🎈 تصور کن یه روز چشمهاتو باز میکنی و میبینی چاق شدی! بدون اینکه دقیق بدونی چرا! 🤷♀️
اولش شاید بگی از غذاست، کمتحرکیه، ژنتیکه… ولی واقعیت اینه که علت چاقی ذهن تو، جایی عمیقتر توی افکارت پنهان شده. 🧠💭
هرچی بیشتر توی سالهای چاقی جلو میریم، ذهنمون پر میشه از باورهایی که از اطراف شنیدیم: “ازدواج کردی چاق شدی”، “هورموناته”، “دیگه سنت بالا رفته” و…
اما تا وقتی دلیل واقعی رو توی ذهنمون پیدا نکنیم، انتخاب مسیر درست برای لاغر شدن شبیه راه رفتن توی تاریکی میمونه. 🌫️🚶♀️
🎯 اقدام مهم برای لاغر شدن
اگه بخوای واقعاً لاغر بشی، نه فقط برای یه مدت کوتاه، بلکه برای همیشه، باید از یهجا خیلی مهم شروع کنی: کشف علت چاقی ذهنت. 🧠🔍
تا وقتی ندونی چرا چاق شدی و علت چاقی ذهنت چیه، مثل اینه که چشمبسته راه بری و امیدوار باشی یه جایی به لاغری برسی. 😶🌫️ مسیر درست، از شناخت شروع میشه.
واقعیت اینه که اکثر روشهای لاغری اصلاً به علت چاقی ذهن توجه نمیکنن، برای همینه که نتیجههاشون موقته. من خودم سالها با رژیمهای مختلف، ورزش، دمنوش، دستگاه و… تلاش کردم لاغر شم، چون فکر میکردم اینا جواب کار منن. ولی چیزی که نداشتم، آگاهی از علت چاقی ذهنم بود.

📉 هر بار که تو مسیر لاغری شکست میخوردم، بهجای اینکه دنبال جواب واقعی باشم، همه چیزو مینداختم گردن بدنم!
میگفتم «من فرق دارم»، «بدن من خاصه»، «این روشها روی من جواب نمیده»…
ولی واقعیت این بود که اصلاً نمیدونستم دارم با قدرت چاقی ذهن زندگی میکنم. 😩🌀
یه ذهن ناآگاه که سالها با ترس، با رژیم، با فشار، فقط قویتر شده بود…
هر چی بیشتر میدویدم، بیشتر اسیرش میشدم. چون مسیر، جسمی نبود؛ مسیر، ذهنی بود.
💡 یه روز، یه جرقهی کوچیک تو ذهنم خورد…
با خودم گفتم: “اگه ذهن من باعث چاقی شده، یعنی میتونه عامل لاغری هم باشه؟”
از همون روز، تصمیم گرفتم به جای رژیم، ذهنم رو زیر ذرهبین ببرم.
شروع کردم به یادگیری، تمرین، مشاهدهی افکارم، نوشتن، تصویرسازی…
📆 ماهها گذشت و خبری از عددهای کوچیک روی ترازو نبود! ولی یه چیزی داشت تغییر میکرد…
درونم.
✨ بعد از تقریباً یک سال کار ذهنی مداوم، بالاخره اولین نشونههای لاغری خودبخودی ظاهر شد.
نه با رژیم، نه با دویدن، نه با گرسنگی کشیدن… فقط با شناخت عمیق علت چاقی ذهن و اصلاح اون فرمولهای پنهونی که سالها باهاش زندگی کرده بودم.
حالا که به گذشته برمیگردم و اون سالهای چاقی رو مرور میکنم، فقط یه چیز به چشمم میاد:
🌟 تمام اون چاقیها، فقط نتیجهی قدرت چاقی ذهن من بود.
نه ژنتیک، نه کمتحرکی، نه اشتهای زیاد، نه سوختوساز پایین!
فقط ذهنی که ناآگاهانه برای چاق شدن آموزش دیده بود و با هر تلاش جسمی من، فقط بیشتر قدرت گرفته بود. 😶🌫️
💚 الان میدونم تا وقتی با ذهنم هماهنگ نباشم، هیچ راه جسمیای به لاغری نمیرسه.
ولی وقتی قدرت چاقی ذهن رو بشناسی و تبدیلش کنی به قدرت لاغری ذهن، اون وقته که معجزه اتفاق میافته…

🧠 ویژگیهای ذهن انسان و نقش کلیدی آن در علت چاقی ذهن
ذهن ما مثل یه زمین بکر و آماده برای کاشت 🌱 هست. هر بذری که تو این زمین بکاری، دقیقاً همون رشد میکنه و بزرگ میشه!
وقتی به دنیا میآییم، ذهن ما کاملاً پاک و خالی از هر برنامهایه، یه صفحه سفید بدون هیچ پیشفرضی.
اما کمکم، خانواده، مدرسه، رسانهها، تبلیغات تلویزیونی و حرف مردم شروع میکنن ذهن ما رو برنامهریزی کردن… 🎛️📺👨👩👧👦
اینجاست که راز مهم علت چاقی ذهن آشکار میشه:
هر موضوعی که ذهن ما بیشتر باهاش درگیر بشه، در اون موضوع قدرت پیدا میکنه و رفتارهامون رو تحت تأثیر قرار میده.
پس اگر سالها ذهنمون پر شده از نگرانیهای چاقی، استرس غذا خوردن، ترس از وزن بالا رفتن، فشار رژیمهای سخت و وسواس روی ترازو، خیلی طبیعیست که قدرت چاقی ذهن قوی بشه و باعث بشه علت چاقی ذهن ما شکل بگیره. 😟⚖️🍩
جالبه بدونی که ذهن ما در بدو تولد واقعاً برای لاغری و تناسب اندام برنامهریزی شده!
این یعنی خیلیها از کودکی تا بزرگسالی تناسب اندام طبیعی دارن چون ذهنشون هیچوقت با باورهای چاقکننده آموزش ندیده. 😌🍃
اما وقتی ذهن ما پر میشه از پیامهای چاقکننده مثل:
«من همیشه چاق میمونم»، «رژیم فایده نداره»، «بدنم ژنتیکش اینه»
کمکم قدرت چاقی ذهن در ما شکل میگیره و این خودش میشه مهمترین علت چاقی ذهن و ادامهدهنده چرخهی چاقی.
✅ خبر خوب اینه که حالا که فهمیدیم علت اصلی چاقی ذهن ما، یعنی برنامهریزی نادرست ذهن، میتونیم مسیر رو برعکس بریم؛
ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم برای لاغری و تناسب اندام، همونطور که قبلاً ناخودآگاه برای چاقی برنامهریزی شده بود!

💥 قدرت ذهن؛ علت چاقی ذهن
ذهن ما درست مثل یه کامپیوتر قدرتمنده 💻🧠 که هرچی بهش بدی، همونو اجرا میکنه!
و چون ذهن قابل برنامهریزیه، کمکم با حرفهای اطرافیان، تبلیغات تلویزیونی، توصیههای دلسوزانهی خانواده و تجربههای خودمون، برای چاق شدن برنامهریزی میشه.
📺👂 وقتی این برنامهریزیها ادامهدار میشن، یه نیروی قدرتمند به نام قدرت چاقی ذهن شکل میگیره.
و دقیقاً همین قدرت، میشه علت چاقی ذهن ما و باعث بروز رفتارهایی میشه که شاید ظاهراً بیضرر به نظر بیان، ولی پشتشون کلی پیام پنهان ذهنی هست که ما رو چاقتر میکنه!
🔍 مثلاً چی؟
- ترس از چاق شدن 😨
- نگرانی موقع غذا خوردن 🍕😬
- وسواس وزن کردن مداوم ⚖️
- رژیم گرفتنهای پیاپی 🥦
- جستجو برای بالا بردن سوختوساز بدن 🔥
- تحقیق درباره جدیدترین روشهای لاغری 📚
- مدام حرف زدن از چاقی خودمون 😞
همهی این رفتارها ظاهرشون تلاش برای لاغریه، اما در واقع حاصل قدرت چاقی ذهن هستن؛ رفتاری که نتیجهی مستقیم برنامهریزی ذهن برای چاقیه.
😓 حالا شاید با هزار جور رژیم و ورزش و برنامه فشرده وزن کم کنیم، اما چون علت چاقی ذهن رو تغییر ندادیم، بعد از رها کردن اون روش دوباره برمیگردیم سر خونهی اول.
و این تجربهایه که تقریباً هرکسی که بارها لاغر و چاق شده، با تمام وجود درک کرده.

🎯 روش صحیح لاغری بدون بازگشت؛ از ذهن شروع کن!
بذار باهات صادق باشم… اگه فقط دنبال کم کردن عدد ترازو باشی، مسیر اشتباهی رو شروع کردی. 😶🌫️
لاغری واقعی و پایدار، فقط وقتی اتفاق میافته که تو به جای جنگیدن با بدنت، بری سراغ ریشهی اصلی مشکل؛ یعنی علت چاقی ذهن.
👗 عدد ترازو، سایز لباس، حتی ظاهر آینه فقط نتیجه هستن، نه علت!
اکثر روشهای لاغری با فشار روی بدن تلاش میکنن نتیجه رو تغییر بدن، در حالیکه دلیل اصلی اضافهوزن، فرمولهایی هست که ذهن ما سالهاست باورشون کرده و اجراشون میکنه. 🧠⚠️
💥 علت چاقی ذهن ما، همون باورها، نگرانیها، تردیدها و عاداتی هستن که بارها تمرینشون کردیم؛
مثل ترس از غذا، رژیمهای همیشگی، وسواس وزن، یا حتی باور “من لاغر نمیشم”!
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو تغییر ندیم، هیچ رژیمی هم نمیتونه کمکمون کنه… حتی اگه موقتاً وزنمون کم شه، دوباره برمیگرده. 😞
✅ اما خبر خوب اینه که ذهن ما از اول برای تناسب اندام برنامهریزی شده بود. فقط با آموزشهای اشتباه، قدرت لاغریمون تبدیل شده به قدرت چاقی.
و حالا فقط کافیه دوباره ذهنمون رو به یاد بیاریم که چطور لاغر فکر کنه و لاغر رفتار کنه.
🔑 برای این کار، باید مسیر ذهنی لاغر شدن رو طی کنیم؛
و بهترین راه برای شروع این مسیر، دورهی ورود به سرزمین لاغرها هست؛ یه دورهی شگفتانگیز که بهت یاد میده چطور فرمولهای چاقکنندهی ذهن رو بشناسی و با تمرینهای ساده و لذتبخش، قدرت لاغری رو توی ذهن خودت فعال کنی. 🌈🧠
🎁 خبر خوب اینکه برای شرکت توی این دوره لازم نیست رژیم بگیری یا ساعتها ورزش کنی؛ فقط کافیه با اشتیاق شروع کنی، آموزشها رو با دقت گوش بدی، تمرینها رو انجام بدی و اجازه بدی ذهنت از نو برنامهریزی بشه.
و قول میدم بهت، وقتی قدرت لاغری ذهنت فعال بشه، چه بخوای چه نخوای، لاغر میشی… خودت هم باورت نمیشه! 😍💪
🧠 چرا باید تمرین کنیم؟
ذهن ما سالها با افکار نادرست درباره چاقی برنامهریزی شده و حالا تنها راه رهایی از این الگوهای تکراری، انجام تمرینهای هدفمند برای اصلاح علت چاقی ذهن است. ✨
این تمرینها کمک میکنن باورهای محدودکننده، ترسها و نگرشهای غلطی که باعث پررنگتر شدن قدرت چاقی شده بودن، شناسایی و بازنویسی بشن.
با هر تمرین، یک گام به سمت ذهنی لاغرتر و آرامتر نزدیکتر میشویم. 💚📘
✍️ سوالات تمرینی
- 👂 در گذشته نگرش شما درباره علت چاقی ذهن چه بوده است؟ توضیح دهید.
- 🔁 هر بار که از روشهای لاغری نتیجه نمیگرفتید، علت لاغر نشدن خود را چه میدانستید؟
- 🧪 دیدگاه و تجربه شما درباره استفاده از روشهای مختلف برای لاغر شدن چیست؟
- 🎯 اگر در مسیر لاغری با ذهن تحت تأثیر روشهای دیگر قرار گرفتید، تجربه خود را با ما در میان بگذارید.
- 📺 ویدیوی آموزشی علت چاقی را با دقت تماشا کردهاید؟ نکات مهم آن را شرح دهید.
- 📝 براساس محتوای ویدیو، تمرینی برای خود طراحی کرده و آن را در بخش نظرات بنویسید.
🤝 مشارکت در تجربه
مشارکت شما در پاسخ دادن به سوالات، فقط تمرین نیست؛ نشونهی تعهد شما به تغییر باورهای قدیمی و ساختن ذهنی تازهست. 🌱
تجربهتون از تماشای ویدیو و تمرینی که طراحی کردید رو در بخش نظرات همین صفحه بنویسید تا هم خودتون عمیقتر یاد بگیرید و هم به دوستان دیگهتون الهام بدید. 💬💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 68 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
فعال کردن علت لاغری در ذهن .
اولین عاملی که انسان را در هر مسیری می کشاند عشق و انگیزه و هیجان آشنایی با ناشناخته هاست .
بعد از مدتی عشق و اتش اولیه فروکش کرده و جای خود را به عقل و منطق می دهد .
گرچه عشق و انگیزه همچنان وجود دارد اما کور نیست شناخت نیز به آن اضافه شده .
یکی از رفتارهایی که در این متن از عوامل چاق کننده فرمودید وزن کردن بود .
اوایل کار ذهن انسان نمیتواند باور کند که ترازو یکی از بزرگترین موانع لاغر شدن است . چون ترازو از نظر منطق تنها وسیله ای برای سنجیدن است . اما به مرور زمان میبیند هرچه بیشتر خود را وزن میکند بیشتر اضافه وزن پیدا میکند . یا کاهش وزن دلخواه خود را ندارد یا وزنش را میبیند که ثابت مانده درحالیکه او توقع کاهش را از خود داشته . همین چند عامل باعث اثرگزاری بد روی ذهن میشود و انسان را از مسیر و قدرت دادن لاغری در ذهن خارج میکند .
اوایل راه شما تاکید میکردید که به هیچ عنوان وزن نکنید اما ذهن من تنها به دلیل همان عشق و هیجان اولیه به این راه و فقط چون شما میگفتید اطاعت میکرد و من وزن نمیکردم اما ذهنم قانع نشده بود و بنابراین دستور ذهنی وجود داشت و بعد از مدتی وزن کردن را آغاز کردم و ذهنم مدام دستور آن را تکرار میکرد و من هم اطاعت میکردم .
یعنی این فرمول از ذهنم کنار گذاشته نمیشد .
تا اینکه یک روز شاید اوایل فروردین بود جرقه ای در ذهنم زد و باعث شد کاملا درک کنم چرا ترازو ذهن انسان را به مسیر چاقی هدایت میکند ؟
تمام این حالات به یکباره در ذهنم روشن شد .
ما خودمان را وزن میکنیم .
سه حالت پیش می آید .
یا وزنمان کم میشود .
یا ثابت است .
یا اضافه شده است .
هر سه ی این حالتها انسان را دوباره به مسیر چاقی برمیگرداند .
اگر وزنمان کم شده باشد میگوییم وزنم کم شده دیگه . حالا یه روز فایل گوش ندم اتفاقی نمیفته که . یه روز کار نکنم روی ذهنم چیزی نمیشه که . حالا این ناخونک رو بزنم چیزی نیست که . من که وزنم کم شده حالا این شیرینی رو بخورم یا نخورم اتفاقی نمیفته که و هزاران هزار گفتگوهای ذهنی که کم کم انسان را از مسیر لاغری خارج کرده و به مسیر چاقی هدایت میکند
اگر وزنمان ثابت مانده باشد و ما مثلا توقع کاهش داشتیم چه گفتگوهایی در ما ایجاد میشود :
چرا وزنم تغییر نمیکنه .
چرا من انقدر بدبختم چرا من لاغر نمیشم . چرا استپ کردم . من لاغر بشو نیستم . این همه سختی دادم به خودم (این جمله کاملا یک جمله ی چاق کننده است)
این همه مراقب بودم چرا کم نشدم بدن من سوخت و سازش پایینه و ….. تمام این گفتگوها نشان از این دارد که ذهن مسیر چاق کننده رو در پیش گرفته و کم کم برای آرام کردن خود رفتارهای چاق کننده را دستور میدهد .
پس ثابت ماندن وزن هم سبب میشود ذهن انسان پر از گفتگوهای چاق کننده شود .
اگر وزنمان اضافه شده باشد که هیهات . تمام ذهن ما هر بذری از لاغری را که در وجودمان کاشتیم به یکباره لگد کوب میکند و زمین و زمان را فحش میدهد نفرت از چاقی ناامیدی عصبانیت ناآرامی و …. همه هجوم می اورند و دستور به رفتارهای چاق کننده در ذهن اوج میگیرد . ولع امان آدم را میبرد . احساس محدودیت احساس خودکنترلی جنگ با خود و دستورهای پی در پی برای خوردن و …..
پس هر سه ی این حالتها گفتگوهایی را در ذهن ایجاد میکند که انسان را به مسیر چاقی هدایت میکند . پس نتیجه میگیریم ترازو صد درصد یکی از عواملیست که به چاقی ذهن قدرت میدهدو ما باید برای ضعیف کردن قدرت چاقی ذهن ترازو را کلا شیفت دیلیت کنیم .
باورتان میشود دیگر هیچ دستور ذهنی مبنی بر وزن کردن از ذهنم صادر نمیشود .چون خود ذهنم دلیل آورده که اگر میخواهی در مسیر لاغری بمانی ترازو را دور بریز .
استاد یه نکته ی جالب اینکه ما چه بخواهیم چه نخواهیم مسیر لاغری در ذهنمان دارد کار خودش را میکند در ناخوداگاهمان یعنی ما اگر مدتی هم از این راه دوربمانیم وبعد دوباره برگردیم میبینیم مسیر لاغری بسیار زیبا و قشنگ همچنان سرسبز و امیدوار کننده در ذهن دارد کار خودش را میکند .
اما خوداگاهیِ ما به آن قدرت میدهد . چون لذت درک کردن در این دنیا بیش از هر لذت دیگریست .
و این درک هر زمان که به آن رجوع کنی هست و هرگز از بین نخواهد رفت .
لاغری در نهاد ما وجود دارد ما با توجه کردن و معطوف کردن آگاهی به آن به آن کود میدهیم . با توجه کردن به گفتگوهای ذهنی و از بین بردن نگرانیها و ایجاد حال خوب به آن نیرو میدهیم .
به آن قدرت میدهیم تا در فکر ما جاری شود تا در احساس ما جاری شود تا در رفتار ما جاری شود .
ما هرگاه در مسیر لاغری قرار بگیریم ذهن ما دستور به رفتار لاغر کننده میدهد . خیلی روشن است .
پس بدانیم اگر رفتار چاق کننده از ما سر میزند ذهن ما در مسیر چاقیست .
به سراغش برویم آن عاملی که مارا در چاقی ذهن نگه داشته قطعا یک فکر و یک باور است . جستجویش کنیم پیدا میکنیم وقتی پیدا شد دنبال راه حل بگردیم که چطور میشود که آن باور را به طور کاملا منطقی با باور صحیح جایگزین کرد . فکر کنیم تا عامل را برداریم . و گفتگوهای ذهنی را دوباره به مسیر لاغری هدایت کنیم . مسیر لاغری دوباره باز میشود .
امیدوار باشیم هرگز دیر نمیشود .
خدا هرگز دیر نمیکند . همیشه فرصت هست . خداوند بی نهایت فرصت به ما داده . نیازی به عجله کردن نیست . ذهن باید این راه را آرام آرام هضم کند . خودش کمک میکند باورهای اشتباهش را از بین میبرد .
باورهای صحیح را جایگزین میکند . دستور به رفتارهای لاغر کننده می دهد . منطقش را بر لاغری استوار میکند . ذهن کمک میکند که
دائما در مسیر لاغری بمانیم . فقط باید سررشته را نگه داریم . سررشته از خواستن آغاز میشود بخواهیم که لاغر شویم . بخواهیم که در لاغری ذهن بمانیم . کم کم راه باز میشود .
درخواست ما به کائنات وجودمان ارسال میشود تمام سلولها تغییر مسیر میدهند . دی ان ای سلولها از طریق افکار ما اصلاح میشود سلولهای جدید با دستور جدید ساخته میشوند .
دی ان ای ما رونوشت افکار ماست .
ملکولهایی که رونوشت دی ان ای را لاغر میکنند از طریق افکار جذب دی ان ای میشوند ملکولهای چاق کننده از دی ان ای حذف میشوند .
رفتار ما از دستورات ذهنی نشئت میگیرد . وقتی ذهن ما در مسیر لاغریست دستورهای چاق کننده صادر نمیشود . دستور به رفتارهای لاغر کننده صادر میشود .
جسم کاملا تحت فرمان ذهن است کاملا تحت فرمان ذهن .
همان ذهنی که برای رسیدن به لذت میگفت بخور و بخور و بخورو تکرار میکرد و تکرار میکرد و عادتش بود
حالا میگوید نه نیازی ندارم . میلی ندارم . کافیست . نمیخواهم .
بله ذهن میگوید نه . ذهن تکرار میکند نه . نه نه . ذهن ایست میدهد . نمیخواهد و فراموش میکند . ذهن از قدرت فراموشی استفاده میکند . قدرت فراموشی همان شیفت دیلیت است .
ذهن افکار چاق کننده را شیفت دیلیت میکند . فراموش میکند .
توجه ما از چاقی برداشته میشود و به لاغری میرود . ما چاقی را فراموش میکنیم کم کم . آرام آرام . توجهمان از روی چاقی برداشته میشود و روی لاغری قرار میگیرد .
اما فقط باید بخواهیم . اوایل توجه هنوز روی چاقیست اما کم کم با آگاهی با دادن اطلاعات جدید به ذهن در مورد لاغری که تنها و تنها در همین سایت وجود دارد توجه ذهن برداشته میشود . سیستم تغییر میکند . همه چیز تغییر میکند . پازل چاقی از بین میرود و پازل لاغری جای آنرا میگیرد .
چون در مسیر لاغری قرار گرفته . افکار چاق کننده را آرام آرام محو میکند به فراموشی میسپرد .
ذهن ما پس میزند . همان ذهنی که مرتب دستورات چاق کننده صادر میکرد حالا میگوید نه .
چه شگفتیی از این بالاتر که تنها و تنها با اصلاح ریشه کل سیستم وجودمان تغییر جهت میدهد .
چقدر زیباست . چقدر لذت بخش است . حظ میکنم از این همه زیبایی که خداوند در وجود تمام ما انسانها قرار داده است .
چه عظمتی از این بالاتر که تمام این سیستم تنها و تنها با یک کد کار میکند .
درک این نکته واقعا حائز اهمیت است . اینها را هر زمان بیشتر و بیشتر میتوان درک کرد هر وقت که سراغش بیاییم درک جدیدی بر ما الهام میشود و در این دنیا چه لذتی بالاتر از درک کردن وجود دارد .
تا نبیند کودکی که سیب هست
کی پیاز گَنده را بدهد ز دست
ذهن من اکنون سیب را به دست آورده . سیب من قدرت درک کردن است . ذهن من دستور به درک کردن و شناختن را صادر میکند . دستور به تحلیل کردن .
اینها پایانی ندارد و بزرگترین لذت برای ذهن من وصل شدن به بی نهایتی که هیچ وقت تمام نمیشود .
این لذت برای ذهن من جایگزین لذت خوردن شده است . خوردن ، پیاز گندیده ای بود که در دست ذهنم بود و برای رسیدن به لذت ، مدام به آن دستور میداد اما اکنون لذت درک کردن ، واقعا همانند سیبی در دست ذهنم قرار گرفته و پیاز گندیده را کنار گذاشته .
ذهنم لبخند میزند . راضیست . شاید هم خدایم است . راضیست میخندد . من در مسیر لاغری با ذهن خنده ی خدا را حس میکنم و چه لذتی از این بالاتر که خدا به تو لبخند میزند .
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از تمام بزرگوارانی که نظر لطفتشون رو در مورد پیام قبل ابراز کردن .
قطعا نگاه شما عزیزان زیباست که زیبا میبینید . سپاس از همه ی شما سروران گرامی .
استاد ببخشید فایلی که در کانال در مورد دندان گذاشته بودین رو در اینجا با اجازتون نظرم رو در موردش مینویسم .
در تحقیقات جدید نشون داده شده که دندان هم همانند سایر اعضا قدرت ترمیم خودش رو داره . اگه اشتباه نکنم دانشمندان ژاپنی به این نکته پی برده اند .
منتها ما هنوز چون این مساله رو ندیدیم باور نداریم خیلی جالبه همچین قدرتی رو خداوند در بدن قرار داره . ولی بعد از صد سال چون باوری مبنی بر از بین رفتن دندان در سن و سال بالا نداریم ذهن دوباره شروع میکنه به دندانسازی . یعنی تصویر ذهنی مبنی بر خراب شدن دندان در ذهن نداریم چون باورهای خراب شدن و پوسیده شدن دندان کار خودشو کرده و دندانها رو خراب کرده و از بین برده پس دیگه اون باورها روی جسم کار نمیکنند و جسم طبق باورهای اصلی که در وجودش ذخیره شده است شروع میکنه به ساخت دندان .
نمیدونم منظورمو تونستم درست برسونم یا نه
ولی اون جور که شنیدم
دندان هم عضوی از اعضای بدن هست . منتها جنسش سخته و مثل استخوانه . استخوانها هم روند ترمیمشون کنده . دندانها هم همانند استخوانها سرعت ترمیمش نسبت به بافتهای نرمتر کمتره . و چون باکتریها داخل دهان مشغول فعالیت هستندو باور تخریب دندان در ما به صورت آشکارا در حال فعالیته سرعت تخریب بالاتر از سرعت ترمیم میشه برای همین دندان رو به خرابی پیش میره .
البته این اتفاق دقیقا طبق باورهای ما داره اتفاق میفته .
غیر از اون مورد در جایی خوندم یکی از عزیزانی که در طب سنتی بودند با چکاندن روغن حنظل در گوش باکتریهای موجود در دهان رو از بین میبردند در نتیجه سرعت تخریب کند میشد و دندان آرام ارام ترمیم میشد . یکی از بچه هایی که فکر میکنم اهل جنوب بود قسم میخورد که مدتی اینکارو انجام داده و نتیجه گرفته .
یعنی به نظرم اینجور میشه تحلیل کرد که چون این عزیز به این کار اعتقاد داشتند و باور داشتن که روغن حنظل باکتریها رو میکشه کم کم باور ترمیم دندان در ذهنشون جایگزین شده و ذهنشون قدرت تخریب رو کمتر کرده و گذاشته روند ترمیمی کار خودشو انجام بده کردند .
از نظر عقل و منطق هم که حساب میکنیم میبینیم این مساله رو میشه اثبات کرد .
تازه در مورد خودم من تجربه ی جالبی داشتم زمانهایی دندان من خراب میشد که فکرم درگیر بود فکرم آرام نبود یعنی ذهن ناآرام من باعث میشد دندانم خراب بشه . چون فکر ناآرام سیستم ایمنی رو ضعیف میکنه بدن در مقابل میکروبها و باکتریها ضعیف میشه و اونها قدرتشون بیشتر میشه و دندان شروع میکنه به خراب شدن گرچه باز هم روند ترمیمی در حال انجامه ولی قدرت تخریب در شرایط ناارام بیشتر از قدرت ترمیم میشه و عواملی مثل میکروب یا باکتری فرصت پیدا میکنند تا به تخریب بدن بپردازند .
یعنی واقعا دندان هم که یکی از اعضای بدن ماست کاملا تحت فرمان ذهنه منتها ما هنوز از فرمولهای موجود در ذهن در جهت دندان آگاهی کامل پیدا نکردیم و باورمون براینه دندان خراب میشه و دیگه در نمیاد و این فرمول داره در جسممون پدید میاد و جایگزین فرمول اصلی شده .
یه چیز خیلی جالبتر که دیدم و واقعا قدرت ذهن رو در مورد دندان هم به اثبات میرسونه یکی از آشنایانمان است ایشون ماهی یکبار دندونشون رو مسواک میزنند . ۵۴ سال سن دارند
اصلا هم تا حالا دندونپزشکی نرفتن . دندان درد نگرفتن و دندونهاشونم کاملا سالمه باورشون براینه که مسواک زدن دندونارو خراب میکنه .
در حالیکه خانومشون مرتب مسواک میزنه دندونپزشکی میره و همیشه هم چندتا دندان خراب داره .
یعنی واقعا برام اثبات شده قدرت ذهن روی دندان هم اثر داره و باورهای انسان حتی در مورد سلامت دندان هم کاملا کارایی دارند .
واقعا کار ذهن خیلییییی جالبه و تنها دلیل اتفاقات جسم ما همین فرمولهای ذهنی هستند .
فقط کاش میشد روند احیای بدن برای تمام ذهنها مورد پذیرش واقع میشد و انسانها حتی در مورد طول عمر بیشتر هم به باورهای جدید میرسیدند . واقعا این بحثها خیلیییی جالبه
از سالیان پیش تا حالا این همه تغییر و تکامل در گونه های مختلف جانداری نشان میده خداوند دائما در حال آپدیت کردن مخلوقاتشه و هر بار ورژن جدید رو مناسب با شرایط همون زمان رونمایی میکنه . پس قطعا اگر انسان امروزه بخواد و روی مساله ی ترمیم جسم از طریق ذهن کار کنه به نتایج فوق العاده ای برای طول عمر بیشتر خواهد رسید . چون خداوند وعده داده انسان نامیراست . پس چنین قابلیتی رو براش قرار داده ولی ما بازهم باتوجه به تمام چیزهایی که دیدیم خودمون رو برای مردن آماده میکنیم نه برای زندگی کردن .
تصویر مرگ رو برای خودمون خلق میکنیم و مرگ اتفاق میفته . در حالیکه کاش میشد هممون دست به دست هم میدادیم و خودمون رو برای صده های دوم و سوم زندگی آماده میکردیم . اونم در حالتی کاملا جوان و سرپا .
چون جوانی وعده ایست که خداوند به مومنین داده .
نامیرایی وعده ایست که خداوند به مومنین داده .
منتها موانعش باورهای ما هستند . مشاهدات ما هستند . ذهنهای محدود میمیرند . ذهن های پیر پیر میشوند .
راستی دندانهای جدید شما قطعا تا چند روز آینده یا نهایتا یکماه آینده آرام خواهند شد و ذهن شما قدرت سازگاری با شرایط جدید رو در دهانتون ایجاد خواهد کرد و براتون عادی خواهد شد .
بدن خودشو با شرایط جدید وفق میده و ذهن قدرتمندتون راهی برای جفت و جور کردن دندانها پیدا خواهد کرد درست مثل کفشی که اولش پای آدم رو میزنه ولی بعد از مدتی کفش تابع پای انسان میشه و مطابق اون شکل میگیره و دیگه اذیت نمیکنه . احتمالا ذهنتون انقدر دندوناتون رو به هم سایش میده تا با هم هماهنگ بشن ولی جالبه بعد از مدتی نتیجه رو برامون بگید که چطور دندانهای جدید با دهانتون سازگار شد .
ممنون از ویدیوتون خیلی عالی بود .
ببخشید که اینجا نظرم رو نوشتم .
نشان های دریافت شده
سلام .
تغییر انتظار خیلی کلمه ی جالبیه . امروز توی مطالعه ی سایت چندین بار به این جمله از شما رسیدم .
تغییر انتظار از زندگی
تغییر انتظار از خداوند
تغییر انتظار از جسم
جالبه این انتظار رو خیلی از اوقات منفی باف ذهن برامون تعریف کرده .
فرشته همه اش سکوت میکنه . ما باید کاری کنیم ندای فرشته رو بیشتر عمل کنیم تا اون بیشتر صحبت کنه . دنبال صدای فرشته بدویم .بهش توجه کنیم . اون وقت اون انتظار مارو از زندگی یا خداوند یا جسم تغییر میده .
انتظار من از زندگی موفقیت است .
من موفقیت را همین حالا هم زندگی میکنم .
همین که مینویسم بزرگترین موفقیت است . همین که میشنوم بزرگترین موفقیت است . همین که فکر میکنم بزرگترین موفقیت است . همین که تصمیم گرفته ام در مدار خوبی باقی بمانم بزرگترین موفقیت است . پس انتظارم موفق بودن است . چون من هم اکنون دارم با موفقیت زندگی میکنم . نگرشم را به ناخواسته هایم تغییر میدهم این یعنی موفقیت . زاویه ی نگاهم را به ناخواسته هایم تغییر میدهم . این یعنی موفقیت . به داشته هایم توجه میکنم این یعنی موفقیت . انتظار من از زندگی خوشبختیست . من خوشبختم چون خدا را یافته ام . چون آرامش خدایی را تجربه کرده ام . چون دوستش دارم . چون دوست دارم هدایتم کند . پس من هم اکنون خوشبختم چون خدارا دارم . خدای من به من نعمتهای بیکران داده پس من خوشبختم . پس خوشبختی برای من خلق میشود . پس انتظار من خوشبختیست . من در مدار خوشبختی باقی می مانم .
انتظار من لاغر بودن است . چون من ورودیها را کنترل میکنم . ذهن خودم را از ترس و نگرانی و نفرت از چاقی پر نمیکنم . اطلاعات ذهنی ام را با ورودیهای چاق کننده پر نمیکنم . هنگام خوردن با چشم و گوش و فکر و حس لامسه غذا نمیخورم . من فقط از یک راه غذا میخورم . راه دهان . من تمام سعیم را میکنم که در مسیرم ثابت قدم بمانم و آن را ترک نکنم .
پس وقتی عملم در جهت لاغریست انتظار من هم لاغر شدن است .
انتظارم را تغییر میدهم . از همین حالا انتظارم از جسمم را تغییر میدهم . من تغییر مدار بدهم انتظارم هم تغییر خواهد کرد . یعنی در مدار لاغری قطعا انتظار لاغری هم رخ خواهد داد . اگر انتظار لاغری از خودمان نداریم این نشاندهنده ی اینست که روی مدار چاقی هستیم . من تغییر مدار میدهم پس انتظارم هم همسو با مداری که در آن هستم خلق میشود .
در مدار امید قرار میگیرم و در آن استمرار ایجاد می کنم پس انتظارم نیز امیدوار بودن به هر آنچیزیست که قرار است برای من رخ دهد .
من به زندگی امیدوار هستم .
به خداوند امیدوار هستم .
من به جسمم و لاغری ام امیدوار هستم .
پس انتظار دارم همینها نیز برای من خلق شود . اگر خلق نشد یعنی باز تغییر مسیر داده ام . باید بتوانم استمرار داشته باشم . نباید غافل شوم . باید نظارت کنم . ناظر باشم تا مدار ذهنم تغییر نکند .
هرکسی خودش میفهمد اکنون روی چه مداری قرار گرفته . اگر میبینید علاقه ای برای شنیدن کلام استاد ندارید چون در مدار صحبتهایش نیستید . مدار خود را تغییر دهید . خود را با کلام استاد همسو کنید . آن وقت میبینید در مدار ذهنی استاد قرار میگیرید و میتوانید صحبتهای ایشان را حتی اگر طولانی هم باشد بدون مقاومت ذهنی و با احساس خوب و اشتیاق گوش دهید .
ذهن خود را برای شنیدن سخنان استاد خاموش کنیم . یک ساعت فقط ورودی کلام استاد را وارد ذهن کنیم .
بعد از یک ساعت اجازه دهیم ذهن بگوید . شروع کنیم به نوشتن . حال کلام استاد از طریق ذهن ما بر کاغذ یا بر سایت جاری میشود . اگر خالص بود که هیچ اما اگر ناخالص بود خود را نشان میدهد پس باز هم باید گوش کنیم .
به هر جهت همسو شدن با ذهن استاد استمرار میخواهد .
ذهن ما تمام اطلاعات را از کلام استاد دریافت میکند و کم کم مدار ذهنی تغییر میکند . وقتی مدار ذهنی تغییر کرد طبیعتا انتظار لاغر شدن هم در ذهن ما خلق میشود . ما وقتی ما دقیقا مو به موی کلام استاد را عمل کنیم قطعا نتیجه ی عالی انتظار میرود . ولی وقتی باز هم طبق اطلاعات ذهن خودمان عمل کنیم طبیعیست انتظاری که در ما شکل میگیرد خلاف جهت خواسته ی ماست .
کلام استاد از بیرون صدای فرشته ی درونی را بیشتر به گوش ما می رساند . چون استاد هم از فرشته ی درونی خود صحبت میکند . پس جذب اتفاق می افتد و ندای فرشته ی درونی ما نیز شروع میکند به حرف زدن . کم کم قدرت ذهن را از منفی باف میگیرد و در طول روز ما شاهد خواهیم بود به جای اینکه منفی باف سخن بگوید فرشته سخن می گوید . هر چقدر این روند شنیدن و تحلیل کردن بیشتر رخ دهد زندگی ما بیشتر تغییر خواهد کرد و انتظار ما از جسم نیز تغییر خواهد کرد . انتظار ما از خداوند بهتر خواهد شد چون بیشتر اورا خواهیم شناخت . کسی که انتظارش از خداوند کم است یعنی هنوز خدا را درست نشناخته . پس باید بکوشد تا خداوند را بیشتر بشناسد تا انتظارش از خداوند بیشتر شود . خدا وظیفشه که مارو خوشبخت کنه . وظیفشه . چون قادر متعاله .
وقتی جسم و ذهن رو بیشتر بشناسیم و سیستمی که خداوند ساخته رو بیشتر درک کنیم بیشتر میفهمیم که لاغر شدن از طریق ذهن چقدر راحت خلق میشه و فقط با تغییر کدهای ذهنی خودبخود جسم آروم میشه و راه لاغری رو در پیش میگیره .
ذهن آرام = جسم آرام
ذهن لاغر = جسم لاغر
ذهن جوان = جسم جوان
ذهن سالم = جسم سالم
ذهن زایا = جسم زایا
ذهن امیدوار = جسم امیدوار
ذهن خوشبخت = زندگی خوشبخت
ذهن پیروز = پیروزی بیشتر
استمرار و استمرار و استمرار = خلق پیروزیهای پی در پی .
خیلی شیرینه به خدا این راه .
خدایا مرا در این راه ثابت قدم بفرما . کاری کن بیشتر و بیشتر عمرم را در اینجا بگذرانم تا حالم روزبه روز بهتر شود و انتظارم از تو بیشتر و بیشتر و بیشتر شود . باورم نسبت به تو عمیقتر شود .
خدایا مرا در اینجا نگاه دار تا حال خوبم مثل قبل که در اینجا زندگی میکردم دوباره بهتر و بهتر و بهتر شود . و انتظارم نیز همینست . انتظارم اینست که شادی روزافزون بر من دمیده خواهد شد چون وقتی با شادی هم نشین شویم شاد بود نیز انتظار میرود .
خدایا سپاسگزارم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
بدن ما در آن واحد قادره هم قلب رو اداره کنه هم مغز رو هم کلیه ها هم طحال هم کبد هم گردش خون هم حذف مواد زاید هم جذب مواد لازم هم بینایی هم شنوایی و همه چیز رو یکجا داره اداره می کنه به صورت کاملا خودکار و بدون دخالت نیروی اراده . نیروی گرداننده ی جسم هم که ذهن ناخوداگاهه که به مغز فرمان میده و مغز هم کل سیستم رو اداره می کنه .
این ویژگی ناخوداگاه ماست که در یک لحظه میتونه همه کار رو با هم انجام بده . در حالیکه سطح خوداگاه ذهن ما فقط یه کار رو میتونه در یک زمان انجام بده . یعنی محدودیت در سطح خوداگاهه نه در سطح ناخوداگاه . اگه شما فکر می کنید لاغری رفته در اولویت دوم ذهن شما قرار گرفته این فقط یه فکره . شاید در اولویت دوم فکر (خوداگاه) شما باشه ولی در (ذهن) ناخوداگاه اصلا اولویت بندی معنا و مفهومی نداره . مثل اینکه شما با خودتون بگید فکر میکنم کار ضربان قلبم در اولویت دوم قرار گرفته و ذهن من مشغول پرداختن به کار کلیه ها و طحال و کبد هست . این مثالها رو عرض کردم که بدونید لاغر شدن ما هم دقیقا مثل کار قلب و مغز و کلیه و طحاله و خودبخود داره انجام میشه . ذهن ما هر لحظه داره ما رو لاغر می کنه . ولی افکار ما اشتباهن و ما اینجا داریم افکار خوداگاه خودمون رو تغییر میدیم تا با تکرار و تمرین و تغییر افکار و رفتار دوباره متوجه لاغری اصلی خودمون بشیم و اجازه بدیم روند لاغری در جسم جاری بشه .
نشان های دریافت شده
کنترل ورودیهای ذهن
ما در این انبار، گندم میکنیم
گندمِ جمعآمده، گم میکنیم
مینیاندیشیم آخر ما به هوش
کهاین خلل در گندم است از مکرِ موش
موش تا انبار ما حفره زده است
وز فَناش، انبار ما ویران شده است
اول ای جان دفع شرِ موش کن
وانگهان در جمع گندم، جوش کن
نشان های دریافت شده
سلام
هر باوری که در ما قدرتمندتر باشه همون باور عملکرد ما رو به وجود میاره . اینکه فرمودید اگه هرروز فایل گوش نمیدی و عمل نمیکنی یعنی باور نداری که این مسیر شمارو به سمت متناسب شدن هدایت میکنه .
به نظرم ایشون باور دارن که تنها و تنها این مسیر باعث لاغرشدنشونه اما اگه نتیجه نمیگیرند علتش نداشتن باور به این راه نیست علتش اینه که باورشون به چاقیشون قدرتمندتره .
ببینید دور و بر ما پر از افرادی هستند که دائما داریم باهاشون صحبت میکنیم و همه باورهایی دارند که به چاقی قدرت میده به مواد غذایی قدرت میده به گناه قدرت میده به ناامیدی قدرت میده . به نظرم اولین راه اینه که ارتباط خودمون رو با این جور رسانه ها و آدما قطع کنیم .
کنترل ورودی ذهن رو جدی بگیریم . چیزی که به درخت چاقی در وجودمون آب میده رو جدی بگیریم .
ببینید علاقه داشتن خیلی مهمه . متاسفانه علاقه و انگیزه ی ما پخش و پلاست . تمرکزمون روی خیلی چیزاست . شاخه شاخه شده است . برای همین قدرت عملمون پایین میاد . مثل آبی که اگه از یه مسیر رد بشه بسیار پرقدرته ولی اگر هزار شاخه بشه مشخصه که زورش کم میشه و زوری نداره که به عمل برسه .
ایشون باور داره که این راه تنها مسیره . اما ورودیهاش کنترل نشده است . دغدغه های دیگه ای در ذهن دارند که بیشتر حواسشون به اونهاست . عاشق مسیر هستند اما هنوز علاقه شون به راههای دیگه هم هست .
اگه میبینید الان شما اینقدر موفقید به خاطر تمرکز و انرژی و انگیزه و عشقتونه که تنها و تنها روی همین مسیر گذاشتید و به نوعی مسیرهای دیگه رو به این راه هدایت کردید و نزاشتید حواستون به چند چیز متفرق بشه .
این دوستمون باور چاقیش به اندازه ی یک درخت تنومند پرقدرته و باور لاغریش به اندازه ی یک نهال .
اب درخت چاقی رو باید قطع کنه تا ورودیهارو کنترل نکنه درخت لاغری جون نمیگیره . باورش قوی نمیشه که به عملکرد تبدیل بشه .
عادت های قبلی زورشون زیاده اب انرژی آدم رو به سمت عادات قبلی میبرن . تغییر عادت اولش خیلی سخته ولی وقتی عشق همراهش بشه کم کم وابستگی به چاقی از بین میره .
یه مشکل دیگه ای هم که هست اینه که ما احساس مالکیت نسبت به چاقی داریم ولی احساس مالکیت نسبت به لاغری نداریم .
احساس مالکیت وابستگی میاره .
عادات ما ریشه اش در احساس مالکیت هست .
وقتی ما یه چیزی رو مال خودمون میدونیم اون در ما قدرت میگیره . ما باید عمیقا به این باور برسیم که چاقی برای بدن ما نیست . ما نسبت به چاقی هیچ مالکیتی نداریم . لاغری هست که برای بدن ماست . .
احساس مالکیت نسبت به چیزی داشتن نمیزاره ذهن ما اون رو رها کنه و ما مدام در عذابیم .
دل نکندن از چاقی و عوامل و موانع چاق کننده و عادات چاق کننده .
ما هنوز از چاقی لذت میبریم . چاقی رو راحتتر میدونیم . بهش وابستگی داریم و ازش رنج می کشیم .
همنشینی با افراد چاق به این وابستگی قدرت میده . ما باید از درون خودمون از ادمای چاق هم دل بکنیم و باهاشون تا جایی که ممکنه قطع رابطه کنیم چون فرکانس فکرشون روی فکر ما اثر میزاره . باید تا جایی که میتونیم با آدمهای لاغر در ارتباط باشیم . البته ادمای لاعری که فکرشون لاغره .
ادمای لاغری که از لاغریشون لذت میبرن حالشون خوبه .
همنشینی خیلی مهمه . چون ضمیر ما ناخوداگاه از هم نشینامون تاثیر مثبت و منفی میگیره .
این دوستمون حتی اگه فایلها رو هم گوش نمیده باید هم نشینیش رو با اینجا زیادتر کنه و صحبتهای شما و دوستان موفق رو فقط بخونه . نه اصلا برای لاغر شدن فقط برای تغییر کانون توجهش . برای آب دادن به باورهای صحیحش . برای اینکه آب درخت چاقی رو قطع کنه .
فقط بخونه نگاه کنه . خودشو مجبور نکنه . فایلها رو به ترتیب هم گوش نده اشکالی نداره . درسته نظم و ترتیب خوبه ولی شاید هنوز به انضباط فکری نرسیده نخواد که یهو همه چیز رو با هم درست کنه . کم کم شروع کنه . قدم به قدم آهسته اهسته .
باور لاغریش کم کم جون میگیره . آبش زیاد میشه و قدرت عمل پیدا میکنه . هم نشینیش رو هم با هرچه غیر این مسیره کمرنگ تر کنه . البته صفر که نمیشه ولی خودشون باید انتخاب کنند . چیزهایی رو که علاقشون به این مسیر رو کمرنگ میکنه انتخاب نکنند . چیزهایی رو انتخاب کنند که علاقه و تمرکزشون رو روی این مسیر بیشتر میکنه .
خیلی صحبت کردم اما جمع بندی مطالبم اینو میگه که همنشینی با هرچه غیر از این راه هست رو تا جاییه که در توانش هست کمرنگ کنه تا آب درخت چاقی قطع بشه و تا جایی که میتونه با بچه های موفق و یا شما تبادل اطلاعات کنه تا توجه و علاقه اش بیاد سمت این مسیر تا نهال لاغریش قدرت بگیره . بعد این آب به عملکرد میرسه و عملکرد هم قوی میشه .