اگر فقط یک انتخاب داشته باشید، از بین زندگی یا مرگ کدام را انتخاب می کنید؟
من و احتمالا شما زندگی را انتخاب می کنیم.
اگر چاقی باعث مرگ و لاغری فرصت زندگی باشد کدام را انتخاب می کنید؟
اگر انتخاب شما لاغری است، عملکرد شما چگونه است؟! به سمت زندگی است یا مرگ؟!
باور کردن توانایی خود
زندگی همیشه ما رو سر دو راهی میذاره: زندگی یا مرگ. اما جالبه بدونی خیلی وقتها ما بدون اینکه بفهمیم، انتخابمون رو کردهایم.

همهی ما لحظههایی داشتیم که کارهایی انجام دادیم و حتی خودمون هم شگفتزده شدیم 😍.
یادت هست شبی که همهی کتاب درسی رو قبل امتحان خوندی و با نمره عالی برگشتی؟ 📚🔥
یا وقتی مهارتی رو یاد گرفتی که هیچکس باور نداشت تو بتونی یاد بگیری؟
یا همون وقتی که چند کار مهم رو همزمان انجام دادی و همه از تعجب دهانشون باز موند 👏.
اینها فقط خاطره نیست! اینها سندی هستن از اینکه قدرت ذهن ما نامحدوده و وقتی اشتیاق واقعی داشته باشیم، هیچ چیز جلودارمون نیست 🚀.
🧠 اما یه نکته مهم وجود داره:
همین قدرت عظیم توسط بخش منفیباف ذهن ما سرکوب میشه. اون صدایی که مدام میگه “نمیتونی!”، “سخته!” یا “ولش کن!”. به همین خاطره که بعضی وقتها در کارهای بزرگ موفق میشیم، ولی در کارهای ساده، جا میزنیم.
💡 راز ماجرا اینجاست:
اشتیاق، همون کلید جادویی برای بیدار کردن قدرت بیانتهاست. وقتی شوق و اشتیاق بسوزونه، ذهن ما مثل موتور توربو عمل میکنه و ما رو جلو میبره 🔥.
حالا برگردیم به یکی از بزرگترین انتخابهای زندگی: چاقی یا لاغری.
این دقیقا یعنی زندگی یا مرگ! ⚖️
خیلیها چاقی رو میپذیرن، تسلیم میشن و سالها در رنج و سختی زندگی میکنن. این یعنی انتخاب مرگ تدریجی 😔⚰️.
اما عدهای دیگه هستن که به نشونههای بدنشون گوش میدن: نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨، کمر درد و پا درد 🦵😖، خستگی بیدلیل، بیخوابیها و حتی از دست دادن شادی زندگی. اینها همه هشدارهای بدنن.
کسانی که این هشدارها رو جدی میگیرن، در واقع انتخاب زندگی میکنن 🌱💪.
قدرت ذهنشون بیدار میشه، اشتیاق سوزانشون شعلهور میشه 🔥، و وارد مسیر لاغری با ذهن میشن. کمکم تغییر میکنن، سبک میشن، از بار اضافه رها میشن و یه زندگی تازه، پر از شادی و آزادی رو تجربه میکنن 🌈✨.
یادت باشه، چاقی یه بیماری خاموشه. بیصدا میاد، آروم پیشرفت میکنه، و وقتی جدی گرفته نشه، زندگی رو ازت میگیره. اون لحظهست که دیگه انتخابی نداری جز تسلیم شدن.
پس دوباره ازت میپرسم:
امروز انتخابت چیه؟ زندگی یا مرگ؟ 🤯⚖️
انتخاب زندگی یعنی شروع تغییر، یعنی باور کردن تواناییهات، یعنی اعتماد به قدرت نامحدود ذهنت و گفتن “من میتونم!” 💪🌟

نشانههای بحران چاقی ⚠️
وقتی حرف از زندگی یا مرگ میزنیم، شاید خیلیها فکر کنن موضوعی بزرگ و دور از ذهنه. اما واقعیت اینه که همین چاقی میتونه آرامآرام ما رو به سمت مرگ تدریجی ببره.
- 🔹 نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨
- 🔹 خوابهای آشفته و بیقرار 😴🌙
- 🔹 کمر درد و پا درد دائمی 🦵😖
- 🔹 سخت شدن نشستن و بلند شدن از زمین 🪑
- 🔹 از دست دادن شادی و نشاط زندگی 🌪️
- 🔹 افکار پریشان و منفی که فقط ما رو به سمت پرخوری و چاقی بیشتر هدایت میکنه 🌀
اینها فقط بخشی از نشانههای بحران چاقی هستن؛ نشونههایی که تقریبا همهی افراد با اضافه وزن تجربه کردن.
اما حقیقت اینجاست:
اگر این علائم رو جدی بگیریم و تصمیم قاطع برای رهایی بگیریم، یعنی ما زندگی رو انتخاب کردهایم 🌱💪. یعنی انتخاب کردیم از قدرت ذهنمون برای تغییر استفاده کنیم و به سمت سلامتی، شادی و آرامش حرکت کنیم ✨.
ولی اگر بیتفاوت باشیم، بگیم “اشکالی نداره، همه همینطورن”، در واقع به مرگ اجازه دادیم سرنوشت ما رو تعیین کنه ⚰️🥀.
👥 توی این فایل آموزشی ماجرای دو نفر از دوستانم رو تعریف میکنم:
یکی از اونها نشونهها رو جدی گرفت و با اشتیاق، زندگی رو انتخاب کرد. حالا سالم، سبک و سرزنده است 🌸.
اما دیگری بیتوجه موند، نشونهها رو پذیرفت، با چاقی زندگی کرد… تا در نهایت، مرگ او رو انتخاب کرد.
پس تو الان در نقطهای هستی که باید تصمیم بگیری:
زندگی یا مرگ؟ ⚖️🤯

تجربه انتخاب زندگی یا مرگ
🌱 زندگی یعنی زنده بودن، یعنی پویایی، یعنی در حرکت بودن؛ مثل رود زلال و جاری آب که هیچوقت متوقف نمیشود.
اما برای هر زنده بودنی، باید یک مرگی اتفاق بیفتد: مرگ افکار پوسیده، مرگ عادتهای تکراری که هیچ رضایتی نمیآورند، مرگ پذیرش رنج و دردهایی که لایقش نیستیم…
⚰️ مرگ یعنی پذیرفتن اینکه «همینه که هست!» یعنی تسلیم شدن در برابر شرایط، یعنی رها کردن اختیار زندگی به دست دیگران.
آن روز، روز مرگ من است؛ حتی اگر نفس بکشم، فقط یک مرده متحرک هستم.
برای من، چاقی همیشه فقط رنج بوده و هنوز هم هست.
چاقی یعنی ناامیدی، غم، درد و گرفتاری. یعنی جدا شدن از زیبایی درونیام.
یعنی یک غول انرژیخوار که تمام تمرکز و توجه منو به خودش میکشه و نمیذاره روی چیزهای ارزشمند زندگی تمرکز کنم.
چاقی بیماریای است که مثل خوره، آرامآرام از تمام احساسات خوبم تغذیه کرده.
مثل یک موجود تاریک، وارد سرزمین امید و عشق وجودم شده، لانه کرده و هدفش مرگ من بوده؛ مرگ شادیهام، مرگ دلخوشیهام و مرگ آرامش و اعتمادبهنفسم.
چاقی قاتل خاموشه؛ بدون صدا، بدون هشدار، اما بیرحم. و خطرناکتر از اون اینه که جامعه، خانواده، پزشکان و حتی خودمون، بارها با گفتن «طبیعیه»، «چیزی نیست»، «خیلیها اینجورین» بهش مهر تأیید زدیم.
اما در نهایت، من انتخاب کردم. انتخاب سختی بود: زندگی یا مرگ؟ و خداوند با لطف و اراده خودش منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد.
اولین بار که وارد این دوره شدم، حدود ۱۰ کیلو وزن کم کردم.
اما دستاورد من فقط روی ترازو نبود؛ من در جنبههای دیگه زندگیم هم رشد کردم.
بسیاری از اقوام و حتی دوستانم بهم میگفتن: «دیگه آدم قبلی نیستی!» من تونستم ویترین جدیدی از خودم به جهان نشون بدم؛ انسانی هدفمند، متعهد و پر از انرژی تازه.
اما اعتراف میکنم؛ این مسیر همیشه صاف و هموار نبوده. بارها لیز خوردم، بارها منفیباف ذهنم منو فریب داد.
اوایل میگفت: «ادامه بده، بالاخره لاغر میشی.» بعد یواشکی زمزمه میکرد: «نمیشه، چون وقتی تحریک چشمی بشی نمیتونی جلوی خودتو بگیری.»
بعد گفت: «این همون رژیمه!… مگه خوراکیها قدرت دارند؟» و وقتی من مقاومت میکردم، برمیگشت میگفت: «یعنی چاقی از تو قویتره؟!»
🙏 بارها به خدا گفتم: خدایا من تسلیمت شدم. خودت هدایتم کردی به این سایت، پس میدونم این مسیر درسته. فقط کمکم کن ادامه بدم.
وقتی میبینم صدها نفر در آلبوم شگفتیسازان تغییر کردن، لاغر شدن، خوشحالتر و آزادتر زندگی میکنن، مطمئن میشم من هم میتونم. چون خدا برای هیچکس فرق نمیذاره.
✍️ اما هنوز چالش دارم. گاهی خودمو سرزنش میکنم. گاهی زیادی راحت میگیرم و میگم «اشکال نداره، از فردا.» اما حالا میفهمم پذیرش واقعی یعنی دیدن حقیقت، یعنی ادامه دادن حتی بعد از لیز خوردن.
خدایا، هزاران بار شکر که باز اینجایم. شکر برای اینکه در مسیرم. شکر برای اینکه تابلوهای راهنمای تو هر روز جلوی چشمم سبز میشن. شکر برای آرامش حضورت که توی قلبم میریزی. خدایا، عاشقتم ❤️
دوستان هممسیرم، شما هم هر روز با قدرت الهی درونتون قدم بردارید.
از میان زندگی یا مرگ، با اطمینان و اشتیاق، زندگی رو انتخاب کنید. به نشونهها بیتفاوت نباشید. چون انتخاب امروز شما، آیندهتون رو میسازه.
✨ توجه به توضیحات فایل «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی» و تأمل درباره شرایط فعلی خودمون میتونه اشتیاقمون رو برای انتخاب زندگی افزایش بده و به لطف خدا قدرت ذهنمون رو برای ادامه مسیر لاغری فعال کنه.
✍️ تمرین آموزشی: انتخاب زندگی یا مرگ ⚖️
برای رهایی از افکار و نگرشهای اشتباه درباره کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست! 💡
انجام تمرینها مثل نوریه که مسیر تاریک ذهن رو روشن میکنه.
وقتی تمرینها رو با دقت انجام بدی، ذهن تو کمکم باورهای قدیمی رو رها میکنه و به جای تسلیم شدن در برابر چاقی،
قدرت انتخاب زندگی یا مرگ رو پیدا میکنی.
📌 پس قبل از پاسخ دادن به سوالات، محتوای نوشتاری رو بخون و ویدیوی آموزشی رو با تمرکز تماشا کن.
📖 سوالات تمرینی زندگی یا مرگ
- آیا مقایسه کردن چاقی با مرگ و لاغری با زندگی را درست میدانید؟ چرا؟ 🤔
- زمانهایی که بدون توجه به چاقی به زندگی ادامه دادهاید، روند تغییر وزنتان چگونه بوده است؟
- به نظر شما چرا برای داشتن تجربهای عالی از زندگی، باید لاغر شویم؟ 🌱
- چاقی چه چیزهایی را از زندگی شما گرفته است؟ شرح دهید. ⚰️
- لاغری چه ویژگیها و شرایط تازهای به زندگی شما میبخشد؟ 🌈
- اگر فردی که مرگ را انتخاب کرده بود، قدرت انتخاب زندگی را داشت، اکنون در چه شرایطی بود؟
- اگر «امیر» داستان ما به مسیر قبلی ادامه میداد، چه اتفاقی برای زندگیاش میافتاد؟
- تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر زندگی یا مرگ (لاغری یا چاقی) را شرح دهید.
💬 دعوت به مشارکت
حالا نوبت توئه! ✨
پاسخ به سوالات بالا رو در بخش نظرات همین صفحه بنویس. 📝
فراموش نکن، تمرین نوشتاری یکی از بهترین روشها برای فعالسازی قدرت ذهن و انتخاب آگاهانه بین زندگی یا مرگ هست.
منتظریم تجربههات رو بخونیم و با هم در مسیر لاغری با ذهن قویتر بشیم 💪🌸.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام .
گام ۷۴ : زندگی را انتخاب می کنید یا مرگ را ؟
امروز دختر همسایه که ۸ سالشه توی حیاط با مادرش صحبت میکرد می گفت مامان من دوست ندارم سنم بالا بره دوست ندارم پیر بشم دوست ندارم بمیرم . مامانشم گفت خوب ورزش کن تا پیر نشی . گفت ورزشم کنم بازم سنم میره بالا . من توی اتاق بودم و با خودم گفتم ما دقیقا از کوچیکی بچه ها رو با الگوهای پیری بالا رفتن سن و مرگ و چاقی و …. آشنا می کنیم . اون بچه شاید درک نکنه اما حس میکنه وجودش خداییه که همیشه جوانه همیشه نو به نو میتابه . همیشه متناسبه و همیشه زنده است . اما مادرش طبق آموزش های گذشته ی خودش همون چیزایی که آموزش دیده داره به بچه اش آموزش میده . بچه هایی که کاملا رها و آزاد به دنیا میاد رو پر از الگوهای ترس و اسارت می کنیم . بچه ای که شاد و سرحال به دنیا میاد رو با غم و اندوه آشنا می کنیم . بچه ای که متناسب و با لذت به دنیا میاد رو با چاقی و رنج همراه می کنیم . خدایا واقعا ما با بچه هامون چه می کنیم . ما خودمون خودمون رو از خدا جدا می کنیم اون وقت میزنیم توی سر خودمون و می گیم چرا باورهامون تغییر نمی کنه . در حالیکه خدا همیشه در حال زنده کردن و پاکسازی فرمولهای غلط ماست . چقدر خوبه خودمون رو دست خدا میسپریم . اما کدوم خدا ؟ خدایی که اونم با قهر و ترس و اندوه ساختیم ؟ آخه اگه خودمون رو به این خدا هم بسپریم بازم چیزی جز رنج و اندوه و درد عایدمون نمیشه .
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی .
این بیت از کدوم آدم صحبت می کنه ؟ همونی که خداوند او رو جانشین خودش روی کره ی زمین قرار داده . بهتره مصراع دومش رو بگیم
اللَّهی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
کسی که بخواد انسانیت نو خلق کنه باید خدای خودش رو هم تغییر بده . واقعا ما کدوم خدا رو ساختیم ؟
خدای چاقی یا خدای تناسب ؟
خدای زندگی یا خدای مرگ ؟
خدای جوانی و جوان کننده یا خدای پیری و پیر کننده ؟
خدای سلامت کننده یا خدای بیمار کننده ؟
خدای رحمت و امید و شادی و لذت یا خدای قهر و نومیدی و عبوس بودن و اندوه و ناراحتی
ما میخواهیم مرگ را انتخاب کنیم یا زندگی را .
همه ی ما می گوییم مشخص است زندگی را . ولی در باور خود همواره به مرگ باور داریم . ما از اول عمر بارها و بارها زنده میشویم ولی این الگو را توجه نمی کنیم اما به یکبار مردن کسی که آن هم قطعا انتخاب خودش است توجه می کنیم و دائما آنها را برای خود تکرار می کنیم .
بله خدای چاقی خدای مرگ آفرین است . کسی که چاقی را انتخاب می کند سرنوشتی جز مرگ و نیستی برای خود رقم نمیزند .
اما خدای تناسب تناسب آفرین است و کسی که تناسب را انتخاب می کند سرنوشتی جز تناسب برای خود رقم نمیزند .
خدایا رهایم کن . باورهای جدید میخواهند پوست مرا بشگافند و باورهای قدیمی مقاومت می کنند . من اکنون آفرینشی دوگانه سوز هستم . هر دوی این نیروها در من فعال هستند . اما خوشحالم چون در گذشته تنها حاکم و فرمانروای ملک جان و دل و جسم و ذهن من باورهای مرگ آفرین بودند (اندوه ، سختی ، رنج ، غم ، فقر ، چاقی و … )
اما اکنون باورهای من در حال تغییر هستند . به همان اندازه که باورهای من تغییر کنند عمل ها و عکس العملهای من تغییر می کند و این نشان میدهد که من در تغییرات روزهای اخیرم زندگی را بیشتر انتخاب کرده ام .
لاغر شدن = زندگی
چاقی = مرگ
چرا لاغر شدن زندگیست ؟
چون لاغر شدن همسو با اصل آفرینش ماست . چون طبیعت اصلی ماست . اما چاقی برای ما غیر طبیعیست . چاقی به همان اندازه برای ما غیر طبیعیست که مرگ .
مرگ غیر طبیعی ترین اتفاقیست که بشر باور کرده و رخ میدهد .
من تغییر می کنم
من آرام و آهسته تغییر می کنم .
شیطان وجود من خیلی قاطعه . خیلی . میگه تا یگانه نشی سرنوشتت تغییر نمی کنه . میگه تا یقین پیدا نکنی سرنوشتت تغییر نمی کنه . جالبه حتی با تغییر من شیطان منم تغییر می کنه . شیطان من هم ارام ارام تغییر می کنه . با آگاه شدن من او هم تضادهای جدیدی پیش روی من میاره که حلش کنم و لذت ببرم . چالشهای من بیشتر عملی شده . شیطان فهمیده من دارم تغییر می کنم برای همینه چیزهای جدید داره جلو روم میاره که ببینه باز راهم رو ادامه میدم یا پا پس می کشم . من یه وقتهایی از شیطانم میترسم . از همون شیطانی که همیشه برامون ساختن . پس باید حتی شیطانمون رو هم تغییر بدیم .
واقعا ما شیطان رو چجوری ساختیم ؟
موجودی قدرتمندتر از خدا که همواره هممون رو به سمت بدیها میبره. خب پس ما شیطان پرستیم نه خدا پرست . ما شیطان رو خیلی بزرگش کردیم . تمام تعالیم دینی ما ترویج خداپرستی نیست ترویج شیطان پرستیه . ما خدای الرحم الراحمین رو ازش میترسیم . شیطانی که شاید تنها چند آیه در موردش اومدهرو اونقدر برای خودمون بزرگش کردیم که به جای توجه به خدا دائما به او توجه کردیم .
حالا واقعا ما کفر رو انتخاب کردیم یا ایمان رو ؟ شیطان رو انتخاب کردیم یا خدا رو ؟
فکر میکنم هممون حس شیطان و خدا رو به خوبی درک کردیم . حالا میریم سراغ چاقی و لاغری با همون حس و حال .
ما چاقی رو انتخاب کردیم یا لاغری رو ؟
ما دائما چاقی رو انتخاب کردیم . چون بزرگش کردیم . چون ازش ترسیدیم . چون دیدیمش . باهاش زندگی نکردیم . چون باهاش مردیم . چون لعنتش کردیم . چون بیزار شدیم . چون کوهش کردیم . چون ازش ترسیدیم . وای که ما چقدر رابطمون با چاقی خرابه و هر چقدر این فرمولها بیشتره چاقی ما بیشتره .
ما به جای زندگی با تناسب دائما با چاقی مردیم .
در حالیکه مکان اصلی ما تناسب هست نه چاقی .
ما به تناسب عشق می ورزیم .
ما با تناسب حال می کنیم .
ما از متناسب شدن لذت میبریم .
تناسب ما خیلی راحت به دست میاد .
تناسب ما رژیم نیست .
تناسب ما ورزش نیست .
تناسب ما کالری شماری نیست .
تناسب ما فقط درک هست و درک هست و درک .
تا زمانیکه تناسب رو درک میکنیم بهش توجه می کنیم .
تا زمانیکه تناسب رو درک می کنیم ازش حرف میزنیم .
تا زمانیکه تناسب رو درک می کنیم باهاش زندگی میکنیم .
تا زمانیکه تناسب رو درک می کنیم صداش رو در وجودمون میشنویم .
تا زمانیکه تناسب رو درک می کنیم مشتاقیم که به دستورالعملهای لذتبخشش عمل کنیم .
تا زمانیکه تناسب رو درک می کنیم دلمون میخواد همه چیز کنار بره و فقط ما باشیم و دنیای پر از زیبایی های تناسب .
دنیای لذتبخش نشانه های تناسب .
دوست دارم بنویسم . دلم میخواهد از تناسب بنویسم .
رابعه ی عدویه عارف قرن دوم بود . ازش میپرسن نظرت راجع به شیطان چیه ؟ میگه من اونقدر از خدا پر شدم که دیگه جایی برای شیطان ندارم .
این عبارت کاملا صحیح است . مگر میشود خدای با عظمت را دید و شیطان رو هم دید .
قطعا جایی که شیطان دیده میشه خدا رو در اون نقطه پیدا نکردیم . پس خدارو باید تغییر داد . ظرف خدارو باید گسترده کرد . باید در ظرفمون خدا رو ببینیم . ولی ما همواره شیطان رو دیدیم . حالا چطور میشه خدارو بزرگ کرد؟ باید بیشتر شناختش . بیشتر ازش صحبت کرد . نشانه هاش رو دید . جستجو کرد . با خدا باید زندگی کرد که خدارو در زندگیمون ببینیم . هرجایی از زندگیمون که راضی هستیم و بر وفق مراد یعنی در اونجا ما خدا رو بزرگ کردیم خوب شناختیمش و باهاش زندگی کردیم .
خب در مورد لاغری و چاقی هم دقیقا همینه . ما همواره چاقی رو دیدیم . ما جایی برای تناسب نزاشتیم . تناسبمون ناشناخته است . باید تناسب رو بزرگ کرد . چطور تناسب رو بزرگ کرد . باشناخت بیشتر تناسب . هر چقدر ما بیشتر تناسب رو بشناسیم تناسب در وجودمون بزرگتر میشه . هرچقدر بیشتر در موردش صحبت کنیم بنویسیم یادش بگیریم در امور روزمره ازش استفاده کنیم نشانه هاش رو بشناسیم ببینیمش و باهاش بیشتر زندگی کنیم تناسب ما بزرگتر میشه و بیشتر توجهمون رو جلب می کنه اون وقت به جایی میرسیم که مثل رابعه میگیم ما جایی برای چاقی نداریم چون از تناسب پر شدیم . درست مثل لاغرهایی که از اول متناسبن و تا ابد هم متناسب باقی خواهند بود . البته خیلی از لاغرها هم در معرض چاقی هستند چون ذهنشون داره از فرمولهای چاقی اطرافیان چاق پر میشه اما اون متناسبینی که ذهنشونم درسته و اصلا جایی برای چاقی ندارند . حالا بر میگردیم به سوال اول متن وقتی از دیدگاه تناسب به سوال پاسخ بدیم میگیم من زندگی رو انتخاب می کنم چون اونقدر از زندگی پرم که مرگی نمیبینم .
من تناسب رو انتخاب می کنم چون اونقدر از تناسب پرم که چاقیی نمیبینم .
حتی از رابعه پرسیدند نظرت در مورد حضرت محمد چیه گفت من اونقدر از خدا پرم که محمدی نمیبینم .
واسه همینه خیلی وقتها ما استاد رو هم خدا میبینیم . چون وجودمون سرشار از خدایی میشه که حتی خود استاد رو هم نمیبینیم و فقط صحبتهاش رو که ندای الهی وجودشون هست میبینیم و محو خدا میشیم .