تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس میرفتیم، هیچوقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمیرسید. پدرم تا وارد مغازه میشد، من رو نشون میداد و میپرسید «آقا، برای آقازادهی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقتها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز میذاشتن که اصلاً سلیقهی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه میکرد.
این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) دربارهی باور «من نمیتونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه میخوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو میگیره و هم ما رو چاقتر میکنه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 نتیجه اول از درون شروع میشه
نتیجهی آموزشهای لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده میشه. ترس از چاقی کم میشه، آرامش بیشتر میشه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل میگیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار میرسه و آخر سر در جسم دیده میشه.
خیلی از اعضای سایت برام مینویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت میخواستیم نخوریم، ذهنمون اونقدر فشار میآورد که آخر سر یواشکی یه کم میخوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساختها رو آماده میکنیم و موانع ذهنی رو یکییکی برمیداریم.

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل میگیره؟
چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدمهای متناسب حس کردی و با محدودیتهای اضافه وزن روبهرو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سالها تکرار بشه، تبدیل میشه به نفرت از چاقی.
این نفرت خیلی وقتها خودش رو به شکل ترس نشون میده. خیلیها فکر میکنن از چاقتر شدن میترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجهی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.
موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونیها که فکر میکنی همه دارن نگاهت میکنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری میری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی میکنه. من میدونم این فشار روی خانمها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤالهای هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.
🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن
یه نکته که کمتر کسی بهش توجه میکنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمرهم رو انجام میدادم. بدنم با هر سختیای که بود کارش رو میکرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم میآورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.
در بازیهایی که دویدن داشت شرکت نمیکردم، کوه نمیرفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامهریزی میکردم که اصلاً در این موقعیتها قرار نگیرم. همهی اینها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر میکرد.
نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن میرسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی میکنی عوضش کنی و نمیشه. بعد خسته میشی و میگی «ولش کن». این نفرت باعث میشه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که میتونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخواندهست
از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که میخوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.
درسته که در جلسههای اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطهش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سالها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.
🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل میکردم
وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلبهای ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلبها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر میشن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمیتونم. ولی سالها شبانهروز هشت تا از اینها رو با خودم حمل میکردم!
چرا بدنم میتونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچکدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلبها رو با خودت داری.
هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی میده که نمیتونه پاش بایسته. خیلیها برام نوشتن که بعد از رژیمهای خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکسهای قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه میکنی، شادابیشون رو میبینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه میگم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق
اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباسهایی که نتونستی بخری، جشنهایی که نرفتی و موقعیتهایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این میکنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظهها در تو ساخته شده.
بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیتهای متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همهش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری میبری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز میبینیم و لمس میکنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.
در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمیبینه. اگه بتونی به لاغریای که هنوز در خودت نمیبینی ایمان بیاری، بهت اطمینان میدم که لاغر میشی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجهش یا چاقتر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطهی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.
یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلیها با دیدنت امید پیدا میکنن و اونها هم وارد این مسیر میشن. اگه میخوای این تغییر رو با تمرینهای کامل و قدمبهقدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس
- چند دقیقه به موقعیتهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
- بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار میکردی؛ مثلاً «من لاغر نمیشم» یا «چرا من چاقم».
- بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاقتر شدن در تو دیده میشه یا به شکل بیخیالی و تسلیم.
📌 مرحله دوم: مزیتهای متناسب شدن رو بنویس
- مزیتها رو دستهبندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا میتونی بنویس.
- به آدمهای متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت میبری؛ مثلاً «وقتی میبینم دوستم بدون نگرانی غذا میخوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت میپوشه».
- جملههات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.
📌 مرحله سوم: هر روز بخون
- هر روز یک بار نوشتهی خودت رو بخون و هر چیز تازهای به ذهنت رسید، اضافه کن.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) میبینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوریهای هیجانی رو میگیره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🌿 هنرجویان لاغری با ذهن
۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
نفرت از چاقی باعث میشه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو قویتر میکنه.
۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟
در واقع یکیان. خیلیها فکر میکنن فقط از چاقتر شدن میترسن، ولی این ترس شکل دیگهای از همون نفرته و نتیجهش هم چاقی بیشتره.
۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟
چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سالها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعدههای زماندار معمولاً به رژیمهای فشاری ختم میشن که بعدش وزن برمیگرده.
۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟
به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیتهای متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کمکم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری میده.
امتیاز 4.07 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











باسلام.
خدمت شما استاد گرامی و دوستان عزیزخداوند منان راسپاسگزم که مرا در مسیر هدایت قرارداد وازاستادعزیز به خاطر این آموزش های جامع و کاملشان تشکر و قدردانی می کنم و همیشه نصیحت این بزرگوار رااوازه گوش قرار میدهم که فرمودند به آنچه در پیرامون خود میبینید خوب فکر کنید و بنویسید دست به قلم بودن به قول استاد واقعاً معجزه میکند.وقتی فکر می کنی سپس شروع به نوشتن،گویی دریچهای از الطاف الهی به رویت باز شده و هنگامی که افکار اشتباه به وسیله نوشتن از ذهنت خارج میشوند احساس درونی توأم با آرامش و معنویت رادرخودنظاره گر هستی.تنفرازچاقی زمانی درماشکل میگیرد که از رسیدن به لاغری کاملاً ناامید شده بودیم و آنرا مسأله ای بدیهی و دوراز ذهن تلقی می کردیم.وقتی افکار و رفتار مابه سمتی هدایت شدند که ماپذیرفتیم چاق هستیم با دلایل مختلف وسپس به چاق بودن خود توجه نمودیم و دراین مسیراستمرار داشتیم در واقع ذهن ناخودآگاه خودرا تشویق به برنامه ریزی برای چاق شدن بیشتر نمودیم و موقعیکه به چاقی رسیدیم این باور ذهنی درماشکل گرفت که لاغر شدن کاری سخت وبی فایده است چون نتیجهای که از رژیمها،ورزشهابایدونبایدهای خوردن نگرفته بودیم ناخودآگاه رفتارمان تغییر کردو باعث شد درزمینه های مختلف احساس ترس از چاقی در مابیشتر شود و در واقع نوعی نفرت از چاقی برایمان پیش آید.خصوصازمانهایی که به واسطه چاقی مورد سرزنش دیگران قرار گرفتیم یادر جاهایی که در انتخاب خود برای خرید،دنبال کردن ورزش مورد علاقه،انتخاب دوست و…به مشکل برخوردیم که نتیجهی همهی این ها سرزنش کردن خودونخواستن چاقی ودرنهایت نفرت از چاقی شدوهرچه این نفرت بیشتر میشد بیشتر در معرض چاقی قرار گرفتیم.اماامروز به یاری خدا میخواهیم به گونهای دیگر با این مهمان ناخوانده برخورد کرده و آنرا برای همیشه از خود دور کنیم.درابتداشایدکاری دشواربه نظر آید چون چاقی به عنوان عضوی ازوجودما پذیرفته شده و جایگزین کردن چیزی که وجود ندارد یعنی( لاغری)باچاقی که در ذهن ما رخنه کرده کمی دوراز ذهن است.اما باتزریق فرمولهای صحیح وپذیرش آنها و استمرار درانجام دادن تمرینات مربوط به آن موضوع لاغری برای همیشه تحقق میابد فقط کافیست موانع ازسر راه آن برداشته شود که در جلسات قبل به یکی از آنها که توقف چاقی بود اشاره کردیم و راهکارانرادرتکراراینجمله شگفت انگیز قرار دادیم که (لاغری آسانترین کار دنیاست)وانرابا دلیل ثابت کردیم وقرارشددرباره ی چاقی صحبتی نکنیم خودرا سرزنش نکرده ودرعوض به خود احترام بگذاریم که نتیجهی اینا میشه تغییرافکارذهنی و نهایتاً تغییررفتاروتغییرجسم وارامشی که برایمان به دنبال دارد. چاقی بعنوان یک مهمان ناخوانده است که برای همیشه با ما نخواهد بودولاغری تولد دوباره است به شرطی که برای رسیدن به آن زمان رادر نظر نگیریم همانطور که نمیدانیم درچه زمانی وبه چه اندازه چاق شده ایم این اضافه وزن به صورت گام به گام در ما ایجاد شده وحتی تداخلی باکارهای روزمرگی ما نداشته مانیز همانند دیگران کارو فعالیت داشتیم نفس میکشیم هرچند ممکنه هراز گاهی مشکلاتی برایمان پیش آید اما روند زندگی ادامه داردوتنها چیزی که اعصابمان را خورد میکندتفکرات ذهنی مااز چاقی و فاصله ای است که در نوع روابطمان با دیگران ایجاد کرده یادم میاد خواهر کوچکم هیچ وقت به طور مستقیم بهم نمیگفت چاقی ولی اگه کسیو میدید که رژیم گرفته ولاغرشده به من گوشزد میکرد ببین چه خوب شده و همین سرزنش کردن منو اذیت میکردیا زمانی که برای خرید لباس به مغازه میرفتم وار نوع انتخابم راضی نبودم و انگیزه برای خرید را ازدست میدادم وازحضور در جمع فاصله میگرفتم فردی گوشه نشین شده بودم.اینهااسیبهایی بود که چاقی برایم بدنبال داشت.پس با تغییر تفکر، لاغری تا ابد درکنارمان خواهد ماند فقط کافیست
نسبت به آن اشتیاق داشته وموانع را از سر راه آن برداریم و تصویری از لاغری خود رادر ذهن تجسم کرده وبنویسیم که لاغری چه مزایایی دارد که در اینجا به چند مورد آن اشاره میکنم.حس خوب نشاط و سرزندگی -حس آرامش درونی -حس انتخاب چیز دلخواه-بالارفتن اعتمادبه نفس-تقویت انرژی مثبت-بالارفتن سطح علم و آگاهی در برخورد با موضوعات مختلف -حس نزدیکی به خدا-حس خوب بخشش دیگران _احساس امنیت -شکرگزاری -خوشبختی وموارددیگری که وجودت راشگفت زده خواهد کرد