0

تأثیر کلام بر زندگی (جلسه دوازدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن


وقتی به زندگی روزمره نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که حرف‌ها و کلماتی که به زبان می‌آوریم مثل دانه‌هایی هستن 🌱 که در زمین ذهن ما کاشته می‌شن و بعد از مدتی، تجربه‌های زندگی ما رو شکل می‌دن.

واقعاً تأثیر کلام بر زندگی خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر می‌کنیم 😮. یه جمله مثبت می‌تونه روز کسی رو بسازه و یه حرف منفی مثل سنگی در مسیر ما قرار بگیره 🪨.

همین الان که داری این متن رو می‌خونی، می‌تونی یاد بگیری چطور با کنترل حرف‌ها و افکارت، تجربه‌های شیرین و طعم‌های خوب زندگی رو به سمت خودت جذب کنی 🍀✨.

چگونه کلام ما زندگی‌مان را شکل می‌دهد 🌱✨

همه ما روزانه حرف‌های زیادی می‌زنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که هر کلمه‌ای که از دهانمان خارج می‌شود، یک انرژی واقعی است که در جهان اطراف ما اثر می‌گذارد ⚡.

تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از شنیدن یا گفتن یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانه‌هایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته می‌شوند، و هر دانه می‌تواند یک تجربه واقعی در زندگی ما به بار بیاورد 🌸.

مثلاً وقتی با خودتان می‌گویید: «من نمی‌توانم»، در واقع دارید به جهان هستی پیام می‌دهید که همین محدودیت را تجربه کنید 😔.
یا وقتی به کسی می‌گویید: «تو نمی‌تونی این کار رو انجام بدی»، نه تنها او را محدود می‌کنید، بلکه انرژی منفی‌ای در محیط ایجاد می‌کنید که به شکل غیرمستقیم به خودتان هم برمی‌گردد 🔄.

از طرف دیگر، یک جمله مثبت و پرانرژی، حتی کوچک، می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد 🌟.
وقتی می‌گویید: «من می‌توانم موفق شوم» یا «امروز روز فوق‌العاده‌ای است»، در واقع دارید به جهان هستی نشان می‌دهید که آماده تجربه اتفاقات خوب هستید 🍀.
این همان قانون جذب است که با تأثیر کلام بر زندگی پیوند مستقیم دارد.

حالا تصور کنید که هر روز صبح با خودتان چند جمله مثبت تکرار کنید. احساس می‌کنید چطور ذهنتان آرام می‌شود، انگیزه‌تان افزایش پیدا می‌کند و حتی رفتارها و تصمیمات شما به سمت تجربه‌های بهتر حرکت می‌کند ✨🕊.

به همین دلیل است که کنترل زبان و افکار نه فقط یک تمرین روانشناسی، بلکه یک ابزار قدرتمند برای خلق زندگی دلخواه ما است.

مثال‌های روزمره از تأثیر کلام بر زندگی 🏡✨

همه ما تجربه‌های روزمره‌ای داریم که نشان می‌دهد تأثیر کلام بر زندگی واقعاً جدی است. فرض کنید شما به یک رستوران می‌روید و غذایی سفارش می‌دهید 🍲.

اگر بعد از خوردن غذا مدام برای دوستانتان تعریف کنید که «این غذا اصلاً خوب نبود»، ذهن شما و دیگران روی طعم منفی متمرکز می‌شود.
حتی اگر دفعه بعد همان غذا خوشمزه باشد، ذهن شما هنوز خاطره منفی قبلی را دارد و تجربه تازه را تحت تأثیر قرار می‌دهد 🔄.

همین مثال را می‌توان برای خرید یک وسیله یا حتی مسیر روزانه رانندگی زد 🚗.
وقتی با دیگران درباره مشکلاتی که تجربه کرده‌اید صحبت می‌کنید، ناخودآگاه دارید به جهان هستی اعلام می‌کنید که تجربه مشابه را دوباره به زندگی خودتان و دیگران دعوت کنید.
یعنی کلام شما نه تنها انرژی منفی تولید می‌کند، بلکه طعم‌های ناخوشایند بیشتری را وارد زندگی می‌کند 🪨.

از طرف دیگر، تمرین آگاهانه‌ی کنترل زبان و کلمات، می‌تواند اثرات فوق‌العاده‌ای بر تأثیر کلام بر زندگی داشته باشد 🌟.
مثلاً وقتی دوستتان درباره مشکل کاری یا رابطه‌ای صحبت می‌کند، می‌توانید به جای همدردی و تمرکز بر مشکل، به او انرژی مثبت بدهید یا سکوت کنید و توجه خودتان را به نکات سازنده و مثبت معطوف کنید 🌈.

تمرین عملی برای امروز 📝

  1. ثبت افکار منفی: هر زمان احساس کردید در حال تعریف مشکلات هستید، آن را روی کاغذ بنویسید 🖊. این کار باعث می‌شود ذهن شما از فشار کلام آزاد شود بدون اینکه انرژی منفی به جهان ارسال شود.
  2. تبدیل به جمله مثبت: حالا همان جمله منفی را به شکل مثبت بازنویسی کنید. مثلاً به جای «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم»، بگویید «دارم یاد می‌گیرم و هر روز بهتر می‌شوم» 💪.
  3. تمرین روزانه تکرار جملات مثبت: صبح‌ها قبل از شروع روز، ۳ جمله مثبت برای خودتان تکرار کنید. این کار مسیر ذهن شما را به سمت تجربه‌های شیرین و موفقیت‌های کوچک هدایت می‌کند 🍀✨.

با انجام این تمرینات ساده، می‌توانید اثرات مخرب صحبت کردن درباره مشکلات و تجربیات منفی را کاهش دهید و زندگی خود را با طعم مثبت پر کنید 🌸🕊.

قانون جذب

قانون جذب و طعم‌های مثبت زندگی 🌟🍀

مثلاً وقتی مدام درباره شکست‌ها و مشکلات صحبت می‌کنید، در واقع دارید به جهان هستی می‌گویید: «من آماده تجربه سختی‌های بیشتر هستم» 😔.
اما وقتی روی تجربه‌های مثبت تمرکز کنید و جملات مثبت بگویید، مثل این است که دارید سفارش شادی، موفقیت و لحظات شیرین را می‌دهید 🍰✨.

طعم‌های زندگی را انتخاب کنید 🍓🍫

تصور کنید زندگی مثل یک رستوران بزرگ و بی‌نهایت است که انواع طعم‌ها را ارائه می‌دهد 🍰🍋.
شما می‌توانید هر طعمی که دوست دارید بچشید؛ طعم‌های شیرین و دلپذیر، طعم‌های تلخ و تجربه‌آموز، یا حتی طعم‌های ناشناخته که تا به حال امتحان نکرده‌اید 🌟.

اما نکته مهم این است که این طعم‌ها به‌طور خودکار وارد زندگی شما نمی‌شوند؛ بلکه شما با تأثیر کلام بر زندگی و انرژی‌ای که از خودتان منتشر می‌کنید، انتخاب می‌کنید کدام طعم‌ها وارد زندگیتان شوند 🌈.

وقتی با خودتان یا دیگران درباره مشکلات و شکست‌ها صحبت می‌کنید، ناخودآگاه در حال دعوت طعم‌های تلخ به زندگی خود هستید 😔.
برعکس، وقتی جملات مثبت می‌گویید و روی تجربه‌های شیرین تمرکز می‌کنید، همان لحظه دارید طعم‌های خوب و لذت‌بخش را سفارش می‌دهید 🍓✨.

این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که می‌تواند مسیر روزمره و حتی آینده شما را تغییر دهد.

حتی کوچک‌ترین جملات و افکار روزانه شما، مانند نمک و چاشنی در غذا، طعم کل تجربه‌های زندگی‌تان را شکل می‌دهند 🌿.

پس هر بار که لبخند می‌زنید، تشکر می‌کنید یا جمله‌ای مثبت می‌گویید، دارید به جهان هستی نشان می‌دهید که آماده تجربه طعم‌های شیرین و موفقیت هستید 🌟.

به همین دلیل، کنترل آگاهانه زبان و جملات شما نه تنها روی خودتان بلکه روی اطرافیان و کل مسیر زندگی‌تان اثر می‌گذارد؛ و این دقیقا همان چیزی است که تأثیر کلام بر زندگی را به یک ابزار قدرتمند برای خلق خوشبختی تبدیل می‌کند 💛✨.

نکات طلایی برای کنترل کلام و جذب طعم‌های مثبت 🌟

  1. آگاهی از زبان روزمره: قبل از گفتن هر جمله، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا این جمله مثبت است یا منفی؟ ⚖️
  2. تمرکز روی تجربه‌های خوب: هر وقت فرصتی برای گفتگو پیش آمد، به جای تمرکز روی مشکلات، نکات مثبت و راه‌حل‌ها را برجسته کنید 🌸.
  3. تمرین همدلی سازنده: وقتی کسی مشکلاتش را با شما در میان می‌گذارد، می‌توانید همدلی کنید بدون اینکه انرژی منفی به خودتان منتقل شود 💛.
  4. ثبت موفقیت‌ها و لحظات خوشایند: هر روز چند لحظه برای نوشتن تجربه‌های خوب زندگی خود اختصاص دهید. این کار ذهن شما را به سمت تجربه‌های شیرین هدایت می‌کند ✨📝.

با رعایت این نکات ساده، شما می‌توانید نه تنها از تجربه‌های منفی جلوگیری کنید، بلکه طعم‌های شیرین و مثبت زندگی را وارد دنیای خود و اطرافیانتان کنید 🌱🍀.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که وقتی آگاهانه استفاده شود، مسیر شما را کاملاً تغییر می‌دهد.

همانطور که در بخش‌های قبل گفتیم، تأثیر کلام بر زندگی تنها محدود به محیط اطراف ما نیست؛ بلکه به جهان هستی هم منتقل می‌شود 🌌.
هر جمله، هر فکر و هر انرژی‌ای که از زبان شما خارج می‌شود، به نوعی به جهان هستی سفارش داده می‌شود تا همان تجربه را برای شما و اطرافیانتان فراهم کند.

تأثیر کلام بر زندگی

بخش پایانی: کنترل کلام، خلق زندگی با طعم مثبت 🌟🌸

همانطور که دیدیم، تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانه‌هایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته می‌شوند و آینده ما را شکل می‌دهند 🌱✨. اگر آگاهانه از زبان و کلماتمان استفاده کنیم، می‌توانیم از قدرت تأثیر کلام بر زندگی، تجربه‌های شیرین، موفقیت و شادی را به زندگی خود جذب کنیم 🍀.

تمرین عملی نهایی 📝💡

  1. آگاهانه صحبت کنید: هر جمله‌ای که می‌گویید، حتی کوچک، اهمیت دارد. قبل از حرف زدن، کمی مکث کنید و ببینید آیا انرژی مثبت منتقل می‌کنید یا منفی ⚡.
  2. ثبت و بازبینی افکار: هر شب قبل از خواب، چند دقیقه افکار و جملات روزتان را مرور کنید. جملات منفی را شناسایی و به شکل مثبت بازنویسی کنید ✍️.
  3. تمرکز بر تجربه‌های خوب: در طول روز، با دقت به نکات مثبت اطراف و موفقیت‌های کوچک خود توجه کنید و آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید 🌸.

با انجام این تمرین‌ها، شما آگاهانه می‌آموزید که چگونه از تأثیر کلام بر زندگی استفاده کرده و انرژی مثبت را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید، و از تجربه‌های ناخوشایند و انرژی منفی دوری نمایید 🌈🕊.

دوره «رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» 🌌🪄

اگر دوست دارید به شکل عملی یاد بگیرید که چگونه با تأثیر کلام بر زندگی و تمرکز ذهنی، طعم‌های مثبت و آرزوهای خود را وارد زندگی‌تان کنید، دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن می‌تواند مسیر شما را هموار کند. در این دوره شما یاد می‌گیرید:

  • چگونه جملات و افکار روزانه خود را مدیریت کنید 📝
  • چطور با انرژی مثبت، طعم‌های شیرین زندگی را جذب کنید 🌸
  • تمرینات عملی برای تغییر نگرش و ارتقاء زندگی ✨

با شرکت در این دوره، شما می‌آموزید که به جای جذب تجربه‌های منفی، زندگی خود را با طعم‌های خوشایند و موفقیت‌های واقعی پر کنید 🍀💛.

یادمان باشد، جهان هستی و خداوند بی‌نهایت هستند و هر طعمی که بخواهیم برای ما فراهم می‌کنند؛ فقط کافیست آگاهانه انتخاب کنیم و با تأثیر کلام بر زندگی، طعم‌های شیرین و مثبت را به خود و دیگران هدیه دهیم 🍓🌟.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 67 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12448
113 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۵ ۰۳:۰۵
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      سلام استاد و همراهان، افرادی هستند که شغلشون این را میطلبد که به دردهای انسانها گوش بدهند. استاد عطارروشن شما هم به خیلی از دردو دلهای مراجعه کنندگانتون گوش میدهید و کمک میکنید. میشه لطفاً در این خصوص هم توضیح بدهید که این را به چه شکل تحلیل میکنید در خصوص این فایل؟ من خودم فکر میکنم که ما قدرتمندتر از ذهن و حرفهای دیگران هستیم و میتوانیم آگاهانه انقدر خود را رشد بدهیم که اگر شغلمان میطلبد پس از عهده تغییر توجه خود هم برمی آییم و این قاعده کلی نمیتونه باشه. مثل شما. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه قدیریان
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۵ ۰۳:۲۵
      مدت عضویت: 2463 روز
      امتیاز کاربر: 677 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام فایل امروز واقعا عالی بود من همیشه سعی میکردم درباره مسایل منفی صحبت نکنم ولی فکر میکردم دارم از واقعیت ها فرار میکنم مادرم هم همیشه مثبت حرف میزد واز منفی ها خوشش نمی اومد مادرم زنی قوی بود ودر خیلی موارد به عنوان الگوی ما بود وبعد از فوت ایشون بیشتر هم برامون اسطوره شده .
      خاطرات منفی رو زیاد مرور نمیکنم اما درگیرش میشم مثلا مادرم یکی از باهاش ورم داشت ونمی تونست راحت راه بره ومادر شوهرم هم به دلیل بیماری نمی تونه راه بره من شاید تحت تاثیر این افکار وبدلیل بارگی رباط صلیبی یکی از زانو هام اصلا نمی تونم راحت راه برم وجالبه که حرکات راه رفتن وبلند شدن از زمین کاملا مثل مادرم شده ویکی از باهام هم کمی ورم داره یکساله وخیلی شبیه مادرم شدم این موضوع واین همه شباهت برام ناراحت کننده هست وفکرم دو مشغول میکنه
      ودیگه اینکه من مشاور هستم وکارم گوش کردن به ناراحتی های دیگران هست با اینکه ززیاد درگیر نمیشم ولی در کل تاثیر منفی میگیرم واز نظر فکری خسته میشم
      البته فایل های عالی شما استاد عزیز خیلی بهم گمک کرده ومیکنه ولی میخوام بدونم راهکاری برای من دارید که چطور از این مساله رها بشم //////////// متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه قدیریان
        ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۴۷
        مدت عضویت: 2463 روز
        امتیاز کاربر: 677 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        متشگرم استاد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس مرادی
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۸ ۱۳:۰۰
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 7586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 652 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و بچه های تالار عشاق.خدارابارهاوبارهاسپاسگزارم که من رادر مسیر هدایت به راه خودش به واسطه ی بهترین بندگانش که زبان گویای او دراین دوره و زمانه، که همه راه گم کرده اند را به زبان استاد عزیزمان ما را به خودش نزدیک و نزدیک تر کرده ومن که درحال طی کردن تکرار دوره هستم خداراشاکرم که طعم تولد واقعی و تولد حقیقی رادر دوران زندگی خودم دارم تجربه میکنم و درحال چشیدن طعم تمام رویاهای همیشگی زندگیم هم در جسمی وهم در روحیم هستم خداراسپاسگزارم و استاد عزیزم بسیار متشکرم از شما .من امروز تصمیم گرفتم علیرغم میل باطنیم که تصمیم گرفته ام برای همیشه طعم حال خوب را برای خودم انتخاب کنم ولی بنا به توصیه استاد عزیزم وبرای ثابت کردن عرایض استادم که فرمودند تجربیات خودتان را بنویسید، این اتفاقات زندگیم را که مثل یک داستان وافسانه قابل باور کردن نیست برایتان مرور کنم .من در خانواده فرزند آخر بودم و مادرم که تقریبا زنی زحمت کش بود ولی خیلی از خاطرات تلخ زندگیش داعم برای ما به اصطلاح درد دل میکرد ومن همیشه به طرز عجیبی جذب گفته های مادرم میشدم ومینشستم و مثل قصه ی کودکانه خاطرات تلخ مادرم را ضبط و ثبت میکردم و احساساتی میشدم ولی چون بچه بودم زود فراموش میکردم و میرفتم سراغ بازیم وبی خیال میشدم ولی همیشه دلم شدیدا برای مادرم می سوخت و بسیار به اووابسته بودم و توجه میکردم ویکی از خاطراتش این بود که یکی از پسرانش در سن دوونیم سالگی در حوض خانه همسایه ی بغلیمان خفه شده بو دو مادرم باآه وتاب همیشه تعریف میکرد تااینکه من ازدواج کردم و اولین فرزندم رو پس یک دوره بارداری هشت ماهگی از دست دادم و دوباره بعد از چند سال یک فرزند دخترم دچار مشکل ژنتیکی شد ودرسه سالگی فوت کردو این اتفاقات برای من معماهای وحشتناک لاینحلی شده بود ودرمسیر بچه دار شدن بسیار اذیت شدم و همیشه حالات واحساسات و تصورات مادرم رو در خودم می دیدم وحالم بدتر میشد ومادرم هم از آن طرف احساس بدش رابه من منتقل میکردوازاینجا بود که من این اتفاقات رو خاست خدا نمی دیدم ودور از رحمت خدا می دیدم وکم کم سوالهای ذهنم روز به روز بیشتر شد وعاجزانه از خدا علتش رامیخاستم وکم کم کسانی پیدا شدند گفتند کتاب قانون توانگری را بخوان وکم کم باکتابهای وین دایر آشنا شدم و دنبالش کتابهای معنوی ولی تا حدودی مرا آرام میکردند ولی همیشه یک گره کوری درذهنم بود همیشه گم گشته ای داشتم تا اینکه به خاطر اضافه وزنی که داشتم شروع به رژیم گرفتن و باشگاه رفتن کردم و طی دردسرهای زیاد دیدم هم به ذهنم فشار می آید هم به جسمم واز لحاظ ذهنی تحمل فشارها برایم سخت بود و دیگه به اصطلاح این روزها تا خرخره زیر فشار بودم و ناامیدانه دنبال مسیر ی می گشتم تاابهامات جسم و روحم راروشن کند که ناباورانه چشمم به روزنه های نجات و رهایی از شروتاریکی ذهنم باز شدوباسایت استاد عزیزم روبرو شدم و این شده معجزه ی زندگی من و رهایی از تمام خطاها و خرافه های ذهنی وروز به روز عاشقانه تر دارم هم طعم خدا و هم طعم آرامش واقعی وهم طعم ولذت زندگی واقعی وزنده بودن واقعی رامی چشم واین دوره و این مسیر را با هیچ چیز در زندگیم عوض نمیکنم چون به هدف واقعی خلقتم دارم پی میبرم و تازه روز به روز هم به خلقت خودم عشق میورزم وبرایم خیلی لذت بخش شده، ولی یک اشکالی که دارم آنقدر هیجان در من به جوش وخروش آمده که میخوام به خانواده ام وبه همه داعم آگاهی بدم که راه نجات اینجاست جای دیگه دنبالش نگردید من همه جا را گشتم وتجربه کردم ونیافتم ولی اینجا جایی هست که کیمیای سعادت نهفته شده ولی نه خودم میتوانم آرام بگیرم ونه کسی گوش شنوا دارد.خداجون سپاسگزارم که من را در وادی بندگان برگزیده ات و هدایت شده ات پذیرفتی ،عاشقتمممم وممنونتممممم خدای عشق وزیبایی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار باران
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۲:۰۳
      مدت عضویت: 2426 روز
      امتیاز کاربر: 5191 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام به همگی
      من مدتهاست دارم روی خودم کار میکنم که خبرها رو گوش ندم، اتفاقات منفی رو پیگیری نکنم، دایم دنبال اینم که هر چیز خوبی میبینم تحسین کنم و بگم منم به زودی این رو تحربه میکنم، مثلا وقتی فرد متناسبی میبینم به خودم میگم منم به زودی مثل این خانم متناسب میشم و خدا رو شکر میکنم، وقتی خانه ی شیکی میبینم به خودم میگم منم به زودی این رو تجربه میکنم و خدا رو شکر میکنم و ….
      کمتر درد دل میکنم، قبلا دائم از گرانی مینالیدم ولی الان مدتهاست در موردش صحبت نمیکنم و مطمئنم خداوند مهربان روزی من رو بیشتر میکنند و ثروت رو به سمت من جاری میکنند، دائم با خودم صحبت میکنم، قبلا هر اتفاقی برام میفتاد حتماااا باید با یکی درد دل میکردم ولی الان خودم با خودم درد دل میکنم و خودم را ارام میکنم و جدیدا کم حرف شدم و کمتر غیبت میکنم و خیلییییی راحتر هستم.
      خدای مهربانم شکرت.
      استاد ممنونم بابت این همه اگاهی🥰🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۵ ۰۴:۲۵
      مدت عضویت: 2493 روز
      امتیاز کاربر: 21430 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      من بیشتر وقتها دارم به طعمهای خوب توجه می کنم و دیگه خیلی توجهم به طعمهای بد کمتر شده هر کی هم می خواد حرف بزنه راجع به شرایط فعلی می گم من نمی خوام چیزی بشنوم لطفا نگین !
      الان هم خیلی وقته که کسی درد دل نکرده با من من هم با هیچکی !
      مواظب کلامم هستم که شیطون و متولد نکنم و هر روز به خودم می گم من مثل خدا رفتار می کنم هر کسی با من رفتار عجیبی داشت ولی من مثل اون نمی شم و مثل خدا رفتار می کنم . هی چیزهای منفی و بال و پر نمی دم البته بعضی وقتا هم یادم می ره ولی تا یادم میافته ادامه نمی دم !
      با توجه به حرفهای شما هم سعی می کنم کارهایی که احساس بدی بهم می ده انجام ندم چون شیطان همواره می خواد احساس بد و در وجود ما بزاره ترس ،نگرانی و نداره ما احساس خوبی داشته باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۲ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2318 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام استاد عزیز ، چقدر ساده و زیبا نگاه ما را به سمت دیدن چیزهای خوب و مثبت هدایت میکنید سپاسگذارم ، خدا را شاکرم بخاطر لطف و مهربونیش که جهانی خلق کرده با بینهایت طعم و متناسب با هر سلیقه ای و ما را آزاد گذاشت تا هر چی میخایم انتخاب کنیم و سفارش بدیم ولی من با نااگاهی هر چی طعم بد بود را سفارش میدادم و در عجب بودم که چرا زندگی پر از تشنج دارم و مدام به خدا شکایت میکردم خدا را شکر که قبلا بوده ودیگه تموم شده در گذشته نه چندان دور من خیلی به مشکلات زندگی دیگران توجه میکردم وهمیشه سنگ صبور دیگران بودم فکر میکردم ثواب میبرم که به درددل بقیه گوش میدم و باعث ارامششون میشم و مورد اعتماد هستم خیلی غرق مشگلاتشون میشدم و خودم را به جای اونا میگذاشتم همیشه حالم بد بود جالب بود که اطراف من پر بود از ادمهای مشکل دار ، زندگی خودم پرازغم و ناراحتی و تشنج بود همیشه به خدا و دیگران شکایت میکردم و با کلامم شیطان جون میگرفت و منتشر میشد و زندگی جهنمی داشتم ، نمیدونستم عاملش خودم هستم و با توجه کردن به مشکلات و مریضی دیگران نمونه ش تو زندگی خودم ایجاد میشد تا اینکه خدا دستمو گرفت و من با قانون جذب اشنا شدم دیدم تمام این طعمهای بد من با توجه کردن به اونها خودم سفارش داده بودم وخدای مهربون هر انچه که خواسته بودم بهم داده بود بعد از اون من کانون توجهمو روی خوبی ها و زیبایها تنظیم کردم و طعمهای خوب سفارش دادم و خدا را شکر تمام اون ادمها از من دور شدن و زندگی من کلی تغییر کرد پر ارامش و شادی و سلامتی شدم با تغییر افکار و رفتارم ، زندگی اون افراد همچنان مثل گذشته بد و بدتر شده و دنیای من با طعمهای خوب طلایی شده خدا راشکر میکنم به خاطر این مسیر خدایی ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار باران
        ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۲:۰۵
        مدت عضویت: 2426 روز
        امتیاز کاربر: 5191 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        چقدر جالب منم همینطور بودم، خدا رو شکر که هدایت شدیم🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۷ ۱۲:۳۶
      مدت عضویت: 2469 روز
      امتیاز کاربر: 3544 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان گرامی خسته نباشید
      الان ک فکر میکنم متوجه میشم ک چرا مشکلات زندگی من حل نمیشه وهرچه بیشتر شکایت میکنم اوضاع زندگی بدتر میشه وهیچ اتفاق خوبی ک دوست دارم برایم نمی افته وخلاصه
      هفت شهر عشق را عطار کشت
      ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
      پس دلیل این مسئله خودم هستم چون در موردچیزهای ک دوست ندارم فکر میکنم صحبت میکنم عمل میکنم ومدام انرژی بد را ب جهان هستی ارسال میکنم واز همونها سفارش دوباره میدم مثال
      من چند سالیست درگیر مریضی شدم با اینکه دارو میخورم خیلی چیزها را رعایت میکنم ولی بهتر ک نشدم هیچ تازه گرفتار مریض های دیگر هم شدم وگاهی اوقات مثل کلاف سردر گم میشوم ودر انها غوطه ور میشم وکسی نیست ک نجاتم بده ……بگه هی این راه ک میروی اشتباه است بر گرد غیر صحبت های استاد روشن عزیز
      البته میدونم ک کار اسانی نیست ولی باید سعی کنم ک دیدم را نصبت ب مسایل تغییر بدم وب چیزهایی ک دوست ندارم فکر نکنم واجازه ندم ک متولد بشن ودر مورد چیزهایی ک دوست دارم فکر کنم صحبت کنم وانها را وارد زندگیم کنم وباید یک جهش خیلی زیادی از روی مسایل قبلی داشته باشم وانها را پشت سر بزارم
      هواسم باشه ک با کلامتم شیطان متولد نشود
      هواسم باشه ک خداوند در کلام م باشه و ب خداوند پناه میبرم تا انشاالله موفق شوم اجازه ندم ک شیطان دیواری بشه مابین من وخدای مهربانم
      خدایا شکرت.
      استاد مهربانم سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۲۱:۵۴
      مدت عضویت: 2321 روز
      امتیاز کاربر: 18293 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      سلام. نبايد اجازه دهیم شیطان از زبان ما متولد شود. این جمله خیلی برای من مؤثر بود چون همیشه شیطان رو عاملی خارجی میدیدم و وقتی افکار منفی داشتم خب خودمو تسلیم میدیدم در مقابل آنها. ولی این جمله که نباید اجازه بدهیم شیطان از زبان ما متولد شود، مسئولیت رو کاملا متوجه من میکنه. و هردفعه باید حواسم باشه که ببین خودت داری این کارو میکنیا عواقبش هم پای خودته اگر قبول میکنی بگو و این حرف رو بزن یا بشنو.
      بیشتر تمرکز استاد در این فایل روی ورودی هایی بود که ما از اطرافیان دريافت میکنیم و حرف ها و تجربه های اون‌ها. موضوع اینه که فعلا در اطراف من آدمی که واقعا مثبت اندیش باشه نیست اما چه کسی بهتر از خودم برای هم نشینی؟ هیچ کس..
      من الان خیلی آرامش دارم با اینکه کل دنیا با استرس این ویروس سرو کله میزنند اما زندگی من آرامش داره و راحت زندگی میکنم.
      به حرف های منفی توجهی نمیکنم و راحتم. اما این نشدنیه که اصلا حرف منفی نشنوی میتونه خیلی کم بشه اما باز هم هست چون من دارم تغییر میکنم نه آدم های اطراف من. و من تاثیر پذیری زیادی دارم و هر حرفی زود روی من میشینه و از این عادتم خوشم نمیاد و دوست دارم که ترکش کنم. استاد و دوستان عزیزم اگر راهکاری داشته باشند ممنون میشم راهنماییم کنید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۹ ۱۲:۴۲
      مدت عضویت: 2488 روز
      امتیاز کاربر: 8875 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم
      من فایل جلسه ۱۲ رو گوش دادم مثل همیشه عالی و آموزنده بود
      من همیشه تمام سعیم رو میکنم که درسهایی که از گفته های شما میگیرم در زندگیم تمرین کنم و به کار ببندم و این تحولات زیادی در زندگیم ایجاد کرده
      همیشه فکر میکردم نباید افکار منفی و ناخواسته رو به زبون آورد
      سعی میکردم در موردش با کسی صحبت نکنم ولی مدام در ذهنم مرورش میکردم و در موردش مدام در ذهنم با خودم صحبت میکردم ولی متوجه شدم که دارم اشتباه میکنم
      هر مسئله یا مشکلی که پیش میاد ما اصلا نباید در مورد فکر کنیم چه برسد به اینکه بیانش کنیم
      فکر کردن در مورد یک موضوع در واقع یعنی گفتگوی ذهنی یعنی بازم داریم در مورد ا ن موضوع که دوسش نداریم حرف میزنیم ولی با خودمون که همون نجواهای ذهنیه
      در واقع من روزی چندین بار موضوع و طعمی که دوست نداشتم رو واسه ذهنم در درونم مرور میکردم و نمی فهمیدم که چه کار اشتباه دارم انجام میدم فکر میکردم فقط نباید به زبان بیارم و با کسی در موردش صحبت کنم ولی از وقتی با گفته ها و فایلهای استاد آشنا شدم و گوش دادم و به کار بستم چندین ماهه مواظب این نجواهای ذهنی هستم و خیلی عالی هم نتیجه گرفتم
      ممنون استاد که اینقدر من رو آگاه کردین
      همیشه از تک تک فایهاتون لذت میبرم
      خدا قوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۱ ۰۱:۲۰
      مدت عضویت: 2448 روز
      امتیاز کاربر: 891 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      با سلام
      برداشت من از این فایل : یاد گرفتم در هر مورد فکر کنم و توجه کنم در همون مورد ایده دریافت می کنم ، پس باید حواسم جمع باشد سفارش چه طعمی میدهم .
      تشبیه جالبی به کار بردید که شیطان از کلام ما متولد می شود .پس مواظب حرف زدنم هم باشم .
      امروز یکی از دوستانم به من زنگ زد و با ناله شروع به احوالپرسی کرد .طوری بد حرف می زد که منتظر بودم یک خبر بدی را بدهد .اما شروع کرد به ناله در باره این ویروس و مرگ و میر ، و تا اومد آمار مرگ و میر را در شهر ما بگوید، من شروع کردم به شکر گزاری و گفتم خدا را شکر که اگر در خانه بمانیم در امان هستید و…..
      مورد خوب دیگری که گفتید عبارت اینکه شما مهلت داده هستید و این خیلی جای شکر گزاری دارد و نشون میده خدا چقدر مهربونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا