهی کنم که همچین فکری راجب به خودم و خودش میکردم و فکر کنم الان فرصت مناسبیه: خب خدا من مسئولیت فکرای اشتباهی که درباره تو و خودم داشتم رو قبول میکنم و از ته ته قلبم ازت میخوام منو ببخشی که این فکرا و باورای محدود کننده رو داشتم و فرصت اینکه توی بغلت احساس خوبی داشته باشم رو از خودم دریغ کردم و همچنین میدونم که تو خدایی و همین الان منو بخشیدی بهت قول میدم دیگه هیچ کس و هیچ چیزو مقصر ندونم و تمام تلاشمو بکنم که تو از دیدن و رشد کردن من لذت ببری گرچه همین الان هم از اینکه منو آفریدی خوشحالی و به خودت افتخار میکنی… اما من قول میدم بیشتر مایه ی افتخات بشم. ازت برای همه ی نعمت هات و چیزایی که بهم دادی سپاس گزارم و قدرشونو میدونم
      دوست دارم

      ممنون استاد ، ممنون خود من ، و ممنون از هر کسی که داره از این سایت نهایت لذتو میبره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۳ ۱۴:۲۰
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 867 کلمه

      باسلام
      جلسه سوم از فایل اموزشیه زندگی با طعم خدارو چند بارگوش کردم،مثل دیگرفایلهاتون بسیار بردل می نشست وحقایق مطالبی رو که برای همه وجود داره رابیان کردید.
      باگوش دادنشون هم دلتنگ شدم وهم خوشحال.
      دلتنگ ازگذران عمرم که میشد بهتر بگذره وخوشحال از اینکه خداروشکرکه از همین الان هم میتوانم هرچه از عمرم را باقی مانده را درست تر استفاده کنم.
      همه نظرات ‌ودل نوشته های شرکت کنندگان دوره را خوندم .جالب اینجا بودکه تقریبا همه ازعملکرد نادرست ونافرمانیهاوکوتاهی کردن از فرامین خدا از قبیل نماز وروزه وحجاب وغیبت و……واثر اموزشهای غلط ازدیگران درزندگیشان ،دربرابر خدا احساس گناه داشته وطلب بخشش میکردندوخودوخدا را میبخشیدندبرای همهء کم و کاستیهایی که می پنداشتند ازطرف خود ویا ازطرف خدا بوده است وتعداد کمی هم نوشته بودند که حرف خدارو گوش کردندودرجهت انسانیت قدم برداشته وخدارا دوست دارند ولی دچار مشکلاتی درزندگی شده بودند وگله مند از خدا که چرا وچرا اینطور شده انها که خوب بودند.
      من هم جزء دسته دوم هستم که نمازو روزه وحجاب و….رارعایت کردم ودرطول عمر هرزمانی که کسی کمکی خواسته درتوانم هرچه بوده سعی در رفع مشکلش داشتم ،سعی کردم مثل چتر باشم که دیگران بررویش ببارند ،در خونمون بروی همه باز بود، باحقوق کارمندیمون هم زیاد مهمانداریهای مفصل داشتیم وهم خوب میخوردیم ومیپوشیدیم و میگشتیم وسفر میکردیم . درامدمان برکت ورزق فراوان داشت که خودمان تعجب میکردیم.
      دروغ ودورنگی وتوداری وحقه بازی درخونمون جایی نداشت واعتماد ،راستی وراستگویی،صداقت ودرستی درزندگی شخصی و اموزش وتربیت فرزندان درزندگیمون حرف اول رومیزد.درخانواده وفامیل زبانزد ومورد مثله همه بودیم
      همه ازما میپرسیدن رمز ارامش وشادی وموفقیت وباهم بودن وبرکت زندگیتان چیست .
      درمقابل این همه خوبی وانسان بودنمان اکثر موقع ها رفتارهاوبرخوردهای نادرست وضربه ها وضررهای زیادی دیدیم .وهمیشه میگفتم اشکا ل نداره خدا ناظر وحاضره خودش میبینه وجایی که لازم داریم جبران میکنه.
      از برخوردهای نامناسب افراد در مقابل خوبیهامون دیگه به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم به کسی بدی نکنم اما دیگر خوبی هم نکنم وبرای اینکه در اخرت مدیون کسانیکه درحقم خوبی کرده بودن نباشم ،خوبیهایشان راجبران می کردم ونه برای رضای خدا.
      همین طرز فکرم باعث شد مسیر زندگیم عوض بشه ودر سرنوشت عزیزانم به بدی موثر باشه.
      افکار بدی رو که تصمیم گرفته بودم ازاین به بعد به انها عمل کنم شروع به انجام دادنشان کردم .ضربه بدی خوردم وخیلی ضرر کردم ومشکل بزرگی که در اینده زندگی ‌فرزندانم موثربود پیش اومد انها خیلی خوب بودند .فکر میکردم خدا عالیترین وبهترین ها رو بهشون درهمه زمینه میده وکمکم میکنه اما خدا نگاهم نکرد.خیلی از خدا زده شدم حدود ده سال اززندگی دست شستم وافسرده شدم‌.
      ازخدا گله داشتم که چرا با این همه خوبی کردن به همه وسعی درانسان بودنمون کمکم نکرد .اما بیشتر از خودم گله مند وناراحت بودم وخودم را نمی بخشیدم که چرا برای همه ودرهمه مواقع درست عمل کردنم اما موقع ثمر عزیزانم تصمیم گرفتم خوب نباشم وعقوبت تصمیم وعملکرد بد وغرور وخودخواهی مرا چراخودم پس ندادم .
      خدا همیشه در زندگیم به موقع حضور داشت وشاید الطاف وبرکاتش بعلت همون گذشت وصبوری وخوبی بود که برای همه داشتیم واین نعمت خدادادی بزرگ راندیدم.اگر ازدست کسی ناراحت میشدم وجوابش رانمیدادم ولی بعد درموردش حرف میزدم این خودش غیبت بود ،تحلیل رفتار دیگران با فکر خودم خودش سوء ظن بود که ریشه اصلی اتفاقاتی بود که برایم پیش امده می بود .خیلی ازاشتباهات وتصمیماتم براثر اموخته های غلطی بود که یادگرفته بودم ومتاسفانه اثربد مستقیم انرا درطی سالها درزندگیم دیده بودم.بیشتر از خودم ناراحت بودم وخودم را نمی بخشیدم که چرا به بیراهه رفتم .
      همین اتفاقات وتکرار ومرور انها باعث فاصله من با خدا شد که منکه ضررم به دیگران وخودم رسیده چطور سرم را بالا ببرم وبا خدا حرف بزنم.
      سالها عذاب وجدان رهایم نمیکرد وافسردگی ودست از زندگی شستن که اثر بدتری روی همسر وفرزندانم داشت حاصل اشتباهاتم شده بود وازدست دادن امید به خدا واینده بهتر وتغییر شرایط رابدنبال داشت . داشتن احساس گناه برای اشتباهاتی از قبیل:نبخشیدن ادمهایی که به من بد کرده بودند وباعث خبیث وبد بودنم شدن ،داشتن گناه سوء ظن ،دادن احساس ناامیدی وناراحتی به دیگران بدون اینکه بخواهم ،داشتن توقع بالا وبیجا ازدیگران ،ندیدن نعمتها والطاف خداوند ،ندیدن لطف ومحبت دیگران درحقم ، داشتن افکار نادرست ،تصمیم گیری بجای فرزندانم ،رنج بردن از تبعیض قائل شدن خانواده ها ،موثر بودن در ازبین رفتن اعتماد به نفس وموفقیت خودم وعزیزانم ،مرور خاطرات بد ودردناک گذشته ،مرتب سرزنش کردن خودم واطرافیانم .
      ولی دوباره لطف خداشامل حالم شدکه بتوانم خود راببخشم واز خدا طلب بخشش کنم خدای مهربانی که منتظر بنده گنهکارش است تادربزند وبا اوحرف بزند خدایی که از مادر مهربانتر است خدایی که همه چیز رابرای ارامش واسایش وشادی وخوب زندگی کردن بندگانش افریده.
      من امروز ۴ دیماه ۹۹ از خدای مهربانم طلب عفو میکنم بخاطر اشتباهاتی که درگذشته داشتم ومن امروزاگاه شدم که رفتارم نادرست واشتباه بوده وبه دیگران ضرر زدم وموجب ناراحتی خودودیگران شدم وتصمیم گرفتم از امروز این اشتباهات را تکرار نکنم وایمان واطمینان دارم که خدا مرا میبخشد وخدای مهربان بلا فاصله درخواستم راتایید میکندومن ازاین لحظه بنده پاک ومحبوب خدا هستم بینهایت از خدا ی مهربون بنده نواز متشکرم که باز هم ذات رحمان ورحیمی اش شامل حالم شد واز طریق وسیله اش شما استادگرامی باعث اشتی وارتباط مناسب دوباره ام با خداشد.
      از شما استاد گرامی بسیار سپاسگزارم که عاشقانه وخالصانه وسیله ارتباط واشتی ما باخودمان وخدایمان میشوید.برایتان سلامت وسعادت وموفقیت روز افزونتان را از خدا خواستارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۳ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 2206 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 487 کلمه

      با سلام خدمت همگی
      امروز برای چندمین بار این فایل گوش کردم وخیلی لذت بردم پر شدم از کلی سوال وهی اومدم از استاد بپرسم هی اومدم اینجا بنویسم نشد وپاکش کردم اصن انگار خدا امروز جواب سوالای منو میداد خیلی احساس خوبی بود با خودم درگیر بودم که مگه میشه فلان خطا رو خدا ببخشه هنوز ادامه داره ومگه میشه منکه نماز وروزه نمیخونم ونمیگیرم از این به بعدشم نمیگیرم مگه میشه آخه توبه عملی به حساب بیاد خدا جوابمو میداد میگفت بنده من اصن کی گفته باید هر روز نماز بخونی تا بنده من بشی کی گفته باید روزه بگیری تا محبوب دل من بشی کی گفته کاری که ادامش دست تو نیست وبه خودت قول دادی دیگه انجامش نمیدی دلیل برای خطا کار بودن تو اصن حجاب چه ربطی به دوست داشتنی بودن تو داره درقلب من تو وجود منی تو عشق منی اگه نبودی که پاره وجودمو در جسمت نمیگذاشتم اگه بدونی چقدر فوق العاده ای دیگه ناراحت نیستی بگو میخوای پاک باشی وپاک بمونی برام کافیه اون لحظه به خدا گفتم خدایا منو ببخش برای همه خطا های قبلم میخواد وجودم پاک بشه وپاک بمونه میخوام عزیز دلت بشم جوری که صدات که کردم خداجونم من فلان خواسته رو دارم بگی جانم این قدر محبوبت بشم بعد گفتم خدایا من کاری ندارم بقیه من رو خطا کار ببینن فقط میخوام بگم تو برام مهمی چون عاشقتم من هر روز شکر گذاری میکنم بابت همه نعمت هات ودیدن من وبهتر کردن زندگیم خدایا کاری رو که احساس خوبی بهش ندارم انجام نمیدم ومطمئنم تو درک میکنی حالا احساس سبکی میکنم خداجونم دیگه اسمت خداجونمی نه اون خدای بداخلاق وترسناک بلکه خداجونم خودمی اون خدای مهربونی که هر چی ازت بخوام بهم میدی دیشب خواب جالبی دیدم تو خواب داشتم بهت میگفتم ۱۰ ملیون پول بهمون بده تا عید برام بفرست بعد گفتم اگه ۱۰ ملیون پول بفرسته بازم بعد دادن بدهی ها پولی برامون نمیمونه لطفا ۲۰ میلیون برامون بفرست بعد به خودم گفتم چه خبره اره خدا هم فرستاد بعد یه لحظه به خودم اومدم گفتم این چه طرز حرف زدن مگه برای خدا کاری داره ایمان داری که میتونه ۱۰ میلیون برات بفرسته پس ۲۰ میلیونم میتونه برات بفرسته وام بلا عوض وکلی خوشحال شدم واز خواب بیدار شدم دیدم داره ایمانم بهت قوی تر میشه دارم باور میکنم که هر چی ازت بخوام شدنی خدایا بیست میلیون میخوام که پول دستمون بیاد ممنونم عاشقتم خیلی خوشحالم که تو خدای منی اصن چی کار دارم چطور وچه وقت به دستم میرسه این پول فقط ایمان دارم که میشه چون تو خدای منی ومیدونم که خیلی زود به دستمون میرسه چقدر خوبه چقدر فوق العادست که یک عاشق قدرتمند داشته باشی که هر چی بخوای بگه فقط اشاره کن برات فراهم میکنم عزیزم 🥰🥰🥰😍😍😍🤩🤩🤩🥰🥰🥰😍😍من از این لحظه دیگه خطایی ندارم و رهاش میکنم ودور میریزم هر چی بود حالا سفید سفید روحم ومیدرخشه من مثل الماس میدرخشم وبه همه خواسته هام میرسم😊😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم