تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس میرفتیم، هیچوقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمیرسید. پدرم تا وارد مغازه میشد، من رو نشون میداد و میپرسید «آقا، برای آقازادهی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقتها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز میذاشتن که اصلاً سلیقهی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه میکرد.
این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) دربارهی باور «من نمیتونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه میخوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو میگیره و هم ما رو چاقتر میکنه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 نتیجه اول از درون شروع میشه
نتیجهی آموزشهای لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده میشه. ترس از چاقی کم میشه، آرامش بیشتر میشه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل میگیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار میرسه و آخر سر در جسم دیده میشه.
خیلی از اعضای سایت برام مینویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت میخواستیم نخوریم، ذهنمون اونقدر فشار میآورد که آخر سر یواشکی یه کم میخوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساختها رو آماده میکنیم و موانع ذهنی رو یکییکی برمیداریم.

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل میگیره؟
چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدمهای متناسب حس کردی و با محدودیتهای اضافه وزن روبهرو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سالها تکرار بشه، تبدیل میشه به نفرت از چاقی.
این نفرت خیلی وقتها خودش رو به شکل ترس نشون میده. خیلیها فکر میکنن از چاقتر شدن میترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجهی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.
موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونیها که فکر میکنی همه دارن نگاهت میکنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری میری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی میکنه. من میدونم این فشار روی خانمها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤالهای هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.
🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن
یه نکته که کمتر کسی بهش توجه میکنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمرهم رو انجام میدادم. بدنم با هر سختیای که بود کارش رو میکرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم میآورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.
در بازیهایی که دویدن داشت شرکت نمیکردم، کوه نمیرفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامهریزی میکردم که اصلاً در این موقعیتها قرار نگیرم. همهی اینها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر میکرد.
نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن میرسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی میکنی عوضش کنی و نمیشه. بعد خسته میشی و میگی «ولش کن». این نفرت باعث میشه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که میتونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخواندهست
از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که میخوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.
درسته که در جلسههای اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطهش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سالها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.
🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل میکردم
وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلبهای ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلبها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر میشن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمیتونم. ولی سالها شبانهروز هشت تا از اینها رو با خودم حمل میکردم!
چرا بدنم میتونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچکدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلبها رو با خودت داری.
هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی میده که نمیتونه پاش بایسته. خیلیها برام نوشتن که بعد از رژیمهای خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکسهای قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه میکنی، شادابیشون رو میبینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه میگم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق
اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباسهایی که نتونستی بخری، جشنهایی که نرفتی و موقعیتهایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این میکنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظهها در تو ساخته شده.
بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیتهای متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همهش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری میبری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز میبینیم و لمس میکنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.
در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمیبینه. اگه بتونی به لاغریای که هنوز در خودت نمیبینی ایمان بیاری، بهت اطمینان میدم که لاغر میشی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجهش یا چاقتر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطهی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.
یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلیها با دیدنت امید پیدا میکنن و اونها هم وارد این مسیر میشن. اگه میخوای این تغییر رو با تمرینهای کامل و قدمبهقدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس
- چند دقیقه به موقعیتهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
- بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار میکردی؛ مثلاً «من لاغر نمیشم» یا «چرا من چاقم».
- بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاقتر شدن در تو دیده میشه یا به شکل بیخیالی و تسلیم.
📌 مرحله دوم: مزیتهای متناسب شدن رو بنویس
- مزیتها رو دستهبندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا میتونی بنویس.
- به آدمهای متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت میبری؛ مثلاً «وقتی میبینم دوستم بدون نگرانی غذا میخوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت میپوشه».
- جملههات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.
📌 مرحله سوم: هر روز بخون
- هر روز یک بار نوشتهی خودت رو بخون و هر چیز تازهای به ذهنت رسید، اضافه کن.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) میبینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوریهای هیجانی رو میگیره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🌿 هنرجویان لاغری با ذهن
۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
نفرت از چاقی باعث میشه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو قویتر میکنه.
۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟
در واقع یکیان. خیلیها فکر میکنن فقط از چاقتر شدن میترسن، ولی این ترس شکل دیگهای از همون نفرته و نتیجهش هم چاقی بیشتره.
۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟
چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سالها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعدههای زماندار معمولاً به رژیمهای فشاری ختم میشن که بعدش وزن برمیگرده.
۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟
به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیتهای متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کمکم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری میده.
امتیاز 4.07 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!












به نام خدا
نتایج آموزش ذهنی ابتدا از طریق فرمول های ذهنی آغاز میشه از طریق حالت های درونی ایجاد میشه آرامش درون خودشو نشون میده،و تغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشه،ترس از چاقی ازبین میره و اشتیاق برای لاغری ایجاد میشه و این درونیه و فرمانها به مرور تغییر میکنه…
میل نداشتن به خاطر کار کردن روی ذهنه و نشانه های اولیه ظاهر میشه…
◀️نه اینکه نخوان بخورن،فیلم بازی کردن نیست ،ادا دراوردن نیست، چون تجربه ها نشون داده که هروقت مجبور میکردیم خودمونو که نخوریم میلی شدید داشتیمبه خوردن ولی با تغییر ذهنی این یه فرمان مغزه و اجباری توش نیست و نگرانی و ترسی نداره،ابتدا درسطح افکار به وجوو میاد و وقتی ادامه داشته باشه و استمرار پیدا کنه تبدیل میشه به رفتار ودر استمرار بیشتر توی جسم خودشو نشون میده،
ما به ذهنمون این فرمول رو دادیم که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست💗💗
⏪⏪یکی از کارهای روزانتون اثبات این باوره که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست
🔶️مانع ذهنی که خیلی درچاق شدن هم تاثیر داره و هم در لاغر شدن،در واقع برداشتن این مانع باعث میشه که هم روند چاق تر شدن رو متوقف کنیم و هم اینکه به مرور در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم
✅✅یکی دیگه از موانع لاغری نفرت از چاقیه….از چاقی خودشون بدشون میاد و این نفرت به صورت ترس از چاقی هم خودشو نشون میده، درواقع انها از چاقی نفرت دارن که نتیجه این نفرت چاقی بیشتره(درواقع نفرت باعث احساس بد میشه و طبق قانون به هرچیزی توجه کنی از همون دست اتفاق رو وارد زندگیت میکنی☆احساس بد=اتفاقات بد☆ یعنی همون چاقی بیشتر😐)
از هروقتی و هرسنی که اضافه وزنت شروع شده،و با محدودیت های اضافه وزن اشنا شدی و هرچقدر بیشتر با این محدودیت ها روبه رو میشی یک احساس بدتری از چاق بودن در شما شکل میگیره و این احساس چون در سالهای زیادی تکرار میشه تبدیل میشه به نفرت از چاقی، ترس از چاقی
نفرت از چاقی یعنی چی؟خیلی از کارها رو میخوای انجام بدی ولی به خاطر چاق بودن نمیتونی…
به واسطه چاقی خیلی از حرفهای ناراحت کننده رو میشنوی،هروقت خواستی لباس بخری نگران سایز و طرح و رنگ مورد علاقت باعث شده احساس بدی در تو شکل بگیره،در مراسم ها نگاه هارو روی خودت میبینی و احساست بد میشه،هنگام ورزش به خاطر چاقی محدود میشی،
✔یکی ازنکات اضافه وزن اینه که جسم ما با اضافه وزن مشکل نداره مگر در موارد خیلی حاد ولی بیشتر فشار روی روان و روح ماست، تخریب وجود و شخصیت مارو در برداره
تفکرمون رو مختل می کنه، تصمیم گیریمون رو مختل می کنه، شخصیت و عزت نفس مارو نابود می کنه، و در اخر وجود مارو نشون میگیره و داغون می کنه
⏪چه جاهایی از چاقی نفرت داشتی؟
وقتی میخواستم لباس های مورد علاقمو بخرم مخصوصا لباسهایی که مخصوص دختران کم سن و سال بود
وقتی میرفتم توی مهمونی اونم فامیل مادری چون وزن من از همه دخترخاله هام بیشتر بود و یکی دومورد بودن که خیلی سنشون بالا بود ولی باز هم متناسب تر بودن نسبت به سنشون
توی مهمونیها اون ولع خوردن که انگار صدساله هیچی نخوردی،
توی باشگاه که انجام بعضی حرکات سخت بود درکنار کساییکه به خوبی انجام میدادن و سبک بودن
توی عروسیها و مهمونی ها وقتی میخواستم لباس کمی جزبتر بپوشم😓
وقتی عکس دوستام و توی اینستا میدیم و که انقدر قشنگ لباس میپوشند و هیچ محدودیتی ندارن
وقتی توی آینه غبغبمو میدیدمکه به خاطر اضافه وزن بزرگ شده یا پهلوهامو شکمم
وقتی خواهرم لباس میخرید و مخصوصا وقتی میومد لباس های منو میخواست و اندازش بود و تو تن اون قشنگ ولی من نمیتونستم ازش لباس بگیرم چون من ازون چاقترم
وقتی میدیدم سایز کمر همسر من از من کمتر بود این نهایت ناراحتی بود
وقتی هی مادرمو خواهرم اضافه وزنمو به روم میاوردن
باید یادبگیریم که چاقی رو یه مهمان ناخوانده ،یا وجه نامناسب، شکل غیر طبیعی است و باید اونو از دست بدیم و برطرفش کنیم و مطمئن باشیم ذهن ما انقدر قدرت داره که به راحتی اونو از ببره
اضافه وزن انقدر ارام به وحود اومده که جسم ما باهاش به هیچ مشکلی بر نخوردیم
روند چاقی گام به گام و گرم به گرمه پس روند لاغری هم به همین شکله
به میزانی که از اضافه وزنش رنج میکشه همونقدر انتظار داریم که لاغر باشیم و طله یتمام تبلیغات لاغری هم از همین طریقه
افرادی که خواستن به هر طریقی به هرشکلی اضافه وزن رو از بین ببرن ودرنهایت مشکلات زیادی براشون ایجاد شد
از امروز باید نقطه مقابلش رو انجام بدید،دربارش صحبت نکنی، سرزنش نکنی، و در مرحله بعدی به لاغری فکر کنید به مزایاش به احساساتت و نتایجش فکر کنید و برای خودتون مرور کنید،خیلی مهمه به جای اینکه به مشکلات چاقی فکر کنید بیاید و به مزایای لاغری فکر کنید،
وقتی سعی کنی به مزایای لاغری فکر کنی،به راحتی میتونه برای شما به وجود بیاد،
مومن کسی ست که به غیب ایمان دارد
اگخ بتونی ایمان بیاری به لاغری که الان وجود نداره در تو بدون شک لاغر میشی
این همه سال از چاقی متنفر بودی و نتیجش چاقی بیشتر بوده ،سعی کنید نقطه مقابل رو پیدا کنید، عشق بورزید ،عاشق چاقی باشید تا شمارو آسون رها کنه،از نفرت نگاه بردار و روی عشق بزار، با نفرت نگاه کردن به خودت دست بردار و با عشق به خودت نگاه کن، عشق بوزرز به بدنی که هوشمنده و خودش میتونه خودش رو ترمیم کنه و به درجه تناسب اندام و سلامتی برسونه و این در راحتی انجام پذیره
⏪بنویسید که تناسب اندامچه مزایایی برای شما داره در تمام جنبه های زندگیتون؟
⬅️روابط؛
✅رابطه ی پراز عشق با همسرم فوق العاده میشه،چون عزت نفس و حال خوب و عشق به خودم و زیبایی هام باعث قدرت بیشتر میشه و زندگی در کنار یه انسان قوی احساس فوق العاده ای برای همسرم داره و احساس خوب همسرم هم میتونه روابطمون رو بهتر و لذت بخشتر بکنه…
۲.رابطه با دخترم که بی نهایت پرانرژیه باعث میشه بیشتر بشه، چونومنم یه مادر پرلنرژی هم که هیچمحدودیت حرکتی ندارم و میتون پابه پای دخترم بازی کنم و بدوام و یه مادر شاد باشم چون حسم عالیه،چون عاشق خودمم و دخترم هم از من یاد میگیره طریقه صخیح زندگی کردن و در صلح بودن با خودش رو
۳.تو جمع دوستان خوس اندامم حس فوقالعاده ای دارم، چون یه ادم قوی ای هستم که تونستم به تناسب برسم و زیبا باشم و از خودم راضی باشم و این رضایت باعث میشه عزت نفسم بالاتر بره و تمام نگاه ها تحسین برانگیز باشه مخصوصا که لباس های دلخواهم که انقدر زیبا بر تنم نشسته رو پوشیدم
۴.با ادم های موفق در ارتباط باشم و در کنارشون خوشحال باشم، چون من یاد گرفتم خودمو عاشقانه دوست داشته باشم و به خودم احترام بزارم و همین باعث شده حال دلم خوب باشه و اندامی متناسب داشته باشم، واین موفقیت به من جسارت انتخاب های بهتر رو توی روابطم میده با ادم هایی که قبولشون دارم و دوستشون دارم
۵.زمانی که من اینگونه عاشق خودم هستم و به خودم احترام میزارم خداوند هم منو عاشقانه تر از قبل دوست خواهد داشت و لذت میبره از وجود من و دستانش هم منو عاشقانه دوست دارند و محترم میدونند و این حکایت مهره مار همون مهره ی عشق ورزیدن به خودمونه
۶.مسلما روابط با ادمهای موفق باعث گشایش در جنبه های دیگه زندگی ام هم میشود
معنویت؛
۱۰وقتی من انقدر متناسب هستم و از وجود خودم لذت میبرم خدای خودم رو هم بعتر میبینم و دیگه جایی برای گلایه های قبل نیست، همش شکرگزاری و عشق بازیه با خدا،
۲.وقتی با تناسب اندام حال دلم انقدر خوبه ، ایمانم به خدا هم بیشتر میشه و میدونم که در مسیرهای دیگه هم به راحتی هدایتم میکنه
۳.عاشق خدایی هستم که بدون هیچ زحمت و دردسری منو به این لظه باشکوه زندگیم رسونده مس توی همه جیز میتونه منو به راحتی هدایت کنه، پس نه میترسم و نه نگرانم
۴.ذهنی ازاد دارم بدون دغدغه ونگراتی های قبل و راحت میتونم در آرامش با خدای خودم عبادت کنم ووبپرستم خدای زیبایی هارو،
۵.توی مسافرت هام، تمام توجهم روی زیبایی هاییه که خدا خلق کرده و ازشدن لذت میبرم
⏪سلامتی؛
۱.امروز وقتی باهمسرم رفتیم پیاده روی خیلی لذت بردم و اگر همسرم خسته نمیشد من هنوز هم میتونستم ادامه بدم ،وبعدش هم کلی بدوام ،از وقتی که متناسب شدم و لاغر شدم، مثل باد سبکم و راحت اینورو اونور میرم، نه نفس نفس میزنم بعد یکم پیاده روی و نه زانوهام تحت فشارن، انگار دارم روی هوا راه میرم، واقعا هیجان انگیزه
۲.خدای من از وقتی متناسب شدم اصلا به غذا های پرجرب و شیرین و مونده علاقه ای ندارم، و دوست دارم غذام خیلی سبک و زود هضم باشه تا سبک و سرحال باشم
۳.برام خیلی شگفت انگیزه که از وقتی متناسب شدم رشد موهام و ناخن هام عالی شده و پوستم هرروز شفاف ترو زیبا تر میشه انگار هر چی میخورم فقط برای انرژی بدنم و رشد استفاده میشه
۵.شنا کردن چقدر توش آرامش داره و لذت بخشه و هربار بیشترو بیشتر میشه ،اخه از وقتی متناسب شدم بیشتر میرم استخر و منم که عاشق اب و اب بازی حسابی روحیمو بالا برده
۶.لاغر شدنم باعث شده روحیه فوق العاده ای داشته باشه، از زندگی بیشتر لذت ببرم و ذهنم خیلی ازاد شده و میتونم بیشتر روی سلامتیم تمرکز کنم و از لحاظ سلامت روان واقعا من در جایگاهی قرار دارم که فکر نمی کردم بتونم تجربش کنم
⏪عزت نفس؛
۱.امروز که به دعوت دوستام رفتم بیرون و بعد مدت ها تو جمعشون قرار گرفتم، چهره ی شگفت زده اونها خیلی هیجان زدم کردی، نذاشتن برسم و شروع کردن ازم تعریف کردن که جقدر زیبا و خوش تیپ شدم و همش منتظر یه فرمول معجزه اسا بودن که براشون بگم ،چون فکر میکردن رژیم خاصی گرفتم و من با لبخند بهشون نگاه میکردم و میگفتم هدایت خدا بوده، خلاصه کچلم کردن
۲.خدای من دوست دارم همه جا برم و هی اینورو اونور برم و باهمه حرف بزنم باورمنمیشه که لاغرش دنمانقدر بهم حس خوب بده و هیچخجالتی نباشه و من تجربه کردماونروزی که خجالت کشیدن و موزب بودن مسخره ترین کار دنیاست ،عاشقتم خدا
۳.خدای من چقدر فوق العادست که من توی محل کارم انقدر چست و چابکم و به راحتی کارامو می کنم، و این باعث شده که نیاز به کمک کسی نداشته باشم و ادم زبر و زرنگی شناخته بشم و عزت نفسم زیاد شده و به راحتی با رده های بالاتر ارتباط برقرار میکنم
۴.وقتی تمام کسانی که منو میشناسن ازم میپرسن نرگس چجوری اتقدر لاغر شدی و خوش تیپ شدی، چقدر جوونتر شدی، احساس قدرت می کنم ،اینکه تونستم از پس کاری بر بیام که برای خیلی ها با کوه کندن هم برابری می کنه ولی من تونستم بدون هیچ زنجی انجامش بدم چون باور دارم لاغر شدن اسونترین کار دنیاست، و این حس قدرت بتعث شده که باور کنم از پس هرکار دیگه ای بربیام و به راحتی انجامشون بدم و این عزت نفسمو به قدری تقویت کرده که میتونم بگم شخصیت جدیدی دارم و این شخصیت انقدر قوی و گیراست که هرکسی رو تحت تاثیر قرار میده
سعی کنید نقطه مقابل نفرت، یعنی عشق به خودتون رو یاد بگیرید
⏪ثروت؛
زمانی که عزت نفسم بالا بره، و ترس از حضور در اجتماع و خجالت و ناراحتی نراشته باشم به راحتی میتونم با حضور توی اجتماع به فعالیت های مختلف بپردازم و موفقیت نسبی رو ایجاد کنم و در ادامه با ذهنی آزاد و پراز آرامش به تقویت موارد دیگه بپردازم
خداروشکر در مسیری قرار گرفتم که از بزرگترین دغدغه زندگیم خلاص شدم و تناسب اندامم باعث شده فردی شاد و خوشبخت و سالم باشم وبتونم با حضور پررنگ در اجتماع جایگاه خودمو پیدا کنم و برای آرزوهام تللش کنم و خداوند منو هدایت کرد برای داشتن زندگی بهتر و ثروت بیشتر،و این آرامش باعث شده که شوق شدیدی برای داشتن فعالیت بیشتر و پررنگ تر شدن داشته باشم و همین باعث شده جایگاهمو پیدا کنم و براش تلاش کنم وثروت وارد زندگیم بشه
😍😍😍و الان در حال حاضر اولین نشونه ای که برام اومده اینه که هر کی منو دیده گفته لاغرتر شدی😍😍😍
ممنونم استاد
خداروشکر که در مسیر درست هستم و حرف های شما بهم انرژی خیلی زیادی داد برای ادامه راه، خیلی ازتون ممنونم که وقت میزارید😍😍😊😊😊
دقیقا استاد، واقعا آرامشی که الان دارم قابل قیاس با قبل از آشنایی با شما و دورتون نیست و من واقعا دارم لذت میبرم و حالم خوبه و نگرانی و ترس از من دوره و گهگاهی که سرزنش میاد سراغم بدون ترس و نگرانی با مرور آموزه های شما اونارو از خودم دور می کنم که البته باید بگم این زمان برد ولی اتفاق افتاد
سپاسگزارم