✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلااام هم مسیری های متناسب و متعهدم
باورهای ما فیلترهای ذهنی ما هستند که جهان ما را خلق می کنند.
در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم و با روشهای مختلف می خواستیم از شر چاقی خلاص بشیم و هربار شکست می خوردیم چون فرمول ذهنی (فیلتررنگی )ما فیلتر چاق بوده و این همه تلاش بی نتیجه بوده است.
در حقیقت دنیا جای خیلی قشنگیه پر از رنگ و بو و مزه و احساس فوق العاده و هر لحظه و هر کجای آن فوق العاده است ولی ما عینک شخصی بینی به چشم زدیم هر کدوم از ما عینکهای متفاوتی که شیشه های رنگی متفاوتی دارند داریم که در جنبه های مختلف زندگی بر چشم می زنیم و درواقع این عینکها فیلتر های ذهنی ما هستند خیلی کوچک هم هستند ولی نتیجه دید ما را گسترده و بزرگ جلوه می دهند خیلی هامون فکر می کردیم زندگی همینه که هست روابط یا شرایط مالی یا شرایط جسمی و سلامتی ….ولی در اصل طبیعت زندگی ما سلامتیه شادیه تناسبه روابط عالی و ثروتمندی و رفاهه ولی ما نسبت به آموزشهامون از کودکی و توجه به اون موضوعات تجربه هایی کسب کردیم که هربار با توجه کردن بیشتر این فیلترها را قویتر کردیم و الآن داره اتفاقات زندگی ما را تشکیل می ده بنابراین آموزش عملکرد ذهن ما و تأثیرش در زندگیمون از نون شبم واجب تره !….در واقع آموزشهای ذهنی در تمام جنبه های زندگی ما مؤثر هستند ما میتونیم از هر مشکلی که دردو رنج داریم فرمول ذهنی مربوط به اون مشکل را شناسایی کنیم و ببینیم چه رنگ فیلتری جلوی ذهنمون گذاشتیم و بعد فرمولهای صحیح را جایگزینش کنیم ..فرمولهای ذهنی با توجه ما قویتر و گسترده تر می شوند مثلا فردی که فیلتر ذهنیش اینه که بستنی چاق می کنه قبل خوردن خودش فرمان چاقی را صادر کرده و اصلا مهم نیست بخوره یا نخوره یا چقدر بخوره درواقع دیدن بستنی و فکرو احساسی که نسبت به بستنی داره فیلترذهنیشه باورشه و فرمول داره تقویت میشه خب باید اصلاح بشه !..،چه طوری ؟!فرد با نوشتن و تجزیه تحلیل از خودش سؤال میپرسه که چرا این فکر را داره و از کجا نشأت میگیره !؟جوابها:دکتر گفته …خانواده گفتند ..،فلانی چاقه بستنی دوست داره …فلانی لاغره میلی به بستنی نداره و تمام این فکرها فقط نظر افراد بوده که ما قبول کردیم و باور کردیم خب نمی دونستیم اما الآن میتونیم ردش کنیم چرا!؟چون تنها قدرت از آن خداست و منم جزئی از او هستم پس بستنی قدرتی نداره ولی تصور من اشرف مخلوقات نسبت به هرچیزی یعنی قدرت خلق کنندگی و واقعیت موضوع !..،
ما یه روزی تو یک ایستگاه متعادل بودیم بالاخره یا طبیعی و یا با همون رژیم ها اما گرم گرم اضافه وزن پیدا کردیم و اصلا فرقی نمی کنه چقدر باشه ممکنه یک نفر با ۵کیلو اضافه وزنش همون فشار روانی رو دریافت کنه که فرد دیگری با ۷۰کیلو اضافه وزنش داره دریافت می کنه و این هم یکی دیگه از حربه های شیطانه که میخواد ناامیدمون کنه میگه تو کجا و مقصد کجا !؟…ولی ما در مسیر آسونیم راحت و لذت بخش دیگه هیچ خبری از ورزشهای سخت و بالاجبار و محدودیتهای غذایی و خونه شین کردن خودمون نیست تازه هرروز یک قدم داریم برای رسیدن به خواستمون بر می داریم پس باید هرروز به پشت سرمون نگاه کنیم که چند قدم از گام اول دورتر شدیم و البته راه مستقیم همون راهی که با ایمان در آن حرکت می کنیم با هر تغییر جزیی در ذهنمون و اصلاح هر فرمول نتایج بزرگی در زندگیمون رخ می ده و هر چه مهارت شناسایی فرمول ها و جایگزینی فرمولهای صحیح و ثابت کردنشون در ذهنمون بیشتر میشه نتایج عالیتر می شوند این مسیر فقط درک می خواهد فکر می خواد برای اهل تفکر هست در واقع ایمان به چیزی که نمیبینی ولی هست یعنی عینک آبی به چشمته واقعیت تصویر زیبای منظره را نمیبینی ولی می دونی که هست و به زودی عینک آبی کمرنگ میشه و می افته …خب تو خونه ما هم پدرومادرم پزشک را انسان معتمدی که دانش فراوانی داره می دونستند حتی خیلی وقتها ما را مقایسه می کردند بچه های دکتر را ببین !؟..بچه های فلانی را هم دکتر شدند؟!..،الآن اگر دکتر شده بودی پول داشتی و جایگاه داشتی و آزادی داشتی و بارها شنیدم که گفتند زندگی تو همینه توقعت را بیار پایین ؟!…ولی دارم از خرابیها برج میسازم من هرگز نتونستم اون حرفها را بپذیرم و هدایت خداوند شامل حالم شد
دکتر به من می گفت هرچیزی از گلو بره پایین چاقت می کنه و البته که نمی شد غذا مصرف نکرد ولی با حرص و ترس استفاده می کردم ..یا فلان دارو باید تا آخر عمرخورده بشه !؟…🙄
یا اینکه هرروز باید ورزش کنی ولی من به سختی و به زور این کاررا انجام می دادم در واقع بیشتر به چاق شدن توجه می کردم ولی هر کاری با احساس عالی و لذت بخش میتونه برای جسم و روح و ذهن ما مفید باشه و میتونه همکاری ذهن را همراهمون کنه چون ورزش کردن در ذهن ما به اجبار بود و سختی بهمون می داد ذهنمون هم که اصلا با کار سخت موافق نیست همکاری نمی کرد و نتیجه می شد چاقی و رها کردن مسیر ولی اگر فرمولهای ذهنی اصلاح شوند به طوری که ورزش کردن برای احساس خوب و لذت و تفریح باشه میتونه اثرات عالی برامون داشته باشه
پسرخاله و دختر خاله من پزشک هستند وهردو چاق هستند و همیشه با اضافه وزنشون درگیر هستند و در حیطه پزشکی انواع و اقسام کارها را انجام دادند و نتیجه هم ماندگار نداشتند یعنی اگر علم انقدر پیشرفت کرده چرا برای خود دکترا هم نتیجه ماندگار نداره !؟..،
شیطان قسم خورده که ما را گمراه کنه و ما فکر می کنیم یک اتفاق عجیبیه و ای دل غافل ما سالها و هر روزمون در گمراهی به سر میبردیم و تازه اسمش رو می گذاشتیم امتحان خدا !؟…گمراهی یعنی نتونی واقعیت را ببینی یعنی دنیا پر از فراوانی پول باشه ولی تو فقر و نداری ببینی یعنی فقط حریان سلامتی جاری باشه ولی من بیماری ببینم یعنی فقط عشق جاری باشه ولی من تنفر ببینم چقدر بده که ما عادت کردیم سختی را به جون بخریم و اسم ثواب و امتحان روش بزاریم و هر بار این موضوعات مثل سریال تکرار می شوند که نشانه های خدا هستند که بیا اصلاحش کن …،
پایه اساس طبیعت آفرینش و جهان بر اساس عالیترینهاست و این افکار و باورها بسیار قدرتمند هستند و اگر من ۳۰سال به سختی در دردی و رنجی که خود برای خود آفریدم زندگی کردم وقتی در مسیر صحیح قرار بگیرم طی یکی دوسال زندگیم متحول میشه و در عرصه های مختلف هم افرادی هستند که مثلا ۳۰سال سابقه گویندگی دارند ولی فردی جدید وارد این عرصه شده ولی به خاطر فرمولهای صحیح ذهنیش موفقیتهای بیشتری به دست آورده و این نشون میده جسم ما و ذهن ما و جهان ما همه مشتاقند که ما پادشاهی کنیم اصلا برای پادشاهی کردن خلق شدیم و این فوق العاده است .
من شاهزاده پادشاهی هستم که فرمانروای کل عالمه 👑
مسیرتون سبز 🌱
نشان های دریافت شده
روز ۴۹ تکرار
سلام وقت بخیر
فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی
فرمول های ذهنی در عملکرد ذهن مانند عینک عمل میکنن، چقدر این مطلبو الان خوب درک میکنم ،ما هر روزه و هر لحظه دنیارو با زاویه دید مخصوص به خودمون نگاه میکنیم
نوع نگاه ما به غذاها اونها رو به دسته بندی های مختلف تقسیم میکنن ،اگر با عینک و لنز ترس نگاهشون کنیم یعنی در اعماق محتویات مغز ما ،بعضی از غذاها خطرناک و چاق کننده تعریف شدند و ما هم پذیرفتیم ، بعد از اون هر وقت خواستیم به اون غذاها نگاه کنیم اون لنز و عینک برای ما فعال شد
ولی در اصل اون خوراکی ها مضر نبودن چرا که خیلی افراد اونهارو مصرف میکنن و ضرری نمیبینن ، در مغز افراد چاق فیلترها و لنزهای متنوع و زیادی وجود داره ،به اندازه ای که الگوها و خانواده تلاش کردند که به ما بفهمونن ما چاق آفریده شدیم و دلایل زیادی وجود داره برای چاقیمون،ما الان صاحب لنزهای بیشتری هستیم
در واقع ما هر لحظه در امورات زندگی در حال عوض کردن عینک ها و لنزهامون هستیم ،از صبح که از خواب بیدار میشیم با جهان بینی که در ما ضبط شده بیدار میشیم و جهان ،مردم،خودمون،خانواده،خدا ،اتفاقات و موقعیت هارو اونجوری که فیلتر بندی شدن نگاه میکنیم
ما نگرش های مختلفی داریم در مورد چاقی ،مثلا من اعتراف میکنم لنزهای بیشتری دارم و خدارو شکر میکنم در مدتی که در دوره ها هستم ،دونه دونه عینک های اعتقادیم داره از جلوی ذهنم برداشته میشه
هر چقدر لنزها کمتر بشه دید ما بیشتر خواهد شد ،جهانمون زیباتر میشه ،لاغر تر میشیم آلودگی های مغزیمون کمتر میشه ،کانون توجهاتمون میره بسمت لاغر شدن ،حالمون بهتر میشه ،مغزمون سبکتر میشه ،درد ها و رنج هامون کمتر میشه و آرامش بیشتری خواهیم داشت
شناسایی و منهدم کردن دونه دونه موانع (عینک های رنگی)کمک بزرگی میکنه تا دنیا رو بصورت حقیقی نگاه کنیم ،که به ذات الهی ما نزدیکتره
زمانیکه بدنیا اومدیم با شنیدن ها و دیدن هایی از طرف خانواده ،هر کدوم از اونها یک عینک روی دیدگان ما گذاشتن که تصور میکردن در ادامه مسیر برای ما مفیده و ما هم که اختیاری از خودمون نداشتیم پر شدیم از لنزهای رنگی دیگران
و حالا باید همت و غیرت داشته باشیم و یکی یکی عینک هارو برداریم و جهان زیبارو زیبا ببینیم ،اول باید متوجه بشیم که اون دنیایی که دیگران برای ما توضیح دادن فقط و صرفا همون یک دنیا نیست ،ما بینهایت دنیا داریم و هر کسی فراخور توجهاتش به دنیایی هدایت میشه
مثل ما هنرجوهایی که در این سایت هستیم ،جهان بینی ما تقریبا شبیه به همه ،وگرنه چرا خواهر من ،دوست من یا اقوام من الان اینجا نیستن ،یا چرا من در دنیای اونها نیستم ،چونکه جهان بینی من با بقیه فرق داره هر چقدر عینک های رنگی از ما کمتر میشه مسیر ما هم از بقیه افراد جدا میشه ،انگار ریل عوض میکنیم
سالها فرمول ذهنی من این بود که تو نمیتونی لاغر بشی چونکه مدل بدنت و خلقتت اینجوریه ،من با این عینک به جهانم نگاه کردم ،جهانم بر اساس اون تفکرات شکل گرفت
من حتی نمیتونستم به لاغر شدن فکر کنم چونکه نگهبانی جلوی خواسته های منو به مغزم میگرفت ،ازم مجوز میخواست ،منم مجوز نداشتم رمز عبور نداشتم ولی تا دلم میخواست مانع ورود داشتم
پس مغزم اولین تفکر من بسمت لاغر شدنو جلوی اولین گیت ،منهدم میکرد ، ولی من باز هم کوتاه نمیومدم مجدد که میرفتم اینبار با فیلتر تو ارثی چاقی دوباره نگهبان ازم رمز عبور میخواست ،من رمز عبور که نداشتم هیچ تازه مانع بسیار بزرگی به نام( ارث) هم داشتم ،پس مجدد دیپورت میشدم
و این داستان سالها ادامه داشت و من از هر مسیری میرفتم که به حق های الهی م برسم ولی با درهای بسته روبرو میشدم ،در انتها متوجه شدم ،من مسموم هستم به سم های قوی که تا اونهارو شناسایی و پاک نکنم نمیتونم نفس راحت بکشم
من متوجه شدم پر هستم از عینک های بد رنگ ،که جهانمو زشت میبینم و بر اساس اون عینک ها در موقعیت های متفاوت وارد خواهم شد
حالا دارم لنزهارو برمیدارم و با هر بار برداشتن دنیا برای من زیباتر و شفاف تر میشه ،لایه به لایه ، هر بار که ویسی گوش میکنم قسمتی از خود قبلیمو که ازم دزدیده شده بودو پس میگیرم ،هر بار که کامنتی مینویسم یا میخونم قسمت دیگری از خودم بمن برگردونده میشه تا اونجوری که دلم میخواد بسازمش
وقتی من بدنیا اومدم آپشنی در من نصب شده بود که من بتونم با خوردن خوراکی ها انرژی مورد نیاز بدنمو بدست بیارم ،پس خوردن باید در من میبود ،حالا اون کد (خوردن باعث دریافت انرژی در من میشود ) در من تبدیل شد به ( خوردن باعث چاقی میشود)
کد گذاشته شد ،تمام سیستم بدنم بسمت اون کد گذاری تعبیه و تنظیم شد ،قراداد ها بسته شد ، من وارد دنیای مادی میشم و میخوام لاغر و متناسب باشم ولی نمیتونم ،به اطرافیانم میگم چرا نمیتونم اونا میگن چونکه تو پرخوری میکنی ،چونکه خوردن برای تو باعث چاقی میشه ،چونکه تو ارثی چاقی ووووو
و اونها میگن و میگن و میگن و منهم باور میکنم و بعد از مدتی فکر میکنم من موجود به درد نخور اضافه ای هستم که اومدم هم خودمو آزار بدم هم خانواده مو
پذیرش من باعث شد که سالها با عینک های چاقی به جهان نگاه کنم و اصلا به این فکر نکردم که چرا من با بقیه فرق دارم ؟
حالا نگاه میکنم میبینم افراد متناسب هم غذا میخورن پس غذاها چاق کننده نیستن من باید از زاویه دیگه ای نگاه کنم ،پس منهم میتونم لاغر بشم ،فهم و درک همین موضوع منو رها و خلاص میکنه از بندهاییکه سالها به دست و پاهای من بسته شده بود ، حالا میدونم برای منهم راهی هست که بتونم لاغر بشم
وای که چقدر دلم میخواست گاهی مثل بعضی افراد برنجو با نون میخوردم ولی بشدت میترسیدم چونکه از قبل بهم گفته بودن برنج خودش به تنهایی چاقت میکنه اگر با نون بخوری که منفجر میشی و من سالها با حسرت به یکی از دوستام نگاه میکردم که غذاشو کامل میخورد حتی عصرونه هم میخورد و من فقط بیننده بودم و روز به روز از خودم دورتر میشدم چونکه خودمو عامل تمام بدبیاری هام میدونستم
تقریبا ۹۰ درصد خوراکی برای من چاق کننده تعریف شده بودن و من سالها در کنار اونها زندگی کردم که یا مصرفشون کردم یا نگاه حسرت باری بهشون داشتم که در هر دو صورت برای من چاق کننده بودن چه اون زمانیکه مصرفشون کردم چه زمانیکه بهشون فکر میکردم
یادمه اون زمانها که تو رژیم هام بودم هر جایی میرفتم بهم شکلات تعارف میکردن نمیخوردم ولی نگهشون میداشتم بعدا که رژیمم تموم بشه بخورم ،تو یکی از رژیم هام که ۱ سال طول کشیده بود روزیکه رفتم شکلاتامو بخورم دیدم همشون سفت شدن و نتونستم بخورمشون ،یعنی تا این حد تو ولع و کمبود ذهنی بودم ولی الان چرا ولعی ندارم ؟
اولین رژیمی که گرفتم رژیم پویا کاشانی بود که افتضاح بود انقدر گرسنگی کشیده بودم که یادمه یک شب که رفته بودیم بیرون تمام تابلوهای مغازه هارو پیتزا میخوندم انگار توهم زده بودم و بیشتر از ۱۵ روز نتونستم ادامش بدم
فرمول های ذهنی مثل بمب عمل میکنن به محض برخورد باهاشون منفجر میشن ،حالا اگر چند جانبه باورسازی شده باشن که تخریب بیشتری به بار خواهند آورد
حالا در ذهن افراد چاق اگر فرمول های بیشتری هم باشه که چند جانبه ضربه خواهند خورد ،مثلا کسی که باور داره هر چی سنگه مال پای لنگه ،به همراه چاقی یه معجون حسابی ازش در میاد که این باورهای مخرب زنجیروار بهم وصل هستند و ریشه تمام باورهای مخرب در عزت نفس پایینه که ۱۰۰ درصد در افراد چاق زیاد دیده میشه
خدارو شکر میکنم که در حال برداشتن عینک های چاقی هستم ،اینکه غذاها چاق کننده نیستن ، بی تحرکی چاق کننده نیست ،خوردن باعث چاقی نمیشه ،چاقی ارثی و ژنتیک نیست ووو
سپاسگذار خداوند هستم که هر روز با رد پای خودش با نشان دادن شرایط و آدم ها داره به ما یادآوری میکنه که دنیا اون جوری که ما تصور کرده بودیم نیست اون عینک هایی که به ذهنمون زدیم دنیارو تیره و تاریک نشون میدن کافیه جلوی دید ما شفاف بشه تا جهان زیبا ،زیبایی هاشو برای من نشون بده
و منهم میپذیرم میتونم لاغر و متناسب باشم مثل همه افراد متناسب فقط کافیه مثل قبل فکر نکنم ،نترسم و حس لیاقت کنم بقیش خودبخود انجام میشه
ممنون برای اینهمه آگاهی ناب که با هر بار تکرارشون قسمت وسیعی از دید من تمیز میشه ،خدایا شکرت که همه چیز انقدر عالی و با کیفیته
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
شیطون که همش داره ما رو گول می زنه مثلا تو نمی تونی از این وزنت به اون وزن دلخواهت برسی همیشه فاصله رو زیاد می کنه .ولی باید بدونیم که ما یه روز در شرایط ایده المون بودیم ولی گرم به گرم وزنمون اضافه شده .اصلا خودمون نفهمیدم یه دفعه متوجه شدیم وای ای دل غافل .و این حالت عادی بدن نیست حالت طبیعی تناسب اندامه پس می تونیم اینو از دست بدیم و به تناسب اندام ایده المون برسیم .
تغییر کردن به شرایط عالی سرعتش بیشتره تا چاق شدن واقعا توی این دو سال من ۳۰ پوند وزنم کم شده ولی طی چند سال نمی دونم این همه وزنم اضاف شده مطمینم که دو سال نبوده و خیلی بیشتر بوده .
همین که ذهنمون تغییر کنه شروع می کنیم به لاغر شدن .مثلا من امروز رفته بودم کلاس یوگا بعدش رفتم خونه مامانم دیگه سر بزنم ناهار موندم ابگوشت درست کرده بود جای همگی خالی با نون افغانی مثل نون بر بری های خودمونه خلاصه من هم تبلیت خوردم هم گوش کوبیده به اندازه نیازم با ترشی فراوون و سبزی خوردن ولی همونطور که مامانم از بچگی یادمه تو سفره سالاد و سبزی و ماست و ترشی سیر ترشی و پیاز .. همه اینها و همش می گفت سالاد هم بخور گفتم مامان جون اخه دیگه سالاد و زحمت کشیدی ولی با ابگوشت ترشی بیشتر می چسبه .مامانم همیشه این عادتها رو داشتن همواره ادامه داره اگه همه چیز نباشه تو سفره می گه وای سفره خالیه …
نتیجه و همون فرمولهای ذهن برای آدم رقم می زنن حالا در هر موردی هر چقدر هم آدم تلاش کنه ورزش ، رژیم … ولی ذهنش فرمولهای غلط داشته باشه نتیجه و اون تعیین می کنه برای همین بود که ما با این برنامه ها فقط می خواستیم به جسممون سختی بدیم و اونم قبول نمی کرد ذهن کاری که براش سخت باشه و انجام نمی ده .
حالا من از بچگی یادمه یه وقت خالم یه ذره چاق می شد مامانم همه جا می گفت اخه خواهرم کورتون می خوره واسه همین چاق شده …
عجله ای هم نیست این فرمولها بخوان تغییر کنن زمان می بره باید صبر داشته باشیم و همه چی درست می شه .
نشان های دریافت شده
گام ۲۷ با سلام برداشت این گام رو می خوام خطاب به خودم بیان کنم 👇
فرمولای ذهنیت اشتباهه که میگی نمیتونم فرمولای ذهنیت غلطه که لاغر شدن ِ براحتی و آسانی را باور نمیکنی چون از بچگی در ذهنت کردن که هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد
الگوهایی چون استاد به من اموختند که به راحتی و بدون عذاب هم میشه لاغر شد میشه فیلتر چاقی را از روی ذهن برداشت و لاغر شد
پس اگر هنوز در مرحله ی شک و ایمان به این مسیری بدون که فرمولات غلطه
یعنی هنوز این راه و بعنوان درسترین مسیر برای لاغر شدن نمیدونی
پس از همین نقطه باید این باور رو تصحیح کنی باید با دلایل منطقی به خودت بگی ، عزیزم سالیان سال برای لاغری زحمت کشیدی و انواع و اقسام روشها رو انتخاب کردی بسه دیگه
همه ی این روشها رو پشت در بگذار و وارد سرزمین و مسیر لاغری شو مسیری که میخواهد مثل آب خوردن لاغرت کنه مگه سالها از همین طریق چاق نشدی باورهای کهنه ای چون اینو خوردم چاق شدم ،این کار و کردم چاق شدم ژن چاقی دارم ، سوخت و سازم کمه زایمان کردم چاق شدم بعداز ازدواج چاق شدم فلان دارو واسه ارتوروز میخورم چاق میشم فلان داروی ویتامین و میخورم چاقتر میشم
اینا همه یه مشت باورای پوسیده ست که باید کاملا رهاشون کنم باید برای رهایی از بند چاقی از بند اینگونه باورها خلاص شوم و تا در بند این حرفا و اطلاعات نا صحیح باشم یعنی هنوز اسیر و گرفتار چاقیم
چاقی جسم من در گروی چاقی ذهنه منه و خدا رو شکر که هدایت شدم به مسیر صحیح و دعوت شدم به سرزمین لاغرها
من باور دارم لاغری به سبک ذهنی ، هیچ شباهتی با روشهای دیگر ندارد نه ابزار مَحک کردنی دارد ، چون محکش احساس منه ،نه محدودیت غذایی دارد ، چون هر زمان که بخواهم به میزان نیاز و میل درونیم میخورم نه سختی و عذابی داره چون کاری ورای زندگی عادیم نیست یعنی نباید کار فیزیکی خاصی بکنم دیگه از این آسونتر مگه داریم 😄
بخاطر همین هر کس که روشای غلط قبلی که واسه لاغر شدن بکار میگرفت و زودتر فراموش کنه قطعا موفقتر خواهد بود
من باور دارم که لاغری با این روش خیلی آسونه و هرگز شک و دو دلی ندارم من اگر مدتهای زیادی بگذرد باز هم در این مسیر می مانم و یکی یکی فیلترهای چاقی را از روی ذهنم بر میدارم تا جهان را با فیلتر لاغری ببینم
آن موقع است که تمام کارهایی که من انجام میدهم یا نمیدهم فقط در جهت لاغر من است چون فیلتر ذهنی من دیگر چاقی نیست و جهان من بر اساس نگاه من که لاغریست دیده میشود
خیلی خوشحالم ، خوشحالم که لاغری در ذهن من شروع شده ، واقعا احساس سبکی در ذهنم میکنم ، حس میکنم خیلی از قید و بندها در ذهنم شروع به باز شدن کرده اند حس سبکی دارم و به امید خدا روزهای آینده اتفاقات زیبایی در جسم من هم رخ خواهد داد من به سرعت نور لاغر میشوم اگر فرمولهایم به ثمر بنشینند اگر کفه ی باورهای لاغریم سنگین تر از باورهای چاقیم گردد
خدا رو شکر الان که این مطالب را مینویسم چاقیم کاملا متوقف شده با اینکه هیچ تغییری در نوع و مقدار غذایم نداده ام در حد نیازم با لذت میخورم با اینکه هیچ تحرک جسمی ندارم احساس میکنم فرمولهای لاغریم با فرمولهای چاقیم فعلا به تعادل رسیده اند و به به ، به روزی که کفه ی لاغریم بیشتر شود با تمام شور و شوقم به باورسازیهای صحیح ادامه میدهم و لحظه ای غافل نخواهم شد خدایا شکرت
درود و خداقوت
گام بیست و هفتم
فیلتر چاقی رو از جلوی چشمان خود برداریم
فرمول چاقی را از ذهن های خود
تا زمانی که دید ما نسبت به بعضی غذا اشتباه باشه تازمانی که تصورمان از نشستن و ورزش کردن اشتباه باشه ما در مسیر چاقی قرارداریم
تا زمانی باور من این باشه نان چاق کنندست بخورم چاق میشم نخورم فقط ببینم هم چاق میشم
تا زمانی تصورمن باور من این باشه من باید عرق بریزم خیلی ورزش سخت انجام بدم من لاغر نمیشم حتی اگه ورزش انجام بدهم
لاغری خیلی کار آسانی است اگه بعضی از فیلترها و برداریم
دقیقا چاقی خود من به همین صورت اتفاق افتاد من تا قبل از بیماری فرد بسیار متناسبی بود م و بارها میدیم همه حسرت میخوردند و میگفتن خوشبحالت که لاغری ولی امان از زمانی که پزشکم که خیلی قبولش داشتم و دارم و جون منو نجات داد گفت از اینجا به بعد هواست باشه تو داروهای روزانه کورتون مصرف میکنی کورتون اشتهای کادب میاره و درادامه باعث چاقی میشه در رژیم غدای من برای بیماری .غذای پرچرب کم نکم بدون نوشابه بدون روغن نباتی بدون فست و فود بود
الان متوجه شدم من که اوایل اینهمه رعایت غذایی داشتم چه طور چاق میشدم و روز به روز به وزنم اضافه تر
عجیب بود من فست فود نمیخوردم نوشابه .غدای پرجرب روغن نباتی و جامد ولی بازم چاق میشد در صورتی که باید لاغر تر از قبل هم میشد
دلیلش فقط تفکری بود و باوری بود که در ذهنم جا باز کرده بود چون کورتون میخورم اشتهام زیاد شده و چون زیاد میخورم دارم چاق میشم
پس الان متوجه شدم که کم و زیاد خوردن فایده ای نداره مهم باور من هست
از قدیم گفتن از هرچی بترسی سرت میاد
من از چاقی ترسیدم بعد از استفاده از کورتن
اگه بترسی تو رانندگی تصادف میکنی سرت میاد
من فقط کافی فیلترهای اشتباه رو بردارم
باورهای غلط رو حذف کنم اون موقع لاغری من خود به خود اتفاق میفته
برام مهم نیست چقد راه تا وزن ایده آل دارم
این مهمه که متوجه شدم باورم دیدم رو نسبت به بیماریم تعغیر بدم تا بشم همون آدم متناسب قبل 🤩
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! بر حسب اینکه عینک چه رنگی به چشم بزنیم جهان را نیز به همان رنگ خواهیم دید. فرمول های ذهنی دقیقا مثل همین عینک رنگی عمل میکنند بر حسب اینکه چه چیزی را در ذهن خود کدگذاری کرده باشیم به همان صورت هم نتیجه می گیریم. کسی که چاقی را ارثی میداند برای کل زندگیش چاق باقی میماند و کسی که خوردن را باعث چاقی می داند هر چیزی که بخورد قطعاً باعث چاقی اش میشود. اساس روش لاغری با ذهن بر این است که با دلایل منطقی، فرمولهای اشتباه ذهنی را رد می کند. مثلاً اگر خوردن نان باعث چاقی میشود چرا همه افرادی که نان می خورند چاق نیستند؟ بنابراین صرف خوردن نان، چاق کننده نیست. اما باور ما نسبت به نان چاق کننده است. وقتی فرمولهای اشتباه در ذهن ما شکل بگیرد حتی با دیدن غذای خاصی که فکر می کنیم چاق کننده است و حتی بدون خوردن آن فرمول چاقی را به ذهن می دهیم و باعث چاق شدن خودمان می شویم آن هم فقط به خاطر مرور کردن فرمول های اشتباه در ذهن خود ماست. فرمول های ذهنی در همه جنبه های زندگی ما وجود دارد که به واسطه آموزش ها، دیده ها و شنیده ها از زمان کودکی تاکنون در ما شکل گرفته است. مثلاً فرمول من آدم بد شانسی هستم اگر در ذهن کسی شکل گرفته باشد قطعاً شرایط در زندگیش به گونهای برایش پیش می رود که موفقیت خوبی دست پیدا نکند و بدشانس بودنش به او اثبات شود. اکنون با عینک چاقی که بر روی چشم داریم جهان کلاً تلاش می کند تا ما را در مسیر چاقی و چاق تر شدن نگه دارد ولی اگر با آموزش و اصلاح فرمول های اشتباه، عینک متناسب شدن بر چشم بگذاریم فقط طبق روال طبیعی کائنات نتیجه اش برایمان لاغری و تناسب اندام خواهد بود و اصلاً مهم نیست الان با وزن ایده آل مان چقدر فاصله داریم و نباید توجه کردن به این فاصله ما را در شروع کردن یا حتی ادامه دادن این مسیر ناامید کند و بدانیم و ایمان داشته باشیم که خود بدن ما دنبال تناسب است و به راحتی خودش به ما کمک میکند تا به آن وزن ایده آل برسیم اگر اکنون با توجه به همه سعی و تلاشی که کرده ایم نتیجه نگرفتهایم، به این خاطر است که نتیجه را به فرمول های ذهنی مشخص می کند و اصلا میزان تلاش ما، نقشی ندارد. در حال حاضر ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کننده است. وقتی فرمول های ذهنی صحیح را وارد مغزمان بکنیم نتیجهای که برایمان حاصل میشود بسیار سریعتر، بیشتر و بهتر از کسانی است که با فرمولهای ذهنی غلط در مسیر در حال حرکت هستند. به طور مثال کسی که با فرمول های صحیح وارد عرصه هنر یا هر عرصه دیگری می شود، میتواند در مدت زمان کمتر، نتیجه بسیار بهتری از کسانی که سالها قبل در این زمینه مشغول بودهاند، کسب کند. فقط کافی است که به توانایی مان برای لاغر شدن با ذهن ایمان داشته باشیم.
در مورد داروها برای خودم این اتفاق افتاد که زمانی که در رژیم بودم قرص ویتامین D مصرف کردم و بعد از خوردن آن قرص روند لاغر شدن من متوقف شد و حتی بخشی از وزن از دست داده، برگشت با اینکه هنوز توی رژیم بودم. من برای خودم این باور را به وجود آوردم که خوردن قرص ویتامین D چاق کننده است در حالی که وقتی با پزشک مطرح کردم گفتند اصلاً چنین چیزی نیست و الان به خاطر شرایط کرونا میزان بیشتری قرص ویتامین D مصرف می کنم ولی از وقتی فهمیدم این باور اشتباه ذهنی من است بدون استرس و نگرانی از چاق شدن، قرص را میخورم و میدانم که هیچ تأثیر چاق کننده ای روی بدن من نخواهد داشت.
نشان های دریافت شده
با سلام و درود به استاد عزیزمان و دوستان خوبم
در مورد سندیت داشتن حرف دکتر من این تجربه را دارم که چندین سال پیش برای رفع افسردگی به پزشک مراجعه کردم و او برایمان قرص های ضد افسردگی تجویز کرد و گوشزد کرد که مواظب چاق شدنم باشم که این دارو در بعضی افراد اثر چاق کنندگی دارد
همین یک حرف مرا در انتظار چاق شدن قرار داد و این اتفاق افتاد
آن داروها موقتا احساس افسردگی را در من کم کرد ولی در عوض استرس بیشتر چاق شدن را در من بوجود آورد تا اینکه تصمیم گرفتم به خوردن آنها ادامه ندهم چون استرس چاق شدن به احساس افسردگی ختم می شد
در مورد ورزش کردن من زمانیکه دوره عالی “پیاده روی موثر” را تهیه کردم خیلی از استفاده آن لذت میبرم و از پیاده روی کردنم احساس شادی و نشاط میکنم
از آموختن در تعادل قرار دادن ذهن با جسم با انجام تمرینات بسیار کارآمد و لذت بخش احساس توانمندی و آرامش ذهنی میکنم
من ماه مارس ۲۰۲۰ سفری به خارج از استرالیا داشتم که بعد از برگشتنم به خاطر بیماری کرونا می بایست دو هفته در خانه قرنطینه می شدم
بعد از این دوهفته اولین کاری که کردم به پیاده روی رفته و به فایل دوره پیاده روی موثر گوش دادم که بسیار لذت بخش بود و با آهنگهای شادش برای خودم در حال راه رفتن در پارک می رقصیدم و برام مهم نبود که کسانیکه مرا می بینند چه فکری در مورد من میکنند
جالب اینجاست که در گروه واتزاپ خانوادگی که دارم نوشتم که من دوران قرنطینه ام تمام شد و کاری را که خیلی دلم براش تنگ شده بود را انجام دادم و آن به پیاده روی رفتن و گوش دادن برنامه ام است
دخترم در جواب نوشت وقتی این پیامت را در مورد کاری که دلت برایش تنگ شده بود را خواندم حدس زدم که میخواهی بگویی دلت برای دیدن همسر و بچه ها و نوه هایت تنگ شده چون دو هفته هم در مسافرت بودی و کلا یک ماه بود که آنها را ندیده بودی
قبلا که برای وزن کم کردن به من گفته شده بود که باید حداقل به پیاده روی بروم زیاد علاقه به این کار نداشتم
اما حالا که از پیاده روی نه برای لاغر شدن بلکه برای روحیه شاد داشتن استفاده میکنم بخصوص با داشتن فایلهای زیبای مربوط به پیاده روی خیلی از آن لذت میبرم
دوستانی که به پیاده روی علاقه دارید من توصیه میکنم که حتما این دوره پیاده روی موثر را تهیه کنید و از استفاده کردن آن لذت ببرید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
مثال عینک رنگی خیلی مثال واضح و ساده ای بود. تاثیر فرمول های ذهنی و چاقی رو خوب درک میکردی .وقتی عینکی زدی که خوردن باعث چاقی میشه، همه مواد غذایی رو با این عینک می بینی و فرقی نداره چی میخوری یا چقدر میخوری باز هم تاثیرش همونجوری عمل میکنه خوردن مساوی است با چاقی.
وقت عینک چاقی من ارثیه روی چشمات باشه هر چقدر هم رژیم بگیری و ورزش کنید فایده نداره باید عینک رو از روی چشمامون برداریم و به جاش عینک متناسب شدن رو بزنیم .
فرمول های چاقی باید در ذهن ما با فرمولهای لاغری عوض بشه تا نتیجه در جسم خودشو نشون بده.
مهم نیست الان در چه شرایطی هستیم و چقدر با ایدهآل خودمون فاصله داریم مهم اینه که در مسیر هستیم و ادامه میدیم.
در مورد تاثیر حرف دکترها یک ماه قرص ضدبارداری میخوردم و از همه و مامای درمانگاه شنیدم که این قرصها هورمونی و چاق میکنه تو این یک ماه همیشه احساس گرسنگی داشتم همش میگفتم از شدت گرسنگی دست و پام ضعف میره و به شدت هم تو این یک ماه چاق شدم و قرص رو دیگه نخوردم خیلی خوشحالم که تو این مسیر هر روز آگاهی های بیشتر و جالب تری رو درک میکنم و امیدوارم هر روز بهتر و عالی تر از قبل عمل کنم .
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
گام ۲۷
چقدر جالب بود داستان کلوچه خوردن شما که من چند روزه دونات درست کردم گفتم چکار کنم که کمتر بخورم جوابم و تو این متن گرفتم
فرمولهای ذهنی در عملکرد ذهن ما مانند عینکی است که بر چشمان خود میزنیم واقعا جالب بود اصلا بهش فکر نکردم
تعریف های که درباره مواد غذایی در ذهن خود داریم مانند همان شیشه های رنگی هستند که بر جسم ما اثر میگزارد واقعا تو این همه مدت چه همه شیشه رنگی که ما نمی تونیم اشتها کنترل کنیم عینک چاقی من ارثیه، و عینک فقط با ورزش میشه لاغر کرد ،عینک اینکه بدن من لاغر نمیشه و هزاران عینک دیکه که نتیجه اون فقط چاقی و اضافه وزن بوده جسم ما تصمیم گیرنده نبوده بلکه ذهن ما فرمولهای غلط داشته
واقعا مهم مسیر نیست مهم نتیجه که فرمول ذهنی رقم میزنه
وقتی فرمول ما یا همون عینک ما چاقی باشه نتیجه اون چاقی
وقتی عینک ما روی فرمول صحیح باشه نتیجه تناسب میشه
پس من تمام اون فرمولهای لاغری با آموزش های استاد جایگزین تمام عینک های چاقی میکنم
من به خدا ایمان دارم
من به توانایی خودم ایمان دارم
من با اشتیاق در این مسیر هر روز یه قدم با استاد عزیزم پیش میروم
با آرزوی موفقیت برا ی همه
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
وقتی که استاد عزیز جریان این دوست خوبم رو در سرزمین لاغرها رو توضیح دادید که ۱۷۰ کیلو هست و باید ۱۰۰ کیلو اضافه رو کم کنه برای یه لحظه تکون خوردم و خیلی محکمتر از قبل به خودم گفتم بابا فروغ تو که در مقابل این افراد چیز زیادی نباید کم کنی اصلا میتونم بگم اضافه وزن تو هیچ چیز زیادی نیست و خیلی راحت کم میشه البته اگر من در مسیر باشم و درست رفتار کنم روز به روز این گرمهای اضافه از من جدا میشن و من به زودی به اون تناسب دلخواهم میرسم .اگر ایمان کنم و باور کنم و یک نگرش مثبت داشته باشم که من به آنچه که میخوام میرسم .
و یه نکته ی جالب این هست من طی سالها به این اضافه وزن رسیدم و اما حالا در عرض یه مدت زمان کم مثلا یک یا دوسال من دارم به تناسب دلخواهم میرسم در حالی که من همه چیز میخورم و در مهمانی ها و دورهمی ها شرکت میکنم و به اندازه نیاز میخورم و هیچ سختی و محدودیتی ندارم و من خیلی راحت دارم متناسب میشم .
هیچ وقت برای اضافه وزنت دلیل نیار آخه مهم این هست که میخوایی تغییر کنی و لاغر بشی و در دوره ها هستی پس تغییر میکنی و نتیجه میگیری اگر به افراد شگفتی ساز و استاد نگاه کنی این قضیه بیشتر برات جا میفته که میشه از این طریق به تناسب اندام دلخواه برسی .و با اطمینان بیشتر راهت رو ادامه میدی .
تمام دوستانی که در این مسیر هستن در گذشته بارها برای لاغری تلاش کردند و وزنهای خوبی هم کم کردن ولی ماندگار نبوده برای اونها مثلا خودم با رژیم و ورزش در کنار هم تا ۳۰ کیلو وزن کم کردم ولی ماندگار نبود .چون در ذهن من فرمولهای چاقی زیادی بود که در نهایت جسم من رو به سمت چاقی میبرد و این فرمولهای چاقی رو میتونیم به یک عینکهای رنگی تشبیه کنیم که ذهن ما اون عینک رو بر چشماش زده پس در نهایت دنیا رو همون رنگ میبینه
اگر فرمول دهنی من این باشه که چاقی من به خاطر اشتها و خوردن فلان دارو و کم تحرکی و مواد غدایی چرب و نشاسته ای و .. .. هست دیگه مهم نیست چقدر تلاش میکنم نتیجه ی نهایی رو اون فرمول های ذهنی برام رقم میزنه که شما باید تا ابد چاق باشید.
حالا فرمول ذهنی چی بود ؟همینه مثل یک فیلتر رنگی هست و قتی در ذهن شما یک فرمول چاق کننده باشه مثل این میمونه که این فیلتر رنگی رو روی لنز دوریین برازیم و ما همه چیر رو به رنگ دیگه میبینم و اگر ما در ذهنمون این فرمولها رو داشته باشیم هر چقدر ما تلاش کنیم هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمولها رقم میزنه .
و در تمام جنبه های زندگی همین طور هست باورهای ما نتیجه ها رو برای ما رقم میزنن مثلا اگر فردی باورش این باشه درس خوندن فایده نداره و اون شخص رو به جایی نمیرسونه حالا اگر این فرد درس هم بخونه فایده ای نداره و از طریق تحصیلات به جایی نمیرسه . و یا فردی که باور داشته باشه دختر خوب برای ازدواج نیست هر چقدر با دقت همسرش رو انتخاب کنه فایده نداره در نهایت نتیجه ی زندگیش مناسب نخواهد بود چون جهان بر اساس اون باورها به اون فرد پاسخ میده و اون باورها مثل همون فیلترهای رنگی هستن که استاد بر لنز دوربین گذاشتن .
و ما باید در این دوره ها تنها کاری که بکنیم این باشه که باورهای مخرب و منفی رو بشناسیم و اونها رو تغییر بدیم به فرمولهای درست و صحیح رو جایگزین اونها کنیم تا نتیجه ی نهایی تغییر کنه .
وقتی اون فرمولهای چاقی رو در ذهنمون کمرنگ کنیم و برداریم مثل این هست که عینک چاقی رو از روی چشمهامون یا ذهنمون برداشتیم و بعد ذهنمون لاغری رو میبینه و جسم ما به سمت تتاسب حرکت میکنه چون ما اون لنزهای رنگی رو برمیداریم و ذهن اون واقعیت زندگی رو میبینه و در تمام این مدت که من برای لاغری تلاش کردم و نتوستم موفق بشم چون باورهای چاقی که همون فرمولهای چاقی باشن در ذهنم داشتم یا همون لنزهای رنگی بر روی چشمم داشتم و واقعیت رو نمیدیدم و گرنه تلاش من تلاش کمی نبوده من خیلی ورزشهای سنگین کردم خیلی محدودیت داشتم خیلی رژیم سخت داشتم و با تعهد سالها ادامه دادم و اما ماه به ماه لاغری از من دور تر میشد چون باورهای چاق داشتم که درنهایت اونها نتیجه رو برای من رقم میزدن .
و باید حواسمون باشه همانطور که در فایل قبلی هم گفتیم ورزش هیچ تاثیری در تناسب ما نداره مگر با فرمولهای جدیدما به تناسب برسیم چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاقی هست و نتیجه ی مناسب رو کسب نمیکنیم و چقدر ما ورزش کردیم و چون نتیجه ی دلخواه رو نگرفتیم دیگه ورزش هم برای ما کسل کننده و خسته کننده شده بود .
من جز افرادی بودم که در کنار باور مخرب اشتها دارم تونستم یا رزیم و ورزش خودم رو عالی لاعر کنم و به وزن ۵۹ کیلو خودم رو برسونم و با زجر و سختی در این وزن باشم اما هنوز خیلی نگذشته بود که من در تناسب کامل خودم بودم اما به خاطر دادن آزمایشی متوجه شدم کم کاری تیرویید دارم و یه مشکل هورمونی دارم که باید برای هر دو قرص استفاده کنم و بیش از چند بار از چندین دکتر متخصص،و دکتر تغذیه ی خودم شنیدم که هر دو عامل چاقی برای تو هستن و باید مراقب باشی که چاق نشی و من با وجود همون خوردن و ورزش ولی با کلی ترس و باور منفی جدید روز به روز چاقتر میشدم و لاغری هم از من دور تر میشد من همش میگفتم چرا اینطورم ؟؟،اطرافیان خودم میگفتن چون این مشکل رو داری طبیعی که چاق بشی و من همیشه در حال جنگیدن با چاقی خودم بودم و اما نتیجه برعکس بود و من چاقتر میشدم چرا چون سه تا دکتر با هم دوتا متخصص،و یکی هم دکتر تغذیه ی خودم به من گفته بودن که تو چاق میشی و من باور کرده بودم و هر کاری هم میکردم فایده نداشت و نتیجه رو همین باور من برای من رقم میزد و من هر ماه وزنم داشت بالاتر میرفت تا به وزن ۷۳ رسیدم و من در اوج ناامیدی با این راه آشنا شدم و خیلی راحت تونستم جلوی چاقی خودم رو بگیرم و برعکس روز به روز لاعر تر شدم و الان فاصله ی زیادی با تتاسب ندارم و به زودی من یک متناسب فوق العاده میشم .
وقتی فرمولها ی ذهنی صحیح باشه خیلی بیشتر از ورزش نتیجه میگیریم و این یک علم ثابت شده هست که وقتی ذهن رو برای چیزی آماده کنیم خیلی بهتر از اون چیز نتیجه میگیریم و ما خیلی وقتها دیدیم یک فردی در یک زمینه ا ی مثل خوانندگی و یا بازیگری در مدت زمان خیلی کم کلی شهرت پیدا میکنه و نتیجه میگیره در حالی که از کلی فرد که سالها هست در اون زمینه دارن تلاش میکنن بیشتر نتیجه میگیرن چون اون فرد با تمرکز و باورهای صحیح وارد اون کار میشن و چون فرمولها صحیح هست نتیجه از تلاش خیلی فراتر میشه و تمام دوستانی که در این مسیر هستن چون باورهای درست دارن و درست فکر میکنن در عرض چند ماه نتایج عالی کسب میکنن ممکنه چند ماه اول نتایج بالایی کسب نکن چون در مسیر تغییر کردن هستن ولی وقتی تغییر کردن دیگه نتیجه های بزرگتر میاد چون ما داریم مسیر بیشتری رو با فرمول و باورهای درست طی میکنیم .
من باید باور کنم میتونم تعییر کنم من توانایی تعییر کردن دارم و میتونم در تناسب زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم و من میتونم دوباره به تناسب دلخواهم برسم و به وزن دلخواهم برسم .
باور درست من =من با به اندازه خوردن به جسمم فرصت ترمییم میدم و اون هر روز چند گرم از اضافه های من رو کم میکنه و من هر روز به تناسب نزدیکتر میشم
باور درست =چون روند طبیعی جسم به سمت تناسب هست جسمم خیلی مشتاق هست که من رو به اون سمت ببره و هر روز همین کار رو با اشتیاق برای من میکنه .
باور درست =من به اندازه خوردن روبا آموزشها پیدا کردم و هر روز دارم اون رو اجراا میکنم پس چه بخوام چه نخوام به لاغری میرسم حالا اگر خطایی هم باشه مهم نیست چون تعداد رفتارهای غلط من خیلی کمتر از رفتارهای درست من هست .
باور درست = خداوند در این مسیر همراه من هست چون خودش من رو به این رااه هدایت کرده و انتخابم کرده پس قطعا کمکم خواهد تا به زودی لاغر بشم و الگوی خیلیها برای تناسب بشم خدا خودش، در قران گفته من اجابت میکنم دعای دعا کننده رو پس خدایا من رو به راه درست هدایت کن تا دوباره طعم تناسب و لاعری رو در زندگی تجربه کنم و از زندگی بیشتر لدت ببرم و خودم و خودت رو بیشتر و بهتر پیدا کنم .
خدا جونم سپاسگزارم که همیشه کنارم هستی ❤