0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، لاغر نمی‌شی! (گام ۱۳۱)

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق‌ کننده است است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

  • یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟
  • چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟
  • چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟
  • چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟
  • چرا همیشه برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 118 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
176 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ۱۸:۲۶
      مدت عضویت: 1981 روز
      امتیاز کاربر: 6980 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,326 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️ ❤️ 

      سلام 👋 

      تا وقتی باورهای چاق کننده داری لاغر نمیشی ( گام ۱۳۱)

      تمرین آموزشی ✍️ ✍️ ✍️ 

      به سؤالات زیر پاسخ بده 

      ۱ _ اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه  ؟ چرا این باور را داری ؟ قبلا اکثر غذاها رو چاق کننده میدونستم و همیشه غذاها رو دسته بندی میکردم ولی الان دیگه چند ساله که تو این مسیر زیبا هستم و با استفاده از اموزش ها یاد گرفتم که غذاها رو دسته بندی نکنم و ترسم تا حدودی از غذا ها ا ز بین رفته و تقریبا با آرامش غذا میخوردم و بعدش هم عذاب وجدان ندارم چون تقریبا در اکثر موارد درست عمل میکنم 

      ۲ _ ‌کدام جمله چاق کننده هنوز توی ذهنت مدام  تکرار میشه ؟ سعی کن از کودکی ریشه شو پیدا کنی  ؟  یکی اینکه چربی های بدن من سفت و سخت هستند مخصوصا تو ناحیه ی شکم و به راحتی آب نمیشن و من باید به سختی ورزش کنم و عرق بریزم تا لاغر بشم و یکی دیگه اینکه من همینی که هستم نه چاق تر میشم و نه لاغر تر میشم فرم بدنم همینه 

      ۳ _ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه نتیجه چی شد  ؟  تا قبل از ازدواج که کاملا متناسب بودم پس نیازی به رژیم گرفتن و استفاده هیچ روشی نداشتم  ، ولی بعد از ازدواج که چاقی من شروع شد چون از گرسنگی کشیدن بیزارم از هیچ رژیمی استفاده نکردم شاید یکی دوبار در حد یکی دو روز چون محدودیت غذایی و گرسنگی داشت خیلی زود رها کردم پس تجربه ای از رژیم ندارم ولی از روش های مختلف بسیار استفاده کردم که در اون ها هم نتیجه پایدار نبود درسته که مقداری از سایز و وزنم کم می‌شد ولی به محض رها کردن دوباره به سایز و وزن قبلیم بر میگشتم 

      ۴ _ اگه قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی اون کدومه ؟ اینکه بدن من همینی که هست من نه چاق تر میشم و نه لاغرتر میشم 

      این خیلی باور مخربیه همین الان با نوشتن متوجه شدم که این یعنی من ایمان و باور دارم که بدن من قابلیت تغییر کردن و نداره و این جمله هر روز داره مدام توی ذهن من تکرار میشه و این از کجا اومد توی ذهن من زمانی که سال های اول ازدواج که شروع چاقی من بود و من باشگاه میرفتم که لاغر بشم اون زمان هنوز زیاد چاق نبودم و وقتیکه مربی میخواست بچه ها رو وزن کنه من همیشه میگفتم من همینی هستم نه چاق تر میشم و نه لاغرتر و اون موقع بچه ها می‌گفتند خوش بحالت که حداقل چاق تر نمیشی و من از شنیدن این جمله از زبون اونا که همه چاق بودند[ خوش به حالت که حداقل چاق تر نمیشی ] انگار لذت می‌بردم و قند تو دلم آب می‌شد غافل از اینکه داشتم یه فرمول مخرب که ( بدن من قابلیت تغییر کردن رو نداره ) توی ذهن خودم حک میکردم و الان که دوباره با استفاد از اموزش ها کلی از سایز و وزنم کاهش پیدا کرده و سبک شدم و حالا دوباره به همون وزن سال اول ازدواجم رسیدم دوباره این باور در ذهنم تداعی شده و انگار باز میخواد از همون باور که اون زمان من لذت می‌بردم دوباره همون لذت و تجربه کنه و با نوشتن این باور نادرست و شناسایی کردم و مچ ذهن مو گرفتم فکر کنم چون قبل ازدواجم من کاملا متناسب بودم و وزنم همیشه ثابت بود و تغییر نمیکرد و من زیاد با فرمول های چاقی اشنا نبودم کلید این باور در ذهن چاقم زده شده بود و شاید این شروع چاقی من بود والان در حین نوشتم به ذهنم توضیح میدم که :  ذهن عزیزم اون یه باور غلط و اشتباه بود که من از شنیدن اینکه [خوش به حالت که حداقل چاق تر نمیشی] از زبون دیگران من میخواستم به خودم القا کنم خدارو شکر که من چاقتر نمیشم و با تشویق دیگران اونو در ذهنم تایید میکردم چون اون زمان تازه چاقی من شروع شد بود و بدن من از حالت تناسب به حالت پری تبدیل شده بود و تازه فرمول های چاقی یکی یکی داشت در ذهنم روشن می‌شد شاید اون زمان این باور در من ایجاد شد و ذهن من از این باور برای چاق تر نشدن لذت می‌بردم و همون جا در ذهنم نهادینه شده بود ولی ذهن عزیزم اون زمان من آگاه نبودم که از شنیدن اون جملات از زبون دیگران لذت میبردم ولی الان در مسیر درست هستم نباید این باور برای من و تو خوشایند باشه بلکه ما باید با کمک هم فرمول ها و باورهای نادرست و  یکی یکی شناسایی میکنیم و به جای اونا فرمولهای درست جایگزین کنیم ذهن عزیزم اینکه بدن من همینی که هست و نه چاق تر میشه و نه لاغرتر یک باور کاملا غلط و اشتباست چرا ؟ چون این باور یعنی اینکه بدن من ناتوان و ضعیفه و قدرت تغییر کردن و نداره در صورتیکه من و تو با استمرار در این مسیر و با استفاده از اموزش ها یاد گرفتیم که بدن و ذهن هر دو  بسیار توانمند و قدرتمند هستد و توانایی هر نوع تغییر کردن و دارند پس ذهن عزیزم من و تو با کمک هم این باور نادرست و پاک میکنیم و به جاش میگیم بدن و ذهن من قوی هستد و توانایی تغیرات بزرگ چه در جنبه تناسب و چه در هر جنبه از زندگی و دارند  تغییر بدن و اب کردن چربی های اون که چیزی نیست ما با کمک هم به همه ی اهداف مون می‌رسیم

      ۵ _ تصور کن ذهنی داری که << برنج ، نون و شیرین >>  رو دشمن  نمیدونه حس آزادی چطوره ؟ حس آزادی در هر کاری مخصوصا در خوردن برای افراد چاق خیلی شیرینه

      ولی من در مسیر درست هستم و چیزهای زیادی از اموزش ها یاد گرفتم 

      ولی هنوزم از یه سری از مواد غذایی مثل کره ، کیک و نون خامه ای ترس دارم و هنوزم ترسم از بین نرفته ولی با استفاده از اموزش ها یاد گرفتم که از مواد غذایی درست و به اندازه استفاده کنم در این مسیر خبری از محدودیت نیست و آزاد بودن برای استفاده از همه ی مواد غذایی هست و من اهل پر خوری نیستم الانم اگه بخوام هر چیز بخورم آزادم ولی نقطه ی سیری و گرسنگی مو میشناسم و اگه بیشتر از حد نیاز بدنم بخورم سریع حالم بد میشه و دیگه اصلا حالت پری و فشار شکمی و برگشت اسید معده رو دوست ندارم خوردن به اندازه نیاز بدن بالاترین لذت دنیاست 

       قبلا همه مدل شیرینی مخصوصا شیرینی خامه ای از نوع نارنجکی شو خیلی دوست داشتم ولی الان نه هر نوع شیرینی رو دوست ندارم از شیرینی نارنجکی که کلا بدم میاد چون یه روز نشستم و کامل نگاهش کردم دیدم این چیه که من این قدر دوست دارم یه لایه نازک نان شیرینی که توش و با خامه پر کردن و با خودم گفتم که این دوست داشتن فقط توجیه ذهن چاق من بوده که منو هدایت می‌کرده به سمت چاقی بیشترو در نتیجه  من از خوردنش لذت می‌بردم الان دیگه اصلا اون مدل شیرینی که لا به لاش پر از خامه ست و دوست ندارم درعوض به جاش شیرینی خشک مثل شیرینی کشمشی و بیشتر شیرینی های خشک خونگی دوست دارم 

      و همچنین الان پنچ ، شیش ساله که اصلا قند نخوردم نه اینکه بخوام جلوی خودمو بگیرم و یا اینکه از نخوردنش ناراحت باشم نه دیگه کلا از مزه ی اب شدن قند همراه با چای توی دهنم بدم میاد و به صورت خود به خود خوردن قند و ترک کردم و اگه جایی مهمون باشم چای مو تلخ میخورم و یا با قسمت کوچیک از یه شکلات ولی تو خونه خودم اکثر مواقع عناب دارم همیشه برای خودم تازه تازه میخرم و همراه چاییم میخورم و از خوردن چای با عناب لذت میبرم 

      این فایل آموزشی عالی بود و با استفاده از نکات آموزشی چندین کلید که سال ها در ذهن من خاموش بودن شناسایی و  روشن شدند

      استاد ممنون از راهنمایی های ارزشمند تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 121 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        اینکه دیگه غذاها رو دسته‌بندی نمی‌کنی و ازشون نمی‌ترسی، خودش یه قدم فوق‌العاده بزرگه.
        اون باوری که گفتی “من همینی هستم…” رو چقدر قشنگ ریشه‌یابی کردی و مچ ذهنتو گرفتی! دقیقاً همینه، این آگاهی و توضیح دادن به ذهنه که معجزه می‌کنه. جمله جایگزینی که ساختی هم پرقدرته و باید مدام تکرارش کنی.
        ترس از کره، کیک و نون خامه‌ای هم کم‌کم مثل همون شیرینی خامه‌ای نارنجکی که دیدگاهت نسبت بهش عوض شد، از بین میره. چون تو دیگه نقطه سیری و گرسنگی‌تو خوب می‌شناسی و لذت خوردن به اندازه رو تجربه کردی.
        ادامه بده این مسیر روشن رو، تو داری باورهای سال‌ها رو تغییر میدی و این شجاعت و استمرار می‌خواد که تو داری.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ ۰۱:۰۱
      مدت عضویت: 707 روز
      امتیاز کاربر: 25965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      سلام تفاوت یک فردچاق ولاغرمربوط میشه به نگرش هاشون فردمتناسب چاقی براذهنش تعریف نشده هست ولی یک فردچاق همیشه ترس داره ازغذاها ولی یک فردمتناسب برخوردعادی داره بایک جعبه شیرینی ما گاهی سیرهستیم بازسراغ خوردن میریم ومیدونیم نبایداین کارومیکردیم ایناهمش واکنش مغزی هست ذهن ناخوداگاه بایداموزش ببینه باغذا چجوری رفتارکنه اونوبعنوان مسکن برااروم کردن خودش ندونن فقط براتامین انرژی هست رژیم ها فقط محدودیت میکردادمارو ولع روزیادمیکردوترس ازخوردن ها چقدرزیادبود هنوزم ریشه رفتارهای غذایی ما برمیگرده به دوران چاقی وقتی واردمسیرذهنی شدیم چقدر تغییرکردیم چقدرعادت هاتغییرکرده ماباید باورلاغری داشته باشیم تغییرازدرون بوجودبیاد غذاقدرت نداره ذهن ماقدرتش بیشتره وقتی یک لقمه خوردیم فکربعدخوردن عامل چاقی بوده تصویرسازی ذهنی چقدرکمک میکنه یک ذهن ازادبدن سالم میسازه اشتها وجودنداره یجورکشش روانی بوده ایناهمش نگرش ذهن چاق بوده قبلا متوجه سیرشدن رونمیشدیمدرحدانفجارمن عادت کرده بودم بیرون میرم بایدیه چیزبخورم تمرکز رورفتارغذایی نداشتیم حتی ارامش ذهن بدن مابایه مقدارکم سیرمیشه بامقدارکم نون هم سیرمیشه یدونه شیرینی هم براماکافیه من به رفتاریکی ازدوستان دقت کردم باچایی چندتاقندخورد خودش دیدم میگه تخمه زیادمیخوردم چاق شدم من پیش خودم گفتم چقدراون تخمخ میتونه چاقش کنه این بانگرش چاق شده همسرم یه سفرچندروزه باهمکارهاش رفته بوداومدبمن گفت دوستاش چندمدل غذاوهمچی زیادبوددیدن اونقدرخورده بودن حالشون بدشده بودن همسرم میگفت بهشون گفتم درحدنیازمیخوردین چرا درحدمرگ خوردین واقعا هستن افرادی تافراوانی میبینن دیگه بفکرسلامت خودشون نیستن قرارنیست ۸برش پیتزاو یدونه نوشابه رو بخوریم وقتی ارام خورده بشه بامقدارکم سیرمیشیم سوال اول من قبلا همه موادغذایی روعامل چاقی میدونستم ولی درروش ذهنی یادگرفتم افکارم باعث چاقیم بوده۲،من پرخوربودم وریزه خواری هم داشتم ،خیلی حرص ولع خوردن داشتم ولی الان بهترشدم۳،من رژیم زیادگرفتم ولی هیچ فایده نداشت خداروشکرازشرش راحت شدم۴،ندای بعدخوردنه خیلی ازاردهندهست هنوزهست ولی خفیف ، ۵،روش ذهنی یجورحس ازادی داده وماروازترس ها دورکرده ویک ذهن ازادبراماساخته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۱ ۰۰:۳۳
      مدت عضویت: 707 روز
      امتیاز کاربر: 25965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام چاقی نه ارث نه بیماری فقط ذخیره اشتباه الگوی رفتاری حرفهایی که بما گفته شده بود وماروزبه روزچاقترمیشدیم ومن طبق روش ذهنی یادگرفتم بایدذهن اموزش ببینه اطلاعات غلط پاک بشه وذهت ناخوداگاه بایدیادبگیره چجوری باروش ذهنی همسوبشه وما یادگرفتیم لاعری راحته من به گذشته فکرمیکنم چقدرسختی کشیدم چقدرحرفهاشنیدم وبه سختی لاغرمیشدم الان نه سختی نمیکشم طبق اموزش ها پیش میرم یه جاهایی اشتباه کردم ولی زودخودمو بخشیدم وادامه دادم ذهن نقاومت میکنه اشتباهه این من هستم تنبلی میکنم ذهن چه مقاومتی میکنه منم میتونم متناسب بشم حسرت اندام افرادنمیخورم  من یادگرفتم چاقی تودهنه نه توبشقاب نه کالری شمارونه عددترازوایناننیتونه ملاک برالاغری باشه عادت های بدرفتاری بایداموزش ببینه نخوردن غداهای ناسالم موقع سیری باتوجه به باقی مانده غذادست بکشیم این خودش یجوررفتاردرست هست اگر۲۰کیلواصافه وزن داری بیام براناخوداگاه کوچیکش کنیم بگیم من ماهی ۲کیلومیتونم لاغرکنم وخیلی راحت وزن کم میکنیم  غذاروبعنوان مسکن ندونیم براتامین نیازبدن هست موقع ناراحتی وشادی وبیکاری سراغ غذا نریم تایه غذااضاف اومده بخوریم حیفه حیف بدن ماهست سلامتی ماهست پرخوری منشابیماری هست خداروشکراززمان ورودبه سایت دیگه سنگینی بعدغذاروندارم ته دلم خالیه ومن خوشحالم پیتزارخریده بودیم من دوتابرش خوردم سیرشدم اگرقبلا بود من کل پیتزاررومیخوردم باارام خوردن چقدرطعم ومزش   روحس کردم وخوشحال بودم که مثل قبل رفتارنکردم به ندای  بدنم گوش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 12 13 14
گردونه هدایا گردونه هدایا