میدونی چیه؟ 🤔
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

چگونگی ایجاد توانایی لاغر شدن
یکی از هنرجوهای پرتلاش ما در دوره «پاکسازی چاقی ذهن»، تجربهاش رو اینطور با ما به اشتراک گذاشت:
راستش خودم هم باورم نمیشه… 🤯 یه زمانی توی وزن ایدهآلم بودم ⚖️✨ سبک و راحت 🕊️، بدون اینکه به زور به خودم فشار بیارم.
اما چطوری چاق شدم؟ 🤔 آرومآروم 🐢. اونقدر آروم که نفهمیدم چه اتفاقی افتاده 😶.
اگه اون روزا کسی میگفت یه روز میرسی به وزن امروزت 🏋️♂️، قهقهه میزدم 😂 و میگفتم محاله! ❌
اما خب… رسیدم 😅.
حالا که میخوام لاغر بشم 🏃♂️🍏، یهدفعه با این فکر روبهرو میشم که:
«من باید ۳۰ کیلو کم کنم!» 🏔️⚡
همین فکر مثل کوه میریزه روی شونههام ⛰️😵. احساس میکنم بدنم میگه:
«نرو طرفش! 🚫 من طاقت ندارم اینهمه وزن رو از دست بدم… اگه این کارو کنی میمیرم!» 💔
اما توی یکی از فایلهای ذهنی 🎧🧠 که گوش دادم، یه چیزی توی ذهنم جرقه زد 💡✨:
من ۳۰ کیلو رو یکشبه اضافه نکردم ⏳، پس چرا انتظار دارم یکشبه هم کمش کنم؟ 🤷♂️
✅ راهحل چیه؟
میانهروی ⚖️. نه افراط 🚀، نه تفریط 🛑.
یه شیب ملایم 🪂، یه قدم کوچیک 👣 اما مداوم 🔄، بدون زور و اجبار.
لاغری با ذهن یعنی چی؟ 🤔🧘♂️
یعنی به جای اینکه با رژیم و ورزش سنگین 🏋️♀️🥵 بخوای به بدنت فشار بیاری، اول بری سراغ ذهنت 🧠.
بری سراغ افکارت 💭. همونجا که سالهاست داری به خودت میگی:
- «نمیتونم لاغر شم.» 😞
- «من همیشه چاق میمونم.» 🐘
- «بدنم توان لاغر شدن نداره.» 🚫
اینا همش افکار چاقی هستن 🌀. افکاری که مثل یه طلسم نامرئی 🪄، جلوی حرکتت رو میگیرن.
ولی حالا دارم یاد میگیرم 📚 که به جای تمرکز روی اون ۳۰ کیلویی که باید کم بشه 😰، فقط به این فکر کنم که یه زمانی ۶۰ کیلو بودم ⚖️💃 و بدنم کاملاً بلد بوده تو اون وزن بمونه.
حالا هم فقط باید اون توانایی رو به یادش بیارم 🗝️✨.
فرق انسان چاق و لاغر 🤷♂️⚡
🔴 آدمهای چاق اهل افراط و تفریطن. یا ورزش نمیکنن 😴، یا اونقدر ورزش میکنن که کمرشون درمیاد 🥵.
یا رژیم نمیگیرن 🍔، یا رژیمهای شکنجهگونه میگیرن 🥗⛓️.
🟢 ولی آدمهای لاغر، میانهرو هستن ✨. بلد هستن چجوری بدون فشار به بدن 💆♀️، بدون عذاب وجدان 🙏، تو یه مسیر پایدار حرکت کنن 🚶♀️.
مهمترین کشف من 🔥💡
من باید باور کنم که انسانی هستم که میانهروی رو بلده ⚖️🌟.
این توانایی تو وجودم هست، مثل نفس کشیدن 😮💨. فقط باید فعالش کنم 🗝️.
تا وقتی فکر میکنی «نمیتونی» ❌، واقعاً هم نمیتونی 😔.
ولی وقتی فکر میکنی «میتونی» ✅، راهش پیدا میشه 🌈.
تصمیم امروز من:
با توکل به خدا از امروز میخوام میانهروی رو انتخاب کنم؛ هم در رفتار، هم در فکر. چون این تنها راهیه که لاغری با ذهن رو برام ممکن میکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
با نوشتن درباره تواناییهای خود در جنبههای مختلف زندگی، به ذهن و بدنتان یادآوری کنید که شما توانایی لاغر شدن را هم دارید. این تمرین به شما کمک میکند توانایی درونیتان برای متناسب شدن را فعال کنید.
- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
- درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
- مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
- درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
- اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🎥 پس از مشاهده ویدیوی آموزشی، یک تمرین اختصاصی برای خودتان طراحی کنید و آن را در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
با نوشتن تمرین، به ذهن خود فرمان میدهید که در مسیر توانمندسازی و تناسب فعال شود. فراموش نکنید: نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن است!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.10 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
Zary Ahmadi
با درود گام (۴) توانایی لاغر شدن در وجود توست
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما در باره توانایی لاغر شدنتان چکونه بوده آست
قبل از اینکه من با این روش آشنا بشم فکر می کردم همینم . هیچ فایده ای نداره . بدنم استاپ کرده و دیگه هیچ راهی جواب نمی ده چون سوخت و سازه بدنم تغییر کرده و دیگه توانایی بیشتر از اینه را نداره و کلاف و سردرگم بودم که چگونه می توانم به وزن ایده الم برسم همه راها را رفته بودم و به این باور رسیده بودم که دیگه این رژیم ها جوابگو نیست خسته و نا امید که به وزن ایده الم که قبلا بودم و سالها باهش زندگی کردم شاد و خوشحال بودم لباسها تو تنم زیبا بود همه به من می گفتم چقدر لاغری (حتی گاهی ذهنم می گفت غذاهایی که می خورم کجا می ره )خودم متعجب بودم که همیشه همه چی می خوردم و همچنان لاغر بودم و بعد از بارداری فرزند دوم تقریبا سه ساله بود که یهو متوجه مقدار اضافی در بدنم شدم و از آن موقع بود که رژیم ها و روشهای متفاوت را برای سالها ادامه دادم اما هیچوقت به اونه قبلی بر نگشتم و این باعث شد که این همه رنج و تلاش اخرش هیچی پس «بدنم توانایی برگشت به قبل را نداره »و غافل از اینکه بخاطر باورهای اشتباهی که در ذهنم نهادینه شده من را به اونون قبلی بر نمی گرداند چون قبلا همه می گفتند چقدر لاغری هیچ گوشت تو بدنت نیست سعی کن چاق بشی پس من مشکل ناتوانی نداشتم بلکه مشکل در باورهای اشتباه در ذهن من بوده
در باره توانایی خود در انجام کارها یا مهارتها یی که یاد گرفته اید توضیح دهید ؟
هر ادمی توانایی هایی داره فقط کافیه که بتوانیم اونون توانهایی ها را مهار کنیم مثلا رانندگی: تو ایران و تو امریکا همون دفعه اول گواهی نامه گرفتم و همیشه خوب رانندگی کردم
اشپزی :یادم هست تا قبل از ازدواجم من اصلا اشپزی نکردم اشپزی را خونه همسرم شروع کردم و بسیار مهارت خوبی دارم
خیاطی :هیچکس به من آموزش خیاطی نداده اما آنقدر مهارت دارم که شده کسب و کارم
یادگیری زبان انگلیسی .من برای یادگیری زبان کلاس نرفتم خودم یادم گرفتم
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شده اید که تصور می کردید توانایی انجام آن را ندارید؟ من کلا در مورد هر کاری که بخوام شروع کنم اولش فکر می کنم توانایی آن کار را ندارم اما وقتی شروع می کنم و با پشتکاری که دارم خیلی هم با توانم و با موفقییت انجام می دهم مثلا : فکر نمی کردم توانایی اشپزی را داشته باشم در حالی که خیلی مهارت دارم یا فکر نمی کردم توانایی رانندگی تو امریکا را داشته باشم اما به خوبی انجامش می دم
یادمه چند سال پیش قرار شد در مجلس عروسی پسرم که دویست نفر بودن و بیشتر آنها دکترهای معروف در آنجا حضور داشتند سخنرانی کنم اولش استرس داشتم و فکر می کردم توانایی آن را ندارم اما موقع انجامش با اعتماد به نفس و خیلی عالی که خودم هم باورم نمی شد انجامش دادم طوری که همه به من می گفتند عالی بود
در باره توانایی های جسم خودتان شرح دهید چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعا تواناست ؟همیشه به من ثابت شده که بدنم توانایی بسیار خوبی داره در مقابل مریضی ها به خوبی آن را ترمیم می کند در مقابل استرسهایی که در زندگی بوجود می اید به خوبی توانایی داره که آن را ترمیم کند برای همین با سن و سالی که دارم در سلامتی کامل و پر از انرژی و روحیه عالی هستم بدن ما واقعا هوشمند است فقط باید یاد داشته باشیم مثبت اندیش باشیم و تا جایی که بتوانیم از منفی ها دوری کنیم
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغرشدن چیست ؟ اول اینکه من باید راه و روش درست و در مسیر درست باشم که انتظار درستی از خود داشته باشم قبلا که نا آگاه بودم با وجود تمام فشارها بر جسمم کم می کردم اما موقت بود می خوام بگم جسم من مرا همراهی می کرد اما چون روش اشتباه بود موقت بود و اکنون انتظار من فرق کرده چون روش من رفتار من ذهن من فرق کرده در نتیجه انتظاری که دارم با اطلاعاتی که به وسیله این روش توسط استاد به ذهنم می دهم اینه که با زور فشار رژیم دارو جراحی مجبور نیست لاغر بشه انتظارم اینه که یواش یواش و بطور طبیعی بدون هیچ رنجی به سمت تناسب حرکت می کند و من فقط همراهش هستم حمایتش می کنم دوستش دارم استمرار دارم صبوری می کنم و اونون هم توانایی خودش را به من نشون می ده همانطور که اضافه وزن را به من نشون داد ازش انتظار دارم به من ثابت کند که می تواند من را به همون وزنی که سالها قبل بوده بر گرداند به من ثابت کند که لاغر شدن آسانترین کار دیناست لاغر شدن آسانترین کار ذهن است
استاد سپاس گزارم
نشان های دریافت شده
سلام هدایت همه مابه این سایت اتفاقی نیست خواست خدای مهربان بوده ومن خوشحالم بخاطربودن دراین فضا وتشکرازاستاد بخاطر این فایل های رایگان وچقدرکمک کرده بمن وافرادی مثل من ازچاقی رنج میبرن ما هیچ وقت متوجه نشدیم که یک ذهن داریم وچقدرقدرتمنده ومیتونه مارودرمسیرلاغری کمک کنه من قبلا بی اعتمادبنفس بودم وخودمویک زن بی استعدادمیدونستم وقتی میخواستم حرفه ایی رویادبگیرم همیشه توذهنم زمزمه میشدتونمیتونی ول کن توازاون استعدادنداری ولش کن ومانع میشد من رژیم هم گرفتم ولی موفقیتی نداشتم ورزش میرفتم ولی بازهمون بودم من باروش ذهنی اشناشدم نگفتم نه نمیتونم شروع کردم به گوش کردن فایل ها دیدم چقدرحالموخوب میکنه ومنوبه خواستم میرسونه من نبایدبترسم ازخوردن ها چون بدن من هوشمنده خودش میدونه بااون موادغذایی چیکارکنه ومن نباید استرس بگیرم وبه اون نگرش توجه نکنم ماباذهن لاغرمیشیم شکم بزرگ سالها اب نمیشد الان به راحتی میشه وقتی من تونستم توسن ۲۸سالگی قبول بشم دانشگاه وباموفقیت درسمو بخونم وگواهینامه رانندگی بگیرم ولی متاسفانه فکرمیکردم نمیتونم رانندگی کنم ولی درروش ذهنی یادگرفتم من میتونم باتمرین وتکرار نترسم وبی توجه باشیم به نجوا تمرکزروبزاریم روتناسب اندام واز انجام کارهای بیهوده دوری کنیم درانجام هرکاری میانه روباشیم من فکرشونمیکردم که راحت بیام توسایت ودیدگاهموبنویسم من امروزبعد سه سال دیدن یک دوستی رفتم تادیدگفت فلانی من قبلا دیده.بودم گفت چقدرخوب شدی تغییرکردی نسبت به چندسال پیش انگارجوان شدی همه اینابخاطر لاغری باذهنه دوران رژیم بمن میگفتن انگارصورتت داغون شده ولی الان میگن عالی شدی۱،من قبل اشنایی باسایت امیدبه لاغری نداشتم واونودست نیافتنی میدونستم میگفتم لاغری براافرادباارادست من تحمل گرسنگی ندارم وچقدرسختی بکشم۲،من تونستم تودرس موفق بشم ،یک زن خانه داروموفق هستم ویک مادرم وخداروشاکرم ۳،قبل رفتن به یادگیری رانندگی میگفتم یادنمیگیرم وقتی رفتم تونستم یادبگیرم حتی زبان۴،من وقتی باقدرت ذهن اشناشدم متوجه شدم چقدرراحت چربی هام اب میشه ومن راحت دارم زندگی میکنم بدون کوچکترین سختی۵،من میدونم بدنم راحت هرچی بخورم روچیکارکنه ترسی ندارم وهرروزدرمسیراموزشم
تمرینات
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
قبل از اینکه با روش لاغری با ذهن آشنا بشم، واقعاً فکر میکردم لاغر شدن یه کار خیلی سخت و شاید حتی غیرممکنه.
همیشه با خودم میگفتم بدن من استعداد چاقیه و هیچ وقت نمیتونه متناسب بشه. بارها رژیم گرفتم، باشگاه رفتم، برنامههای مختلف امتحان کردم، ولی چون نتیجهاش موقتی بود، باورم این شد که من توانایی لاغر شدن ندارم.
انگار بدنم با من لج میکنه یا یه نقصی توی من هست که مانع میشه. همین باعث شده بود دائم حس ناتوانی و ناامیدی داشته باشم.
وقتی کسی میگفت لاغر شدن راحته، سریع حرص میخوردم چون برام مثل یه شوخی تلخ بود. توی ذهنم لاغری یعنی سختی، محرومیت، فشار و زجر. هیچ وقت فکر نمیکردم بدن من به طور طبیعی توانایی لاغر شدن رو داشته باشه.
همیشه مقصر رو بیرون از خودم میدیدم؛ یا ژنتیک، یا شرایط، یا اشتهای زیاد. خلاصه من باور داشتم که «من نمیتونم».
الان که به عقب نگاه میکنم میبینم اون موقع چقدر این فکرها دست و پام رو بسته بودن. نه تنها باور نداشتم که میتونم لاغر بشم، بلکه حتی یه ذره هم به بدنم اعتماد نمیکردم. در واقع نگرشم این بود که من از درون ناقصم و هیچ وقت به تناسب واقعی نمیرسم.
درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
وقتی به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تواناییهای زیادی رو در مسیر یادگیری تجربه کردم. مثلاً اوایل فکر میکردم هیچ وقت نمیتونم رانندگی یاد بگیرم. استرس داشتم، اعتماد به نفسم پایین بود، ولی کمکم با تمرین و استمرار یاد گرفتم و الان رانندگی برام مثل نفس کشیدنه.
یا همین کار با کامپیوتر و اینترنت؛ یه زمانی بلد نبودم حتی یه فایل ساده رو باز کنم، ولی به مرور یاد گرفتم و امروز راحت کارهای زیادی رو آنلاین انجام میدم.
همین طور توی ارتباط با آدمها هم رشد کردم. اولش خیلی خجالتی بودم و نمیتونستم تو جمع حرف بزنم، ولی با تمرین و مواجه شدن با ترسهام، حالا میبینم خیلی راحتتر از قبل خودم رو بیان میکنم.
حتی همین نوشتن و تمرین کردن برای تغییر ذهن، یه جور تواناییه که یاد گرفتم.
یا درست کردن غذا و …
وقتی این تجربهها و البته موارد دیگه رو کنار هم میذارم، متوجه میشم که یاد گرفتن و توانایی پیدا کردن در هر زمینهای کاملاً شدنیه.
فقط لازمه اول باور کنی میتونی، بعد قدم کوچیک برداری و ادامه بدی. این یعنی همون چیزی که توی لاغری هم لازمه. همونطور که خیلی از کارها رو تونستم یاد بگیرم، میتونم دوباره به بدنم اعتماد کنم و اجازه بدم توانایی طبیعیاش برای لاغر شدن فعال بشه.
مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
یکی از چیزهایی که همیشه برام غیرممکن به نظر میرسید، درس خوندن در بعضی مقاطع بود. بارها با خودم میگفتم «من نمیتونم از پسش بربیام»، ولی وقتی جدی شدم و پشتکار داشتم، دیدم اتفاقاً میتونم و حتی خیلی خوب هم نتیجه گرفتم.
یا مثلاً وقتی میخواستم یه سخنرانی کوتاه جلوی جمع داشته باشم، فکر میکردم از استرس غش میکنم. ولی وقتی رفتم جلو و حرف زدم، دیدم نه تنها میتونم، بلکه حتی بقیه از حرفهام استقبال کردن. این تجربه برای من مثل یه تلنگر بود که «همیشه تصور ما از ناتوانی واقعی نیست، بیشتر یه توهم ذهنیه.»
حتی در مسائل شخصی هم بوده؛ کارهایی مثل مدیریت مشکلات سخت یا کنار اومدن با شرایطی که فکر میکردم نمیتونم تحمل کنم.
وقتی ازشون گذشتم، دیدم توانایی من خیلی بیشتر از چیزی بوده که تصور میکردم. این تجربهها به من نشون دادن که بدن و ذهن من ظرفیتهای زیادی دارن و وقتی بهشون اعتماد کنم، میتونن منو شگفتزده کنن.
درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
خیلی وقتها بدنم به من ثابت کرده که تواناتر از چیزی هست که فکر میکردم. مثلاً روزهایی که خسته و بیانرژی بودم و فکر میکردم دیگه توان انجام هیچ کاری رو ندارم، اما وقتی مجبور شدم، بدنم ایستاد و ادامه داد.
یا وقتهایی که بیمار شدم و بدنم خودش رو ترمیم کرد. این نشون میده بدن من یک قدرت ذاتی برای شفا و بازسازی داره.
یه بار یادمه بدون هیچ تمرینی رفتم کوهنوردی و فکر میکردم نمیتونم حتی نصف مسیر رو برم، ولی بدنم منو تا آخر بالا برد. اون لحظه فهمیدم بدنم خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنم ظرفیت داره. همینطور وقتی یه زخم یا آسیبی در بدنم به وجود اومد بدنم به مرور اون رو ترمیم کرد، برام خیلی الهامبخش بود.
این تجربهها نشون دادن بدن من واقعاً هوشمنده و توانایی طبیعی داره برای برگشتن به تعادل و سلامتی.
حالا که به این موضوع فکر میکنم، متوجه میشم همین بدن که انقدر تواناست، قطعاً توانایی متناسب شدن رو هم داره. فقط باید بهش اعتماد کنم و جلوی عملکرد طبیعیش رو با فکرها و نگرانیها نگیرم.
اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
الان انتظاری که از بدنم دارم خیلی فرق کرده. دیگه مثل قبل نمیخوام با زور و فشار و رژیم مجبورش کنم لاغر بشه. انتظارم اینه که بدنم کمکم و طبیعی، مثل وظیفهای که همیشه داشته، به سمت تناسب حرکت کنه. من فقط میخوام همراهش باشم، حمایتش کنم و بهش اجازه بدم توانایی خودش رو نشون بده.
میخوام بدنم سبکتر و سالمتر بشه، ولی با آرامش. انتظار دارم بدنم نشونم بده که میتونه خودش بهترین مسیر رو انتخاب کنه. همونطور که همیشه خودش نفس کشیده، زخمها رو ترمیم کرده و در سختترین شرایط منو سرپا نگه داشته، حالا هم انتظار دارم به تناسب طبیعی خودش برگرده.
ازش انتظار دارم به من ثابت کنه که لاغر شدن سخت و محال نیست؛ یه توانایی درونیه که همیشه بوده. فقط لازمه من اعتماد کنم، باور کنم و ذهنم رو باهاش هماهنگ کنم. اونوقت بدنم خودش به آرامی و با هوشمندی این مسیر رو طی میکنه.
گام ۴
برداشت من از «توانایی لاغر شدن در وجود توست»
وقتی برای اولین بار جملهی «توانایی لاغر شدن در وجود توست» رو شنیدم، حس کردم یه دریچه تازه جلوی چشمم باز شد. انگار یه صدای درونی اومد که میگفت: «همه چی همینجاست، توی خودت، فقط کافیه بهش اعتماد کنی.»
سالها دنبال لاغری دویدم، از این رژیم به اون رژیم، از این برنامه به اون برنامه. همیشه فکر میکردم یه چیزی بیرون از من هست که میتونه منو نجات بده. اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که شاید همهی اون چیزی که لازم دارم، همین حالا توی وجودمه.
من همیشه لاغری رو یه جور مبارزه میدیدم. یه جنگ دائمی بین خودم و بدنم. هر بار که میخواستم متناسب بشم، حس میکردم باید سختی بکشم، باید گرسنگی بکشم، باید با خودم بجنگم. و خب نتیجهاش هم همیشه یکی بود: خستگی، ناامیدی و برگشت به همون وزن قبلی. چون واقعیت اینه که هیچ جنگی با خودمون به نتیجه خوب نمیرسه.
این حرف که «توانایی لاغر شدن در وجود توست» باعث شد یه بار دیگه به بدنم نگاه کنم. بدن من از همون لحظهای که به دنیا اومدم، بلد بوده خودش رو تنظیم کنه. همونطور که بلد بوده نفس بکشه، راه بره، بخوابه، بیدار بشه، هضم کنه، رشد کنه… لاغری هم یکی از همین تواناییهاست. یعنی بدن من خودش قدرتش رو داره که متناسب بشه. مشکل اینجاست که من با باورها و فکرای منفی، با ترسها و تجربههای تلخ، جلوی این توانایی رو گرفتم.
اگه به بچهها نگاه کنیم، همهچی واضح میشه. بچهها وقتی گرسنهان میخورن، وقتی سیر میشن دیگه دست میکشن. هیچوقت نمیبینیم بچهای به خودش بگه: «نه، باید بیشتر بخورم چون دیگه غذا گیرم نمیاد» یا «اگه اینو بخورم چاق میشم». اونا فقط به بدنشون گوش میدن و بدن هم درستترین تصمیم رو میگیره. نتیجهاش هم تناسب طبیعیه. ما هم یه روزی همینطوری بودیم، اما کمکم با حرفا و باورای غلط یاد گرفتیم به بدنمون بیاعتماد باشیم.
من سالها به خودم میگفتم: «من ژن چاقی دارم»، «من هیچوقت لاغر نمیشم»، «برای لاغر شدن باید تا سر حد مرگ گرسنگی بکشم.» همین فکرها مثل یه خاک سنگین روی توانایی طبیعی بدنم ریخته بود. توانایی که هیچوقت از بین نرفته، فقط پنهون شده بود. الان میفهمم لاغری مثل یه چشمه زلاله. شاید سالها خاک و سنگ روش ریخته باشم، اما کافیه شروع کنم کمکم این خاکها رو بردارم، اون وقت آب دوباره جاری میشه.
برای من «فعال کردن توانایی لاغری» یعنی همین. یعنی به جای جنگیدن با بدن، دوباره بهش اعتماد کنم. یعنی باور کنم بدنم خودش بلده چهطور منو به تناسب برسونه. وقتی بهش گوش بدم، وقتی باورهای اشتباه رو کنار بذارم، وقتی به جای ترسیدن بهش ایمان بیارم، اون توانایی از درون شروع میکنه به بیدار شدن.
خیلی وقتا ما فکر میکنیم لاغر شدن یعنی تغییر بیرونی: رژیم، ورزش، قرص، محدودیت. ولی واقعیت اینه که ریشهاش درونیه. لاغری یعنی تغییر نگاه. وقتی باورم عوض بشه، رفتارم هم خودبهخود عوض میشه. وقتی باور کنم که بدنم توانایی متناسب شدن رو داره، دیگه پرخوری برام جذاب نیست، دیگه غذا رو دشمن نمیبینم، دیگه نگران نیستم. آرامش میاد، اعتماد میاد، و همین اعتماد باعث میشه انتخابهای درستتری کنم.
از وقتی اینو فهمیدم، سبک زندگیم کمکم تغییر کرده. نه اینکه یکشبه همهچی عوض بشه، اما یه آرامش عمیق توی وجودم شکل گرفته. وقتی غذا میخورم دیگه پر از استرس نیستم. به خودم نمیگم «اگه اینو بخورم چاق میشم». برعکس، میگم «بدنم خودش میدونه با این غذا چی کار کنه، من فقط باید بهش اعتماد کنم». این اعتماد همهچی رو راحتتر کرده.
برای من لاغری الان یعنی رهایی. یعنی دیگه با خودم نجنگم. یعنی بذارم بدنم کاری رو که از اول بلد بوده انجام بده. یعنی باور کنم همین الان همهی قدرت لازم برای لاغر شدن تو وجودم هست.
این حس که لاغری یه توانایی درونیه، بهم آرامش میده. دیگه دنبال چیزی از بیرون نیستم. نه قرص، نه رژیم سخت، نه برنامههای عجیب. فقط خودم، بدنم و اعتمادی که بینمون دوباره ساخته شده.
اینکه بفهمم لاغری یه توانایی ذاتیِ وجودمه، همهچی رو تغییر داده. حالا هر روز که میگذره، بیشتر مطمئن میشم. میبینم انتخابهام فرق کرده، سبکتر و شادترم.
همهی اینا به خاطر اینه که باور کردم نیازی نیست چیزی به خودم اضافه کنم، فقط باید اون چیزی که از اول بوده رو آزاد کنم.
پس برای من خلاصهی این برداشت اینه: لاغری یه توانایی طبیعی و درونیه. خدا اون رو از اول تو وجودم گذاشته. کار من فقط اینه که اجازه بدم، اعتماد کنم و مانعش نشم. همین.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🥰
هر آنچه دارم از آن اوست 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم 🙋♀️🌹🥰
من توانایی لاِغر شدن رو دارم 🤩
چون در درون من قدرتی نهفته هستش که اگه بیدار بشه وباور کنه لاغری رو می خواد دیگه براش سن ووزن ومانعی نمی تونه جلو خواسته لاغریشو بگیره
من آگاه شدم توانایی وقدرت لاغر شدن رو دارم
قبلا خودم رو ناتوان می دونستم
ولاغر شدنم در ذهنم سخت ناشدنی بود
ولی الان باامید واطمینان میگم لاغر شدن جزئ از وجودم هستش وبه راحتی من لاغر میشم پس ادامه میدم تا پیروز بشم
من تا الان توانایی های زیادی از خودم نشون دادم
هر کار رو برای خودم راحت میدونستم رو به خوبی انجام میدادم و کارهای که برام سخت بود ولی مجبور بودم یاد شون میگرفتم رو یاد گرفتم وپیشرفت کردم
پس خیلی مهم که خودم رو توانمند بدونم یا ناتوان
من باید به خودم و توانایی هام ایمان داشته باشم
خدا در من توانایی لاغر شدن و تغییر شخصیت و زندگیم رو دیده وبه این مسیر هدایت کرده پس باید خودم هم باور کنم من هم می تونم زندگی شاد تر و سالم تر و خوشبخت تر رو تجربه کنم
پس ادامه میدم تا پیروز بشم
من تا به امروز هم نتایج خوبی گرفتم پس توانایی بهتر شدن هم دارم
تنها باید با احساس خوب و نگرش خوب به خودم پیرامونم و شرایط زندگیم داشته باشم
من باید توانایی ایجاد ومرور افکار مثبت رو بیشتر کنم و سپاس گذار تر باشم پس من ادامه میدم تا بهتر از قبلم باشم
گله و شکایت ها همش نشونه باور نتونستن در وجودم بود پس دست از گله وشکایت بر داشتم وروز به روز بهتر میشم این باور تونستن رو باید انقدر در خودم قوی کنم که باعث اقدامات و عملکردهای درست در من بشه
من توانمندم چون از نیروی توانمندی خداوند نشات گرفتم
من توانمندم چون به مسیر خودش هدایت شدم
من شجاعم چون اقدام کردم ودر این مسیر با قدرت حرکت میکنم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با گوش کردن به فایل امروز باز هم قدرت و توانایی که خداوند در ما قرار داده رو به یاد آوردم ، هر زمان اراده کردم و در خودم توانایی انجام کاری رو دیدم نتیجه گرفتم ، یادمه بعد از ازدواجم ، خواهرشوهرام رو دیدم که خیاطی میکردند و من هم گاهی کمکشون در حد دوختن دکمه و اتو زدن کمک میکردم و کم کم به خیاطی علاقمند شدم و طولی نکشید که اسمم رو توی کلاس خیاطی نوشتم و با عشق و علاقه آموزشها رو یاد گرفتم و تبدیل به یک خیاط حرفه ای شدم ، من که روزی آرزوی دوختن لباس برای خودم داشتم ، حالا دیگه برای دیگران لباس میدوختم و کسب درآمد داشتم .
اون زمان دخترم کوچک بود و با وجود او رفتن به کلاس خیاطی و کار کردن و دوختن سخت بود ولی من مشکلات رو به جون خریدم ، چون در خودم این توانایی رو میدیدم ، من باور داشتم که میتونم وجود این باور بود که منو تشویق به تلاش بیشتر میکرد، به من امید و انگیزه میداد .
در مورد لاغری هم ، من همیشه در خودم توانایی لاغر شدن رو میدیدم ولی اینکه بتونم اون تناسب و لاغری رو نگه دادم نه ، همیشه ترس داشتم و گویی ایمان داشتم که باز چاق میشم و میشدم.
اما از روزی که وارد مسیر لاغری با ذهن شدم ، علاوه بر ایمان به توانایی لاغر شدن ، ایمان پیدا کردم که میتونم وزن از دست رفته رو حفظ کنم و میتونم همیشه در وزن و سایز دلخواهم بمونم ، چون فهمیدم که بدن من قدرت شگفت انگیز و توانایی خارق العاده ای داره که قادره خودش رو ترمیم و بازسازی کنه ، بدن من میدونه که از ابتدا در چه وضعیتی بوده و مشتاق رسیدن به اون تناسبه .
خداوند حتی در قرآن خلقت بدن انسان رو شگفت انگیزتر و هوشمندانه تر از خلقت آسمانها و زمین میدونه ، پس بدن من با این حد از قدرت و توانایی حتما قادر به بازسازی خودشه و به زودی به اون تناسبی که در ابتدا در اون قرار داشته میرسه ، به قول استاد کافیه که افکار و رفتار ما اصلاح بشه.
من با قدرت ذهنم چاقی رو مثل دیگر مهارتها یاد گرفتم مثل خیاطی مثل آشپزی ، مثل خواندن و نوشتن ، رانندگی ، پختن کیک و شیرینی ، و برای متناسب شدن باید لاغری رو یاد بگیرم البته لاغری با ذهن .
ذهن من بسیار قدرتمنده و باید با کنترل افکار ذهنی اون رو از مسیر چاقی به مسیر لاغری ببرم ، باید براش افکار و رفتارهای جدید و لاغر کننده رو تعریف کنم .
ذهن من بسیار قدرتمنده و دائم در حال تکرار افکار مختلفه و یکی از افکار پرتکرار ذهن من افکار چاقی گذشته بوده و من برای تمرین باید این افکار رو بشناسم و به اونها اهمیت ندم ، باید سمت مقابل افکار چاقی که افکار لاغری هستند رو کم کم به ذهنم وارد کنم و اجازه ندم افکار چاقی منو چاقتر کنند بلکه افکار لاغر کننده ، رفتارهای لاغر کننده رو برای من بسازند و منو به تناسب هدایت کنند.
بعد از جایگزین کردن افکار لاغر کننده در ذهنم من از جسمم انتظار دارم که با ذهنم هماهنگ بشه و لاغری از دست رفته رو دوباره به دست بیاره تا بتونم لذت انجام کارهایی رو که با وجود چاقی از اون محروم بودم تجربه کنم.
لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:گام چهارم۱، تا قبل آشنایم با این سایت لاغری با ذهن نگرش من این بود انتظار چاق ترشدن و داشتم ، و ترس از اینکه هرگز نتونم به وزن ایده الم که زمانی ۶۰ کیلو بودم برگردم۲.من به راحتی تو مدت کوتاهی تونستم الفبای روسی یادبگیرم با تکرار و تمرین و گوش دادن ، همینطور درحال یادگیری الفبای کره ای هستم و تواناییشو دارم ، توانای کار با کامپیوتر به سادگی دارم و خیلی تواناییای دیگه۳، هدف که درمورد پیج یوتیوبم پیداش کردم خیلی سر درگم بودم و فک نمیکردم محتوای مشخص و مردم پسندی پیدا کنم اما به لطف خدا پیدا کردم و کلی هم بازدید خورده ویدیویی که بارگذاری کردم پس شد پس میشه این به این معناس که توی لاغر شدنمم شدنی میشه موفق میشم پس باور کنم به لاغر شدنم و اینجا هستم چون خدا لطفش بامن هست صدا هامو شنیده که منو به خواسته هام بررسونه
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان
لاغر بودن و لاغر شدن یک امر طبیعی در زندگیه
اما متاسفانه اینقدر چاقی گسترش پیدا کرده و اینقدر اطلاعات غلط ب ما دادن و ما رو ناتوان جلوه دادن ک الان اگر کسی لاغر بشه مردم تعجب میکنن
و تومغز ما کردن که لاغر شدن سخته و اگر کسی بخاد لاغر بشه باید کلی رنج رژیم و ورزش رو تحمل کنه
واگرهم لاغر بشه ب راحتی برمیگرده
و از کاه کوه ساختن ک ما هرگز لاغر نشیم
و باور کنیم ک در این امر ناتوان هستیم و تسلیم چاقی بشیم
اما اینا همش توهم و خیاله لاغر شدن و موندن خیلی آسونه و نیاز ب توانایی خاصی نداره یک کار معمولی مثل تمام هنر های زندگی هست ک نیاز ب آموزش و آگاهی داره
در اصل چاق شدن و چاق موندن خیلی سخته با کلی رنج و خفگی و دلدرد و سنگینی همراهه
طبیعت انسان لاغریه حق طبیعی و خواست خداوند برای ما لاغریه
چاق بودن گناهی هست در حق خودمون اگر چاق بمونیم و تسلیم بشیم همیشه در حال بد و افسردگی و انزوا و تنهایی و ترس هستیم اما خداوند اینو نمیخاد
خدا میخاد ما شاد باشیم زیبا سرحال در میان جمع و شجاع و دلیر باشیم
اونی ک نمیخاد ما لاغر بشیم و نفع میبره شیطان رجیم هست اون نمیخاد چون میدونه کسی ک چاقه همیشه گرفتار خودشه و عمرش و تمام زندگیش مختل میشه و هرگز نمیتونه ب راحتی رستگار بشه و چون در رنج چاقی هست اون فرد شکر گزار نیست و یه جورایی ما رو ب بیراهه میکشه و نمیذاره با خدا ارتباط خوبی بگیریم
چاقی نتیجه باورهای غلط و خیالی ماست
من برای چاقی هیچ دلیلی نباید داشته باشم هر دلیل یک مانع سر راه منه من برای رهایی از توهم چاقی باید تمام دلایل رو بریزم دور و براشون منطق بیارم ک اونا صحیح نیستن اینجوری باورها و دلایل چاقی محو میشن و راه برای لاغری باز میشه
لاغری با ذهن ب من خیلی کمک کرد تا توانایی هام رو بشناسم و اعتماد بنفس رو دوباره بدست بیارم
من و تمام انسانها توانمد هستیم
من تونستم در سن ۱۰ سالگی تابلوهای نقاشی خیلی زیبایی بکشم من تونستم در تیم والیبال مدرسه باشم و پیروز بشم من تونستم در درسهام شاگرد ممتاز باشم من تونستم در گروه سرود مقام سوم بیارم من رهبر گروه سرود مدرسه شدم من تونستم خیاطی یاد بگیرم و لباس بدوزم من تونستم رانندگی رو عالی یادبگیرم من تونستم آشپزی رو خودم تنها یادبگیرم من تونستم بچهامو تو شهر غریب ب خوبی بزرگ کنم من تونستم در کنکور شرکت کنم و قبول بشم من تونستم تو خونه در آمد داشته باشم و من میتونم ایده های خوبی ب همسرم بدم تا پیشرفت کنه من میتونم ب لطف پروردگار عزیزم هر کاری رو یاد بگیرم و انجام بدم شکر
بدن من خیلی توانمندی داره خیلی هوشمند و خارقالعاده خلق شده و برای اون هیچ کاری نداره ک وزن اضافه رو خارج کنه بدن من خودش عاشق سبکی هست و اضافه وزن رو دوست نداره
من مطمئنم که بزودی این مقدار رو هم مثل ۵ ماه پیش از بدنم برای همیشه رها میکنه و من ب حالت طبیعی خودم برمیگردم
از خداوند و استاد عطار بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
من تا قبل اینکه با این مسیر آشنا بشم کلا از توانایی خودم برای لاغر شدن دست شسته بودم و می گفتم من دیگه سن م بالا رفته سوخت و سازم پایین اومده و لاغر بشو نیستم تازه به عمه هامم رفتم دیگه اصلا لاغر نمیشم.
تمرین دو و سه منو یاد یه خاطره انداخت از زندگیم:
دقیق پارسال همین ماه شوهرم که مغازه شیشه بری داشت ورشکست شد کلی بدهی و قرض بالا آورد که دیگه مجبور شد بره یه شهر دیگه برای کار و من موندم تک و تنها با یک مغازه و خونه و درحالیکه سر کارم میرفتم باید یک ماهه مغازه و خونه رو برای اسباب کشی جم می کردم اونم نه هر مغازه ای مغازه ای کاملا مردونه و شیشه بری اولش فقط گریه می کردم و قر میزدم که من نمی تونم بعد چند روز به خودم گفتم حالا از جاهایی که می تونی شروع کن هرچقدر زورت رسید انجام بده و من کارهایی انجام دادم با افرادی صحبت کردم که هیچوقت فکر نمی کردم از پسش بربیام صبح تا ساعت دو سرکار بودم مستقیم از سرکار میرفتم مغازه وسایل جم میکردم میرفتم ضایعاتی میرفتم سمساری با وانت هماهنگ می کردم و شب م برمیگشتم خونه رو جم می کردم جوری شد که آخر ماه کل خونه رو کارتون پیچ کرده بودم هفتاد درصد وسایل مغازه رو فروخته بودم و کلی از قرض و بدهی هارو صاف کرده بودم خودمم باورم نمیشد اینقدر من توانمند باشم و خوشحالم که این گام این اتفاق یاد من انداخت تا بفهمم که چقدر توانمندم پس من اگه بخوام می تونم.
و تمرین آخر که از جسممون چه انتظاری داریم بنظر من اگه خودمون بخوابم و ذهنمون آماده باشه و شروع کنیم جسممون به بهترین شکل همراهی مون میکنه تو اون اتفاق تو اون یکماه جسم من یک ذره نه کم آورد نه مریض شد با وجود اینکه من همش ۷ ساعت می خوابیدم و بقیه روز در حال کار بودم.
خدایا شکرت ❤️ 🩷 💜
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟خوب ی جورایی به اینکه میتونم خیلی خوب لاغر شم ایمان داشتم ولی از طرفی هم اینجوری فکر میکردم سرعت چاق شدنم در برابر سرعت لاغر شدنم دو برابر هست و همین نکته نمیذاره من لاغر بمونم.