سالها دنبال راهی بودم که آسان ترین روش لاغری بدون بازگشت رو پیدا کنم. روشی که هم لذتبخش باشه، هم واقعی.
هر رژیمی که شروع میکردم، اولش خوب بود ولی بعدش تبدیل میشد به شکنجه! 🤯
اما وقتی با لاغری ذهنی آشنا شدم، انگار ذهنم دستم رو گرفت و گفت: «اینبار مسیر رو با هم میریم، بدون فشار، با احساس خوب…» 💛🧠
توی این مقاله میخوام برات از ۷ دلیل مهمی بگم که چرا لاغری با ذهن هم آسونه، هم بدون بازگشت…
🟩 ذهن دنبال لذت میگرده، نه رنج!
ذهن ما درست مثل یه بچهست 👶. بچهها وقتی تهدیدشون میکنی شاید برای چند دقیقه آروم بشن، ولی خیلی زود دوباره به همون کاری که منعشون کردی برمیگردن.
چرا؟ چون ذهن بچه (و ذهن ما!) با زور و تهدید سازگار نیست.
ذهن ما از رنج فرار میکنه و به سمت لذت کشیده میشه. 🎯

من سالها رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم، خودمو از غذاهایی که دوست داشتم محروم کردم. اما همیشه یه چیزی کم بود. ذهنم همش مقاومت میکرد! چون ذهنم لاغر شدن رو مساوی با سختی و رنج میدید.
🔄 ولی از وقتی وارد آسان ترین روش لاغری با ذهن شدم، همهچی عوض شد.
یاد گرفتم که اگه میخوام ذهنم باهام همراه بشه، باید لاغر شدن رو براش لذتبخش کنم. نه اجبار، نه محرومیت، نه گناه غذا خوردن… بلکه آزادی، شادی، سبک شدن، زیبایی، و حس خوب.
🍕 مثلاً تصور کن بدون عذاب وجدان پیتزا بخوری، اما همچنان متناسب بمونی. 🤯 این یعنی ذهن تو دیگه پیتزا رو با گناه و محدودیت نمیشناسه؛ بلکه با قدرت انتخاب آگاهانه میشناسه.
در آسان ترین روش لاغری یاد میگیری چطور مسیر لذت رو به سمت متناسب شدن هدایت کنی. نه با گفتن «نخور!»، بلکه با یاد دادن به ذهن که «میتونی بخوری، اما الان نمیخوای، چون متناسب موندن برات لذت بیشتری داره.» 🎁
👗 فکر کن بتونی لباسهای مورد علاقتو راحت بپوشی، سبک راه بری، با انرژی از خواب بیدار شی، تحسین اطرافیان رو دریافت کنی… ذهن عاشق این لذتها میشه!
تا وقتی ذهن تو فکر کنه پرخوری لذتبخشه، تو هیچوقت واقعاً نمیتونی لاغر شی جتی اگه با زور و محدودیت وزن کم کنی، چون برمیگرده.
ولی وقتی ذهن رو تربیت میکنی که از متناسب بودن لذت ببره، اون وقته که لاغری میتونه پایدار، آسان و لذتبخش باشه. 😍
🧠✨ ذهن دنبال لذت میگرده، نه رنج! و لاغری با ذهن، هنره اینکه این لذت رو به مسیر درست هدایت کنی.

🟧 لاغر شدن ذهنی، پایدارتر از لاغری فیزیکیه
🌿 اگه تا حالا رژیم گرفتی، میدونی همیشه باید یه چیزی رو از زندگیت حذف کنی: یا نون، یا برنج، یا شیرینی، یا مهمونیهای دوستانهای که با غذا همراهه! اما سوال اینجاست: تا کی میتونی این حذفها رو ادامه بدی؟ 🤷♀️
واقعیت اینه که توی روشهای معمول لاغری، بیشتر با جسمت کار داری. بهش فشار میاری، محدودش میکنی، گرسنهاش میذاری… ولی ذهنت چی؟ ذهن هنوز همون ذهن عاشق غذاست! 🧁🍟
در آسان ترین روش لاغری، چیزی حذف نمیشه؛ فقط جایگاهها تغییر میکنه. مثلاً غذا از «منبع آرامش» تبدیل میشه به «یکی از انتخابهای روزمره».
ذهن یاد میگیره که به جای پناه بردن به یخچال، با احساساتش روبهرو بشه. این یعنی یه تغییر اساسی، یه تحول پایدار! ✨
من خودم با همین روش، حدود ۴۰ کیلو وزن کم کردم. بدون اینکه از غذای مورد علاقهم دل بکنم یا ساعتها عرق بریزم توی باشگاه. فقط ذهنم رو آموزش دادم… با تمرین، با تصویرسازی، با تکرار، با عشق 💖
📌 توی این مسیر فهمیدم که آسان ترین روش لاغری اونیه که با درونت هماهنگه. نه اونکه هر روز با خودت بجنگی. وقتی ذهنت متناسب بشه، بدن خودش دنبالش میاد، بدون درد، بدون بازگشت.
🎯 چون در لاغری ذهنی، ما اول ریشهی اضافهوزن رو اصلاح میکنیم: یعنی طرز فکر و فرمولهای ذهنیای که باعث پرخوری و چاقی شدن. و وقتی این ریشهها تغییر کنن، دیگه نیاز نیست مدام شاخهها رو قیچی کنیم!
🧠 نتیجهاش؟ بدنی متناسب، رفتاری آگاهانه، و ذهنی که عاشق آرامشه.
پس اگه دنبال روشی هستی که هم پایدار باشه، هم لذتبخش، بدون شک باید بگم:
آسان ترین روش لاغری، لاغری با ذهنه. نه فقط چون سادهست، بلکه چون موندگاره. 🌈

🟪 ذهن به فشار پاسخ معکوس میده
تا حالا شده با خودت عهد ببندی که از فردا رژیم بگیری؟ 🥦
همه چی رو بنویسی، از خوردن خیلی چیزها بگذری، حتی لباس ورزش بخری و با انگیزه بری باشگاه… اما بعد از چند روز، کمکم همه چیز رها بشه؟! 😩
آره! این داستان تکراری خیلی از ماست…
چرا این اتفاق میافته؟ چون ذهن ما ذاتاً با فشار مشکل داره! 🧠❌
وقتی بهش بگی «نباید»، «نخور»، «نرو»، «باید حتماً ورزش کنی»… ذهنت این دستورات رو مثل تهدید تلقی میکنه. و واکنش طبیعیش چیه؟
مقاومت! درست مثل یه بچهی لجباز که وقتی بگی نکن، بیشتر هم انجامش میده 😅👶
من سالها این اشتباه رو تکرار کردم. هر بار که رژیم گرفتم یا تمرین سختی رو شروع کردم، ذهنم توی سکوت آماده میشد برای یه شورش حسابی! چون هر چی فشار بیشتر میذاشتم، مقاومت هم بیشتر میشد.
اما از وقتی با آسان ترین روش لاغری یعنی لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم چارهاش جنگیدن با ذهن نیست؛ بلکه دوست شدن باهاشه 🕊️❤️
تو این روش، ما به ذهن فشار نمیاریم. برعکس! بهش یاد میدیم که متناسب بودن میتونه لذتبخشتر از چاقی باشه. از طریق تکرار، تصویرسازی، و ارتباط با احساسات خوب، ذهن کمکم همراه میشه، نه مخالف.
🌿 به جای اینکه بگی «من نباید فلان چیز رو بخورم»، یاد میگیری بگی «من ترجیح میدم اینو نخورم چون هدفم مهمتره.»
این یعنی تغییر از درون…
یعنی آموزش ذهن با آسان ترین روش لاغری و تغییر از درون، دقیقاً اون چیزیه که رژیمها هیچوقت نمیتونن بهت بدن. چون رژیمها فقط روی جسم تمرکز میکنن، نه ذهن!
✳️ وقتی ذهن در مسیر قرار بگیره، لاغر شدن نهتنها سخت نیست، بلکه هیجانانگیزه. و اینجاست که میفهمی چرا لاغری ذهنی، واقعاً آسان ترین روش لاغری دنیاست.

🟦 ذهن لاغر، رفتار غذایی رو اصلاح میکنه
یکی از بزرگترین رازهای آسان ترین روش لاغری اینه که به جای اینکه فقط به خودت بگی «نخور!» یا «کم بخور!»، میفهمی چرا پرخوری میکنی و ریشههای ذهنی اون رو پیدا میکنی. 🧐🍽️
وقتی به عمق ذهنت نگاه کنی، میبینی بسیاری از پرخوریها ناشی از احساساتِ نادیده گرفته شده، استرس، یا عادتهای ناآگاهانه است.
ذهنِ لاغر یاد میگیره این احساسات رو بشناسه و باهاشون درست برخورد کنه، بدون اینکه دنبال غذا باشه برای فرار یا تسکین.
✨ در روش لاغری با ذهن، تغییر فقط ظاهر رفتار نیست، بلکه تغییر از ریشههای ذهنی شروع میشه.
مثل اینکه به جای اینکه فقط روی پوشاندن یه زخم سطحی کار کنی، زخم رو درمان میکنی تا دیگه خونریزی نکنه.
این اصلاح رفتاری، باعث میشه که:
- میل به پرخوری کم بشه
- انتخابهای غذایی آگاهانهتر بشه
- و راحتتر بتونی از لذتهای واقعی زندگی بهره ببری، نه فقط از غذا! 🎉
با تمرینهای ذهنی، فایلهای صوتی، تصویرسازی و نوشتن، میتونی به ذهن ناخودآگاهت آموزش بدی که به جای خوردن بیرویه، از لاغر بودن لذت ببره.
این دقیقاً همون چیزی هست که آسان ترین روش لاغری رو از همه روشهای دیگه متمایز میکنه.
🟨 آموزش ذهن ناخودآگاه، کلید اصلی لاغریه
ذهن ناخودآگاه ما مثل سیستم عامل کامپیوتر بدنمون عمل میکنه 🖥️. تا وقتی که این سیستم عامل درست برنامهریزی نشده باشه، هر کاری هم بکنی، نتیجه واقعی نمیگیری.
در روش آسان ترین روش لاغری، آموزش ذهن ناخودآگاه اولین و مهمترین قدمه. ما یاد میگیریم چطور به ناخودآگاه پیام بدیم که لاغر شدن نه تنها ممکنه، بلکه لذتبخشه و به نفع همه جوانب زندگیمونه. 🧠💡
وقتی ناخودآگاهت این پیام رو بپذیره، رفتارهای روزمره مثل انتخاب غذا، میزان خوردن و حتی تمایل به ورزش کردن خودبهخود تغییر میکنه.
این یعنی دیگه نیازی نیست با زور و اجبار رفتار خودت رو کنترل کنی، چون ذهن تو با تو همکاری میکنه، نه علیه تو!
📚 تحقیقات دانشگاه هاروارد هم نشون میده که با مداخلات شناختی میشه عادات غذایی رو تغییر داد و کاهش وزن پایدار داشت، حتی بدون تغییرات سخت در کالری مصرفی.
پس هر چقدر بیشتر روی آموزش ذهن ناخودآگاهت کار کنی، راحتتر و سریعتر به هدف لاغری میرسی. این همون راز اصلیه که آسان ترین روش لاغری رو از سایر روشها متمایز میکنه! 🌟

🟫 لاغری ذهنی، آسان ترین روش لاغری بدون بازگشت واقعی
شاید تا حالا کلی رژیم و روشهای مختلف رو امتحان کرده باشی و نتیجه نگرفتی. دلیلش اینه که اکثر روشها فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدن، نه ریشه و اصل قضیه رو.
در آسان ترین روش لاغری، وقتی ذهنات تغییر میکنه، تصویر ذهنیات از خودت هم تغییر میکنه.
این تصویر جدید باعث میشه بدن تو دیگه اجازه نده چاق بشی، چون ناخودآگاهت نمیذاره به اون حالت برگردی.
👗 متناسب شدن دیگه یه پروژهی موقتی نیست، بلکه بخشی از هویت و زندگی روزمرهات میشه.
وقتی ذهنت و بدنت هماهنگ باشن، لاغری پایدار و بدون بازگشت تضمین میشه.
پس با آسان ترین روش لاغری نگران بازگشت وزن نباش؛ چون با این روش ذهنی، مسیر لاغری تو دیگه راه برگشتی نداره! 💥💚
💡 پیشنهاد ویژه من به تو: دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یک سفر فوقالعاده ذهنی و کاربردیه که گام به گام تو رو همراهی میکنه تا ذهن ناخودآگاهت رو برای متناسب شدن آماده کنی.
تو این دوره یاد میگیری چطور با تمرینهای ساده، تصویرسازیهای مثبت و فایلهای صوتی انگیزشی، ذهن خودت رو در مسیر لاغری همسو کنی.
با «ورود به سرزمین لاغرها»، شروع کن و اجازه بده ذهن تو راه رو بهت نشون بده…🧠❤️🔥
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.99 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدا
امروز که به گذشته و تلاشهای خودم برای لاغری نگاه میکنم میبینم که هر کاری کردم یه تصمیم بوده و چند روز تلاش همراه با ناامیدی انگار از اول میدونستم نتیجه ای در کار نیست و من لاغر بشو نیستم چه باور غلط و محکمی داشتم اما امروز ایمان دارم دیگه نوبت من شده من احساس خوبی دارم من به لاغر شدنم ایمان دارم من به تمریناتم عمل میکنم من در مسیر لاغری هستم لاغری در ذهن من شروع شده من منتظر بروز جسمی لاغری وهستم و ایمان دارم یک روزی عکس من در آلبوم شگفت انگیزان قرار میگیره من لاغر میشم ایمان دارم
سلام خدمت عزیزان
من مشتاق لاغر شدن هستم
سالها دنبال لاغری دوییدم هر کسی هر روشی رومیگفت من انجام میدادم یعنی اینجوری بگم ک سالها من جوون کندم ب لاغری و تناسب برسم ولی همیشه موقتی و خیلی زودگذر بود و باز برمیگشتم سر جای قبلیم یا حتی بدتر ،من مشتاق لاغر شدن بودم ولی اشتیاق من تنها کافی نبود،و ذهنم با توجه ب فرمول ها و نگرش های من برعکس خواسته من مشتاق تپل بودن و چاق شدن بود و من هر چی از روش های مختلف تلاش میکردم باز ذهنم در کوتاه ترین زمان و با لذت منو ب سمت چاقی میکشوند چون از نظر اون من بایدتپل باشم چون ژنتیکم اینه ،چون استخون بندیم درشته و استخون بندی درشت نمیتونه لاغر باشه واگه لاغر باشه خیلی زشت میشه ،چون تپل از صورت صاف و خوشگله وقوی هست و مریض و زرد و رنگ ورو رفته نیس و کلی از این نگرش ها ک میتونم بگم بیشترشو هر روز مامانم تکرار میکرد و الانم همینطور ،ولی من اینبار اگاهی دارم و نسبت ب حرفایی ک میزنه سعی میکنم ک اول وردی نداشته باشم وتوجهم ب چیز دیگه باشه و بعدش میشیم و تمام باورهای مخالف اونو برا خودم یاداور میشم و نمونه افراد متناسب زیبا وسالم روبرای خودم مرور میکنم ک چقد زیباو جذابن وتناسبولاغری چقد ادمو ظریف وخانومانه میکنه
من الان دو روزه ب شدت مریضم و مدام توی تب و لرزم ولی توی این حالمم مشتاقانه ب سایت اومدم ودیروز وامروز گوش دادم الانم با اینکه خالم رو راه نبود ولی گفتم حتی شده در حد چن خط دیدگاه ثبت کنم وایشالله ک فردا سرحال تر ادامه بدم ،من از همون اواسط شروع برای مسبر لاغریم دفتری رو برای خودم قرار دادم و برخوردامو با مواد غذایی و موقع گرسنگی و یا دریافت پیامام ک چ رفتاری انجام دادم رومینوشتم و گاهی ک وقت داشتم ی مروری میکردم وکلی از رفتارهای درستی ک انجام دادم ذوق میکردم وخودمو تشویق میکردم ک افرررین ب تو ک اینجا چقد عالی رفتار کرذی وحس و حال خیلی عالی بهم دست میداد وجاهایی هم ک گاهی توجه ب پیغام نکردم ویا زیاده زوی واشغال خوری کردم بخودم میگفتم باشه اشتباه کردی اینبار میبخشمت چون میدونم ک تو تواناییشو داری درست رفتار کنی برای اینبار اشکال نداری و جسمم یکم اضافه کاری میکنه تا این اشغالارو از بدنم برطرف کنه وبس ماهم قول بدیم ک دفه دیگه حواسمون بیشتر باشه و گاهی حتی این جمله هارو برای خودم پایین ورق مینویسم و خودمو میبخشم و تعهد میدم ک بهتر عمل کنم وبهش میگن میدونی با رفتار صحیحت قراره چی جایزه بگیری واخر مسیر ب چی برسی، براینکه بتونی سبک وزیبا باشی ب اینکه بتونی لباس های خوشگل سایز ۳۶بپوشی با هر رنگ ومدلی ک دوست داری ،قراره وقتی حلقه بدست میکنی انگشتای ظریف و زیبایی داشته باشی قراره تو لباس سفید ی شگفت انگیز باشی ولذت ببری از این زیبایی قراره سالم و سلامت باشی وفرز ،وااای ک چ حس و حال خوبی پیدا میکنن وقتی اینارو ب خودم میگم حتی الانم ک دارم مینویسم با اینکه حال جسمیم خوب نیست ولی ی حال خوش درونی بهم دست میده ک همچنان در هر شرایطی حتی اهسته در مسیر درستی ک هدایت شدم ی شگفت انگیز دیگری رو رقم بزنم و ب ایده ال خودم برسم ولذت ببرم
من هر روز گاهی برای آموزش و تکرار و عمل در مسیری ک خواسته ورویای من بود قدم برمیدارم وبا ایمانی ک ب این مسیر زیبای ذهنی دارم میدونم ک دست یافتنی هست و لذت میبرم از مسیر تا ب ایده الم برسم
خدایا سپاس ک سلامتی جسم و روح روبهم هدیه دادی من به اسانی میتونم برای همیشه با موافقت ذهنم و اشتیاق ذهنم ب تناسب ،لاغر وزیبا بشم مثل اب خوردن همون جوری ک با موافقت و اشتیاق مثل اب خوردن هر روز چاقتر میشدم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
تا اونجا که یادم میاد ازکودکی عشق به چاقی در وجودم شکل گرفت اونجا که پدرم به دختردایی ام همیشه میگفت با خواهرم کشتی بگیره ببینه کی قویتره .
اونحایکه لپ های بچه های چاق رو میکشیدن وتحسینش میکردن .
اونجا که مادرم همیشه پیش اقوام ازچاقی بجه هاش صحبت میکرد و به دخترای فامیل راهکارهای چاقی نوزاد رو میداد .
اونجایکه عکس داداشم رو که درنوزادی خیلی چاق بود طوریکه گردنش معلوم نبود وصورتش به بدنش چسبیده بود رو وسط اتاق چسبوند وهمش به به وچه چه میکرد .
اونجا که خاطره تعریف میکرد که تخم مرغ وعسل و … رو درشیرنوزاد میریخت که بخوره دلش رونگهداره وبچه زود گرسنش نشه .
اونجا که داداش کوچیکم که خیلی لاغر بود رو همش سر دعوا مسخره میکردن و من به عینه میدیدم چقدر ناراحت میشد .
اونجایکه زیبایی عمه هام رو به چاقیشون نسبت میدادن .
اونجایکه سفره خون دایی ام همیشه پهن بود ودایی ام دسا ودلباز بود وخوش مشرب .
اونجایکه خانم معلم مهرصدآفرین رو وسط صورتم میزد و من توخونه مرتب تحسین میشدم .
اونجایکه جایزه وتشویقی ما تو خونه همش خوراکی بود .
اونجایکه برای یک گردش چندساعته یه کامیون بارمیزدیم داخل ماشین که موقع برگشت به خونه همه دم میکردیم وتکون نمیتونستیم بخوریم .
اونجایی که دخترای چاق خواستگار زیادی داشتند و توی بورس بودن .
و کلی اونجاهای دیگه .
حالا من بخام با اینهمه لذت هایی که از چاقی تو ذهنم ایجاد کردم با رژیم . ورزش . دمنوش . رژیم کتوژنیک که اخیرا مد شده . عمل معده و… که همشون با رنج وسختی هست لاغربشم .
مگه میشه . مگه داریم .
چطور ذهنی که با لذت چاق شده بخاد به شلاق وکتک لاغربشه .
وجدانا اگه خونه به هردلیل ما رو کتک بزنن وبهمون فشار بیارن ما زیر بار حرف بزرگترا میریم یا میزنیم به سیم آخر و بدتر میکنیم .
چرا میخاهیم وقتی ذهنم رو با عشق وآزادی واختیار کامل چاقش کردم با محدودیت وحبس لاغرش کنم .
پس نمیشه . پس باید چی کارکنم .
همانطوریکه به ذهنم چاق شدن رو یاد دادم لاغرشدن رو هم به ذهنم یاد بدم واین مسیر رو براش لذت بخش کنم که باهام راه بیاد .
وهمه اینها با آموزش وتکرار وعمل وصبر به دست میاد .
پس به امید متناسب شدن به روش ذهنی منم گام به گام با آموزشها پیش میرم .
تا حالا خیلی عالی نتیجه گرفتم وازمسیر جنوب حرکت کردم سمت شمال . الان کم کم ساحل دریا رو میبینم ونزدیک هست به دریای لاغری برسم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز متناسب شاد ،
منم حرف شمارو تایید می کنم دقیقا درست گفتید که من نوعی با لذت و عشق و شادی چاق شدم حالا چطور با داغ و درفش لاغر بشم ….. امکان نداره ……
حالا چطور با همون حالت می تونیم لاغر بشیم …این هدف مستلزم اینه که لاغر شدنو سخت ندونیم و مسیرشو عوض کنیم چطور میشه این حالتهارو برا لاغر شدن در پیش بگیریم ؟.
باید نگرشهامونو نسبت به خود و لاغری از اساس تغییر بدیم … که این با ادامه آموزشها امکانپذیره
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست خوبم
فوق العاده بود احسنت ….
واقعا جای تحسین دارید به خاطر عمق احساس نوشته هاتون به خاطر اینکه بد جوری فروریختین و ضربه های محکمی بودو البته کاملا منطقی …..و خوشحالم که دوستان اهل تفکری همچون شما هم مسیر خوشبختی و سلامت و سعادتم هستند ….
و جمله آخرتون دلمو برد و وصل کرد به همون اقیانوس پهناور جاری ازوفور و رحمت و عشق ….متشکرم به خاطر اشتراک آگاهی و ارتعاش احساس عالی توانمندیِ کاملا در ملایمت و صلح و پذیرش
درود بر شما …
همواره دل آرام و دریا دل باشید (:
سلام استاد عزیز
من امروز به لطف خداوند گام هیجدهم را برداشتم
وخبر خوب برای خودم اینه که از امروز شروع به پیاده روی کردم برای بیشتر ماندن در احساس خوب است وجالبه بیشتر نوشته های فایل امروز سوالهایی بود که در گفت وگوهای درونیم امروز داشتم
ویکیش این بود پس چرا هیچ تغییری نمیبینی که در نوشته ها به جوابم رسیدم که لاغری با ذهن از جسم شروع نمیشود از ذهن ایجاد میشود پس بهتر است صبور باشم واین عادتها ورفتارهای جدیدم را ادامه دهم
با خواندن نوشته های استاد یاد که مسیر لاغری افتادم وبه عنوان ردپا اینجا برای خودم میزارم یادم است که چند سال پیش از یه دکتر لاغری خواستم که سریع وزن کم کنم ویه قرص بهم پیشنهاد دادند فکر میکنم هفته ای ۵کیلو کم میکردم ومیل به غذا صفر میشد حدود ۲۰ کیلو کم کردم مثل معتادها شده بودم زیر چشمم کبود وبیمار شدم چند ماه بعد متوجه شدم این قرص تمام آب بدنم را دفع کرده بدنم به شدت کم آب شده بود از تمام بافت بدنم آب کشیده شده بود بیرون به لطف خدا سلامتی ام برگشت به ظاهر اما از درون بدنم چه آسیبهایی دید
این متن را برای خودم اینجا نوشتم ودر دفترم نوشتم دیدگاه گام هیجدهم که اگر در مسیر سست شدم یک دور بخونمش وبگم من باید به جسمم کمک کنم متناسب بشه چون یه روز با انتخاب اشتباه ضربه بدی بهش زدم والان با انتخاب درست باید بهش کمک کنم
ممنون استاد بابت زحمات شما
من لایق عالیترینها هستم
نشان های دریافت شده
بنام خدای زیبایی ها
فایل ۱۸ مسیر لاغری
باز هم مثل همیشه مثال عالی استاد که رفتار ذهن ناخودآگاه مثل رفتار کودکان است .
ذهن راحتی را خیلی دوست داره از سختی خوشش نمیاد وقتی من خودم را میگم برای،لاغر شدن چه سختی را تحمل میکردم رژیم سخت میگرفتم ورزش سخت میکردم تا چند کیلو کم کنم بعد یه مدت کوتاه رها میکردم و دوباره همون وزن بر میگشت چون ذهنم خسته میشد براش سخت بود و ما را مجبور میکرد که رها کنیم چون اون قویتر بود تقصیر ش هم نبود بیچاره آموزشی ندیده بود اون فقط سوار بر اسب چاقی بود و می تازید و ما با روشهای خودمان او را مجبور به سختی میکردیم اونم قبول نمیکنه و ما چاقتر میشیم کودکان هم همین طور هستن که یه رفتار اشتباهی کنن ما آنها را از یه سری چیزها محروم میکنیم اما برا یه مدت کوتاه دوباره چون با خشونت بوده آنها دوباره همان کار را بیشتر انجام میدن اما وقتی با آرامش و آموزش بهتر بهشون بگیم بازده کارمون خیلی خوبه و دیگه تکرار نمیکنن .ذهن ما هم باید آموزش لاِغری بهش بدیم تا با آرامش و استمرار لاغری را یاد بگیره و در نهایت در جسم ما خودشو نشون بده
هیچ موضوعی با خشونت درست نمیشه مگر در صلح و آرامش و صبر و تلاش و استمرار همه چیز شدنیه لاِغری ،تغییر زندگی با تلاش و استمرار درست میشن .
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری دیدگاه خود را ثبت کرده اید
به نام خداوند مهربانم
سلام إستاد عزيز!
به لطف بيكران خداوند مهربانم و شما إستاد عزيز هيجدهمين گام رو با موفقيت برداشتم و خداوند رو از اين بابت سپاسگزارم!
مرسي از فايل گرانبهاتون! يه چيزى خيلي برام جالبه ! انگار شما ميدونين هرروز امكان داره ذهن به كدوم طرف كشيده بشه! و چقدر ذهن ميتونه مقاومت كنه در مقابل اين روشى كه در پيش گرفتيم ! من فكر ميكنم ذهن سالهاست راهترين راه كه براش لذت بخش بوده و تونسته بخوره رو انتخاب ميكنه! ذهن ما در شروع اين راه هراسانه! براى شخص خود من كه سى هفت سال هميشه از خوردن لذت برده! و تو زمان هاى مختتلفى در زندگيش به جسم بر خلاف ميل باطنيش فشار آورده كه رژيمهاي سخت و طاقت فرسا بگيره تا بتونه لاغر بشه و هيچوقت نتيجه دلنشين براش نداشته الان يه ترسى هى مياد تو ذهنم تلنگر ميزنه! كه اين يه مسير لاغرى با فشار جسمى و روانى زياد مثل گذشتست؟! بارها ذهنم توى اين مدت از راههاى مختلف ميخواسته به من اين تلنگر رو بزنه كه اگه نتيجه نداد چى ؟! بإرها بهم گفته من برام پذيرش آسونترين راه كه سى هفت سال انجام دادم راحتتره,! و من سعى كردم فقط آرومش كنم تو سخترين لحظه كه گشنم شده هى بهم فرمان با ولع خوردن رو ميداده فقط بهش گفتم اين تو اين غذا ! تو منعى ديگه براى خوردن ندارى! فقط تا اونجا بخور كه ديگه گشنه نباشى ! اگه غذات زياد اومد نگران نباش كه بايد تا ته دخلش و در بيارى تا خيالت جمع بشه! بزار بقيه إش و كنار اگه دوباره حس گشنگى داشتى بخور! من خودم خيلى بايد به ذهنم كمك كنم! ذهن من كسى رو جز من نداره! بايد بتونم بإرها باهاش حرف بزنم تا بشه ملكه ذهنش ! الان بيشتر در مقابل خودم و ذهنم احساس مسئوليت ميكنم! راهى رو كه شروع كردم و خيلي دوست دارم تهش رو هم ميبينم كه چقدر روشنه ميخوام با قدرت ادامه بدم…
سلام استاد عزیز و گرامی . در تمام این سال ها من هم دقیقا ۴۰ سال هست که دارم راه رو اشتباه میرم از تمام روش ها به جز عمل جراحی اسنفاده کردم و هیچ نتیجه ای دریافت نکردم . به لطف خدا دارم این فایل های هدیه رو که خدا به وسیله شما برای من فرسناده استفاده میکنم و یقین دادم که نتیجه می بینم چون با هر بار گوش دادن آنها حال خوبی سراغ من میاد . اسناد ازتون ممنونم. خدا حفظتون کنه
نشان های دریافت شده
سلام به همه
دلیل اینکه ذهن نمیخواد چیز جدید یاد بگیره اینه که دنبال راحتیه، دلش میخواد از همون فرمولی که درش ذخیره شده استفاده کنه و فکر میکنه یادگیری چیز جدید اونو از این راحتی در میاره، خب چرا لاغری در ذهن ما سخته ولی چاقی راحت؟؟ و اینکه چون چاقی در ذهن ما راحته اون دلش میخواد کار راحته رو انجام بده، خب ما سالهای سال با تحت فشار قرار دادن خودمون از طریق نخوردن و ورزش لاغر شدیم اونم با احساس اعصاب خوردی و گرسنگی کشیدن و بی حالی به خاطر ورزش های چند ساعته ذهن هم دیده لاغر شدن خیلی سخته، ولی برای چاقی ما هیچ کاری نکردیم فقط خوردیم اتفاقا لذت هم بردیم چون از اون غذایی که دوست داشتیم بیشتر میخوردیم و بیشتر مزشو تو دهنمون حس میکردیم و این حس خوبی بهمون میداد خب ذهن دیده عع این چاقی چقد خوبه چقد راحته چقد لذت بخشه هی مارو هدایت کرد سمت لذت حاصل از خوردن، درسته هممون بعد از خوردن عذاب وجدان میگرفتیم ولی موقع خوردن که داشتیم لذت میبردیم ذهن هم هی میخواد مارو به اون لذت برسونه، باید لاغری رو حالا تو ذهنمون لذت بخش کنیم و چاقی رو سخت تا ذهن بیاد سمت لاغری، چه جوری؟؟؟ با نوشتن اهرم رنج و لذت
سختی ها و رنج چاقی:
1_نمیتونم لباس های مورد علاقمو تو هر رنگی که دلم میخواد بپوشم
2_به خاطر چاقی ام همش سر خورده و عصبی هستم به شدت احساس بدی دارم به خودم بابت ناتوانی ام در کنترل خوردنم
3_اعتماد به نفسم خیلی پایینه
4_دلم نمیخواد حتی تو آیینه خودمو نگاه کنم
5_برام بیماریهای زیادی رو به وجود میاره
6_بسیار محدودم در انتخاب لذت های دنیایی، نه استخری نه لباس زیبایی نه بدن زیبایی هیچ هیچ هیچ
7_خیلی بیشتر از سنم نشون میدم
.
.
انقدر چاقی پر از رنج و عذابه واقعا حالم بد میشه در موردش مینویسم
و بعد باید از راحتی های لاغری برای ذهنمون بگیم
لذت های لاغری:
1_هر لباسی که دلم بخواد هر شلواری هر لباس زیری هرررررچی دلم بخواد و خوشم بیاد آزاد آزادم در خریدش و لذت میبرم
2_انقدر احساس سر زندگی نشاد و امید به زندگی دارم که حد نداره
3_به شدت از خودم راضی ام و به خودم افتخار میکنم که اسیر سرنوشت نشدم و اون جسمی که میخواستم و برای خودم ساختم
4_لذت های دنیایی رو با لذت تجربه میکنم میرم استخر لباسهای زیبا میپوشم فعالیت میکنم و هر کاری که بهم لذت میده
5_هم فکرم و هم زندگیم نظم خاصی گرفته
6_از دیدن خودم تو آیینه از دیدن اندامم لذت میبرم
7_خدا رو تو وجودم بیشتر حس میکنم و شکر میکنم که انقدر من رو توانا خلق کرده که حتی توانایی خلق جسمم رو به اون شکلی که خودم میخوام و بهم لذت بیشتری میده رو هم به خودم داده
8_جسمم به شدت سالم و سرحاله و خیلی جوانتر از سنم هستم
.
.
لاغری انقدر لذت بخشه که ساعتها میشه در موردش فکر کرد و نوشت و لذت برد
این کاریه که هر روز باید انجامش بدیم تا ذهن باور کنه لاغری راحته و چاقی سخت
واقعا هم بودن تو این مسیر لذته، آدم لذت میبره از اینکه انتخاب میکنه اون شیرینی رو نخوره وقتی سیره، آدم لذت میبره از اینکه انتخاب میکنه فلان غذارو که قبلا انقدر میخورد تا شکمش درد بگیره الان به راحتی از اضافه خوردنش میگذره، چرا؟؟ چون اینجا چیزی تحمیل نمیشه بلکه انتخاب ها عوض میشه اونم با لذت، فقط باید ادامه داد، انقدر که ذهن باور کنه اره این راحته نه اون رفتار قبلی و دیگه خودش باهامون همکاری میکنه
اموزش_عمل_استمرار
فرمول ساده ی لاغری
نشان های دریافت شده
سلاااااااام لحظه هاتون خوشمزه 😋😄(از روغن داغهای استاد یاد گرفتم )😇💖
تشویق یا تنبیه؟!
خب اول برین دیدگاه گام قبلی منو بخونید تا براتون شرح بدم ….از عملکر صفری که این چند روز داشتم .
امروز وقت سحر خدا صدام کرد دیشبم انقدر به زور ساندویچ و نوشابه خورده بودم که نمی تونستم تو خواب تکون بخورم و درد شدی روی معده احساس می کردم اما ته دلم خدا را صدا می کردم ..صبح منو متوجه کردند چند روزه خیلی ناسپاس شدم دائم شکایت می کنم و زیاده خواهی و عصیان درونی من باعث پرخوری بی رویه من شده کاملا درست بود انقدر درگیر شده بودم که یک برنامه سنگین برای خودم ریخته بودم هرروز سایت تناسب فکری و تمرین و نوشتن ،مطالعه کتاب ،چند قدم انگلیسی،تمرینات نوشتاری باورهای ثروت ساز ،انجام تمرینات چله شهدو شکر ،تمرین آینه ،همراهی با ادبیات و متون کهن ،مراقبه و موسیقی و دوش انرژی انجام شود 😶(این ذهنمه 😫😵💫🤕🥵)
انگار این فایل هم جواب من بود یعنی مثل یک ارباب بی رحم ایستاده بودم بالا سر ذهنم و می گفتم وای به حالت کم کاری کنی وگرنه نابودت می کنم.
(چقدر عجیب و شگفت انگیزه این روابط ما با خودمون …)و در واقع باعث رفتار ناسالم شده بود و ذهنم فقط می خواست آزاد بشه .
دقیقا یک دلیل خیلی مهم افراد چاق اینه که میانه رو نیستند افراطی یا تفریطی هستند برای همین من از خداوند خواستم ذهنم متناسب بشه که هدایت شدم به این سایت (یه وقتهایی روز های پرکار و روزهای کاملا بیکار و خواب )
اما صبح به عنایت و لطف خدا متوجه شدم زیاده خواهی درونی ام شدم که باعث پرخوری بیرونی شده 🤔…پاکسازی کردم و زبانم بر شکرگزاری گشاده شد .خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ♥️مرسی که مراقبمی مرسی که هوامو داری و قدرمو می دونی 🙏🏻🕯♥️
البته شما دوستان فقط تکیه بر فایلهای آموزشی و اصلی داشته باشید من دوست داشتم با استاد در میون بگذارم .
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
در طی سالهایی که گذشت و هربار با رژیم و محدویت غذایی سروکار داشتیم در واقع داشتیم خودمون را تنبیه می کردیم ما به صورت ناخوداگاه از چاقیمون لذت بردیم و عملکردمون اینو نشون می ده .وقتی می خواهیم جشنی برگزار کنیم و عزیزمون رو سوپرایز کنیم سریع یاد رستوران می افتیم جایزه بچه ها هم پاستیل و بستنیه کلا فکر کردن به مواد غذایی حالمون را خوب می کنه حالا درسته میگیم من از چاقی متنفرم ولی این در سطح فکر ماهست وگرنه انقدر تست انواع غذاها و فکر کردن به غذاها واسه ما لذت بخش نبود .همین دیشب من یهو به همسرم گفتم دلم میگو می خواد از اون میگوهای درشت که تو کیش خوردیم و البته ماهی شکم پر حالا داشتم بالا می آوردم از پرخوری و البته برام عجیب بود که من خیلی وقت بود از این حرفها نمی زدم ..🤔
کلا ذهن ما برای کاری که سخت باشه و رنج آور همراهی نمی کنه و زمانهایی که می خواستیم اون لذت خوردن را با محدود کردن و رژیم غذایی از خودمون بگیریم در واقع با ذهن دست به یقه بودیم ما در تلاش که نخوریم و رنج بکشیم و ذهن در تلاش رها شدن از این مصیبت و همین باعث یک جنگ روانی در ذهنمون می شد و هرچقدر ما بیشتر پافشاری می کردیم ذهنمون هم مقاوم تر می شد و باعث پرخاش و احساس بد و نارضایتی ما می شد .
میشه اینطور مثال زد که ذهن ما مثل رفتار کودکان عمل می کنه چون کودکان آزاد هستند از باورهای ما به شکل بهتری به پیش فرض کارخانه خود نردیکتر هستند هر چند که ما ناآگاهانه رفتار آنها را نمی پذیریم اما به قول یکی از اساتید عزیز کودکان عارفانی هستند که ما یک عمر می خواهیم آنگونه باشیم آزاد و رها طبق سلیقه خودمون .
اگر کودکی بی نظمی کنه و خونه را خیلی به هم بریزه و والدین کودک را دعوا کنند و سرزنش کنند و مورد تنبیه و تهدید قرار دهند کودک برای ساعاتی از ترس تنبیه آرام می گیرد و منظم عمل می کند اما این رفتار مقطعی است و به طور ناسالم تری بروز پیدا می کند و در واقع تیر والدین به هدف نخورده و مشکل سر جاشه دقیقا افراد چاق هم وقتی محدودیت غذایی و ورزشی پیدا می کنند این مقطعی است و دنبال راهی برای فرار هستند یه جایی خسته می شوند و با حرص و ولع بیشتر می خورند و یا یواشکی و من اینو زیاد تجربه کردم ده یا پانزده روز که از رژیم می گذشت یهو سیم مغزم اتصالی می کرد می رفتم سر شیشه مربا و یک قاشق قاشق نصف شیشه را تما م می کردم و فقط می بلعیدم !….
اما روش تشویقی برای کودک هم بسیار مناسبه منظم تر شو بریم پارک یا بازی کنیم وسایلتو جمع کن باهم کارتن ببینیم یا بغلت می کنم و به طور مداوم اگر انجام بشه کودک بسیار منظم تر میشه و عالیه 😍
در مسیر لاغری به ذهن هم ما خیلی نرم و آرام لاغری را کوچولو کوچولو می آموزیم و با روش تشویق و خودباوری و آزادی در مسیر حرکت می کنیم و با آموزشها سعی داریم لاغری را در ذهن لذت بخش کنیم تا بخشهای وجودیمون هماهنگ شوند و نتیجه عالی برامون رقم بخوره !..(عاااالیه😇)
لاغری از ذهن ما شروع میشه یعنی با نشانه احساس خوب داشتن شروع میشه که ما داریم لاغر میشیم و بعد از مدتی در جسم نمایان میشه .
احساسمون خوبه (حالا اگر بدون انگیزه به زور و یا بی حوصله بیایم فایل گوش کنیم و تمرین بنویسیم هیچ نتیجه ای نمی گیریم )باید شوق دشته باشیم با توجه به درگیریهای ذهنمون ممکنه یه وقتهایی حس و حالشو نداشته باشیم و خلاصه ذهنمون درگیر باشه که باید اول حالمون را خوب کنیم با فایلهای تغییر زندگی و نکات طلایی )همین سایت و بعد مسیر را ادامه بدهیم
لاغری باید مثل چاقی آسون باشه تا در ذهن ما لذت بخش بشه پس هر جا داریم سختی می کشیم و یا بی حوصله شدیم راهش نیست اولین و مهمترین چیز اینکه اول حال خودمون را خوب کنیم .
خدا را بی نهایت بار شاکرم بابت تک تک موهبتهای الهی که نصیبم کرد اینکه اینجا هستم و در مسیر و همراهان خوبان عاشق و آگاه
مسیرتون سبز و طبیعی 🌱🙏🏻
سلام
در قبل این سایت
زندگی من در سختی بود همه زندگیم شده بود سختی
من همش میگفتم از چاقی تو سختیم از لحاظ سلامتی استخون و کار انجام دادن و لباس خریدن رژیم های سخت و طاقت فرسا و ورزش های زجر اور
واقعا ب تضاد بزرگی بر خورد کردم ک من چن لذت میبردم و چاق و چاقتر میشم
الان میفهم ک چرا ذهن منم ام میگف بخور بخور چن خوردن لذت بخش بود و من با رژیم تنبیهش میکردم و اون مثل ی کودک لجبازی میکرد
الان میفهمم چن ذهن راحت طلبه و رژیم یک سختی تحمیلی بود ک من بر جسمم میاورد م بدون اینک بخوام ذهنمو تغییر بدم
واین بود نتیجش سختی سختی
من باید لاغری براخودم راحت کنم با لاغری با ذهن با بررسی نکردن خودم با تغییر فرمولها با گیر ندادن ب خودم با ول کردن خودم با اموزش لاغری با ذهن لاغری لذت بخشه چن همش حس خوبه اجباری در کاری نیس
وقتی ت بخوای بری سفر اگه اون سفر ی اجباری باشه هیچ خوش نمیگذره اما اگه خودت بری با تصمیم خودت از اون سفر لذت میری ک هیچ خاطراتش همش تکرار میشه و حس خوب بهت میده
با دیدن لایوها و عکس شگفتی سارها لذت لاغری با ذهن مسلم میشه
منک خودم هی هفته رژیم میگرفتم و ول میکردم الان تو مسیر لاغری با ذهنم لذت میبرم از خوردنم از خودم اعصابم اروم شده فکر کردنام ب غذا و چی بخورم و نخورم تغییر پیدا کرده ایشالله نتیجه جسمی میاد بالا
ذهن مثل ی اسب چموش میمونه ک باید با تربیت و یاددادن رامش کرد رام ک شد تمومه هر طرف بری میاد
نشان های دریافت شده
سلاااامچقدر این فایل انگیزه دهنده بود ، من صبح دوبار فایل صوتی رو گوش دادم و الان که خواستم بیام دیدگاه بنویسم یه حسی بهم گفت که فایل تصویریشو هم ببینم و منم اومدم فایل تصویری رو دیدم و چه قدر عالی که به حسم توجه کردم و به حرفش گوش دادن و فایلو دیدم. چقدر دیدن تصاویر شگفتی سازا کنار حرفای شما دلنشین و امید دهنده بود و من چقدر خوشحالم که دوره ی ورود به سررمین لاغر ها رو شرکت کردم و تمام آگاهی های ناب این دوره الان گوشه ذهنمه .برداشت من درباره ی چیزایی که گفتید اینه که لاغری یه مهارته و باید از طریق آموزش اون رو یاد گرفت و از طریق تمرین توش خبره شد خب این خیلی قدم بزرگیه به عنوان اولین گام لاغری ، ما همیشه فکر میکردیم لاغری مال ما نیست و یه سری تفاوت بین آدما وجود داره که چاقی و لاغری یکیشه ، یعنی یه سری لاغرن و سرنوشتشون اینه که لاغر باشن و یه سری چاقن و باید چاق بمونن و در واقع اینطوری توی ذهنمون بود که لاغر ها میتونن چاق بشن مثلا بعد از ازدواج، زایمان، مسافرت ، مهمونی و… ولی بر عکسش هیچ وقت امکان پذیر نیست یعنی چاق ها نمیتونن هیچ وقت لاغر بشن و اگرم بخوان لاغر بشن باید ۷ خوان رستم رو طی کنن ولی در نهایت هم به هدفشون نمیرسن و احتمالش خیلی کمه.این الگو توی ذهن خیلی از ما چاق ها بود و هنوز هم هست ولی ما با آموزش های این دوره داریم این اطلاعاتو کوچولو کوچولو پاک میکنیم و کمرنگشون میکنیم ، اینطوری نیست که بشه محوشون کرد چاقی مثله یه زخم روی ذهن ما هست ممکنه این زخم انقدری کم رنگ بشه که دیگه حتی دیده نشه ولی جاش و اثراتش همیشه توی ذهن ما باقی میمونه و ما باید از طریق استمرار توی مسیر لاغری با ذهن هر روز یه درجه این زخمو کمرنگ تر کنیم و مراقبت کنیم ازش تا دوباره باز نشه از طریق جایگزین کردن اطلاعات درست لاغری . پس لاغر شدن آسونه چون ما فقط باید محکم روی صندلیمون بشینیم و کمربند ایمنی رو ببندیم ، قوانینو رعایت کنیم و در نهایت به مقصد میرسیم . لاغر شدن دقیقا مثله شروع یه سفره ، ما برای رفتن به سفر ذوق داریم و حتی شب قبلش خوابمون نمیبره از اشتیاق به مقصد رسیدن و لذت بردن از مسافرت پس برای لاغری هم باید همینقدر اشتیاق داشته باشیم و این همون رمز موفقیته ، اینکه ما با اشتیاق راهی که قلبمون بهمون میگه درسته رو امتحان کنیم و پیش بریم. ما هیچ وقت قبل از سفر به این فکر نمیکنیم که نکنه هیچ وقت به مقصدم نرسم چون با تمام دقت سعی میکنیم وسائلو جمع کنیم ، ماشین رو چک میکنیم، بنزین میزنیم ، نقشه ی راهو چک میکنیم که اشتباه نریم ، روغن و موتور و همه چیز ماشین رو هم چک میکنیم و میدونیم که اگه با سرعت مجاز بریم ، خواب آلوده نباشیم و همه ی قوانینو رعایت کنیم سالم و سلامت به مقصد میرسیم .لاغری با ذهنم همینطوره دیگه!!! این فکرا منفی که میگه: وااای نکنه لاغر نشم، نکنه نتیجه دلخواهمو نگیرم و… به خاطر اینن که چندین بار تاحالا از مسیر های اشتباه رفتیم و به بن بست خوردیم برای همین ذهن ما که حال صرف انرژی نداره، دیگه پیش فرضشو این گذاشته که لاغر شدن ممکن و میسر نیست و نمیشه لاغر شد ولی این فقط دستوریه که اشتباه توی ذهن جا افتاده و واقعیت نداره ، درست مثل تمام کسایی که توی فایل تصویری نشون داده شدن . اونا هیچ استعداد خاصی نداشتن و آدم خاصی هم نبودن که مثلا شاخ و دم داشته باشن نه! این شگفتی ساز های شگفت انگیز تنها از روی دستور پخت لاغری با ذهن غذاشونو پختن و در نهایت چیزی که آماده شد یه جسم زیبا و متناسب بود ، نه نمکی بیشتر از حد نیاز اضافه کردن، نه ادویه ای ، نه اینکه معجزه ای رخ داده باشه… اونا فقط چیزی که بهشون گفته شده بود رو عملی کردن این کجاش سخته؟ برای همینه که لاغری با ذهن آسون ترین روش لاغری و فکر کردنه !دقیقا همون طوری که با لذت چاق شدیم با لذتم لاغر میشیم . خیلی کارها توی دنیا هست که باید براش تلاش کنی تا به دستش بیاری ، صبح زود بیدار شی و یه سری محدودیت ها داشته باشی ولی لاغری اینطوری نیست لاغری جز اون دسته کارهاست که بعد از یه مدت برات مثل یه عادت میشه و تو خود به خود درست رفتار میکنی و این رفتار درست تورو هر روز متناسب تر میکنه.و در مورد با لذت چاق شدن گفتید، که خیلی برای من جالب بود، واقعا تعجب کردم وقتی به حرفای شما فکر کردم و دیدم منم دقیقا از چاقی و چاق تر شدن لذت میبردم هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که من چاقی و رفتار های خودمو دوست دارم همیشه این توی ذهنم بود که من از چاقی بدم میاد و باید تغییرش بدم درسته به یه سری از موهبتاش پی برده بودم ولی هیچ وقت اشتیاق خودمو برای چاقی و چاق تر شدن کشف نکرده بود و این موضوع برام جالب بود.من به چاقی نیاز دارم و باید این نیاز رو از بین ببرم و الگوی نیاز به چاقی رو در خودم محو کنم و تبدیل به سلامتی و تناسب اندامش کنم. همه ی ما به سمت خوبی ها تمایل داریم فقط کافیه به ندای قلبمون گوش بدیم و کاری که به نظرمون درسته رو انجام بدیم. هیچ چیزی به اسم استعداد در ما وجود نداره که از قبل باشه ، استعداد یعنی توانایی انجام کاری . توی مغز ما یه سری نورون وجود داره که این نورون ها مدام دارن پالس های الکتریکی به هم ارسال میکنن ، رفتار هایی که در ما تبدیل به عادت شدن معنیش اینه که این پالس های الکتریکی با تعداد و تراکم بیشتری دارن به نورون های دیگه منتقل میشن ، پس نتیجه میگیریم این مسیر های عصبی دقیقا همون چیزیه که دیگران بهش میگن استعداد اما خبر ندارن که وقتی یه نفر توی یه کاری مهارت زیادی داره به معنی این هست که اون کارو بیشتر از بقیه تکرار کرده و مسیر عصبیش کامل ساخته شده . میکل آنژ میگه اگه مردم میدونستن من برای این مهارتی که الان دارم چه تلاش های طاقت فرسایی میکنم دیگه اثرهای هنریم اونا رو به وجد نمیورد ، این معنیش برای من اینه که هر کس تلاش کنه یه مهارتی رو به دست میاره و چیزی به اسم شانس یا استعداد ذاتی فقط یه سری بهانست برای اینکه خود متعالیمون رو متجلی نکنیم . ذهن همیشه میخواد مارو از سختی ها دور کنه چون خسیسه و نمیخواد انرژی صرف کنه ولی قلب ما همیشه میدونه راه درست چیه؟ من برام مهم نیست حتی اگه فشار و سختی ای توی این راه متحمل بشم چون ارزشش رو داره ولی لاغری در ذات خودش کار آسانیه ، اصل بر متناسب بودنه و چاق بودن دلیل میخواد ، این همون طبیعی کردن لاغریه!خدایا شکرتممنونم استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام صبا جان واقعا مثال جالب و بجایی بود من واقعا خیلی درکش کردم مطلبو ممنونک با ما ب اشتراک گذاشتید