همهی ما چاقها یه مسیر مشترک رو رفتیم تا برسیم به این اضافهوزن 📈🍟
مراحل چاق شدن تقریباً برای همه یکیه، اما برای لاغر شدن هرکسی یه راه سخت و متفاوت رو در پیش می گیره 😣🌀
برای همینه که چاق شدن راحته، ولی لاغر شدن؟ سخت، پرهزینه و گیجکننده!
این قسمت درباره اینه که ببینیم دقیقاً چطور چاق شدیم و چجوری میشه راهو برعکس رفت… 🔄👣 و لاغر شد.
شباهتهای پنهان، تفاوتهای آشکار!
بیش از سیوپنج سال از عمرم رو با اضافهوزن زندگی کردم. یک زندگی پر از رژیمهای جورواجور، ورزشهایی که فقط به درد زجرکشیدن میخورد، و امیدهایی که با هر وعدهی غذایی بیشتر کمرنگتر میشدن. 😞

توی اون سالها، یه احساس عجیب داشتم: از آدمای لاغر خوشم نمیاومد!
فکر میکردم مغرورن، خودشونو میگیرن، و ما چاقها رو ضعیف و بیاراده میدونن.
اما وقتی با یه آدم چاق دیگه همصحبت میشدم، انگار قلبم آروم میگرفت. 🤝
بهخصوص اگه اون فرد از من چاقتر بود، دیگه خیالم راحت بود! 😅 میگفتم: «خب من که اینقدر چاق نیستم، پس اوضاع هنوز خیلی وخیم نشده!» و راستش، از درد و دل کردن باهاش لذت میبردم.
چون میدونستم اونم مثل من، همون مراحل چاق شدن رو قدمبهقدم طی کرده؛ با همون حسها، همون شکستها، و همون تلاشهای نافرجام…
🎯 نکتهی جالب اینجاست: وقتی با یه آدم چاق صحبت میکنی، انگار داری با نسخهای از خودت روبهرو میشی.
- اونم سالهاست با اضافهوزن دستوپنجه نرم میکنه.
- اونم فکر میکنه چاقیش ارثیه.
- اونم میگه «چیزی نمیخورم ولی چاق میشم!»
- اونم از رژیم گرفتن خستهست…
و من؟ احساس میکردم تنها نیستم. چون هر چی بیشتر با این افراد حرف میزدم، بیشتر متوجه شباهت عجیب مراحل چاق شدنمون میشدم. ولی یه چیزو هیچوقت نمیدیدم…
💡 هیچوقت به این فکر نمیکردم که شاید منم مثل همون فرد، دارم همون مسیر رو طی میکنم… و اگه حواسم نباشه، چند سال دیگه ممکنه از اونم چاقتر بشم!
در حالی که واقعیت این بود: منم هر سال نسبت به سال قبل چاقتر شده بودم. اما باز، وقتی یه نفر چاقتر از خودم رو میدیدم، ته دلم خوشحال میشدم و میگفتم: «خب، هنوز به اون اندازه نرسیدم!» انگار چاقی یه مسابقهست و من هنوز چند قدم عقبترم!
🔁 حالا که برمیگردم و نگاه میکنم، متوجه یه حقیقت تلخ و پنهان میشم:
همهی ما چاقها تو مسیر چاق شدن در حال حرکتیم.
بعضیهامون تندتر، بعضی کندتر. بعضیها یه ذره راه برگشت رو با زور رژیم و ورزش میان، ولی خیلی زود برمیگردن سر جای اولشون، تازه درگیر عوارض رژیم گرفتن هم میشن.

🤔 چگونه چاق شدیم؟! | بررسی واقعی مراحل چاق شدن
اگر از هر فردی که اضافه وزن دارد بپرسید «چی شد که چاق شدی؟»، احتمالاً یکی از این جوابها رو میشنوید:
- 🧬 «ژنتیکه، همه خانوادهمون چاقن!»
- 😖 «عصبی میشم، پرخوری میکنم!»
- 🐌 «سوخت و ساز بدنم کمه!»
- 🛋️ «تحرکم کمه، ولی تقصیر خودم نیست!»
و خیلی دلایل دیگه که بیشتر شبیه به توجیه هستن تا حقیقت…
اما اگه یه نگاهی به ذهن خودت بندازی، اون روزایی که هنوز با سایت تناسب فکری آشنا نشده بودی، یادت میاد که تو هم شاید همین دلایل رو باور داشتی، نه؟
📌 و همین طرز فکره که باعث میشه همه افراد چاق، دنبال «روش» باشن برای لاغر شدن…
رژیم فلان 🍽️ دمنوش بهمان 🍵 ورزش خاص 🏋️ قرص و دارو 💊
تا بعداً بتونن بگن: «من با فلان روش لاغر شدم!»
اما واقعاً با اون روش لاغر شدن؟ یا با تغییراتی که در ذهنشون شکل گرفته؟! 🤯
🤷♀️ مسئولیت رو قبول نمیکنیم
بیشتر ماها اصلاً نمیدونیم که لازمه مسئولیت چاق شدنمون رو بپذیریم. فکر میکنیم یه اتفاق خارجی باعثش شده.
و جالب اینجاست که حتی اگه یه مدت لاغر بشیم، باز هم دلیلش رو «روش» میدونیم. برای همین دائم نگرانیم که نکنه دوباره چاق بشیم! 😰
اما یه فرد لاغر اگه ازش بپرسی چرا لاغری؟ میگه:
🧬 «ژنتیکمه!» یا 🤷♂️ «من اصلاً چاق نمیشم!»
درصورتی که دلیل اصلی اش اینه که هیچ فرمول ذهنی درباره چاقی در ذهنش وجود نداره.

🧠 کشف تنها راه لاغری واقعی در جهان!
اگه یه کم با دقت به مراحل چاق شدن خودت فکر کنی، متوجه یه نکته جالب میشی: همه ما با اینکه توی فرهنگها، کشورها، خانوادهها و شرایط خیلی متفاوتی بزرگ شدیم، ولی تقریباً به یک شکل چاق شدیم!
🤔 بیاید با هم مرور کنیم:
- 📍 محل زندگی ما فرق میکنه
- 🍜 تنوع غذاهامون فرق میکنه
- 🧭 سبک زندگیهامون فرق میکنه
- 🎭 فرهنگهامون زمین تا آسمون فرق داره
- 🚶♂️ سطح تحرک و فعالیتهامون متفاوته
ولی… نتیجه یکیه: چاقی!
💡 این یعنی ربطی به غذا و تحرک و محیط و ژنتیک نداره. موضوع از یه جای دیگه شروع میشه… از ذهن!
🤯 شباهت جهانی در مراحل چاق شدن
از هر فرد چاق در هر جای دنیا بپرسی، واکنشهاشون به یهسری موقعیتها تقریباً مشابه همدیگهست.
🍹 ازش بپرس: «بین آب و نوشابه کدومو انتخاب میکنی؟»
احتمال زیاد نوشابه یا شربت یا یه نوشیدنی شیرین انتخاب میکنه.
🎂 بپرس: «اگه تازه غذا خورده باشی و یه نفر شیرینی تعارف کنه، برمیداری؟»
بیشترشون با لبخند جواب میدن: «حتماً!»
📆 بپرس: «مسافرت رفتی چاقتر نشدی؟!»
میگه: «چرا… مخصوصاً تو تعطیلات!»
❗ یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی چاقی بین همه ما مشترکه! و همین فرمول ها باعث میشن که افراد چاق همیشه احساس گرسنگی داشته باشند!
همه ما مراحل چاق شدن ذهنی مشابهی رو طی کردیم. ذهن ما بدون اینکه بفهمیم، الگوهای چاقکنندهای ساخته، ذخیره کرده و تکرارشون کرده. 😵💫
🧩 ذهن؛ تنها قطعه مشترک پازل مراحل چاق شدن
ذهن تنها بخشی از وجود ماست که شکل نداره اما همه چیزو شکل میده!
🌧️ یکی از صدای بارون لذت میبره، یکی دیگه کلافه میشه.
👶 یه بچه از بستنی خوشش میاد، یکی دیگه دوست نداره.
⬅️ ذهن ما بینهایت شکلپذیره و این یعنی با هر آموزش یا تجربهای میتونه تغییر کنه.
و حالا معما حل میشه:
همه افراد چاق، در واقع فقط مراحل چاق شدن ذهنشون رو طی کردن.
🔁 همه ما چاق نشدیم؛ چاق شدیم!
چاقی ناگهانی نیست؛ یه مسیر داره. مثل خیلی از انسانها که چند سال پیش متناسب بودن و الان چاق شدن…
یا خود تو که شاید قبلاً اضافه وزن نداشتی ولی الان داری… این یعنی چاق شدن، یه روند تدریجی و ذهنی بوده.
تو هم مراحل خاصی رو طی کردی که تو رو به اینجا رسونده.
و خبر خوب اینه که…
لاغر شدن هم دقیقاً مراحل خودش رو داره!
✅ تنها کاری که باید بکنی اینه که مسیر مراحل چاق شدن رو برعکس بری.
✅ اون فرمولهای ذهنی چاقی رو بشناسی، اصلاحشون کنی، و فرمولهای لاغری رو فعال کنی.
🧭 تنها مسیر لاغری پایدار: 🎓 آموزش ذهنی
همه آدمای متناسب جهان، چه تو ژاپن چه تو مکزیک، یه چیز مشترک دارن:
🧠 ذهنی که فرمولهای چاقی توش نیست!
تو هم میتونی ذهنی متناسب داشته باشی.
💎 برای اولینبار در جهان، این روش بینظیر لاغری، با زبان فارسی در سایت تناسب فکری آموزش داده شده.
هزاران نفر از فارسیزبانان سراسر دنیا باهاش تونستن به تناسب ایدهآل خودشون برسن.
✨ اگه واقعاً دنبال لاغری پایدار هستی، وقتشه تو هم وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها بشی.
🚀 این روش نه رژیم میخواد، نه ورزش سخت، نه دارو، نه هیچی… فقط نیاز به ذهنی آگاه و آماده برای تغییر داره.
📌 پس اگر میخوای از شر تکرار مراحل چاق شدن نجات پیدا کنی، و اینبار وارد مراحل لاغر شدن ذهنی بشی…
با ما در تناسب فکری همراه شو! 💚
✍️ تمرین آموزشی: کشف مراحل چاق شدن 📖
اطلاع از مراحل چاق شدن به شما کمک میکند تا بهتر متوجه شوید که ذهن چگونه فرمان چاق شدن داده و بدن چطور آن را اجرا کرده است.
با همین منطق، شما میتوانید نسخهای برعکس از این روند بسازید و مراحل لاغر شدن ذهنی مخصوص خودتان را طراحی کنید 💡
هر فرد چاق با اینکه شباهتهایی به دیگران دارد، اما روند چاق شدن مخصوص به خود را دارد.
با آموزشهای لاغری با ذهن یاد میگیرید چطور این مراحل را کشف کرده و برای خودتان یک برنامه دقیق، دلچسب و لذتبخش برای متناسب شدن طراحی کنید.
📺 روش انجام تمرین:
- ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه درباره مراحل چاق شدن را کامل مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را با دقت ببینید 🎥
- در نهایت، به پرسشهای زیر به صورت انشایی و با مثال پاسخ دهید ✏️
❓ پرسشهای تمرینی
- 🤔 نگرش شما درباره شباهت مراحل چاق شدن خود با افراد دیگر چیست؟
- 🔍 بهنظرتان چرا افراد چاق با استفاده از رژیم و ورزش و دارو، باز هم لاغر نمیمانند؟
- 👥 آیا شما و افراد دیگر تجربهای مشترک از یک روش لاغری داشتهاید ولی نتایج نهاییتان متفاوت بوده؟ آن را شرح دهید.
- 📌 مراحل چاق شدن خود را با توجه به ویدیو نام ببرید و هر مرحله را توضیح دهید.
- 💪 مراحل لاغر شدن ذهنی که بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری تجربه کردهاید را شرح دهید.
💬 دعوت به گفتگو در بخش نظرات
حالا نوبت توئه! 👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه بنویس تا هم خودت آگاهتر بشی و هم به بقیه کمک کنی خودشون رو بهتر بشناسن 🌱
🔥 از کجا شروع کردی چاق شدن؟
🧠 کدوم فکرها و احساسات پشت اون تصمیمها بودن؟
⏳ و حالا با آگاهی جدیدت، اولین قدم برای لاغر شدن چیه؟
بنویس تا مسیر لاغری ذهنیات روشنتر بشه ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
افکار مناسب رو وارد ذهنم کنم مثلا بیشتر وقتم رو توی سایت بگذرونم که بهترین جاست برای ورودی های مناسب،مرحله ی دوم چون من کسی رو ندارم که درباره ی لاغری باهاش صحبت کنم پس بهترین گزینه اینه که من درباره ی لاغری بیام اینجا و بنویسم و قدم سوم هم خود به خود اتفاق میفته که واقعا این قدم سوم به راحتی داره برای من اتفاق میفته.نگرشم نسبت به غذا خوردن خیلی فرق کرده.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان که راه رسیدن به ایدهآل ها را برایمان روشن کرد.
سلام بر استاد عزیز و همه ی دوستان
من وقتی ذهنم چاق بود چاقی را خیلی بیشتر حس می کردم و بیشتر اذیت می شدم اون موقع در خوردن ولع داشتم خیلی ریزه خواری می کردم مدام درب یخچال را باز می کردم و دنبال خوراکی بودم گرسنه نبودم ولی یک صدایی مرتب میگفت یه چیزی بخور داشتم خفه میشدم ولی بازم میخوردم تا اینکه به لطف خدا وارد سایت تناسب فکری شدم و مسیر لاغری با ذهن را شروع کردم الان سبک هستم امروز دیدم در حین کار داره حالم بد میشه فکر کردم دیدم گرسنه هستم ولی قبلش اصلأ خوراکی ها منو صدا نزدن وبا وجودی که داخل آشپزخانه بودم فکر خوردن نبودم و خیلی خوشحال شدم و یک میوه رو دلچسب و بدونه ترس خوردم.ادم های چاق با روشهای گوناگون لاغر نمیشن چون همه با یک روش چاق شدن وبا یک روش هم باید لاغر بشن واین همان مسیر عکس چاق شدن هست ما باید افکار لاغری را با فایل ها و اطلاعات صحیح وارد ذهن خود بکنیم و از ورود افکار منفی و چاق جلوگیری کنیم اطلاعات صحیح باید از جای مطمئن باش و بعد هم در مورد لاغری صحبت کنیم بنویسیم تا افکار ما تبدیل به نگرش لاغری شود و بعد تمایلات ما تغییر میکند رفتار ما با افکار درست ما همسو میشود و در نهایت جسم ما که اصلاً توجهی به آن نداشتیم شروع به لاغر شدن میکند من قبلاً برای کاهش وزن با خواهرم پیادهروی زیادی را شروع کردم خواهرم وزن کم کرد ولی من نه اون بعد از پیادهروی خیلی خوراکی میخورد ولی من نمیخوردم ولی من لاغر نشدم چون فرمول های ذهنی من نادرست بود و ذهن من چاق بود و جسمم هم به آن توجه میکرد البته در پیادهروی همیشه صحبت از چاقی بود من در کودکی دچار شکستگی پا شدم و اطرافیان من همیشه انواع خوراکی های مقوی را به مقدار زیادی میدادند تا زودتر سرپا بشم واین آغاز خوردن زیاد بود بعد از ازدواج چون دخترم خیلی گریه می کرد همه میگفتن سریع غذاتو بخور تا بیدار نشده و این آغاز اشتباه خوردن بود موقع غذا دادن به دخترم مرتب خودم میخوردم تا اون هم بخوره چون کاهش وزن داشت و این آغاز پرخوری من بود و من همهی این بلا ها را خودم سر خودم آوردم و به امید خدا در این مسیر همه چیز متناسب خواهد شد
الان که خیلی عمیق تر به این موضوع فکر میکنم میبینم ک واقعن برای چاق شدن زمان زیادی رو صرف کرده بودم…هرچند ک اضافه وزن من فقط ۶ کیلو بود…و به قول خیلیا من اصلن چاق نبودم …ولی این چیزی نبود ک خودم میخاستم…من بدن سالم تر ،پر انرژی تر و فرز تری میخاستم بدون اینکه به خودم آسیب بزنم…ولی خب به هر حال من اون موقع این مسیر رو نمیشناختم…پس شروع کردم با روزی سه ساعت ورزش سنگین و رژیم غذایی سنگین تر…که برنج خوردن رو توی اون ترک کردم البته که ریزش موی شدید گرفتم و همچنان دارمش….حدود یک سال قبل ازینکه با این سایت آشنا بشم من توی بهترین حالت خودم قرار گرفته بودم ولی فقط از لحاظ جسمی…از لحاظ ذهنی هنوز همون نگرانی ها و همون تفکرات اشتباه رو داشتم…و بعد ازینکه برادرم رفت کلاس راهنمایی رانندگی و مربیش این سایت رو پیشنهاد کرد…بلافاصله بازش کردم و از محتواش استفاده کردم و واقعن به یه صلح و آرامش درونی رسیدم…واقعن ازتون ممنونم چون الان فقط تناسب اندام ندارم…من زیربنای ذهنی متناسب دارم و به پیرو اون به تناسب در همه ی موارد زندگیم رسیدم
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم….
خدا رو شکر خدا رو شکر. خدایا ممنونتم من با این سایت آشنا شدم. نه تنها در مورد لاغری بلکه در تمام موارد، مطالب این سایت به من کمک کرد. کنترل ذهن واقعا خیلی عجیبه. وقتی کسی کنترل ذهنشو یاد بگیره، می تونه هر کاری انجام بده. به تمام خواسته هاش میرسه. من حتی برای خواسته های کوچولوم هم از ذهنم کمک میگیرم. امروز اتفاقا وقتی ورزش میکردم شبیه شما مطالب سایت رو بلند بلند تکرار میکردم. چون میدونم وقتی صحبت کنم، قطعا می تونم زودتر لاغری با ذهن رو یاد بگیرم. من حتی در طول روز مطالب رو توی ذهنم مرور می کنم.
وقتی به گذشته برمیگردم، بعد باشگاه چند نفر به من گفتن بعد اینکه باشگاه رو کنار بزاری چاق میشی و من چاق شدم. البته من در ابتدا بعد ورزش میخوردم تا چاق بشم. ولی دریغ از یک کیلو اضافه کردن. حتی ماه اول حدود ۳ کیلو کم کردم. بعد چند ماه پرخور شدم. ولی خبری از چاقی نبود. بعد رها کردن ورزش، من روز به روز به وزنم اضافه شد. از یه جایی به بعد ترسیدم و رژیم رو شروع کردم و از اونجا به بعد بدتر شد. چند بار رژیم گرفتم. پیاده روی می رفتم . دارو خوردم. دمنوش. ولی هر بار بعد چند وقت رها میکردم. ولی اینبار حال دلم خوبه. تغییر هم کردم این مدت. مطمئنا من همیشه متناسب باقی میمونم. من حتی الان خودمو متناسب متناسب میبینم. ذهنم چاق نیست. افکارم درست شده. حسم به همه چی خوبه. ترس ندارم .دقیقا شبیه ۷ یا ۸ سال قبل شدم. زمانی که متناسب بودم ترس از خوردن نداشتم. همیشه اندازه نیاز بدنم میخوردم. ولی هیچ وقت حرص و ولع نداشتم. خیلی به غذا اهمیت نمیدادم. حتما نباید برای شام و ناهار تدراک میدیدم. ریزه خواری نداشتم و ساعتها سیر بودم. الان خدا رو شکر اندازه میخورم. ولی گاهی اوقات ناخنک به مواد غذایی میزنم. اونو سخت نمیگیرم. میدونم به مرور زمان و تکرار کردن، همه چی درست میشه
چقد با رژیم اذیت شدم. ساعتها گرسنگی کشیدم. بعد چند هفته که یه مقداری کم میکردم، دوباره شروع میکردم، به خوردن و بعد چند وقت هم وزن و بیشتر از وزن قبل برمیگشت….
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام .وقت بخیر دوستان و استاد روشن عزیز
مراحل چاق شدن چگونه بوده
من از سن جوانی چاقیم شروع شد بدون اینکه بدونم چی شد که چاق شدم اما از دیده ها و شنیده ها که میگفتن دختر به سن بلوغ برسه چاق میشه ازدواج کنه چاق میشه باردار بشه چاق میشه مکمل بخوری چاق میشی مشکل تیرویید داشته باشی
زیاد غذا بخوری ووووووو من همه ی اینا را باور کرده بودم و مطمئن بودم که طبیعی هست که چاق بشم و شباهت چاقی من با افراد چاق اینه چون همه ی ما اینا باعث چاقی خودمون میدانستیم و همه ی ما هم از روشهای مختلف زیاد و شبیه هم استفاده کردیم مثل رژیم ،ورزش کردن استفاده از داروهای چربی سوز و دمنوش خیلی روش دیگه و نتیجه نمیدیدیم چون چاقی از ذهن بود ما فقط جسم را تحت فشار قرار میدادیم .
مراحل چاقی ما از ۳بخش تشکیل میشه اول افکار چاق کننده بود و ما نگرشی که به خودمون داشتیم در مورد چاق شدن و باورهایی که داشتیم در ما نفوذ کرده بود و افکار چاق کننده در ما بوجود اومد
مرحله دوم صحبت کردن در باره چاقی که ما هر جا نشستیم صحبت از چاقی بود که چرا چاق شدیم چطور چاق شدیم چکار کنیم لاغر بشیم چی بخوریم لاغر بشیم و خیلی حرفهای دیگه و مرحله سوم تغییر رفتار ما که بطور خود به خودی صورت میگرفت و ما برای لاغر شدن این ۳ مرحله را باید بر گردیم یعنی از راهی که رفتیم دور میزنیم و بر میگردیم اینکه مواد غذایی چاق کننده نیست با توجه به افراد متناسبی که ازهمین مواد استفاده میکنند و لاغرهستن افراد مناسبی که ازدواج کردن باردار شدن افرادی که مکمل میخورن آما متناسب هستن و خیلی مسائل دیگه را ما نقض میکنیم و باور میکنیم که چاقی فقط از طریق ذهن هستش و هیچی دخالت نداشته تو این پروسه بجز خودمون با افکار و رفتار اشتباه که به ذهن دادیم و باعث چاقی ما شده و ما الان با استفاده از یادگیری لاغری با ذهن لاغری را به جسم خودمون هدیه میدهیم من هر روز خدا را شکر میکنم که به این سایت هدایت شدم و از خداوند و استاد روشن عزیز بسیار سپاس .
بنام خدای عاشق
خیلی با خودم کلنجار رفتم ک چ جوری متنو شروع کنم و چی بنویسم من امروز با وزن سه رقمی دارم ادامه میدم پرخوری میکنم افت میکنم بازم ادامه میدم من باور دارم ک میتونم لاغر شم و باید لاغر شم چون سهم من لاغریه من دارم کم کم فرمول ذهنمو تغییر میدم بجاش فرمول لاغری و متناسب بودن ت ذهن ذخیره میکنم من از استاد یاد گرفتم لاغری مثل ی بذره من عاشق پرتغالم و ت حیاط خودمون درخت پرتغال داریم چندروز پیش نگاه کردم پرتغال ها چقدر کوچولو ن و .بذر لاغر من الان خیلی کوچکه داره ت خاک بزرگ میشه تبدیل درخت شکوفه بعدش ی پرتغال خیلی تا ی بذر تبدیل به میوه بشه ومن عجله ی واسه لاغری ندارم قدم به قدم مسیر لاغری رو ادامه و من باید باید لاغر بشم و دنیای خودمو تغییر میدم و همه چی درون کنه ومن ایمان دارم ک میشه فرمول من تغییر پیدا میکنه من لاغری رو دارم آموزش میبینم
با سلام
مراحل چاق شدن
ورود افکار چاق کننده و فرمولهای ذهنی چاق
در مورد خودم واقعا همینطور بود . من از چاقی میترسیدم و این توی ذهنم بود که وقتی چند سال از ازدواج بگذره و بچه داشته باشی دیگه محاله بتونی به ظاهراً برسی و کنترلی روی ظاهراً داشته باشی و به قول معروف زنا از یه سنی به بعد خودشون رو ول می کنن ، حالا خود من بعد از بچه دومم و همزمان وارد سی سالگی شدنم با اینکه از لحاظ ظاهری تا حدودی به سرو وضع خودم می رسیدم و میتونستم اینطوری افکارم رو کنترل کنم اما در مورد چاقی کاری از دستم برنیومد و بلاخره افکار چاقی به ظاهر من غلبه کرد و من چاق شدم.
صحبت در مورد چاقی
وقتی دیدم وزنم اضافه شد و چاق شدم ،ظاهرم هم تغییر کرد ،انقدری که هر کس می دید سر صحبت در مورد چاقی با جمله چقدر چاق شدی شروع میشد و من دلیل چاقیم رو که در ذهنم از شیر گرفتن بچه بود عنوان میکردم .و کم کم روتین زندگیم شد و صحبت ها تغییر کرد که آره ما خانوادگی درشت و به قول خودمون شیرسوزیم.
و اینطوری چاقی در من تثبیت شد.
از وقتی هم که وارد سایت تناسب فکری شدم هنوز لاغری اتفاق نیفتاده اما با تغییر ورودی های ذهنم و فرمولهای لاغری در حال تغییر ذهنم هستم و ذهنم بیشتر به سمت لاغری اومده،ناخودآگاه بجای چاقی در مورد لاغری فکر میکنم و با مرور خاطرات دوران لاغری خودم رو بیشتر می شناسیم که چطور اون الگوها رو دوباره در ذهنم فعال کنم .
بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت سعادت و برکت ثروت و سلامتی و … هر لحظه جاری به زندگی شما استاد ارجمندو گرامی ،
استااستاد اول اینکه من از خدا و بعد از شما تشکر کنم واقعا،
و به خودم تبریک میگم بخاطر اینکه من الان نصف راه ۱۰۰ گام رو متعهدانه و منظم پیش رفتم،
و اصل آموزشهایی که یاد گرفتم در دو چیز میتونم خلاصه کنم: شجاع باش و ادامه بده و در کل:
باور کن خودت قدرتی و آسان ببین که میتوانی،
حالا برای همین شجاع شدن و ادامه دادن و باور قدرتمند با حس خوب و اومدید راهها معرفی کردید و مثالها زدید و روشها فرمودید مثل :
شناخت موانع و ترمزها و مسیرهای اشتباه و چاله های لیز خوردن ها ،مثل ترسو نگرانی و عجله داشتن و حس بد نا امیدی و باور نداشتن قدرت خودمون.
که میتوانیم با شجاعت با باور قدرت خودمون و با آرامش با حس خوب شکرگزاری ادامه دهیم
من میتوانم مسیر را تقسیم بندی کنم تا آسان و نزدیک شود و آرامآرام مدام در فضای لاغری میمانیم با نوشتن با خواندن با دیدن با شنیدن و همچنین خودمان را با اجرای کوچکترین تغییرات تشویق میکنیم و در ذهنمون نگه میداریم که بهتر بالاتر میتونم
نکات این فایل:
۱ورودی خوب به خودمون بدهیم از طریق جستجوی خودم در سایت تناسب با تغییر در ریشه افکارم منظور همان ایجاد عادات جدیدلاغریست و شجاع شدن نترسیدن و نگران نبودن و انتظار لاغری از قدرت ذهن خودمون داشته باشیم بامثالها و منطقهای زیاد و درست و و صلح با حتیچاقی خودمان منتهی بفرستیمش بدون قضاوت به فایلهای عقب ذهنمان و تطبیق انتظارمون با خواسته و ارزومون که نتیجه عالی میشود ۲تکرار افکار مناسب لاغری و صحبت کردن با خودمان از طریق نوشتن ۳ صبر داشته باشیم
پروسه چاق شدن:
۱)ورود افکار چاق شونده از طریق افراد و رسانه ها :طی سالها نگرش به خودت و چاقی به وجود آورده،تاثیر نگرش ما به مواد غذایی تتاثیرافکاری که بر جسم ما میگذارد
۲)صحبت کردن در مورد چاقی و نگرانی در مورد چاقی
۳)تغییر رفتار بصورت اتومات شروع میشه و تغییر رفتار غذایی و تمایلات ما و ر فتار با افکار ما همسو میشود و جسم هم چاق میشود و نکته:
رفتار غذاییشون در مورد غذایی تغییر میکنه که ازش بیشتر میترسن ولی بیشتر ازش میخورن.
پپروسه لاغری :
۱) از طریق ورود و ایجاد اگاهی های درست لاغری،
۲)از طریق صحبت کردن با خودمون از طریق نوشتن برای خودمان از طریق تکرار
۳)انتظار تغییر میکنه و با خواسته منطبق میشود و رفتار تغییر میکنه و نتیجه لاغری حاصل میشود.
نترسیدنترسیدن با شجاعت و تمایلات تغییر میکنه فکر و میل تغییر میکنه و رفتار تغییر میکنه یعنی چی میشه؟رفتار؟اینجا مهم که گل وجود خودشو نمایان میکنه.ریشه اش باور که نمیبینیم و رفتار گل و نتیجه دیدنی اون گیاه باور ذهن زیبای ماست،
و راحت و با آرامش و با قدرت و با حس خوب و آسان و متعهد با نظم پیش میریم.
لاغری آسانترین کار دنیاست و ماندن در این راه تعهد میخواد و صبوری و استقامت تا آخر عمر با استفاده از اینکه من مبدا و قدرتم همه چیزمدام باید از من شروع بشه هر روز هر لحظه ما همه با هم قدرتیم یک واحدیم مثل سیمرغ و در عین اینکه تک به تک قدرتیم و سی تا مرغیم..
خوشحالم با خدا و شما و دوستان هستم.
اکنون که از مراحل چاق شدن و لاغر شدن اطلاع پیدا کردید به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 51 :مراحل چاق شدن چگونه است
مراحل چاق شدن برای همه چاق ها به طور یکسان اتفاق میوفته و اصلا مهم نیست که فرد چاق ساکن چه کشور و چه شهریه ، یا چه فرهنگ و زبانی داره . مراحل چاق شدن در همه چاق ها مشترکه که در ابتدا براساس گفته ها و شنیده ها افکار مربوط به چاقی به وجود میاد و باتکرار و مرور این افکار نگرش و انتظار در افراد چاق ایجاد میشه ، مرحله بعدی که رفتار و واکنش های هستن به طور خودبخودی و تحت تأثیر نگرش های در فرد نمایان میشن که در نهایت چاقی رقم میخوره حالا اگه ما بخوایم لاغر بشیم دقیقاً باید همین مراحل رو طی کنیم که لاغریمون اصولی باشه همان طوری که چاقی اصولی بوده و هرکاری میکردیم و از هر روشی استفاده کردیم نشد چاقی رو از بین ببریم چون چاقی الکی به وجود نیومده که بخواد الکی و آبکی با هر روش پیش پا افتاده ای از بین بره پس همان طوری که چاقی اصول داشته لاغریم هم اصول داره و باید طبق اصولش پیش بریم و اگر طبق اصولش پیش بریم دیگه هیچ چیز باعث از بین رفتنش نمیشه . مراحل لاغری هم کاملا مشابه چاقی هستش فقط با این تفاوت که کلمه چاقی به کلمه لاغری تبدیل میشه و تنها تفاوتش فقط در همین یه کلمه هستش باید در همین حد لاغر شدن رو برای خودمون راحت و آسون بدونیم به آسونی جابه جا کردن یه کلمه . مراحل لاغری : مرحله اول گفته ها و شنیده ها در مورد لاغری افکار لاغری رو به وجود میارن و با تکرار افکار لاغری نگرش و انتظار لاغری به وجود میاد و بعد رفتار و واکنش های لاغر کننده ایجاد میشه و در نهایت لاغری رقم میخوره به همین راحتی و خوشمزگی .