🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام دوستانم
داستان چاقی من و هدایتم به سایت تناسب فکری
از وقتی یاد دارم اضافه وزن داشتم به طوریکه وقتی عکسای بچگیمو میبینم همیشه اونی که درشت تر از بقیست منم و این منو واقعا غمگین میکنه حتی الان که ۳۱ ساله هستم میتونم غم اون زمانمو حس کنم.
به اندازه تار به تار موهای سرم رژیم گرفتم قرص مصرف کردم حتی عمل جراحی معده انجام دادم ولی هیچ تغیری به وجود نیامد.
البته ناگفته نماند من همیشه وزن کم میکردما ولی مقطعی بود آخرین بار ۱۲ کیلو با قرص کم کردم سری قبلش ۲۵ کیلو با عمل کم کردم ولی نمیتونم نگهش دارم.
یکی دو ماه پیش تو گوگل داشتم دنبال قرص جدید یا روش تازه برای لاغری میگشتم که یهو دیدم نوشته تناسب فکری وارد سایت شدم و گالری عکسارو نگاه کردم خیلی تعجب کردم.
از اونجایی که همیشه به بن بست میخوردم مشکوک بودم به ادامه به خاطر همین دوره رایگان و استفاده کردم.
بعد از ۲ قسمت احساس کردم این همون معجزه ایه که دنبالش بودم و امیدوارم واقعا به نتیجه دلخواهم برسم.
نشان های دریافت شده
سلام داستان چاقی من و دلایل چاقی من من هم مث بقیه دوستان از چاقی رنج میبردم کودکی که یادم نمیاد راهنمایی هم که چاق نبودم دبیرستان یادمه دوستانم بخاطر پهلو داشتن بهم میگفتن ورگرده واز اون زمان فهمیدم پهلو دارم ولی برام مهم نبود تو فکرشم نبودم تو مرکز توجه ام نبود تا دانشگاه تموم کردم تو دانشگاه هم یکم بیشتر توجه میکردم ولی خب کاری انجام نمیدادم برای لاغر شدن ولی همیشه از چاق شدن میترسیدم خیلی هم میترسیدم خلاصه بعد دانشگاه که تا الان چهار سال پنج سال ازش میگذره دانبال هر روشی برای لاغر شدن بودم هرکسی هرچیزی میگفت انجام میدادم از دمنوش باشگاه پیاده روی رژیم نخوردن شیرینی شام وکلی هزینه میکردم براش وقت میذاشتم وتمام فکرم کارم شده بود لاغر شدن تو اینترنت سرچ میکردم و هرچیزی میگفت انجام میدادم جز قرص لاغری عمل جراحی همه کار کردم ولی همش بعد مدتی خسته میشدم و راها میکردم و میرفتم دانبال یه چیز بهتر و خیلی عذاب میکشیدم هیچ لذتی از زندگی نمیبردم همش فک میکردم هیچ کس من دوست نداره من زشتم خدا این چه اندامیه شکایت میکردم از خدا همیشه و همه کس همه چیز مقصر میدونستم جز خودم و از همه چیز ناامید شده بودم و خیلی عصبی پرخاشگر داغون وکلی احساس بد داشتم و از خودم بدم میومد دوست نداشتم عکس بگیرم با دیگران برقصم توجمع لباس مورد علاقم بپوشم و هر خاستگاری برام میومد با افکار منفی خودم راجب خودم بهم میخورد چون خودم لایق نمیدونستم و تمام فکر بد به خودم نسبت میدادم و با هر لقمه ای که اضاف میخوردم هم مورد سرزنش مادرم قرار میگرفتم بعد تموم شدن خودم خودمو سرزنش میکردم و همین جوری زندگی من گذشت تا دوماه پیش یکی از دوستام که تو دوره هستن گفت بیا یه چیزی بهت پیشنهاد میدم عالیه برای لاغری فقط کافیه گوش کنی تمرینات انجام بدی و باور کنی که با ذهن میشه لاغر شد اولش خیلی بهش خندیدم و گفتم الکیه ولی وقتی خودش بهم گفت لاغر شدم نورامیدی تو دلم روشن شد و این شد من با سایت واستاد عزیز آشنا شدم حالا من دومین مرحله هست که باز میخام دوره تکرار کنم حالا عوامل چاقی من :. ترس که مهمترین عامل چون از وقتی خودم شناختم بام بوده ترس از چاق شدن خوردن شیرینی بستنی نون خامه ای زیاد خوردن برنج نان سفید که باورم شده بود اینها خیلی چاق کننده هستند و با هر بار خوردن عذاب وجدان میگرفتم ورزش نکردن کم تحرکی پیاده روی نرفتن آب به مقدار کافی نخوردن وکم خوردن شدید سرموقع غذا نخوردن مخصوصا شبها که دیر میشد دیگه ترس تو جونم میفتاد وبعد خوردن هم سرزنش وسرکوفت خودم جلوی تلویزیون باهر فیلم سریالی غذا خوردن حتی اگه ده پیش شامم تموم میشد حتما باید با فیلم یه چیزی میاوردم یعنی به دلم نمینشست نگاه کردن. تند تند غذا خوردن ونحویدن غذا ناامیدی و بدبینی و هزار فکر منفی راجب خودم که من حقم چاقی من خدا اینجور درس کرده من زشتم خاک تو سرم وحسرت اندام دیگران خوردن و هرچی خوبی ها بود باورم شده بود برای آدمها لاغر اتفاق میفته ومن چون چاقم پیشرفت نمیکنم کسی هم من دوس نداره اعتماد بنفس پایین خیلی به چاقی توجه کردن ویدف هایی که واقعا دیگه ناامید خسته میشدم واسه اینکه خودم راحت کنم و یجورم باورم شده بود میگفتم رو بابام رفتم ومن چاقی از اون به ارث بردم تا خودم خلاص کنم وباورم شده بود چاقی حق منه و من لاغر بشو نیستم و باید این آرزو به گور ببرم ومن همه این ها عوامل چاقی خودم میدونم باتشکر از عزیزانی که وقت میزارن مطالعه میکنن با سپاس فراوان
با سلام داستان هدایت من به مسیر لاغری با ذهن 😍
طبق عکسهایی که از خودم در دوران خردسالی دیدم متناسب بودم
تا دوران راهنمایی نمیدونستم که چاق هستم که یک روز ناظم مدرسه من رو نسبت به این موضوع حساس کرد در زنگ تفریح اومد وبهم گفت که به خاطر چاقی دیگه این مانتو تنگ رو نپوش جون بدن نماس ویه مانتو گشاد بپوش
خلاصه من از اون روز توجهم به چاقی جلب شد وانگار عالم وادم دست به دست هم داده بودن که من متوجه خودم باشم تو خونه هم من رو با القابی صدا میزدن وهمیشه لباسهای گشاد میپوشیدم که بدنم معلوم نباشه
در اطرافیان هم هیچ نظر مثبتی نسبت به ادمهای لاغر وجود نداشت وادمهای لاغر رو افرادی همیشه بیمار وضعیف توصیف میکردن وباعث شده بود که من از چاقی واقعا خوشم بیاد😔
ولی در مدرسه اوضاع فرق میکرد هر از گاهی مربی بهداشت با ترازو وارد کلاس میشد ومن از اینکه تقریبا از اکثر بچه ها سنگینتر بودم خجالت زده میشدم وبا نگاه کردن به یکی دیگه از بچه که خیلی از من چاقتر بود امیدوار میشدم که خدا رو شکر که من مثل اون نیستم
در امتحانات ثلث وقتهایی که معلم ورزش میومد وامتحان ورزش میگرفت باز هم من دچار استرس میشدم چون نه میتونستم بارفیکس برم ونه میتونستم دراز ونشست برم وباعث تضعیف بیش از پیش اعتماد بنفسم شده بود
تا اینکه ازدواج کردم وبازهم گاهی سرزنش میشدم وچون در چند سال اول ازدواج مشکلات زیادی داشتم خوردن تنها مونس من شده بود با خوردن تنهایم رو جبران میکردم وتنها تفریح وسرگرمی من خوردن بود تا اینکه در سن ۲۷ سالگی با تذکر یکی از دوستان به دکتر تغذیه مراجعه کردم و۸ کیلو کم کردم واز اونجایی همیشه احساس خیلی بدی به رژیم داشتم ادامه ندادم وبعد از مدتی همش برگشت تااینکه با خودم عهد بستم که سفت وسخت خودم رژیم بگیرم وچه قدر وقت طولانی صرف پیاده روی وخرید کاهو خیار کلم سبز ی خوردن وسرکه سیب وچیزای دیگه میکردم نرمش در خونه و استفاده از سی دی اموزشی شمردن لقمه ها سانت کردن نون وخیلی چیزای دیگه تا اینکه تونستم ۲۷ کیلو از وزنم رو کم کنم ولی دچار ریزش مو رنگ ورویی زرد وفشار عصبی شده بودم وهر کی من رو میدید خیال میکرد که من دچار بیماری بدی شدم که اینقدر ضعیف وبی حالم وبعد از مدت کوتاهی به سرعت طوری که اصلا تناسب اون زمانم یادم نیست چاقی دوباره برگشت وبعد از یه مدت باز هم به دکتر تغذیه مراجعه کردم ودستور نصب قدم شمار روگوشیم داد که روزها من ساعتها راه میرفتم ونتیجه رو در تلگرام به دکتر اعلام میکردم اما باز همه اون تلاشها بی نتیجه بود تا اینکه به لطف خدا در گوگل با سایت استاد روشن اشنا شدم وتغییرات رفتاری زیادی داشتم گر چه سستی هایی در این راه داشتم ولی نامید نشدم ونمیشم وایمان دارم که به تناسب اندامم میرسم یا لاغر میشم یا میمیرم 💪💪💪💪👏👏👏👏👏👏
سلام استاد
من یه دختر متناسب تا قبل از ازدواج بودم
با ازدواجم روند اضافه وزن من تغییر کرد ولی انصافا هم میخوردم
هر هفته فست فودی و زیاده روی و پفک و چیپس هر شب بخورم و ..
تا اینکه تصمیم به رژیم که تنها راه درست وکم کردن وزن از نظر من بود رو شروع کردم یه ده کیلویی کم کردم و خوشحال شدم
بارداری اولم رو داشتم که خیلی چاق شدم
هر ماه ۵ کیلو اضافه میکردم
بعد از بارداری با ورزش و رژیم تونستم تمام اضافه وزنم رو کم کنم از ۸۶ به ۶۷ برسم ولی مقطعی بود مخصوصا که همزمان با عروسی بردارم بود و خیلی عالی کم کردم ولی ماندگار نبود و خیلی سریع دوباره برگشت و من دوباره بعد از چند سال رژیم و باشگاه رو شروع کردم و خوب هم لاغر شدم و دوباره ایده آل در همون وزن ۶۶ و راصی بودم ولی بازم ماندگار نبود
کمی بعد بارداری دوم ام بود و من باز اضافه وزن های شدید داشتم طوری که دکتر از من خواست زیر نظر پزشک تغذیه برم که دیگه بیشتر از اینا اصافه نکنم ولی باز من اضافه داشتم ولی با روند کندتری با رژیم که داخل بارداری به من میدادن
خالاصه بعد از این بارداری من ۹۰کیلو بودم و هر چی که میخواستم از لباس هایی که مال دوران قبل از بارداری بود بپوشم امکان نداشت و حتی کفش های باشگاهم رو که میخواستم بپوشم تا شاید با کمی پیاده روی بتونم وزنم رو بیارم پایین اصلا پای من نمیرفت و من شدیدا از چاقی متنفر شده بودم
در حالی که کلی لباس رفتم برای این سایز چاق خودم خریدم که فعلا استفاده کنم ولی اصلا راصی نبودم و گفتم من باید لاعر بشم
رفتم زیر نطر پزشک تغذیه و با رژیم و رزش در کنار هم نتیجه فوق العاده شد
کلا میتونم بگم من جسم توانمندی دارم چون هر بار که خواستم وزن کم کنم خیلی راحت کم کردم ولی ماندگار نبوده و همین من رو اذیت میکرد
خلاصه تونستم حدود ۳۰ کیلو رو کم کنم طوری که در باشگاه به من جایزه دادن و تشویقم کردن
ولی زمانی که در وزن ایده آل خودم که ۵۹ کیلو بود رسیدم خیلی همه میگفتن چرا صورتت اینجور شده خوب نیست و از این حرفا خودم هم تحت فشار رژیم بودم
دوست داشتم مثل بقیه بخورم ولی نمیشد
گاها میخوردم ولی عداب وجدان شدیدی داشتم بعدش و حس بد و ناراحتی و …و کلا داخل رژیم بودم و با کلی حرص و ولع برای خوردن که بعض مواقع شاید هوس میکردم میخوردم ولی در عرص یه هفته وزنم دو کیلو تغییر کرد
همش ناراحت بودم چرا من که کاری نکردم و دیدم بعد از چند هفته دوباره هم اضافه شدم و رفتم دکتر و دوباره کمک خواستم و گفت به کل روغن رو بر دار از غذات دیگه اینطور ثابت میمونی و از اون موقع من فقط غذای بدون روغن و سوخته و بد مزه برای خودم درست میکردم داخل تابه ی رژیمی و بقیه خانواده غذای خوشمزه و سرخ شده و همش غصه میخوردم ولی آخرش هم ثابت نموندم و اضافه کردم
دوباره رفتم پیش دکتر و رژیم دیگه داد و دوباره خوب شد وزنم
کلا اینطور برای من جا افتاد که تا دکتر برام تعیین نکنه چطور بخورم در چه اندازه بخورم من وزن کم نخواهم کرد ولی شاید باورتون نشه به محض دور گذاشتن رژیم به اندازه یک ذره سر سوزن بیشتر خوردن افزایش وزن داشتم
حالا میفهمم باور من این شده بود که فقط از این طریق لاغر میشم
خلاصه طی سه یا چهار سال بعد از باردایم بیش از هفت بار من مراجعه کردم و مرتب رژیم و ورزش سخت
اصلا نرفتن به باشگاه در کار من نبود و من متعهد بودم به این دو تا کار در کنار هم تا یه بار متوجه کم کاری تیروییدم شدم و یه مشکل هورمونی که این دو تا در کنار هم پاشنه ی آشیل من شدن
اطرافیانم بارها میگفتن خوب از اینه که لاغر نمیشی و انگار دیگه بعد از این حرفا لاغری من غیر ممکن شد
هر چی تلاش کردم نخوردن و ورزش دیگه فایده نداشت و من افسرده و ناراحت میشدم
راستی یادم رفت بگم تو بارهای اخر مراجعه به دکتر تعذیه و شکایت من از اینکه چرا ثابت نمیمونم یکی حذف کامل روعن رو پیشنهاد داد دفعه ی بعد استفاده ی هر روز از ترازو که مواظب خودم باشم و گفت عالیه باید همیشه با این کار مواظب وزنت باشی اگه رفت بالا یه هفته رژیم بگیر همه چی درست میشه و وزنت میاد پایین
ولی شرایط سخت تری رو روز به روز تجربه میکردم طوری که بعصی روزا از صبح که از خواب پا میشدم و روی وزنه میرفتم و وزن جدیدم رو میدیم گریه حال بد و..
طوری که خواهرم زنگ میزد به مسخره میگفت بازم چی شده اضاف کردی و داخل حرفاش همیشه میگفت تو دوتا قرص میخوری خوب طبیعیه هر دوتاش چاقت میکنه، دوتا زایمان داشتی خوب طبیعیه ولی برای خودم هیچ وقت این دلیل ها پدیرفته نبود و ناراحت و شاکی که چرا بعد اینقد رعایت کردن و نخوردن ولی این وزن مال من باشه نه عدالت نیست و ..
همین خواهرم به خوررن و رعایت کردن من میخندید که تو داری خودت رو اینجور ادیت میکنی بخور تو فکر نباش ببین من میخورم و خودش فوق العاده لاغر و خوش اندام بود و من میگفتم اخه چرا همه چیز میخوره و لاغر پس من چرا اینجورم ؟؟؟؟
کلی سوال داشتم
ولی همچنان رژیم رو ادامه میدادم و این اواخر گفتم هر چی میخواد بشه من طبق رژیم خودم میخورم دیگه کاری از دستم بر نمیاد بلد نیستم بزار ببینم چقد میخوام چاق بشم من راه خودم رو میرم تا ببینم چی میشه و انصافا از ۵۹ کیلو رسیدم به ۷۲ و فقط مونده بودم که چه کاری انجام بدهم خیلی حال بدی داشتم
نه خوردن درست و حسابی داشتم حرص و ولع برای خوردن همه چیز در من زیاد بود و نه وزنم ایده ال بود وه نه ورزش رو کنار میزاشتم
دوست داشتم ورزش رو ولی یه جاهایی هم کمی خسته میشدم که نرم ولی به خودم اجازه نمیدادم نمیدونم میترسیدم نمیدونم در کل حال روحی خوبی نداشتم
هر جا مینشستم به همه هم میگفتم که چی کار کنم هیچی نمیخورم ورزش هم میکنم ولی چرا وزنم اضافه میشه و هر کس راهی پیشنهاد میداد
مثلا باید ورزش سنگین کنی باید شوک بدی به خودت و … ولی هیچ وقت بجز ورزش و رژیم سراغ چیزی دیگه نرفتم تا این اواخر داخل باشگاه یه دوستی با دمنوش لاغری خیییلی عالی لاغر شد و داخل باشگاه همه میرفتن و ازش میپرسیدن چی کزدی و چطور شد و اونم جواب میداد و این حرفا و منی که اصلا به هیچ چیز غیر از ورزش و رژیم اعتقاد نداشتم داشتم تحریک میشدم به خرید این دمنوش برای لاغری
ولی چون ما پزشک داخل خانواده داریم و همیشه از اونا شنیدیم که هیچ وقت چیزی از عطاری یا داروی گیاهی سرخود استفاده نکنید چون اثر های بدی روی بدن ممکنه بزارن و من هم دارو استفاده میکردم همین یک مورد من رو نگه داشت که نخرم
خلاصه خیلی اتفاقی با استاد عطار روشن از داخل اینستا آشنا شدم و چون نسبت فامیلی داشتن با ما من به صرف آشنای خانوادگی پیج ایشون رو دنبال کردم و هیچ اطلاعی از لاغری با ذهن نداشتم
ولی اونجا چنان شیفته ی این بحث شدم یادم با یکی دو کلیپ کوتاه داخل پیج ایشون من بال در اوردم همش میگفتم عجب حرفی زد راست میگه و اصلا اطلاع نداشتم که سایت و دوره دارن و من منتظر میموندم تا هر از گاهی داخل اینستا بیان و کلیپی کوتاه یا لایوی بزارن و من نگاه کنم و هر وقت هم چیزی میدیدم سریع زنگ میزدم به خواهرم وای دیدی دیدی چقد قشنگ استاد حرف زد برا لاغری دیدی چی گفت راست میگه ها ولی از اونجایی که باید در مسیرش باشی و در مدار این اگاهی ها باشیم اصلا خواهرم توجهی نداشت و من روز به روز مشتاقتر شدم و منتظر بودم
تا اینکه استاد داخل یکی از لایو ها اشاره کرد به متعهد بودن که اگه اشتباه نکنم با لباس قرمز رنگ روی تردمیل بودن و فایل صبط کردن و اونجا گفتن که نباید منتظر باشین تا من بیام جلو دوربین یه چیزی بگم شما باید خودتون استفاده کنیین من نهایت نیم ساعت جلو دوربین باشم بقیه روز چی ؟
من خیلی اونجا به فکر رفتم که این حرف رو دقیقا برای من زد چون منتظر بودم داخل اینستا تا استاد بیاد و یه فایلی بزاره و من گوش کنم و دوباره منتظر باشم تا یه هفته بعد چند روز بعد
ولی چون داخل فایل استاد اشاره کرد به رفتن داخل سایت و گفت خودتون برین مطالب رو بخونین منتظر من نباشین که حتما بیام جلو دوربین انگار دقیقا داشت با من حرف میزد
همون موقع ۱۶ آبان ۹۸ من هدایت شدم به سایت استاد و خیلی حرفاش برای من منطقی و پدیرفته شده بود اصلا برای هیچ کدوم از اونها مقاومت نداشتم انگار که دنبال این حرفا بودم و حالا دارم میشنونم و خیلی عالی حرفاشون رو قبول داشتم و دارم
هر فایل از استاد که گوش میدادم یه عالمه از ابهامات من بر طرف میشد و همش میگفتم چقد عالی داره حرف دل ما رو میزنه
خلاصه مثل کسی بودم که گمشده ی خودش رو پیدا کرده و زمانی هم که پیدا کردم اینقد دوست داشتم به همه ی کسایی که اصافه وزن دارن بگم ولی یا هنوز جرات نکردم چون طرف رو میشناسم که خیلی اهل ورزش و رژیم هست و داخل مدار این اگاهی ها نیست و یا دو سه نفر رو هم که گفتم اصلا خندیدن که این چرا اصل قضیه رو نمگیه چه کار کنیم این که چیزی نمیگه و من خندم گرفت
گفتم کاش به قول استاد هیچ کس رو توصیه نکنم و هر کس قرار باشه هدایت بشه میشه و من راه خودم رو میرم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد ارجمند و گرامی و خوانندگان محترم اینمتن
من به طرز عجیبی به این سایت هدایت شدم که در دیدگاههای قبلی به نام شهربانو ۱۳۴۶ جریانشو کامل نوشتم براتون
حقیقت اینکه که افراد چاق زیادی از خانواده فامیل و دوستانم می شناسم که هیچکدومشون از شرایطی که هستن راضی نیستن و هیچکدومشون مثل من با یکچنین سایتی آشنا نیستن و حتی اسمشو هم نشنیدن
اما من از بین اونا انتخاب الهی شدم که به این سایت راه پیدا کنم از اولین فایلهای که به محض ورود به سایت گوش دادم اشگماز شوق سرازیر شد وبا عشق به گوش دادن و دیدن و خواندن ادامه دادم بارها دست به قلم شدم و نوشتم و نوشتم یه تعدادی از متنهارو در دیدگاه هر قسمت وارد کردم و نوشتم برای استاد و دوستانم
خیلی دلم می خواد که هر چاقی که می بینم چه از پسر و عروس خودم و چه از فامیل و آشنا این سایتو معرفی کنم که اونام زودتر بیان عضو سایت بشن و لا اقل از دوره رایگان استفاده کنن
ولی تا خودم وزنم کم نشه و به عینه کوچیک شدن سایز شکم پهلوی منو نبینن باور نمی کنن که ذهنی هممیشه لاغر شد ..
دیگهاز این فکر دارم می آم بیرون
رسالت من برای خدمت به جامعه ی بشری اینه که اول خودمو به نتیجه برسونم بعد کار تبلیغ رو شروع کنم و دعای خیر برای خودم بخرم …
من از ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۹ به این سایت هدایت شدم انگار به دنیای دیگه ای اومدم
به سرزمین عجایب و شگفتی ها
به سرزمینی که داره پر میشه از متناسبهایی که فقط با تغییر فرمولهای ذهنشون بدونهیچ زحمتی لاغر شدن
دیدن این تصاویر حس شگفتی رو بهممنتقل می کنه
حس شادمانی از اینکه اونا تونستن منممی تونم
فعلا توی دوره رایگانم یکبار با عجله فایلهارو گوش دادم و دیدم و خوندم حدود یکماهی طول کشید
الان خودمو آماده می کنم تمرین جلسه دوم رو به قسمت دیدگاه وارد کنم و برم برای جلسه سوم
این روزا بیشتر توی کانال تلگرام لاغری با ذهنم
رفتماز اول کانال دارم می خونم می آم پایین ….خودم دو تا کانال زدم یکیشو به نام تجربیات لاغری با ذهن
و یکی هم اصول لاغر شدن با ذهن
که بتونم مطالب کانال استادو برای خودم دسته بندی کنم
تا برسم به مطالب آخر کانال و بعد برگردم به کانال اصول لاغری و با جدیت کار تمرینات گفته شده ارو شروع کنم
فعلا دارم نت برداری می کنم ..ولی همزمان افکارم در حال تغییر و تحوله
احساس سبکی خاص احساس امید به تناسب
احساس نشاط
چیزاییه که توی اینمدت ازش بهره مند شدم دیگه سمت ترازو نمی رم از کم شدن سایزم می تونم بفهممکه لاغر تر شدم
البته هنوز تغییر محسوسی نکردم ولی می دونم کهمثل یکی از هنر جوهای شگفتی ساز که نوشته بود بعد از پنج ماه یهو لاغر شدنش شروع شد و تا ۲۰ کیلو کاهش وزن پیدا کرد منم ناگهانی این اتفاق برام خواهد افتاد
طبق فرمایش استاد وقتی کار کردن روی موانع ذهنی تناسب رو شروع می کنیم ابتدا یه مدت روندچاق شدن کند میشه بعد یه مدت متوقف میشه بعد کم شدن وزن به شکل محسوس و قابل دیدن از دید دیگران شروع میشه
به امید رسیدن به اون روز بهتمریناتم ادامه می دم
درود بر شما استاد گرانقدر که دری از آرامش و نشاط به روی انسانهای رنج دیده و نا امید باز کردید حقیقتا درود بر شما
عاشقانه براتون دعا می کنم که خداوند عمر با عزت همراه با نهایت ثروت و سلامتی و شادمانی نصیبتون کنه
نیمه ی شهریور ۱۳۹۹ بانو نسرین ۵۲ ساله از تهران
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی ،من در زمانی هدایت شدم که شرایط روحی بدی داشتم و از چاقی زیاد رنج میبردم دنبال لاغری با یوگا بودم با سایت شما آشنا شدم خدا رو شکر میکنم که. من رو در این راه هدایت کرد با فایلهای رایگان شما در عرض سه هفته پنج کیلو کم کردم حالم بهتر شده ،دعاگوی شما هستم و از خداوند سلامتی و برکت را خواستارم ،خدایا شرکت ،ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز
من الان ۳۵ سالمه واز بچگی به اسم تپل صدا میکردن یعنی میگفتن حسن تپل یا گامبو منم حسابی شاکی میشدم تا اینکه یه تابستان کار تحرکی داشتم وحسابی لاغر کردم از ۸۵ رسیدم تا ۷۳ تا اینکه ازداج کردم دوباره اضافه وزن شروع شد و تا ۹۵ کیلو تو ۱۳ سال رسیدم بعد دیگه همه روشهایی رو امتحان کردم ورزش پیاده روی کم خوری ولی چند کیلو کم میشد دوباره برمیگشت تا اینکه تو سایت استاد عباس منش داشتم کامنت میخوندم که نحوه اشنایی اقای عطار روشن رو خوندم که حرف از سایتش زده بود یعنی همین سایت یدفعه یه ندایی بهم گفت برو ببین سایت چی داره و اسم استاد رو تو گوگل زدم دیدم سایت لاغری با ذهن یه چراغی روشن شد تو دلم دوره رایگان رو دانلود کردم و تا جلسه ۶ و متن های سایت رو خوندم و حالا یه تغییر ۱۸۰ درجه ای اتفاق افتاد جوری شد که به خودم گفتم یا با این روش کم میکنم یا میمیرم و نتایج بسیار عالی گرفتم خدا خیر دنیا و اخرت بهت بده استاد عزیز.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من تا قبل از بارداری ام که ۴۲ سال پیش بود کاملا متناسب و در وزن ۵۰ کیلو بودم 😊😊
با باردار شدنم موج پند و اندرز از طرف بزرگان خانواده بطرف من سرازیر شد
بارها می شنیدم که من باید برای دو نفر غذا بخورم تا بچه ام درست تغذیه شده و سالم به دنیا بیاید
دقیقا به خاطر ندارم اما فکر میکنم حدود ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم حالا بچه به دنیا آمد چقدر وزن داشت؟؟
۲/۵ کیلو 😟😟
این فشارها برای بیشتر خوردن در اینجا به پایان نرسید حالا باید بیشتر غذا میخوردم تا به اندازه کافی شیر برای بچه ام داشته باشم
بعد از یک سال بچه دومم را باردار شدم همین داستان دوباره تکرار شد
من به مدت ۴ سال مداوم برای دو نفر غذا خوردم و این بلا را به سر خودم آوردم که ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم بعد از آنکه بچه دومم را از شیر گرفتم روند یو یو یی لاغر شدن و باز چاق شدن برای مدت ۳۷ سال ادامه داشت 😫😫😫
هر بار که لاغر میشدم به خودم قول میدادم که دیگر مواظب غذا خوردنم باشم تا این وزنی را که با سختی کم کردم دو باره بر نگردد اما زهی افسوس با اینکه مواظب خوردنم بودم اما به آهستگی طوریکه اصلا متوجه نمی شدم به وزن قبلی ام و گاهی اوقات حتی بیشتر بر می گشتم 😪😪😪
دیگر به خودم گفتم بسه دیگه تا کی میخوای این کار را ادامه بدهی می بینی که فایده ای نداره خودت را زجر میدی لاغر میشی ولی باز دوباره چاق میشی اینرا قبول کن که این سایز و وزن توست و باهاش کنار بیا دیگه دست از سرچ کردن در اینترنت برای روشهای مختلف و یا رژیمهای جدید برای لاغر شدن بر داشتم و میتونم بگم تسلیم شدم 😟😟😟
فوریه سال ۲۰۱۹ یعنی یک سال و نیم پیش وقتی در یو تیوب سیر و سیاحت میکردم بدون اینکه دنبال اطلاعات در مورد لاغر شدن باشم چشمم به یک پست که خیلی توجه ام را جلب کرد خورد “لاغری با ذهن”
یک لحظه صبر کردم دلم میخواست ببینم این دیگه چه صیغه ای است یک ندایی در درونم گفت مگر قرار نشد دیگر دنبال این برنامه ها برای لاغری نباشی ولش کن این هم یک چیزی مثل چیزهای دیگه که هیچ نتیجه ای بهت نمیده اما حس کنجکاوی ام بر این ندا غلبه کرد و روی پست کلیک کردم و ویدیو را تماشا کردم برایم خیلی جالب بود وارد سایت شدم و ویدیو های دیگری تماشا کردم بعد دوره رایگان را شروع کردم بعد از چند جلسه گوش دادن به این دوره عکس العمل من به خوردن شیرینی تغییر کرد دیگر اشتیاقی برای خوردن شیرینی جات نداشتم خیلی تعجب کردم چه اتفاقی دارد در بدن من می افتد هر چی هست بسیار هیجان انگیز است آنوقت بود که تصمیم گرفتم دوره ورود به سرزمین لاغرها را خریداری کنم 👏👏👏👏👏
آن ندا دوباره به سراغم آمد که از کجا میدانی که اصلا همچین برنامه ای وجود خارجی داشته باشد شاید این یک تله است تا از مردم درمانده ای که برای لاغر شدن به هر دری میزنند پولی به جیب بزنند آنوقت چه احساسی بهت دست میده که کسی ترا گول زده پولش مهم نیست احساس بد مورد سو استفاده قرار گرفتن را چکار میکنی 🤔🤔🤔
اما من کوتاه نیامدم در جواب آن ندا گفتم خوب در مورد این شخص تحقیق میکنم درسته که من ۳۵ سال است که در ایران نیستم ولی از برادر شوهرم که آنجاست راجع به این شخص سوال میکنم و همین کار را کردم اما او هیچ چیزی از این شخص و یا این روش نشنیده بود و بازخورد منفی هم داد که با عقل جور در نمیاد که آدم از طریق ذهن لاغر بشه
صدای آن ندا محکم تر شد که بابا دست وردار بی خیال شو گفتم نه من این ریسک را میکنم که حتی اگر این فقط یک تله برای گول زدن افراد چاق باشه اگر اینطور شد خوب بعد از مدتی احساس بد گول خوردن از بین میره
برای مدرس برنامه لاغری با ذهن (استاد عزیزم آقای رضا عطار روشن) پیام فرستادم که من چطور میتوانم ثبت نام کنم که ایشان شماره حساب دادند و من گفتم چون من ایران نیستم از برادر شوهرم میخواهم که این مبلغ را برای شما واریز کند و بعد رسیدش را برایتان میفرستم
این صحبتها در روز جمعه بود حالا دوست دارم پیامهایی که بین ما رد و بدل شد را برایتان بنویسم
استاد: برنامه از روز شنبه شروع میشه
و فردا روز اول دوره است
جزوه تمرینی داره که باید پرینت بگیرید
امروز امکان تهیه پرینت از جزوه را دارید؟
شهلا: بله البته انشالله که بتوانم با برادر شوهرم تماس بگیرم و ایشان مبلغ ثبت نام را واریز کند
استاد: خوب من جزوه را برای شما ارسال میکنم چاپ بگیرید که آماده باشه
جزوه را چاپ کنید و به من اطلاع بدید
دوره را برای شما شروع میکنم
که همراه ما باشید تا ثبت نام را انجام بدید
با دریافت این پیام که این شخص شریف حتی قبل از دریافت هزینه برنامه را برای من فرستاد چه احساس عالی و آرامش دهنده ای به من داد و این ثابت کرد که هیچ دوز و کلکی در کار نیست و حتی از فکر اینکه شاید این یک تله است احساس شرم کردم 😟😟
دنبال اون ندای درونی که این فکرهای بد و منفی را در من ایجاد کرده بود می گشتم تا بهش بگم بفرما حالا دیدی تو حرف بی جا میزدی اما اونو پیدا نکردم می دونست که خیلی از دستش عصبانی هستم خودش را از من قایم کرده بود
من اطمینان دارم که خدای مهربانم منو به این دوره زیبا و ارزشمند و دوست داشتنی هدایت کرد او تسلیم شدن مرا دید اما نمی خواست که من تسلیم شده بمانم و مرا بدون اینکه دنبال برنامه لاغری باشم به سایت استاد عزیزم راهنمایی کرد و حتی نگرانی احساس گول خوردن را هم در من از بین برد با بزرگواری استاد که بدون اینکه منو بشناسه اعتماد کرد و قبل از ثبت نام دوره را برایم فرستاد 🙏🙏
ممنونم استاد عزیز و عذر خواهی میکنم که شک به دلم برای واقعی نبودن این دوره وارد شد
این بود داستان هدایت من به دوره شگفت انگیز لاغری با ذهن من از سایز ۱۶ به سایز ۱۰ رسیده ام و وزنم هم کم شده ولی نمیدانم چقدر چون همانطوریکه میدانید خودم را نباید وزن کنم
من تولد دوباره یافتم و هدیه تولدم از طرف خدای مهربانم که عاشقش هستم تناسب اندامی است که از آن لذت فراوان میبرم و هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشوم بابت آن و همینطور نعمت های فراوان دیگر از خدایم سپاسگزاری میکنم 🤲🤲🤲🤲❤❤❤
سلام وقت بخیر دوستان
سمانه هستم ۳۴ ساله و ۱۵ کیلویی باید کم کنم… از وقتی یادم میاد رژیم گرفتم، روش های متفاوتی رو امتحان کردم انواع رژیم ها، قرص های گیاهی بی ضرر، یک نوع قرص شیمیایی که تاثیر روی مرکز اشتها میذاشت ولی از عوارضش تپش قلب بود که من ازش رنج میبردم! خلاصه انقدری به کالری ها و شرایط کم کردن وزن و راه و روشش آشنا هستم که شاید به جرات بگم خیلی راحت بتونم برای افراد دیگه رژیم بنویسم!!! اما توی کار خودم موندم!!! از دوره دبیرستان اصطلاحا بهم میگفتن تو چاق نیستی توپر هستی! دانشگاه تلاشم یکم جدی شد ولی از اونجایی که خانواده خوش خوراکی دارم و نه پر خور،،، تلاشام کافی نبود و خودمم زیاد گیر نمیدادم به خودم … مدام چند کیلو کم میکردم و دوباره برمیگشت… از وقتی وارد کار و محیط کاری شدم درگیر استرس های باورنکردنی کاری شدم ، مدام توی کار غرق میشدم و از طرفی متوجه روز به روز چاق تر شدنم بودم با اینکه فوق العاده غذام کم بود! البته استراحتمم کم بود ساعات خواب کمی داشتم! همزمان هم کار کردم هم دوره گذروندم و هم دانشگاه رفتم…سه تا دکتر رژیم در عرض یکسال و نیم عوض کردم و در نهایت سه تاشون بهم میگفتن برای داشتن استرس وزنت پایین نمیاد باید کارت رو رها کنی! جالب اینجا بود که خودمم میدونستم یه جای کار میلنگه! حتی به عمل هم فکر کردم! ولی من عادت دارم همه چیزو بررسی میکنم و نهایتا از عمل منصرف شدم! همیشه مدام تکرار میکردم که یه همراه و ساپورتر دائمی میخوام کسی که مدام مشاهده کنه منو ! نهیب بزنه! من تماما متوجه رفتارای غلط غذایی ، فکرای اشتباهم! نا امیدی هایی که اقای روشن ازش حرف میزد هستم! همه رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کردم! دیگه کم اورده بودم و داشتم توی نت میچرخیدم به امید یه حرف تازه که رسیدم به این سایت! حرفها با منطقم همخوانی داره ! امشب تازه یه ساعتیه اشنا شدم با این سایت و خیلی جلو نرفتم ولی امید به خدا میخوام شروع تازه ای با این نگرش داشته باشم.امیدوارم همه کسایی که از اضافه وزن و چاقی رنج میبرن به سلامتی و لاغری مورد نظرشون برسن.موفق باشید دوستان
نشان های دریافت شده
سلام ودستان خوبم من داستان دل نشین و کمی غمگین شما را خواندم و از اینکه توانستی با این سایت آشنا بشی خوشحالم چون که در این راه واقعا همه به مقصدی داریم میرسیم با کمی تلاش بدون زحمت بدون ورزش فقط باید تمرینها را انجام بدیم من هم از اول ۵۰ یا ۴۵ کیلو بودم هنوز عکس اون موقع های خودم را دارم دیروز بود که خواهرم آمده بود خانه من بهم میگفت مواظب باش تازه کمی روی فرم آمدی زیاد نخور به خودم گفت که من مثلی اون موقع ها میخورم ولی طرز فکر من حالا عوض شده و عکس زمانی لاغری خودم را نشان دادم به خودم گفتم بازم به همین وزن مورد نظرم میرسم فقط باید صبر کنم ولی نزدیک دو ماه میشه من وقت نمیکنم برنامه ها را انجام بدم ولی سعی میکنم که دوباره شروع کنم و از داستانت لذت بردم عزیزم و فهمیدم که چیقدر رنج بردی به خاطر وزن خودت ولی امید وارم که از این روزهای خوش زندگی خودت را ببینی من زیاد خیلی زحمت نکشیدم به خاطر تناسب اندام فقط ۲ یا ۳ روش را انجام دادم که اونم نمیتوانسم برای همیشه انجامش بدم ولی ناراحت بودم که چیرا من چاق شدم و وقتی میرفتم لباس خریدن از خودم بدم میامدو حسرت اندام افراد لاغر را میخوردم و به خودم میگفتم خدایا کی میشه که منم مثلی اینها بشم که خدا را شکر حالا دارم کم کم به وزن مورد علاقه خودم میرسم روز خوش دوستان گلم 🌹🌹