0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاق‌ها!

من و تو… و هر کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، به اندازه‌ی همون سال‌ها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍

رژیم‌های سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوش‌های عجیب، حتی روش‌هایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربی‌ها! 😣⚡

گاهی اون‌قدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔

🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…

همه‌ی اون تلاش‌ها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞

اون‌جا بود که با خودمون زمزمه کردیم:

«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»

بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشک‌هامون شد همدم شب‌هامون 😢🕯️

🍃 و درست همون لحظه…

وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمی‌رسید، از ته دل گفتیم:

«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»

و انگار همون لحظه‌ی تسلیم، همون لحظه‌ای که دیگه به هیچ‌کس و هیچ‌چیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨

🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!

خودت بهتر می‌دونی چطوری رسیدی به این سایت…

شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖

✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…

داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.

با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری می‌کنی، هم ایمان و انگیزه‌ت برای ادامه مسیر چند برابر می‌شه. 💫

وقتی داستان هدایت خودتو می‌نویسی و قصه‌ی بقیه رو می‌خونی، می‌فهمی چطور خدا از راه‌های بی‌شمارش ما رو به سمت نجات می‌کشونه… 🌱

📣 منتظرم بخونم داستانت رو…

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.00 از 260 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
487 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار بهنوش
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۹ ۰۱:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام واحترام استاد من درزمان بیماری مادرم باید روحیه ام رو تقویت میکردم و روی آوردم به خودشناسی، واز اون جایی که دغدغه ام اضافه وزن هم بود یک بار باخودم گفتم پس طبق مطالعاتم ازطریق ذهن هم باید بشه لاغرشدوداخل یوتیوب سرچ کردم لاغری باذهن وشما رو نشون دادباورش آسون نبود اماخب وقتی به فایلهاتون گوش دادم ایمان بیشتری پیداکردم و همونطورکه خودتونم گفتین بدون هیچ تبلیغی من هدایت شدم به سایت تناسب فکری وباورم روز به روز تقویت شد. کارخداچون و چرا نداره…..من ازخداوخودبرترم خواسته بودم ونشانه هارودیدم،ازشما بینهایت سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ۱۶:۵۶
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      ۰سلاماقایی رضا عطاران روشن 

      من بعداز حدود ۴۱ روز که وارد یایت شماشدم دلمو به دیارزدم تا شایدانگیزه بشه برای افرادکه‌مثل خودم با نا امیدی وارده این سایت میشن.

       من ۵۶سالمه تویی این سالهای ازبچگی مثل شما اضافه وزن داشتم.شروع دوره رزیم گرفتن من حدود ۴۰ ساله هستش شاید توی  این چهل سال دست کم ۳۰ مدل رژیمگرفتم تا زمانی خوب بود باره باره وزن کم میکردم ولیته دلم امید به برگشت وزنم داشتم 

      حدود ۱۰ سالی این حی درمن نبود چون جوان بودم وخودم مسوال برگشت این وضعیت میدوستم بالا رفت سنم دورهایی که من با شکست در اون دروره به ادمی که موفق نمیشه تبدیل کرد 

      ۶ سال پیش من یی دره شرکت کردم ۱۶ گیلو وزن کم کردم خیلی خوشحال شدم .گفتم این دره درسته ولی بازم با طولانی شدن مدت رژیم ارام ارام برکشت کردن داشتم که در دو ماه دوباره برگشت کامل داشتم در  طی این همه رژیم گرفتن اولین نشانه وضربه به دوپام بود دچار مشکل شد به مرو زمان هم رژیم وهم اضافه وزن من رو از راه رفتن در بیرون از منزل منع کرده ودیگر تنهایی نمتونم بیرون برم چون مفصل زانوم دچار مشکل  شده وباید تعویض بشه ولی اول باید لاغر شم پس مشکل دوتا شده  سال گذستع بچه به من اسرار میکردن بیا عمل معده انجام بده یگ از مسکلات حل بشه من ازعمل معده بشدت ترس دارم قبول نکردم دنبال یی روش دیکه گشتم تا سال گذشته من خیلی دنبال یی راهی میگسشم که من از ییگی از مشکلاتم کم کنه اولی چاقی رو حل کنم تا پام خلاصه خداد پارسال من یی ادوره پیدا گردم وبارم ۱۱ کیلو وزن کم کردوم در بازم ۳ کیلو برگشت داشتم دوباره حس خرا ب نا امیدی داشتم .

      ۶دی  وفات حضرت زهرا(س)خیلی حال دلم بد بد بود ا زخدا و خانم خواستام کمک کنه تا دوباره شکستتو نچشم خیل حالم بد بود دوز ۱۳ دی به طور اتفاقی تو‌گوکل گفتم بینم کسی با ذهن لاغر شده 

      این سوال توذهنم مثل حرقه بود سایت تناسب فکریی باز شد د به دریارسیدم حالا من اینجاهستم باکلی امید انگیزه  احساس خوب نمیدونم چرافکرم اینه مشکل پام اینجا خوب میشه نمی دونم چرا این حسو دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ۰۳:۲۵
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان

      سلام به دوستان خوبم واستاد گرامی

      الان ساعت ۳ صبح 

      ومن بیدار شدم 

      وندایی درونم گفت بلند شو وسایتو ببین 

      همون موقع یکی از دوستان خوبم پاسخی به یکی از دیدگاه های من گذاشته بودن که خیلی وقت پیش گذاشته بودم

      این دیدگاه تلنگری به روحم زد 

      که پاشو وتکرار کن واصرار داشته باش درانجام کارا

      یه حسی بهم گفت پاشو ولاغر ومتناسب شو تو درمسیری فقط باید ادامه بدی تا به دلخواهت برسی

      ما آدمها فکر میکنیم هدایت حتما باید عجیب وشگفت انگیز باشه 

      درصورتی که هدایت گاهی از ندای درونمون از حرف یک نفر که تلنگر روحمون میشه 

      از دیدن فردی 

      از خواندن مطلبی هم ممکنه

      ومن امشب اینکه دیشب از خدای خودم خواستم هدایتم کنه دوباره وهدایتم کرد رو یک معجزه میبینم

      این داستان هدایت منه که فکر میکنم نیاز هدایت بشیم تا آخر عمر به راه درست تا درمسیر درست باقی بمانیم

      خدایا شکرت که دارمت 

      وخدایا شکرت که تنها کسی که از من هیچ وقت ناامید نمیشه تویی وکمکم میکنی 

      ممنونتم وسپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شبنم/نسترن گل بن
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۱ ۱۶:۱۳
      مدت عضویت: 2359 روز
      امتیاز کاربر: 9488 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام خدا 

      داستان هدایت شبنم :

      من جزو افرادی بودم و هستم که تناسب اندام برام خیلی خیلی مهم بود و هست . تقریبا انگار از یه سنی به بعد هر کاری میکردم بالاخره برای لاغری 

      یا قرص یا دمنوش یا رژیم های مختلف و …. 

      یادمه آخرین سری که رژیم گرفتم قبل از آشنایی با این سایت ،رژیم پروتئن بودم و نزدیک به سه هفته لب به نون و برنج و پروتئین و اینها نزده بودم …

      رفتیم با خواهرم وزن کشی و من دیدم در ۳ هفته زجری که تحمل کرده بودم فقط ۱ کیلو کم کردم 

      اونجا یکی از نقطه های زندگیم بود که به شدت ناراحت شدم 

      چون من واقعا با تمام وجود تلاش کرده بودم هم از لحاظ خوردن هم از لحاظ ورزش 

      یادمه که کمتر از ۳ هفته بعد از این قضیه در حال و هوای امتحانات خرداد بودیم منو خواهرم….

      خواهرم به من گفت با سایت تناسب فکری اشنا شده و خیلی چیزای متفاوتی داخلش گفته میشه و به شدت میگفت که ایشون شبیه ما بوده ، منظور خواهرم استاد عطار روشن بودن که قبلا چاق بودن افکار و راه حل و …. شبیه ما بوده 

      خواهرم ظاهرا دنبال یه مطلبی تو گوگل بودن و یهو صفحه تناسب فکری براشون باز میشه …

      از اون موقع فک میکنم ۵ سالی میگذره و من بسیار خوشحالم که الان اینجا هستم و برای بار سوم میخوام دوره ورود به سرزمین لاغر هارو شروع کنم 

      به لطف خدا نتایج خیلی خوبی گرفتم و باز هم میخوام نتایج عالی تری هم بگیرم 

      ممنون استاد عزیز بابت اینکه این گفته هارو با ما شریک شدید 

      و روزی چند دفعه تو ذهنم مرور میشه که آفرین به استاد که انقدر ادم عمل بوده و هست  

      در پناه الله یکتا❤️✨️🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۲ ۱۴:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

       سلام درست یادم نمیاد از کی هیلی درگیر تناسب اندام شدم ولی یادمه همیشه از داشتن شکم رنج می بردم حتی زمان مجردی هم شکم داشتم کوچیک بود اما نسبت به همسن و سالان بزرگتر بود و تا قبل ازدواج وزنم 63 کیلو تا 65 کیلو بود اما بعد از زایمان رسیدم به 70 کیلو و دیگه تقریبا این وزن ثابت شد و تا 74 کیلو در نوسان بود . ولی تو این 15 سال بعد از ازدواج همیشه دوس داشتم وزنم برسه به 60 کیلو که البته هیچ وقت اتفاق نیافتاد و بیشترین کاهش وزنم تا 68 کیلو بود .که اونم با رژیم و ورزش نبود در اثر ناراحتی و استرس بود. فقط هم چند روز بود ناراحتی مه برطرف میشد برکیگشتم به وزن اولم .

      تلاش های زیادی کردم رژیم گرفتم الان 3 یاله که ورزش می کنم تا سه ماه پیش تو خونه ورزش می کردم اما الان باشگاه میرم کوهنوردی و پیاده روی هم میرم باشگاه منظمه و واقعا ازش لذت میبرم دوستای خوبی پیدا کردم و دوس دارم همش برم

      اما وزنم تعییر چندانی نکرده حتی یه مرحله زیاد هم شد اما اونایی که قدیمی ترن میگن ما لاعر شدیم و تناسب اندام خوبی دارن

      خودمم یه سایز کم کردنم و تناسب اندام پیدا کردم بدنم فرم گرفته ولی وزنم تعییری نکرده

      یه هفته س دوباره رژیم گرفتم ولی در کمال تعجب دیدم بازم وزنم کم نشد امروز داشتم تو نت دنبال رژیم لاعری میگشتم که با این سایت برخورد کردم

      البته من دو ساله مه سایت استاد عباسمنش رو دنبال می کنم و از اموزش هاش استفاده می کنم و اقای عطار روشن رو ازون جا میشناختم و راجع به نتایجشون هونده بودم بهاطر همین وقتی اومدم اینجا خیلی راحت اعتماد کردم چون می دونم جای درستی اومدم و حتما از اموزش ها نتیجه می گیرم همونجوری که قبلا نتیجه گرفتم 

      نا گفته نماند که تو جلسه 6 12 قدرم قدم اول همین هفته ی پیش هدف مشخص کردم که وزنم کم بشه و برسم به اندام مطلوبم و این سایت در واقع پاسخ خداوند به درخواست هدایت منه و من با تمام وجودم به اموزه هایش عمل میکنم چون این رو هدایت خدا می دونم و الان وظیفه من عمل به این هدایته

      برای اقای عطار روشن هم ارزوی موفقیت بیشتر می کنم تو این سایت هم ردپای سایت استاد عباسمنش رو میبینم و احساس صمییمت زیادی می کنم 

      در پناه حق موفق باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۱۲:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,034 کلمه

      سلام و درود .

      داستان هدایت من .

      من حدودا چند سالی میشه در چاقی جسمی داشتم زندگی می کردم . البته از کودکی با مفاهیم چاقی آشنا شدم ولی حدودا از سن ۱۹ سالگی  من چاقتر و چاقتر میشدم . رفتارهای غذاییم بدتر و بدتر و الان که فکر می کنم کلییییی فرمول نامتناسب کننده در ذهنم داشتم . یکی از همین شب های زندگی در چاقی  که  مهمونی خونه ی عموم دعوت بودیم من مشغول انجام رفتار نامتناسب کننده بودم که سنگینی نگاه دیگران رو حس کردم .  همه به من نگاه تحقیر آمیز داشتن . نگاهی که حس بدی در من ایجاد میکرد . منم با توجه به ویژگیهای چاقی اون رو ربط دادم به پرخوری و  چاقی خودم . البته درست بود . اونا به رفتار من نگاه بدی داشتند . ولی نمیتونستم به رفتار چاق کننده ام ادامه ندم . همه میوه هایی که جلوم بود رو خوردم شیرینی خوردم چای خوردم تنقلات خوردم شام از همه نوع که سر سفره بود خوردم و بعد از شام در حالیکه من داشتم شیرینی و نوشابه و شربت میخوردم  ببخشید عذر میخوام یهو عموم دیگه طاقت نیاورد و به من گفت : عطا چرا مثل گاو داری میخوری . این چه هیکلیه برای خودت درست کردی کمتر بخور . البته این عموی دیگم بود خونه شون نبود وگرنه قطعا اینطوری بهم نمیگفت . خونه خودش همش میگفت بخور نوش جونت . ولی اون شب خونه اون یکی عموم دعوت بودیم . بگذریم ادامه شو بگم . مامانم  همیشه چاقی منو توجیه میکرد . ازم دفاع میکرد ولی این لحظه گمانم جای دیگه بود حرف عموم رو نشنید وگرنه یه چیزی می گفت . اما زنعموم بود و به عموم گفت که چرا اینطور با من حرف میزنه ؟ عموم گفت به خاطر خودش میگم برادر زادمه . پس فردا بهش زن نمیدن . گفتم عمو من زن نمیخوام . گفت الان نمیخوای . چند سال دیگه که بخوای تشکیل خانواده بدی هر جا بری نگاه به هیکلت که کنند قبل از هر حرفی جواب منفی میدن . گفت کمتر بخور خب این چه وضعشه . گفتم نمیتونم عمو دست خودم نیست . میخوام کم بخورم ولی نمیتونم . 

      گفت دست خودته . مگه میشه آدم بخواد کاری انجام بده نتونه . خودت نمیخوای . همش میخوای بخوری . هرچی جلوته درو می کنی . 

      چیزی نداشتم بهش بگم حرفاش درست بود ولی من نمیتونستم کم بخورم . بعد زنعموم شروع کرد به صحبت به عموم گفت آقا این راهش نیست . غذا هیچ کسی  رو چاق  نمی کنه . ایشون  سبک بینش و تفکرش باید تغییر کنه . خب زنعموم چند سال پیشم از این حرفا میزد ولی من خیلی توجهی نداشتم ولی اون شب توجهم به حرفاش جلب شد . گفت فقط سوال نکن . به سوالات پاسخ داده میشه . 

      گفتم یعنی چی تفکرم . تفکرم چه ربطی به چاقی داره ؟ چرا سوال نپرسم ؟ مگه میشه نپرسم ؟ چطور به سوالام پاسخ داده میشه ؟  یکم توضیح داد . البته  اون زمان درست نفهمیدم .فقط گفت برو به سایت تناسب فکری استاد رضا عطار روشن . یه سایتی هست که چاقیتو از سر منشاء ش درست می کنه و به این ترتیب من هدایت شدم به سایت تناسب فکری . 

      اول از دوره صدگام شروع کردم حدودا یک هفته که دوره رو مطالعه و گوش کردم و تمریناتش رو روزانه انجام دادم استاد در فایلی گفتن چالش من اینو نخوردم  هم انجام بدین و من تصمیم گرفتم این چالش رو هم همراه دوره صدگام انجام بدم . کم کم دیدم رفتارهام تغییر کرد . یعنی خودم تغییرش دادم . دیگه نمیتونم و این حرفا توش نبود  . دیدم میتونم  در رفتارهای غذاییم تغییر ایجاد کنم و البته اولش خیلی هیجان زده هم شدم ولی با آموزشهای بعدی دیدم استاد فرمودند اینا فقط انتخابه . انتخابهای چاقی و انتخابهای لاغری هر دو در یک سطحن . نه باید از انتخاب چاقی ناراحت شد نه از انتخاب لاغری خیلی خوشحال . این واکنشها یعنی تو قدرت رو دادی به چاقی و لاغری و دست خودت نیست رفتارهات . در حالیکه قدرت دست توعه و این تویی که داری انتخاب می کنی .

      چقدر این حرفا به دلم مینشست . 

      از همون روز  اول چالش تغییر عادت تا همین امروز که من روز ۲۵ در مسیر لاغری هستم من تونستم علاوه بر فرمولهای ذهنی خودم فرمولهای رفتاری خودم در مواجهه با مواد غذایی و همینطور انجام کارهای شخصی تغییر بدم . 

      اون زمان من واقعا نمیتونستم راه و روش چاقی رو رها کنم ولی در همین مدت کم من یاد گرفتم که چطور با شخصیت متناسبم زندگی کنم . 

      مسیر لاغری با ذهن خیلی راحت و آسون راه صحیح لاغر شدن رو به من نشون داد و من حرفای استاد رو با گوش جان پذیرا شدم . 

      چون خیلی راحت بود .زور و اجبار نبود فشار جسمی نبود . اون و بخور اون و نخور نبود . 

      بلکه شخصیتم رو تغییر داد تا من خودم شخصا عطا بزرگی رفتارهام رو با میل و اشتیاق دارم تغییر میدم . این تغییر خیلی برام ارزش داره . تحقیر نیست بلکه عزت نفسه . من در اینجا به خاطر چاق بودنم تحقیر نشدم بلکه به عزت نفس رسیدم . 

      ( من ) در من فعال شده . قدرت انتخاب پیدا کردم . نخوردن به راحتی در من اتفاق میفته . خوردن هام صحیح و براساس نیاز بدنم شده . 

      دیگه با فرمولهای ذهنی نمیخورم . نگرشم به خودم و زندگیم تغییر کرده و مهمتر از همه حالم خوبه . 

      من این یک ماه نه تنها انتظار چاق شدن از خودم نداشتم بلکه انتظار لاغر شدن در من پدید اومده . انتظاری که هیچ وقت نداشتم . 

      لاغر شدن رو باور کردم . دیگه اون رو آرزوی دست نیافتنی نمیدونم . مطمئنم وقتی شخصیت لاغرم قوی و قویتر بشه و من هر روز  بر اساس شخصیت لاغرم زندگی کنم نتیجه جسمی خیلی راحت میاد سراغم . 

      من تا همینجا خیلی خوب لاغر شدن رو یاد گرفتم  و به جرات میتونم بگم تنها راه لاغر شدن و همیشه لاغر موندن راه لاغری با ذهنه . 

      فقط باید خوب درک کرد و یاد گرفت و بعد خوب به آموزشهای استاد در زندگیمون عمل کرد . این دو روش فکری و عملی رو که داشته باشیم دیگه لاغر شدن یه رویا نیست . 

      لاغری یه واقعیت میشه . 

      من اینگونه هدایت شدم به سایت تناسب فکری . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۴ ۱۹:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      با سلام.من 33سالمه.همیشه اضافه وزن داشتم.حتی تو عکس شش ماهگی م،درشت تر از بچه یه ساله بودم.از وقتی یادمه تو رژیم بودم.همیشه باشگاه میرفتم.تو 14سالگی ،با وزن 86کیلویی رفتم همایش لاغری دکتر کرمانی و فکر میکردم براحتی لاغر و خوش اندام میشم…همه چی رو امتحان کردم.از انواع دکترهای تغذیه و ورزش ها بگیر تا طب سنتی و اسلامی ، دم نوش و شوک الکتریکی و …حتی چاکرا درمانی هم رفتم.همیشه از خداوند کمک میخواستم.این دفعه دیگه واقعا از همه جا ناامید شدم.و از خداوند به التماس راه نجات خواستم.تو پیج استاد عباس منش بودم که دیدم بچه ها سایت تناسب فکری رو معرفی کردن.خدارو شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد.امروز روز اول برنامه منه.برای شروع لحظه شماری میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۴ ۱۳:۵۵
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      خدارو شاکرم ک ب این سایت هدایت شدم من با اینکه اضافه وزن چندانی ندارم ولی سالهاست ک دلم میخواد ده کیلو وزن کم کنم و امروز ب این سایت هدایت شده ک با راحتترین روش ب این هدفم برسم.خدایا هزاران بار شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۳ ۱۴:۰۹
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      سلام!

      صحبت هایی از گذشته های دور یادمه که معمولاً خانوما بعدازازدواج مخصوصا بارداری چاق میشن واین پروسه رو دقیقا یادمه چون من بعداز بارداری اضافه وزن پیدا کردم چون میشنیدم دوران بارداری ویار میکنی همین فکر باعث میشد بخام انواع رنگارنگی ازغذاها رو دلم بخاد مخصوصا که میگفتن اگه زن حامله چیزی ببینه هوس کنه اونو نخوره چشای بچه ش لوچ میشه یا اینکه طرف مقابل اگه به زن باردار تعارف نکنه اون دنیا دنبالش میذارن ویک گناه کبیره ست وازاین قبیل حرفها باعث شده بود تا به شدت تحت تاثیر این حرفها اونقدر بخورم که مثلاً بچه م چیزی کم نداشته باشه ولی در واقع جنین فقط به اندازه نیازش که غذا رو دریافت میکنه این عادت غذایی که من در دوران بارداری داشتم بعد زایمانم هم ادامه داشت چون تقریبا تبدیل به عادت غذایی شده بود ولی من اصلاً از وضعم راضی نبودم از نگاه‌های اطرافیانم هشدارهاشون سایز لباس هام خوشم نمیومد، یادم نمیاد دقیقاً چ گروهی بود که تبلیغ یکی از دوستان که تو گروه فرستاد اتفاقا مدیر گروه هم فوری حذفش کرد ولی خوب من ذخیره ش کرده بودم وجالبتر از این گفته های استاد درباره ی مغز وذهن وسرزمین لاغرها وگام های شگفت انگیز برای تناسب اندام واینکه اعزام نیرو به بخش های مختلف ذهن و تنظیم اون برای تناسب وشما هیچگونه محدودیت در انتخاب وخوردن غذا نخواهید داشت ودرکمال آرامش انواع غذاهای فست فود و پیتزا ونوشابه وشیرینی جات و…

      واقعاً هنگ کردم چون اصلاً این حرفها رو نشنیده بودم وجالبتر از این که اعزام نیرو خیلی برام جای سوال داشت ولی چون خیلی مطمئن و پرقدرت کلمات رو ادا میکردن دیگه تا1ماه فکرم درگیر بود واون موقع دوره قیمتش 400ت بود وتاالان که کم کاری ازخودمه من تنها خودم مسئول اشتباهم هستم چون تامیانه ی راه رو میومدم ووقتی حدود 15کیلو کم میکردم ودیگه ولش میکردم که دقیقاً تعهدم به چاقی رو در واقع عمل میکردم بهش ولی ان شاالله اینبار فرق داره ومن تصمیم قاطع گرفتم برای اینکه این راه رو تاآخر ادامه بدم وی سوالی که باعث شد من به این سمت هدایت بشم این بود که چرا به راحتی آب خوردن چاق میشم؟چرا تناسب برای من مانند چاقی آسون نیست وعاجزانه از خداوند متعال درخواست کرده بودم و حالا اینجا هستم 👸 واز خدای مهربونم سپاسگزارم تا منو با این سایت واستاد روشن عزیز آشنا کرد تا به رویاهام برسم و خداوند هیچ وقت اشتباه نمیکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۹ ۱۲:۵۸
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      با سلام خدمت استاد و دوستان شجاعم که در این راه شیرین کنار هم هستیم 

      داستان من از کودکی یا از نوزادی (دقیق یادم نیست شروعش از کجا بود چون تا جایی که یادم بوده اضافه وزن داشتم) شروع شد.

      از کودکی شاید پنج _شش سالگی انواع ورزش ها ،دستور و رژیم غذایی ها زیادی را امتحان کردم اما هر بار فرقی نمیکرد و دوباره این چرخه ادامه پیدا می‌کرد، دکتر عوض می‌شد یا دستور غذایی تغییر می‌کرد و من در اوج بازی های کودکی و شیطنت های کودکی بسیارکم حرف گوشه گیر و مشکلات این چنینی داشتم .

      گذشت و من سنم بیشتر شد و تا حدودی میتونستم متوجه حرف ها تفاوت ها و مسائل اطراف بشم و هر بار از طرف خانواده به چیزی منع میشدم بدتر از اون طرف بیشتر ترقیب میشدم که چیز های خوشمزه بخورم وچاق تر بشم اما همچنان بعد از مدرسه با خستگی فراوان ساعت ها ورزش میرفتم اما هیچ تغییری حاصل نمیشد و من چاق تر شدم و از هر باشگاه و ورزشی بود متنفر می شدم تا زمانی که بزرگ‌تر شدم و این بارخودم تصمیم میگیرفتم با تنفر شدید از باشگاه و رژیم که داشتم به زور بهترین دکتر های تغذیه رو انتخاب میکردم و باشگاه های مختلف نتیجه هم میگرفتم اما هر بار وسط راه رها میکردم یا خسته میشدم وبعدش هم بسیار احساس نا امیدی و ناراحتی داشتم تا زمانی که داخل اینستاگرام سال ۹۹ صفحه استاد رو نمی دونم به چه تریقی واقعا انگار خدا سر راهم قرار داده بود پیدا کردم و فایل های رایگان رو گوش کردم تا حدودی تغییرات را احساس کردم و نگاهم نسبت به خودم و اندامم تغییر کرد انگار بیشتر خودم رو دوست داشتم بیشتر به نوع پوششم اهمیت میدادم اما وقفه ای دوباره و استمرار نداشتنم در دوره و حرف های بقیه افکار و ذهن من رو دوباره به هم ریخت و من از دوره جدا شدم و برگشتم به همون راه و روش های قبلی مربی خصوصی گرفتم باشگاه رفتم و وزنم کاهش پیدا کرد اما همیشه در گوشه های ذهنم راه و روش استاد مثل یک چراغ روشن در یک فضای تاریک قرار داشت در همین حین با فوت داییم همه چیز به هم ریخت و من دچار استرس و اظطراب شدید شدم و مجبور شدم یک ماهی قرص آرامبخش بخورم و به روانشناس مراجعه کنم در این تجربه به شدت به تاثیر ذهن بر همه اعضای بدن آگاه شدم و متوجه شدم همه واکنش های جسم از ذهن و مغز منشا می‌گیرد و الان در آذر ۱۴۰۱ دوباره تصمیم گرفتم این بار با تصمیم جدی با توجه به تجربیات گذشته بدون توجه به پیرامونم با راهنمایی استاد عزیزم استارت دوره رو بزنم، رفتم دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو خریداری کردم وجزوه pdf رو تهیه کردم و امروز اولین جلسه دوره رو مشاهده کردم و بسیار از استاد عطا روشن مهر قدردانی میکنم که دانسته ها وتجربیات خود را در اختیار ما قرار می دهند و ما را به سمت زندگی زیباتر راهنمایی می کنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم