میدونی چیه؟ 🤔
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

چگونگی ایجاد توانایی لاغر شدن
یکی از هنرجوهای پرتلاش ما در دوره «پاکسازی چاقی ذهن»، تجربهاش رو اینطور با ما به اشتراک گذاشت:
راستش خودم هم باورم نمیشه… 🤯 یه زمانی توی وزن ایدهآلم بودم ⚖️✨ سبک و راحت 🕊️، بدون اینکه به زور به خودم فشار بیارم.
اما چطوری چاق شدم؟ 🤔 آرومآروم 🐢. اونقدر آروم که نفهمیدم چه اتفاقی افتاده 😶.
اگه اون روزا کسی میگفت یه روز میرسی به وزن امروزت 🏋️♂️، قهقهه میزدم 😂 و میگفتم محاله! ❌
اما خب… رسیدم 😅.
حالا که میخوام لاغر بشم 🏃♂️🍏، یهدفعه با این فکر روبهرو میشم که:
«من باید ۳۰ کیلو کم کنم!» 🏔️⚡
همین فکر مثل کوه میریزه روی شونههام ⛰️😵. احساس میکنم بدنم میگه:
«نرو طرفش! 🚫 من طاقت ندارم اینهمه وزن رو از دست بدم… اگه این کارو کنی میمیرم!» 💔
اما توی یکی از فایلهای ذهنی 🎧🧠 که گوش دادم، یه چیزی توی ذهنم جرقه زد 💡✨:
من ۳۰ کیلو رو یکشبه اضافه نکردم ⏳، پس چرا انتظار دارم یکشبه هم کمش کنم؟ 🤷♂️
✅ راهحل چیه؟
میانهروی ⚖️. نه افراط 🚀، نه تفریط 🛑.
یه شیب ملایم 🪂، یه قدم کوچیک 👣 اما مداوم 🔄، بدون زور و اجبار.
لاغری با ذهن یعنی چی؟ 🤔🧘♂️
یعنی به جای اینکه با رژیم و ورزش سنگین 🏋️♀️🥵 بخوای به بدنت فشار بیاری، اول بری سراغ ذهنت 🧠.
بری سراغ افکارت 💭. همونجا که سالهاست داری به خودت میگی:
- «نمیتونم لاغر شم.» 😞
- «من همیشه چاق میمونم.» 🐘
- «بدنم توان لاغر شدن نداره.» 🚫
اینا همش افکار چاقی هستن 🌀. افکاری که مثل یه طلسم نامرئی 🪄، جلوی حرکتت رو میگیرن.
ولی حالا دارم یاد میگیرم 📚 که به جای تمرکز روی اون ۳۰ کیلویی که باید کم بشه 😰، فقط به این فکر کنم که یه زمانی ۶۰ کیلو بودم ⚖️💃 و بدنم کاملاً بلد بوده تو اون وزن بمونه.
حالا هم فقط باید اون توانایی رو به یادش بیارم 🗝️✨.
فرق انسان چاق و لاغر 🤷♂️⚡
🔴 آدمهای چاق اهل افراط و تفریطن. یا ورزش نمیکنن 😴، یا اونقدر ورزش میکنن که کمرشون درمیاد 🥵.
یا رژیم نمیگیرن 🍔، یا رژیمهای شکنجهگونه میگیرن 🥗⛓️.
🟢 ولی آدمهای لاغر، میانهرو هستن ✨. بلد هستن چجوری بدون فشار به بدن 💆♀️، بدون عذاب وجدان 🙏، تو یه مسیر پایدار حرکت کنن 🚶♀️.
مهمترین کشف من 🔥💡
من باید باور کنم که انسانی هستم که میانهروی رو بلده ⚖️🌟.
این توانایی تو وجودم هست، مثل نفس کشیدن 😮💨. فقط باید فعالش کنم 🗝️.
تا وقتی فکر میکنی «نمیتونی» ❌، واقعاً هم نمیتونی 😔.
ولی وقتی فکر میکنی «میتونی» ✅، راهش پیدا میشه 🌈.
تصمیم امروز من:
با توکل به خدا از امروز میخوام میانهروی رو انتخاب کنم؛ هم در رفتار، هم در فکر. چون این تنها راهیه که لاغری با ذهن رو برام ممکن میکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
با نوشتن درباره تواناییهای خود در جنبههای مختلف زندگی، به ذهن و بدنتان یادآوری کنید که شما توانایی لاغر شدن را هم دارید. این تمرین به شما کمک میکند توانایی درونیتان برای متناسب شدن را فعال کنید.
- تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
- درباره تواناییهای خود در انجام کارها یا مهارتهایی که یاد گرفتهاید، توضیح دهید.
- مواردی در زندگی خود پیدا کنید که در آنها موفق به انجام کاری شدهاید که تصور میکردید توانایی انجام آن را ندارید.
- درباره تواناییهای جسم خودتان شرح دهید. چه زمانی احساس کردید بدن شما واقعاً تواناست؟
- اکنون انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
🎥 پس از مشاهده ویدیوی آموزشی، یک تمرین اختصاصی برای خودتان طراحی کنید و آن را در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
با نوشتن تمرین، به ذهن خود فرمان میدهید که در مسیر توانمندسازی و تناسب فعال شود. فراموش نکنید: نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن است!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.10 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام.
بر میگردم به ۱۰ سال قبل ، اون موقع که شاید ۷۰ کیلو بودم .. همون وزن ۷۰ برای من آخر دنیا بودم و هیچ جوره نمی تونستم قبول کنم که روزی در ۹۰ کیلو بودن زندگی کنم.
اما اتفاق افتاد. من می پذیرم که امروز چاقم و تصمیم گرفتم که لاغر بشم.
در واقع الان هم باورم نمیشه که انقدر چاق هستم و همیشه خودم رو جمع و جور تر از چیزی که هست میدونم تا اینکه بخوام لباسی بخرم و با سیلی حقیقت رو به رو بشم.
درسته که گرم به گرم به این وزن رسیدم و حقیقت این هستش که باید گرم به گرم هم کاهش وزن داشته باشم و مهم تر اینکه منِ واقعی همونی هستش که روزی ۶۰ کیلو بود و روزی ۵۰ کیلو..
البته در این وزن ها هم که بودم راضی نبودم..
چون فکر میکردم باز هم چاق هستم مثلا سایز من رسیده بود به ۴۰ ولی خودم را لایق آن جسم نمی دانستم و باورش نمی کردم و همش در استرس بودم که چاق تر خواهم شد…
اما الان انگار فاجعه را پشت سر گذاشته باشم در خلأ به سر میبرم ..من به وحشتناک ترین عدد وزنی که می ترسیدم، رسیدم …
پس به اصل وجود خودم هم خیلی راحت تر می توانم برگردم.
من حس میکردم که میتوانم لاغر شوم کلی آن را در گرو سختی کشیدن خیلی زیاد می دانستم.
برای مثال فکر میکردم در صورتی لاغر میشوم که شب ها ساعت ۸ بخوابم ساعت ۴ بیدار شوم صبحانه ی سالمی بخورم و سپس به باشگاه بروم ، بدوم یا تردمیل در خانه داشته باشم، اصلا ناهار نخورم و شام را قبل از ساعت ۷ شب بخورم ..
این حرف را خانواده ام زیاد به من میگفتند و الان هم کم و بیش میگويند..
به طور خلاصه من همیشه باور داشتم که میتوانم آن هیکل ایده آل را داشته باشم به شرطی که قله های سختی را طی می کردم …
دلیلش هم این بود که آن زمان فکر میکردم بعضی ها ژن چاقی دارند بعضی ها ژن لاغری و من باید تاوان این ژن چاقی را با ورزش زیاد و گرسنگی پس می دادم.
چاقی انقدر اعتماد به نفس در من را کم کرده که هر مهارتی هم یاد می گیرم نمی توانم آن را بروز بدهم..
مثلا چند زبان خارجی بلد هستم صحبت کنم ولی از حرف زدن با انسان ها خجالت میکشم و همیشه از بروز خودم خودداری میکنم یا ناخواسته طوری انجام میدهم که باعث خطا شود شاید چون حس میکنم که همیشه باید اشتباه کنم چون من چاق هستم!!!
رانندگی هم یاد گرفته ام ولی هنوز تنهایی پشت فرمان نشسته ام و همیشه ترس دارم ، ترس از ابراز مهارت های عملی ..
من همیشه در مواردی که نیاز نبود شناخته شوم عالی بودم مثلا در امتحانات کتبی همیشه عالی بودم ولی ارائه کلاسی نمی توانستم بدهم چون از اینکه مرا ببینند و نظر بدی بدهند می ترسیدم.
یکبار مادرم داشت خیاطی می کرد با اینکه من تا حالا دوخت و دوز نکرده بودم ولی تمیز و مرتب دوخت زدم..
کار با کامپیوتر را خودم یاد گرفتم و از ابتدا کسی کمکم نکرد.
فکر میکردم کیک پختن کار خیلی سختی باشد ولی با چند بار تمرین الان کیک های خوشمزه ای درست میکنم.
جسم من واقعا خیلی توانا است از پس بیماری های سختی برآمده و من الان در سلامت کامل هستم.
خیلی پیش می آمد وقتی بچه بودم و دوچرخه و اسکیت بازی میکردیم من نسبت به دوستانم خیلی کمتر زمین می خوردم و همیشه تعادل بدنم را خیلی خوب می توانستم حفظ کنم..
پوست من فوق العاده است و همیشه از بابت این موضوع خداوند را شاکر هستم.
در دوران بلوغ حتی یک جوش هم نداشتم و الان هم پوست صافی دارم.
موهای من رشد خوبی دارد و همه این را تایید می کنند.
علاوه بر اینها جسم من بارها در لاغر شدن با من همراهی کرده..و بیش از ۲۵ کیلوگرم تا الان وزن کم کرده است..
میدانم که الان تصور ۶۰ کیلو شدن ممکن است برایم سخت باشد ولی وقتی برعکس نگاه میکنم که من در گذشته در بدترين تصوراتم این وزن و شرایط را نمی دیدم ،نور امید در قبلم جوانه می زند و مطمئن می شوم که این جسم امروزی حقیقت من نیست بلکه من همانم که روزی ۶۰ کیلو بوده است.
باید دوباره به جایگاه واقعی خودم باز گردم.
انتظار من از جسمم از خودم این است که مطمئن هستم لاغر میشود و من باید وظیفه ی خودم را که روزی یکگام برداشتن و حضور در اتمسفر لاغری است را انجام بدهم.
این بخش را خیلی دوست دارم انجام بدهم ولی متوجه نشدم چه تمرینی باید باشد عملی ، نوشتاری؟ !
به نام خداوند زیبایی های زندگیم
منم زمانی لاغر بودم زمانی متناسب بودم منم ۶۰کیلوگرم بودم منم میتونم لاغر باشم و متناسب بمانم. اگر کمی مثبت فکر کنم و ایمان داشته باشم که منم میتونم.
من میتونم زبان های مختلف یاد بگیرم و تمرین بیشتر بر آنها مسلط شوم و حتی در حد زبان مادریم بر آن مسلط شوم اما به شرطی که باور داشته باشم که میتونم و تلاش کنم برای رسیدن به آن ، آشپزی کردن با تمرین و باور اینکه منم میتونم غذا بپزم به این مهارت دست یافتم و ….
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
تا قبل ازاینکه با لاغری با ذهن آشنا بشم ،همیشه به این فکرمیکردم
چرا من خدایا چرا توی خواهر و برادرام من چاقم من باید
زجر بکشم و خودم و ادم بد بخت می دیدم که فقط میخوره
نمی تونه لاغر بشه،ولی باآشنایی با لاغری با ذهن توی این
طوفانی از واگویه هایی منفی ته دلم همیشه روشنه که منم
می تونم به تناسب اندام برسم ،چون استاد تونسته و هزار
نفر دیگه ام تونستن ،من هم می تونم ،الان چند وقته بهتر
حس گرسنگی و سیری و درک میکنم و اندازه میخورم ،ووقتی به
خوردن قبلم فکر میکنم که چقدر بی رویه همه چیز میخوردم
واصلا به این حس که بهم دست میده و میگه کافیه همین
مقدار دست بکش از خوردن و من اصلا گوش نمیدادم به
حسم میرم جلوی آینه و دست میارم رویی جایی از بدم که
حس بدی بهشون دارم بادست نوازششون میکنم و ازشون
معذرت خواهی میکنم ،من مطمئنم که می تونم ،بعضی
اوقات نجوا هایی دارم که میگه برو بابا تو با این همه چربی
عمرا متناسب بشی ،منم میگم بهش این دیگه اخرین راهه
هیچ راه دیگه ی وجود نداره ،اون یکی راهها همشون با رنج و
اذیتن خودت می دونی این جواب نده ،تو دیگه چاقی
این تنها راه و مسیر درسته وقتی اینا رو با خودم میگم دیگه
نجواها کم و کم تر شده خدا رو شکر ،من قبلا
فکر میکنم عزت نفسم نسبت به الان کم تر بود در واقع این
حس رو داشتم شروع هر کاری که نکنه نتونم این کار رو انجام
بدم ،اره تو نمی تونی ،ولی الان بر این باورم که کار نشد نداره
و من با تکرار و تمرین هر چیزی رو می تونم یاد بگیرم
و لاغری با ذهن چقدر قشنگه ،چقدر به دلم میشنه جا داره یه
خدا قوت به استاد بگم که فضای سایتتون چقدر خوب شده
نسبت به قبل ،چقدر قشنگ گفتید که هر فایلی در تناسب
فکری گوش بدید امیدی درش هست و حالتون رو خوب
میکنه دقیقا همین طور هست ،و من هم چین حسی دارم
به حرفاتون، خیلی فضای سایت نسبت به قبل بهتر شده و
من دوسش دارم و این که من برام قبلا نوشتن برام خیلی
سخت بود و میگفتید دیدگاهتون رو بنویسید ،من نمیدونستم
دقیقا چی باید بنویسم بعد میومدم حرفایی شما دقیقا توی
دیدگاهم مینوشتم بعد حس خوبی بهش نداشتم ولی اینکه
اضافه کردید قسمت تمرین رو که در دیدگاهتون در مورد چی
بنویسید خیلی عالیه من خیلی راضیم عالیه استاد کارت درسته
انگار سرنخ رو داشته باشم دیگه خودش میاد و من مینویسم
ودر اخر اینکه من اصلا به اضافه وزنم و نتونستم فکر نمی کنم
به خودم میگم که من با انجام این کارا حالم خوبه با همین
فرمون میرم جلو من مطمئنم به خواسته ام می رسم .با ارزوی
حال خوش برای همه ی شما عزیزان .
نشان های دریافت شده
سلام
اولین باری ک رزیم گرفتم اونقدر قدرتمندانه پیش میرفتم ک نگو اولین هفته ۵ کیلو کاهش داشتم هرکی میدید تشویقم میکردم ومن قدرتمندانه میرفتم جلو اما رفته رفته من کاهشم ب ۳ کیلو و ۱و نیم کیلو رسید اونجاها از خودم ناامید بودم
اما ته دلم باور کردم من لاغرشدم و جالبه با اینک صددر صدم رعایت نمیکردم اما لاغر موندم تا اینگ ازدواج کردم و من اومدم کارهایی کردم ک نمیکردیم مثل شام چرب وچیلی خوردن و ورزش نکردن و
کم کم ترس در من ریشه دواند ومن روز ب روز وزنم رفت بالا ایرادهای همسرم این واون
من ی مرده متحرک بودم تا ی تازه عروس
من هروز تو باتلاق چاقی فرو میرفتم سعی میکردم از نگاهها دور بمونم نبینن منو هر روز هر ثانیه توجه وتمرکز من روی چاقی بود ن زندگی کردن ن لذت بردن
حتی زمانی ک باردار بودم من لذتی از بارداریم نبردم لذتی از بچه نازنینم نبردم همس با فکر چاقی نگاه دیگران خودمو نابود کردم
ی عکسی از دوران ۱۰ سالگی داشتم ک فوق العاده لاغ بودم فوق العاده استخونی وقتی اولین بار اون عکس رو تو مهمونی دیدم تعجب کردم ک این منم باورم نمیشد ک تمرکز تو چاقی باعث شده بود اون روزها اصلا تو ذهن من نباشه
اما یادم میاد من همیشه اون موقع ها هم از دیدها قایم میکردم چن پرمو بودم واصلا اون اعتماد ب نفس رو نداشتم مدام خودمو با دخنر خالهام و مقایسه میکردم ک اونها خوشگلترند سفیدترند زیباترند خوش پوشترند راحتترند
اما من نبودم همیشه از پدرم میترسیدم همیشه خیلی از خواسته هامو قورت میدادم میگفتم ول کن زندگی ما با این دعواها هیچ هس من هیچ ترش نکنم
در زمان کنکور ک من مدام درس میخوندم این دیدگاه شکل گرفت ک من میشینم فعالیت ندارم و چاق میشم با استرس واضطرابی ک داشتم نگو اگه نشه اگه فلان نشه
من ب ی مو بند بودم
اما زمانی ک خدا هدایتم کرد من زنده شدم الان بیش از سه چهار سال از اون روزها میگذره ومن با اون فریبا خیلی فرق کردم
اون موقع ته دلم امیدی نبود اما الان میدونم ک خودم باید پاشم خودم باید جلو برم خودم باشم
واین الان زندگی من خیلی قدرت ب من واده
قبلا دیگران رو قدرت میدونستم و خودم قربانی ک دست این و اون افتاده
اما الان میدونم ک من میتونم بسازم من خدا رو دارم و دیگران هیچ قدرتی در برابر من ندارند در برابر پروردگار من در برابر روزی من زندگی من
من خودمو دارم میسازم
همانطور ک این جسم چاق رو با قدرت دادن ب بقیه ساختم جالا بر میگردم ب لاغری ک داشتم ودارم در درونم معلومه ک میشه چن قدرت من زمانی کخدارو میبینم خودشو نشون میده
مثل بچه های ک با بودن پدر ومادرش همه جا احساس امنیت میکنه احسای بالا بودن
شایدالان ک میبینم شاید فریبای اون موقع تو ک اینه ک نگا میکزده دوس داشته چاق بشه ک شاید خوشگل بشه
اما من فریبا چاقی رو تجربه کردم والان میخوام لاعری درونم رو تجربه کنم اون موفع قدرشو مثل الان زندگیم نمیدونستم
من میتونم من انسانم و میدونم ک میشه ومیتونم
فقط باید جای پاهامو باید بدونم ک کجا بزارم و خودم تو باتلاق افکار و اجساست غرق نکنم و زود بیام بیرون
زمانی پاتو تو باتلاق گذاشتی همان موقع ببین کجا خدا رو ندیدی دستتو ول کردی افتادی باتلاق
همونجا گیر کار توهستش درسی ک رشدت میده و گذر کن بگذر
نشان های دریافت شده
توانایی لاغر شدن
در تموم طول عمرمان ما توانایی انجام هر کاری را داریم ولی چون در محیط با آدمها هستیم و یا براساس ورودیهامون تحت تاثیر قرار میگیریم و یکسری چیزها را به عنوان اصل و اساس زندگی قبول میکنیم براساس همان ها هم رفتار میکنیم و قابل قبول میشود برامون.
ما فارسی حرف زدن را براش کلاسی نرفتیم معلم خصوصی ای برای لهجه گرفتن و ادای گویش خاصی نگرفتیم
ولی برای آموزش زبانی دیگر کلاس میریم ممکنه معلم خصوصی بگیریم روشهای مختلف را امتحان میکنیم و حتی خیلی ها خود را باور کرده اند که توانایی یادگیری ندارند و از اونها گذشته با اینکه حتی ممکنه در کشوری دیگه ساکن باشند و یا رفت و آمد کنند و تموم دلایل اینها همه بخاطر در قرار گرفتن با افراد،محیط و ورودیهامون هست
وقتی بچه ای شروع میکنه به راه رفتن هیچ کس بهش نمیگه تو نمیتونی تو تواناییش را نداری راه نرفتن ارثی است در خانواده ما
بلکه همه او را تشویق میکنند با هزاران باری که خوردیم زمین و بلند شدیم باز هم تشویق شدیم دستمون را گرفتند و بیشتر تشویق شدیم به راه رفتن و ادامه دادن
کسی که شروع میکنه به آموزش زبان از قبل میدونه که باید براش وقت بزاره تمرین کنه و حتی برای اینکه بخواهد بیشتر یاد بگیره خودش را در محیط ها و موقعیت هایی قرار میده تا بیشتر به آموزشش کمک کنه
من رانندگی بلد نبودم ولی با تمرین و تکرار یاد گرفتم هیچ کس نگفت نمیتونی از تو برنمیاد اصلا کسی حرفی نزد که نمیتونی همه میگفتند میتونی فقط باید آموزش بیینی
وقتی برای بار اول ماشین زیر پام خاموش شد هیچ کس نگفت تو نمیتونی رانندگی کنی بلکه یادم دادند که چطور بتونم تعادل گاز و کلاچ را انجام بدهم
موقع پارک کردن ماشین هیچ کس نگفت از تو برنمیاد گفتند باید یاد بگیری و اصولش اینه
عاشق موتور سواری بودم پس یادش گرفتم حتی برای موتور سواری هم هیچ کس بهم نگفت نمیتونی و حتی برای شما هم کسی نمیگه نمیتونی و چه فکر کنید میتوانید و یا نمیتوانید همه این را باور دارند که امکان پذیره پس در تموم کارهایی که میخواهیم انجام بدهیم بجای اینکه به درون خودمون به توانایی هامون به اینکه امکان پذیره و میتونیم توجه کنیم داریم به جامعه نگاه میکنیم که آیا کسی تونسته آیا در خانواده ام قابل قبول هست آیا کسی همراهیم میکنه و هزاران سوالی که توانایی خودمون را زیر سوال میبریم
ولی مهمترین سوال ها را باید جور دیگه ای پرسید و خودمان را به چالش بکشیم
چرا هیچ کس بهم نگفت نمیتونی نفس بکشی حرف بزنی راه بری زندگی کنی کار کنیب
بخاطر اینکه همه اینها را طبیعی میدونستند
ولی لاغری برای یک فرد چاق را غیر طبیعی و یا با سختی
ثروتمند شدن را غیر ممکن مگر اینکه سختی بکشی
و این موارد و هزاران موارد دیگه میشه مثال زد که ما توانایی انجام هر کاری را داریم ولی چون طبق حرف ها و ورودیهامون شروع میکنیم به نتیجه گیری قبل از اینکه حرکت کنیم تموم شده میدانیم
در لاغری در روابط در ثروت و در هر خواسته ای که داریم کافیست به روند زندگیمون و کارهایی که انجام دادیم کمی فکر کنیم و اونوقت متوجه میشم که قادر هستیم هر کاری را انجام بدهیم
پس مهمترین درسی که میتونم به خودم بدهم که من توانایی انجام هر کاری را دارم و من میتونم و توانایی لاغری را دارم اینو به خودم یادآوری میکنم که وقتی این جسم تونست به وزن ۱۱۰ کیلو برسه و الان هم فکر کنم در وزن ۶۵ یا ۷۰ باشم این توانایی جسم من هست
من هیچ کاری برای چاقی نکردم فقط در محیط چاقی قرار گرفتم تحت تاثیر قرار گرفتم و قبول کردم
پس برای لاغری هم همین کارها افکار باور و نگرش ها را انجام میدهم و براش حرکت میکنم
من خواستم که لاغر بشوم فارغ از هر حرفی هر نظریه ایی هر رفتاری هر دوست داشتن شخص دیگری که من چگونه باشم
فقط خواستم و خودم را را در شرایطی قرار دادم که هر روز برای لاغری تلاش میکردم و برایم لذت بخش بود خودم را بمباران کردم با آموزش های لاغری اصلا نیازی نبود با کسی بحث کنم و یا بخوام چیزی را به کسی ثابت کنم
این وسط اظهار نظرهایی هم میشد ولی من خودم مهم بودم پس بی توجه به دیگران حرکت کردم و امروز متوجه شدم که من دیگه دارم به زبان لاغری صحبت میکنم پس هر روز زبان لاغری را گوش کردم رفتار کردم و الان اینقدر بهش مسلط شده ام که امروز به خودم گفتم چقدر لاغر شده ام و دارم بازم لاغر میشم
بجای اینکه به دنبال تایید دیگران باشیم و یا اینکه آیا امکان پذیره بدانیم که میشود
و خدایی که به شدت کافیست
خداوندا سپاسگذارتم
بنام خداوندی که مارا متناسب آفرید
سلام وعرض ادب خدمت استادعزیز وتمام دوستان در سایت تناسب فکری
جهت یاد آوری به خودم،سکینه جان همان طوری که وقتی تو وزن کمتر از ۶۰ بودی واگه کسی بهتمی گفت یه روزی ۷۰ کیلو میشی وده دوازده کیلو اضافه وزن پیدا میکنی باورت نمیشد ولی آرام آرام بدون اینکه متوجه بشی اضافه وزن پیدا کردی اینو بدون که تو با همون ذهن که اضافه وزن پیدا کردی میتونی وزن کم کنی وبه وزن متناسبت برسی اگه باور نداری سخت در اشتباهی همان طوری که قبلا این اشتباه را کردی پس تو میتونی ،میتونی،میتونی خدایا شکرت ،استاد ممنونم بابت این انگیزهای که بهم دادی
تمرین
من قبل از آشنایی با این سایت بینظیر اضافه وزنم را پذیرفته بودم وفکر میکردم که من لاغر نمیشم واگه هم بشم شکم وپهلوهام اصلا لاغر نمیشوند وگه هم بشن دوباره برمیگردد،
من استاد تو هر زمینهای که تمرکز گداشتم بهترین خودمو به اجرا گذاشتم طوری که خودم وحتی اطرافیانم تعجب کردن ومن به کمک خداوند توانایی بالای دارم ولی استارت کارا برام کمی سخت است وگر نه اگه وارد بشم صد در صد موفقیت را به دنبال داره چون موارد زیادی خودم را امتحان کردم توی کارای هنری هر چیزی امتحان کردم عالی شده توی تدریس ریاضی با اینکه دانشگاه نرفتم ولی ریاضی دانشگاه همسرم را من براش تدریس میکردم که باعث شگفتی استادشون وبچه ها شده بودکه چطور یه دیپلم میتونه اینا را تدریس کنه ولی استاد من فقط کافیه یه بار به چیزی نگاه کنم حتی اگه ریاضی باشه یادش میگیرم خیلی از بچه های فامیل وحتی کسای که برا کنکور میخونن ومن کمکشون میکنم میگن که از معلمامون بهتر تدریس میکنی وبا اینکه من سالهای زیادی هست که از فضای مدرسه ودرس دور هستم ولی ریاضی را همچنان فراموش نکردم ومباحث جدیدرا هم با یه نگاه به راحتی میفهمم در کل یادگیریم خدارو شکر بالاست
من توانایی جسمی نسبتا خوبی دارم من وشوهرم دوتایی تمام کارای ساخت خونمون را خودمون انجام دادیم وتوی اون دوران با اینکه من بچه کوچیک داشتم وشیر هم میدادم بچمو ولی کارای مردونه که کمتر زنی میتونه انجام بده را انجام میدادم واینا همش انرژی خداوند بود که به من کمک میکرد ومن بابت این توانایی از خداوند سپاسگزارم
من الن که متوجه قدرت وتوانایی ذهنی ام شدهام که جسمم هم از معزم فرمان میگیرد انتظار دارم که به راحتی چاق شدنم ،لاغر بشم ومیدونم وایمان دارم که من میتونم به تناسب اندامم برسم
خدایا شکرررررت که هستی ومن را هدایت وحمایت میکنی
موفق ومتناسب باشید
بنام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز
سلام به دوستان هم مسر تناسب فکری و اندام .
اگه روزی بهم میگفتن به این وزن ۸۶ میرسی میرسی قطعا باور نمیکردم .اما حالا هستم و و حالا که از،استاد میشنوم که میتونم به وزن ۶۰ بیرسم و باورم نمیشه پس اینم شدنی چون خدا هدایتم کرده و میشود
استاد تو فایل های قبلی گفتن اگه تو شرایطی که من بودم شما الان هستید پس میتونید تو شرايطي که الان هستم شما هم باشید .
اینو اگه باور کنیم که ما هم میتونیم قطعا به اون تناسب اندام میرسیم
قدرت ذهن ما آنقدر قوی هست که تونسته مارو به این وزن برسونه پس نباید ناباورانه باشه که قدرتش نتونه مارو لاغر کنه و به وزن دلخواه ما برسونه.
لدت بردم از،این فایل زیبا ممنو ن استاد . من هم به آلبوم شگفتی ها میپیوندم و باور دارم و همه هم مسیر ها موجب تعجب اطرافیانشون میشن از،تناسب اندامشون.
خدارو شاکرم که تونستم قدم به این راه بگذاشتم .شکر که هدایتم کردی و من به زمان بندی خدای خودم اعتقاد دارم .❤️❤️
با سلام
وای نمیدونید چقدر این فایل بهم انگیزه داد ،انقدی که توی زمان شنیدن فقط لبخند میزدم البته دفعه اول نیست که این فایل رو گوش میدم ،الان به گام ۱۵رسیدم اما امروز تصمیم گرفتم فایلهای اول رو بخونم و گوش بدم
انقد تو این چند روز که تمرینها رو انجام میدادم ذهنم تغییر کرده که جور دیگه ای کلمات این فایل رو می شنیدم طوری که انگار دفعه اول هست که دارم گوششون میدم
و چقدر فایل انگیزه بخشی هست ،لذت بردم ،کلمات عجیب غریب و قلمبه سلمبه تو این فایل استفاده نشده اما حقیقت ذهن یه انسان چاق به سادگی گفتین آقای عطار روشن و دلیلش فقط اینه که خودتون با تمام وجودتون همه اینا رو تجربه کردین،
راستش توی تمام فایل به خواهرم فکر میکردم که بر عکس من و مثه شما از بچگی چاق بوده و هست ،می خواستم فایل رو دانلود کنم براش بفرستم چون حرفاتون حرف دل خواهرم هست در مورد چاقی،
اما با توجه به این که توی یه فایل گفتین لازم نیست در مورد هدفتون با کسی صحبت کنید ،من هم میخوام صبر کنم تا زمانی که خودم به سایز دلخواه و برسم و بعد بهش بگم ،تا شاید با دیدن من از عمل اسلیو معده صرف نظر کنه(چند وقته مصمم شده که این عمل رو انجام بده).
اما من امیدوارم که بعد از دیدن نتیجه در من نظرش عوض بشه.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان وتوانا🙏🥰
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم 🙋♀️🥰🌹
گام ۴:توانایی لاغر شدن جسم
خدارو شکر امروز این فایل دوباره گوش دادم و باور توانایی لاغر شدن دوباره در من قوی شد
وقتی بدن من توانایی چاق شدن رو داره بدونه شک توانایی لاغر شدن رو هم داره
چون من هم قبلا لاغر بودم و همه آدم ها لاغر آفریده شدن ودر زمانی خاصی واز یک جا واز طریق خانواده چاقی رو یاد گرفتن پس اصل ما و برنامه مغزی ما لاغر ی هست ولی به دروغ چاقی رو باور کردیم وتوانایی خودمو نو در چاق تر شدن دیدیم ولاغری رو از خودمون دور میدیدیم
بزرگ ترین مانع لاغری در گام اول عدم توانایی لاغری میباشد
وقتی عقیده و نگرش من درباره خودم این شد که روز به روز در حال چاقی هستم چاقی بیشتری در بدنم نمایان شد مقصر، باورها نگرشهای نادرستم بود که در ذهنم مرور می کردم
حالا با تغییر نگرش وافکار درباره خودم توانایی لاغر شدن رو ایجاد میکنم با گوش دادن به آگاههی های درست در ذهنم باور توانایی لاغری رو قوی تر میکنم تا به راحتی وبرای همیشه لاغر بمونم
می خوام نگرش اشتباه که آدم های چاق نمیتونن لاغر بشن رو به نگرش آدمهای چاق هم به راحتی می تونن لاغر بشن رو تغییر بدم تا چهره متعجب شدن افراد رو با دیدن جسم متناسبم تجربه کنم چقدر حس فوقالعاده به انسان دست میده حس قدرت💪🏻👌 و اعتماد به نفس 😃
توانایی لاغر شد شکمم در من هم وجود داره اما من باور نداشتم حالا که استاد میگه همون جور که اگه ۲۰سال پیش به من می گفتن چاق میشی باورم نمی شد و چاق شدم پس حالا که استاد میگه لاغر میشی مثل ۲۰سال پیشت باورم میشه خدایا 🙏🏻😍
همون طور که به توانایی در چاق شدنم فکر نمی کردم و هیچ نگرشی درباره این که من نمی تونم چاق بشم نداشتم بنابراین به راحتی وبدونه رنج و سختی چاق شدم و افراد متناسب هم از همین فرمول برای لاغریشو استفاده کردن و لاغر هستن هیچ نگرشی در ذهن شو که من نمی تونم لاغر بشن نداشتن وباورشون وتوانایشون لاغری بوده و هست
دلیل لاغر نشدن افراد چاق این هست که خودشونو فاقد توانایی یا اراده لاغری می دانند
تمرین
من هم توانایی آب کردن چربی های شکمم رو نداشتم لاغر ی در ذهنم دست نیافتنی بود چون با،هر روشی که بلد بودم فقط صورتم وپاهام لاغر میشد وشکمم آب نمیشد در کل توانایی لاغر شدن رو در وجودم نمیدیدم واکنون باور دارم که تواناترین فرد برای خودم در مسیر لاغر ی هستم انتظارم از خودم لاغری هست
من در سن خیلی پایین آشپزی می کردم و مادرم شگفت زده میشد
وقتی ازدواج کردم تمام کارهای که سخت بود مثل پختن غذا نذری ورسیدگی کردن ومدیریت مراسمات مختلف، رو به عهده میگرفتم وانجام می دادم و حتی در سن ۲۶ سالگی برای پرسنل یک شرکت غذا پختم برای اولین بار بود به تنهای با کمترین امکانات در خونه
کارهای هنری رو به خوبی یاد گرفتم
ودر مسیر درس خوندن همیشه خوب بودم
در مسائل زندگی ام همیشه خودم مسائلم رو حل کردم
در کل بعد از ازدواجم به دونه کمک گرفتن از خونوادم حتی یک ریال هم درخواست کمک نکردم ودر کارهای فیزیک هم به تنهایی ومستقل از اونها، زندگیمو ساختم واز خداوند سپاس گذارم که هر گز تنهایم نگذاشت و حالا به مسیر درست من روهدایتم کرده تا جسممو دوباره خودم با کمک خداوند بسازم
دانشگاه رفتن برام آرزو بود ولی چون ازدواج کرده بودم و شرایط ادامه دادن در من نبود فکر می کردم خیل سخت باشه ولی سال ۹۶ در دانشگاه شرکت کردم ودر رشته حقوق در ۳سال با معدل بالا قبول شدم و لیسانس مو گرفتم
گواهینامه رانندگی برام سخت بود وبه راحتی قبول شدم
درباره تواناییهای جسم خودتان توضیح دهید ؟
هر بار که مریض شدم بدونه رفتن به دکتر ودارو بدنم خودشو ترمیم کرده وبه سلامتی رسیده
هر بار که از بدنم کار کشیدم بعد از خستگی با کمی استراحت دوباره خودشو ترمیم کرده
هر بار سوختگی و زخمی در بدنم به خاطر من ایجادمیشد بدن من به راحتی ترمیم کرده
و حالا داره چاقی بدنم رو هم ترمیم میکنه چون توانایی لاغری رو داره
وباید در فکر و زبانم حرف از لاغر شدن جسمم زده بشه تا تبدیل به یک باور قوی در من بشه که هیچ وقت دیگه باور نکنم که چاقی اصل بدنم هست
خدایا به امید تو 🥰
سپاس گذارم استاد عزیزومهربانم 🙏
سلام .
توانایی لاغر شدن .
کار قلب ضربان است .
کار مغز فکر کردن و ارسال پیامهای عصبی به اندامهاست
کار مفاصل حرکت کردن است
کار کبد پاکسازیست
کار چشم دیدن است
کار گوش شنیدن است .
کار سلولهای چربی ، سوخت و ساز و تبدیل چربی به انرژیست .
خب ما کار همه ی اندامها را پذیرفتیم اما کار سلولهای چربی را ذخیره انرژی به ما معرفی کردند
و چقدر این اطلاعات غلط است .
بدن ما هر لحظه در حال چربی سوزی مداوم است .
اکسیژن برای چربی سوزی لازم است . اکسیژنی که ما دائما نفس میکشیم به سلولهای چربی میرسند و انرژی چربی سوزی را تامین می کنند .
و دی اکسید کربنی که در تنفس پس میدهیم نیز حاصل سوختن چربیهاست .
گرمایی که تولید میشود گرمای ۳۷ درجه ی بدن حاصل چربی سوزی در بدن است .
چربی سوزی یکی از فرایندهای مهم بدن است که در هر لحظه در حال تامین انرژی تمام اندامهای بدن است . سوخت بدن ما چربیست و انرژی حیات ما از سوختن چربی حاصل میشود .
لاغری کار خود بدن است و همین حالا و در هر لحظه در حال انجام است .
خوردن ربطی به چاقی ندارد .
اگر غذاها چاق کننده بودند خوردن غذاها هم چاق کننده بود .
ولی وقتی غذاها متناسب کننده هستند پس قطعا خوردن غذاها هم متناسب کننده است
چیزی که ما به آن توجه نمی کنیم هضم و تجزیه و دفع است .
ما فقط به ذخیره توجه می کنیم .
اینست که تاثیر حقیقی غذاها رو برای ما چاق کننده کرده وگرنه که بدن همواره در حال تناسب است .
اگر باور به تناسب بدن داشته باشیم متوجه میشیم ما همین که باورهای چاقی را در سر نپرورانیم خود به خود متناسب میشیم .
لاغر شدن طبیعت بدن است .