یه دورهای از زندگیم اونقدر برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم که کلاً بیخیال شدم. هر کسی میگفت «رضا، مراقب باش، از دفعهی قبل چاقتر شدی»، میگفتم «بذار هر چی میخواد بشه. اصلاً اینجوری قشنگترم». امروز میدونم این حرفها فقط باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو در ذهنم محکمتر میکرد. یعنی خودم داشتم جلوی کنترل چاق شدن رو میگرفتم.
این نوشته جلسه نهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه هشتم (تصویر ذهنی) گفتیم که اول باید حرکت به سمت چاقتر شدن رو متوقف کنیم. در این جلسه میخوام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغر شدن رو بگم و یه جملهی ساده که خودم باهاش این مانع رو برداشتم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 چرا کنترل چاق شدن قدم اوله؟
سالها هر بار رژیم گرفتیم یا تصمیم گرفتیم باشگاه بریم، خواستیم جسممون رو از مسیر چاقتر شدن به سمت لاغری برگردونیم. ولی چون این تغییر از ذهن شروع نشده بود، موفق نشدیم. اگه داری به سمت چاقی میری، اول باید این حرکت متوقف بشه و بعد حرکت به سمت لاغری شروع بشه. این تغییر جهت هم کاملاً ذهنیه.
برای همین اگه جلسهی قبل رو خوب کار نکردی، چند بار دیگه تکرارش کن. این جلسه قدم بعدیه و روی همون پایه ساخته میشه.

🌱 بدن ما همیشه میخواد خودش رو ترمیم کنه
در طبیعت همهچیز به سمت ترمیم میره. اگه شاخهی یه درخت بشکنه، شاخهی تازه سبز میشه. اگه قسمتی از چمن کنده بشه، دوباره چمن درمیاد. اگه دستت ببره، تنها کاری که تو میکنی شاید یه چسب زخمه؛ بقیهی کارها رو خود بدن انجام میده و بعد از چند روز اثری از زخم نمیمونه.
من به اضافه وزن نمیگم بیماری، چون این اسم حس بدی ایجاد میکنه. میگم اضافه وزن یه حالت غیرطبیعی برای بدنه. حالت طبیعی بدن ما تناسبه و بدن هر لحظه دوست داره به این حالت برگرده. دیدی هر بار که رژیم گرفتی، اولش چند کیلو کم کردی؟ همین نشون میده بدنت آمادهی لاغر شدنه. ماندگار نشد چون مسیر اشتباه و سخت بود.
🩹 چی جلوی ترمیم بدن رو میگیره؟
اگه یه زخم رو به حال خودش بذاری، چند روزه خوب میشه. ولی اگه هر روز دوباره بازش کنی، صد سال هم خوب نمیشه. اگه هر روز چند تا برگ یه درخت رو بکنی یا جوونههای تازهش رو بچینی، اون درخت هیچوقت سرسبز نمیشه.
بدن ما هم همینطوره. اگه سالها نتونستی متناسب بشی، یعنی هر روز فکرها و رفتارهایی داری که نمیذاره بدنت کارش رو بکنه. بنابراین لازم نیست کار جدیدی برای لاغر شدن یاد بگیری؛ نه غذای خاص، نه داروی خاص، نه ورزش خاص. فقط باید موانع رو برداری. این موانع هم تقریباً همه ذهنیان. حتی پرخوری که یه کار فیزیکی به نظر میاد، دستورش از مغز صادر میشه.

🚧 بزرگترین مانع: «من نمیتونم لاغر بشم»
یکی از بزرگترین موانع ذهنی تقریباً همهی آدمهای چاق اینه که باور کردن نمیتونن لاغر بشن. این باور از حرفهایی ساخته شده که سالها شنیدیم و به خودمون گفتیم: «چاقی ما ارثیه»، «سنم بالا رفته و سوختوسازم پایین اومده»، «من شانس ندارم»، «خدا من رو اینجوری آفریده».
این باور دقیقاً مثل باز کردن هر روزهی زخمه. وقتی باور کردی نمیتونی لاغر بشی، مغزت بر اساس همین باور فرمان میده که چقدر بخوری و چطور با غذا رفتار کنی. بنابراین یا چاقتر میشی یا در بهترین حالت در همین وزن میمونی، ولی لاغر نمیشی.
این باور یهشبه از بین نمیره. اول کمرنگ میشه و بعد کمکم از بین میره. نشونهی موفقیتت هم تغییر احساسته؛ وقتی امیدت بیشتر میشه و حس میکنی تو هم میتونی، یعنی باور داره عوض میشه.

✨ «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست»
برای تغییر این باور، باید از یه جملهی برعکس شروع کنی و بارها به خودت بگی. جملهای که من استفاده کردم این بود: «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست». همین الان یه بار بلند بگو. بعد ببین چه حسی داری و چه صدایی در ذهنت میشنوی.
وقتی من شروع کردم به گفتن این جمله، اصلاً نمیتونستم قبولش کنم. یه صدایی در ذهنم میگفت «اگه آسون بود که این همه آدم چاق نبود. اگه آسون بود، تو با این همه تلاش تا حالا لاغر شده بودی». خیلی از آدمهای چاق حتی نمیتونن این جمله رو به زبون بیارن؛ انگار کلمهها در دهنشون نمیچرخه. هر چی سالهای بیشتری با چاقی کلنجار رفته باشی و شکستهای بیشتری خورده باشی، باور کردنش سختتره. ولی نشدنی نیست.
اگه موقع گفتنش حس بدی داری، یعنی باورهای چاقکنندهت هنوز قویان و باید بیشتر روی خودت کار کنی. اگه با تکرارش کمکم آرومتر میشی و حس میکنی تو هم میتونی، یعنی داری درست پیش میری. اینقدر تکرارش کن تا بتونی با لبخند و حس خوب بگیش.
چرا اینقدر مهمه؟ چون ذهن ما اگه کاری رو سخت بدونه، تمام تلاشش رو میکنه که تو اون کار رو ادامه ندی. برای همین هر بار رژیم گرفتی، از روز اول یه اتفاقی افتاد و یه مانعی پیش اومد تا آخر سر رهاش کردی. ولی وقتی ذهنت باور کنه لاغر شدن آسونه، دیگه سنگاندازی نمیکنه.

🔍 دنبال دلیلهای اثباتش بگرد
ما سالها برای چاقیمون دلیل آوردیم و به خودمون ثابت کردیم که نمیتونیم لاغر بشیم. حالا لازمه برای این جملهی جدید دلیل پیدا کنیم. چند تا از در دسترسترین راهها:
- دیدن: به بخش آلبوم شگفتیهای سایت برو و عکسهای قبل و بعد اعضایی که متناسب شدن رو با دقت نگاه کن.
- خوندن: روی هر عکس که بزنی، نوشتهی همون عضو رو میبینی. تجربههاشون رو بخون.
- شنیدن: در صفحهی دوره ورود به سرزمین لاغرها، بخش نظرات شرکتکنندهها، صدای خودشون رو گوش بده.
- یادآوری: جمله رو روی یه کارت قشنگ بنویس و جاهایی بذار که زیاد میبینی؛ آشپزخونه، زیر شیشهی میز کار یا پسزمینهی گوشی.
برای همینه که میگم شما خیلی راحتتر از من متناسب میشید. وقتی من این مسیر رو شروع کردم، هیچکس رو نمیشناختم که از این راه لاغر شده باشه و هیچ تمرین مرتبی هم نبود. مسیر من پر از آزمون و خطا بود. ولی امروز یه مسیر گامبهگام هست و کلی آدم که قبل از تو از همین راه رفتن. هر چی بیشتر این نمونهها رو ببینی، کنترل چاق شدن و بعدش لاغر شدن برات باورپذیرتر میشه.
✨ تمرین این جلسه: لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: احساست رو بسنج
- جملهی «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» رو چند بار بلند بگو.
- بنویس موقع گفتنش چه حسی داشتی و چه صدایی در ذهنت شنیدی.
- چند ساعت بعد دوباره تکرارش کن و ببین حست چه تغییری کرده.
📌 مرحله دوم: دلیل جمع کن
- هر روز چند دقیقه آلبوم شگفتیها رو ببین، تجربهی اعضا رو بخون یا صداشون رو گوش بده.
- بنویس امروز چه کاری کردی که این جمله رو بیشتر باور کنی.
- یادت بیاد کی تونستی راحت کمی وزن کم کنی و اون موقع چه حسی داشتی.
📌 مرحله سوم: جمله رو جلوی چشمت بذار
- جمله رو قشنگ روی کارت بنویس و در چند جای خونه یا محل کارت بذار.
- بنویس کجاها گذاشتیش و هر بار که میبینیش چه حسی داری.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت دهم: توقف نفرت از چاقی) میبینیم چرا نفرت از چاقی، بهجای کمک، بیشتر درگیرمون میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎯 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
۱. کنترل چاق شدن یعنی چی؟
یعنی قبل از لاغر شدن، جلوی حرکت به سمت چاقتر شدن رو بگیریم. این کار از ذهن شروع میشه؛ با برداشتن موانع ذهنی که نمیذارن بدن به حالت طبیعیش برگرده.
۲. چرا بدن خودش لاغر نمیشه؟
بدن همیشه میخواد به تناسب برگرده، ولی باورها و رفتارهای ما مثل باز کردن هر روزهی یه زخم، نمیذارن این ترمیم انجام بشه. بزرگترین مانع، باور «من نمیتونم لاغر بشم» است.
۳. تکرار جملهی «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» چه فایدهای داره؟
ذهن اگه کاری رو سخت بدونه، جلوش سنگاندازی میکنه. تکرار این جمله و پیدا کردن دلیل برای اون، کمکم باور جدیدی میسازه که مغز بر اساسش فرمانهای تازه صادر میکنه.
۴. از کجا بفهمم این باور داره عوض میشه؟
از احساست. اگه موقع گفتن جمله آرومتر و امیدوارتر میشی و ترس از چاقتر شدن کمتر شده، یعنی باورت داره تغییر میکنه.
امتیاز 4.35 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











به نام خداوند جان و خرد
🌿 سلام درود خدمت استاد عطاروشن گرامی🌿🌟
وقتی دربارهی عبارت «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» فکر میکنم، اولین چیزی که در ذهنم جان میگیرد، تصویر طبیعت است؛ طبیعتی که بیهیچ تلاشِ اضافه، بیهیچ تقلا و جنگ، خودش را ترمیم میکند، خودش را بازسازی میکند و بارها و بارها ثابت کرده که قدرت بهبود در او بیپایان است. 🍃🌱
درختی را تصور میکنم که برگی از آن افتاده است. هیچ اضطرابی ندارد، بیقرار نمیشود، نگران نمیشود که چرا برگش را از دست داده. فقط آرام، با ریتم طبیعی خودش، چند روز بعد جوانهای تازه میرویاند و چنان باوقار و بیهیاهو این کار را انجام میدهد که انگار همیشه از اول همین بوده است. همانطور که جنگل سوخته، باز با اولین باران و اولین جوانهی خاکستریرنگ، دوباره سبزی را به خود میگیرد. همانطور که زمینِ سوخته، دوباره نفس میکشد. همانطور که بدن ما وقتی زخمی میشود، بیآنکه به او دستور بدهیم یا نظارتش کنیم، شروع میکند به ترمیم، بازسازی، بخیهزدنِ نامرئیِ سلولها و بازگرداندن زیبایی اولیه. 🌧️🌿
اما نکتهی عجیب اینجاست: اگر همان زخم را که بدن دارد آرامآرام درمان میکند، ما مدام دستکاری کنیم، اگر هر روز به بهانهی خوب شدنش بخواهیم زودتر نتیجه بگیریم، خودش را نخارانیم، دست نزنیم، بازش نکنیم—نهتنها خوب نمیشود، بلکه عفونت هم میکند.
در اینجا است که آدمی تازه میفهمد *گاهی دخالت بیش از حد، بزرگترین دشمن ترمیم است.*
طبیعت با آرامش ترمیم میکند. بدون فشار. بدون تشویش. بدون عجله.
پس چرا وقتی حرف از لاغری میشود، ما برعکس طبیعت عمل میکنیم؟ چرا آنقدر بدن را آزار میدهیم، از غذا محرومش میکنیم، گرسنگیهای کشنده میدهیم، ورزشهای طاقتفرسا تحمیل میکنیم و هر روز با ترس و اضطراب وزنمان را اندازه میگیریم؟
همین رفتارهاست که بدن را از تعادل طبیعی خود دور میکند. هلش میدهیم، فشار میدهیم، مجبورش میکنیم، و بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، ناامید میشویم.
در حالی که بدن فقط یک چیز میخواهد:
**آرامش، اعتماد، زمان و اجازه.**
اگر به اندازه غذا بخوریم، اگر با بدنمان مهربان باشیم، اگر به او فرصت بدهیم تا کار خودش را بکند، آنگاه لاغری نه یک جنگ، بلکه یک روند طبیعی و کاملاً بدون دردسر میشود. ✨💛
من همیشه باور داشتهام که بدن انسان بخشی از طبیعت است و اگر طبیعت در همهی لحظات به سمت تعادل برمیگردد، بدن هم همین مسیر را دنبال میکند. کافی است از مسیر طبیعت خارج نشویم. کافی است درِ اعتماد را به روی بدن باز کنیم.
وقتی لاغر شدن بدون سختی اتفاق بیفتد، احساس عجیبی بدن را دربرمیگیرد؛ احساسی شبیه رهایی.
انگار طنابهایی که سالها آدم را بسته بودند، یکباره پاره میشوند و تو میتوانی با خیال راحت پرواز کنی. حس میکنی بال داری. حس میکنی سبک شدهای، نه فقط از نظر جسم، بلکه از نظر ذهن و روح. ✨🕊️🌈
آرامشی درونی همراه میآید که هیچ رژیمی نمیتواند آن را بدهد. شادابی و لبخندی که از ته دل میجوشد. لبخندی که یعنی: «آهان… پس راه درست همینی بود! همین سادگی، همین اعتماد.»
لحظاتی را به یاد میآورم که واقعاً بدون سختی وزن کم کردهام.
نه رژیمی بود، نه محدودیتی، نه جنگی با غذا و نه ترس از خوردن.
فقط آرامش، فقط آگاهی، فقط گوش دادن به صدای بدن.
در همان زمانها بود که بیشترین حس رضایت را از خودم و از مسیرم داشتم. 😌🌿
چون میدیدم میشود بدون قربانی دادن، بدون زجر، بدون محرومیت، به سمت زیبایی و تناسب رفت.
آن روزها، هر بار که کمی لاغر میشدم، احساس پیروزی داشتم؛ نه از پیروزی بر غذا یا بر بدن، بلکه پیروزی بر ترسها و باورهای اشتباه.
احساس میکردم بدنم دارد میگوید:
«مرسی که بهم اعتماد کردی.
مرسی که دست از جنگیدن برداشتی.
بذار حالا من کارم را انجام بدهم.»
و بدن واقعاً کارش را انجام میدهد…
به زبان خودش.
با قدرتی که از آفریدگار گرفته.
با ریتمی که مخصوص اوست.
با آرامشی که شایستهاش است.
وقتی لاغری آسان باشد، هم پایدار میشود و هم لذتبخش.
چون با طبیعت هماهنگ است.
چون برخلاف جریان طبیعی بدن حرکت نمیکنیم.
چون بدن را زخمی و عصبی و خسته نمیکنیم.
چون رفتاری با بدن داریم که در شانش است:
**مهربانی، احترام و اعتماد.** 🌸💖
به همین دلیل باور دارم لاغری آسان، فقط یک روش نیست؛ یک سبک زندگی است.
وقتی کسی با آرامش لاغر میشود، وقتی به بدنش گوش میدهد، وقتی از ترس و اجبار فاصله میگیرد، دیگر نیازی نیست پنج سال دیگر دوباره از نو شروع کند؛ چون بدن به تعادل طبیعی خود رسیده و ماندگار میماند.
لاغری آسان، نهتنها آسانترین کار دنیاست، بلکه ماندگارترین، شیرینترین و کمخطرترین راه هم هست.
چون در این مسیر نه بدن آسیب میبیند، نه روح خسته میشود، نه ذهن اضطراب میگیرد.
وقتی راه درست را پیدا میکنی، چرا باید ترکش کنی؟
وقتی یاد میگیری چطور با بدن در صلح باشی، چطور ممکن است دوباره به جنگ برگردی؟
وقتی میفهمی میشود سالم خورد، متعادل زندگی کرد، از غذا لذت برد و همچنان لاغر شد…
دیگر آن زندگی قدیمی، با سختگیریهای بیمنطق، هیچ جذابیتی ندارد. 🍃💫
بله، لاغر شدن آسانترین کار دنیاست، اگر ما سختش نکنیم.
اگر به جای جنگیدن، رها کنیم.
اگر به جای ترسیدن، اعتماد کنیم.
اگر به جای عجله، اجازه دهیم بدن در زمان طبیعی خودش تغییر کند.
اگر بفهمیم که بدن، دشمن ما نیست؛ بلکه دوست ماست.
دوستی که تمام عمر تلاش کرده تعادل ما را حفظ کند… فقط کافی است دست از دخالت برداریم.
و چقدر زیباست که در نهایت، آدم به جایی برسد که بگوید:
«من با آرامش لاغر شدم.
با لبخند.
با آزادی.
با سبکبالی.
بدون ترس، بدون رژیم، بدون جنگ.» ✨🌈💛
این حس، همان حسِ زنده شدن دوباره است.
حسی که در آن، هم بدن رها میشود، هم ذهن، هم روح.
و آدم دوباره یادش میافتد که بدن او، بخشی از طبیعت است؛ طبیعتی که خودش بلد است چگونه از خاکستر، سبزتر از قبل برگردد. 🌱🔥💚