0

تغییر زندگی (جلسه هفتم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

تا حالا به این فکر کردی که چطور می‌تونی تغییر زندگی خودت رو شروع کنی؟ 🤔

خیلی از ما منتظر یک معجزه هستیم، اما واقعیت اینه که کلید همه چیز دست خود ماست. 🗝️

اگر از شرایط فعلی‌ات راضی نیستی، وقتشه که از امروز، مسئولیت کامل زندگی‌ات رو به عهده بگیری و قدم اول رو برای ساختن آینده‌ای که آرزوش رو داری برداری. 🚀

این تغییر، فقط با یک تصمیم کوچک شروع میشه! ☀️

شرایط فعلی و اهمیت آن 🌱

شرایط فعلی زندگی شما، نتیجه تمرکز و توجهی است که تا امروز به موضوعات مختلف زندگی‌تان داشته‌اید. 🌸

سلامتی، وضعیت مالی، روابط عاطفی و دیگر جنبه‌های زندگی، همه انعکاسی از افکار و نگرش‌های گذشته شما هستند.

مثلاً اگر بارها شنیده باشید که «پول درآوردن سخت است اما از دست دادن آن آسان»، طبیعی است که اکنون در شرایطی باشید که به سختی پول به دست می‌آورید و به راحتی از دستش می‌دهید. 💸

اما نگران نباشید! فهم این نکته و پذیرش آن، پایه و اساس تغییر زندگی است. و اولین قدم، پذیرش صددرصد مسئولیت شرایط فعلی زندگی‌تان است. ✨

شاید شما هم مثل من، قبلاً فکر می‌کردید دیگران—پدر، مادر، همسر، دوستان یا جامعه—مسبب شرایطتان هستند. 🤔 اما این نگرش نه تنها به شما کمکی نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود زندگی شما تحت تأثیر افکار و تصمیمات دیگران باشد و همیشه با حس ناامیدی و یاس دست و پنجه نرم کنید.

پس اگر واقعاً می‌خواهید تغییر زندگی خود را شروع کنید، تعهد بدهید که از این لحظه، خودتان مسئول تمام جنبه‌های زندگی‌تان هستید. 💪

مهم نیست اکنون در چه شرایطی هستید؛ مهم‌ترین نکته برای تجربه تغییر زندگی، پذیرش مسئولیت شرایط فعلی است.

یعنی اگر تا امروز فکر می‌کردید که «دیگران باعث شرایط من هستند»، از این لحظه این نگرش را جایگزین کنید:

«من مسئول شرایط فعلی زندگی‌ام هستم.» 🌟

حتی اگر هنوز نمی‌دانید چگونه و چرا، کافی است این پذیرش را داشته باشید.

پذیرش واقعی به این معنا نیست که بگویید «باشه، من قبول کردم» و انتظار داشته باشید که تغییر زندگی به صورت جادویی اتفاق بیفتد. ✨

این تعهد باید در افکار، رفتار و گفتار شما نمایان شود.

چطور این پذیرش را عملی کنیم؟ ✅

  • از این لحظه به بعد هرگز درباره شرایط فعلی خود با دیگران شکایت نکنید. 🚫
  • هیچ رفتاری که نشانه خشم، ناراحتی یا کینه نسبت به دیگران باشد، از شما سر نزند. 😌
  • در حالت پیشرفته‌تر، حتی در ذهن خود کسی را مسئول شرایطتان ندانید و افکار مربوط به آن را مرور نکنید. 🧠

زمانی که این مرحله را پشت سر گذاشتید، یعنی به شکل عملی مسئولیت شرایط زندگی خود را پذیرفته‌اید. کسی که خودش را مسئول می‌داند، دیگر شکایت نمی‌کند و گله‌ای ندارد، چون می‌داند همه چیز با فکر و تصمیم خودش شکل گرفته است. 🌈

و اینجاست که شما آماده ورود به مسیر واقعی تغییر زندگی هستید. 🚀

تغییر زندگی

صحبت نکردن درباره شرایط فعلی 🤫✨

یکی از نکات طلایی مسیر تغییر زندگی این است که درباره شرایط فعلی خود صحبت نکنید. 🛑

چرا؟ چون وقتی درباره مشکلات و شرایط فعلی حرف می‌زنید، تمرکز و توجه شما و دیگران روی همان شرایط باقی می‌ماند.

هرچیزی که به آن توجه می‌کنید، به جهان هستی اعلام می‌کنید که «من این شرایط را می‌خواهم!» و به همین سادگی، شرایط فعلی شما تداوم پیدا می‌کند و آینده‌تان هم شبیه امروز خواهد بود. 😔
بسیاری از ما با امید به تغییر زندگی درباره مشکلات خود صحبت می‌کنیم، غافل از اینکه در واقع داریم همان شرایط را تثبیت می‌کنیم.

پس اگر قصد واقعی تغییر زندگی دارید، به هیچ وجه نباید درباره آنچه اکنون هست صحبت کنید یا حتی فکر کنید! 💡 چون فکر کردن حتی از صحبت کردن قوی‌تر و تأثیرگذارتر است. 🧠💥

وقتی درباره امروز فکر و صحبت نکنید، ارتباط امروز با فردا و روزهای آینده را قطع می‌کنید. 🌈

این همان لحظه‌ای است که با تمرین‌هایی که یاد گرفته‌اید، ذهن شما روی شرایطی که دوست دارید تمرکز می‌کند و این توجه، آینده شما را شکل می‌دهد. 💫

به این شکل، شما به صورت عملی درباره شرایط فعلی صحبت یا فکر نمی‌کنید و در عوض، به شرایطی که دوست دارید تجربه کنید توجه می‌کنید. آینده شما دیگر شبیه امروزتان نخواهد بود، بلکه شبیه چیزی می‌شود که روی آن تمرکز کرده‌اید. 🚀

برای مثال:

  • فردی که سال‌هاست ثروتمند است، هر روز به احساس ثروت و تجربه‌های مثبت خود توجه می‌کند؛ زندگی او در مسیر رشد و ثروتمندتر شدن تداوم پیدا می‌کند. 💰🌟
  • در مقابل، کسی که فقیر است و روزانه درباره فقر و مشکلاتش فکر و صحبت می‌کند، سال به سال در شرایط سخت‌تر باقی می‌ماند و زندگی او پر از محدودیت‌ها می‌شود. 🥀

این دست خدا نیست که شما را از فقر به ثروت برساند؛ بلکه دست خود شماست که با تمرکز و اقدام صحیح، با تغییر زندگی تان به سمت ثروت و شرایط دلخواه حرکت کنید. 🙌

سیستم زندگی که جریان شرایط شما را شکل می‌دهد، توسط اراده خداوند برای همه انسان‌ها خلق شده است و هیچ تداخلی در کارکرد آن وجود ندارد. 🌌

هر کس می‌تواند با استفاده درست از این سیستم، زندگی خود را به نفع یا ضرر خود هدایت کند.

چه بدانید و چه ندانید، شما مسئول صددرصد شرایط زندگی خود هستید. ⚡

خداوند فقط سیستم را خلق کرده و مسئولیت استفاده از آن با شماست.

۷ قدم طلایی برای تغییر زندگی ✨🌈

دوست من! 🌱 مسیر تغییر زندگی با تمرکز، اقدام و انتخاب درست شکل می‌گیره. خیلی وقت‌ها ما می‌خوایم شرایطمون عوض بشه، اما هنوز ذهنمون روی گذشته و مشکلات فعلیه. این باعث می‌شه همون وضعیت ادامه پیدا کنه و تغییر واقعی رخ نده. 😔

تو این بخش، ۷ قدم عملی و ساده ولی قدرتمند برات آماده کردم. با انجام این تمرین‌ها و رعایت نکات، می‌تونی مسیر زندگی خودت رو به سمت خواسته‌ها و اهدافی که واقعاً دوست داری هدایت کنی. 💖 آماده‌ای تا زندگی‌ت رو متحول کنی؟ 🚀

قدم اول: پذیرش مسئولیت صد درصدی زندگی 💖

دوست من! ✨ تا حالا شده بگی: “تقصیر فلانی بود!” 🤦‍♀️ حقیقت اینه که این نگرش، نه تنها کمکی به تغییر زندگی نمی‌کنه، بلکه مثل یه زنجیر سنگین، تو رو به همون شرایط وصل می‌کنه. ⛓️

اولین قدم، پذیرش کامل مسئولیت زندگی‌ت هست. 💪 یعنی بگی: “من خالق شرایط فعلی‌ام و می‌تونم خالق آینده‌ام هم باشم!” حتی اگر منطقی پیدا نکنی، با تمام وجود این رو در ذهنت جایگزین کن. ⛵
وقتی مسئولیت رو قبول می‌کنی، اعلام می‌کنی آماده‌ای تا سکان کشتی زندگی‌ت رو به دست بگیری و به سمت خواسته‌ها هدایتش کنی.

قدم دوم: قطع ارتباط با شرایط فعلی (ذهنی و کلامی) ✂️

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها، قطع ارتباط با شرایط فعلیه. 🙅‍♀️ وقتی درباره مشکلاتت با دیگران صحبت می‌کنی، داری به جهان می‌گی: “من این شرایط رو دوست دارم!”

برای تغییر زندگی، باید از این لحظه به بعد درباره شرایطی که دوست نداری، نه صحبت کنی و نه گله داشته باشی. حتی در ذهن خودت کسی رو مقصر ندون و افکار مربوط به اون رو مرور نکن. این کار باعث می‌شه توجهت روی خواسته‌های جدیدت باشه و آینده‌ای که دوست داری بسازی. 🌟

قدم سوم: قدرت تمرکز و توجه (قانون جذب) 🧲

ذهن ما مثل آهنرباست؛ هر چیزی که بهش فکر و توجه کنیم، جذب می‌کنه. ✨ این همون قانون جذبه! وقتی دائم به کمبودها فکر می‌کنی، شرایط بیشتری از جنس کمبود به سمتت میاد.

برای تغییر زندگی، تمرکزت رو روی خواسته‌ها بذار. 🤩 ثروت، سلامتی، روابط خوب—هر چی که می‌خوای، تمرکزت رو روی اون بذار و به جهان اعلام کن که آماده‌ای تا دریافتش کنی. 🧠
یادت باشه، فکر کردن حتی از صحبت کردن هم قوی‌تره!

قدم چهارم: شکرگزاری و طعم‌های خوشایند 🙏

شکرگزاری، معجزه واقعی برای تغییره. 🌸 وقتی بابت نعمت‌های کوچک و بزرگ شکرگزاری می‌کنی، فرکانست رو به فرکانس فراوانی تغییر می‌دی.

هر روز صبح و شب، بنویس یا فکر کن: “خدایا شکرت برای سلامتی و شادی‌ام.” 💖 حتی در شرایط سخت، زیبایی‌ها رو ببین و ازشون لذت ببر. این کار انرژی مثبتت رو بالا می‌بره و مسیر تغییر زندگی‌ت رو هموار می‌کنه.

قدم پنجم: نوشتن، ابزاری قدرتمند ✍️

نوشتن یکی از قوی‌ترین ابزارها برای تغییر زندگیه. ✨ افکار و اهدافت رو روی کاغذ بیار و اون‌ها رو واقعی کن.

قبل از خواب یا صبح‌ها قبل از بیداری کامل، هر چیزی که به ذهنت میاد بنویس. 😴✍️ این کار بهت کمک می‌کنه به اعماق ناخودآگاهت دسترسی پیدا کنی و مسیر رسیدن به خواسته‌ها رو هموار کنی.

قدم ششم: الگوبرداری و باور به فراوانی 🌟

جهان پر از فراوانیه! 🍀 وقتی دیگران به موفقیت رسیدن، حسادت نکن. ازشون الگوبرداری کن و باور داشته باش که تو هم می‌تونی.

با این نگرش، مسیر تغییر هموار می‌شه و هیچ محدودیتی جلوی رسیدن به اهداف وجود نداره. 💪 تکرار کن: “خدایا شکرت که موفقیت ممکنه و من هم می‌تونم تجربه‌اش کنم.”

قدم هفتم: تبدیل شدن به نیلوفر مرداب 🌸

همیشه شرایط بیرونی تحت کنترل ما نیست، اما واکنش ما کاملاً دست خودمونه. 🌧️

نگرش مثبت داشته باش و به دنبال خوبی‌ها باش. مثل نیلوفر مرداب که در لجنزار رشد می‌کنه، حتی در محیط سخت هم می‌تونی شکوفا بشی. 🌈 ا
ین یعنی؛ تبدیل شدن به فردی که در هر شرایطی رشد و پیشرفت می‌کنه و آینده‌ای زیبا برای خودش می‌سازه. 💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.58 از 112 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12361
199 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۲ ۲۳:۳۰
      مدت عضویت: 2142 روز
      امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 964 کلمه

      تجربه ای تلخ با پایانی شیرین:
      یکی دو هفته ای بود که خیلی پکر شده بودم و با اینکه تمرینها را دنبال میکردم ولی بازهم خانم منفی باف سراغم میامد و دایم به من یاداوری میکردکه من تغییر جسمی خاصی نداشتم و یا اینکه هنوز به نتیجه نرسيدم و یا اینکه حتی شاید هم نرسم. من تلاش میکردم که استمرار در تمرینها را با اشتیاق انجام بدهم که یک روز دیدم که اصلا نمیتونم به سایت وصل شوم. من به استاد پیغام دادم و ایشون به من گفتند که فکر کن امروز تعطیل است .جواب جالب و بجایی بود. من ان روز متوجه شدم به خاطر فشار شغلی ام که ان هم ذهنی است من خیلی خسته شدم و به استراحت نیاز دارم. بنابراین من برای خودم کل هفته بعدش را مرخصی گرفتم که سر کار نروم . دو روز گذشت و من به روز۴۸ ام تکرار رسیدم و جرقه زده شد. بعد از دیدن فایل زندگی با طعم خدا جلسه ششم ،من نه تنها همه ان اشتیاق و شورقبل را دوباره دریافت کردم؛ بلکه انقدر از خودم بیخود شدم که از خوشحالی حالت پرواز بهم دست داد.
      پیش مقدمه قبل از دیدن فایل زندگی با طعم خدا
      جلسه هفتم حدود ۹ سال گذشته :
      همانطور که استاد خیلی دقیق به موضوع گله اشاره کردند ، من حدود ۹ سال پیش از همسرم سر موضوعی دلگیر شده بودم. به خواهرم تلفن زدم تا برم خونه اش و دربارهمسرم پیش خواهرم درد دل کنم. توی مسیر همانطور که در حال رانندگی بودم شروع کردن به ناشکری و گله پیش خدا و غیره. حتی پسرم را از مهد سر راهم بر نداشتم ،چون خیلی عجله داشتم که حرفهايم را زودتر با خواهرم در میان بگذارم. روراست بهتون بگم یکدفعه یک ماشین طوری جلوی من پیچید که من فقط صدای بلند باز شدن کیسه هوای ماشینم را شنیدم که باز شد و ماشین من از وسط تقاطع راست جاده به سمت چپ تقاطع باسرعت زیاد به یک تنه درخت بزرگ خورد و ایستاد. من وقتی به خودم امدم که دیدم از بینی من خون دارد میاد و من توی امبولانس هستم. زنده بیرون امدن من از ان ماشین که الان کاملاً مچاله شده بود لطف خدا بود که به من در برابر ناسپاسی و انتخاب طعم تلخ گله و شکایت فرصت دوباره زیستن بود. من زنده ماندم با اینکه غیر از کوفتگی و کبودی و دردکوفتگی ۳ ماه بعد ،شکستگی خاصی نداشتم. من تا ۳ ماه برای رفع درد کدیین قوی خوردم تا اینکه خانم دکتر به من گفت به خودت بیا چون داری به خوردن دارو عادت میکنی. خانم دکتر برای من دارو ننوشت و من به طور ناخوداگاه به خودم باور دادم که دیگر به درد اهمیتی ندهم و بعد همه چیز تغییر کرد. من کاملا قبل از دريافت این فایل این تجربه را حس کردم. واقعا اگر من میخواستم میتونستم طمع خوب سازش با همسرم را حس کنم نه اینکه بابت یک مساله کوچک اینقدر ناسپاس بشوم که طمع تلخ تصادف ، بيمارستان ، دارو و درد را تجربه کنم. البته این را هم صادقانه و شفاف بگم ۲ سال طول کشید تا من یک روز به خودم امدم و تصميم گرفتم به خودشنا سی برسم. به خواندن دعا و روی حضور وجود خدا در کنار خودم اهمیت بدهم. بعد از ان هم بعد از ۷ سال و مرداد امسال با سایت تناسب فکری اشنا شدم. دوستان من این تجربه را به اشتراک گذاشتم تا به شما عزیزان بگم که من هر چه بودم، خودم طعمش را انتخاب کرده بودم و الان هم که هر روز با همان همسر ، من روز به روز رفتار زناشویی ام عاشقانه تر و مهربانتر و با احترام بیشتر ی همراه میشود، من خودم این طعم شیرین زندگی و خوبی و شادی را انتخاب کردمو خداوند هم برایم مقدر فرمود. 😆

      پیش مقدمه قبل از دیدن فایل زندگی با طعم خدا جلسه هفتم حدود چند روز گذشته :

      من همانطور که خدمتتون عرض کردم به خودم یک هفته از شغلم مرخصی دادم و با همسر و پسرم راهی یک سفر کوتاه شدیم. موقع راه افتادن مجبور شدیم تایرهای ماشین را عوض کنیم. من از فرصت استفاده کردم و شروع کردم به گوش دادن فایلها. حالا رسیده بودم به روز ۵۱ تکرار و گوش دادن به فایل ۵۷ و بعد فایل ۵۸. دوستان توی ان ۳۵ دقیقه ای که ما انجا منتظر بودیم تا ماشین را دریافت کنیم ، من با گوش دادن به این فايلها ،حال و هوای خودم را با طعم شیرین استفاده از فرصت تلخ انتظار برای تمرینهای سایت جایگزین کردم . در طول مسیر هم تصميم گرفتم که طعم ترش نگاه یکنواخت به جاده را باطعم شیرین ۴ بار گوش دادن به فایل زندگی با طعم خدا جلسه ششم تجربه کنم. وقتی به هتل رسیدیم و همسرم تصمیم گرفت استراحت کند چون از رانندگی در مسیر خسته شده بود ،من ورودم را به شروع سفر با طعم بسیار عالی و شیرین زندگی با طعم خدا جلسه هفتم اغاز کردم و تازه متوجه شدم که حتی بودن اطلاع از این فایل، من کل روز خودم را روی چشیدن طعمهای خوب و شیرین مثل سفر ، جاده ، هتل مدرن ، کار نکردن و مرخصی گرفتن ، فایل گوش دادن و غیره تنظیم کرده بودم. من اینقدر شگفت زده شده بودم که فقط تونستم ۳ یا ۴ ساعت بخوابم و کل وقتم را به شکر گزاری از خدای یکتا ودریافت فایل بی نظیر زندگی با طعم خدا شماره ۷ گذراندم. من بیشتر از این نميتونم این فایل را توصیف کنم چون وجود خود فایل، گویای ارزشش است. ممنونم از استاد و شما عزیزان که همراه من وقت گذاشتید و صدا ی من و تجربه مرا خواندید. موفق باشید. 😇

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۱/۰۷/۰۸ ۱۵:۵۲
      مدت عضویت: 2142 روز
      امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,143 کلمه

      زندگی با طعم خدا (جلسه هفتم):

      سلام به همه هم مسیرانم

      ذهن ما اصل و بدل را از هم تشخیص نمیدهد. ما خیلی باید حواسمون به خودمون باشد که با چشمهایمان چه چیزهایی را میبینیم و یابا گوشهایمان چه چیزهایی را میشنوم و یا با پاهایمان چه قدمها و‌گامهایی را در زندگیمان برمیداریم. این مهم است که ما همه، الان اینجاییم. شاید خیلی‌هایمان از شنیدن خبر فوت عزیز و یا عزیزانی خیلی ناراحت شویم و شکه شویم، ولی خوب این زندگی است وبایست بپذیریم که روزی یک نفر به دنیا میاید و همان روزهم؛ یک  نفر از دنیا می‌رود و فوت میکند. ممکن است با دنبال کردن اخبار، ما برای مادرو یا پدری که فرزندش را از دستش داده اند؛ خیلی احساساتی شویم، ولی به جرات میگویم که چون ذهن ما بدل و اصل را ازهم تشخیص نمیدهد، این دنبال کردن اخبار  فقط حال الان ما را بد میکند و ما هم حال افراد خانواده خود مون را متعاقبا، میگیریم و همه خانواده ما، به تدریج کسل می‌شوند.

      طعمهای که دوست دارم در زندگیم تجربه کنم و برای آنها میخواهم که پیشاپیش قدمی در جهت بدل بودن طعم آنها با احساسم بردارم:

      ۱.من دوست دارم که « طعم شیرین دوست داشتن خودم، احترام گذاشتن به خودم و ارزش بسیار زیادی قایل شدن برای خودم »، راتجربه کنم. من صبحها وقتی به سمت محل کارم رانندگی میکنم، از خودم تعریف میکنم؛ مثلا یک دقیقه به خودم میگویم که « لاله، من عاشقتم و دوستت دارم. »

      ۲. من دوست دارم که « طعم جذاب رابطه خوب با خدای خودم »، را تجربه کنم.  من صبحها وقتی به سمت محل کارم رانندگی میکنم، شروع میکنم به دعا کردن. وقتی دعایم تمام میشود، مثلا یک دقیقه به خدا میگویم که « خدایا بابت همه چیز از تو سپاسگزارم. »

      ۳. من دوست دارم که « طعم داشتن بدنی سالم، متناسب و شاد » ، را تجربه کنم.  من صبحها وقتی به سمت محل کارم رانندگی میکنم، برای سلامتی و تناسب اندام مورد دلخواهم از خودم  تعریف میکنم و مثلا یک دقیقه به خودم میگویم که « لاله، تو لاغر و متناسب هستی. » من هر دفعه، تاکید را روی یک کلمه میگذارم و سعی میکنم زمان بودن در  سایت تناسب فکری را زیاد کنم تا به نتیجه برسم؛ نه اینکه حسرت لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهم را بخورم.

      ۴. من دوست  دارم که « طعم هر روز یک قدم در پیشرفت شغل در حال حاضرم » ،را حس کنم. من میتوانم هر روز خودم را در جایگاه همکارانم که قدیمی تر از من در محیط کار هستند، تصور کنم و خودم را در وجود آنها ببینم، بدین ترتیب من تجربه آنها را در وجود خویش میبینم؛ بنابراین خودم را در حد آنها توانمند و قادر میبینم.

      ۵. من دوست دارم که « طعم زیبای دوست داشتن همه انسانهای دور و برم » ، را تجربه کنم. من میتوانم با لبخند زدن به افراد شروع کنم، اینکه وقتی خارج از خانه میشوم، به هر فردی که میبینم لبخند بزنم و یا با چشم‌هایم حس کنم که همه افراد چون مخلوق خداوند هستند، من آنها را دوست دارم.

      ۶. من دوست دارم که « طعم خریدن خانه مورد دلخواهم » ،را به زودی تجربه کنم، ولی در عین حال هم دوست دارم که خانه دلم شادباشد و درونم در ارامش باشد. من شروع کردم در اینتر نت به دنبال خانه گشتن و میتوانم روز شنبه که خانه هستم، بروم و دو تا از آنها راببینم. میتوانم این دیدن خانه ها را هر هفته آنقدر تکرار کنم تا خریدن خانه، خود به خودبرایم شکل گیرد و من صاحب خانه مورد دلخواه مشوم.

      ۷. من دوست دارم که « طعم شیرین ماشین مورد دلخواهم که Porsche است »، را به زودی تجربه کنم. من میتوانم با دیدن این ماشین در مدل و رنگی که مایل هستم، در خیابان و بیرون از خانه،خودم را در حال رانندگی در آن تصور کنم و یا در اینترنت هفتگی ماشین را search کرده و خودم را در مدل، و رنگ مورد علاقه این ماشین، تصور کنم.

      ۸. من دوست دارم که « طعم جذاب هر موقعی که دلم خواست لباس بخرم، و‌ آن را بدون پرو کردن بخرم »، را تجربه کنم. من میتوانم هرموقعی به پاساژ می‌روم، قبل از ورود به هر فروشگاه و از پشت ویترین، خودم را در لباسهای که دوست دارم آنها را بخرم، تصور کنم.

      ۹. من دوست دارم که « طعم زیبایی رفتن  به مسافرتهای مختلف در اقصی نقاط دنیا » ، را تجربه کنم و بیشتر درآمدم را برای تفریح کردن خرج کنم. من میتوانم ماهی یکبار به لیست اسامی این مکانهای مسافرتی، سری بزنم و هر بار عکسها و ویدیوهایی یکی آز آنها راببینم و خودم را متصور در آن مکانها ببینم.

      ۱۰. من دوست دارم که « طعم شیرین رابطه خوب و صمیمی شدن را با همسرم جوری که، دیگر داد و عصبانی شدن سریع او را نبینم وبه جایش صبوری او را ببینم و ارام بودن خودم را در کنار او ببینم »، را تجربه کنم. من میتوانم در بیرون از خانه به رابطه هایی که همسران صمیمی  باهم صمیمی دارند، توجه کرده و یا فیلمهایی در همین زمینه ببینم ‌و با کاراکتر فیلم، همزاد پنداری کنم.

      ۱۱. من دوست دارم که « طعم جذاب رفتار دوستانه با پسرم » ، را حس کنم و از موفقیتهای پیاپی او دایم لذت ببرم و همیشه بابت سلامتی اش دعا کنم و او را به خدا بسپارم. من میتوانم خودم را در جایگاه مادرانی که رابطه بسیار دوستانه ای با پسرانشان دارند، تصور کنم.

      ۱۲. من دوست دارم که « طعم زیبای اینکه همه انسان‌ها مرا دوست بدارند و با احترام و دوستانه با من برخورد کنند » ، را تجربه کنم. من میتوانم هر موقعی که بیکار بودم، در ذهنم همه افرادی که نسبت به من بی احترامی می‌کنند را تصور کنم که میایند و با احترام زیاد بامن برخورد می‌کنند . من فقط کافی است که روی این مساله ذهنی کار کنم؛ بعد میبینم که خود به خود، افراد مقابلم رفتارشان تغییرخواهد کرد و من شگفت زده میشوم.

      ۱۳. من دوست دارم که « طعم شیرین دوست داشتن حیوانات » ، را تجربه کنم مخصوصا پرندگان را. من میتوانم هرروز که به پیاده روی به پارک می‌روم، با دیدن سگها و یا پرنده ها و یا غیره، در درونم بگویم :« دوستتان دارم، مخلوقات خدای یکتا. »

      ۱۴. من دوست دارم که « طعم جذاب هرروز آراسته بودن و به زیبایی ظاهری ام برسم » ، را تجربه کنم. من میتوانم هر روز چند دقیقه بیشتر وقت بگذارم و لباسهای مرتب تری را انتخاب کرده، بپوشم و از خانه بیرون بروم. میتوانم هر روز صبح دوش بگیرم، در  خانه لباس مرتب بپوشم و میثاق نامه را بخوانم. این تکرار به مرور، طعم زیبا بودن و بهترین مخلوق خدا بودن، را برآیم به همراه میاورد. میتوانم جمله :« لاله، من عاشقتم و دوستت دارم. » را زیاد تکرار کنم تا طعم زیبای دوستی با خودم و نهایتا با خدایم را حس کنم،

      ۱۵. من دوست دارم که « طعم زیبای اوضاع اقتصادی پیوسته و‌ منسجمی داشتن » ، را حس کنم  و هر روز ان را به سمت بهبودی بیشترببینم. من میتوانم هر لباسی، هر خانه ای، هر وسیله ای را که دیدم و تمایل به خریدنش دارم را در ذهنم خریداری کنم و به خودم بگویم « یک روز این لباس، خانه و یا وسیله را می‌خرم. من لیاقت داشتن آن را دارم. من توانمند هستم. پول و ثروت به سمت من، سرازیر میشود؛ چون نعمتهای خداوند نامحدود هستند و محدودیتی در آن نعمتها وجود ندارد.» به مرور خواهم دید که حقوق من تغییر میکند، چون دایماشغل من تغییر میکند و فرصتهای شغلی بیشتری با حقوق بالاتر، برایم پیش میاید. همانطور که در زندگیم واقعا اتفاق افتاد، من دردو سال گذشته با تمرین‌های این دوره و کمکهای استاد دو بار شغلم تغییر یافت. عزیزانم، باور کنید؛ در این راه قدم بگذارید و ببینید که برایتان اتفاق میافتد. به راحتی دست کشیدن روی چراغ جادو است، اگر فقط تمرین‌ها را انجام دهید و استمرار داشته باشید و باور.

      ۱۶. من دوست دارم که « طعم شیرین سلامتی کامل داشتن » ، را تجربه کنم و در هر لحظه با ارامش زندگی کنم. من میتوانم هرروز خودم را سلامت ببینم و بابت آن از خدای عزیزم، سپاسگزاری کنم. شکرگزاری بابت سلامتی که الان دارم، سلامتی و نشاط بیشتری رابرایم به ارمغان میاورد.

      ۱۷. من دوست دارم که « طعم جذاب استقلال مالی داشتن » ، را تجربه کنم و برای خودم هر خریدی که دوست دارم را انجام بدهم. من میتوانم برای خودم در یکی از برگه های دفترچه چکم، یک مبلغ خیلی زیادی را برای خودم بنویسم و هرروز با نگاه به این چک باور کنم که من دارا هستم و هر چه بخواهم و اراده کنم، خداوند قدرت خرید انرا برایم فراهم میکند.

      ۱۸. من دوست دارم که « طعم زیبای به راحتی و آسانی و بدون استرس، به مسافرت بروم و یا پول خرج کنم و یا اینکه به رستوران بروم ویا به جاهای مختلف دنیا سفر کنم و یا برای ‌دیگران هدیه بخرم » ، را حس کنم. من میتوانم لیستی از مکانهایی که دوست دارم را ، برای خودم بنویسم و هرروز نگاهی به این لیست بکنم و خودم را در آن مکانها تصور کنم. در ابتدا، ذهنی به آن مکانها بروم تا قبل از آنکه جسمم در دنیای واقعیت آنجا رفته باشد. حس خوب و شیرین و لذت بخش این تمرین، آنقدر حال مرا خوب میکند تا کاینات در دنیایواقعی مرا به آن محلها و مکانها، میبرد.

      ۱۹. من دوست دارم که « طعم شیرین هر لباس شیکی را که دوست دارم، بتوانم بخرم و یا بپوشم » ، را حس کنم.  من میتوانم به راحتی خودم را در لباسهای که دوست دارم؛ تصور کنم. دیدن آن لباسها در اینترنت و‌تصور کردن خودم در آنها ، نهایتا آن لباس را در خانه من به دست من میرساند. من حدود دو ماه پیش، دنبال یک لباس ماکسی بلند رنگ روشن دو بندی بودم. دوست داشتم لباس در قسمت بالاتنه تنگ و در پایین تنه، راستا و راحت باشد. همسرم مرتب به من میگفت :« خیلی وقت نگذار، هر چه میگردی، آن چیزی که میخواهی را پیدانمیکنی.» من روز یکشنبه این لباس را خریدم. دوستان عزیزم من حتی آین لباس را زمانی خریدم که قیمت آن به ۱/۴ قیمت اصلی آنتخفیف یافته بود. آیا باز هم زندگی هیجان برانگیز نیست؟ آیا واقعا دنیا سیاه و سفید است؟ اگر این طعمها وجود دارد، چرا ما از آنهااستفاده نکنیم؟

      ۲۰. من دوست دارم که « طعم جذاب احساس ارامش درونی داشتن »، را تجربه کنم. دعا خواندن و  با خدا فارسی حرف زدن چند سالی آست که ارامش را به درون من آورده است. ادامه دادن این حالت، هرروز خیلی مرا باروحیه، ارام و دوست داشتنی کرده است. من گاهی به صدای باران، آب و یا اقیانوس گوش میکنم و ارامش درونم را تقویت میکنم.

      ۲۱. من دوست دارم که « طعم زیبای هر چیزی را که در هر لحظه دوست دارم را از منوی خدا انتخاب کنم و آن را سفارش دهم و آن رادریافت کنم » ،  را تجربه کنم. من به این  نتیجه رسیده ام که این دوره شگفت انگیز است. چند روز بود که سر کارم که فقط حدود ۶ هفته است در آن مشغول هستم، کار خاصی برایم نبود. من آنجا تازه کار هستم و چون اینجا اواخر سپتامبر است، بایست همه گزارشها برای مراجعه کنندگان ما آماده باشد، همکارانم را میدیدم که مرتب مشغول کار هستند و چون من هنوز به همه قسمتها مسلط نیستم و هنوزآموزش کامل ندیده ام، آنها کار روی گزارشهایی نهایی را بر عهده همکاران قدیمی من که تجربه بیشتری دارند را گذاشته اند و فشارروی آنها این روزها زیاد است. من چند روز رفتم سر کار و کار خاصی نبود که انجام دهم و با همسرم که در مسافرت کاری بود ، درباره این مساله حرف زدم و با پسرم هم گفتگو کردم. متاسفانه چون حالم کسل اور بود؛ اخبار غم انگیز این روزهای ایران را هم دنبال میکردم و بابت ناراحتی مردم، من هم احساس عدم شادی کردم، یک دفعه با دیدن این فایل به خودم آمدم و تصمیم گرفتم که تصور کنم وقتی واردمحیط کارم میشوم؛ من هم گوشه ای از کار را بگیرم، خودم را در جایگاه همکار قدیمی ام که ۳ ساله آنجا هست، تصور کردم. برای مردم دوست داشتنی ایران دعا کردم و آنها را به خدا سپردم. خودم را شاد و خوشحال نشان دادم و شروع کردم به اینکه بیشتر شکر گزاری کنم. دیروز وقتی ساعت ۹ وارد محیط کارم شدم،  رییسم که از خانه کار می‌کرد، ساعت ۹:۱۵ صبح بهم پیغام داد که روی پرونده ای شروع به کار کنم، وقتی کار ان پرونده تمام شد؛ ساعت حدود ۴:۱۵ عصر بود. من ۴۵ دقیقه آخر کارم تا ساعت ۵ عصر، فقط در حال شکرگذاری بودم. خواستم این را اینجا بنویسم که به شما دوستان خوبم بگویم که این تمرین به طور بی نظیری کار میکند، حالا اگر دوست دارید خوشبخت تر باشد و زندگی خود را تغییر دهید، این گوی و این هم میدان.

      روز جمعه ۸ مهر ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۳۰ ماه سپتامبر  سال ۲۰۲۲ میلادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 16
گردونه هدایا گردونه هدایا