🌿 خیلی از ما همهجور رژیمی رو امتحان کردیم؛ از حذف قند و چربی گرفته تا دویدنهای طاقتفرسا روی تردمیل. اما ته دلمون یه چیزی میگفت: “واقعاً راه لاغری اینه؟”
📍 این جلسه ادامه گام ۶۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اینجا پای یه مفهوم عمیق به میون میاد: کاهش وزن معنوی. یعنی وقتی ذهن و روحت با هم هماهنگ میشن، بدن هم باهاشون همصدا میشه. 🎵🧘♀️
نه دعوا با غذا، نه قهر با آینه؛ فقط صلح درونیای که کمکم اثرش رو توی جسمت هم نشون میده.
در این مقاله قراره با هم کشف کنیم که چطور از طریق هماهنگی ذهن و روح، وارد مسیر لاغری واقعی بشیم — همون لاغریای که از درون شروع میشه و به بیرون میرسه. ✨💖
در این جلسه میآموزیم:

💫 هماهنگی روح و ذهن؛ رمز اصلی کاهش وزن معنوی
حتماً با من موافقی که یه ماشین فقط وقتی روان کار میکنه که همهی قطعاتش با هم هماهنگ باشن، درسته؟
حالا تصور کن بدن ما هم مثل یه ماشین پیچیدهست؛ با هزار جور عضو و سیستم که باید مثل یه ارکستر هماهنگ با هم کار کنن تا بتونیم راه بریم، حرف بزنیم، بخندیم، گریه کنیم…
ولی فرق ما با هر وسیلهی مکانیکی دیگه اینه که بدنمون فقط یه سری پیچ و مهره و عضله نیست! ✋ ما دو بخش نادیدنی اما بسیار تأثیرگذار هم داریم:
یکی ذهنه، اونکه مدام فکر میکنه، تحلیل میکنه، برنامه میریزه…
و اون یکی روح، که ساکتتره ولی خیلی عمیقتر میفهمه، حس میکنه، هدایت میکنه… 🌟
بدن ما — یعنی همین قسمت فیزیکیمون — در واقع یه نمایشگره، یه خروجی از هماهنگی یا ناهماهنگی بین ذهن و روحه.
وقتی ذهن پر از باورهای منفی باشه و روحت خسته و خاموش، بدنت هم سنگین، کند و ناهماهنگ میشه.
اما وقتی این دو تا، یعنی ذهن و روح با هم صلح کنن و همصدا بشن، تازه اون موقعست که بدن شروع میکنه به سبک شدن، شاداب شدن، و بله… کاهش وزن معنوی دقیقاً از همینجا شروع میشه. 🕊️💖
حالا سؤال اینه:
🧠 ذهن و روح چطوری با هم هماهنگ میشن؟
آیا باید برن کلاس گروهی؟ یا بشینن سر میز مذاکره؟ 😄
واقعیت اینه که ذهن ما معمولاً پر از سروصداست:
– باید لاغر بشی!
– چرا بازم پرخوری کردی؟
– دیگه بسه این همه تنبلی!
اما روح یهجور دیگه حرف میزنه. صبورتره، آرومتره، عمیقتره. اون دنبال عشق و امنیت و معناست، نه کالریشماری و چالش ۲۱ روزه!
وقتی ذهن با فشار و ترس هدایت میشه و روح با عشق و آرامش، این وسط یه دعوای پنهان شکل میگیره.
و حدس بزن چی میشه؟
بدن این دعوا رو حس میکنه و چاقی میتونه تبدیل بشه به یکی از خروجیهای همین جنگ داخلی. ⚔️
✨ اما اگه ذهن یاد بگیره صدای روح رو بشنوه، آرومآروم اون هماهنگی شکل میگیره. یعنی بهجای رژیم اجباری، تصمیمهای غذاییت از روی احترام به خودت میشه…
بهجای ورزش برای تنبیه، دلت میخواد بدنتو تکون بدی چون لذتبخشه… و بهجای دعوا با آینه، به لبخند روحت توی انعکاسش نگاه میکنی. 💕
📿 اینجاست که کاهش وزن معنوی اتفاق میافته؛
وقتی چاقی، نه به عنوان یه دشمن، بلکه به عنوان یه پیام دیده میشه… پیامی از درون که میگه:
«من نیاز به هماهنگی دارم. لطفاً به صدای قلبت گوش کن.»

🌟 ۳ قدم ساده برای هماهنگی ذهن و روح و تجربه کاهش وزن معنوی 🌿
تا حالا شده یه صدای درونت بگه: «تو میتونی لاغر بشی!» ولی یه صدای دیگه سریع جواب بده: «نه بابا، خودتو اذیت نکن!»؟
این دقیقاً همون ناهماهنگی معروف بین ذهن و روحه که خیلی از ما در مسیر کاهش وزن معنوی باهاش درگیریم. 😵💫
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط به خوردن و نخوردن ربط نداره.
✨ وقتی روح و ذهن با هم هماهنگ بشن، کاهش وزن معنوی بهصورت طبیعی اتفاق میافته.
تو دیگه خودتو مجبور نمیکنی رژیم بگیری، بلکه از درونت حس میکنی که دلت میخواد سبکتر و سالمتر زندگی کنی.
حالا بریم سراغ اون سه قدم ساده که میتونه دروازهای باشه به سمت هماهنگی روح و ذهن برای کاهش وزن معنوی ⬇️
🌀 قدم اول: صدای درونت رو بشنو
ذهن منطقی همیشه دنبال دلیل، عدد و مدرکه.
اما روح تو دنبال حس و ایمان و ارتباط با خداوند هست. ✨
❓از خودت بپرس:
«واقعاً باور دارم که میتونم لاغر بشم؟»
اگر جوابت “نه” بود، اشکالی نداره.
بدون که این فقط صدای ذهنه، نه صدای روحت.
🌱 روح تو فطرتیه، الهیه، عاشق تعادل و زیباییه.
اون همیشه تو رو به سمت کاهش وزن معنوی دعوت میکنه. کافیه کمکم تمرین کنی که صدای اون بخش عمیقتر و آرومتر رو بشنوی.
🧠 قدم دوم: ذهن خودآگاهت رو آگاه کن 🧩
وقتی ذهن منطقی مدام میگه: «نمیتونی، قبلاً هم نتونستی، ولش کن!»
تو باید بشینی باهاش یه گپ دوستانه بزنی 😅
بهش بگو:
«درسته که قبلاً سخت بوده، ولی الان من دارم از مسیر هماهنگتری جلو میرم.
من دارم وارد مسیر کاهش وزن معنوی میشم، جایی که زور نیست، فشار نیست، عشق و پذیرشه.»
به مرور زمان ذهن هم یاد میگیره که با روح همجهت بشه و دست از ترس و مقاومت برداره. همین هماهنگی، جرقهایه برای شروع تغییرات شگفتانگیز در بدنت. 🌈
💫 قدم سوم: تسلیم شو، اما نه به چاقی! بلکه به هدایت درونیت
وقتی دیگه از رژیمها خسته شدی… وقتی فهمیدی که زور زدن راهش نیست…
اون لحظهایه که ناخودآگاهت دستتو میگیره و میبره به سمت راهی که با روحت هماهنگه.
و اون راه، کاهش وزن معنوی هست… راهی که جسم رو از طریق روح سبک میکنه
و لاغری رو بهعنوان یه پیام درونی تجربه میکنی، نه یه پروژه سنگین و استرسزا.
📿 وقتی تسلیم خدا و هدایت درونت بشی، راهنمایی میشی.
مثلاً ممکنه همین الان هدایت شده باشی به خوندن این مقاله…



لاغری با ذهن و کاهش وزن معنوی 🌟
روح ما ذاتاً تمایل داره لاغر بشه، چون روح به دنبال هماهنگی و تعادل هست.
اما ذهن ما پر شده از فرمولها، دستورها و واکنشهای اشتباه و قدیمی که باعث میشه ذهن همیشه بگه: «تو نمیتونی!» 😔
اما وقتی با دوره ورود به سرزمین لاغرها یاد میگیریم چطور این فرمولهای غلط رو با افکار و باورهای درست جایگزین کنیم، اون وقت ذهن هم همصدا با روح میشه و میگه: «تو میتونی!» ✨
وقتی هماهنگی روح و ذهن ایجاد بشه، معجزه اتفاق میافته و تو شگفتیساز زندگی خودت میشی! 🌈
✍️ در ادامه هم توی گام ۶۲ سراغ «نرخ چاقی در جهان» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.78 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
سلام استادودوستان هم مسیر
گام 61کاهش وزن معنوی هماهنگی روح وذهن برای لاغری
من هروز وهر هفته دارم خوش اندام تر جوانتر وشادابتر میشم به خاطر همین مسیر واستمرام من تا ابد این راه ادامه میدم
نگرش شما درباره لاغرشدن چیست؟ چقدرباور دارید. که میتوانید لاغرشوید؟ من نگرش اینه مه براحتی اب خوردن میتونم لاغربشم ومتناسب بشم ومتناسب زندگی کنم وباور وایمان دارمکه میتونم لاغربشم چون این درست ترین راه وراحت ترین راه لاغری هیت چون استاد ودوستانی که ازاین راه لاغرومتناسب شدن را دارم هر روز میبینم و پس منم میتونم لاغر بشم به همبن راحتی
قبل از اشنایی با سایت تناسب فکری نگرش شما درباره لاغری چگونه بود؟ من قبل از اشنایی با سایت فکر میکردم که من نمیتونم لاغربشم واگر هم لاغر بشن زود وزنم بر میگرده وهمبشه میگفتم که اگر می خواهم لاغربشم باید همیشه ورزش ورژیم باشمتا لاغربمانم
ایا عادت داشتیددرباره لاغر نشدن با دیگران صحبت کنید؟ عملکردشما دراین زمینه چطور بود؟ بله من عادت داشتم باهرکی می نشستم در مورد لاغذنشدنم صحبت میکردم ومیگفتم من هر کاری میکنم اما لاغر نمیشم کم میخورم اما لاغرنمیشم یا میگفتم چاقی من از سوخت وساز کم هست من هیچ تقصیری ندارم من همه کار برای لاغرشدنم انجام مبدم اما لاغر نمیشوم
نگرش شما درباره علاقه مندی به لاغری چیست؟ چرا با وجود شکیت های قبلی هنوز دنبال لاغری هستید؟ چون لاغری حق طبیعی منهیت وچاقی چیزی اضافه هست مهمان ناخوانده هست که باعث ناراحتب وبیماری مبشه باعث میشه من همیشه سختی بکشمچون خداوند دوست دارد ما همه متناسب بشیم ووما را به ابن راه هدایت کرده پی برای همین ما بارهابا شکست خوردن بازهم دویت داریم ادامه بدیم تا لاغر ومتناسب بشیم
بعداز اشنایی با سایت تناسب فکری نگرش شما نسبت به لاغری چه تغییراتی کرده است؟ نگرش من خیلی تغییر کرده من همیشه میگفتم که من لاغربسو نیستم ومن تا ابد چاق هیتم ولی از وقتی دراین یایت هستم هر ذوز با خودم تکرار میکنم که من لایق لاغرشدن هستم ومن هر روز دارم لاغرتر میشوم واین حق منه که لاغربشم ومتناسب بشم چون من اشرف مخلوقات هستم
با توجه به توضیحات اهمیت هماهنگی روح وذهن در لاغری چیست؟ روح همیشه در تلاش هست ومیخواهد همیشه ما شاد ومتناسب باشیم اما به ذهن فشار نمیاره ولی ما که ذهن خود را پر کردیم از افکارچاق کننده وفرمولهای جاقی در ذهن ماست وهمش به ما فشار میاره ومیگه تو نمیتوتی لاغربشی اما ما باید به ذهن خود فرمولهای لاغری بدیم وذهن وروح را درمسبر لاغری درست قراربدیم تا به راحتی اب خوردن بتونیم لاغر بشیم لاغر سدن اسانترین کار دنیا هست
نقش استمرار در رسیدن به هدف لاغری باذهن چیست؟ استمرار داشتن در هر کاری باعث میشه ما به خواسته هامون برسیم وما با استمرار وتمرار کردن فرمولهای چاقی را به لاغری تبدیل میکتیم وفرمولهای جدید به مغز خود میدهیم وذهن را به لاغرشدن هدایت میکنیم وباهر روز با بودن دراین سایت وفایل گوش دادن وتمرینات را انجام دادن براحتی لاغر میشویم
لاغری باذهن چگونه به شما کمک میکند تا از طریق هماهنکی روح وذهن به نتیجه دلخواه برسید؟ ما از سه بخش هستیم ذهن روح وجسم روح ما همیشه در تلاش هست ودوست داره ما لاغر باشیم ودر غذاب نباشبم اما ذهن که با فرمولهای چاقی باعث چاق شدن هیت ودوست داره چاق بمانیم وبه خودش فشار نیاره وروح من دوست داره لاغروسبک باشه وبا ذهن هماهنگ میشه تا جسم مرا به لاعری برسونه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد
به نام خدای مهربانم
خدا رو شکر که امروز هم زنده هستم و سلامت هستم و این توانایی رو دارم که در مسیر دلخواهم هر روز قدم بردارم .
چقدر من باور میکنم که میتونم متناسب بشم ؟؟
اتفاقا دیروز کنار دوست بسیار بسیار لاغر خودم بودم و بعد از مدتها ایشون رو داخل لباس خونگی دیدم و واقعا از دیدن اندام لاغر و استخونی ایشون برای خودم ناراحت شدم و به خودم گفتم ببین تو انگار لاغر نمیشی و الکی با خودت فکر نکن از این لاغر تر میشی و انگار برای یه لحظه از لاغری ناامید شدم و گفتم ببین من باور ندارم لاغر تر بشم ولی خیلی سریع خودم رو جمع کردم و گفتم مهم نیست من چقدر از این فرد لاغر تر هستم یا نیستم من باید عاشق خودم و اندامم باشم و از اینکه زنده و سلامت هستم شاد باشم و بگم من همینطور که جسمم هست خوب هستم و بگم من با خودم بسیار درست رفتار میکنم حالا لاغر تر شدم شدم نشدم مهم نیست من برای سلامتی خودم و احترام به خودم درست غذا میخورم و باید بگم همون دوست لاغرم در دور همی که داشتیم آش رشته درست کرد و حلوای عالی زعفرانی هم درست کرد و همه ی افر اد شروع به خوردن کردن ولی من گفتم حلوا خبلی خوشمزس و اما ترجیح میدم اگر آش رشته درست شد یه کاسه بخورم و میخوام جا برای اون بزارم و با وجود اینکه همه خوردن و خیلی تعریف کردن اما من فقط یه ذره تست کردم ولی دیگه نخوردم و شام به اندازه نیازم آش رشته خوردم و از اینکه انتخاب کردم چی بخورم چقدر از خودم راضی بودم و از اینکه در هر شرایطی بی خیال چاقی و لاغری دوست دارم درست رفتار کنم و سالم بخورم و به خودم احترام بزارم و همه چیز روی هم نخورم و خودم رو اذیت نکنم ،خوشحالم و مطمعنم تمام این رفتارها از عشق به خودم میاد من عاشقانه خودم و جسمم رو که یک امانت الهی هست دوست دارم و مراقبش هستم .
روحم من رو به سمت تناسب هل میده اما ذهن من به من میگه تو نمیتونی متناسب بشی چون تو چند سال داره تلاش میکنی و هیچ تغییری رو حس نمیکنی و من به خودم میگم هر کاری باید انجام میدادم دادم اما لاغر نمیشم ولی خب ته ذهنم هنوز دنبال لاغری هستم و امید دارم و حتی همین دوست خیلی لاغرم وقتی میگه من چی کار کردم شاید کمی در اون روشها کنجکاو بشم ولی سریع رها میکنم ومیگم این راه من نیست تنها راه لاغری لاغری با ذهن هست . پس ذهن منطقی من میگه تو نمیتونی لاغر بشی ولی رو ح من هنوز داره برای لاغری تلاش میکنه و امید داره و چون این دو هماهنگ نیستن من نتیجه نمیگیرم
من از سه قسمت تشکیل شدم ذهن و روح و جسم و جسم فقط تجربه کننده هست و قتی در ذهن اطلاعات چاقی ذخیره بشه اون دایم میگه تو نمیتونی لاغر بشی ولی یک لایه درونی تر داریم به نام روح که اون خواسته هایی داره که باید با جسم تجربه بشه مثلا فکر کن روح من دوست داره بخشش رو تجربه کنه باید با جسم اون رو تجربه کنه .
وقتی روح من میگه تو نمیتونی لاعر بشی هر چقدر من دنبال لاغری بگردم ولی اون اتفاق نمیفته چون این دو هماهنگ نیستن
عدم هماهنگی بین روح و ذهن باعث میشه جسم مختل بشه و جسم تجربه ی لاغری رو نداشته باشه .
اگر روح من خواسته اش لاغری نبود من هرگز در این راه نبودم .
اگه روح من میدانست این جسم تا ابد چاق هست و ذهن هم میدونست لاغری امکان پذیر نیست اصلا من دنبال لاغری نمیرفتم اگر روح و ذهن با هم به این نتیجه برسن که نمیشه لاغر بشم هرگز دنبال لاغری نمیرم و این خطرناکه ولی همیشه روح میدونه که میشه لاغر بشه.
من روحم تمایل داره که لاعر باشه برای همین من هر روز اینجا هستم که ذهنم رو که میگه تو نمیتونی لاغر بشی با روحم هماهنگ کنم تا به هدفم برسم .
من ذهنم رو با این اموزشها متقاعد کردم که من میتونم لاغر بشم این کار ساده نیست اما شدنی هست .
پس اگر باورت این هست که من نمیتونم لاعر بشم به خودت بگو پس چرا اینجا هستی و دنبال لاغری و روشها ی لاغری هستی و تا کسی رو می بینی لاغر هست از اون می پرسی چه کردی و ….پس این قضیه فقط به خاطر. ناامیدی ذهن و امیدوار بودن روح هست .که باید این ناهماهنگی برطرف بشه تا جسمم لاغری رو تجربه کن و تنها راهش کنارل ذهن هست و من باید نحواهای خانم متفی باف رو کنترل کنم و فقط با عشق به خودم در این راه ادامه بدم
من اینقدر در این راه ادامه میدم که اگر حتی یک درصد باور دارم میتونم لاغر بشم اون رو به صدر صد برسونم
من هر روز به خودم میگم من دارم لاغر تر و جوانتر و شاداب تر و سلامت تر میشم و فقط با استمرار در این راه میتونم به اون برسم . و میشه من به هیکل زیبا و بدون چربی و سایز ۳۸ برسم
و اصلا این کم کردن وزن هیچ ربطی به سن من نداره تا وقتی انگیره دارم به هدفم میرسم و تا زندم برای رسیدن به اون تلاش میکنم نه اینکه فقط بگم دوست دارم و هیچ کاری نکنم .
در دوران چاقی فقط فکر و ذکر من چاقی بیشتر بود و اینکه چی رو بعد از چی بخورم .و در تفریح ها و سفرها و و مهمانی ها و ….تمام توجه من روی خوردن بود و همین افکار باعث رفتار بد و جسم بد و چاق در من شده بودند .
من اگر میخوام به هدفی برسم نباید نگاه به شکست خورده ها در اون راه بکنم من خودم دو خواهر دارم یکی لاغر و اسکینی و دیگری تپلی و من باید تمام تمرکزم رو بزارم روی رفتارها و افکار خواهر لاغرم و بگم اگر اون تونسته به لاغری برسه پس من هم میرسم و هیچ عامل بیرونی من رو از لاغری منع نمیکنه
من باید از اول دوست داشته باشم مثل اونهایی باشم که در راه تناسب اندام نتیجه گرفتن مثل مریم و لیما و نرگس و سمیرا و ..
پس من باید نگران نباشم و احساس ضعف نکنم و هزار تا راه نرم فقط باید در لین راه باشم و آرامش داشته بلشم و ایمان داشته باشم که میتونم لاغر ۵۹ کیلویی بشم و به خودم بگم من سالها پیش مدتها در اون وزن بودم و به خاطر افکار و رفتار نادرستم از اون رد کردم و حالا دوباره به اون میرسم و نمیشه ذهنم اون رو از من بگیره .
اگر واقعا گرسنه هستین و غدا نمیخورید اشتباه هست نباید جسم رو در حالت قحطی گذاشت اولین فرمان مغزی اعلام قحطی هست و این طور جسمم هجوم میاره و ذخیره میکنه چون خودم بهش گفتم قحطی هست و در انواع رژیم این حالت دیده میشه و بدنم شروع میکنه به دحالت ذخیره سازی یعنی بدن حریص میشه .
من هیچ وقت نمیتونم با زجر گرسنگی به لذت تناسب اندام برسم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
من دیروز دوره زندگی با طعم خدا رو تموم کردم و استاد مدام تأکید میکردن که در هر زمینه ای تو زندگی تون مشکل دارین دلیل یش برمی گرده به اینکه خدارو در اون جنبه نشناختن یا اطلاعات تون در مورد خدا ناقصه و من اصلا درک نکردم یعنی چی ولی امروز با خوندن متن و گوش دادن به فایل کاملا برام واضح شد که یعنی چی
خدایا شکرت ❤️
به نام خدا
پیرو صحبت هایی که شما کردین،میخام بگم که کاملن من این مورد رو با همه ی سلول های بدنم احساس کردم که اگر ما میخایم چیزی رو بدست بیاریم باید روح،ذهن و جسم مون با هم دیگه در تناسب باشن،فقط در این صورته که رسیدن به خواسته ها حتمیه
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان و هدایتگر
سلام و دورود به همه دوستان عزیز و استاد عطار روشن گرامی
ما از ۳ بخش هستیم یا ۳ بعدی هستیم اول جسم هست ک میبینیم داخل تر ذهن هست ک داره رفتار مارو طبق فرمولها انجام میده و داخل تر روح است ک از وجود خداوند هست و هیچ خطایی در اون نیست و درواقع ما روح هستیم ک ب وسیله جسم ک لباس زمین نوردی ماست داریم زندگی رو تجربه میکنیم و قراره در این تجربه بندگی و پرستش خداوند رو سرلوحه زندگی قرار بدیم روح ما رو ب اصل وجودی ک خداوند خلق کرده هدایت میکنه اصل وجود من لاغریه و من برای اینکه بتونم خوب فکر کنم و خوب عمل کنم باید لاغر باشم
تا الان ب راه هایی رفتیم ک اشتباه بودن و فکر میکردیم راه لاغریه در واقع اینطور نبود ذهن من پر از آشوب و غم و نا امیدی بود و نمیذاشت بنده خوبی باشم نمیذاشت خوب فکر کنم تا خوب و درست تصمیم بگیرم
همون روزای اول ک ب سایت اومدم و فایلها رو شروع کردم ب گوش دادن ذهن من ساکت شد افکار چاقی تموم شد و من تازه معنی آرامش ذهنی رو فهمیدم اینقدر ک چاقی ذهن من رو تحت فشار داشت
و من خیلی خوشحالم ک ذهن منفی باف یا همون شیطان درون من ساکت شده و بجای اون نور ایمان و عشق ب خداوند و بعد ب خودم داره پرورش پیدا میکنه
چاقی من بخاطر بی توجهی ب خودم بود بی توجهی ب سیری و گرسنگی بی توجهی ب گناه پرخوری و چاقی یک باتلاق هست ک فقط با کمک خداوند میشه ازش بیرون اومد من توسط خداوند و روح پاک درونم هدایت شدم و پا در این مسیر زیبا گذاشتم و هر روز از چاقی دورتر و به لاغری نزدیکتر میشم
نگرش شما درباره لاغر شدن چیست؟ چقدر باور دارید لاغر می شوید؟
من میتونم ب راحتی لاغر بشم و لاغری رو زندگی کنم و مطمئن هستم ک لاغر میشم همین امشب متوجه شدم یکی از مانتوهام ک اندازم نبود اندازم شده و ایمانم بیشتر شد
قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری چه نگرشی درباره لاغر شدن خود داشتید؟
مطمئن بودم ک لاغر نمیشم و اگرم شدم بلافاصله چاق خواهم شد
عملکرد شما درباره صحبت کردن درباره لاغر نشدن با دیگران چگونه بوده است؟ عادت به این کار داشتید
ن عادت نداشتم ولی دوستم ک خیلی صمیمی هست و متناسب هست بهش گفتم ک دوستدارم لاغر بشم ولی نمیشم
نگرش شما درباره علاقه داشتن به لاغر شدن چیست؟ چرا با اینکه بارها در لاغری شکست خورده اید در جستجوی لاغری هستید؟
نیرویی از درونم میگفت من باید لاغر بشم و اون نیرو روح من بوده ک مطمئن هست من میتونم لاغر بشم و برای رسیدن ب کمال منو هدایت میکنه
بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری نگرش شما درباره لاغری چه تغییری داشته است؟
خیلی تغییر کرده من میگفتم هرگز لاغر نمیشم و محکوم ب چاقی هستم ولی الان میگم من حتما لاغر میشم و حق طبیعی منه ک لاغر باشم
با توجه به توضیحات نوشتاری اهمیت هماهنگی روح و ذهن در لاغری چیست؟
روح میخاد ما لاغر بشیم اما بهمون فشار نمیاره ولی ذهن ما چون اطلاعات چاقی داره و میتونه توسط نجوای ذهن منفی ب ما فشار بیاره و مارو تسلیم اون رفتارهای چاقی میکنه ک ما میگیم دست خودم نیست
ولی اگر ما ذهن رو با ورود اطلاعات درست لاغری برنامه ریزی کنیم ذهن با روح در یک مسیر قرار میگیرند و ما از شر نجواهای ذهنی راحت میشیم و رفتار ما درست میشه و ب راحتی لاغر میشیم
نقش استمرار داشتن در رسیدن به هدف در لاغری با ذهن چیست؟
چون ذهن با تکرار اطلاعات جدید باور جدید رو میسازه و طبق اون رفتار مارو کنترل میکنه پس استمرار در ورود اطلاعات لاغری خیلی مهمه با تکرار و استمرار فرمولها تغییر میکنه با تغییر فرمول رفتار تغییر میکنه و روح و ذهن در یک راستا عمل میکنن و جسم لاغر میشه
پس لاغری با ذهن کارش اینه ک ذهن رو درست کنه
و با روح هماهنگ بشه تا لاغری خلق بشه
از خداوند و استاد روشن بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطارر وشن گرامي و بقيه اعضاء
موضوع بسيار مهم ذهن و روح و جسم كه شنيدنش براي يكبار كافي نيست …هر چي بيشتر گوش ميدم بيشتر ميگم آهاااان پس اينطوري بوده …هي يه نقطه هايي توي سرم روشن ميشه كه من رو از گمراهي خارج ميكنه .
.
من مطمئنم لاغر ميشم ..از وقتي اضافه وزنم استوپ شده ديگه اطمينانم بيشتر شده ..از وقتي سايز انگشترم تغيير كرده مطمئن شدم كه من توانايي لاغر شدن رو دارم.
قبلا فكر ميكردم لاغري يه نوع درمان هست و فرد چاق مريضه و بايد تحت نظر كسي لاغر بشه ..اما الان به اين نتيجه رسيدم فرد چاق نه تنها مريض نيست اتفاقا خيلي بيشتر از فرد متناسب ذهن قدرتمندي داره …فرد متناسب كه از اول لاغر بوده از قدرت ذهنش اطلاعي نداره ولي ما كه در اين سايت هستيم كاملا آگاه شديدم كه چه قدرتي داريم ..در واقع ما الماس ذهن رو براي چاقي شارژ ميكرديم …و الان اومديم براي متناسب شدن شارژش كنيم …
حتما شنيديد كه سنگ ها تزييني معدني نياز به شارژ دارن ..منظورم از شارژ ذهن همينه كه ما با اطلاعاتي كه به ذهنمون ميديم بهش ميگيم ما رو در اين زمينه شارژ كن و اونم فرمانبردار ما هست.
.
قبل از اشنايي با اين سايت، لاغري خودم رو رويا ميديدم ولي الان بديهي ميدونم
قبلش لاغري خودم رو فقط در حد 10 كيلو هم قبول داشتم چون باورم نميشد بيشتر هم توانايي داشته باشم ولي الان تارگتم همون وزن متناسب روياهام هست يعني 56 كيلو
از اين ماه شروع كردم به ذهنم گفتم ميخوام تا آخر ماه آستين فلان لباسم يكم برام آزاد تر بشه…چون تاكيد شما رو ديدم بر اينكه عجله نكنيم براي لاغر شدن همينطور كه در اين فايل هم بهش اشاره كرديد من بايد با هر گرم كه متناسب ميشم خوشحال باشم…الانم دور بازوم اگر 50 گرم متناسب تر بشه حتما آستين اون لباسم آزاد تر ميشه.
.
قبلا من عادت داشتم درباره چاقي خودم با ديگران حرف ميزدم با همسرم هم همينطور و لاغري بقيه رو توي روشون ميگفتم و هي بي عرضه گي خودم در لاغر شدن رو در ذهنم مرور ميكردم.
ولي
از شهريور ماه هرگز درباره چاقي يا لاغري خودم با كسي حرف نزدم ..خيلي مراقب بودم درباره افرادي كه بيرون ميبينم هم نظر ندم ولي واقعا افراد متناسب نظر من رو جلب ميكردن و هر بار ميگم خدايا شكرت به خاطر تناسب اندامم.
.
با شنيدن اين فايل ايمانم بيشتر شد كه خداي درونم هميشه ميخواسته من متناسب بشم…از شروع كارم در اين سايت به اين باور رسيدم كه يك نيروي بزرگتر از من ، من رو آورده اينجا ..چون جنس حرفايي كه اينجا شنيدم رو هيچ كجا نشنيده بودم كه بگم ذهنم هدايتم كرده به اينجا بر اساس چيزهايي كه شنيدم .
الان با اين فايل كاملا براي من ملموس شد كه خداي درونم چطور من رو هدايت كرده به اين سايت بعد از اونهمه نااميدي ها چون واقعا بهش گفته بودم خسته شدم و ميخوام متناسب بشم ..بهش گفته بودم ديگه نميخوام هر فرد متناسبي رو ميبينم حسرت بخورم .
اونم خواسته من رو اجابت كرد و آوردم اينجا
الوعده وفا
.
ميتونم بگم من قبلش اصلا نگرش درستي درباره لاغري نداشتم .لاغري رو براي از ما بهترون ميدونستم و بلا استثناء هر فرد لاغري كه در مسير زندگيم قرار ميگرفت رو مثل انسان هاي برتر ميديدم..
الان ديگه اونها رو برتر نميبينم و خودم رو برتر ميبينم كه انقدر پشتكار داشتم انقدر ذهن قوي اي داشتم ..اينهمه اطلاعات جمع كردم توي سرم.من كه اينهمه توانايي دارم حتما لاغر ميشم
.
اهميت هماهنگي روح و ذهن غير قابل انكار هست .چون اين دو كه با يكديگر هم جهت بشن ما شگفتي ساز ميشيم ..هر دو كه در يك راستا حركت كنن ديگه نياز نيست تلاشي بكنيم براي اينكه جلوي خودمون رو بگيريم در مواجهه با غذا.
روح ما، متناسب بودن رو براي ما برگزيده همانطور كه در متن اشاره شد اگر غير از اين بود امكان نداشت ما هدايت بشيم به اين مسير.
همه ما تجربياتي داريم از اينكه اتفاقي توي زندگيمون افتاده و بعدش كه همه مهره ها رو گذاشتيم كنار هم ديديم انگار از قبل همه اش برنامه ريزي شده بوده …الانم درباره لاغري با ذهن همش برنامه ريزي شده ست ..روح ما اصلا نيازي به رژيم نداره ..خودش خودكار ميدونه چطور عمل كنه كه ما طبق برنامه متناسب بمونيم .
.
نقش استمرار براي لاغري با ذهن مثل اينه كه همه مواد قرمه سبزي رو ريختيم توي قابلمه ولي گاز رو روشن نكرديم …اگر بهترين مواد غذايي رو تهيه كرديم ، بهترين قابلمه ..ولي تا وقتي گاز رو روشن نكنيم و بهش زمان نديم براي پخت ، انگار خودمون رو گذاشتيم سر كار ، هيچ تغييري در اون مواد غذايي رخ نمي ده.
هر چي كه فايل گوش بديم همه اش ميشه آماده كردن مواد قرمه سبزي..هر چه كه كامنت بنويسم ميه خريدن بهترين قابلمه مناسب ..وقتي به قدر كافي اين كارها رو كرديم جسم شروع ميكنه به لاغر شدم..از اونجا به بعد ما زير گاز رو روشن كرديم و هي به قابلمه در حال جوش سر ميزنيم يه بار نمكش رو ميچشيم كه كم و زياد نباشه ..يه بار ليمو اماني بهش اضافه ميكنيم ..يه بار لعابش رو چك ميكنيم خيلي پر آب نباشه ..خلاصه همينطوري سر ميزنيم به باورهاي چاقيمون و يكي يكي پيداشون ميكنيم و ذهن رو پاك ميكنيم تا جسم ما متناسب بودن رو در خودش نمايش بده.
.
لاغري با ذهن ،ذهن رو خالي ميكنه از مقاومت ها…
به ذهن ياد ميده هر چي قبلا شنيدي اشتباه بوده ..غذاها گناهي ندارن..ژنتيك من بي نقصه ..من عصبي بشم نياز به پر خوردي ندارم با يه ليوان آب و هواي تازه آروم ميشم ..من شيريني ببينم اگر بدنم بگه ميخورم اگر نگه به زور چون كيك تولد هست نمي خورم ..چون شيريني شب عيد هست نمي خورم ..چون تازه ست نمي خورم ..چون ميخوام غذام هضم بشه نميخورم
وقتي يكي يكي اين باورهاي جديد رو به ذهن نشون بديم و در يادگيري استمرار داشته باشم ، ذهن ما مقاومتش كم ميشه و آروم ميشه..آروم كه بشه حالا روح دست به كار ميشه و شروع ميكنه به متناسب كردن ما ..و نتيجه دلخواه رقم ميخوره .
.سپاس براي اين فايل عالي
نشان های دریافت شده
سلام همه ما دوران چاقی روباسختی گذروندیم بارژیم ورزش ودمنوش ولی لاغرنشدیم چراچون فرمول مغزماچاقی بوده هی تکرارکردن براما که چاقی ارثیه وبیماری وماهمونو تومغزذخیره کردیم تااومدیم لاغربشیم اون نجوای ذهنی ما هی سروصداکردتونمیتونی توبی ارزه ایی وروح وجسم هماهنگ نیست روح ودهن وجسم برهم برتری نداره روح مادوست داره مالاغربشیم ولی جسم مانه ذهن خوداگاه یاشیطانی همیشه نجواش این بوده نه مالاغرنمیشیم روح وذهن وقتی هماهنگ بشه وجسم ماشروع میکنه به لاغری درواقع روح مامیدونه لاغرمیشیم این مسیر بسیارلذت بخشه نه سختی داره نه اعصاب خوردی نه گرسنگی نه بی حس وحالی بدون اینکه متوجه بشیم چربی ها اب میشه
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام ۶۱ هماهنگی روح و جسم
من که تا قبل ورود به سایت هیچی در مورد روح و ذهن نمیدونستم
بک درصد هم بهش فکر نمیکردم که چاقی من از طریق ذهن هست و فکر نمیکردم که چرا هر کاری میکنم لاغر نمیشم چرا لاغر میشم چند کیلو ولی باز دوباره بر میگرده .چرا برا همیشه لاغر نمیشم تنها دلیل من برای این همه سوال این بود که من اراده قوی ندارم درست انجام نمیدم فکر میکردم شکمو هستم و خیلی طاقت گرسنگی را ندارم آخه باید خیلی گرسنگی میکشیدم برای وچون من این کار ها را انجام نمیدادم پس باید چاق بمونم اما وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم فهمیدم داستان چیه که این فایل فوق العاده مثل سایر فایلها قضیه را روشن تر کرد که روح و ذهن من هماهنگ نبودن روح هیچ وقت کار اشتباهی نمیکنه روح میگه تو میتونی ولی ذهن میگه نه تو نمیتونی تو بی اراده ای و برای همین چون این دو بخش هماهنگ نبودن یعنی در اصل اون جنگ اعصاب من که همیشه داشتم این دوبخش بودن ولی من بخش سوم که جسم بیچاره خودم بود را با ورزش و رژیم و قحطی که استاد خوب اشاره کردن نباید جسم را تحت قحطی غذا قرار بدین من این کارو با جسم میکردم ونمیدونستم که جسم من نمایشگر است ووقتی توسط یکی از دوستان به سایت معرفی شدم یه جایی دیگه روح من تسلیم ذهن شده بود و از خدا خواست که یه راهی بهش نشون بده که هدایت شدم به سایت فکری و دارم یاد میگیرم لاغر شدن و هر روز با تمرین و استمرار داشتن با آرامش مثل الان که ساعت ۷صبح بلند شدم اول دارم تمرین مینویسم تو سکوت مطلق بعد برم سراغ کارهای دیگه .
مرسی از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
با سلام و ادب
این جلسه خیلی خیلی عالی بود
اصلا یه «آهان یافتم» خاصی برای من بود
هماهنگی بین روح و ذهن
من توی دوره عشق و مودت حسابی این رو شنیده بودم و فکر میکردم کامل فهمیدم، ولی امشب که فایل رو گوش دادم و مخصوصا متن رو خواندم، یهو انگار همه چیز برام واضح شد، انگار تازه فهمیدم چی به چی بوده و منظور چی بوده. نمیدونم از کدوم بخش یا جمله ولی میدونم یهو فعمیدم، یهو درک کردم.
«هیچ وقت نمیتونی با رنج گرسنگی به لذت تناسب اندام برسی»
اگر ذهن ما آروم و تسلیم باشه، روح ما خودش ما رو هدایت میکنه به مسیر درست، مثل هدایت به سایت.یعنی این هدایت زمانی صورت گرفته که ما تسلیم بودیم و اجازه دادیم روح ما رو هدایت کنه.چون روح ما ارتباط داره با کاینات و جهان هستی.
وای بچه هاوقتی درک کنیم روح ما تمایل به تناسب داره، و تناسب حالت اصلی جسم ماست که برای روحمون در نظر گرفته شده، تازه میفهمیم هر باوری که تناسب رو غیر ممکن یا سخت میدونه اشتباهه. هر باوری. هر باوری.هر باوری که چاقی رو طبیعی بدونه اشتباهه، هر باوری. حتی اگه اون باور رو یه دکتر گفته باشه، یا همه اجدادمون گفته باشن، یا همه متخصصین تغذیه گفته باشند.اون باور غلطه، حتی اگه کلی دلیل و مثال براش داشته باشیم.
این جلسه عالی بود
ممنون از شما و این همه آگاهی عالی
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز از خواندن دیدگاهتون خیلی خوشم اومد چون منم همین نظر را تا قبل گوش دادن به این فایلها داشتم .
نشان های دریافت شده
فایل ۶۱ هماهنگی روح و ذهن برای لاغری
سلام بر روشن فکران راه لاغری با ذهن
همینجا جا داره از روح عزیزم تشکر کنم وقتی فایل رو گوش میدادم متوجه شدم اگه این روح خدایی درونم نبود معلوم نبود این ذهن مملو افکار چاقی قرار بود منو تا کجاها بکشاند
خدا پدرو مادرت رو بیامرزه ای روح الهی درون من
روحت شاد باشه به زمین دست میزنی طلا بشه
ای ذهن قدیم شیطانی من دیدی قدرت روح الهی درون من رو ، دیدی چطوری مچتو گرفتم جلوی اسب تازانت رو گرفتم مگه شهر هرته همه رو داری گول میزنی چاق میکنی وسوسه به خوردن میکنی آدمو از لاغر شدن ناامید میکنی و همش بیخ گوش مون وزوز میکردی تو نمیتونی لاغر بشی خودتو نکش هزار دفعه خواستی و نشد
دیدی با تسلیم خدا شدن ،خدای مهربونم منو به کجا هدایت کرد
جایی که من با روح قشنگم آشنا شدم
جوونه زدم روح زندگی شادی انرژی در من دمیده شدم
اصلا یجوری قدرت و امید گرفتم که دیگه حرفای ناامید کننده ی تو برام پوچ و بی معنا شده بهت میخندم
و حالا که دیدی دیگه حریف من نمیشی اومدی تو زمین بازی ما و با روحم همسو و هم بازی شدی ناقلا
اشکالی نداره من الان باهات آشتی کردم چون تورو هم مسیر با روحم یافتم و پرقدرت و با سرعت تمام پامو رو گاز فشار میدم تا به آرزوی تناسب اندام قشنگم برسم
همون چیزی که خدا وروحم منو اون شکلی میخواد
همون شکلی که آسایش و آرامش و حق انتخاب های بیشتری در زندگی خواهم داشت
مثل پرنده مثل پروانه ای شدم که از پیله درومدم و حس پرواز دارم
چنان روحم با همسو شدن تو باهاش احساس سبکی میکنه که منو داره به بالاها میبره
اومدم اینجا برای لاغری
هم دارم لاغر میشم بواسطه ی این همسو شدن ذهن و روحم با جسمم و آثارش در جسمم هویدا شده
و هم دارم به سمت خدا سبک بال پیش میرم
حالا لذتی بالاتر از تناسب اندام هم داره نصیب این دل من میشه
خدایا کرمت رو شکر تو دیگه کی هستی
ببین چقدر منو دوست داری که هم تناسب اندام نصیبم کردی هم منو به خودت هر روز نزدیکتر کردی
چنان آگاهی ها بر درون من هر روز میباره که زبانم بند میاد
هیچ کسی رو هم اطرافم ندارم درموردش حرف بزنم
کسی تو این وادی باید باشه تا درک کنه من چی میگم
لبریز از احساس آرامش میشم لبریز از حس شکرگزاری میشم تو همه چیز تورو میبینم و بعضی وقتا اشک ناخودآگاه سرازیر میشه
خدایا قلبم از ذوق وجود تو داره می ترکه چقدر من شور و شوق و شعف درونی دارم
جوری شده که دیگه یه فایل در روز گوش دادن برام کم شده
چون از دنیای مجازی و یکسری آدمها کمی فاصله گرفتم و وقتم بیشتر برای حضور در این بهشت باز شده
فایل های استاد رو با جان دل گووووووووش میکنم بعضی وقتا تا پنج بار هم شده یه فایل رو گوش دادم و بعد شروع به نوشتن احساساتم و آگاهی های دریافتیم کردم
حس متناسب شدن زیباست و ما همه عاشق تناسب اندام هستیم
شاید قبلا عوامل بیرونی مثل جلب توجه بیشتر همسر هم جزو دلایل دوست داشتن لاغریم بود
ولی الان قضیه فرق کرده الان عاشق خودم شدم خودمو دوست دارم
بعضی وقتا رو به آینه با اون کوچولوی درونم که از چشمام پیداست و شیطونه و دلش رقص و جوک و آواز شاد میخواد حرف میزنم خودمو بغل میکنم
اونقدری به خودم مهر میدم که محتاج محبت از بیرون نباشم وابستگیم به آدمها داره کمتر میشه
من با خدای درونم کافی هستیم برای عشق بازی
حتی گاهی میخوام از شدت ادراک آگاهی ها شعر بگم
پرده ها چقدر قشنگ از جلوی چشمانم کنار میرن که من حتی بال یه کفشدوزک رو میبینم
من چشمان یاکریم و گنجشکها رو میبینم
من صدای گنجشکها رو که از من غذا میخوان میشنوم
من صدای خدا رو در درونم میشنوم
اصلا بعضی چیزها رو انگار برای بار اوله میبینم
شاید سالها قبل منم مثل خیلی هاتون سه شیفت کار میکردم و تنها دغدغه م تهیه خونه و ماشین و ویلا بود
ازون مرحله گذر کردم دیگه اونا رو دارم تا حدی اومدم یه مرحله بالاتر و بعدش همینطوری بالاتر
و الان به قلب رسیدم به جایگاه آرامش روحم
به سکون رسیدم چنان مغزم بعضی وقتا ساکت میشه و دیگه مخمخه ای درش نیست که خدا رو احساس میکنم
دلیل اینهمه شور و شادی اینه
دوست دارم بهمه شادی بدم همه رو خوشحال ببینم
از غر زدن و ناله کردن و اخبار منفی گریزان شدم
یهویی کلی تایم خالی برای مسیرم باز شد
تی وی رسانه ها ی منفی آدمهای موج منفی کنار رفتند و من شایسته ی قرار گرفتن در این مسیر بهشتی شدم
نمیدونم استاد روشن رو چطوری خدا وارد زندگیم کرد
هر وقت فایلی رو پلی میکنم لبخند و صورت بشاش استاد پرتاب میشه به صورتم
انگار یجورایی خدا بهم لبخند میزنه
میگه دیدی دستت رو گرفتم وقتی از ته دل منو صدا زدی وقتی از همه جا ناامید شدی
حالا تو هر کاری از همین شیوه استفاده میکنم و به خودش توکل محض میکنم و بعد اون کارو حتی اگه به شکست بظاهر منتهی بشه به خودش واگذار میکنم
یه کاری رو شروع کردم که میترسیدم از شروع کردنش
و خدا چنان داره منو تو اون مسیر هم پیش میبره که فعلا برام مثل معجزه میمونه گشایشهاش
بعدا درموردش میگم
سلام مژگان خانم مثل همیشه عالی بود خیلی ممنون از دیدگاهتون خیلی خوشحالم دوست متناسب من