🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمیذاره لاغر شی؟ نه ارادهست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهانتره: افکار چاق کننده!
☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بیصدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.
مثل یه برنامهی مخفی اجرا میشن و ما رو به سمت چاقی میکشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل میشیم.
✂️ اگه میخوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.
وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا میکنه… 🧘♀️🌱
🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!
تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمیخواستی بری؟ 😐
ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمیکنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیمهای شکستخورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش میکنه!
و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓
ولی یه خبر خوب:
ما آدمها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحتتر میتونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡
اضافهوزن هم یکی از چالشهای مهم زندگیه، و روبهرو شدن باهاش، شجاعانهترین کاریه که میتونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸♀️
🏃♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر میده.
اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهنمون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.
🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودیهای تکراری برنامهریزی میشه. یعنی چی؟
یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش میکنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.
و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!
👀 وقتی خوب نگاه کنیم، میبینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع میشه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!
🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما میشن و کمکم اونقدر تکرار میشن که تبدیل میشن به افکار چاق کننده.
و این فکرها، مثل برنامهنویسی ناخودآگاه، شروع میکنن به ساختن بدن ما… 📡
👨👩👧👦 زندگی در کنار خانوادهای که چاق هستن:
از همون بچگی، شنیدن جملههایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمهات میشی” باعث میشه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.
🧑🤝🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:
تو جمعهایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت میشه، ناخودآگاه مغز ما پر میشه از پیامهای تکراری که پایهی افکار چاق کننده رو میسازن.
📺 رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی توصیههای پزشک:
وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق میشی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق میشی” قرار بگیریم، کمکم ذهن ناخودآگاهمون باور میکنه که چاقی سرنوشت ماست.
📚 حتی اطلاعات علمی
دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمونها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوتتره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.
و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!
🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل میشن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه میخواد به انتظاراتمون پاسخ بده…
چه بخوایم، چه نخوایم!
📌 مثلاً کسی که از چاق شدن میترسه، مدام دربارهش فکر میکنه، و همین ترس تبدیل میشه به مرور افکار چاق کننده.
یا کسی که به خاطر لاغریاش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی بهعنوان یه راهحل نگاه کنه.
🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع میکنه به تغییر رفتارها، انتخابها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن
خیلی از ما فکر میکنیم چاقی یهویی اومده! 😕
اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همهمون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!
📌 این مسیر بهسادگی اینطوریه:
ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکلگیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶♂️ ← چاق شدن
اول همهچیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.
🗣 این افکار کمکم میشن گفتار روزمرهمون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون میدن.
🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون میره:
بیشتر روشهای لاغری (از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا) از آخر مسیر شروع میکنن! یعنی میخوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖
در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!
🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:
افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅
انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅
گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅
رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅
و در نهایت…
🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت میکنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.
🧘♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاقکننده
یکی از بهترین و دلنشینترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاقکننده، خواندن نوشتهها و تجربههای واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشتهها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل میکنند که به شما کمک میکنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاقکننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر میکردم چاقتر میشم و هر بار که روی ترازو میرفتم، عدد بالاتری میدیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد میکرد.
فکر میکردم چرا نمیتونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاقکننده مثل یه سایه کنارم بودن.
هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان میاومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق میشم». حتی وقتی تهدیگ سفره رو میخوردم، همزمان فکر میکردم چاقتر میشم، ولی دلم نمیخواست ازش بگذرم!
صبحها که دیر بیدار میشدم، فکر میکردم کمتحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا میخوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو میخوردم.
ما با دوستها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف میزدیم: تیروئید، ژنتیک، بیتحرکی… و با اینکه همه این تحلیلها رو داشتیم، نمیدونستیم داریم افکار چاقکنندهمون رو بیشتر تقویت میکنیم!
بعد از کلی تلاش بیفایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.
حرفهاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایلهای رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.
اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم و مثل همیشه زیاد میخوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم میگفت چطوری میخوای لاغر شی وقتی اینقدر میخوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.
بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هلههوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم میگفت «بس کن» و کمکم این پیام قویتر شد.
شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرینها رو انجام دادم و کمکم نشانههای تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفشهام بزرگتر شدن، انگشترم راحتتر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.
بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.
الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.
وقتی افکار چاقکننده رو با فایلهای استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشتهها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨
برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جوابها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.
- نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلیتون چیه؟
- با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
- انتظار چاقی یا چاقتر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
- به نظرت چرا روشهای مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمیرسن؟
- با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحلهای و علمی شرح بده.
- لاغری با ذهن چطور به تو کمک میکنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟
اینجا جاییه که میتونی حرف دلت رو بزنی و همزمان از تجربههای دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.28 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سپاس، بسیار فایل آموزنده ای بود همه را یادداشت کردم و هر روز با خود مراحل را یاداوری میکنم . در خصوص تمام مسائل زندگیم مطمئنم کمک به فهم بیشتر و عمل درست میشود.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان گلم.به به خیلی عالی و ساده این موضوع رو توضیح دادید چقدر مثال قابل لمسی رو بیان کردید.
دقیقا ما اول به چاقی فکر کردیم و ترسیدیم و بعد به همه گفتیم که داریم چاق میشیم و بعد به گفتارمون تبدیل شد و بعد به رفتارمون تبدیل شد وبعد به جسم.و چه پروسه ای داشتیم برای تخریب جسم و روح خودمون .والان باید از همون مسیر دور بزنیم و بروسه ای رو از افکار شروع کنیم تا به سلامتی و تناسب اندام برسیم.و لاغری با ذهن صحیح ترین راه هست و من مطمونم که به هدفم میرسم و به سلامتی و تندرستی دست پیدا میکنم.خدایااا سپاسگزارم برای این مسیر زیبااااا.
نشان های دریافت شده
سلام وقتتون بخیر
استاد عزیز مثل همیشه عالی بود…. سپاسگزارم….مختصر و مفید …من این فایل رو در پوشه ویس های مورد علاقه ام گذاشتم که بیشتر تکرار بشه برام .برای تمام زندگیم ازش استفاده کنم
خداروشکر میکنم که در مسیر صحیح قرار دارم و آرامش دارم و بدنم هم همراهم شده و حاصل تفکرات این مدت دوره را در بدنم میبینم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
یه فایل کوتاه اما خیلی پرمحتوا ومفید بود واقعا سپاسگذاریم
منکه شخصا تمام اموزه های لاغری را در بقیه ی مسائل زندگیم استفاده میکنم و قدم به قدم نه تنها لاغری را به دست میارم بلکه کل زندگیم زیباترمیشه و درکل زندگیم به موفقیت های زیادی دست پیدا میکنم
یه چیزی که به ذهنم رسید این بود که چقدر خوبه که افکارمنفی که به سراغمون میان تا زمانیکه در حد همون فکر هستن از بینشون ببریم و نذاریم به کلام و واقعیت برسه
اینجوری خیلی از مشکلات دیگه اصلا به وجود نمیان که انقدر ادم عذاب بکشه براحل کردنشون
خیلی ممنون استاد
نشان های دریافت شده
چقدر از نوشتتون لذت بردم
نشان های دریافت شده
خیلی ممنون🌷🌷
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
اینکه ادم هرچی توی ذهنش هست به کلام و بعد جسم و واقعیت اون تبدیل میشه واقعا درست و به جا هست و من موردهای زیادی ار این فکر کردنها رو داشتم و الان که بهش فکر میکنم میبینم همش به واسطه فکر من بوده .
اول از چاقی و لاغری شروع میکنم یکی از اشناهای من که اون هم تیرویید داره و خیلی شدید چتقی رو براساس تیرویید میدونه چند سال پیش به یک کلینیک لاغری رفت اونجا حتی براش مقدار چربی و اب و وزن و استخوان واین حرفها رو براش اندازه میگرفتن وبهش یک رژیم دادند و خوب خیلی پایبند رژیم بود و به جرات میتونم بگم شاید در کل رژیم ۴ ،۵ بار بیشتر رژیم خودش رو نشکسته اون هم فقط نوع غذاش عوض شده و زیاد تر از رژیم نمیخورد و خیلی لاغر شد تا اینکه مشکلاتی براش پیش اومد و دیگه پیش اون دکتر نرفت و کم کم طبق برنامه رژیمی غذا نخورد ولی همچنان هم کم میخوره روغن زیاد استفاده نمیکنه ،شیرینی نمیخوره ،میوه مثلا در حد یکی دو تا توی روز میخوره و کلا مراقب که زیاده روی نکنه و واقعا هم زیاده روی نمیکنه اما به خاطر اینکه همیشه توی فکرش اینه که دیگه رژیم نمیگیره و خوب کم کاری تیروئید هم داره متاسفانه دوباره خیلی چاق شده و برعکس من دیگه فکر نمیکنم که چاقیم به خازر تیروئیدم هست و خدایش همه چیز میخورم و حتی بعضی جاها زیاده روی هم میکنم .البته خیلی کمتر از قبل ولی با این حال خیلی خوب لاغر شدم .
من بچه ام حساسیت داره و اوایل پاییز و اوایل بهار خیلی مریض میشه و من همیشه اول بهار و پاییز همیشه میترسیدم و فکر میکردم کا حااا دوباره مریض میشه و چیکار کنم .
امسال خوب هم طرز تفکرم خیلی عوض شده و هم له خاطر کرونا اصلا فکر این نبودم که حااا مریض میشه و چون به خازر این اوضاع میترسیدم بخوام ببرمش مطب پزشک و به لطف خدا اصلا اصلا بچه ام حتی یک حساسیت کوچیک هم نشون نداد چون اون حساسیت و بیماریهای قبلش رو اصلا توی ذهنم مرور نکردم ،و بهش فکر نکردم .
و کلا الان میبینم که برای هر چیزی اول توی ذهنم یه چیزهایی مرور میشه .مثلا اگه بچه ام دور خونه رو بهم بریزه .وقتهایی که از قبلش توی فکرم اون شلوغبها رو تجزیه تحلیل کنم و توی مغزم بگم چقدر اینجاها به هم ریخته اس حتما بعدش سر بچه ام داد میزنم و اون فکر اینطوری به کلامم تبدیل میشه اما وقتی اون شلوغیها رو ببینم و توی ذهنم سریع بگم بابا اشکال نداره بچه اس ،حااا ده دقیقه ای میشه جمعش کرد و اینجور حرفها هیچ وقت دادی زده نمیشه .
و چقدر خوبه که ما بتونیم به فکر و ذهن خودمون تسلط کافی و کامل پیدا کنیم .و البته مطمئن هستم که این اتفاق می افته ،چون هنین الان هم خیلی خوب شدم قبل وقتی با کسی بحثی چیزی پیش میومد هی اون حرفها ،خاطداو قبلی ،رفتارها و همه چیز توی فکرم دور دور میزد و حاام و بد میکرد و باعث تنشهای بیشتر میشد اما ااان تا یه مشکلی پیش میاد یاد حرف استاد می افتم توی یکی از اموزشها که این یه قطار بود و حالم خوب میشه و بیخیال همه چیز میشم و دیگه موضوع فیصله پیدا میکنه .
ممنونم استاد 😊🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام،چقدر عالی این مسیر رو توضیح دادین استاد،دقیقا همه ما این مسیر رو برعکس طی کردیم و همه میخواستیم با فشار بر جسم باورزش ،رژیم و…به تناسب برسیم در حالیکه کاملا برعکسه و باید اول از افکار شروع کنیم ،بسیار خوشحالم که با هدایت خدای عزیزم در این مسیر سبز دارم حرکت میکنم وعضوی از خانواده پر نشاط و با انگیزه تناسب فکری هستم❤
نشان های دریافت شده
من دیگه اینو به وضوح باور کردم که تغییرات باید از ذهن و فکر شروع شود نه جسم ! ما همیشه با رژیم های مختلف و ورزشها جسممون و شکنجه می دادیم و ماندگار نبود برای مدت محدودی! ولی الان توی این یک سال من کلی تغییر کردم !
مثلا چند وقتیه که من از بشقاب کوچیک استفاده می کنم دیشب هم که می خواستم شام بخورم همینطور با اینکه غذام خیلی نبود ولی یه دفعه اون صحبتی که شما کرده بودین قبلا اگه مزه غذا عوض شه و غیره یه دفعه یه قاشق فقط مونده بود ولی فرشته درونم یه ندا داد ولی شیطونه می گفت فقط یه قاشق اخه سریع بشقاب و گذاشتم کنار و دستمالم و گذاشتم روش !
فقط از همین طریق ذهن که می تونیم لاغر شیم هیچ راه دیگه ای نیست که همیشگی باشه و همه چی هم بتونیم بخوریم !
ممنون استاد تمام این صحبتهای شما تو ذهن آدم حک می شه و یه موقع ها آدم یادش میاد که الان باید این رفتار رو داشته باشه
نشان های دریافت شده
روز ۶۵تکرار
سلام
منم از سنین خیلی کم صحبتای زیادی شنیدم در مورد چاقی،عوارض چاقی،دلایل چاقی ،جالبه مثلا وقتی با خالم ودخترخاله هام یا اقوام جمع میشدیم یا هنوزم جمع میشیم ،همیشه صحبتاشون در مورد شکست وناتوانی وبی اعتمادبنفسی وترس ونگرانیه ،صحبتاییکه احساس بدی بهم دست میده ،احساس ضعیف بودن میکنم و دوست ندارم تو جمع های اینجوری باشم ،البته منم قبلا همپای اونا میگفتم،ولی ۲سالی میشه که مدل فکر کردنم تغییر کرده وذهنم برای شنیدن بعضی از جنس های کلمات بهم آلارم میده
دقیقا از دوران کودکی زیاد شنیدم که ما ارثی ومادرزادی چاق هستیم ویادمه واسه خودشون دلیل هم میوردن که دیگه باید بپذیرن این موضوعو ،وجالبه واسم خواهرم که خیلی لاغر بود بین اونهمه آدم چاق ،نظر منو جلب میکرد که چرا اون لاغره ؟
منم پر از باورهایی هستم که زیاد شنیدمشون و باید تغییرشون بدم
حالا واسم یه سئوال پیش اومده
که وقتی ما یه فکری داریم وبعد به گفتار ما تبدیل میشه واون انرژی به ماده تبدیل میشه وبعد بصورت یک اتفاق ظاهر میشه وهمه میدونیم گفتار وکلام خیلی مهمه ،،و ما برای تغییر اون فرمول اشتباه مجدد باید یه فکر درست بسازیم وبعدش با کلام بگیم ودلیل منطقی واسش بیاریم وتکرار کنیم تا به یک فرمول تبدیل بشه ،در اصل کلام وتکرار مهمه ،،،پس چرا خیلی ها با کلمات تاکیدی مخالف هستن؟ جملات تاکیدی هم تکرار جملاتیه که میخواییم تغییرشون بدیم ،هر چند میگن باید جملات تاکیدیو با حس بگی ولی برای من سئوال شده
نشان های دریافت شده
استاد اینو میدونم که خداوند وجهان فقط با احساس وارتعاشی که داریم کار میکنه ولی در اصل تغییر باورها اول از فکر وکلام وبعدش از احساسی که در ما بوجود میاد کار میکنه ،در اصل قبل از احساس ما فکر کردیم وشاید کلامیو استفاده کردیم وبعد احساسش کردیم ولی چشم حتما پیدا میکنم ومیخونم
نشان های دریافت شده
سلام وقت همگی بخیر
استاد خیلی عالی توضیح دادید درسهای خوبی از شما یاد میگیریم من خیلی تغییر کردم وقتی ب فکرهام نگاه میکنم دیگه زیاد خبری از چاقی نیست نه بهش فکر میکنم نه در موردش صحبت میکنم در رفتارم تغییرات خوبی اتفاق افتاده زیاده روی در خوردن هایم خیلی کمتر شده کمتر از قبل هله هوله میخورم وی جورایی مثل ادمی ک ایزایمر گرفته تصاویر خوراکی ها کمرنگ شده و این مسئله برام خیلی جالبه گاهی اوقات یادم میره نهار بخورم چون سرگرم تمرینات میشم ولذت میبرم از این همه تغییر ک درمن بوجود امده استاد سپاسگذارم
دیروز حال روحی خوبی نداشتم حسابی افسرده بودم میخواستم گریه کنم ولی جلوی خودمو گرفتم ک کسی ناراحت نشه وقتی دقت کردم دیدم اون خوردن های بی مورد برگشته اولش سعی کردم جلوشو بگیرم ولی ترسیدیم یادم اومد ک اگه ی روزهایی ب هر دلیلی حالمون خوب نبود ودچار خوردنهای بی مورد شدیم نترسیم ب خودمون فرصت بدیم باهاش مبارزه نکنیم بهش پیله نکنیم وسخت نگیرم باهاش کنار اومدم وامروز صبح شکر خدا حالم خیلی بهتر بود وبافایل صبح گاهی َشروع کردم ومشغول تمرینات شدم شکر خدای بزرگ وامیدوارم همه چیز دوباره روبراه بشه چون من یاد گرفتم چطوری حال خودم را تغییر بدم ومنتظر کسی یا چیزی نباشم تا در من تغییر ایجاد کنه
استاد روشن مثال تلویزون خیلی عالی بود مثل همیشه از شما سپاسگذارم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام. واقعا از این فایل و مثال هاش لذت بردم. خیلی منطقیه واقعا. اگر عمیق بشیم میبینیم که واقعا چاق شدن ما از فکر ما آغاز شده حتی اول به لاغری فکر کردیم و بعد با این دوره آشنا شدیم. جسم هیچ گونه اختیاری نداره که بخواد ما رو چاق کنه یا لاغر مثل اینکه ما از آبدارچی یک شرکت بخوایم درخواست ما رو امضاء کنه و باهاش موافقت کنه. خب اون نمیتونه هرچه قدر پول بهش بدیم، التماسش کنیم زور بگیم نمیتونه و حتی اگر امضاء کنه اون برگه هیچ گونه اعتباری نداره و کسی بهش اهمیت نمیده.
در چاقی رئیس شرکت ، ذهن ما هستش و آبدارچی جسم ما. که ما به زور ازش میخواستیم تغییر کنه اونم هرچی سریعتر که خب نشده و نمیشه مگه اول بریم پیش رئیس نامه ی ما رو امضا کنه اونوقت هرتغییری امکان پذیره. این برداشتی بود که من از این فایل داشتم و خیلی ازش لذت بردم.
نشان های دریافت شده
چقدر از مثال ابدارچی لذت بردم 👏👏👏