آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
۱️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
۲️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
۳️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
۴️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
۵️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
۶️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
۷️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 164 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام .
وقتی میگیم لاغری قله است و باید برای رسیدن بهش کاری انجام داد ؛ خب اولین چیزی که به ذهن میرسه اینه که من نمیتونم . سختمه . هزینه اش رو ندارم . حوصله ی گوش دادن ندارم و …
این گفتگوها به ذهن وارد میشه و آسان بودن لاغری رو برامون سخت می کنه .
البته کسی که کنترل ذهن رو تمرین کرده باشه میتونه سریع بگه نه . از زاویه دید مثبت ببین کسی که میخواد صعود کنه دنبال هدفه انسان تلاشگریه . سعی و کوشش به انسان ارزش میده . قدرت میده و ….
اما کسی که روی ذهنش کار نکرده باشه اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که وای . پس من باید اینجا هم کار انجام بدم . خب رژیم گرفتن هم که کار بود . ورزش کردن هم که کار بود . اینم بالاخره کاره دیگه .
باز ذهن مثبت میگه این تلاش فرق داره . این تلاش تلاش ذهنیست . یعنی شما میخوای لاغر شدن رو با ذهنت یاد بگیری . یعنی آموزشه . مثل درس خوندن .
باز ذهن منفی میگه خب درس خوندن برای من سخت بود دیگه .
خلاصه کسی که ذهن مثبتش بهش غالبه میگه چه سخت باشه چه آسون من عاشق یادگیری هستم پس حرکت میکنم .
اما ذهن منفی میگه نمیخوام سخته .
استاد شما قبلا میگفتین لاغر شدن ساده ترین کار دنیاست .
اگه بگیم مسیر لاغری مسیر صعود به قله است ؛ اولش حس سخت بودن به ذهنمون میشینه ولی اگه بگیم لاغر شدن طبیعت بدن ماست که اگه موانعش رو برداریم خودبخود ؛ خودش خلق میشه . این رو ذهن راحتتر قبول میکنه .
گرچه ذهنی که بخواد مسیر لاغری رو بره از همه ی کلمات در جهت لاغری استفاده میکنه و کسی که نخواد مسیر لاغری رو انتخاب کنه دنبال بهانه است که به راه قبلیش ادامه بده .
وقتی بگیم مسیر لاغری سرپایینیست خیلی برامون راحتتره . چون تجسمش هم توی ذهن راحتتره . ریزش چربیها کار راحتیه چون ریزش معمولا از بالا به پایینه .
پس راحتتره . ولی وقتی میگیم باید به قله برسیم و کاری انجام بدیم اول اینکه قله معمولا از ما فاصله داره و هدف رو دور از دسترس میبینیم و وقتی هم میگیم باید برای رسیدن بهش کاری انجام بدیم حتی اگه اون کار خیلی راحت باشه باز توی ذهن مقاومت ایجاد میشه که نمیتونم سخته و ….
در حالیکه لاغری به روش ذهن خیلی راحت به دست میاد . هدف لاغری ما جلوی پامونه . کاملا قابل دسترسه . مسیرمون سرپایینیه . کاری نداره که . فقط کافیه روزانه چند فایل گوش بدیم و سعی کنیم روی ذهنمون کار کنیم
البته
رسیدن به قله حس قدرت به آدم میده . حس برتری . حس توانمندی . حس خواستن . انتخاب .اعتماد به نفس . اقتدار میدونم شما به خاطر همین از این کلمه استفاده کردید .
ولی لاغری سرپایینیه حس راحتی و سادگی . حس قابل دسترس بودن .
البته کسی که زرنگ باشه در مسیر لاغری از هردو حالت به نفع خودش استفاده میکنه .
چون لاغری چه قله باشه و انتخابش حس قدرت به آدم بده و چه مسیری سرپایینی باشه که حس راحتی و سادگی بهمون دست بده ؛ وقتی کسی بخواد لاغر بشه براش فرقی نداره . از جنبه ی مثبتش به هر دو کلام نگاه میکنه . ولی ذهنی که منفی باشه از قله ، حس سخت بودن میگیره و از سرپایینی هم حس تنبلی و رها کردن و بادی به هرجهت بودن .
چیزی که مهمه اینه که بتونیم ذهنمون رو هدایت کنیم تا مسیر لاغری با ذهن رو انتخاب کنیم که توی این مسیر هم راحتی هست هم قدرت هست هم لذت . هم عشق و اشتیاق . هم بقا و سلامتی یعنی تمام اهداف ذهن در لاغری با ذهن هست .
و وقتی یاد می گیریم و درک میکنیم متوجه میشیم این مسیر تنها مسیر لاغر شدنه .
نشان های دریافت شده
سلام .
بله کاملا درسته موافقم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم چقدر از خوندن نوشته ی شما لذت بردم .
وقتی گفتین در همون لحظه که پرخوری کردید چی توی فکرتون بود که این کار و کردید این جمله نشون میده چقدر شما عالی این مسیر رو درک کردید .
که به جای سرزنش کردن خودتون نگرشتون روی ذهنتونه که باوری که این رفتار رو تولید کرده پیدا کنید و با تغییر اون باور و البته استمرار در حفظ باور صحیح بتونید رفتاری که ازتون خلق میشه در مسیر لاغری بشه .
جملاتی که در متنتون به کار بردید واقعا نشان دهنده ی این بود که شما دقیقا در مسیر صعود به قله هستید .
قله ای که فرقش با قله های دیگه اینه که صعود به اون راحتترین کار دنیاست . لذتبخش ترین کار دنیاست . جاذبه داره . صعود به اون کشش داره . برامون جذابه . از مسیر لذت میبریم .
شما از جایگاه مشاهده کننده ( شاهد) ؛ به اعمالتون و افکارتون و انتخابهاتون نگاه کردید و بدون قضاوت فقط اونها رو نگاه کردید . این یعنی بودن در جایگاه درست . یعنی بودن در جایگاه خود برتر .
سرزنش کردن کار خود برتر نیست .
او فقط هدایت میکنه . از هرجایی از مسیر هم که باشیم فقط هدایت میکنه بدون اینکه اصلا بخواد بگه چرا اشتباه کردی چرا از این راه رفتی و ….
نوشته ی شما حس خیلی خوبی بهم داد .
اینکه شما جایگاه خودتون رو پیدا کردید و متوجه شدید خودتون دارید زندگیتون رو خلق می کنید . به جای سرزنش دارید دنبال این میگردید که اون لحظه چه فکری توی سرتون بوده تا اون فکر که خیلی وقتها باور ماست رو تغییر بدید تا رفتارتون در پی تغییر باور خوبه خود اصلاح بشه .
من طبق فرمولهایی که در ذهن خودم بوده فکر میکنم اون لحظه که شما عمل پرخوری ازتون سرزد در اون لحظه داشتید به لذت بیشتر فکر میکردید .
ذهن شما طبق عادات گذشته داشته به لذت بردن از خوردن لقمه های اضافه در همون زمان فکر میکرده که اغلب هم به صورت ناخوداگاه این اتفاق میفته و طبق عادت .
یا داشته به این فکر میکرده که من باید تا آخر غذام رو بخورم تا لذت من از بین نره .
یا داشته تلویزیون نگاه میکرده و برای رسیدن به لذت بیشتر دستور به خوردن میداده و شما در اون زمان به رفتارتون آگاه نبودید .
ذهن ما در لحظه ی حال زندگی میکنه و باورهایی رو که همون لحظه برای ما لذت بیشتری داشته باشه نگه میداره و باورهایی رو که لذتش کمتر باشه و یا بعدا قراره به اون لذت برسیم رو در اون لحظه کنار میزاره و نمیزاره ما بهش فکر کنیم .
خوردن همیشه در ذهن ما = لذت معنا شده .
پس این ریشه ی تمام لقمه های اضافه ی ماست .
تا ته بشقاب خوردن = کار خوب برای ذهن ما تعریف شده .
حالا به جای اون ما باید این فرمولها رو جایگزین کنیم .
خوردن به اندازه ی نیاز = لذت
خوردن لقمه های اضافه = رنج و خلاف جهت خواسته .
و فرمول تا ته بشقاب خوردن هم کلا حذف بشه .
خوردن های نااگاهانه = حذف
باید تا میتونیم نااگاهانه نخوریم . وقتی حواسمون جای دیگه است نخوریم . چون اغلب در این زمانها ذهن طبق عادات گذشته دستور به خوردن میده .
لقمه های اضافه چه لقمه هایی هستند همون لقمه هایی هستند که دیگه حس چشایی به اون مزه نمیده . یعنی ما اگه آگاهانه غذا بخوریم پیام سیری رو کاملا از طریق حس چشایی دریافت میکنیم .
ببینید تا زمانیکه اون لقمه ها نیاز ماست ذائقه ی ما مزه ی خوب غذا رو حس میکنه ولی به محض اینکه دیگه نیازمون نباشه دیگه از حس ذائقه به ما حس لذت نمیرسه . اون وقت ذهن میخواد با خوردن ترشی ها یا سس ها یا مزه دهنده های دیگه به غذا باز اون حس لذت رو به ذائقه برگردونه پس اینجا هم معلوم میشه اون لقمه ها دیگه نیاز ما نیست .
چرا اینکارو میکنیم چون بازم یه فرمول دیگه در ذهنمون ثبته .
ما خیلی اوقات لذت خوردن رو به خودمون تحمیل کردیم . دقیقا همون رفتاری که والدینمون با ما کردند و وقتی که کوچیک بودیم برای اینکه غذا رو به خوردمون بدن هزار جور چیزای خوشمزه بهش اضافه می کردند تا ذائقه ی مارو برای خوردن بیشتر تحریک کنند و تازه این کار در ذهن اونها یه کار خوب معنا شده بود . پس این فرمول رو در ذهن ما هم گذاشتن .
در حالیکه این فرمول هم باید از ذهن ما حذف بشه . تحریک ذائقه = گول زدن خودمون = کار بدی که حال مارو میگیره .
ببینید ما باید این فرمولها و هزاران فرمول دیگه ای که استاد بهمون یاد دادن رو در ساعاتی غیر از خوردن باید روش کار کنیم و به ذهنمون القا کنیم لذت خوردن لقمه های اضافه رو نمیخوایم .
چون اون لذت نیست بلکه رنجه . چون حس چشایی هیچ لذتی از لقمه های اضافه نمیبره و من نمیخوام با چاشنیهایی مثل ترشی ذائقه ام رو تحریک کنم که بیشتر از اون غذا بخوره .
چون حالش بد میشه . قدرت خودشو از دست میده و نمیتونه وظیفش رو درست انجام بده و پیام سیری رو حتی زودتر از معده به ما انتقال بده . چون دریافت پیغام سیری از ذائقه خیلی سریعتر قابل دریافته تا از طریق معده .
یه فرمول دیگه هم در ذهن ما هست ترس از خوردن .
تا حالا شده فکر کنیم چرا از خوردن میترسیم .
چون هنوز به یادگیریمون ایمان نیاوردیم . مثل راننده ای که تازه یاد گرفته و هنوز به قدرت رانندگیش ایمان نیاورده چون هنوز تمریناتش کمه . چون باید بیشتر و بیشتر تمرین کنه تا ماهر بشه . راننده ای که هنوز ماهر نشده هربار پشت فرمون میشینه با حس ترس میشینه . این کار ذهنه . دستور ذهنه چون هنوز ماهر نشده ذهنش به رانندگیش ایمان نداره میترسونش که اون رو از این کار منصرف کنه یا مراقبتش کنه . یعنی نیت ذهن بد نیست . اما ما برای برطرف شدن ترسمون نباید رانندگی رو کنار بزاریم باید مهارتمون رو بالا ببریم تا حس ایمان و اطمینانمون که اونم از طرف ذهن صادر میشه بالا بره .
باید تمرین کنیم .
تا میتونیم تمرین کنیم . تکرار کنیم . حال خوبمون رو ادامه بدیم . لذت ببریم در این مسیر . در پی کسب تجربه باشیم و دقیقا مثل شما که بعد از رفتار ناخواسته علت رو در فکرتتون ریشه یابی میکنید همین کار و کنیم .
تعهد داشتن خیلی مهمه . تعهد ایمان و اطمینان آدم رو زیاد میکنه . اعتماد به نفس آدم رو بالا میبره . حال خوبمون رو تقویت میکنه .
ما باید متعهد باشیم در طول روز حالمون خوب باشه و حتی اگه ناخواسته ای بر ما وارد شد به هیچ عنوان اجازه ندیم حالمون رو بد کنه . از جنبه ی مثبتش نگاه کنیم تا حالمون رو بد نکنه .
چون حالمون که بد بشه یه فرمول دیگه در ذهنمون میاد
پناه بردن به خوردن = رسیدن به حال خوب .
ما باید این فرمول رو هم تغییر بدیم .
چون خیلی وقتها ذهن ما برای اینکه رنج حاصل از اون مساله رو از ما دفع کنه دستور به خوردن میده . این خوردن بر اساس نیاز ما نیست . پس این فرمول و این باور هم باید حذف بشه و مساوی رنج بیشتر معنا بشه و وقتی ما تعهد کردیم که نزاریم حالمون بد بشه پس قطعا طرف فرمولهایی که حالمون رو بد میکنند نخواهیم رفت .
ما باید تعهدمون رو به حال خوب حفظ کنیم .
اما این کار هم تمرین و ممارست میخواد تا دیگه ذهن ما از فرمولهای قبلی برای رسوندن ما به لذت استفاده نکنه . اون فرمولها برای ما رنج آورن . هر خوردنی به جز رفع نیاز جسمی که فقط پیامش از طریق حواس جسمی و علی الخصوص حس ذائقه قابل دریافته برای ما تولید رنج و سنگینی و بار اضافه میکنه . حال خوبمون رو میگیره . خودمون رو گول نزنیم . خوردنهای اضافه لذت نیست واقعا رنجه . ازش دوری کنیم مثل آتیش می مونه روحمون رو میسوزونه . جهنمه . ما کاملا این جهنم رو درک کردیم . برای روحمون که تولید کننده ی حال خوب و سلامتی و تندرستی و لذت هست ارزش قایل باشیم .
هیچ کس از چاق بودنش لذت نمیبره . گرچه میدونیم نباید ازش متنفر باشیم نباید سرزنش کنیم و نباید بهش توجه کنیم که حال خوبمون بد نشه ولی میدونیم ما لاغر شدن رو بیشتر از چاق شدن دوست داریم ولی ذهن ما به خاطر فرمولهای اشتباهش چاق شدن رو بیشتر دوست داشت چون چاق شدن در ذهن ما راحتتر از لاغر شدن معنا گرفته بود .
این فرمول رو هم باید جایگزین کنیم .
چاق شدن و لاغر شدن دو پروسه ی یکسانه .
استفاده از باورهای چاق کننده = چاق شدن
استفاده از باورهای لاغر کننده = لاغر شدن .
یعنی این راه ، راه چاق شدن و لاغر شدن مابوده نه هیچ کدوم از راههای قبلی .
ما باورهای چاق کننده رو انتخاب کردیم . لذت هم چاشینیش کردیم چاق شدیم .
حالا باورهای لاغر کننده رو انتخاب میکنیم . لذت رو هم چاشنیش میکنیم پس لاغر میشیم .
یعنی ما به همون راحتی که چاق شدیم به همون راحتی تازه راحتتر از اون لاغر میشیم .
چرا راحتتر از چاقی لاغر میشیم؟ چون لاغر بودن طبیعت بدن ماست .
چون طبیعت بدن بر حذف و پاکسازی و رسوندن بدن ما به تعادل آفریده شده .
لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم .
تمام این درسها رو من از استاد یاد گرفتم دو ساله دارم یاد میگیرم .
و تنها و تنها یک نکته رو در تمام این زمانها دریافت کردم . ما باید به این راه متعهد باشیم . اونم نه به زور . با عشق . اونقدر از لاغر شدنمون در ذهن خودمون لذت ایجاد کنیم و مشتاق باشیم که این لذتها و حال خوب در ذهن ثبت بشه و ذهن ما خودش دستور به تعهد در مسیر لاغری رو بده .
گرچه این راه اونقدر لذتبخشه که ذهن خودش دوست داره متعهد باشه . خیلی لذت داره به خدا .
تنها چیزی که مارو به قله می رسونه تعهد و استمراره .
و تعهد و استمرار حاصل نمیشه مگر اینکه ذهن ما در این تعهد و استمرار به حال خوب و لذت برسه .
تمام خواسته های ما برای رسیدن به حال خوبه .
ما از لاغر بودن خیلی بیشتر لذت میبریم خیلی . پس به ذهنمون این باور رو برسونیم حتی انسانی که لاغره هم از غذا خوردنش بیشتر لذت میبره تا یه فرد چاق . یه فرد چاق فقط از خوردن رنج میبره .
پس حتی از بزگترین فرمول یه ذهن چاق میتونیم در جهت لاغر شدنمون استفاده کنیم .
یه فرد چاق به خاطر اضافه خوردنهاش هرگز نمیتونه نیاز خودش رو تنظیم کنه و بفهمه کجا نیاز بدنش تامین شده . یه فرد چاق از هیچی آگاه نیست .
اون فقط میدونه یه معتاده که ذهنش دائما داره دستور به خوردن میده . ولی یه فرد لاغر روی بدنش آگاهی داره . او میدونه از چی لذت میبره و از چی لذت نمیبره . یه فرد لاغر امکان نداره بعد از سیر شدنش به خودش اجازه بده با خوردن لقمه های اضافه لذت حاصل از غذا خوردنش رو از بین ببره . میگه حالم بد میشه اصلا نمیتونم .
یه فرد لاغر به حال خوبش اهمیت میده .
میدونه اگه این لقمه های اضافه رو بخوره حالش بد میشه . یه فرد لاغر به خودش ارزش قائله .
برای حال خوبش ارزش قائله .
حال خوبش رو وابسته به خوردن نکردنه .
در حالیکه فرد چاق حال خوبش رو وابسته به خوردن کرده و این یعنی خلاف جهت آفرینش بودن .
خدایا چقدر نوشتم . دوست خوبم ممنونم که منو به وجد آوردی . نوشته ام طولانی شد ولی حال خوب رو از کلام شما دریافت کردم . در نوشتن لذتی بهم میرسه که دستور توقفش صادر نمیشه اصلا به بی نهایت وصل میشم .
بی نهایتی که در نوشتن جاری میشه و منشاء اون حال خوبه .
ممنون که با نوشتت حالم رو خوب کردی .
خدایا شکرت .
خدایااا شکرت .
استاد ازتون ممنونم که بهمون یاد دادید و هرگز آموزش رو متوقف نکردید .
تمام چیزهایی که بر قلم من جاری میشه از آموزه های شماست . همه رو از شما یاد گرفتم . گرچه شاید بعضی جاهاش شاید باز هم فرمولهای چاق کننده داشته باشه ولی باز هم تمرین میکنم که خالص تر بشه .
ممنون که هستید و با پشتیبانی و حمایت عالی مارو در مسیر نگه میدارید .
سپاسگزارم .