0

تغییر سرنوشت (جلسه ششم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکان‌پذیره؟ 🤔
شاید مثل من سال‌ها این باور رو داشتی که زندگی‌ت از قبل تعیین شده و چاره‌ای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و می‌فهمی که داستان یه چیز دیگه‌ست!

اینجا می‌خوام از تجربه‌ی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!

🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت

موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهم‌ترین دغدغه‌های ذهن من بود. 🤯

تغییر سرنوشت

از یه طرف از شرایط زندگی‌ام راضی نبودم، و از طرف دیگه می‌ترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث می‌شد خیلی وقت‌ها سکوت کنم و همه‌چی رو به حساب تقدیر بذارم.

مدام از اطرافیانم می‌شنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏

اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔

مادرم سعی می‌کرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا می‌دونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همون‌قدری که داری برات خوبه.»

ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که می‌گفت: «نه! من می‌تونم بیشتر داشته باشم. من می‌تونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨

وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدم‌های مختلف صحبت کردم، دیدم خیلی‌ها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟

اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگ‌تر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:

  • 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
  • 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
  • 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
  • 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم می‌تونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟

این همه جستجو نشون می‌ده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلی‌ها یه معمای حل‌نشده‌ست.

در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعه‌ای از اتفاقات از پیش تعیین‌شده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضی‌ها هم می‌گن زندگی ما درست مثل درخته: همون‌طور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همین‌طوره و قابل تغییر نیست. 🌳

اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یه‌سری محدودیت‌های طبیعی داریم؛ مثلاً همه‌مون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوق‌العاده داره: قدرت انتخاب.

ما می‌تونیم بارها و بارها شرایط بیرونی‌مون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونی‌مون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈

این یعنی انسان بارها می‌تونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچ‌وقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه می‌تونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨

خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم شرایط بیرونی همه‌چیزو تعیین می‌کنه: خانواده‌ای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی می‌کنیم یا حتی گذشته‌ای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه این‌ها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم می‌گیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅

تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب می‌کنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سخت‌تر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت می‌تونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت می‌خواست.
همون‌طور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همون‌جایی نگه می‌داره که الان هستی.

پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانه‌ست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادت‌های قدیمی برمی‌داریم، داریم سرنوشت تازه‌ای می‌نویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشته‌ای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

تغییر سرنوشت

🌈 تغییر سرنوشت من

از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.

انگار کسی پنجره‌ای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربه‌ی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرین‌های ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭

به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونه‌های تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفت‌انگیزی آرامش عمیقی رو تجربه می‌کردم 😌💖.

راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظه‌ای که باور کردم می‌تونم زندگی بهتری داشته باشم، همه‌چی تغییر کرد.

🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.

🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که می‌خوام زندگی کنم.

🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسان‌ها وجود داره.

این باور به من اطمینان داد که می‌تونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمی‌تونست خرابش کنه 🌿✨.

📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت

یادمه یه دوره‌ای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار می‌کردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمی‌موند. اون روزها مدام می‌گفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمی‌خواد بیشتر داشته باشم.»

اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من می‌تونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”

همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برم، کارهای تازه‌ای امتحان کنم و حتی از فرصت‌هایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمی‌دیدم 🚀.

چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بی‌پولی مدام باهام نبود. حس می‌کردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.

پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کم‌کم خودش رو با باورهات هماهنگ می‌کنه ✨🌍.

مراحل تغییر سرنوشت

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت

خیلی از ما سال‌ها منتظر معجزه می‌مونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:

گام اول: باور کن که می‌توانی! 💖

بسیاری از افراد فکر می‌کنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راه‌های خرافی مثل دعانویسی یا جادو می‌رن 🤦‍♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمی‌تونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو روشن می‌کنه.

گام دوم: مسئولیت زندگی‌ات را بپذیر 💪

وقتی مسئولیت کامل زندگی‌تو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آینده‌ات تبدیل می‌کنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت می‌شه.

گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏

باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃‍♀️، حتی با قدم‌های کوچیک.
اگه می‌خوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر می‌خوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب می‌کنه و مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو هموارتر می‌کنه. 🌟


✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یک‌شبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کم‌کم می‌بینی که مسیر زندگی‌ت درست همون‌طور که می‌خواستی داره تغییر می‌کنه. 🌍

نتیجه‌گیری ✨

سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.

همون‌طور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—می‌تونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱

اما اگه می‌خوای این مسیر رو به‌صورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.

استفاده که دوره‌ی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه زندگی‌ت رو متحول کنه. 💎

 این دوره بهت یاد می‌ده:

  • چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
  • چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
  • چطور حتی در سخت‌ترین شرایط، امید و آرامش درونی‌ت رو حفظ کنی.
  • و مهم‌تر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگی‌ت ایجاد کنی.

یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو می‌تونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامه‌ی زندگی در چارچوب‌های تکراری گذشته، مسیر تازه‌ای رو بسازی. 🚀

اگر آماده‌ای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دوره‌ی «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه نقطه‌ی شروعی باشه برای همه‌ی تغییراتی که مدت‌ها دنبالش بودی. 🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.29 از 150 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12273
245 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۱/۲۳ ۲۰:۰۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 700 کلمه

      به نام خدایی مهربان 

      سلام استاد و همه‌ دوستان هم‌ مسیر 

      من فرد  ایمان بودم باید تو این دنیا سختی می کشیدم هر جی سختی  بیشتر از ازمایش امتحان خداوندبا ایمان  بیشتر  عبور کرده  بود م انتطاراز  اون‌ حهان در مرحله بهتری باید قرار می گرفت این دنیای من فقط باید توش سختی میشد اکه من داشتم‌ 

      اگه خوشحبت زندکی می کردم منعی میداد که من رها شدم به حال خودم‌ خداوند ار من‌ دل سرد شده اجازه داده  شاد خوشحال زندگی کنم

      پس منتظر غذاب های اون‌ دنیا باید باشم چون‌ حق این مدل زندکی نداشتم جون‌ گناه کردم رها شدم و خداوند من به حال خودم‌زاشته که توشه گناهم افزایش پیدا کنه جقدر باورها نادرستی تو این افکار سابقم بود و باعث میشد برای دریافت سختی بیشتر مشتاق باشم نه راحتی شادی بیشتر برام همه تو ابعاد زیاد ایجاد شد 

      حاصل بذر اشتباهی بود که  تو زمین وجودم‌ و ایمان کاشتم جوانه زده رشت کرد تبدیل به درختی شد توش سختی حال بد ترس های زیاد از خالقم شد

      اجازه به خودم‌ نمی دادم‌ راحت مثل دو تا دوست با هم راحت خوب  صمیمی صحبت  کنیم  حالم که  خوب بود بیشتر ترس به سراغ می امد بازم چه خطایی چه گناهی مرتکب شدم‌ رها شدم شاد هستم حتی اگه بیمار باشم نشانه ایمان بهتر هست جون ازمایش و سختی بیشتر داره از من‌ گرفته می شه

       خوب اون‌ جهان جای بهتر انتظار من خواهد کشید ته ذهنم ارزویی بیماری داشتم‌ که ازمایش این دنیایی  بهتر از غذای سختی اون‌ دنبا هست بهتر ازش بخوام‌که این ازمایش،حتما از من بکیره چه بهتر نشان از توجه خوب خالقم نسبت به خودم‌ هست قصد خالقم تو اپن جهان جا مگان خوب تو بهشت هست  بهتر هست که بیمار هستم دارم درد می کشم این نشان از توجه خوب ایمان  خودم‌ هست 

       تو قران خداوند فرموده و گفته تو طول زندگی وهمیشه به خداوند  ایمان داشته باشم یی زمانی ایمان پیدا کنیم یی زمانی ایمان نداشته باشم یا توجه به خداوند نداشته باشم درست نیست تو دسته بندی خداوند هیج‌ موضوع  درباره چاقی بیماری وجودم نداره  این ساخته ذهن من بود وجود نداشت

       از اکاهی نادرست حس و باور  کردم خداوند  برای من خواسته و گله شکایت داشتم که‌ چرا بین من‌ افراد لاغر فرق کزاشته بین افراد سالم با من‌ فرق کزاشته چرا  من لاغر سالم خلق نکرده با بخش  بیمار بازم  بهتر کنار می امد چون‌ این بازم بهتر هست  نشانه ایمان و از ازمایش که خداوند برام خواسته بهتر قبول داشتم   جاقی توش ایمانی نیود  باهش بشتر مشکل داشتم دوست داشتم این بخش زدوتر از من جدا شه بد به سلامتی جسم برسم ولی در حقیقت نشانه تناسب فکری درست اولین سلامتی هست  کنارش لاغری هم‌ هست پس این دو هر دو باید تو این مسیر از هم جدا  نیست  همسو هست

       تو دسته بندی خالقم‌  نه چاقی هست  نه بیماری دیگه پس توجه درست پیدا کردم که‌ دسته بندی خالقم  چه طمعی وجود داره از همون طمع مزه انتخاب کنم و طمع که درخواست داشتم لذت ببرم و شکر گزار باشم که  این طمع دارم به زندگیم میزنم این در خواست خوب خودم‌ هست که به من داده میشه با اگاهی و با اختیار و حق انتخاب این بار درخواست ارسال می کنم و دریافت بهتری با حس ایمانی که خداوند بهترنها برای من‌ می خواد در صورتی به من‌ میده که حس نسبت بهش خوب هست‌ یقین و اطمینان نسبت به خالقم همراه با ایمانی  بهبود یافته خواهد بود

      طمع سلامت ودر کنارش لاغری هست

      طمع حس ایمان تکامل یافته  نسبت  به خدایی عزیزم‌ طمع ایمانی متفاوت با قبل که توش حق انتخاب دست خودم‌ هست از توجه و تمرکز  درست خودم‌

      طمع دارایی که‌مال خودم‌باشه لذت چشیدن این دریافت

       به خودم‌ هدیه بدم‌ از سمت خدایی قادر مهربان چون‌ دسته بندی خدایی عزیزم‌ بی نهایت هست حق انتخاب دارم‌ پس باید بهترین طمع های که هیج‌زمانی نچشیدم‌ درخواست کنم که از تقاوت طمع تاره حس تغییرات برام خوشایند باشه 

      طمع محبت بین خودم‌ واطرافم که ازدسته بندی خدایی عزیزم‌ باشه 

      طمع گذشت بخشش درست مثل خدایی عزیزم 

      من خالق زندکی خودم‌ هستم قبلا ازاین حق درست کامل استفاده نکردم‌ حالا که‌ درک‌ بهتری از مسیر تناسب فکری پیدا کردم این باز ازخالق کردنم چون‌اختیار دست خودم‌ همسو با خالقم هست بهتربن خلق تو‌ وجودم‌ رقم میزنم‌

      در پناه ارامش الهی ساکن باشیم  امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۸ ۰۲:۴۲
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 740 کلمه

      به نام خالق جهان هستی 

      سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان هم مسیر 

      حالب هست که تو این زمان وساعت خواب نبرد  وتو تا فایل این دوره هم‌متن خواندم‌ وهم فایل این بخش فایل  رو دبدم یی نکته حالب برام ساخت که باعث‌شد  اول فابل فبلی  رو نصفه کذاشتم برای درک‌ بالاتر تو گوکل کشتم‌ و این اکاهی  رو‌تو چند ابه قران  خواندم تحلبلش خواندم متوجه‌ شدم که برای رشت و تحربه سمت جه خوب وبد به  زمان نیازهست جه خوب که این تجربه رو به رشت وکسترس توحهت مثب باشه حتی افرینش جهان تو‌حندین دوره بوده  پیی مرحله نبودت  که جلوه عالی ازهر طمع  رو تو‌هرسلول به سلول وارد شده حالی از نشاط شور شوق هست که اصل طمع زندگی با کمک گرفتن دبدن کمک خدای عزبز میشه بهش رسید  واصل طمع تازه متوحه میشی چه مزه داره واصل مزه  وافعی این بوده نه اونی که ما اون‌ طمع میدیدم  ومیجشیدیم  درست مثل زمانی بود  که تو عطاری ها رنک‌ زغفران فرخته میشد باره تو سهر مشهد که حایگاه زغفران هست ما هم زغفران خربدیم وهم‌اون رنگ زغفران رو  بعضی زمان ازش استفاده کردیم ولی به تحربه دبدم فقط،رنک هست نه بو ونه طمع داره به مرور کلا این خرید انحام ندادم تریح دادم‌ برنج ساده میل کنم‌ از اون زنک جای زغفران استغاده نکنم وحالا شاید کیزی حددن ۲۵ تا ۳۰  سالی هست که فقط از زغفران استفاده میکنم وتازه زغفرانی که مبخریم هرسال کیقت هم بهتر وخالص هست  رو تهبه وخربدم اکه حالا من اون رنگ رغفران حلوم مجانی بزارن اسرارکن که ببرم حتی اون‌لابق بردن نمبینم  امکان ندارم تهبه کنم 

      زنذکی ما با طمع وشهد بودن‌درپناه خداوند درست مثب  همبن رنگ وزغفران واقعی هست  وفتی زندکی رو  با خداوند با حال شاد ونشاط وعشق به خودس بینی هر طمع ازکلی اکاهی درست خبر میده که با کلی نغیبر نکاه همراه هست 

      اخر شب به پسرم‌گفتم یی هویح ازتو یخجال برام بیاره  وفتی اولین تکه کاز زدم داشتم اون‌می جویدم افکار رفت سمت رشت این  هویح‌ در زیر خاک اول به قدرت خلق خداوند رسیدم چه رنگی  زیبایی در زیز حاک به هویح زده هویجی که افتاب مستقم ندبده برگش نور خورشید دیده وازخلقت خداوند جنین رنگی زیبای خلق شد ذهنم رفت سمت لبو‌ اپن جه رنکی داره اون زبز خاک همین شکلی به  اپن رنک زیبا درامده وفتی برش میخورد تا پخته بشه ترکیبش با اب جه رنگی عالی رو‌ می سازه  ازاون بخش رفتم سمت گوجه فرنگی که دراثر تابش نور خورشبد به این رنگ‌ مبرسه خودم‌گفتم خدابا  این ترکیب رنک روی زمین زیز زمین روی بوته زیز خاک برات فرقی نداره رنک به همشون دادی از رنگ تهی نبستن

       پس من بنده هم ازنطرت دور نبودم‌من جشم بستم از اطلاعات  و باورهای که ازدریافت همبن از اطلاعات  ساختم‌ وتو بخش خدا شناسی جای کلی افکار  به دور از خدای وافعی  ساختم طمع زندکبم اصلا طی زمان خوب  نبود واز طمعش هبج لذنی نبردم  هی بدی این  طمع افرایش پیدا کرد رفت سمت دبکه اززندگیم 

      وحالا که با تشکر وسپاس بی کران ازخالقم طمع زندگی من‌ درکل عوص شده اون ارام ارام‌عوض شد وجه خوب  که مراحل رشت رو‌ طی دارم‌ مبکنم‌ جهشی به این طمع واقعی نمیشه رسید من عجله داشتم ولی از کمک خدایی عزیزم این عحله ارام ارام‌ از خودم‌گرفت و حالا توارامشی واقعی که داره هر روز بیشتر از روز فبل میشه هستم 

      وحالا طمع های که دوست بچشم  طمع تناسب فکرم که تو حالت رشت و کسترش هست دوست دارم بجشم  وفتی ذهن تناسب پیدا کنه چنان دنیایی ازخلقت خالق رو‌برای هر بنده به شیپوه روش اون‌بنده میسازه  که بی نظیر هست فقط،درکش برای اپن بنده هست نه فرد دیگه قدرت ذهن بشر بی نهایت هست تمام انچه که دراطراف ما هست  از قدرت ذهن قدرت خالق همین ذهن هست که بی انتها هست   اکه من‌کلا کله شکایت تو هربخش ازخودم کرفتم بازم بیشتر بکیرم  نتابح عالی هست حتما عالتر خواهد شد 

      طمع اخبار خوب رو بجشم  اکه اخبار خوب بهش توحه با حال حس توجه به نکات مثبت باشه همین نکات مثبت حزو زندکی من‌میشه 

       جون‌طالب اطلاعات خوب شدم طمع اطلاعات خوب که امشب شهدش قسمت شد   هدبه بزکی  به من داد که تا امروز اصل بهش به این شکل توحه نداشتم این بار جندم هست که من دارم این دوره رو مببنم ولی اون‌ مرحل رشت تکمیل نشده بود برای درک‌ موضوع امشب  برای من  خدایا ازت تشکر دارم‌نمیه شب به حای گله سکایت که جرا خوابم نمیره نداشنم  مطلب بزرگ  به فهنبدم به درکش رسیدم 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق خق نکه دارتون‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۴ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 566 کلمه

      سلام  بر خداو ند که من رو هدایت کرده وداره همین زمان حمایت میکنی 

      سلام براستاد. وهم ‌مسیران. 

      من تو‌ کل  زندگی  طمع  چاقی رو انتخاب  کردم  وچه بد طمعی بود  که انتخاب کردم 

      انتخاب  بدیم  طمع  بیماری  بود 

      که حس  کردم  هر کسی  بیمار  باشه پیش خداوند عزیز هست 

      تو یی مرحله طمع شکست رو اتنخاب کردن که توهررزیم گرفتن نتیجه نگرفتن خلاصه شد 

      بازم توچندین مرحله طمع لذت نربدن از ورزش توزمان طولانی ونتیجه نگرفتن درد بدن داشتن.  

      یی زمان از آروزهای خودم گذشتن فرصت رو به دیگران دادن و به جای من از داشته من لذت بردن رو طمع زندگیم کردم 

      وفتی فرزندانم  به  دنیا  آمدن  کل طمع زندگی درگیری برای فرزندانم مهمانی دارای وتنهایی با کل این مشکلات رعد شدن شد طمع زندگیم. همسرم هم بود ولی تو ابن بخش کل کار روی دوش خودم بود 

      اروزی. خود رو کناری گذاشتن درپی خواستهای خودم در. فرزندانم‌. گشتن  شد طمع  زندگیم. 

      ودراخر اروزیی  که سالهای طولانی در سینه نگه  دارای ونتواستن اون توکل زندگیت تو تنهایی دلم برای تنواست اون که باید یی زمان به خودم این جرات میدم واین خواسته فلبی خودپم رو برآورده میکردم‌ولی بازم گذشتم اون طمع هم چشیدم 

      ولی امروزکه دارام این دیگاه.مینویسم همه اون طمع های گذشته درمن ازبین رفت طمع ابن مدت زندگی شد تواستن تلاش کردن عشق به خودم دادن ازخودم انتظار داشتن که میتوانی هرکاری رو می‌توان برای ذهنت و عشق  که این مسیرهست انجام بدی  خلاصه شده من از کلی افسوس به کلی عشق انگیزه وتوان رسیدم رشد سریع این طمع زندگیم ازمن ناتوا فردی قویی ساخته به خودم وهدفم وشور شوق طمع دوست داشتنن خودم رو هم زدن واین شد که من از کل اون همه طمع ناخوشایند آمدم ورسیدن به عطر طمع دوست داشتن هرآنچه که به من عشق به زندگی رو هدیه داده امروز حالم دلم خوب هست

       ولی بازم با. این  دکمه حالم  خوب کن امروز  رسیدم به حالی بهتر دوست داشتم‌ این حالم‌ تو این زمان تو این فایل بمونه زندگی من در خودش یی  نقطه پرش  نیاز داشت مهم نه سن ونه مکان بود فقط اون نقطه بود که رسید به این زمان  حال دارام برای  آینده  زندگیم   افکار خوب رو توذهنم‌. جمع آوری میکنم برای ادامه  دادن نیاز به درک. بهتری دارام هنوز برام من خیلی زود هست که بگم‌. موفق. شدم. ولی  بازم برای خوشایند عطر وطمع زندگیم‌. میگم‌. موفق. بودم  آره  من موفق  بودم  وزن خوبی رو از دست دادم‌ و طمع مزه زندگیم به کل عوض کردم

      وچه کیفی عالی رو. از. این  از دست دادن دارم هرنگاه به خودم کلی کیف که دارم به افکار  وعمل کردم نمره فبولی میزنم انکارخودم دانش آموز خودم معلم و خودم  دفتر داره کلاس زندگیم شدم کل اون ارتش تک نفره تو  این بخش دست خودم‌ هست 

      با. حمایت خداوند درمسیر هستم استمرا دارم که همه کمک خداوند وبانو حضرت زهرا (ص) هست ادامه میدم که طمع زندگیم که عوض شده برام بمونه اگه کم کاری کنم واگه حواسم به هدفم نباشه سریع این طمع تازه درمن  کم رنگ میشه وشاید برگرده به همه طمعهای بد همیشگی باقی نخواهد ماند فقط با استمرار وتگرار اون تو. ذهنم ته نشین شده وگسترش  پیدا  میکنه  هنوز جوانهای تازه رشد کرده اون قوت رو ندارن که درمن به شکل همیشگی  باشن باید   هر روز به جوانه تازه بیرون آمده ازخاک  سر بزنم‌ رسیدگی کنم که آنها از رشد خوبی برخوردار باشن درآینده  به شکل نهال ودرخت قویی در ذهن جسم خودشون نشون بدم 

      خدا پشت. وپنا. هتون. یا. حق. حق. نگه دارتون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم