علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
📍 این جلسه ادامه گام ۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، پاسخ به این سوال کلیدی که «چرا چاق میشویم» کاملاً مشخص نیست. آنها حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود پیدا کنند، باز هم درک دقیقی از ریشه اصلی مشکل ندارند
در این جلسه میآموزیم:
دقیقاً چرا چاق میشویم و علت اصلی آن چیست؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄

من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
درست است که علم پزشکی گاهی از “ژن چاقی” صحبت میکند، اما تحقیقات جدید نشان میدهد که سبک زندگی و الگوهای ذهنی ما میتوانند حتی بیان ژنها را تغییر دهند. پس ژنتیک بهانه خوبی برای تسلیم شدن نیست!
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑
این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه. اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای کاهش وزن استفاده کنم، در جواب به این که چرا چاق میشویم فهمیدم ذهن من یاد گرفته است که چاق بماند! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
چرا با وجود کمخوری باز هم چاق میشویم؟
شاید برات پیش اومده باشه که با کلافگی به خودت بگی: «من که این روزا خیلی کم غذا میخورم، پس چرا بازم وزنم کم نمیشه یا حتی دارم چاقتر میشم؟!» 🤷♀️
دلیلش دقیقاً برمیگرده به همون آموزشهای ذهنی. وقتی ذهن روی حالت “چاقی” تنظیم شده باشه، تمام سیستم بدن رو بر اساس همون فرمان قبلی هدایت میکنه.
وقتی تو با رژیمهای سخت سعی میکنی به زور به بدنت گرسنگی بدی، در حالی که ذهنت هنوز چاقی رو یاد گرفته، تو بدن یه اتفاق عجیب میفته! ذهنت احساس خطر میکنه و فکر میکنه قحطی اومده. 🚨
وقتی ذهن درگیر استرسِ گرسنگی کشیدن یا ترس از چاق شدن میشه، کورتیزول تو بدن ترشح میشه. کار این هورمون چیه؟ به بدن دستور میده: «خطر در راهه! همین مقدار کم غذایی که وارد میشه رو نسوزون، تبدیلش کن به چربی و برای روز مبادا ذخیره کن!» 🍔➡️📦
یعنی بدن به جای اینکه چربی بسوزونه، محکمتر به چربیهاش میچسبه تا بتونه از تو در برابر این “خطر خیالی” محافظت کنه.
اینجاست که میفهمیم فقط نخوردن کافی نیست؛ چون تا وقتی ذهن در حالت دفاعی و استرس باشه، حتی همون یه پر کاهو هم ممکنه به عنوان چربی ذخیره بشه! 🤯
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! 😌 این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشد. پس اگر هنوز میپرسید چرا چاق میشویم، باید بدانید دلیل اصلی آن آموزش دیدن ذهن برای چاقی است، نه فقط ژنتیک یا کند بودن سوخت و ساز بدن. 😌

چرا چاق میشویم و علت تداووم آن چیست؟!
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
نقش پنهان استرس و خستگی ذهنی در تداوم چاقی
تا حالا دقت کردی روزایی که خیلی خستهای یا فشار کاری و روانی زیادی روت هست، بیشتر دلت هلههوله یا شیرینی میخواد؟ 🍩🤦♀️
وقتی درگیر فشارهای روزمره، دغدغههای زندگی یا حتی بحث و جدلهای ساده میشیم، انرژی روانی ما به شدت تخلیه میشه. تو این حالتِ «خستگی ذهنی»، ذهن دیگه توان و انرژی لازم برای مقاومت یا گرفتن تصمیمهای جدید (مثل رعایت رژیم) رو نداره.
پس چیکار میکنه؟ خیلی سریع پناه میبره به راحتترین و آشناترین واکنشی که از قبل بلده: همون عادتهای قدیمی! . 🍕💆♀️ یعنی ذهن برای فرار از آن فشار و خستگی، شما را به سمت «پرخوری عصبی» سوق میدهد. این یکی از دلایل مهمی است که نشان میدهد چرا چاق میشویم.
از طرفی، همین استرسهای مداوم باعث ترشح پیدرپی همون هورمون کورتیزول میشه. و میدونی بدترین کار کورتیزول چیه؟ این هورمون متخصصِ تلمبار کردن چربی دقیقاً تو ناحیه شکم و پهلوئه!
ییعنی خیلی وقتا اون چاقی شکمیِ سرسخت که با هیچ ورزشی آب نمیشه، فقط به خاطر زیاد خوردن نیست؛ بلکه نتیجهی مستقیم همون فشارهای روانی و استرسهاییه که ذهن برای مقابله باهاشون، سیستم ذخیره چربی رو فعال کرده. 😣
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
به همین دلیل میگوییم کلید حل معمای اینکه چرا چاق میشویم این است که ذهن ما چاقی را آموزش دیده است و برای رسیدن به کاهش وزن ماندگار، باید اول ذهنمان را دوباره آموزش دهیم. 💪🧘♂️
1. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما اضافه وزن پیدا کردن را هم همینجوری یاد گرفته است. وقتی میپرسیم چرا چاق میشویم، جواب همین مهارت ریشهای است که ذهن نمیتواند آن را فراموش کند!
2. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
3. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.

💡 اگه میخوای برنامهریزی ذهنت رو با یه مسیر کامل و قدمبهقدم اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تاثیر سبک زندگی مدرن؛ در ادامه هم توی گام ۹ سراغ «لاغری با قانون رهایی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.03 از 211 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…) اگه بخواین ریز بین بشیم توی مهارت یادگرفتن میشه به صراحت بگیم که ما از بدو تولد و از وقتی خودمو شناختیم مدام در حال یادگیری بودیم و هنوزم هستیم مثال روشن و واضح همین زبان مادری مون هست که با کمک پدرو مادرمون بسیار راحت یاد گرفتیم و به مرور زمان هم در حال تکمیل کردنش بودیم و بعید میدونم کسی توی دنیا باشه که بتونه همین یدونه آموزش رو فراموش کنه.در مثالهای دیگه من کلاس خیاطی رفتم و هنوزم در حال آموزشم و طی پنج ساله گذشته خیلی راحت و با تکرار و تمرین تونستم لباسهای زیادی بدوزم.یا ی مثال دیگه اینکه من حدود دوازده سیزده ساله پیش گواهینامه گرفتم و با اینکه سالی یک بار شاید پشت فرمون بشینم ولی با اطمینان خاطر رانندگی میکنم چون من این کار رو یاد گرفتم.یا ی مثال دیگه اینکه من چند سال کلاس زبان رفتم و یا کلاس کامپیوتر رفتم و سالها از طریق آموزش همین دو تا کلاس تونستم کار خوب پیدا کنم و شاغل باشم.
بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟در مورد کلاس کامپیوتری که میرفتم حدود سه ماه آموزش دیدم و مدرک گرفتم و کاری باهاش نداشتم تا اینکه بعد از حدود ۱۵ سال توی محل کارم ازم خواستن که با نرم افزار اکسل کار کنم و خیلی جالب بود با اینکه من سالها اکسل رو باز نکرده بودم ولی به محض باز کردن و کار کردن باهاش خیلی چیزها در ذهنم مرور شد و تونستم چند ساعت بعد به سری فایل طراحی کنم و خودمم هنوز متعجبم که چجوری این اتفاق افتاد به قول مدیرم میگفت اصلا فکر نمیکردم بلد باشی که اکسل چیه ولی چقدر خوب تونستی طراحی انجام بدیم.این است قدرت ذهن .
قطعا با تکرار و تمرین یعنی من یک نکته درباره چاقی در ذهنم کلید خورده و بعد از چند بار شنیدن ذهنم اونو به حافظه طولانی مدت سپرده و بعد هر روز و شاید هر لحظه با کوچکترین تلنگری اون نکته در ذهنم تداعی شده و کم کم اتفاق افتاده.بخوام با مثال بگم اینطوری بگم مثلاً درباره نحوه غذا خوردن که یادمه وقتی موقع غذا میشد و توی سن دبیرستان بودم و گاهی میل به غذا نداشتم به اصرار و اجبار پدرم سر سفره می اومدم و به زور باید چند لقمه ای رو میخوردم ذهن من کم کم یاد گرفت که باید موقع سفره پهن کردن سر سفره نشست و چند تا لقمه خورد چرا که سفره حرمت داره و خداوند ناراحت میشه و الان که بهش فکر میکنم میبینم که سالها همین باور غلط باعث اضافه خوردنیهای من بوده و این یکی از همون باورهای اشتباه کنه و ی چیزی که الان برام مرور میشه اینه که هر وقت میگفتم سیرم میل ندارم سر سفره پدرم و خانم برادرم بهم میگفتن آدم سیر شصت تا لقمه میتونه بخوره.وای خدای من این باور از کجا به دفعه ای به ذهنم رسید.ممنونم که کمک کردی که دو تا باور غلط در ذهنم بالا بیاد.وای خدایا چجوری این باور در من زنده شد.یعنی باید من بعد از دو سال که دارم توی این مسیر و سایت کار میکنم در این لحظه در من زنده بشه که همین یک آموزش غلط باعث چاقی در من شده.ممنونم استاد که آنقدر هوشمندانه سوالات رو طراحی و بیان کردید.بله استاد عزیز من از روزی که با سایت شروع کردم به تغییر باورهای ی مسئله خیلی آرام میداد که چرا خودمو ملزم به نشستن سر سفره میکنم موقعی که سیرم و الان متوجه شدم این نتیجه همون تکرار و تمرین باورهاست.من در نوجوانی این دو تا نکته رو یاد گرفتم و سالها با همین آموزش غلط به چاقی رسیدم و جالبه که هنوزم بهش باور دارم و باید سر سفره بشینم و در حد خوردن چند قاشق سالاد و ماست و … اضافه خوری کنم.این همون آموزش و ممارست اشتباهه که باید نقطه مقابل شو پیدا کنم و بگم درسته که سفره حرمت داره و نعمتهای خدا رو سر سفره میذارم ولی دلیل نمیشه منم حتما سر سفره بشینم و به خودم ستم کنم و به زور به جسمم خوراکی های رو بدم که اصلا توی اون لحظه دوستشون ندارم و شاید حالش بد هم بشه از دیدنشون.من به سفره و نعمتهای داخلش احترام میگذارم و در مقابلش هم به بدن خودم احترام می دارم و خودمو سالم و سلامت نگه میدارم و به خودم عذاب وجدان نمیدم و آدم سیر حتی به زور هم نمیتونه یک دونه برنج بخوره چه برسه شصت تا لقمه.
نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
مهارت لاغری هم مثه مهارتهای دیگه ست که باید با تکرار و تمرین و البته آموزش صحیح یاد گرفت و هر روز و هر روز مرور کرد تا فرمولهای اشتباه با درست جالبه جا بشن و بعد از مدتی لاغری اتفاق بیفته
آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
به هیچ وجه من الوجوه این اتفاق هرگز در من نیفتاد چون من فقط میخواستم با عوض کردن نوع مواد غذایی لاغر بشم نه اینکه افکارم مو عوض کنم پس نتیجه ش میشد چاقی و چاق تر شدن
بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.به نظرم باید آهسته ولی پیوسته بگردم مثه همین امروز باورهای اشتباه مو پیدا کنم و بعد نقطه مقابلش رو بذارم وسط و هر روز و بارها و بارها پرورش کنم تا بلکه اون باور اشتباهه کمرنگ بشه و باور جدید پر رنگ بشه تا بلکه لاغری اتفاق بیفته مثلاً اگه یه خوراکی توی یخچال و یا فریزر و یا توی کابینت هست وقتی ذهنم میگه الان چیکار کنم تا کلافه کی رو از بین ببرم؟؟بعد دستور میده که بدون فلان خوراکیو بردار بخور تا تموم نشده تا خراب نشده تا کسی اونو نخورده و … من به ذهنم بگم عزیزم آروم باش من اصلا میل ندارم.من اصلا گرسنه نیستم.خوب فرض کن خوردی بعدش چی میشه؟؟هیچ اتفاقی نمیفته و دوباره کلافه کی میاد سراغم و بدتر از اون عذاب وجدان هم میگیری و … خیلی راحت و منطقی با تکرار و تمرین میشه آموزش و مهارت جدید رو ساخت.به همین سادگی.الهی شکر.
یا حق
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکی ست.
چرا ما لاغر نمیشیم؟؟چون روشهایی ک باهاش خواستیم لاغر بشیم هیچ آدم لاغری باهاش لاغر نمونده یا لاغر نشده.این کلید ماجراست.
ما یاد گرفتیم که ماکارانی و برنج و نون چون نشاسته دارن چاق کننده ست ولی آدم لاغر ب این محتوا ها فکر نمی کنه و اهمیت نمیده
پس موفقیتی در رژیم و ورزش و کمربند و کرم و قرص نیست،همه ی آدما ها پیش فرضشون از طرف خداوند متناسب بودنه.مثه داشتن دو تا گوش و دو تا دست و ..
چند وقت پیش یکی از اقوام رو دیدم ک ی کوچولو لاغر شده بهش گفتم چجوری لاغر شدی؟؟گفت دارم آمپول میزنم ک اشتهای کاذبم رو کنترل کنه،چقدر برام مسخره بود این فکر،اشتهای کاذب رو هم یادم اومد ک مدام ب خودم میگفتم، اون اشتهای کاذب نبود اون ی توهم بود ی باور غلط بود،من فقط وقت گرسنگی و سیری رو نمیشناختم.الان ب لطف خدا و با آگاهی های جدید متوجه شدم که کی و چقدر غذا بخورم.الهی شکر