میدونی چیه؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام ۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
توانایی لاغر شدن توی وجود همه ما هست 💪✨ مخصوصاً افرادی که الان فکر میکنن چاقند 🐘 و راه برگشتی نیست.
اما یه چیزی هست که نمیدونن: این توانایی مثل یه گنجینهی مخفی 🗝️💎 توی وجودشون خوابیده، فقط منتظره بیدار بشه! 🌅
همونطوری که وقتی به دنیا میآییم 👶، بدون اینکه کسی به ما یاد بده چطوری نفس بکشیم 😮💨 یا پلک بزنیم 👀، بدنمون خودش میدونه چطوری زنده بمونه ❤️، رشد کنه 🌱 و بزرگ بشه 📈، توانایی لاغر شدن هم دقیقاً همینجوریه!
در این جلسه میآموزیم:
تواناییهای ذاتی ما و ارتباطش با لاغر شدن 💪🍏
همونطور که از بچگی کمکم تواناییهای مختلفی مثل راه رفتن، حرف زدن و… در ما ظاهر میشه، توانایی لاغر شدن هم یک توانایی ذاتی در وجود هر انسانی هست که کمکم وقتی بزرگتر میشیم، باید پیداش کنیم و فعالش کنیم.

وقتی کودکیم 👶، اصلاً نگرشی درباره تواناییهامون نداریم. هر کاری لازم باشه، یاد میگیریم، مثل آب خوردن! 💧🤷♂️
ولی هرچی بزرگتر میشیم 📆، محیط و آدمای اطرافمون 👨👩👧👦 روی فکر و باورمون درباره تواناییهامون تأثیر میذارن، و اینجاست که تفاوتها شروع میشه ⚖️.
🌍 مثلاً یادگیری زبان: بچهها بدون اینکه به تواناییشون فکر کنن، زبان مادری رو یاد میگیرن 🗣️.
ولی بزرگتر که میشن، مثلاً بخوان زبان انگلیسی یاد بگیرن 📚🇬🇧، اونایی که باور دارن «من میتونم» 💪✨، شروع میکنن به یادگیری.
اما اونایی که فکر میکنن «من توانایی ندارم» 😔🚫 هیچوقت تلاش نمیکنن.
حالا فکر کن 🤔 این قضیه برای توانایی لاغر شدن چطوری صادقه! ⚖️🌈
تو هم اگه باور کنی که توانایی لاغر شدن تو وجودته 🌟، راهش رو پیدا میکنی و موفق میشی 🏆.
ولی اگه تو ذهنت این مانع رو بسازی که «من نمیتونم لاغر شم» 🧱🚧، همونجا میمونی و حتی شروع نمیکنی.
📑 مطالعات روانشناسی نشون دادن که افرادی که باور دارن میتونن وزن کم کنن، بیشتر توی برنامههای کاهش وزن شرکت میکنن 🏃♀️🥗، پایبندتر میمونن 🔒، و نتایج بهتری میگیرن 🎯.
🔎 در یک مطالعه منتشرشده در مجله پزشکی رفتاری مشخص شد که سطح بالای باور به خود (self-efficacy) به طور معناداری با کاهش وزن موفقتر و پایدارتر در شرکتکنندگان مرتبط بوده.
همه موفقیتهامون تو زندگی 🌟، وقتی حاصل میشه که احساس کنیم توانمندیم 💪❤️. و این دقیقاً شامل توانایی لاغر شدن هم میشه.
پس اولین قدم اینه که باور کنی توانایی لاغر شدن، مثل یه قدرت مخفی 🗝️✨ توی وجودته که منتظره فعال بشه! 🔥🌈

چاقی، بیدردسر؛ لاغری، با شک و تردید؟! 🤔⚖️
به همون اندازهای که احساس توانایی لاغر شدن داری، میتونی لاغر بشی. 🎯
یعنی چی؟ یعنی هرچی بیشتر باور داشته باشی که میتونی، راهها جلوت باز میشن؛ مثل جادهای که مه از روش کنار میره. 🌫️➡️🌄
حالا اگه بخوای این حرف رو منطقی کنی، یه نگاهی بنداز به روند چاق شدنت. تو برای چاق شدن هیچوقت به خودت گفتی: «آیا من توانایی چاق شدن دارم؟!» 😅
یا فکر کردی: «نکنه نتونم چاق بشم؟!»
نه دوست عزیز، نه سختی کشیدی، نه تلاشی کردی، نه کلاس رفتی، نه رژیم چاقکننده گرفتی… فقط زندگی کردی، خوردی و چاق شدی. 😋🍟🥤📈
حالا برگرد به همون مثال یادگیری زبان مادری؛ یه بچه بدون نگرش، بدون تردید، زبان رو یاد میگیره. چون فکر نمیکنه که نمیتونه. مثل چاق شدن ماست! بدون فکر، بدون باور منفی، خودبهخود اتفاق میافته. 👶🗣️
اما وای به روزی که بخوای لاغر بشی… 😓
یههو ذهن شروع میکنه به بهانه آوردن:
- «مگه من میتونم؟!»
- «ارادهاش رو ندارم…»
- «دیگران تونستن چون ژنتیکشون خوبه!»
همون ذهنی که هیچوقت درباره چاق شدن هیچ سؤالی ازت نپرسید، حالا جلوی لاغر شدن وایساده با یه لیست بلند از دلایلِ نشدن! 📋🚫
واقعیت اینه که ما برای چاق شدن، متکی به هیچ توانایی خاصی نبودیم. پس برای لاغر شدن هم نیازی به یه توانایی لاغر شدن نداریم.
فقط کافیه اون باور اشتباهی رو که از بیرون بهمون تزریق شده – که «تو نمیتونی لاغر بشی» – بندازیم دور. 🗑️💣
📌 یه مثال آشنا: تا حالا دیدی بعضیا هرچی میخورن چاق نمیشن؟!
بعد که ازشون میپرسی: «آخه چطور چاق نمیشی؟!»
میگه: «نمیدونم والا، من چاق نمیشم!» 😎
همین یه جمله، یعنی اون باور داره توانایی چاق شدن نداره. و همینه که باعث شده بدنش با اون باور هماهنگ بشه.
حالا بیا یه نگاه به خودت بنداز:
تو هم توی خیلی چیزها وقتی فکر کردی «من نمیتونم»، حتی اقدام هم نکردی و طبیعتاً موفق هم نشدی. 🚫🚀
پس واقعاً فرق بین چاق شدن و لاغر شدن، نه توی بدنته، نه توی غذا خوردنت؛ فرقش توی باوره. توی اون احساسیه که درباره توانایی لاغر شدنت داری. 🧠❤️🔥



افراد لاغر، چطوری لاغر موندن؟ 🤔🧘♀️
شاید توی ذهنت این سؤال بچرخه که:
«خب اگه لاغر شدن اینقدر به احساس توانایی لاغر شدن ربط داره، پس افراد لاغر چطوری این توانایی لاغر شدن رو تو خودشون ساختن؟» 🧐
جوابش سادهست:
نساختن! اصلاً نیاز نداشتن بسازن. چون این توانایی از اول باهاشون بوده.
همونجوری که از اول نفس میکشیدن 😮💨 بدون اینکه کلاس نفسکشی برن، همونطور هم لاغری توی سیستم ذهنشون تعریف شده بوده.
💡 توانایی لاغر شدن، پیشفرضِ ذهن همهی ماست. اما یه عده باهاش هماهنگ موندن، یه عده ازش فاصله گرفتن…

👑 باور، پادشاه نتایج توئه
فرق نمیکنه از کدوم مسیر برای لاغری بری؛ رژیم، ورزش، دستگاه، قرص، دمنوش، روانشناس…
اگه تهِ دلت هنوز فکر میکنی «من توانایی لاغر شدن ندارم»، نتیجه نمیگیری. ❌🎯
سالهایی که هی رژیم گرفتی و هی برگشتی سر جای اول، سالهایی که با هزار امید رفتی کلاس باشگاه، بعد خوردی زمین…
همش به خاطر یه باور بوده:
«من نمیتونم لاغر بمونم…» 😞
و حالا وقتشه که این باور رو برگردونی سر جاش! 🛠️🔁 چون هر چقدر هم وزنت بیاد پایین،
اگه هنوز باور نداری که توانایی لاغر موندن رو داری، مغزت همه چی رو برمیگردونه سر نقطه اول.
🧭 راه نجات: برگرد به توانایی درونیت
رویای لاغر شدن رو داری؟ 💭
پس قبل از هر تمرینی، قبل از هر کاری… باید باور کنی که «من توانایی لاغر شدن رو دارم» 💪✨
نه تو آینده، نه بعد از پنج کیلو کم کردن… الان. همین لحظه. ⏳❤️
📌 “بازیابی توانایی لاغر شدن” مهمترین رمز موفقیت در مسیر لاغری با ذهنه. وقتی این باور رو دوباره بیدار کنی، همه چی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنی! 😊🌈

💡 اگه میخوای این توانایی درونی رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم فعال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ چگونگی ایجاد این توانایی؛ در ادامه هم توی گام ۵ سراغ «خود را لایق لاغر شدن بدانید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.11 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
تا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان چگونه بوده است؟
تا قبل از آشنایی با لاغری با ذهن من لاغری را یک توانایی نمی دانستم بلکه یک شانس و آپشن خاص در زندگی کسانی میدانستم که خدا آنها را بیشتر دوست داشته. ولی چاقی برای من استعداد تعریف شده بود و لاغری آرزویی دور که برای رسیدن به آن از خیلی از دوست داشتنی ها باید صرف نظر می کردم. در ژنتیک من چیزی به اسم لاغری نبود چون پدر و مادرم بعد از ازدواج چتق شده بودند و حتی بعد از به دنیا آمدن من!!!! اگر پدر و مادر متناسب هم حساب نبود ارث به خاله ی مادر یا یکی از عموزاده می رسید!!! بالخره باید توجیهی میبود که این چربی ها از دل دی ان ای کسی به من داده شده حتی اگر هیچ نسبت نزدیکی هم نبود!!!!
لاغر شدن را همراه با سختی می دیدم و راستش هیچ وقت به این جمله که آیا من توانایی لاغر شدن دارم؟ فکر نکرده بودم فقط میخواستم متناسب بشوم همین، تنها خواسته ام لاغر شدن بود. به قول یکی از دوستان که در ویس گفتند من در خواب و رؤیا هایم همیشه متناسب بودم.درباره توانایی های خود در انجام کارها یا مهارت هایی که یاد گرفته اید شرح دهید.
خوب من دو تا زبان انگلیسی و فرانسه را یاد گرفته ام و مسلط هستم ، یادم هست روزی که زبان فرانسه را شروع کردم هیچی بلد نبودم و استاد وقتی حرف میزد متوجه نمیشدم ولی به خودم میگفتم تو هم یک روز مثل او صحبت میکنی و این اتفاق هم افتاد. زبان انگلیسی را مدتی تدریس کردم و شاگردانم از من راضی بودند.
رانندگی یاد گرفتم و گواهینامه دارم و در جاده هم میتوانم به راحتی رانندگی کنم. اوایل میترسیدم پشت فرمان بشینم ولی به مرور این ترس کم شد.
آشپزی را با نگاه کردن به مادرم آموختم و الان میتوانم خودم غذاهای خوشمزه ای درست کنم .آنقدر اعتماد به نفسم در آشپزی بالا رفته که میتوانم غذا های جدید را درست کنم . قبلا از امتحان کردن دستور های جدید ترس داشتم. مثلا چند روز پیش برای اولین بار ته چین مرغ و بادمجان درست کردم و خیلی هم خوشمزه شد.و همه تعریف کردند.
توانایی یادگیری من بالا است و هر مهارتی را شروع میکنم در مدت زمان کمی یاد میگیرم.
درباره توانایی های جسم خودتان شرح دهید.
هر بار که مریض شدم بدن من فرآیند سلامتی را شروع کرده و من بهبود یافتم.
هر زخمی که ایجاد شده بدن من آن را ترمیم کرده گویی اصلا هیچ وقت زخمی نبوده .
هر بلایی که سر بدنم آوردم ، مثل چاقی باز هم کنارم بوده که کارهایم را خودم انجام بدهم.
تجربه خود از توانا بودن جسمتان را بنویسید.
بدن من بسیار توانا و هوشمند است.
در این قسمت میخواهم به بارها دفعاتی که جسم من لاغر شده اشاره کنم.
من فکر میکنم به اندازه ی اضافه وزنی که میخواهم کم کنم یا حتی بیشتر تا الان وزن کم کردم و دوباره برگشته. فکر نمی کنم در واقع مطمئن هستم.
اولین تلاش هایی که شامل محدودیت های غذایی بود و خوراکی در مدرسه و هر نوع هله هوله را حذف کردم منی که عادت داشتم هرروز در مدرسه یک ساندویچ بخورم یک دفعه همه را حذف کردن ،دستگاه دراز نشست خریدم و هرروز استفاده می کردم اگر کمر درد هم داشتم مهم نبود چون در جهت هدف مهم تری به اسم لاغر شدن بود. روی هم ۴ بار به پزشک تغذیه مراجعه کردم و شاید در کل ۱۵ کیلوگرم کم کردم. رژیم هایی که از اینترنت پیدا میکردم را استفاده کردم مثال رژیم میوه به مدت یک هفته و ۵ کیلوگرم کاهش وزن و یک سایز هم کم کردم.
و روش های دیگری که استفاده کردم . جسم من به هر روشی پاسخ داد و مقداری کاهش وزن داشتم ولی همیشه خودم را ضعیف می دانستم ، نه روشهایی را که استفاده میکردم.
جسم توانمند من همیشه به من ثابت کرده که می تواند لاغر بشود ، فقط من باور نکردم.انتظار شما از جسمتان برای لاغر شدن چیست؟
انتظار من این است که وزن کم کند و به سلامتی ام اضافه کند ، متناسب شود و میزان انرژی درونی منافزایش یابد.کنار من باشد مثل همیشه و عملیات ترمیم جسم من را انجام بدهد تا به حالت متناسب خودم برسم.
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
تمرین من این است که زمان هایی که در وزن کم تری بودم را بخودم یادآوری کنم؛
من اول دبستان ۲۱ کیلوگرم بودم و برای قد و سن آن زمان دختری متناسب بودم.
تا سال چهارم دبستان متناسب بودم مثل همه ی بچه های معمولی دنیا.
سال پنجم ۵۰ کیلو بودم که فرایند چاقی من شروع شد و تا امروز که ۹۰ کیلوگرم هستم.
این ۵۰ کیلوگرم سال پنجم دبستان وزن ایده آل این روزهای من است.
در واقع من از ابتدا ۹۰ کیلوگرم نبودم . این عدد ها را یکی یکی زندگی کردم تا به اینجا رسیدم. راستش را بخواهید سخت نبود زندگی کردم لذت بردم خندیدم غذا خوردم با میل خودم هم غذا خوردم کسی به من زور نکرد فقط موقع خرید و مهمانی و عروسی رفتن خیلی حالم گرفته می شد و مواقعی که در آینه نگاه می کردم.
چاق شدن چون تبديل به عادت شد مثل داشتن درآمد غیر فعال که خواب هم باشی ولی درآمد داری در تمام لحظات زندگی حضور دارد ولی لاغری مثل این است که صبح تا شب کار کنی ولی درآمد ناچیز و اندکی داشته باشی .. البته لاغری از روش های نادرست..
ولی لاغری با ذهن یعنی فعال کردن این وضعیت که در خواب هم متناسب بشوی چون روش درست را پیدا کردی چون خودت را پیدا کردی موضوع این فایل این نبود که روش لاغری با ذهن چه قدر قدرتمند است بلکه موضوع توانایی خودمان بود ، و باور اینکه می توانیم تغییر کنیم . موضوع خودمان بودیم و نگاه و انتظارمان نسبت به لاغری.
پس با ادامه دادن باید این باور را بیشتر تقویت کنیم و خیلی راحت هم می شود تغییر کرد.
نشان های دریافت شده
با سلام.
بر میگردم به ۱۰ سال قبل ، اون موقع که شاید ۷۰ کیلو بودم .. همون وزن ۷۰ برای من آخر دنیا بودم و هیچ جوره نمی تونستم قبول کنم که روزی در ۹۰ کیلو بودن زندگی کنم.
اما اتفاق افتاد. من می پذیرم که امروز چاقم و تصمیم گرفتم که لاغر بشم.
در واقع الان هم باورم نمیشه که انقدر چاق هستم و همیشه خودم رو جمع و جور تر از چیزی که هست میدونم تا اینکه بخوام لباسی بخرم و با سیلی حقیقت رو به رو بشم.
درسته که گرم به گرم به این وزن رسیدم و حقیقت این هستش که باید گرم به گرم هم کاهش وزن داشته باشم و مهم تر اینکه منِ واقعی همونی هستش که روزی ۶۰ کیلو بود و روزی ۵۰ کیلو..
البته در این وزن ها هم که بودم راضی نبودم..
چون فکر میکردم باز هم چاق هستم مثلا سایز من رسیده بود به ۴۰ ولی خودم را لایق آن جسم نمی دانستم و باورش نمی کردم و همش در استرس بودم که چاق تر خواهم شد…
اما الان انگار فاجعه را پشت سر گذاشته باشم در خلأ به سر میبرم ..من به وحشتناک ترین عدد وزنی که می ترسیدم، رسیدم …
پس به اصل وجود خودم هم خیلی راحت تر می توانم برگردم.
من حس میکردم که میتوانم لاغر شوم کلی آن را در گرو سختی کشیدن خیلی زیاد می دانستم.
برای مثال فکر میکردم در صورتی لاغر میشوم که شب ها ساعت ۸ بخوابم ساعت ۴ بیدار شوم صبحانه ی سالمی بخورم و سپس به باشگاه بروم ، بدوم یا تردمیل در خانه داشته باشم، اصلا ناهار نخورم و شام را قبل از ساعت ۷ شب بخورم ..
این حرف را خانواده ام زیاد به من میگفتند و الان هم کم و بیش میگويند..
به طور خلاصه من همیشه باور داشتم که میتوانم آن هیکل ایده آل را داشته باشم به شرطی که قله های سختی را طی می کردم …
دلیلش هم این بود که آن زمان فکر میکردم بعضی ها ژن چاقی دارند بعضی ها ژن لاغری و من باید تاوان این ژن چاقی را با ورزش زیاد و گرسنگی پس می دادم.
چاقی انقدر اعتماد به نفس در من را کم کرده که هر مهارتی هم یاد می گیرم نمی توانم آن را بروز بدهم..
مثلا چند زبان خارجی بلد هستم صحبت کنم ولی از حرف زدن با انسان ها خجالت میکشم و همیشه از بروز خودم خودداری میکنم یا ناخواسته طوری انجام میدهم که باعث خطا شود شاید چون حس میکنم که همیشه باید اشتباه کنم چون من چاق هستم!!!
رانندگی هم یاد گرفته ام ولی هنوز تنهایی پشت فرمان نشسته ام و همیشه ترس دارم ، ترس از ابراز مهارت های عملی ..
من همیشه در مواردی که نیاز نبود شناخته شوم عالی بودم مثلا در امتحانات کتبی همیشه عالی بودم ولی ارائه کلاسی نمی توانستم بدهم چون از اینکه مرا ببینند و نظر بدی بدهند می ترسیدم.
یکبار مادرم داشت خیاطی می کرد با اینکه من تا حالا دوخت و دوز نکرده بودم ولی تمیز و مرتب دوخت زدم..
کار با کامپیوتر را خودم یاد گرفتم و از ابتدا کسی کمکم نکرد.
فکر میکردم کیک پختن کار خیلی سختی باشد ولی با چند بار تمرین الان کیک های خوشمزه ای درست میکنم.
جسم من واقعا خیلی توانا است از پس بیماری های سختی برآمده و من الان در سلامت کامل هستم.
خیلی پیش می آمد وقتی بچه بودم و دوچرخه و اسکیت بازی میکردیم من نسبت به دوستانم خیلی کمتر زمین می خوردم و همیشه تعادل بدنم را خیلی خوب می توانستم حفظ کنم..
پوست من فوق العاده است و همیشه از بابت این موضوع خداوند را شاکر هستم.
در دوران بلوغ حتی یک جوش هم نداشتم و الان هم پوست صافی دارم.
موهای من رشد خوبی دارد و همه این را تایید می کنند.
علاوه بر اینها جسم من بارها در لاغر شدن با من همراهی کرده..و بیش از ۲۵ کیلوگرم تا الان وزن کم کرده است..
میدانم که الان تصور ۶۰ کیلو شدن ممکن است برایم سخت باشد ولی وقتی برعکس نگاه میکنم که من در گذشته در بدترين تصوراتم این وزن و شرایط را نمی دیدم ،نور امید در قبلم جوانه می زند و مطمئن می شوم که این جسم امروزی حقیقت من نیست بلکه من همانم که روزی ۶۰ کیلو بوده است.
باید دوباره به جایگاه واقعی خودم باز گردم.
انتظار من از جسمم از خودم این است که مطمئن هستم لاغر میشود و من باید وظیفه ی خودم را که روزی یکگام برداشتن و حضور در اتمسفر لاغری است را انجام بدهم.
این بخش را خیلی دوست دارم انجام بدهم ولی متوجه نشدم چه تمرینی باید باشد عملی ، نوشتاری؟ !
نشان های دریافت شده
بعد از مدت ها ۲۰ دقیقه از وقتم رو به درستی صرف کردم.محتوایی رو دیدم که به من امید داد و من رو به یاد هدف هایی که برای امسالم انتخاب کرده بودم انداخت.
اولین جمله ای که توجه من را جلب کرد
صفر تا صد رویای لاغر شدن دست خودتان است.
دقیقا درسته چون برای محقق کردن این رویا نیازی به پول و وقت و حرف دیگران ندارم.نیازی به پارتی بازی و آشنا داشتن ندارم تا لاغر بشم.
فقط در این مسیر خودم هستم و خدا.
و این خیلی خوبه که آرزوی من هیچ ربطی به عوامل بیرون از من نداره .
نکته ی دومی که توجه من رو جلب کرد این بود که راحت میتونم جواب های زیادی برای چطور چاق بشم ؟ پیدا کنم و اصلا برای من واضحه که چه اتفاقی میافته
ولی پاسخ چطور لاغر بشم هنوز گنگه و مبهم.
که پاسخش در چند جمله ی بعدی بود :
باید بپذیریم من امروز چاق هستم و میخوام لاغر بشم.
و در گام بعدی افکاری که میگن نمیشه و نمیتونی رو نادیده بگیر .فقط بهشون توجه نکن.
و به این موضوع فکر کن که یک روزی در این شرایط نبودی..
چرا راه دور برم ، پارسال من در این شرایط نبودم حتا دو سال قبل در وضعیت خیلی بهتری بودم و اون شرایط رو همین کسی که الان داره تایپ میکنه بوجود آورده بود تک و تنها با لشکر یک نفره ی خودش.
پس الان هم میتونه.
جسم خیلی قدرت داره .خیلی هوشمنده. به تغییراتی که از بچگی تا الان داشتی نگاه کن ببین این بدن چه تغییراتی رو انجام داده چهره و اندام تو رو از یک بچه به نوجوان و جوان و یک انسان کامل تبدیل کرده و در تمام این سفر تو بزرگ شدی و سالم و سلامت تر شدی.
حالا قدرتی دیگر به اسم ذهن اومده و قدرت جسم رو در مسیری هدایت کرده که تو امروز چاق باشی..
تصمیم گرفتی لاغر بشی و این جسم انجامش داده ،دوباره چاق شدی و دوباره و دوباره این چرخه تکرار شده.
امروز نوبته خودته ..که از این دوتا قدرت استفاده کنی برای هدفی که میخوای..
برای لاغری..
بدون که خیلی قوی هستی و برای رسیدن به هدف قشنگت هرچیزی که لازم هست رو داری ..
پس بدون حسرت خوردن و معطلی شروع کن و رویای خودت رو تا دیر نشده بساز و زندگی کن.