تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:
“چرا با اینکه انقدر تلاش میکنم، باز هم چاقم؟!” 😔
وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست،
بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کنندهست که سالهاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭
مثل یه برنامه پنهانی که بیصدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافهوزن میبره.
قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمولهای ذهنی پنهان و ببینیم چطور میتونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶♀️🌿
ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کنندهایم 🧠🍽️
سالهاست ذهنمون داره ما رو چاق میکنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا میندازیم!
اگه اضافهوزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

اگه یه کم دقیقتر نگاه کنی، حتما دیدی که آدمهایی اطرافت هستن که بیشتر از تو میخورن، کمتر از تو ورزش میکنن ولی متناسبن! 🤔
چرا اونها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون میخورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن میکنی؟
جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.
تو سالهاست با جملههایی زندگی کردی که مثل سم آرومآروم وارد ذهنت شدهن:
- «برنج چاق میکنه»
- «من استعداد چاقی دارم»
- «تا ورزش نکنم لاغر نمیشم»
- «آب هم بخورم چاق میشم!»
- «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
- «اگه گرسنه بمونم، حالم بد میشه»
اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخشان. 📻
مغزت طبق همین برنامهها، برات گرسنگی میسازه، ولع ایجاد میکنه، عذاب وجدان میفرسته، یا حتی باعث میشه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.
در واقع، خیلی وقتها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنهست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.
فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚
سالها پیش خودم این رو تجربه کردم.
تصور میکردم دلیل چاقیام برنجِ. 🍚❗میگفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست میشه.»
پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄
برای سیر شدن، سالاد میخوردم، سبزی میخوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر میکشید.
درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…
ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.
و اینجا بود که فهمیدم:
📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کنندهایه که ذهنم بهشون ایمان داره.
ما سالها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀
تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟
چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟
چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟
ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر میکنه؟»
واقعیت تلخه، ولی شفافه:
ما چاق هستیم چون ذهنمون چاق فکر میکنه.

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمولهایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.
چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.
تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب میشن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقتهست.
راه نجات چیه؟ 🛤️
✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده
✅ برنامهریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده
✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا
✅ زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی
و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.
همونطور که من از وقتی «فرمولهای ذهنی» رو شناختم، نهتنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمیترسم، دیگه احساس شکست نمیکنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.
یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاقکننده و باورهای چاق کننده است است.
یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق میکنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨👩👧👦🧠
تو جملهای که بالا گفتم، دقت کن:
«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»
یعنی چی؟
یعنی چیزی که از خانوادهم به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!
بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کنندهای بود که اونها بهش ایمان داشتن.
ما تو خیلی از زمینههای زندگیمون به خانوادهمون شبیهایم:
💸 طرز فکر درباره پول
💬 شیوه ارتباط با دیگران
🍽️ حتی نگاهمون به غذا و بدن خودمون…
ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر میکنیم که ارثیه!
در حالیکه همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کنندهست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.
🧭 مسیر لاغری از باور شروع میشه، نه از حذف غذا
تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰
و هر لقمهای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…
هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمیتونه نجاتت بده. 💊🛑
«من چاق نیستم چون زیاد میخورم؛
من زیاد میخورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کنندهست.» 💡
وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته میشه.
لاغریای که از ذهن شروع میشه، نه از معده. 🧠❤️🔥

🎯 رژیم نمیتونه حریف باورهای چاق کننده بشه!
اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا میرسه چیه؟
🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم میگیرم!»
و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خستهکننده:
📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامهریزی دقیق وعدهها، و 😖 محدودیتهای طاقتفرسا…
اما بذار یه سوال مهم بپرسم:
❓ آیا رژیم میتونه اون صداهایی که توی ذهنت میپیچه رو خاموش کنه؟
صداهایی مثل:
«الان بخور، بعداً جبران میکنی»
«تو استعداد چاقی داری!»
«بدنت بدون این غذا ضعف میکنه»
«یه بار که چیزی نمیشه!»
🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…
باورهای چاقی بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠
🧠 چرا رژیم نمیتونه باور رو عوض کنه؟
رژیمها میان و میرن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچکدوم نمیتونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.
همون جایی که سالهاست باورهای چاق کننده مثل برنامههایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.
مثلاً:
«برنج چاقکنندهست!» 🍚
«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️
«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمیشم!» 🤯
تو ممکنه سالها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…
ولی آخرش برگشتی سر خونهی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.
🔬 نگاه علمی به این موضوع:
در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:
«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرکهای ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاقی، خاطرات غذایی و احساسات.»
یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خستهای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.
پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشهی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

🌱 راهحل چیه؟ تغییر فرمولهای ذهنی
اگر میخوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافلان:
🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!
- یاد بگیری چی باعث پرخوریته؟
- چرا بعضی غذاها برات وسوسهانگیزن؟
- چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان میشی؟
- چرا رژیم برات شبیه شکنجهست؟
- چرا همیشه برمیگردی به رفتارهای قبلی؟
👣 توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد میگیری.
یاد میگیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.
✍️ چرا تمرین بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟
ذهن ما سالها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق میکنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق میشم» برنامهریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمولهای ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیمها هم نمیتونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشهای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید میفرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد میکنن. ✨
🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی
لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:
- 🍚 اولین غذایی که فکر میکنی باعث چاقیته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
- 📻 کدوم جمله چاقکننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار میشه؟ سعی کن از کودکی ریشهش رو پیدا کنی.
- ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنیت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
- 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
- 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمیدونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.
🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.
💬 نوبت توئه!
حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کنندهای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار میشه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.89 از 122 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد عزیز
من امروز به لطف خداوند گام نوزدهم را برداشتم
یادم میاد چند سال پیش برای کاهش اشتها چند ماه همیشه روزه میگرفتم که در طول روز پر خوری نکنم وبا روزه گرفتن به کاهش وزن خوبی میرسیدم اما واقعا انتخاب رفتارهای درست خیلی بهتر از تحمل اون همه سختی است
واما قانون جدید برای خودم این است که از این لحظه اگر من به خاطر حیف بودن غذا_پول دادم باید بخورم_در مهمانی بخورم زحمت کشیدن بخورم ناراحت نشوند بعضی اوقات خانه مادر همسرم چون بچه ها وهمسرم غذایی را دوست ندارند من جای اونها هم میخورم تا به مادر همسرم احترام بگذارم خلاصه اگر در این مواقع من در حد سنگین شدن غذا خوردم من یک……هستم چون یک انسان عاقل به جسم خود که همراه ما در این جهان است که من همیشه احساس میکنم جسم مرکب من است یعنی چیزی که باهاش تو این جهان حرکت میکنم صدمه نمیزند جسم من باید سبک وسالم باشد تا روزی که من در این جهان هستم به راحتی بتوانم از آن استفاده کنم
سپاس استاد بزرگوار
خدایا متشکرم بابت یک روز دیگه ونوشتن این دیدگاه خدایا دوستت دارم
درود بر شما همراهان مسیر لاغری با ذهن
بسیار سپاسگذارم استاد با این فایلهای بسیار عالیتون و اون وسعت قلبتون که اجازه میدید بصورت رایگان در اختیار ما باشه،امیدوارم زندگانی پر برکتی در پناه خدا داشته باشید
در این ۱۸ گامی که گوش دادم متوجه چندین رفتار پر خطر چاقی شدم،اینکه من حق خوردن اضافی در چندین موارد رو بخودم میدادم،مثلا اشکال نداره عصبی هستی استرست کمتر میشه بخور،شام مهمونی داریم ناهار نخور یا کم بخور که شام تو جمع و مهمونی بتونی بخوری،با شنیدن این فایل ها متوجه شدم باید فرمولهای متناسب شدن رو جایگزین کرد بیشتر وقت خودم رو به فکر کردن در مورد فایل و اصلاح رفتار پر خطر خوردن اضافه و سنگین شدن میذارم و در مورد فایل ها با خواهرم صحبت میکنم،دوستان بهتون پیشنهاد میکنم اگر ی دوست یا از نزدیکانتون که هم چاقن و هم باهاشون صمیمی هستید در مورد چاقی و فایلها با هم صحبت کنید خیلیا چیزها رو از هم یاد میگیرید،یکی دیگه از کارهام اینکه قبل از خوردن به این فکر میکنم به اندازه خوردن چه لذتی داره، چه حس خوبی دارم که مثل آدمهای متناسب رفتار میکنم با غذا،من متوجه شدم جسم نباید به من بگه بسه بلکه این ذهن هستش که باید فعالش کنیم،اینکه غذا نباید برای ما تصمیم بگیره این ذهن ما هستش که باید تصمیم بکیره که چه مقدار براش کافیه،در کنار شما دوستان احساس مسکنم تنها نیستم و ما با همیم امیدوارم همه ی ما طعم لذت بخش متناسب شدن و به رویای لاغری دست پیدا کنیم
به امید موفقیت و پیروزی همه دوستان عزیزم،در پناه خدا باشید
درود بر شما دوست گرانقدر
دیدگاهتون فوق العاده بود،به باور من تمامی کلماتون رو با گوشت و پستتون لمسش کردید که اینقدر زیبا بیان کردید
امیدوارم در پناه خدا در تمامی ابعاد زندگیتون شاد و پیروز باشید
نشان های دریافت شده
سلام به همه
والا اومدم یه لفظی واسه خودم در نظر بگیرم موقع پرخوری دیدم نمیشه، اخه همه حیوونا هم که درست غذا میخورن به اندازه میخورن، دیدم خدایا یعنی من موقع گرخوری از حیوونم کمترم و چقدر جایگاه انسانی خودم و زیر سوال میبرم، مشکل ما اینه فراوانی رو باور نداریم، فراوانی اندام زیبا رو باور نداریم، بریم بیرون و یه نگاه به آدم هایی که رد میشن بندازیم، میبینیم خیلی ها متناسب هستن، پس این اندام وجود داره، اگه ما نداریمش یعنی نخواستیمش، اگه مثل ادم های متناسب رفتار کنیم اگه مثل اونها رها باشیم و اسیر افکار و رفتار غیرطبیعی مون نباشیم این اندام خود به خود ایجاد میشه، چرا من باید در مهملنی بعد از غذا از میوه و شیرینی که تعارف میشه بخورم ولی جاری متناسبم دیگه چیزی بعد شام نمیخوره؟؟ چرا من باید بعد شام کیک تولد بخورم و جاریم از کیک تولد خودش هم بعد شام نمیخوره؟؟ و اصلا براش مهم هم نیست که نخوردش، بعد منطقیه بگم چقدر اون خوش شانسه که متناسبه ولی من نه؟؟؟ چرا من اگه چند نوع غذای مورد علاقمو رو سفره ببینم از همش میخورم بعد اخرش میبینم دارم میترکم ولی متناسب ها یا از اون غذایی که بیشتر دوس دارن میخورن یا همون غذای مورد نیازشونو جوری میخورن که از همش یه مزه کرده باشن؟؟ چرا من از برنج میترسم ولی همسایمون اگه برنج باشه صبحانه هم میخوره و واقعا چندین بار دیدم که از برنج دیشب که تو یخچال بود اورد گرم کرد و یه بشقاب پر داره صبحانه میخوره ولی من از ترس 4 تا قاشق اونم فقط ناهار میخوردم؟؟ یعنی خدا منو چاق آفرید و از اونا بیشتر خوشش میومد اونارو لاغر آفرید؟؟؟ خلاصه سالها گذشت و من با روش لاغری با ذهن اشنا شدم و دیدم نه برنج و… چاق میکنه نه لاغرا ادم های خوش شانسی بودن، یه چیزی تو ذهن اوناست که دارن طبق اون رفتار میکنن که در ذهن من جور دیگه ایه که باعث میشه رفتار دیگه ای بکنم، دیدم اندام متناسب مال منم هست اگه ندارمش چون نخواستمش، رفتار و افکارم همسو با خواستم نبود، پیتزا یک نفره معنیش این نیست همشو باید یجا بخورم، اونا به فکر فروش و تبلیغات خودشون هستن من چرا باید گول بخورم و به بدنم آسیب برسونم، بارها دیدم خواهر زادم غذایی رو سفارش داد و به راحتی از اضافش گذشت و اصلا براش مهم نبود چقدر پول داد ولی من میگم حیفه پولشو دادم خیلی خوشمزش و همشو میخوردم، چرا واسه اینکه غذا حروم نشه باید بریزمش در بدنم؟؟ مگه من سطل آشغالم؟؟ خب بزارم تو یخچال واسه یه وقت دیگه یا اینکه بدم یه حیوون بخوره و سیر بشه، دیدین شاه و خانوادش وقتی میخواستن غذا بخورن چقدر باکلاس اندازه نیازشون میخوردن و اصلا براشون مهم نبود بقیش چی میشه؟؟ باید مثل یک شاهزاده با بدنمون رفتار کنیم، من پسر کوچیک دارم که اصلا هنوز نشده یک لقمه اضافه بخوره، یا وقتی دوست داره غذایی رو بخوره من بزور تونسته باشم بهش غذا بدم، کااااااملا رفتار متناسبی داره و من لذت میبرم که چقدر همه چی در ذهنش درسته، من اگه حتی از رفتار پسرم هم تقلید کنم و اونو الگوی خودم قرار بدم باید به راحتی لاغر بشم، ایده خوبی واسه خودم بود و سعی میکنم از امروز مثل پسرم رفتار کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ومتعهدم
چقدر دیدگاهت عالی بود …جای تبریک داره ….
پرخوری از رفتارهای بسیار زشت افراد چاقه …. خودشونم می دونن که زشته اگر نه اینقدر دنبال یه راه حل یا یه دارو یا حتی عمل جراحی کوچک کردن معده برای کنترل اشتها و برای کم کردنش نبودن …. اما راه کم کردن اشتها و کنار گذاشتن عادت پرخوری ، خوردن یه داروی معجزه آسا و عمل جراحی نیست …. پرخوری اگر لذت نداشت تکرار نمی شد …اگر با اهرم رنج و لذت آشنا باشیم باید از طریق استدلال ومنطق بتونیم پرخوری رو از روی اهرم لذتی زودگذر برداریم و روی اهرم رنج بلند مدت بگذاریم ….
رفتار مقابل پرخوری دوتا کلمه اس یا اندازه خوردن یا کم خوردن …..
ماهایی که عاشق لاغری هستیم و می دونیم که پرخوری اجازه لاغر شدن رو نمی ده می خوایم بدون گذر از مرحله اندازه نیاز خوردن ،به مرحله کم خوری بریم و بدون رنج و مشقت با خوردن یه پیش دستی غذا سیر بشیم و به سرعت لاغر بشیم ..
به نظر من این یک تلاش بیهوده اس …اگر بتونیم از پرخوری به اندازه خوری صعود کنیم و خوردنهای بی اساس رو ازش بگذریم شاهکار کردیم و مدال تناسب اندام رو دریافت خواهیم کرد …اونوقت وقتی در این مرحله استاد شدیم می تونیم به کمتراز نیاز خوردن هم برسیم و عادت کنیم و لاغر بشیم ….
تا می تونیم باید به زشتی پرخوری بیشتر واقف بشیم … مثل همینمثالی که شما زدید حیوانات پرخوری ندارن پس چاق نمیشن اما متاسفانه انسانهای چاق که هر کدومشون اشرف مخلوقاتن با این رفتار بسیار زشت، دور از جون شما از حیوان هم پست تر میشن ….وچقدر تن آدم می لرزه وقتی به این حالت فکر می کنیم ….
خدا نمی خواد موجودی که اشرف مخلوقاته اینجور از مرحله انسانی خودش سقوط کنه و باعث سرافکندگی بشه …
پرخوری از شیطانه و هر گاه به دعوتش برای اضافه خوردن پاسخ مثبت می دیم در حقیقت با شیطان که دشمن ماست هم پیاله میشیم ما باید از پرخوری توبه کنیم چرا که گناهیست بس بزرگ ..
حالا دقیقا به چی میگیم پرخوری ؟
زمانی که سیر هستیم و بدن هیچ نیازی به انرژی نداره اقدام به خوردن کنیم ….
خوردن سر سیری با بهانه های بسیار متنوع از سوی چاقها انجام میشه کهما باید اونارو شناسایی کنیم جوری که هر گاه در چنین موقعیتهایی قرار گرفتیم از خوردن منصرف بشیم و این میشه عمل به رفتار صحیح …که تکرار اونها متناسب شدن رو به دنبال خواهد داشت ……
به نظرم خوردنهای عصبی و احساسی بیشترین سهم رو در پرخوری دارن …مثلا چاقها عادت دارن وقتهای بیکاری و احساس تنهایی میرن سراغ یخچال و کابینت خوراکیها و تنقلات
یا وقتی استرسی میشن ، یا وقتی خشمگینن دیدید در مواقع خشم با حرص غذارو می جون و دندانهارو روی غذایی که می خورن فشار می دن تا حرصشون بخوابه …یا وقتی غمگینن …
ولی اگر ما به رفتار متناسبها دقت کنیم می بینیم در مواقع احساسی راه حلهای دیگری غیر از خوردن دارن چون یادنگرفتن که مثلا خشم خودشونو با خوردن تسکین بدن مثلا یک لیوان آب می خورن و میرن قدم می زنن خوب ما باید یاد بگیریم این رفتارهای صحیح رو ….
باید به آموزش لاغری ادامه بدیم تا فرمولها در ذهن ، عوض بشه
فرمول پرخوری = لذت تبدیل بشه به :
پرخوری = رنج
پرخوری = هم پیاله شدن با شیطان
پرخوری = پایین آمدن عزت نفس
پرخوری = گناه بزرگ
پرخوری = حرام کردن نعمتهای خدا
پرخوری = حماقت
پرخوری = سقوط از مرحله انسانی به مرحله بدتر از حیوانیت
پرخوری = هیکل کج و کوله زشت و بدنما و در آخر
پرخوری = تبدیل شدن بدن به پارکینگ بیماریها
دوست عزیز باز هم از دیدگاه خوبت تشکر می کنم تلنگری شد به افکار لاغری و تبدیل شدن به کلمات لاغر کننده ….
مرسی از شما دوست خوبم
سلام دوست متناسبم امیدوارم حالتون عالی باشه چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم واقعا زیبا بود ما غذاهای اضافه فرزندانمون میخوریم و میگیم اسراف نشه،گناهه دور بریزیم ، در اصل داریم با این اضافه خوری ها و بهانه های واهی ذهن چاق، گناه میکنیم و با شیطان هم پیاله میشیم خوب میشه به اندازه غذا تهیه کرد کا اسراف نشه یا حتی میشه اضافه اونو دهن نزد و به فقرا داد یا حتی به حیوانات داد؛ چقدر این دیدگاه رو دوست داشتم واقعا با پرخوری ها نعمات خدا رو هدر میدیم در کل این گناه است نه آنچه تا به حال فکر میکردیم من دیگر با شیطان راه نمیروم دیگر به نداهای ذهن چاق که وسوسه گر آن شیطان رجیم است بها نمیدهم خدایا به همه ما کمک کن تا در مسیر زیبای تناسب فکری متناسب بیاندیشیم و متناسب عمل کنیم الهی آمین در انتها برای شما و همه دوستان گلم آرزویی بهترینها را دارم و از خداوند برای استاد بی نظیرمان و خانوادشون زیباترین های خداوند را خواستارم
نشان های دریافت شده
عزیزم خانم کوثری سلام …چقدر باید از شما دوست خوبم تشکر کنم برای ثبت نظر خوبتون ، دستت طلا ژحمت کشیدی و نوشتی .باعث شدی یکبار دیگه نظر خودمو بخونم و یادآوری مجدد بهم بشه که هیچ دلیلی برای اضافه خوری و یا پرخوری پذیرفته نیست … ماهایی که مدتهاست در این مسیر هستیم هنوز مبتلاییم به اجرا کردن گاه و بیگاه فرمولهای چاقی ذهن …اگر ده بار درست عمل کنیم یک بار خطا می کنیم …جای شکرش هست که یک به ۱۰ خطا می کنیم و بیشتر داریم در مسیر درست حرکت می کنیم …
سلام عزیزم البته من اول راهم و قطعا شما بهتر و بیشتر از من واقف هستید به امور براتون بهترین آرزوها رو دارم دوست خوبم از خوندن دیدگاههای شما همیشه لذت میبرم در پناه خداوند باشید
نشان های دریافت شده
سلام و درود فراوان بر همه بزرگواران و سلام و درود بر استاد گرامی
امروز در آسانسور اداره حدیثی شنیدم از امام علی (ع ) به این مضمون:
زندگی را برای خوردن نخواهید بلکه خوردن را برای زندگی بخواهید.
مقصودم این هست که رنج چاقی با ابعاد فردی و اجتماعی مختلف داره زندگی همگی رو تحت تاثیر قرار میده و من خدارو هزاران بار شکر میکنم که با هدایتم به این مسیر و تلمذ در محضر شما استاد عزیز دارم یاد میگیرم که با تکیه بر تلاش خودم در این راه اقدام کنم و چقدر شیرینه.
نشان های دریافت شده
تا یادم میاد در گذشته فقط و فقط خواستم با رژیم لاغر شمرانواع رژیم گرفتم و ک میدونستم اونی ک باید تغییر کنه ذهن مندهس واز این رو جسمم تحت فشار قرار دادم و ب اون نکته رسیدم ک در مقابل خودم اعتراف کردم ک دیگه رژیم بسه
از وقتی وارد سایت شدم فهمیدم ک واقعامن گناهکار بودم ولی یک گناهکار نااگاه بودم ک تحت شنیده ودیده ها باورهام شکل گرف و شد این
واقعا ذهن من پراز فرمولهایی هس ک مواد غذایی محکوم میکرد ب جای خودم
حسرت اینک چرا بقیه میخورن و متناسبن و من نمیخورم چاقم کل ذهن منو درگیر کرده بود
اما حالا میدونم ک مشکل از چی و کجاس و با لذت مسیرم ادامه میدم ذهنم شخم میزنم علفهای هرزشو در میارم و نهالهای لآغری رو کاشتم ابیاری میکنم و با دلم ایمان دارم مطمئنم ک ب اون ایستگاه لاغری میرسم
من از این سبک ک گفتید ب واکنش بدنمون دقت کنیم چ واکنشی در برابر پرخوری دارم و ومیتونم از این شگرد استفاده کنم ک ب جسمم ضربه نزنم
من دیروز چایی دم کرده بودم و ی استکان خوردم و میخواستم دوباره بخورم ک دیدم اصلا جا ندارم برا اون نصف استکان بیشتر نبود یچیزی تو درون من فریاد ک فریباتو از ی چای نمیتونی بگذری در حالی میل جایی براش نداری و نخوردم
من قبلا دو لیوان چای میخوردم میگفتم حیف دم کردم بخورم
ولی الان ن
فایل ثوابشو بخر خیلی کمکم میکنه در این شکلگیری این رفتار
بعدش همسرم میوه میخورد ک من ی لحظه پرتقال دیدم دل خواست ک بخورم اصلا میلی نداشتم زود پاشدم پوست بکنم ک همسرم گف بده من پوست بکنم و من اون لحظه همسرم پرتقال داد بهم دیدم واقعا میلی بهش ندارم و نخوردم و ممنونم ازخودم ک بدجسمم ب خودم ب مسیرم و ب مسئولیتی ک ب عهده گرفتم احترام گذاشتم و فدای اون لحظه نکردم
نشان های دریافت شده
سلام و درود شکر بودنمان و مسیر و راهمان 🙏🏻🦋
همه سالهای دردآور چاقی ما با محدودیت های جسمی سپری شدند تمام افکار و باورهایی که ما از خانواده به ارث بردیم باعث می شد روند لاغری ما کند و بدون نتیجه ماندگار باشد پذیرش اینکه برنج چاق می کنه …کیک خامه ای و کره ته دیگ و سس مایونز از یک طرف و پذیرش چاقی ارثی و ژنتیکی یا کم تحرکی و استعداد چاقی داشتن از طرف دیگر …و همانطور که ما پذیرفته بودیم که غذاها قدرتی دارند که ما را چاق کنند وقتی با رژیم غذایی خود را محدود می کردیم کمی اضافه وزنمون کاهش پیدا می کرد و از اونجایی که لیست نخوری ها هرروز گسترده تر میشد و دیگه غیر کاهو و کلم چیزی نمی موند 😄و تا ابد که نمی شد غذاها را کنار گذاشت و در شروع مجدد استفاده از غذاها باز در مسیر چاقی خود فعال می شدیم .
افراد چاق مدیریتی روی مواد غذایی خود ندارند یعنی غذاها برای ما تصمیم می گیرند که چقدر ازشون استفاده کنیم .. 🤔
واکنشهای روحی ما هم بر خوردن ما مؤثر هستند چون ما سالها یادگرفتیم وقتی عصبی هستیم بخوریم وقتی افسرده میشیم بیشتر می خوریم وقتی خستگی ناشی از کار زیاد داریم هم می خوریم و همیشه در حال خوردنیم .
ذهن ما مثل یک نوار خالی بوده که ما بهش الگو دادیم از طریق دیده و شنیده ها و تکرار اونها در عملکردمون و الآن مغز طبق الگوهاش داره دستور صادر می کنه .
تنها راه اصلاح فرمولهای ذهنی شناسایی فرمولهای چاقی در ذهن است و بعد در مرحله تغییر کردن قرار می گیره و اصلا نیازی به محدود کردن و رنج کشیدن نیست ما عقل داریم و اراده اول تفکر می کنیم و بعد تصمیم میگیریم آگاهانه رفتار کنیم
ما باید وقت بزاریم و فکر کنیم که این مسئله به ضررمون هست و یه جایی باید حل بشه یا اینکه ما تا آخر عمر باید چاقی و مضراتشو با خودمون حمل کنیم ؟!اینکه ما بسیار توانمند و قوی هستیم کاملا مشخصه چون بارها در مسیرهای لاغری در روشهای لاغری قبلی شکست خوردیم و باز شروع به حرکت کردیم و الآن اینجا هستیم و تمام اون شکست ها به خاطر این بوده که در مسیر صحیح نبودیم مسیر بیراهه بوده و مقصدی هم نداشته پس اگر ده درصد همون تلاش و توانمندی ها را در این مسیر مستقیم و هموار بگذاریم حتماااااا نتیجه می گیریم .
تبلیغات تلوزیون هم به ما شکست را القا می کردند به این صورت که وسیله و یا قرص و دمنوش را تهیه می کردیم ولی نتیجه که می خواستیم نمی گرفتیم اما چون در ذهنمون بود که در تبلیغ ،فرد چاق با استفاده از همون محصول بلافاصله لاغر شده خودمون را مقصر می کردیم که حتما من نتونستم یا من مشکلی داشتم چون اون تصویر فرد متناسب تو ذهنمون بود شروع به مقایسه کردن خودمان می کردیم
اگر بخواهیم مسیر های قبلی را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنیم در مسیرهای قبلی هر روز از خودمون و مسیرمون متنفر تر می شدیم اعتماد به نفس پایین و احساس ناتوانی در ما بیشتر می شد ولی در روش لاغری ذهنی احساس خوب و احساس ارزشمندی و توانمندی و خودباوری در ما بیشتر میشه و چون هیچ محدودیتی نیست مسیر لذت بخشه و و آسون .
افراد چاق درکی از سیر شدن ندارند و این رفتار متفاوت بین فرد چاق و متناسبه .
فرد چاق از درد شکم و یا حالت تهوع یا نس نفس زدن متوجه سیری خود میشه ولی رفتار یک فرد متناسب اینگونه نیست او نقطه سیری را درک می کند و به صورت ناخودآگاه بدون اینکه واکنش جسمی دریافت کند دست از غذا می کشد .
جسم ما وقتی دچار مشکل میشه واکنش نشون میده دقیقا وقتی دندان پوسیده میشه درد میگیره پس باید خیلی عمیق فکر کنیم که ما داریم به خودمون خسارت می زنیم و یعنی یک مشکلی ایجاد شده !…🤔
خب بلد نبودیم یادنگرفتیم ولی باید با توجه و تمرین یادبگیریم و اصلاحش کنیم
تفاوت رفتار افراد چاق و متناسب بسیار زیاده البته افراد متناسب که الگوی صحیح رفتاری هستند و افراد متناسبی هم هستند که پرخوری دارند و رفتارشون صحیح نیست و در معرض خطر هستند باید در شرایط باوری خود قرار بگیرند و یکدفعه در مسیر چاقی بی رویه ای می افتند (ممکنه فرد متناسب ۳۵ساله باشه ولی فرمولش این باشه که از ۴۰سالگی سوخت و ساز بدن کم میشه بنابراین هنوز به اون سن نرسیده که فرمول اجرایی بشه و شرایطشو داره برای چاقی
بنابراین افرادی که متناسب هستند و الگوی صحیح رفتاری دارند مد نظر ما هستند .
ما باید رفتار انسانی داشته باشیم و در جایگاه و شآن الهی خود باشیم و باید این موضوع پرخوری را اصلاح کنیم حتی درنده ها هم به وقت سیری برای خوردن حمله نمی کنند ما باید فکر کنیم که غذا منبع انرژی هست برای زنده بودن جسم ما فقط همین!… یعنی این برچسب لذت را از روی مواد غذایی برای همیشه بکنیم و برچسب (فقط در حد نیااز )بزنیم .باید این موضوع اصلاح بشه فقط هم دست خودمونه نه هیچ کس یاهیچ چیز دیگری!…🤔
شروع می کنیم آکاهانه قبل از اینکه به جسم ما فشاری وارد بشه یا واکنش بده دست از خوردن می کشیم و تمام مواد خوراکی را در یک سطح از انرژی جهت نیاز بدن در دسته بندی قرار می دهیم و خودمون را تشویق می کنیم باید تمرین کنیم و اگر اشتباهی پیش اومد تنبیه حتی با القاب توهین آمیز به خودمون داشته باشیم چون تنبیه و تشویق باید کنار هم باشه اگر تنبیه نباشه باز ۳۵سال به پرخوری ادامه می دهیم و یک جایی باید جدی با این موضوع برخورد بشه .
ما هرروز با تغذیه فایلهای آموزشی به ذهنمون به صورت ملایم داریم در ذهنمون کدنویسی لاغری می کنیم اما برای حمایت و تقویتشون باید عملکرد مناسب هم داشته باشیم که اصل موضوعه یعنی پیشنهاد مورد تأییده و بعد از مدتی خودبه خودی رفتار صحیحی انجام می دهیم .
تمام این مسیر توسط استاد عزیز هرروز کدگشایی میشه برای اینکه مسیر برای ما راحتتر و آسونتر بشه و نتیجه سریعتر اتفاق بیفته پس حالا که انتخاب شدیم و موردلطف و عنایت خداوند قرار گرفتیم در مسیر طبیعی شدن جسممون با اشتیاق و اعتماد حرکت کنیم .
روزی که آزاد بشیم جشن پروازه برای تمام بشریت چون تغییر از خود ما شروع میشه و چقدر لذت بخشه اینکه ما احساس قدرتمندی می کنیم و مسلط بر شرایط و غذاها و ذهن خودمون هستیم تازه تولدی دوباره پیدا می کنیم و از متناسب بودن و تمام لذتهاش بهره مند میشویم این راه راه امیده راه عشقه باید گام به گام شاکر بود🙏🏻🦋♥️🌱
خدایا شکرت بابت وجود پیام رسان عاشق و اگاهت
شکر وجود استاد عزیز و سخاوتمند
خالقم هزاران بار شکر
عاشقتم ❤️❤️❤️
عالیترینهای مسیر لاغری پیش روی ماهتون
🍃🌸🍃🌸🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🌸🍃
نشان های دریافت شده
سلاااممثل همیشه متن اول صفحه رو خوندم و لذت بردم از این چیزایی که نوشته بودین، خیلی دوست دارم وقتی تجربه های شمارو در زندگیتون میخونم ، چون هر وقت با اون مشکل مواجه میشم یاد این میوفتم که شما چطور اون مشکل رو پشت سر گذاشتین و ما هم همونطور رفتار میکنم.
منم اطلاعاتی رو میشنیدم درباره ی اینکه یه سری از مواد غذایی باعث چاقی ما میشن اما این هیچ وقت الگو نشده بود توی ذهنم چون مامانم شغلش طوری بود که همیشه سر کار به بقیه درباره ی تغذیه توصیه میکرد و به ما هم همیشه میگفت همه چیز بخورید ولی به اندازه بخورید و همین باعث شده بود من خوردن یه ماده ی غذایی به خصوص رو ملاک چاقی قرار ندم ولی همیشه اطرافم کسایی بودن یا میشنیدم از بقیه که اعتقاد داشتن مثلا برنج و ماکارونی و شیرینی و سیب زمینی رو اگه از برنامه ی غذاییشون حذف کنن دیگه میتونن لاغر بشن و الان میفهمم که چقدر فکرشون اشتباه بوده و این غذاها کاری جز انرژی رسوندن به ما انجام نمیدن و مایی که داریم توی این خانواده ها زندگی میکنیم که برنج عضو حذف نشدنیه سفره هامونه چقدر به خودمون ظلم میکنیم نه از نظر اینکه فواید و ضررای برنج خوردن چیه بلکه به خاطر فشار روانی ای که برای اون فرد داره ، تصورشم سخته که یه نفر بخواد هر روز چیزایی درست کنه بخوره که هیچ علاقه ای بهشون نداره و همش چشمش دنبال خوراکی هایی باشه که برای خودش ممنوع کرده ، همین فشار روانی باعث چاقی بیشتر ما میشه.
و اما موضوع خیلی کمک کننده ی این فایل که درباره ی فشار شکم و دریافت پیام سیری بود.خیلی خیلی زشته که من خودمو توی غذاها غرق کنم و همیشه پرخوری کنم و معدم بعد از خوردن هر وعده ی غذایی سنگین باشه. من کسیم که خیلی به دیگران اهمیت میدم حتی طبیعت و حیوونا ولی وقتی به خودم میرسه بیشترین ظلم رو با این پرخوری ها در حق خودم میکنم ، اگه حتی یه درصد به چیزایی غیر از خودم اهمیت میدم و حواسم بهشون هست خب مطمعنن باید صد برابر اونا به خودم اهمیت بدم و وقتی اهمیت نمیدم یعنی یه چیزی این وسط مشکل داره و باید یه چیزی رو درست کنم ، دقیقا همونطوری که تو ذهنمبه وجود اومده ؛ با الگو ، با تصویر ، با گوش دادن به حرف بقیه ، خلاصه هر چیزی که بوده تدریجی بوده و روی ذهن من و فرمولاش تاثیر گذاشته الانم من باید این مسیرو طی کنم و صبر با ایمان داشته باشم. مطمعنم خدا توی سرزمین لاغرها منتظر منه
خدایا شکرتممنونم استاد
نشان های دریافت شده
روز ۴۲ تکرار
سلام وقت همگی بخیر
خدارو سپاسگذارم برای عمل کردن به آموزش ها
فرمول های ذهنی چاق کننده را بشناسیم
همینکه متوجه میشیم دلیل چاقی ما ارثی نیست یا ربطی به عوامل بیرونی نداره خیلی کمک کننده است چونکه دست پیدا کردیم به دلیل و ریشه چاقیمون ، اگر دلیل چاقی ما واقعا ارثی بود که الان ناامید بودیم ،چجوری ارث خودمونو تغییر میدادیم ؟
ولی الان میدونیم هر چی هست در درون ماست و زیباتر از اون اینکه ما توانایی تغییر دادن محتویات ذهنمونو داریم
اون وقتا چقدر درگیر چی بخوریم چی نخوریم بودیم ،چه دردسرهایی تحمل کردیم فقط بخاطر اینکه دلمون میخواست طبیعی و نرمال زندگی کنیم ،دست به هر کاری میزدیم ،رژیم ،ورزش ،قرص و دارو و دم نوش وووو
ما در پی تغییر دادن رفتارها بودیم ولی مشکل ما در فرمان مغز بود ،و الان با همین تمرینات در حال تغییر محتویات مغز هستیم ،همینکه من دارم مینویسم یعنی توجهم بر لاغر شدنه ،وقتی فایلی گوش میدم داره کد های قبلی بی اثر میشه و کد های جدید دانلود میشه و تجمیع همه اینها منجر به فرمان های جدید میشه و جسم که اطاعت کننده است هم به جمع ما خواهد پیوست
درک همین موضوع باعث میشه دیگه دلهره و شک نداشته باشیم و فقط به راهمون ادامه بدیم ، هر چند همه این تضادها بوجود میاد تا ما در این راه قویتر بشیم ،رد کردن این موانع باعث میشه درون ما و آگاهی های ما محکمتر بشن
دیروز که با دوستم صحبت میکردم( دوستم الان در دوره پیشرفته است و تا الان خیلی خوب داره نتیجه میگیره )ولی از اونجاییکه منفی بافش نمیذاره پیشرفت های این مدتشو ببینه حالشو بد میکنه
گفت ذهنم بهم میگه بیا اومدی دوره پیشرفته پس چرا خیلی لاغرتر نمیشی؟ بهش گفتم الان منتظری اومدی تو پیشرفته یدفعه ۴۰ کیلو بریزی ؟ گفت انتظار دارم خیلی نتایجم بزرگ باشه ، گفتم میدونی چرا اینجوری فکر میکنی ؟ چونکه تو به دوره ها تکیه کردی و اعتماد داری نه به خودت
اگر بصورت ریشه ای درک کرده بودی که این محتویات مغز توست که داره تغییر میکنه که بهت فرمان های جدید رفتاری میده و در انتها جسمت لاغر میشه ، اگر همین یک اعتقاد رو باور و درک کنی دیگه منتظر معجزه از طرف دوره رو نداری
در ضمن بهش گفتم تو در دوره مقدماتی که تمرین خاصی هم انجام ندادی ۲۳ کیلو کم کردی حتی بیشتر از من ، که خودم ایمان دارم یکی از چند هنرجوی اول سایت هستم که هر روز کامنت مینویسم و دوره هامو کامل انجام میدم ،پس از خودت راضی باش
خودتو سرزنش نکن ،اینهمه اضافه وزنی که الان داری حاصل سالها سرزنش و رفتارهای تخریبی بوده که باید مسئولیتشو بپذیری ، اجازه بده اطلاعات جدید با آرامش وارد مغزت بشه اینهمه اضطراری که داری مال اینه که میخوایی از خودت فرار کنی
وگرنه اگر اطمینان داشتی که بلخره لاغر میشی که اینهمه خودتو متر و سانت نمیزدی ،پس بپذیر که ۸۰ کیلو اضافه وزن حاصل سالها تلاشت برای چاق شدنه الان موظفی چند سال پی در پی محتویات لاغریو به خودت اضافه کنی، با توجه به اینکه این دوره هیچ سختی و رنجی نداره ،داری لذت میبری و لاغر میشی ،کجای دنیا اینجوری لاغر میشن ؟ به هر کسی بگی مسخره ت میکنه ،ولی ما داریم نتیجه های عالی میگیریم
همه افراد چاق حتما به مراتب خوردن برنجو یا سالها حذف کردن یا کم کردن ،منکه عاشق برنج بودم و هستم ،زمان هاییکه مصرف برنج فطع میشد یا کم ،حالم بد میشد ،فقط میتونستم همون زمان تحمل کنم و به محض اتمام رژیم مجدد شروع میکردم ،چقدر اون سبک زندگی بد و رنج آور بود
من اعتقاد دارم تازه ۲ ساله دارم زندگی پر آرامشیو تجربه میکنم در رابطه با مسئله خوردن ، حس آزادی بینظیره ،مثلا دیروز که تولد دوستم بود ما از صبح بیرون بودیم ،نهار رستوران خوردیم ،کارهامونو انجام دادیم ،اتفاقا شام هم رستوران بودیم ،ولی من هم نهار هم شام فقط به اندازه ای که سیر بشم غذا خوردم
دوستم ازم پرسید فریده تو فقط یکمی از غذای نهار و شامتو خوردی ،چجوریه؟ بهش گفتم خودت که میدونی من به محض سیر شدنم ادامه نمیدم ، کافه ای که دیشب رفته بودیم برای شام مخصوص کنافه و چای ترکی و مراکشیه ،بعد از شام با اینکه خودم یکمی جا برای کنافه و چای گذاشته بودم ولی احساس کردم اضافه بر نیازم خوردم که اونم ازش گذشتم ،میدونم مسئله مهمی نبوده ،ولی بیس رفتارهای من تا حدود زیادی درست و صحیح شده و خواهد شد ،اونم بخاطر برداشته شدن ترس ها و دانلود شدن اطلاعات جدیده ،این یعنی آزادی
از همون دوران کودکی از همه آدم ها شنیده بودم برنج و نون و یه عالمه خوراکی دیگه بینهایت چاق کننده هستن و کد چاق کننده بودن اونها در مغز من ساخته شد ،یعنی در مغز من تصویر و عکس هایی از خوراکی ها بود که هر وقت من به اون خوراکی ها فکر میکردم ،اون عکس و تصویرها مشاهده میشدن با حس و نگرششون
پس من با تصایر غول های چاق کننده ای روبرو میشدم که بدون شک باعث چاقی و ترس های من میشدن و حتی با فکر کردن به اونها هم من چاق میشدم چونکه ذهن من فرق بین تخیل و واقعیتو نمیفهمه ،پس مدام من در حال خوردن ذهنی هم بودم
اونهمه ترس و تصایر نا زیبا باعث شده بودن ،کانون توجه من بر چاقی باشه و روز به روز چاقتر بشم ،پس اون برنجه چاق کننده نبود و نیست اون تصویره ناهنجار بوده و تو این دوره ها داریم اون تصاویرو تغییر میدیم
مثلا وقتی میخواییم غذاییو بخوریم و ته درونیاتمون میترسه به خودمون همین باورسازی هارو یادآوری کنیم ،به خودمون بگیم بدن ما به انرژی نیاز داره باید غذا بخوریم پس ترسی در کار نیست اینجوری یواش یواش تصویر ترسناک برنج به تصویر انرژی بخش بی آزار و خنثی تبدیل میشه و ترس ما حین خوردن کمو کمتر میشه و هر چقدر ترس ها کمتر بشن درد های ما هم کمتر میشه پس بسمت لاغر شدن هدایت میشیم
الان که برای بار دوم دارم دوره مقدماتیو تکرار میکنم داره درک مطالب برام بهتر میشه و میدونم برای بار سوم که میخوام دوره پاکسازی و پیشرفته رو مرور کنم اونجا باگ های اصلیم برداشته میشه و بصورت قویتر ترس هام از مواد غذایی بصورت اصولی کمتر میشه
من یاد گرفتم که با خودم گفتگوهای آگاهانه داشته باشم و مثل قبل باری به هر جهت نباشم ،حرف هیچ کسی رو همینجوری نپذیرم و قبل از پذیرش از فیلترهای قوانینی که یاد گرفتم ردشون کنم اگر مطابقت داشت میپذیرم و این مستلزم تمرین بیشتره
دقیقا ما عقاید الگوهای خودمونو استفاده میکنیم ،چونکه به مراتب دیدیم و شنیدیم که اونها از برنج و روغن و نون ووو ترسیدن و این افکار نسل به نسل ما ادامه پیدا کرد،مثلا مادر من اگر نهار برنج بخوره دیگه شب برنج نمیخوره در کل شبها غذای سبک میخوره ،اگر جایی مهمان باشه حتما نهار برنج نمیخوره تا بتونه در وعده شام که مهمانیه برنج بخوره و من اینهارو دیدم و قبولشون کردم
و نقطه نقضش اینه که من ۲ ساله دارم تقریبا هر روز برنج میخورم ولی چاق نشدم ،من که همون فریده سابقم چرا قبلا با ترس میخوردم یا نمیخوردم در هر صورت چاق میشدم ولی الان حتما میخورم ولی لاغر میشم؟
اینکه ما فکر میکنیم چاقی ارثیه ،پولدار بودن یا فقیر بودن ارثیه،بیماری ارثیه ،نه بخاطر اینکه ارث ما اونهاست ،بدلیل اینکه افکار فقر یا ثروت بصورت دیدگاه و نگرش در مغز ما بوسیله الگوها دانلود شده ،ما اون عقایدو زندگی میکنیم
وقتی الگوهای یک بچه مدام بهش گفتن پول نیست،پول زیر پای فیله ،اگر پولدار بشی خدا ازت قهر میکنه ،پولدار بشی حتما بیمار میشی یا اتفاق بدی برات میفته وووو اون بچه بزرگ که میشه محاله دنبال پول بره، میترسه باور کرده که پول در اوردن رنجه ،پول سخت بدست میاد ،حالا چجوری از زیر پای فیل در بیاره؟
نکنه پولدار بشه خانواده شو از دست بده،نکنه بیمار بشه ،نکنه خدا ازش دور بشه ووو اون شخص باید موانع بازدارنده های مالیشو پیدا کنه بعد رفتارها و اتفاقات و شرایطش تغییر میکنه
برای لاغر شدن هم باید اعتقاداتی که از طرف الگوها و اطرافیان در ما دانلود شده ،شناسایی و رفع بشه تا ما بریم بسمت لاغر شدن ،پس چاقی در ما ارثی نیست ،عقایدی که از دیگران داریم در ما ضبط شده اونها باید عوض بشه
و نکته مهمی که باز هم باید بهش تاکید کنیم درست و صحیح غذا خوردنه اینکه درک کنیم بدن ما سطل آشغال مواد غذایی اضافه نیست ،برای بدنمون احترام قائل بشیم و به اندازه ایکه نیازشه بهش مواد غذایی برسونیم
مگه ما وقتی آب میخوریم انقدر میخوریم که حالمون بدشه ؟ آیا ما وقتی حمام کردیم باز هم توی حمام میمونیم و دوباره و دوباره حمام میکنیم ؟ یا توی سرویس بهداشتی ساعت ها اضافه میمونیم؟
پس چرا برای خوردن خودمون ارزش قائل نمیشیم؟ اگر عادت کردیم که باید آگاهانه رفتارهای جدید انجام بدیم که رفتارهای قدیم مارو به همون مقصدهای گذشته میبره
خدارو شاکرم برای یک روز دیگه و آگاهی های جدید
سلام دوست متناسب از خواندن دیدگاه شما لذت بردم چقدر خوشحالم که خداوند مرا به این مسیر هدایت کرد امیدوارم به زودی جز شگفتی سازان شوید استمرار و تلاش شما در بودن در مسیر با این همه حس ناب و زیبا قابل ستایش و الگوبرداری برای من بود انتهای دیدگاهتان هم برایم خیلی جالب بود که مثال حمام و دستشویی …..زدید برایتان بهترین آرزوها را دارم پاینده باشید
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
ممنون از شما که وقت گذاشتید کامنت منو مطالعه کردید
براتون خوشحالم که در مسیر صحیح قرار دارید
امیدوارم آگاهی های جدید بر جان و وجودتون بشینه و همواره سلامت و متناسب باشید⚘
درود بر شما دوست گرانقدر
دیدگاهتون فوق العاده بود،به باور من تمامی کلماتون رو با گوشت و پستتون لمسش کردید که اینقدر زیبا بیان کردید
امیدوارم در پناه خدا در تمامی ابعاد زندگیتون شاد و پیروز باشید
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
ممنون از محبت و لطف شما
منم برای شما سلامتی ،شادی و تناسب رو آرزو دارم
در پناه خداوند باشید🌷
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
واقعا همینطوره باید مدیریت کنیم روی واکنش هامون نسبت به مواد غذایی . فرمولهای ذهن افراد چاق . می خورن برای اینکه ناراحتن می خورن برای اینکه خوشحالن و دورهمی لذت ولی افراد لاغر به این صورت نیست به اندازه نیازشون می خورن کاری ندارن سلف سرویسه از همه چی باید بخورن . چون رفتن عروسی مهمونی ولی افراد چاق این یه لقمه حیفه گناه داره حالا همین یه لقمه اضافه است فقط .
مثل من الان از خونه مامانم اومدم صبح رفته بودم کلاس یوگا بعد ساعت ۱۰ صبح رفتم خونه مامانم صبحونه یه دونه شیرینی کوچولو خوره بودم و رفتم چون وقت نبود بعد که رسیدم هنوز نرسیده مامانم شروع کرد ناهار بمون … گفتم نه باید برم الان ساعت ۱۰ تازه گفت صبحونه خوردی گفتم حالا یه چایی می خورم ولی الان نه یه ساعت دیگه رفت چایی گذاشت و نون و پنیر و گردو و تخم مرغ آورد جلو من البته خیلی نبود یه تکه نان کف دست نان افغانی هست اینجا مدل نون بربری های خودمونه خلاصه من نصف تخم مرغ و با نون و پنیر خوردم با چایی دیگه تقریبا ظهر بود هر دفعه هم می گم من اومدم بهتون سر بزنم برای غذا که نیومدم …
ولی خوب خوردم ولی الان خیلی وقته که احساس سنگینی نمی کنم بعضی وقتها ممکنه که احساسم بد بشه و فکر کنم زیادتر از حد خوردم ولی سنگین نبودم هیچ وقت .
ما هم همه روشها رو انجام دادیم ولی روش درست نبوده .مثلا اما دیروز من نزدیک ساعت ۱۱ اینطورها صبحونه خوردم بعدش تا شب شام خوردم البته قبل از شام هم میوه خوردم .یه وقتا هم هر سه تا وعده و می خورم بستگی داره . قبل از دوره فکر می کردم نباید شام بخورم اونم دیر وقت ولی می دیدم همسرم همیشه دوست داره شام بخوره ولی دیر وقت هی می گفتم تو هم بهتره این عادتتو ترک کنی همه اینجا ساعت ۵-۶ شام می خورن ….
اگه این مسایل خوردن برای تفریح و ناراحتی و گناه نکنیم ….. رو برطرف کنیم آدم خود به خود لاغر می شه .به اندازه ای غذا بخوریم که احساس سنگینی نکنیم . سنگین شدن و باید برای ذهنمون بد کنیم و اگر احساس سنگینی کردیم خودمون و سرزنش کنیم و اگر نکردیم خودمون و تشویق کنیم که خوب انجام دادیم..
کی حدو مرز غذا ها رو تعیین می کنه بسته بندی ها ….
کی گفته پیتزای یه نفره باید چقدر باشه مجبور نیستیم همشو بخوریم حالا اینجاها بیشتر پیتزا ها بزرگ خانوادگی می گیریم ولی یه رستوران ایرانی هست که پیتزاهاش یه نفره است و خیلی ایرانیه خیلی خوبه ولی مثلا من اگه قبلا بود همشو می خوردم ولی الان ها همیشه نمی تونم با مامانم شر می کنم . یا مثلا یه نوشابه قوطی مال یه نفر ه ….
باید خودمون تشخیص بدیم که غذای مورد نیازمون چقدره به همون اندازه هم مصرف کنیم.و به واکنش های بدن بعد از اتمام غذا باید توجه کنیم . و رفتارمون و تنظیم کنیم.