0

از زندگی کردن لذت ببرید (گام ۷)

زندگی کردن
اندازه متن

نمی‌توانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی‌ تان جستجو نمایید!

سالهای زیادی از زندگیم را با مشکلات و مسائل مختلفی سپری کردم، سال های زیادی از عمرم را با ذهنی مملو از افکار و باورهای محدود کننده سپری کردم.

اما به لطف خدای مهربان در مسیری قرار گرفتم که زندگی من را دستخوش تغییرات بی شماری کرد، مسیری که قدم به قدم با شادی و آرامش و آگاهی بیشتر همراه بود و معنی زندگی کردن را برای من واضح کرد.

تغییر کردن، یکی از بنیادی‌ترین و ضروری‌ترین جنبه‌های زندگی کردن است. این جمله عمیق، به خوبی اهمیت تحول و دگرگونی را در مسیر رشد و تکامل انسان نشان می‌دهد.

چرا زندگی کردن مقدس است؟

تغییر، نشانه حیات است، موجودات زنده برای بقا و تکامل، ناگزیر به تغییر هستند. تغییر نکردن به معنای ایستایی و مرگ تدریجی است.

تغییر، فرصتی برای رشد است، هر تغییری، فرصتی برای یادگیری، تجربه و رشد شخصی است. با تغییر، می‌توانیم از محدودیت‌های خود فراتر رفته و به پتانسیل‌های نهفته خود دست یابیم.

تغییر، کلید موفقیت است، جهان پیرامون ما دائماً در حال تغییر است و برای موفقیت در این جهان، باید خودمان نیز تغییر کنیم.

تغییر، به ما معنا می‌دهد، تلاش برای تغییر و بهبود خود، به زندگی کردن ما معنا و هدف می‌دهد.

موانع زندگی کردن

آنچه مانع تجربه زندگی کردن انسان در جهان مادی می شود فقط محتوای ذهن او و نگرشی است که درباره زندگی کردن دارد. از آنجا که نگرش های ما درباره زندگی کردن به شکل الگوها از طریق گذشتگان در ذهن ما ایجاد شده است بنابراین طبیعی است که زندگی ما شباهت زیادی به والدین خودمان دارد.

برای تجربه زندگی کردن در دنیای مادی باید آنچه بعنوان الگو و نگرش ها در ذهن خود ذخیره کرده ایم را رها کنیم و سعی کنیم افکار و نگرش های منطبق با خواسته ها و علاقمندی هایمان را در ذهن خویش ایجاد کنیم.

به این صورت می توانیم متفاوت از آنچه تا کنون بوده ایم زندگی کردن را تجربه کنیم.

ترس از ناشناخته‌ها:

بسیاری از افراد از تغییر می‌ترسند، زیرا نمی‌دانند نتیجه آن چه خواهد بود. برای غلبه بر این ترس، می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و قدم‌های کوچک، به سمت تغییر حرکت کرد.

عادت‌ها:

عادت‌ها، الگوهای رفتاری هستند که به مرور زمان در ما شکل می‌گیرند. برای داشتن تجربه متفاوت از زندگی کردن باید عادت های خود را تغییر دهیم.

برای تغییر عادت‌ها، باید اراده قوی، پشتکار و از همه مهمتر استمرار داشته باشیم.

محیط اطراف:

محیط اطراف ما، تأثیر زیادی بر رفتار و افکار ما دارد. برای ایجاد تغییر پایدار و خلق شرایط متفاوت برای زندگی کردن، باید محیط خود را نیز تغییر دهیم.

نداشتن انگیزه کافی:

بدون انگیزه، تغییر کردن بسیار دشوار است. برای ایجاد انگیزه، می‌توان اهداف مشخصی را برای زندگی کردن تعیین کرد و از مزایای رسیدن به آن اهداف و تاثیری که بر زندگی ما می گذارند آگاه شد.

چگونه تغییر می کنیم؟

  • خودشناسی: شناخت نقاط قوت و ضعف، باورها و ارزش‌ها، اولین قدم برای تغییر است.
  • هدف‌گذاری روشن: اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری، انگیزه ما را برای تغییر افزایش می‌دهند.
  • برنامه‌ریزی دقیق: با برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانیم قدم به قدم به سمت اهداف خود حرکت کنیم.
  • پشتکار و صبر: تغییر، فرآیندی تدریجی است و نیاز به صبر و پشتکار دارد.
  • حمایت اطرافیان: حمایت خانواده و دوستان، می‌تواند در مسیر تغییر بسیار مؤثر باشد.

در نهایت، تغییر کردن یک انتخاب است. انتخابی که می‌تواند زندگی ما را متحول کند. با داشتن اراده قوی، برنامه‌ریزی مناسب و حمایت اطرافیان، می‌توانیم به هر تغییری که می‌خواهیم دست پیدا کنیم.

مهارت زندگی کردن

نکته بسیار مهمی که در زندگی من تغییرات زیادی ایجاد کرد تغییر نگاه به زندگی کردن بود، از زمانی که یاد گرفتم چگونه در زندگی روزمره با مسائلی که برایم رخ میدهد برخورد کنم به مرور تغییرات زیادی در زندگی من رخ داد و امروز میخوام درباره این موضوع بسیار مهم برای شما دوستان خوبم توضیج بدهم.

استفاده و بکار گیری این تکنیک فوق العاده میتواند شما را در مسیر تغییر زندگی بسیار توانمند کند، مسلما این تکنیک نیاز به تمرین و تکرار دارد و یک روز نمی توان در بکارگیری آن به درجه استادی رسید، اما به شما اطمینان می دهم اگر بیاموزید بر اساس توضیحات این فایل آموزشی عمل کنید به وضوح تغییرات زیادی را در زندگی خود مشاهده میکنید. به طوری که زندگی الان شما هیچ شباهتی با زندگی که در انتظار شماست نخواهد داشت.

طریقه برخورد ما با مسائل در زندگی تاثیر زیادی در شکل گیری لحظات آینده زندگی ما دارد، تاثیری که از مسائل زندگی در افکار و احساس ما ایجاد میشود شکل دهنده آینده ماست و ما میتوانیم با یادگیری چگونگی برخورد با مسائل زندگی تاثیر فوق العاده ای در شکل گیری آینده خود داشته باشیم.

شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که اعتقاد دارند سرنوشت آدمها در زندگی مشخص شده و راهی برای گریز یا تغییر آن نیست اما با تماشای این فایل توضیحی فوق العاده برای شما روشن خواهد شد که چنانچه بخواهید زندگی خود را تغییر دهید، مطمئنا قادر به انجام آن خواهید بود.

کاری که من با زندگی خودم انجام دادم و به لطف خدا در این چند ساله به دوستان زیادی که از دوره خدا هرگز دیر نمیکند استفاده کردند روش ساختن سرنوشت خود را آموزش دادم و نتایج عالی در زندگی خود کسب کردند.

به شما دوست خوبم پیشنهاد میکنم با دقت و به دفعات از این فایل فوق العاده استفاده کنید. هر بار که حرفهای گفته شده در این فایل را میشنوید برداشت شما از آن متفاوت و کامل از مرتبه قبل خواهد بود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 84 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11255
110 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۰۹:۲۴
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,325 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد فایل بی‌نظیری بود چقدر خوبکه ما هم من هم یاد بگیرم زندگی کردن در لحظه حال من چون این تمرین یکم انجام دادم میدونم چه لذتی داره در لحظه حال زندگی کردن 

      همیشه شادی همیشه میخندی حال دلت خوبه از چیزی ناراحت نمیشی یه زندگی ایده آلی رو تجربه میکنی 

      زندگی در لحظه حال به این معنی که امروزتو زندگی کنی سعی کنی به دیروز به فردا فکر نکنی فقط و فقط امروز زندگی کنی 

      من چطور میتونم امروز زندگی کنم من باید بتونم هر حرفی شنیدم ناراحت شدم بالاخره من انسان هستم طبعا ناراحت میشم 

      خوب باشه ناراحت شدی اشکالی نداره تو اون حس بد نمون بخش فکر نکن دربارش حرف نزن بگذر از اون فکر سخته میدونم مخصوصا اگر اون حرف از کسی بشنوی که انتظارشو در واقع توقع ازش نداشتم باشی خیای سختر میتونی فراموش کنی ولی باید فراموش کنی 

      چون هر بار که ما درباره اون موضوع فکر می‌کنیم داریم به جهان هستی میگیم که ای خدای مهربون من این موضوع خیلی دوست دارم خدایا از این بیشتر در زندگی من ایجاد کن و خداوند هم کارش گسترش دادن زیاد کردن پس میبینیم که در زندگی ما مسائلی پیش میاد که ما ناراحت بشیم 

      مبیبی ماشین لباسشویی خراب میشه کلی افکار هم پشت این خراب شدن هست ای بابا اینم خراب شد حالا دیگه کی میخواد درست بشه لعنت به من منکه پول هم ندارم بدم درست کنه همسرم هم پول نداره پس معلوم نیست تا کی این لباسشویی درست بشه و این میشه که این افکار در زندگی من هر وقت که نیاز داشته باشم به لباسشویی تکرار میشه در نتیجه میشه که ده سال ماشین لباسشویی من خراب میمونه چرا فقط فقط چون من به اون فکر منفی دامن زدم بهش فکر کردم دربارش با این و اون صحبت کردم 

      خوب من میخوام تغییر کنم چکار کنم که لباسشویی من درست بشه قط فقط میام میگم خراب شد اشکالی نداره درست میشه دیگه دربارش فکر نمی‌کنم حرف نمیزنم ناراحت نمیشم خداوند هم پاسخ فرکانسی که من از حال خوبم ایجاد کردم میده و میگه این بنده من اینو دوست داره بذار بهش بدم و اون پاسخ فرکانس منو خیلی فراتر از انتظارم میده 

      یه وقت میبینم یه فردی میاد خونه ما مهمونی اتفاقا اتفاقا از لباسشویی هم سر رشته داره مهارت کامل داره برای من درستش میکنه به همین راحتی لباسشویی من درست شد تمام 

      بله استاد من خودم میگم قبلنا خیلی زیاد عادت داشتم ت  حال بد بمونم به حرف اونا توجه کنم خدا شاهده الانم به موضوعی که شاید شاید نداره دقیقا سی سال پیش رخ داده توجه میکنم ناراحت میشم درسته تو حال بد دیگه نمیمونم ولی من ناراحت شدم همون چند دقیقه حس من بد شده من فرکانس فرستادم 

      دیشب حرف خواهر همسرم شد که بهشتی شده شاید ۷الی ۸ سال بشه که چقدر باعث آزار و اذیت من میشد دخترم میگه نمیتونم ببخشمش نمیبخشم چرا چون خر دفعه ما رفتیم خونه شون با چشم گریان برگشتیم و دخترم بخاطر اینکه من گریه میکردم اونم گریه میکرد که چرا مادرش ناراحت شده 

      و الان هم یادش نرفته چرا چون هنوزم داریم بهش فکر می‌کنیم شاید خودمون دوست نداشته باشیم ولی دیگران باعث میشن بقول معروف داغ ما تازه بشه و ما هم آماده هستیم ادامه میدیم 

      در نتیجه بازم فرکانس بد ارسال می‌کنیم و شرایطی مطابق با افکارمون دریافت می‌کنیم همین میشه که یکی میا د یه حرفی میزنه ما حالمون بد میشه 

      ماشین خراب میشه الکی الکی یهو روشن نمیشه برای بچه ات یه اتفاقی میافته ناراحت میشی مترو خراب میشه دیرتر میرسه خلاصه باید حالمون بد بشه باید حال بد تجربه کنی به شکل‌های مختلف 

      اما وقتی یاد بگیریم امروز متفاوتر از دیروز زندگی کنیم دنیای ما گلستان میشه اتفاقات که ما رو ناراحت میکنن هم هست اما ما بزرگتر شدیم  برامون مهم نمیشن میگم حرف زد ناراحت بود خسته بود عزا دار بود یه چیزی گفته بدست نگیر و رد میشم آین تغییر نیاز به استمرار داره باید این آگاهی رو عمل کنی تکرار کنی تا به عادتت تبدیل بشه به خودبه خود وقتی کسی حرفی بزنه تو ناراحت نمیشی تو بدست نمیگیری یه دلیل براش میاری که حالا مثلابا همسرش بحسش شده یه چیزی گفته یا اون فرد که منو نمیشناسه یه چیزی گفت سریع می‌گذریم 

      استاد من عاشق اینم که در زمان حال زندگی کنم اتفاقا اتفاقا یه کتابی میخوندم یه اشاره کوچیکی یه این مسئله داشت که میگفت اکثر مردم در زمان حال زندگی نمیکنن 

      مردم با آینده خودشون کلنجار میرن نکته جالب همین جاست که زندگی کنونی ما که سازنده آینده پیش رویمان است هر احساسی که امروز داریم مهم چدن این احساسه که آینده ما رو می‌سازه 

      پس مراقب افکار خودمون باشیم چرا افکار چون افکار ما هستند که احساس در ما ایجاد میکنن وقتی من یه فکر خوب دارم طبعا حال دل منم خوبه و احساس خوبی دارم ساطع میکنم در نتیجه خداوند هم فراتر از انتظارم پاسخ احساس خوب منو میده و به شکل اتفاقات خوب در زندگی من نمایان میشم 

      بعد من اون اتفاقات تجربه میکنم خوشحال‌تر میشم شادتر میشم حال دلم خوبتر میشه احساس خوب بیشتری رو به جهان هستی به کائنات به خداوند ارسال میکنم و خداوند هم پاسخ احساس منو میده در نتیجه بازم اتفاقات خوب رو پشت سر هم دریافت میکنم اینجوری میشه که در زندگی ما اتفاقات خوب رخ میده و این پروسه ادامه دار میشه و میتونه برعکس اونم اتفاق بیافته 

      وقتی من یه اتفاق یه حرفی یه مسئله ای پیش میاد در زندگیم ناراحت میشم بهش فکر میکنم دربارش صحبت میکنم هر وقت یادم بیافته هم با عصبانیت تمام صحبت میکنم این بعنی چی یعنی حس بد بیشتر و من این حس بد ارسال میکنم خداوند هم پاسخ میده به چه شکلی به شکل اتفاقاتی مسائلی شرایطی در زندگی من ایجاد میکنه که من ناراحت بشم فرکانس بد ارسال 

      کنم و خداوند هم پاسخ فرکانس منو میده فراتر از انتظارم پس اتفاقات بد تجربه میکنم حالم بیشتر بد میشه و بازم این پروسه ادامه دار میشه زندگی من پشت سرهم اتفاقاتات بد تجربه میکنم چرا چون فقط من باید فکر بد فکری که دوستش نداشتم بهش توجه کردم دربارش حرف زدم ممکن به کسی هم نگم ها ولی وقتی با خودم صحبت میکنم یعنی دارم حرف میزنم دیگه 

      و اون اتفاق در زندگیم تکرار میکنم من دارم به خدا میگم که خداجونم مت عاشق این قبیل اتفاقات هستم اونو در زندگی من زیاد ون در صورتی که ناراحتم دوست ندارم ولی دارم اینو میگم و خداوند هم زیادش میکنه پس مراقب افکارمون باشیم

      من خیلی دوست دارم امروزم زندگی کنم در زمان حال زندگی کنم خیلی دوست دارم از طبیعت درس بگیرم اما من زیاد طبیعت نمیرم بجز تابستونها که اون موقع هم آنقدر کار دارم میوه چیدن جعبه درست کردن غذا درست کن هیزم بشکن کلی کار دارم که وقت ندارم به طبعیت فکر کنم البته من سعی میکنم در همون لحظه از کارم لذت ببرم که همون در لحظه حال زندگی کردن 

      شاید باورتون نشه من پدرم تازه بهشتی شده داشتم پنج شنبه میرفتم سر مزار با لباس مشکی به همسرم گفتم من میخوام پیاده برم حالا که ترافیک من به ترافیک الان دیر میشه همه رفتن من جا موندم اینا فکر نکردم گفتم حالا ترافیک من از این فضا از این کوچه باغها درسته مثل قدیم نیست خونه ها جدید تر شدن اما کوچه ها هنوز اون زیبایی خودشونو دارن 

      خونه ها ویلایی حتما داخلش درخت و درختها اومدن کوچه رو سایه کردن خیلی رویایی تازه الان در این فصل بعضی میوه ها مثل خرمالو ازگیل روی درختا هستن مردم که رد میشن از اون میوها استفاده میکنن 

      من به حیاط کسی کاری نداشتم من ازگیل چیدم اونم جنگلی بود سر کوچه مربوط به خونه کسی نبود وگرنه من عمرا دست دراز کنم میوه مردم بچینم 

      خلاصه بگم که من یکبار فایل گوش دادم کلی لذت بردم کلی یاد گرفتم کلی برام آگاهی‌ها مرور شد 

      گیر نکردن در افکار منفی  در زمان حال زندگی کردن خلاصه خوشحال شدم تصمیم گرفتم عمل کنم چون میخوام زندگیم تغییر کنم خدایا از من حرکت از تو برکت بریم که تغییر کردن شروع کنیم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۱۹:۰۸
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,324 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      و اما لذت بردن از زندگی 

      استاد منم قبلنا خیلی میموندم در مسائل خوب واقعا چیزی بلد نبودم واقعا نمیدونستم که میشه که تو حال بد نمونم من اون زمان‌ها نمیتونستم از خودم دفاع کنم میومدم خونه تازه یادم می‌افتاد فلانی چی گفت کاش اینو گفته بودم کاش اونو گفته بودم 

      من بلد نبودم چطور باید از خودم دفاع کنم و این باعث می‌شد که بیام خونه تازه تو ماشین موقع برگشتن هم کلی حرف دربارش میزدم میومدم خونه هم ادامه داشت 

      ولی خدارو شکر الان اینجوری نیستم اول میتونم جواب طرف بدم بعدش میگم ولش کن بچه بود یه چیزی گفت عزا دار یه چیزی گفت بیخیال موضوع میشم 

      ولی بعضی چیزها رو هم نمیتونستم مثلا رفتار پدرم گاهی یادم می‌افتاد ناراحت میشدم اینم بگم بازم تو اون موضوع گیر نمیکردم شاید چند لحظه میشد رد ش میکردم 

      ولی این موضوع تا دیروز ادامه داشت دختر کوچیکم میگفت بالا ولش کن دیگه بهشتی شده دستش از دنیا کوتاه اما من با خودم میگفتم درسته اما من ناراحتم ارز دستش که چرا با من این کارو کرد 

      دیروز که این فایل برای اولین بار گوش دادم یهو یه تکونی خوردم یه تلنگری برای من بود که اگر کسی رفتاری به من داره که منو ناراحت میکنه مقصر خود من هستم 

      و اونجا پذیرفتم گفتم درسته من مقصرم من چه افکاری داشتم که اونجا با این روی پدرم مواجه شدم اول فکر میکردم خواهرهای من دوست ندارن من برم خونه پدرم شهرستان مخصوصا خواهر کوچیکم که پدرم اون خونه رو کلا داده بود به اون 

      بعد از مراسم وقتی اومدیم خونه از خواهرم پرسیدم احساس کردم فکرم درست بود میخواستم از اونها بپرسم ولی وقتی این فایل گوش دادم بیخیال شدم اینو پذیرفتم که مقصر من بودم من حتما افکار منفی داشتم که با اون رفتار پدرم مواجه شدم 

      و این شعر نمیدونم نوحه است نمیدونم وقتی عموی من بهشتی شده بود این نوار کاست براش گذاشته بودن و منم این چند روزه این یادم میومد اینو موقع انجام کارهام گاهی تکرارش میکردم  بابای خوب و مهربانم این سه کلمه افتاده بود تو دهن من من با همون آهنگ میخوندم 

      بعد یهو یادم افتاد که پدر من خیلی مهربون بود همیشه به من زنگ میزد ببینه من حالم خوبه خلاصه این شد که این فکر تز سرم رفت که رفتار پدرم منو اذیت می‌کرد و دیگه فکرشو نکردم 

      واقعا چقدر بد که ما تو یه چیزی گیر کنیم اون روزا خیلی اتفاق می‌افتاد من گیر میکردم الان الانه هم که هست دختر بزرگ من میکه من عمه خودم نمیبخشم چرا چون میگه هر وقت میرفتیم خونشون تو رو به گریه مینداخت و منم پا له پای تو گریه میکردم اون زمان دختر من ۱۲ ساله بود 

      و این خیلی بد چرا چون اون طرف که بهشتی شد رفت چند سال هم گذشته بیشتر از ۷ سال اما دختر من یادش نمیره این فقط فقط باعث آزار خودش میشه یه جور خود آزاری بحساب میاد دیگه 

      اما من بعد از اینکه دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند شروع کردم کم کم بخشیدمش طی چند بار بخشش 

      و این مثل این میمونه که یه استادی میگفت دخترم کلیپش برام فرستاده بود میگفت عصبانی شدن مثل این میمونه که تو خودتو تنبیه ونی بخاطر اشتباهی که دیگری انجام داده 

      یا در کتابی خوندم که مثل این میمونه که من ذغال داغی رو بردارم به طرف شخص دیگه پرتاب کنم چی میشه اون طرف که نمیسوزه من دستام میسوزه اصلا زغال به اون هم نمیرسه 

      واقعا اشتباه که گیر کنیم در موضوعی و این میشه تنبیه کردن خودمون دیگه وقتی من فکر بد داشته باشم احساسم بد فرکانس بد دارم در نتیجه احساس بد ارسال میکنم خداوند هم پاسخ احساس منو میده میگه ببین این بنده من چقدر از این موضوع خوشش اومده که آنقدر تغییر احساسی داشته 

      من تصمیم گرفتم که بزرگ بشم دیگه هر کسی حرفی زد ناراحت نشم بگم من نمیخوام احساسم بد کنم و رد بشم از این موضوع بزرگ بشم 

      خدایا من میخوام بزرگ بشم میخوام بزرگتر از مشکلاتم بشم از اونها رد بشم خدایا تو کمکم کن 

      و اینکه در زمان حال زندگی کردن 

      من خیلی دوست دارم در زمان حال زندگی کنم دوست دارم امروز برای امروز زندگی کنم دوست دارم بتونم از هر لحظه زندگیم نهایت لذت ببرم 

      درستکه من می‌پذیرم هیچ وقت نمیشه که همیشه حال ما خوب باشه همیشه اتفاقات خوب برامون رخ بده بالاخره ما هم بخش منفی وجود داریم نمیشه اونو نادیده بگیریم 

      ولی میتونیم با توجه کردن به چیزهایی که دوست داریم با توجه کردن به علاقه مندیهامون در لحظه حال زندگی کنیم الانمونو خوش باشیم ازش لذت ببریم کاری انجام بدیم که حال ما رو خوب میکنه و این باعث میشه کمتر حالمون بد بشه و ترازو مثبتهامون سنگین تر بشه در نتیجه افکار بد هست ولی ما بزرگ شدیم ازش رد میشیم در نتیجه افکار خوبمون بیشتر میشه ترازو سنگین میشه و اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگیمون میشه 

      اینجوری زندگی لذت بخشی خواهیم داشت چون اتفاقات خوب پشت سر هم برامون رخ میده 

      اینم بگم نمیدونم در تمرین قبای گفتم با نه اما بگم بهتر 

      که چطور میشه اتفاقات خوب پشت سر هم برای انسان‌ها رخ میده یا اتفاقات بد پشت سر هم رخ میده 

      این یه پروژه رو طی میکنه 

      که وقتی ما سعی کنیم وقتی اول صبح از خواب بیدار میشیم حالمونو خوب کنیم یعنی احساس شادی کنیم خوشحال باشیم سپاسگزار باشیم که به روز دیگه زنده هستم و به چیزهای خوب فکر کنیم حرف بزنیم 

      این باعث میشه ما در فرکانس احساس خوب قرار بگیریم وقتی این احساس خوب تا شب نگه داریم و حال دلمون تا شب خوب باشه 

      باعث میشه احساس خوب ارسال کنیم و خداوند هم پاسخ احساس خوبی رو خیلی فراتر از انتظارمون برامون می‌فرسته به شکل اتفاقات خوب شرایط خوب موقعیت خوب سلامتی شادابی خنده و…..

      برامون می‌فرسته و ما اونها رو دریافت می‌کنیم بعد حال خوب ما بیشتر میشه و اگر بتونیم در تمام جنبه‌ای زندگی این پروسه رو طی کنیم حال دل خوبمون احساس خوبمون بیشتر میشه 

      و بازم احساس خوب بیشتری رو به خداوند ارسال می‌کنیم و خداوند پاسخ احساس خوب ما رو میده و ما دوباره احساس خوب بیشتر و بیشتر بیشتر تجربه می‌کنیم و این پروسه هی تکرار میشه اینجوری میشه افرادی که در مدار فرکانس خوب هستن اتفاقات خوب پشت سر هم تجربه و زندگی میکنن 

      و برعکس اونم میشه وقتی ما صبح از خواب بیدار بشیم خسته کسل بی حوصله باشیم این اتفاق ته باعث میشه اون روزمون خراب بشه بلکه باعث میشه روزهای دیگه زندگی ور نهایت کل زندگیمون هم خراب بشه 

      چرا چون ما صبح حالمون بد در فرکانس احساس بد قرار داریم این باعث میشه خداوند پاسخی که برای ما می‌فرسته از نوع احساس بد باشه و بعد ما دوباره حالمون بدتر میشه دوباره احساس بد بیشتر رو می‌فرستیم و خداوند هم پاسخ احساس بد ما رو به شکل اتفاقات بد بیماری نامیدی ترس نگرانی یاس و….ارسال میکنه 

      و ما دوباره حالمون بد میشه و این پروسه ادامه داره و ما اتفاقات بد پشت سر هم تجربه و زندگی می‌کنیم 

      ولی خدارو شکر میکنم ما در این مسير الهی قرار دارین آگاهی‌های خوب دریافت می‌کنیم و یاد میگیریم چطور باید با مسائل مشکلات برخورد کنیم بزرگ بشیم و ما بیشتر روز حالمون خوبه اتفاقات خوب پشت سر هم دریافت می‌کنیم 

      این وسطهای گاهی هم اتفاق بد دریافت می‌کنیم بواسطه همون فکرهای منفی که به ذهنمون دادیم ولی ما بزرگ شدیم ما یاد گرفتیم که وقتی به یه مسئله‌ای در زندگی برخورد کردیم دیگه دربارش صحبت نکنیم به کسی نگیم سعی کنیم اونو نادیده بگیریم ازش عبور کنیم 

      من یاد گرفته بودم وقتی به چیز ناراحتت کننده یا موضوعی که من دوست ندارم تجربه کنم برخورد کردم 

      مثلا مثل بی پولی دیگه به اون فکر نکنم بجای اون به این فکر کنم که فکرشو بکن اگر من پول داشتم چکار میگردم کجاها میرفتم به چه کسانی خدمت میکردم و ….

      یعنی به پول داشتن و خرج کردن اون فکر میکردم اینجوری هم فکر منفی نمیکنم هم احساس بد گیر نمیکنم هم حال دلم خوب کردم 

      و الانم سطح بالاتر اونو یاد گرفتم که وقتی با مسئله ای برخورد کردم بزرگ بشم دربارش صحبت کنونی به کسی بازگو نکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۱ ۲۰:۲۴
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,251 کلمه

      من  فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر 

      کردن

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم  و دوستان گرامیم 

      میدونید استاد خیلی دلم میخواد که از زندگیم لذت ببرم برای اینکه من بتونم از زندگیم لذت ببرم باید چکار کنم باید به چیزهای منفی توجه نکنم حتی کلکات منفی هم انرژی دارن باعث میشن حال من بد بشه من نتونم از زندگیم لذت ببرم پس در نتیجه ا ز اونها هم استفاده نمیکنم 

      حتی کلماتی مثل غیبت تهمت بیماری زشت تنبل بی عرضه و …..هم انرژی دارن پس ز این کلمات استفاده نمیکنم در نتیجه یکم بیشتر میتونم از زندگیم لذت ببرم

      بعد بعدافکار منفی انرژی منو بد میکنه سعی میکنم افکار منفی کمتری داشته باشم و بعضا نداشته باشم اینم یکم بیشتر حال منو خوب میکنه من میتونم بیتر ز زندگیم لذت ببرم 

      اینکه به حرفای ناراحت کننده دیگران توجه نکنم ناراحت نشم  اینک سعی کنم به چیزهایی که دوست دارم فکر کنم بهچیزهایی که علاقه دارم وارد زندگیم بشن فکر کنم تا حالم خیلی خوب کنم در نتیجه چی میشه من میتونم از زندگیم لذت ببرم 

      من خدا رو شکر میکنم که منم تونستم شرایط زندگیمعوض کنم از اون شرایط به این شرایط برسم خیلی خوشحالم و سپاسگزار شما استاد عزیزم هستم چرا که اگر اگاهی های شما نبود من همون انسان چهار سال پیشم بودم با پکیج مشکلات خدایا شکرت من هدایت حمایت همراهی کردی تا الان این حال دل خوب تجربه و زندگی کنم

      شما استاد بهترین الگو بهترین استاد بهترین و بهترینها هستید خدایا شکرت که شما هستید و اگاهیهاتونو در اختیار ما رار میدید تا ما هم دنیای خودمونو بسازیم بینهایت سپاسگزارم 

      استاد من نمیگم همیشه شاد باشم هیچ مسیله ای تو زندگیم نباشه ولی دوست دارم شرایطم کلا یه تغییری کنه  در همهجنبهای زندگی پیشرفت چشمگیری رو تجربه کنم به یه تغییر بزرگ در زندگی نیاز دارم 

      استاد الانم سوالم یادم افتاد در گروه دور می سوالم مطرح کردم ولی شما در گروه نبودید گفتم یکبار دیگه اینجا م مطرح کنم استاد یادم در یکی ز دورها یه فایلی داشتید فکر کنم در دوره خدا هرگز دیر نمیکند باشه دقیق یادم نیست از بزرگ شدن صحبت کردید گفتم میشه درباره بزرگ شدن یکم توضی بدید منظورم اینکه چکار کنم بزرگتر بشم یادم یه تمرینی داشت یه توضیحی داشت ولی من یادم نمیاد میشه لطفا توضیحی دید جواب سوال منو بدید ممنون میشم 

      ما هم همین جور هستیم همیشه با مشکلات برخورد میکنیم اونو حل میکنیم ازش عبور میکنیم تجربه کسب میکنیم و تصمیم گرفتی که دفعه بعد اینکارو انجام نمیدم فلان کرو میکنم اینجوری رشد کردیم دیگه 

      مثلا من اوایلی که اومدم عضو سایت شدم بلد نبودم چجوری تمرین بنویسم یک روز تمام وقت میذاشتم برای نوشتن تمرین اول تک تک گفته ای شما رو به متن تبدیل میکردم بعد اونا رو عیننا تقریبا در سایت مینوشتم یه مدت شاید نزدیک یکسال اینجوری تمرین مینوشتم بعد یه فایلی گوش دادم شما گفتید نیازی نیست به متن تبدیل کنید چیزی که درک میکنید بنویسید دیدم تمریناتم خیلی کم میشه بعدا گفتید که یه درس کلی متن درم نیم ساعت صحبت کردم یادم افتاد باید ز متن هم تمرین بنویسم بعدا یه یلی گوش دادم که طریقه نوشتن تمرین گفته بودید الانم یاد گرفتم هرفایلی که گوشمیدم هر چیزی یاد گرفتم بیام بنویسم خیلی عالی و لذت بخش بود احساس میکنم اینجوری سطح بیشتری از فایل درک میکنم خلاصه بگم بینهایت سپاسگزارم 

      میدوند استاد بخاطر اینکه ما انتظار نداشتیم ا ز اون طرف که چنین رفتاری با ما داشته باشه در واقع توقع ندریم رای همین اون مسیله در زندگی ما بزرگ به نظر میاد اما وقتی به خودمون بگیم اینجا مقصر خود تو هستی خیلی راحتر و بهتر میتونیم بپذیریم اون مسیله رو و دیگه تو نمیمونیم برای منکه اینجور یه ز وقتی میپذیرم مقصر اون رفتار بد دیگران خودم هستم سریع  اون مسیله خارج میشم دوبارهحالم خوب میشه و دیگه ز دست اون طرف ناراحت نیستم یا نمیشم و زود رد میشم از اون موضوع دلی تا وقتی نپذیرفته بودم که مقصر خودم بودم که لانی فلان رفتار با من داشت من گیر میکردم تو اون وضوع که هیچ هر وقت یادم میافتاد ناراحت میشدم اما الان یادمم بیافته ناراحت نمیشم چون یاد گرفتم سریع بپذیرم 

      خدارو شکر میکنم  ک اون زمانها اینجوری بودم یه مسیله میشد تا شب که حتما حالم بد میموند تازه صبح هم بیدار میشدم یادم میافتد دوباره حالم بد میشد با کسی حرف نمیزدم حوصله هیچ کاری نداشتم 

      ولی خدارو شکر م از همون اوایل ورود من به سایت یاد گرفتم تو حال بد نمونم یاد گرفتم حالم دوباره خوب کنم و من گاهی هم میشد که الانم میشه وقتی ز کسی کسی انتظار چنین  برخوردی ندارم تو حال بد میمونم ولی خدارو شکر شکربازم تو حال بد موندنم متفاوتر متفاوتراز قبل 

      من یاد گرفتم وقتی اتفاقی افتاد که حالم بد کرد گیر نکنم و‌زود حالم خوب میکردم و گاهی یادم میافتاد یا کسی درباره اون موضوع حرفی میزد من دوباره حالم بد مید ولی ولی بازم میمومدم یه فایلی گوش میدادم یا تمرینم مینوشتم از حال بد خودم و بیرون میکشیدم 

      و‌الان که موضوع پذیرش مقصر مقصرزندگی پذیرفتم یعنی پذیرفتم که من مسیول ١٠٠%زندگی خودم هتم خیلی ارامتر ارامترشدم خیلی راحتر از مسیله خارج میشم و تو تومسیله گیر گیرنمیکنمد

      الان همین طور طوردیگه همسر همسرمن همسرمن خیلی خیلی مرد مهربانی اما طفلک یاد یادنگرفته نیاید نیایدتو حال بد بمونی هنوز دلش نمیاد برای پدر من یه چیزی بخره برای فاتحه خونی من باید بایددست ستخالی برم سر سرمزار پدرم خیلی ناراحت میشم میشم ولی ولی میگم اشکالی نداره بهتر از اینکه لقمه حرام بدم مردم بخورن همش میگه فلان کارو با بچه خودش کرد گذشت هنوز هنوزنتونسته تجربه کنه 

      استاد استادالان در خانواده ما اینجوری من به مسایل گیر گیرنمیدم عبور عبورمیکنم بقیه افراد گیر میدن دختر کوچکم کمتر گیر گیرمیده 

      استاد بزرگ شدن به این معنا بود 

      الان که اون فردی که داره بهتراز من زندگی میکنه مسایلی پیش میاد حلش میکنه عبور عبورمیکنه از ون مسیله این میشه بزرگ شدن 

      استاد وقتی منم منم فکر میکنم میبینم ما کشاورزها وقتی  درخت البالو  رو که  پیرمیشه از ازته میبریمش چون دیگه سفت سفت شده تنش قابل خم شدن شدننیست نمیشه البالو اونو بچینی 

      ولی سال دیگه میبینم چند چندتا نهال کنار اون در دراومده یا وقتی شاخهای بالای بالای درخت میبری سال سال بعد یه شاخه دیگه از ١٠ سانتی اون در دراومده و واین باعث باعثامیدوری کشاورز کشاورزمیشه و کشاورز کشاورزبا خیال راحت درخت  هرس میکنه 

      و واونهاییه درخت درخت انگور دارن میدونن هر هرسال فصل فصل بهار وقتی برگهایدرخت یکم بزرگ میشن میان شاخهای درخت کوتاه میکنن  چرااینکارو کاروانجام دادن    ولی بعدا شنیدم این کارباعث میشه درخت تقویت  بشه انگور بیشتری بد ه 

      من میخوام نگاهم  به زندگی نگاه صحیح صحیح باشه من میخوام به گذشته گذشته فکر نکنم کنم زندگی الانم تباه کنم میخوام بگذرم صبح دعو کردم کردم با همسرم تمام شد گذشت من میخو ام از زندگیم زندگیم لذت ببرم میخوام الانم الانمزندگی کنم 

      من  خیلی دوست دارم در درلحظه حال زندگی کنم پس میخوام به گذشته فکر فکرنکنم من میخوام  از الانم لذت ببرم استاد واقعا این ایده خوبی که منکه نمیدونم تا کی زنده هستم  پس چرا چرااز الانم الانم لذت نبرم استاد من مندر چنین شرایطی اینو اینومیگم  ولی بعدش هم میگم که خدایا من فعلا قصد قصدمردن ندارم 

      استاد استادالهی همیشه زنده باشید چون  افراد زیادی در اینده به شما نیاز دارن 

      استاد دختر دخترعموی من  همسرشونو    ااردیبهشت از ازدست دادن هنوز هنوزهنوزه بیتابی میکنن چقدر چقدرباهشون صحبت کردم تایکم حالشون حالشون خوب شده به من میگه شما که که انقدر خوب صحبت میکنی چرا با باخواهرت  قهرهستی منگفتم چند چندبار  رفتم باهاش اشتی کنم  اما نپذیرفتم منم بیخیال شدم 

      من تصمیم گرفتم که به چیزهایی که  دوست ندارم فکر نکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۳ ۱۱:۲۵
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 753 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و خلق کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من فکر میکردم در این قسمت مشکل ندارم یعنی نگاهم به زندگی نگاه خوبی 

      ولی شما امروز اشاره کردید که نمیشه همیشه اتفاقات خوب در زندگی ما رخ بده ما یه خانم فریبکار هم داریم که همیشه آتیش بیار معرکه هست 

      من پنج شنبه گذشته میخ استیم بریم شهرستان همسرم از صبح که بیدار شد عصبانی بود و عجله داشت که زودتر بره شهرستان گفتم حالا رسیدی الان شهرستان کجا میخوای بری باید در مسجد باز بشه که تو بری پس صبر کن 

      خلاصه اون عصبانی بود کل روز منو تلخ کرد چون تا می‌رفت یادم بره یه موضوع دیگه میومد وسط یه سری هم در اون باره غر میزد من مونده بودم که من چه فکری داشتم در اون همزمانی قرار گرفته بودم 

      خلاصه نه تنها اون روز بلکه فردای اون روزم تاثیر گذاشت 

      و اشکال من اینکه نگاهم نتونستم به خوبی در زندگی اصلاح کنم البته خیلی اصلاح کردم ولی هنوز تموم نشده 

      منم این نگاه دارن مثلا پنج شنبه بعد امروز شنبه است سالگرد داماد عموی منه پارسال در چنین روزی پدر من یه رفتاری با من داشت 

      که براتون تعریف کردم که الکی گفت کلید نیوردم و اینا الان یکسال داره میگذره من گاهی بادم میاد و سعی میکنم بهش فکر نکنم ولی اولش ناراحت میشم 

      وقتی در حسینیه بودم گفتن هفته بعد سالگرد فلانی یهو یه تغییر احساسی عجیبی تجربه کردم ناراحت شدم یادم افتاد به اون اتفاق و خانم فریبکار آتیش بیار معرکه میگفت آهان دیدی بابات پارسال اون کارو کرد امسال بچه هاش هم یاد گرفتن دست به یکی کردن تو رو پیچوندن 

      من یاد گرفته بودم که نباید در اتفاقات بمونم گیر کنم ولی یکم گیر کردم و سریع یادم افتاد گفتم ولش کن فورا به انگشهای دستم توجه کردم میگفتن من به خدا ایمان دارم 

      و حال خودم خوب کردم با اینکه پدر من بهشتی شدن با اینکه یکسال گذشته ولی گیر کردن هست 

      من امروز یاد گرفتم امروز زندگی کنم امروز یه روز جدید خداوند توجهی به دیروز  من نداره 

      من یاد گرفتم وقتی میخوام گیر کنم به یک موًولی و خانم فریبکار میاد وسط هیزم میریزه تو این آتیش شدتشو  زیاد میکنه من ناراحت میشم 

      نگاهم تغییر بدم به اون موضوع توجه نکنم دربارش فکر نکنم بیام به یه موضوع دیکه فکر کنم مثلا به گلهای قالی نگاه کنم هواسم پرت کنم به اینکه چطور این فرش بافته شده فکر کنم هواسم پرت کنم 

      امروزم یاد گرفتم وقتی اتفاقی میافته که باعث ناراحت شدن من میشه بهترین راه اینکه دربارش حرف نزنم و بهش فکر نکنم چون باعث رشد اون موضوع میشم 

      امروز یاد گرفتم وقتی من درباره یه موضوعی که باعث ناراحتیم شده فکر کنم حرف بزنم خداوند فکر میکنه من از این موضوع خیلی خوشم میاد و حرف زدن من درباره این موضوع یه جور درخواست دادن من دارم به خدای خودم میگم که خدایا من از این موضوع خیلی خوشم میاد لطفا از اون در زندگی من زیاد اتفاق بیافته 

      و خداوند هم پاسخ احساس من  میده اون  افزایش میده قانون سیستم خداوند به این شکل و برای همه یکسان 

      و واینکه باید از طبیعت و از زندگی بچه ها از زندگی افراد متناسب و افراد موفق درس بگیریم مثال پیدا کنیم برای حل مسئله خودمون 

      من هنوز این موضوع خوب درک نکردم کلی گاهی هم میتونم مثال پیدا کنم 

      بعد اینکه یاد بگیرم در مشکلات مسائل نمونم ازش عبور کنم بزرگ بشم که باعث رشد و پیشرفت من میشه 

      من الان چند دقیقه قبل این فایل گوش دادم بعدش تمرین نوشتم این بهترین راه که هم من فایل گوش کنم هم تمرین بنویسم 

      و اگر با تمرکز فایل گوش ندیدم نمیتونیم بعدش تمرین بنویسم چون این اتفاق بارها و بارها برای من رخ داده اعصابم خورد بوده اومدم فایل گوش کنم از اون موضوع رها بشم گوش دادم اونجا متوجه میشدم ولی بعدش انگار همه چیز یادم می‌رفت نمیتونستم تمرین بنویسم 

      و خدارو شکر میکنم این فایل با آرامش گوش دادم میخواستم اولین کاری که بعد از بیدار شدنم انجام دادم فایل گوش کردن تمرین نوشتن باشه چون میخواستم اول صبحی آگاهی‌های مناسب به ذهنم بدم 

      استاد این فایل خیلی دوست دارم و تصمیم گرفتم در پوشه فایلهای طلایی خودم قرار بدم 

      منم یه پوشه درست کردم در گوشی خودم بعنوان فایلهای طلایی و هر فایلی که دوست داشته باشم البته درک بهتری از اون دارم در اون پوشه قرار بدم البته اینم بگم این دوره هر فایلی خودش یک کلید موفقیت بینهایت سپاسگزارم برای تهیه این دوره ارزشمند و بینهایت سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که به  من آموختید تا من هم بتونم تغییر کنم بینهایت سپاسگزارم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۴/۰۱/۳۱ ۱۱:۴۰
      مدت عضویت: 2130 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم خوب زندگی کردن و خلق کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      از زندگی لذت ببریم 

      واقعا استاد چرا ما انسانها اینجوری هستیم چرا تو اتفاقها میمونیم منکه اینجوری هستم میگم حقم نبود من لایق این برخورد نبودم من مگه چکار کرده بودم که این رفتار با من داشتن مگه من خواهرسون نبودم مگه من دخترشون نبودم منکه بی ادبی بهشون نکردم 

      اینا باعث میشه من نگاهم به زندگی تغییر کنه اینا باعث میشه من نتونم از این لحظه زندگی از الانم لذت ببرم باعث میشن دیکه زندگی برای من معنا یی نداشته باشه باعث میشه من خودم از اونها دور کنم و باعث میشه من گاهی این موضوع یادم بیاد و بهش فکر کنم اعصابم خورد کنم و دیکه حوصله زندگی کردن نداشته باشم 

      ولی اگر من یاد بگیرم امروز زندگی کنم  امروز یه روز جدید من میخوام امروزم زندگی کنم میخوام از الانم از لحظه حالم لذت ببرم دیگه به اون حرفها فکر نمی‌کنم 

      طوریکه اون طرف حرفش و زد رفت شاید هم الان تو این دنیا نباشه زندگیش تموم شده باشه اما من اشتباهی که مرتکب میشم اینکه میگم چرا و چند تا چرا پشت سر هم برای من ایجاد میشه آخرشم میگم خوب منو دوست نداشته دیکه 

      و لی من دارم یاد میگیرم تو اتفاقات نمونم در اتفاقات گیر نکنم به اتفاقات توجه نکنم به الانم فکر کنم از الانم لذت ببرم میخوام غذا درست کنم با شوق و ذوق با عشق غذا درست کنم 

      من خیلی سعی کردم در لحظه حال زندگی کنم اما همش یادم میره تو در ذهن من نهادینه نشده که ذهنم به عادتم تبدیلش  کنه 

      ولی ناامید نمیشم ادامه میدم تمرینم ادامه میدم تا بالاخره به عادت من تبدیل بشه 

      تنها راهی که میتونم زندگی کنم با آرامش همین باید آگاهی‌ها رو عمل کنم باید یاد بگیرم هر چیزی که امروز در این فایل یاد گرفتم در طول روز زندگیش کنم 

      من در این فایل یاد گرفتم در لحظه حال زندگی کنم لحظه حال یعنی چی  یعنی توجه کردن به اون کاری که میخوای انجام بدی 

       و چقدر بد و زشت که درباره موضوعاتی ‌که دوست نداریم صحبت کنیم  هم زشته از این جهت که پشت سر دیگری حرف زدیم هم زشته چوم داریم به خداوند میگیم من از این اتفاق خیلی خوشم اومده خیلی لذت بردم لطفا در زندگی من بیشتر اتفاق بیافته 

      و خداو ند هم من هر درخواستی کنم اجابت میکنه پاسخ میده در نتیجه اتفاقات بد در شکل‌های مختلف وارد زندگی من میشه 

      ممکن یهو سرم درد بگیره ممکن یه چیزی خراب بشه ممکن بخورم زمین پاهام درد بگیره و….

      و اینکه من خدارو شکر میکنم که هر کسی هر رفتاری با من داره من جواب نمیدم فقط به حرفش گوش میدم نگاهش میکنم 

      و بعدا پیام خونه اگر غریبه باشه بگم چرا اینو نگفتم اون اینو گفت منم باید اینو میگفتم یا من باید حسابشو برسم پررو میشه خدارو شکر اینجوری فکر نمی‌کنم حتی اگر غریبه باشه 

      و خدایا به من کمک کن تا من یادم نره در ذهنم این آگاهی نهادینه بشه ‌که امروز باید زندگی کنم از لحظه لحظه اون لذت ببرم سپاسگزار خداوندم باشم در مورد هر چیزی که دوست ندارم وارد زندگیم بشه صحبت نکنم و گسترش ندم و تقاضا نکنم 

      خدایا تو را سپاس برای تک تک این کلمات که زندگی منو می‌سازه و خدایا سپاس برای وجود استادم که برای ما در نظر گرفتی و به او حرفاتو میزنی و استادم اون حرفها رو برای ما بیان کنه بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا