همهی ما چاقها یه مسیر مشترک رو رفتیم تا برسیم به این اضافهوزن 📈🍟
مراحل چاق شدن تقریباً برای همه یکیه، اما برای لاغر شدن هرکسی یه راه سخت و متفاوت رو در پیش می گیره 😣🌀
برای همینه که چاق شدن راحته، ولی لاغر شدن؟ سخت، پرهزینه و گیجکننده!
این قسمت درباره اینه که ببینیم دقیقاً چطور چاق شدیم و چجوری میشه راهو برعکس رفت… 🔄👣 و لاغر شد.
در این جلسه میآموزیم:
شباهتهای پنهان، تفاوتهای آشکار!
بیش از سیوپنج سال از عمرم رو با اضافهوزن زندگی کردم. یک زندگی پر از رژیمهای جورواجور، ورزشهایی که فقط به درد زجرکشیدن میخورد، و امیدهایی که با هر وعدهی غذایی بیشتر کمرنگتر میشدن. 😞

توی اون سالها، یه احساس عجیب داشتم: از آدمای لاغر خوشم نمیاومد!
فکر میکردم مغرورن، خودشونو میگیرن، و ما چاقها رو ضعیف و بیاراده میدونن.
اما وقتی با یه آدم چاق دیگه همصحبت میشدم، انگار قلبم آروم میگرفت. 🤝
بهخصوص اگه اون فرد از من چاقتر بود، دیگه خیالم راحت بود! 😅 میگفتم: «خب من که اینقدر چاق نیستم، پس اوضاع هنوز خیلی وخیم نشده!» و راستش، از درد و دل کردن باهاش لذت میبردم.
چون میدونستم اونم مثل من، همون مراحل چاق شدن رو قدمبهقدم طی کرده؛ با همون حسها، همون شکستها، و همون تلاشهای نافرجام…
🎯 نکتهی جالب اینجاست: وقتی با یه آدم چاق صحبت میکنی، انگار داری با نسخهای از خودت روبهرو میشی.
- اونم سالهاست با اضافهوزن دستوپنجه نرم میکنه.
- اونم فکر میکنه چاقیش ارثیه.
- اونم میگه «چیزی نمیخورم ولی چاق میشم!»
- اونم از رژیم گرفتن خستهست…
و من؟ احساس میکردم تنها نیستم. چون هر چی بیشتر با این افراد حرف میزدم، بیشتر متوجه شباهت عجیب مراحل چاق شدنمون میشدم. ولی یه چیزو هیچوقت نمیدیدم…
💡 هیچوقت به این فکر نمیکردم که شاید منم مثل همون فرد، دارم همون مسیر رو طی میکنم… و اگه حواسم نباشه، چند سال دیگه ممکنه از اونم چاقتر بشم!
در حالی که واقعیت این بود: منم هر سال نسبت به سال قبل چاقتر شده بودم. اما باز، وقتی یه نفر چاقتر از خودم رو میدیدم، ته دلم خوشحال میشدم و میگفتم: «خب، هنوز به اون اندازه نرسیدم!» انگار چاقی یه مسابقهست و من هنوز چند قدم عقبترم!
🔁 حالا که برمیگردم و نگاه میکنم، متوجه یه حقیقت تلخ و پنهان میشم:
همهی ما چاقها تو مسیر چاق شدن در حال حرکتیم.
بعضیهامون تندتر، بعضی کندتر. بعضیها یه ذره راه برگشت رو با زور رژیم و ورزش میان، ولی خیلی زود برمیگردن سر جای اولشون، تازه درگیر عوارض رژیم گرفتن هم میشن.

🤔 چگونه چاق شدیم؟! | بررسی واقعی مراحل چاق شدن
اگر از هر فردی که اضافه وزن دارد بپرسید «چی شد که چاق شدی؟»، احتمالاً یکی از این جوابها رو میشنوید:
- 🧬 «ژنتیکه، همه خانوادهمون چاقن!»
- 😖 «عصبی میشم، پرخوری میکنم!»
- 🐌 «سوخت و ساز بدنم کمه!»
- 🛋️ «تحرکم کمه، ولی تقصیر خودم نیست!»
و خیلی دلایل دیگه که بیشتر شبیه به توجیه هستن تا حقیقت…
اما اگه یه نگاهی به ذهن خودت بندازی، اون روزایی که هنوز با سایت تناسب فکری آشنا نشده بودی، یادت میاد که تو هم شاید همین دلایل رو باور داشتی، نه؟
📌 و همین طرز فکره که باعث میشه همه افراد چاق، دنبال «روش» باشن برای لاغر شدن…
رژیم فلان 🍽️ دمنوش بهمان 🍵 ورزش خاص 🏋️ قرص و دارو 💊
تا بعداً بتونن بگن: «من با فلان روش لاغر شدم!»
اما واقعاً با اون روش لاغر شدن؟ یا با تغییراتی که در ذهنشون شکل گرفته؟! 🤯
🤷♀️ مسئولیت رو قبول نمیکنیم
بیشتر ماها اصلاً نمیدونیم که لازمه مسئولیت چاق شدنمون رو بپذیریم. فکر میکنیم یه اتفاق خارجی باعثش شده.
و جالب اینجاست که حتی اگه یه مدت لاغر بشیم، باز هم دلیلش رو «روش» میدونیم. برای همین دائم نگرانیم که نکنه دوباره چاق بشیم! 😰
اما یه فرد لاغر اگه ازش بپرسی چرا لاغری؟ میگه:
🧬 «ژنتیکمه!» یا 🤷♂️ «من اصلاً چاق نمیشم!»
درصورتی که دلیل اصلی اش اینه که هیچ فرمول ذهنی درباره چاقی در ذهنش وجود نداره.

🧠 کشف تنها راه لاغری واقعی در جهان!
اگه یه کم با دقت به مراحل چاق شدن خودت فکر کنی، متوجه یه نکته جالب میشی: همه ما با اینکه توی فرهنگها، کشورها، خانوادهها و شرایط خیلی متفاوتی بزرگ شدیم، ولی تقریباً به یک شکل چاق شدیم!
🤔 بیاید با هم مرور کنیم:
- 📍 محل زندگی ما فرق میکنه
- 🍜 تنوع غذاهامون فرق میکنه
- 🧭 سبک زندگیهامون فرق میکنه
- 🎭 فرهنگهامون زمین تا آسمون فرق داره
- 🚶♂️ سطح تحرک و فعالیتهامون متفاوته
ولی… نتیجه یکیه: چاقی!
💡 این یعنی ربطی به غذا و تحرک و محیط و ژنتیک نداره. موضوع از یه جای دیگه شروع میشه… از ذهن!
🤯 شباهت جهانی در مراحل چاق شدن
از هر فرد چاق در هر جای دنیا بپرسی، واکنشهاشون به یهسری موقعیتها تقریباً مشابه همدیگهست.
🍹 ازش بپرس: «بین آب و نوشابه کدومو انتخاب میکنی؟»
احتمال زیاد نوشابه یا شربت یا یه نوشیدنی شیرین انتخاب میکنه.
🎂 بپرس: «اگه تازه غذا خورده باشی و یه نفر شیرینی تعارف کنه، برمیداری؟»
بیشترشون با لبخند جواب میدن: «حتماً!»
📆 بپرس: «مسافرت رفتی چاقتر نشدی؟!»
میگه: «چرا… مخصوصاً تو تعطیلات!»
❗ یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی چاقی بین همه ما مشترکه! و همین فرمول ها باعث میشن که افراد چاق همیشه احساس گرسنگی داشته باشند!
همه ما مراحل چاق شدن ذهنی مشابهی رو طی کردیم. ذهن ما بدون اینکه بفهمیم، الگوهای چاقکنندهای ساخته، ذخیره کرده و تکرارشون کرده. 😵💫
💡 اگه میخوای این محاسبه ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۲ سراغ «چیکار کنم لاغر بشم؟» میریم.
🧩 ذهن؛ تنها قطعه مشترک پازل مراحل چاق شدن
ذهن تنها بخشی از وجود ماست که شکل نداره اما همه چیزو شکل میده!
🌧️ یکی از صدای بارون لذت میبره، یکی دیگه کلافه میشه.
👶 یه بچه از بستنی خوشش میاد، یکی دیگه دوست نداره.
⬅️ ذهن ما بینهایت شکلپذیره و این یعنی با هر آموزش یا تجربهای میتونه تغییر کنه.
و حالا معما حل میشه:
همه افراد چاق، در واقع فقط مراحل چاق شدن ذهنشون رو طی کردن.
🔁 همه ما چاق نشدیم؛ چاق شدیم!
چاقی ناگهانی نیست؛ یه مسیر داره. مثل خیلی از انسانها که چند سال پیش متناسب بودن و الان چاق شدن…
یا خود تو که شاید قبلاً اضافه وزن نداشتی ولی الان داری… این یعنی چاق شدن، یه روند تدریجی و ذهنی بوده.
تو هم مراحل خاصی رو طی کردی که تو رو به اینجا رسونده.
و خبر خوب اینه که…
لاغر شدن هم دقیقاً مراحل خودش رو داره!
✅ تنها کاری که باید بکنی اینه که مسیر مراحل چاق شدن رو برعکس بری.
✅ اون فرمولهای ذهنی چاقی رو بشناسی، اصلاحشون کنی، و فرمولهای لاغری رو فعال کنی.
🧭 تنها مسیر لاغری پایدار: 🎓 آموزش ذهنی
همه آدمای متناسب جهان، چه تو ژاپن چه تو مکزیک، یه چیز مشترک دارن:
🧠 ذهنی که فرمولهای چاقی توش نیست!
تو هم میتونی ذهنی متناسب داشته باشی.
💎 برای اولینبار در جهان، این روش بینظیر لاغری، با زبان فارسی در سایت تناسب فکری آموزش داده شده.
هزاران نفر از فارسیزبانان سراسر دنیا باهاش تونستن به تناسب ایدهآل خودشون برسن.
✨ اگه واقعاً دنبال لاغری پایدار هستی، وقتشه تو هم وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها بشی.
🚀 این روش نه رژیم میخواد، نه ورزش سخت، نه دارو، نه هیچی… فقط نیاز به ذهنی آگاه و آماده برای تغییر داره.
📌 پس اگر میخوای از شر تکرار مراحل چاق شدن نجات پیدا کنی، و اینبار وارد مراحل لاغر شدن ذهنی بشی…
با ما در تناسب فکری همراه شو! 💚
✍️ تمرین آموزشی: کشف مراحل چاق شدن 📖
اطلاع از مراحل چاق شدن به شما کمک میکند تا بهتر متوجه شوید که ذهن چگونه فرمان چاق شدن داده و بدن چطور آن را اجرا کرده است.
با همین منطق، شما میتوانید نسخهای برعکس از این روند بسازید و مراحل لاغر شدن ذهنی مخصوص خودتان را طراحی کنید 💡
هر فرد چاق با اینکه شباهتهایی به دیگران دارد، اما روند چاق شدن مخصوص به خود را دارد.
با آموزشهای لاغری با ذهن یاد میگیرید چطور این مراحل را کشف کرده و برای خودتان یک برنامه دقیق، دلچسب و لذتبخش برای متناسب شدن طراحی کنید.
📺 روش انجام تمرین:
- ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه درباره مراحل چاق شدن را کامل مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را با دقت ببینید 🎥
- در نهایت، به پرسشهای زیر به صورت انشایی و با مثال پاسخ دهید ✏️
❓ پرسشهای تمرینی
- 🤔 نگرش شما درباره شباهت مراحل چاق شدن خود با افراد دیگر چیست؟
- 🔍 بهنظرتان چرا افراد چاق با استفاده از رژیم و ورزش و دارو، باز هم لاغر نمیمانند؟
- 👥 آیا شما و افراد دیگر تجربهای مشترک از یک روش لاغری داشتهاید ولی نتایج نهاییتان متفاوت بوده؟ آن را شرح دهید.
- 📌 مراحل چاق شدن خود را با توجه به ویدیو نام ببرید و هر مرحله را توضیح دهید.
- 💪 مراحل لاغر شدن ذهنی که بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری تجربه کردهاید را شرح دهید.
💬 دعوت به گفتگو در بخش نظرات
حالا نوبت توئه! 👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه بنویس تا هم خودت آگاهتر بشی و هم به بقیه کمک کنی خودشون رو بهتر بشناسن 🌱
🔥 از کجا شروع کردی چاق شدن؟
🧠 کدوم فکرها و احساسات پشت اون تصمیمها بودن؟
⏳ و حالا با آگاهی جدیدت، اولین قدم برای لاغر شدن چیه؟
بنویس تا مسیر لاغری ذهنیات روشنتر بشه ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان همراه
وقتی داشتم متن این فایل رو میخوندم همون چندخط اول منو برد سمت این عبارت که اِلذین والذین روز به روز بدتر از این . و بارها اعضای خانواده این عبارت رو تکرار میکردیم وباور قلبی هم بهش داشتیم . و الان که فکر میکنم همون رو هم داشتیم تجربه میکردیم .
چون امیدی به بهبود اوضاع نداشتیم و تمرکزمون مرتب روی
ناخواسته بود وهمون رو بیشتر ازقبل تجربه میکردیم .
الان که چندسالی میشه با نیروی ذهن وقدرت افکار آشنا شدم و روی خودم کارکردم متوجه شدم سالها من خودم باافکار وباورهام روزهای خودم رو رقم میزدم و زندگی رو برای خودم سخت می کردم .
در مورد رفتار چاقها خاطره ای یادم اومد که من چندسال پیش همکاری داشتم که وزنش تقریبا ۱۱۰ کیلو بود و مرتب به دستور دکترتغذیه کار میکرد و من اون موقع ها تقریبا متناسب بودم و اون اصلا حس خوبی بهم نداشت و مرتب ازمن ایراد میگرفت تو زیاد لاغری برو دکتر و ازاین حرفها .
یا یک همکار دیگرم اونم چاق بود واز همکار دیگه که خیلی لاغر بود ایراد میگرفت و اصلا حس خوبی بهش نداشت .
یا تو خونمون داداش کوچیکم خیلی لاغر بود و وقتی که بچه ها باهم بازی میکردیم و دعوایی پیش میومد سریع اون رو مسخره میکردن که فلان و…
و من هم اینها رو میشنیدم و در ذهنم نسبت به لاغری و مسخره کردنهای اطرافیان ذهنیت بدی ایجاد شد و همش دوست داشتم که کمی چاق ترباشم تا در موقع دعوا منو مسخره نکنن وباالقاب زشت منو صدا نزنن .
وتعریف وتمجید از عمه هام که اینقدر تپل هستند و رنگ و رو دارن به خاطر آرامش زندگیشونه . و باز تو ذهنم کدنویسی شد آرامش برابر با چاقی .
یا پدرت خونسرده وبی خیال به خاطر همین چاقه و باز کدنویسی جدید در ذهنم ایجاد شد .
یا خواهرم میومد خونه که مامان دوستام منو مسخره میکنن بهم میگن از بس تو مدرسه آب میخوری شبیه بشکه نفت شدی ومادرم میگفت تو غذا نمیخوری میری مدرسه گشنت میشه و آب میخوری وچاق میشی . بازم کدنویسی جدید .
تمجید از من که تو کلاس اول ابتدایی که بودی صور ت سفید وپری داشتی وخانم معلم به صورتت مهر صدآفرین زد .
عموت رو می بینی تو سرمای زمستان تی شرت می پوشه چون چاقه قویه سرما اذیتش نمیکنه .
یا عکس داداشم که یکی دوسال بود وچاق بود رو قاب کردن گذاشتن روی دیوار وهمش باافتخار میگن از بس داداشت چاق بود گردنش معلوم نبود . و به خواهرزادم میگن عکس دایی رو نگاه کن چقدر چاق بود توچی . پوست واستخوان .
تازه اینها چند نمونه خاطرات کودکی بود که نوشتم .
وکلی کدهای مخرب دیگه که به مرور اضافه شد تا من رو به وضعیت چاقی برسونن .
حالا این کدهای مخرب رو چطور میتونم با رژیم و ورزش وپیاده روی و … پاکش کنم و لاغربشم .!!!
من با قدرت ذهنم و باافکارم مسیر چاقیم رو آگاهانه یا نا آگاهانه انتخاب کردم و در اون مسیر استمرار داشتم و چاق شدم پس اکنون ام با همین قدرت ذهنم و باهمین افکارم میتونم وارد مسیر لاغری بشم و در این مسیر استمرار داشته باشم تا متناسب بشم .
من بارها با دیدن شنیدن صحبت کردن درمورد چاقی بهش عشق ورزیدم و وارد زندگیم کردم پس من با بارها دیدن و شنیدن و کامنت نوشتن که مثل صحبت کردن میمونه در مورد لاغری . خودم رو وارد مسیر لاغری میکنم و اینطوری به متناسب شدن عشق میدم و اون رو به زندگیم دعوت میکنم .
به نام خداوند بی بدلیلم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات مراحل چاق شدن
من بارها از روشهای لاغری بصورت گروهی هم استفاده کرده ام شاید کاهش وزن من و دوستانی که با من در آن رژیم همراه بودند عدد وزنی متفاوتی بود شاید یکی ۵کیلو وزن در مدت معین کم میکرد و شاید دیگری ۷کیلو کم میکرد اما در انتها نتیجه برای همگی ما فقط یک چیز بود و آن هم چاقتر شدن بود حتی بیشتر از عدد وزنی ابتدای رژیم.
گاهی مقطعی لاغر میشدیم اما به محض رها کردن مثل فنر وزن به عدد بیشتری از چاقی قبل شروع رژیم میرسید و همین نتیجه باعث دلسردی و نا امیدی من از روشهای اشتباه لاغری بود
به نام خداوند بی همتایم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
مراحل چاق شدن
در گذشته علت چاقی خودم را پرخوری و بی تحرکی میدانستم و برای همین خودم را موظف کرده بودم که به اجبار هر روز ورزش کنم تا چاقتر نشوم و با گرفتن رژیمهای مختلف تلاش میکردم کمی از اضافه وزنم را کم کنم اما هیچکدام از این روشها نتیجه مطلوب لاغری را برای من بوجود نمی آورد
بخاطر همین احساس کردم در بدن من مشکلی وجود دارد که مانع لاغری من میشود و پناه بردم به انواع قرص و دمنوش برای چربی سوزی و افزایش متابولیسم
ولی این روشها هم فایده ای جز ناراحتی معده و بیماری برایم به ارمغان نمی آورد
کلا از همه جا رانده و مانده شده بودم نه توان توقف افزایش وزن و روند چاقی ام را داشتم نه دیگر تحمل این همه رژیم و سختی و دارو خوردن را داشتم کلا انگار به هر دری میزدم نتیجه ای جز چاقی نداشت
وقتی وارد سایت شدم و تحت آموزش قرار گرفتم متوجه شدم خیلی از چیزهایی که قبلا درباره روشهای لاغری شنیده ام و متاسفانه عمل کرده ام نه تنها مشکل چاقی مرا حل نکرده اند بلکه علاوه بر زجر و ناراحتی فرمولهای اشتباه ذهنی برای من بوجود آورده اند و خیلی از ترسهای من از مواد غذایی مختلف ریشه در همین تکنیکهای غلط بخور و نخور رژیم های لاغری نشات گرفته و من در تمام این سالها داشتم دور باطل میزدم اما متوجه نبودم
نه تنها من بلکه اکثر انسانهای چاق در سراسر دنیا افکار و ذهنیتهای مشابهی دارند و گویا زبان چاقی زبانی عمومی و واحد بین همه انسانهای چاق است
روشهای غلط گذشته باعث شده بودند من توجه به زبان بدنم نداشته باشم و مدام در حال مبارزه و جنگ با جسم بینوایم بودم
الان من مبتلا به کرونا شده ام و حال جسمی مناسبی ندارم دیشب زبان بدنم نیاز به خوردن داشت و مدام ضعف داشتم و گرسنه بودم اول ذهن چاقم وارد بازی شد و گفت نخور چاق میشی ولی من به نجواهای ذهن چاقم توجه نکردم و بر اساس زبان بدنم خوردم ،و اصلا اضطراب اینکه الان چاق میشم و نداشتم و گفتم بدن هوشمند من فرمان اشتباه صادر نمیکند و من از مواد غذایی نمیترسم و من اصلا چاق نمیشوم و با توجه به فرمان زبان بدنم غذا خوردم .
امروز صبح که بیدار شدم حالم خیلی خیلی بد بود و از دیشب تا به الان که ساعت نه و نیم شب است و مجدد رفتم دکتر و سرم زدم ،قادر نبودم بجز آب چیزی بخورم و اصلا زبان بدنم دستور خوردن نمیداد بر عکس روز قبل که همش زبان بدنم ضعف داشت و دستور خوردن مایعات گرم میداد.
فهمیدم چون بیماری من در حال پیشرفت بوده دیشب زبان بدنم قصد داشته جهت حال بد امروزم سیستم ایمنی مرا تقویت کند و گویا تلاش بدنم برای مبارزه با بیماری را حس میکردم و خیلی خوشحال بودم که به شکر خدا توانسته ام زبان بدنم را یاد بگیرم و طبق نیاز بدنم غذا مصرف کنم
و تمام اینها موفقیت و نشانه درست بودن مسیر منه
در مسیر تناسب فکری فقط کافی است فرمولهای ذهن چاق رو شناسایی و در جهت رفع اونها تلاش کنیم یعنی از همان راهی که چاق شدیم بصورت معکوس استارت لاغری خودمان را میزنیم بدون رنج و سختی فقط با یادگیری لاغری ؛
لاغری هم مثل هر هنر یا زبان یا مهارتی نیاز به آموزش دیدن دارد و وقتی خوب یاد بگیریم خود به خود در ذهن ناخودآگاهمان تبدیل به عمل و رفتار ما میشود و لاغری خودبخودی اتفاق می افتد
من امروز با اینکه حالم اصلا خوب نبود ولی به تعهدم پایبند بودم و همین پایبندی باعث شد انگیزه من برای بهبود از بیماری بیشتر هم بشود .
من نباید منتظر باشم شرایط تغییر کند من خودم شرایط را به بهترین حالت تبدیل میکنم
من رنج بیماری را به لذت یادگیری تغییر دادم و شرایطم هم بهتر شده خدا رو شکر و نتیجه ای که بدست آوردم با تغییر خودم رسیدن به احساس خوب و تلاش برای کسب سلامتی ام بود و شوق لاغری لحظه ای در من فروکش نمیکند
من هر روز از شوق رسیدن به لاغری سرشار میشوم
در تمام روز دنبال افکار مناسب و رشد دهنده هستم تا به زندگی مطلوبی که انتظارش را دارم برسم
بخاطر مصرف داروها کمی گیج هستم و تمرکز کافی ندارم امیدوارم بتوانم حق مطلب این گام جذاب را ادا کنم
و اما پروسه لاغری با ذهن دقیقا همان چیزی است که ما با آن چاق شده ایم و الان در آن استاد هستیم
اولین مرحله افکار چاق کننده است که نگرش ما رو درباره چاقی تغییر داده مثل ژنتیک،پرخوری ،کم تحرکی و …….که از طرق مختلف به ذهن ما وارد شده
مرحله دوم نگرانیهای ما ترس ما از چاق شدنه و صحبت درباره چاقی و توجه به چاقی
مرحله سوم که خود به خودی شکل میگیره همسو شدن رفتار و افکار ما در جهت چاقی بیشتره
حالا در لاغری با ذهن ما معکوس همین مسیر رو میریم
اولین مرحله تغییر افکار چاق کننده است و با استفاده از آموزش گام به گام افکار صحیح را وارد ذهن میکنیم
دومین مرحله که بسیار کمک کننده است نوشتن تمرینات است به جای ترس از چاقی و صحبت درباره چاقی و توجه به چاقی ما تصویر سازی ذهنی میکنیم به چیزی که نیست توجه میکنیم به لاغری که وجود ندارد توجه میکنیم و بر ترسهای خودمان از چاقی غلبه میکنیم و گفتگوهای ذهنیمان را با انجام تمرینات اصلاح میکنیم
و بخش سوم که خود به خود شکل میگیره و تمایلات ما تغییر میکند و لاغری خود به خود اتفاق می افتد
استاد سپاسگزارم که چنین سایت فوق العاده ای طراحی کرده اید تا ما سیراب شویم از مطالب ناب و خواندن دیدگاههای بینظیر دوستان خیلی روی من تاثیر گذار است
بله لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست اگر با احساس خوب در مسیر بمانیم و استمرار داشته باشیم و از تکرار خسته نشویم و ناامید نشویم
اینجا خدا جریان دارد و من با بودن در سایت حالم عالی میشود و افکار خوب در ذهنم مینشانم و مطمئنم مسیر درست همینجاست پس با عشق ادامه میدم
پس الهی به امید تو
سالام استاد
چقدر خوشحالم که هنوز در این مسیر هستم و هرروز مشتاق تر از دیروز هستم استاد چقدر قشنگ مراحل چاق شدن را توضیح دادید که اول با فکر و شنیده ها و بعد با صحبت کردن در مورد چاقی که شاهد برای خودمان جمع کردیم ودر مرحله سوم تغییر رفتار و افکار ما را به سمت چاقی برده است و همین مسیر را باید برای لاغری طی کنیم اول دیدن و شنیدن فایلهای لاغری بعد در مورد لاغری و تناسب اندام نظرات خودمان را بنویسیم و بعد از اعتماد به روش ذهن خود بدن خودبخود لاغر میشود وشما درست گفتید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست و ماندن در این مسیر سختی ترین کار دنیاست
استاد در مورد یکی از همکاران من سالها به دنبال چاقی بود و همیشه در محل کار دوبرابر من چیز می خورد و چاق نمی شد چند ماهی که من به فکر لاغری با ذهن هستم همکار من با نان خوردن با هر غذایی فقط می خواسته ۵ کیلو چاقتر بشه من بارها بهش تذکر دادم چاق شدن خیلی راحتر از لاغر شدنه ولی او قبول نمی کرد، ولی متاسفانه در سه ماه ۲۰ کیلو چاق شده و الان میگه من نمی خواستم اینقدر چاق بشم و نمی توانم جلوی خوردن خودم را بگیرم بقدری تنبل شده که چند بار دورهمی با همکاران رفتیم قدمی پیاده روی نکرد و گفت عرق میکنم و نفسم بند میاد و با ماشین تا مقصد آمد ومن از ماشینها تا مقصد را رفت و برگشت پیاده آمدم و چقدر هم خوش گذشت و اصلا نفس نفس هم نزدم و چقدر خوشحال شدم که سبک شدم و حالا میفهمم که چاق بودن واقعا تنبلی را بهمراه داره چون وزن زیادی را باید حمل کنیم و این کار را دوست نداریم امروز رفتم بیمارستان ملاقاتی یکی از آشنایان ۲ طبقه را پیاده رفتم بدون نفس زدن و چقدر خوشحال شدم که در صف افرادی که برای آسانسور هستنددیگر نیستم و چقدر متناسب شدن خوبه و ما از آن بی بهره بودیم انشاالله با کمک استاد تا سرزمین لاغرها را روز به روز طی می کنیم و جزء شگفت انگیزان و افراد متناسب می شویم و از خداوند سپاسگزارم که در این مسیر هستم و هرروز احساس من خوب و عالیه
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر
امیدوارم هرگز از یادگیری تناسب ذهنی خسته نشید
دوستان من یادگرفتم که مراحل چاق شدن به این صورت هستش :
۱_به مرور زمان افکار چاق کننده از طریق اطرافیان و رسانه ها و…به ما منتقل شده.
(که تو خونه ی ما همیشه حرف از این بوده که چه موادی چاق کننده هستن چه موادی لاغر کننده،
همیشه با ترس هر موادی رو مصرف کردیم،همیشه نگران بودیم،
من خودم قبل ازدواج واقعا منتظر بودم که بعد ازدواج چاق بشم،منتظر بودم که دوران بارداری واقعا چاقم میکنه،
یا ورزش رو که ترک کنم حتما چاق میشم،باورهای اشتباه زیادی داشتم،همیشه میگفتم تعداد سلولهای چربی ساز ما از سلول های چربی سوزمون بیشتره :))
این فکر رو به اطرافیان چاقم هم منتقل کرده بودم،
این فکر باعث میشه که ما از بلایی که سر جسم مون آوردیم شونه خالی کنیم و بگیم که اصلا تقصیر ما نیست،
خدا ما رو اینجوری خلق کرده )
۲_در این مرحله صحبت کردن در مورد چاقی ،مشکلاتش ،نگرانی و ترس از چاقی.
۳_تغییر رفتار ما ، عادتهای چاق کننده و تمایلات درونی ما.
بعد که رفتار ما همسو میشه با افکار ما ،
کم کم جسممون تغییر میکنه و چاق میشیم.
پروسه لاغر شدن نیز به این صورته که ما اول از طریق آشنایی با سایت مطالب مربوط به لاغری رو یاد میگیریم
و افکار لاغر کننده وارد ذهنمون میشه،
بعد کم کم رفتار ما با توجه به افکار درست ، صحیح میشه،
بعد اون هم که جسم کم کم شروع به تغییر میکنه .
ممنونم استاد عزیز
سلام استاد
شبتون به مهر
بعد از پشت سر گذاشتن آمیکرون امشب تونستم به سایت بیام
با خوندن مطالب فوق کاملا متوجه کمی تغییر در خودم شدم
از زمانی که به سایت اومدم مدیت زیادی نیست ولی اتفاقی که در من افتاده این بوده که من با رها کردن رژیم و رفتن لحظه لحظه روی وزنه روند چاقی من کند شده
قبلا تا رژیم و رها میکردم ته تنها به وزن قبلی بلکه چند کیلو هم اضافه می شدم
ولی الان با خوندن مطالب و گوش دادن به ویس های شما دیگه زیاد نشدم
خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و از استرس چاق شدن رها شدم
خوشبختانه در این ۵۲ روز که به جمع شما پیوستم بدون رژیم وزنم از ۱۰۷ به ۱۰۳ رسیده
ممنونم از شما
نشان های دریافت شده
سلام و درود ، عرض ادب و احترام
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
استاد چقدر خوب مراحل لاغری با ذهنو به شکل فشرده بیان فرمودید…… و برای جا انداختنش از مراحل چاق شدن آدما حرف زدید …….برداشت من از این فایل اینه که ابتدا افکار چاق کننده از طریق خانواده ،جامعه و رسانه ها وارد مغز و ذهن شنونده میشه و بر اثر تکرار به شکل باور پایدار در می آد و هر کدوم از این باورها به صورت تله های ذهنی عمل می کنن ، افراد چاق در اون گیر میفتن و در زمان خاص خودشون فعال میشن ….
مثلا یکفردی رو در نظر بگیرید که در سن ازدواج نیست و چند سالی مونده به اون مرحله برسه بارها میشنوه که هر کی ازدواج کنه چاق میشه و بعد کسانی رو می بینه که قبل ازدواج لاغر و یا کاملا متناسب بودن اما چند ماه بعد ازدواج چاق شدن …..و حتی شنیده که به اون شخص گفتن فلانی ازدواج بهت ساخته ها چاق شدی …. شنیده ها و دیده ها در مورد چاق شدن بعد از ازدواج، تشکیل یک نیوفولدر چاقی در مغز میده که به محض ازدواج این فرد فعال میشه و فرد رو می بره به سمت رفتارهای چاق کننده مثلا پرخوری که به اشتباه بهش اشتها گفته میشه ..
پس چی شد ؟
ابتدا به ساکن افکار ، شنیده میشن یا خونده میشن و نمونه های ثابت کننده اون افکار دیده و شنیده میشن اینمیشه مرحله اول و دوم چاق شدن و این در حالیه که فرد متناسب و لاغره …در اینمرحله فرد با دیگران وارد صحبت هم میشه ….از اینکه چه چیزایی و چه رفتارهایی باعث چاقی میشن …..حتی هم میشنوه هم باور می کنه هم خودش اونارو تکرار می کنه و در مواجه شدن با دیگران میگه که مثلا خوراکیا و غذاها دو دسته هستن چاق کننده و لاغر کننده و بعد ممکنه از نگرانی ها و ترسهاش بگه درباره چاق شد……. اینا مراحل قبل از چاق شدنه …….
مرحله بعد که خودبخود و اتومات انجام میشه تغییر رفتارهای فرد از لاغر کننده به چاق کننده اس که به دلیل تکرار این رفتارها فرد روی غلتکچاقی میفته…… و البته این رویداد نشون میده چاقی ذهنی اتفاق میفته …. اگر قرار باشه یه روزی آدمایی که دوست دارن از لاغری مفرط خارج بشن و چاق بشن اسمش می شد دوره چاقی با قدرت ذهن ……
که خوشبختانه با آگاهی های عصر جدید از تعداد لاغرهایی که تمایل به چاق شدن دارن کم شده و طرزفکر این افراد مورد انتقاد قرار می گیره ….. مثلا من به خواهر آخریم خیلی میگم که فاطمه هی تقلا نکن از این دکتر به اون دکتر از این باشگاه به اون باشگاه بری که مثلا حجم بگیری یه چند کیلو چاق بشی …دست بردار از این تمایل غیر عقلانی ، چندسال بعد پشیمون میشی …مگه من تا سی سالگی اونقدر لاغر نبودم حالا که ۵۴ سالمه با ۱۵ کیلو شایدم ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم رنج می برم و آرزومه مثل تو کمر باریک و شکم تخت بشم و به آرزوی بیست ساله ام برسم …ول کن این افکار و رفتارهارو ….اینقدر بخاطر اینکه چاقتر بشی این پودرا وقرص هارو نخور …….ولی اون فقط می خنده میگه نه بابا منچاق بشو نیستم نگران نشو مگه نمی بینی به هر دری زدم نشده که نشده …..گفتم بالاخره این دکتر طب سنتی که چند جلسه پیشش رفتی چی بهت گفت ؟
گفت بهم گفته خانوم شما تا ۴۰ سالگی نمی تونی چاق بشی …باید ۱۰ سال ۸ سال دیگه به انتظار بشینی …
گفتمحرفشو باور کردی گفت آره …..گفتم همین انتظاره چاقت می کنه خیالت تخت ….انسان منتظر هر رویدادی باشه چه خوب چه بد اون اتفاق خواهد افتاد ….
گفتم سعی کن حرف این دکترو فراموش کنی چون پشیمون میشی …گفتم من از ۲۰ سالگی تا ۳۰ سالگی انتظار کشیدم برای چاقی و این اتفاق افتاد چون بارها مامان بهم گفت تو مث خودمی از سی سالگی چاق میشی چون تا اون موقع بچه هات بزرگ میشن این همه تحرک و بشینپاشو و دق و سق تموم میشه بعد دیگه هر چی بخوری میشه گوشت تنت …. الان هر چی برنج بخوری ،نون بخوری چربی و شیرینی هم که بخوری فایده نداره ….
گفتم فاطمه من با قدرت ذهنم چاق شدم تو هم با همین قدرت چاق میشی …به خدا تو الان خوبی اگر میگی دوست دارم چاق بشم که چروک روی شکمم که بعد زایمان افتاده صاف بشه سینه هام خوش فرم بشه به خدا براحتی با دوتا عمل زیبایی اینا درست میشن نچسب به چاقی واسه اینکه خوش تیپ بشی …ممکنه یه چندسالی از تیپت و حجم بدنت خوشت بیاد و همه چی عالی و بی نقص به نظر بیاد ولی همین حس خوب و خوشحالیت می برتت به سمت اضافه وزن دیگه نمی تونی جلوشو بگیری پس فردا کاسه چکنم دستت می گیری ……
ولی متاسفانه اصلا حرفامو نمی پذیره که خیلی جای تاسف داره ……بگذریم
عینا همینمراحل در لاغر شدن اتفاق میفته منتها به شکل معکوس.
یعنی ابتدا ما از طریق ثبت نام در سایت تناسب فکری و سپس از طریق مطالب آموزشی دوره ها وارد مرحله اول لاغری میشیم …….
افکار لاغر کننده ،وارد ذهنمون میشن ….با آوردن مستندات و نمونه ها به ما ثابت میشه که ذهنی چاق شدیم پس ذهنی هم می تونیم لاغر بشیم …..
خوب اینارو یاد می گیریم اما چون کسی رو پیدا نمی کنیم در مورد این یافته ها صحبت کنیم به تجربه از استاد و توصیه و تاکید ایشون به نوشتن شروع می کنیم با خودمون حرف زدن …..نوشتن یکجور حرف زدن با خوده …..ما نیاز داریم که در مورد افکار و رفتار لاغر کننده از طریق نوشتن با خودمون حرف بزنیم …..یک راه دیگه حرف زدن با دوستانمون در سایت از طریق ایمیلها و دیدگاهها ……اینم روش خوبیه ….منتها دوستان در این زمینه خیلی فعال نیستن …ولی من دارم سعی خودمو در این زمینه می کنم ……
اگر متوجه شده باشید تصویر و اسم من در کانال تلکرام سایت ، در لیست همیاران هر هفته داره ثبت میشه اکثرن به عنوان نفر اول …….
البته من دیدگاه فنی هم زیاد دارم ولی نمی دونمچرا یه چند هفته ایه اسمم در لیست بچه های نویسندگان مدال فنی در تلگرام از سوی استاد ثبت نمیشه ……..اینم یه دلخوشی واسه منه ..که دلم خواست این گلایه ارو اینجا خدمت استاد مطرح کنم ….بگذریم
فعلا من در قسمت مرحله دوم لاغری ام …..وقتی بعد از ۸ ماه که در قسمت عمومی و رایگان سایت فعالیت کردم دلم اصلا آروم و قرار نداشت دایم می گفتم خوش به حال اونایی که دوره ورود به سرزمین لاغرهارو خریدن و دارن منظم جلو میرن ….همه اش فکر می کردم تا دوره نخرم لاغر نمیشم حتما اونجاها یه حقایقی هست یه اطلاعات و آگاهی هایی هست که تا من اونارو یاد نگیرم خبری از لاغری ذهنی نخواهد بود ..
به لطف خدا در اواخر بهمن ۹۹ پولش براحتی فراهم شد …..ولی با شروع اسفند و خانه تکانی نشد که دوره ارو شروع کنم از ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ شروع کردم تا اواخر هفته پنجم بی وقفه جلو اومدم و انصافا لذت بردم و کلی تغییرات فکری و روحی داشتم و هر روز خوشحال بودم که روزبروز آگاهتر میشم و زندگیم در حال تغییر و تحوله …..که ناگهان مشکلات و ناراحتی های زندگی دخترم گریبانمنو گرفت و سه ماه تمام در آموزشها وقفه افتاد و من طی این زمان کلا با سایت و دوره خداحافظی کردم همه چیو بوسیدم گذاشتم کنار و کلا حس و حالم به همریخت و نهال لاغریم لگد کوب و بی رمق شد …اما بعد از سه ماه که مشکلات تا حد زیادی فروکش کرد من به خودم اومدم و دوباره ادامه دوره ارو از هفته ششم شروع کردم و بعد به اشتباه خودم پی بردم که نباید تحت هیچ شرایط بین آموزشها وقفه بیفته و کار تعطیل بشه ....
به هر سختی هست نباید خط پی گیری قطع بشه آموزشها از هم گسسته بشه …. البته با تمام فراز و نشیبها ،
نتیجه ای که گرفتم کم شدن دو سایز و تغییر بسیاری از افکار و باورهای غلطمه و همچنین در سطح رفتار تغییراتی به شکل خودبخود در خودم می بینم مثلا یکسری از رفتارهای غذاییم در مهمانی ها عوض شدن …
مثلا دیشب خانه یکی از اقوام مهمان بودم ..صاحب خونه یک خانومیه که اضافه وزن داره و بخور و خوش خوراک و بسیار مهمان نوازه و اصرار داره با انواع خوراکی ها از مهمانش پذیرایی کنه …..
پشت سر هم می آره می چینه جلوت میگه تو رو خدا بفرمایین ……..
رفتار خودمو زیر نظر گرفتم دیدم می تونم به خودم نمره مثبت بدم …
از همه اونچیزایی که آورد نخوردم از بعضیا به مقدار کم برداشتم ولی حواسم بود کهدارمچکار می کنم …آخر سر کیک آورد برداشتم کنار گذاشتم تشکر کردم گفتم بعدن می خورم که خوب دو ساعت بعد خوردم …
ولی یه جا به خودم نمره منفی دادم سر سفره ، پنج نوع غذا بود هر کار کردم که مثل متناسبا فقط یکنوع رو انتخاب کنم و همونو بخورم نتونستم از هر پنج نوع یه مقدار برداشتم مثلا یه تیکه کوکوسبزی ، دوقاشق حلوا ، سه قاشق میرزاقاسمی ، یه بشقاب متوسط آش رشته و چند قاشق سالاد ماکارانی ….
بعد از اینکه از همه چی مزه چشی کردم و خیالم راحت شد به خودم گفتم اگه همه اینارو قبل اینکه بخوری کنار هم توی یه دیس میذاشتی می فهمیدی بیش از نیازت هست ..اما چون کم کم برداشتی خوردی به چشم نیومد …..
شام ساعت ۶ خوردیم ….می دونستم ساعت ۱۲ قبل خواب حتما گشنه ام میشه …همینم شدولی به خودم گفتم تو سر سفره کمی زیاده روی کردی مطمین باش می تونی به حس گرسنگی الان خودت غلبه کنی وچیزی نخوری و بخوابی … خوشبختانه حرفام در خودم احساس قدرت ایجاد کردو خوابیدم ….
الانم که همه خوابن گرسنه ام شده ولی صبر می کنممیزبان بیدار شه و من مشغول نوشتنم ….مشغول حرف زدن با خودم درباره لاغری و تناسب …هنوز فایل صبحگاهیمو گوش نکردم ….
میرم که گوش بدم و بعد میثاق نامه امو بخونم و بعد فایل ۵۲ از درس یکشنبه هفته هفتم رو از روی چکنویس وارد دیدگاه و نظرات کنم …
برگه شرح ایستگاههای لاغری رو با خودم آوردم که بخونم….
به خودم تبریک باید بگم که کم کم وارد مرحله تغییر رفتار شدم که این مرحله نویدبخش تغییرات جسمانی است ….
همه شمارو به خدا می سپارم
جمعه آخر بهمن ۱۴۰۰
سلام و درود بر استاد نازنین و گرامی
من باور دارم و شاید باید بگم اطمینان دارم با تغییر افکارم میتونم لاغر بشم و این قضیه برام خیلی خیلی منطقی هست.چون بارها دارم در طول روز نمونه عینی همین حرفها رو میبینم برای همین قبول دارم در گذشته از همین طریق چاق شدم یعنی اول افکار من تغییر کرد و من نگرشی جدید به خودم و چاقی داشتم یعنی کلی تعریف جدید در مورد مواد غذایی و …پیدا کرده بودم و کلی تعریف در مورد جسمم داشتم که سوخت و سازم پایین هست و یا اینکه چون زایمان کردم و ازدواج کردم چاق هستم .و بعد از اینکه حجم افکار منفی در ذهن من در مورد چاقی زیاد شد من شروع به صحبت کردن در مورد چاقیم با خودم و بقیه کردم و مرحله ی بعد که کاملا اتوماتیک هست. تغییر رفتارها ی من هست و تمایلات من هست یعنی رفتار من با افکار من هم جهت میشه وو شروع به تغییر میکنه دقیقا من در زمانهای مختلف با تغییر نگرشم چاقی رو تجربه کردم که چون ازدواج کردم طبیعی چاق بشم که چون باردار هستم طبیعی چاق بشم که چون دارو میخورم طبیعی که چاق بشم و چاق هم میشدم و نکته ی جالبش این هست که افراد چاق در مورد اون مواد غذایی که فکر های وحشتناکی دارند و از اونها میترسند رفتار و تمایلاتشون خیلی تغییر میکنه یعنی ولع خوردن اونها به اون چیز بیشتر میشه و این پروسه ی چاقی همه ی افراد هست .
و اما حالا در سایت پروسه ی لاغری دقیقا بر عکس همان پروسه ی چاقی هست یعنی اول افکار لاغری در ذهن خودمون با این فایلها ی دوره ایجاد میکنیم و مرحله ی بعد که ما در باره ی چاقی با بقیه و یا خودمون صحبت میکردیم بود اما در لاغری چون کسی نیست که با اون در این زمینه حرف بزنیم باید از نوشتن در سایت استفاده کنیم که خیلی مهم هست اما شاید بگید که ما برای چاقی هیچ وقت تمرین ننوشتیم و چاق شدیم بله درسته چون ما به جاش حرف زدیم پس باید برای لاغری هم بنویسیم ممکنه من در گذشته با کسی در مورد چاقی حرف نزده باشم ولی همینکه در ذهنم با خودم اون افکار رو مرور کردم بازم باعث شده من چاق بشم پس با نوشتن کامنت افکار مثبت رو در ذهنم مرور میکنم .
تغییر افکار و رفتار و تغییر تمایلات با این آموزشها مرحله به مرحله در ما به وجود میاد .پس باید صبور باشیم و عجله نکنیم و مرتب خودمون رو داخل آیینه چک نکنیم و اینقدر به چاقی توجه نکنیم تا چاقی ازبدن ما خارج بشه کاری که هنوز خودم در اون ضعف دارم و باید مهارت کسب کنم .
من عاشق اومدن در سایت و کامنت نوشتن هستم من مدتها هست دارم در این سایت با آموزشهای اون خودم رو متناسب میکنم و اتفاقا امشب من تعدادی مهمان برای خواب دارم و امروز از صبح در گیر همین کارهای مهمانی بودم ولی الان که ساعت یک و نیم شب هست اونها رو دیگه گذاشتم و من اومدم برای خودم تمرینم رو در سایت انجام بدم چون با این کار افکار مثبت در ذهنم مرور میشه و من بهتر تغییر میکنم و اما بگم هر دو مهمان من بسیار لاغر هستن و مرتب به رفتار اونها توجه دارم و باید بگم هیچ کدوم. ازاونها در اوج گرسنگی از یه ساندویچ بیشتر برای شام نتوست بخوره و اما باید بگم بدون ترس در هر زمانی حتی حالا که ساعت دو شب هست هر مقداری دلش بخواد خوراکی میاره. و میخوره و اما یکشیون که گفت گرسنه هستم دوباره ساندویچ درست کرد اما نتو نست بیشتر از دو لقمه از اون رو بخوره و دیگه به خوردنش ادامه نداد و یا اینکه دلستر اصلا دوست نداشتن و نخوردن و یا اینکه همش در این مهمانی و این دورهمی برای لذت بیشتر به دنبال خوردن نیستن با وجود اینکه همه چیز در اطراف اونها هست و اما بیشتر به دنبال مرور خاطرات با اطرافیان و دیدن فیلم و عکسهای قدیمی و یا اینکه تلویزیون دیدن و خندیدن و … هستن و اصلا توجهی به اینکه کجا هستن و یا چه مواد غذایی هست و یا فلان خوراکی هست که خیلی اون رو دوست دارن و… ندارن و راحتن و فقط دارن به موقع به نیاز جسمشون اگر گرسنه بودن پاسخ میدن . من عاشق. این رفتارهای درست افراد متناسب و اندام های متناسب اونها هستم و این رو هم بگم که اونها خیلی لباسهای زیبا و رنگی به تن دارن و با آزادی کامل در لباسها و در فعالیت و در خوردن و … دارن زندگی میکنن که من به شدت اونها رو تحسین و تشویق میکنم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد خوبین؟
ممنونم بابت فایل یادآوری مراحل لاغر شدن .لاغر شدن درست مثل چاق شدن هست ولی حالت کاملا معکوسش .استاد عزیز اول فایل در مورد دیدگاه فرد متناسبی در باره تحرک وپشت میز نشینی گفتین ولی آخرش یادتون رفت بگین من از اول فایل منتظر شدم آخر فایل بگین ولی یادتون رفت ممنون میشم برای ما هم بگین.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام به استاد روشن و دوستان همراه
بازم مثل همیشه فایل بسیار عالی چون من چند نکته از آن را تجربه کردم .
اینکه زندگی بر مبنای احساس خوب ما تغییر می کند را تجربه کردم و متوجه شدم هیچ وقت جهان برای ما تغییر نمیکند تا وقتی خودمان تغییر نکردیم این را در روابط با همسرم دیدم وقتی افکار و رفتار من تغییر کرد آرامش را در زندگیم احساس میکنم ،شادی ،خنده و خیلی چیزهای دیگه .حالا برگردیم به چاقی و لاغری اول از چاقی شروع کنیم .پروسه چاقی ۳ بخش است
بخش اول افکار چاق کننده که طی چندین سال از طریق شنیده ها و دیده ها که وارد دهن ما شدند که اگه چاق بشی خوشکل تری من خودم همیشه این فکر تو ذهنم بود و یا ادمهای چاق قویتر هستند مریض نمیشن و خیلی حرف های دیگه اینها همه تو ذهن ما ذخیره شده بودن
بخش دوم صحبت کردن در مورد چاقی من خودم وقتی مجرد بودم از خیلی جاها فهمیدم که ازدواج کنی چاق میشی ،بارداری چاق میکنه و بعد از اینکه شروع کردم به چاقی هر جا میرسیدم صحبت چاقی بود که چکار کنم از چه راهی برم که لاغر بشم و یا چاقتر نشم و نتیجه هم همش چاقی بیشتر بود .
بخش سوم هم که تغییر رفتار و افکار ما در مواجه با مواد غذایی که خوردن چاق میکنه و افکار ما کاملا چاق کننده میشه و برای افراد چاق رفتارشان به مواد غذایی تغییر میکند که فکر میکنند آن مواد غذایی چاق کننده هستند .
و پروسه لاغری درست معکوس پروسه چاقی هست
افکار متناسب کننده در مرد لاغری از طریق فایلهای آموزشی فیلمهای خوب و مستند های خوب .
و چون در مورد لاغری ما کسی نیست که باهاش صحبت کنیم چون تا دلت بخواد افراد با افکار منفی دور بر ما هست پس بنابر این ما از طریق نوشتن در سایت و دفترچه یادداشت خودمون و یا از طریق ح ف زدن و زمزمه افکار لاغر کننده این پروسه را انجام میدیم و بخش سوم و آخر هم که لاغری خود به خود انجام میشه .
استاد آخر این فایل فرمودند که لاغر شدن آسانترین کار دنياست ولی ماندن در مسیر لاغری خیلی سخته
چرا الان من خاطره ای از دیشب که جایی بودم چند نفر دور همی یکیشون بهم گفت فلانی چند روز پیش یه فیلم دیدم که شما تو اون فیلم بودید حالا اون فیلم مال کی بود ۱۸ سال پیش گفت چقدر چاق و خوشکل بودی
چقدر چاقی بهت میومد الان خیلی لاغر و زشت شدی لاغری هیچ بهت نمیاد و خلاصه من هیچ حرفی بهش نزدم فقط گفتمش اون مال قدیم بود همین
اما من چندین باره این اتفاق برام افتاده و کوچکترین خللی در درون من بوجود نیامد من مسیرم را انتخاب کردم و تا زنده هستم در این مسیر باقی می مانم .
از شما هم ممنونم استاد
سلام دوست خوبم یادم سالها قبل خواهرم که خیلی جوان و زیبا بود به یک خانمی که ۱۵ سال ازش بزرگتر بود گفت یکم چاق شین تا صورتتون قشنگ تر بشه اون دستش روی شکمش گذاشت و گفت نه این میخوام و بعد با اشاره به صورتش نه این اون موقع که من بچه بودم با خودم گفتم به زیبایی خواهرم حسودیش شده و داره به چاقیش طعنه میزنه الان اون خانم لاغر همچنان لاغر و فکر کنم حدودا پنجاه بیشتر باشه و ماشالله مثل یک دختر بچه ۱۴ ساله فرز و تندرست و چنان تیپ های لاغری میزنه و اتفاقا صورتش هم خیلی خوب مونده
متاسفانه بعضی آدما وقتی موفقیت افراد رو میبینن،، شروع به تخریب کردن میکنن، به خصوص در لاغر شدن منم این اتفاق رووتجربه کردم