0

باورهای مخرب مانع لاغری

باورهای مخرب مانع لاغری
اندازه متن

«چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو سال‌ها به همه می‌گفتم؛ به همکارهام، به فامیل، حتی به کسایی که هیچ سؤالی درباره‌ی وزنم نپرسیده بودن. اون موقع فکر می‌کردم دارم یه واقعیت رو تعریف می‌کنم، ولی امروز می‌دونم که داشتم یکی از محکم‌ترین باورهای مخرب مانع لاغری رو هر روز در ذهنم تکرار می‌کردم و تثبیتش می‌کردم.

جالب اینکه با همین جمله، هم شکست‌هام رو توجیه می‌کردم و هم ته دلم هنوز امید داشتم که یه روزی لاغر بشم. یعنی از یه طرف به خودم و دیگران می‌گفتم لاغر شدن برای من ممکن نیست، و از طرف دیگه هر چند ماه یه رژیم جدید شروع می‌کردم. این دوتا با هم جور درنمیومدن و نتیجه‌اش هم معلوم بود: هر رژیمی که شروع می‌کردم، بعد از مدتی به همون نقطه‌ی اول برمی‌گشتم.

احتمالاً شما هم تجربه‌های مشابه من داشتید. هر بار که تصمیم گرفتی لاغر بشی، با شوق شروع کردی، ولی بعد از مدتی دوباره همه‌چیز به حالت اول برگشته. اون موقع معمولاً خودت رو سرزنش می‌کنی و فکر می‌کنی اراده‌ات ضعیفه؛ در حالی که مشکل اصلی در میزان غذا خوردن یا ورزش کردن نیست، بلکه در ذهن ناخودآگاهه.

در این جلسه می‌خوام درباره‌ی چیزی حرف بزنم که اسمش رو «زبان چاقی» گذاشتم؛ یعنی جمله‌هایی که ما آدم‌های چاق مشترکاً به کار می‌بریم و بدون اینکه بفهمیم، ما رو چاق نگه می‌دارن. چهار تا از رایج‌ترین‌هاشون رو با هم بررسی می‌کنیم و آخر مقاله هم یه تمرین ساده گذاشتم که با اون بتونی این جمله‌ها رو در ذهن خودت پیدا کنی. اگه هنوز با این مسیر آشنا نیستی، پیشنهاد می‌کنم از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزنی.

🧠 قدرت ذهن ناخودآگاه و «زبان چاقی»

شاید بزرگ‌ترین سؤال هر کسی که اضافه‌وزن داره این باشه: چرا با وجود رژیم‌های سخت و ورزش‌های طاقت‌فرسا، دوباره به وزن قبلی برمی‌گردیم؟ جوابش ساده‌ست: نتیجه‌ی نهایی رفتار ما رو ذهن ناخودآگاه تعیین می‌کنه، نه تصمیم‌های آگاهانه‌مون.

باورهای مخرب مانع لاغری در ذهن ناخودآگاه

تلاش‌های آگاهانه، مثل کم خوردن یا زیاد دویدن، فقط در یه بخش کوچیک از وجود ما اثر دارن. ولی اگه در ذهن ناخودآگاه ما چاق موندن یا لاغر نشدن یه «چیز منطقی» تعریف شده باشه، همه‌ی تلاش‌های آگاهانه‌مون دیر یا زود شکست می‌خورن. چون ذهن ناخودآگاه هیچ‌وقت خسته نمی‌شه، ولی اراده‌ی ما بعد از چند روز یا چند هفته تموم می‌شه.

وقتی من با روش لاغری با ذهن و اصلاح همین باورها لاغر شدم و بعدش شروع کردم به آموزش دادن این مسیر، متوجه یه شباهت عجیب بین فکرهای همه‌ی آدم‌های چاق شدم. هر کسی که حرف‌های منو می‌شنید یا می‌خوند، برام می‌نوشت: «من هم دقیقاً همین فکرها و همین عادت‌ها رو دارم!» انگار همه‌ی ما یه کتاب مشترک خونده بودیم.

دلیل اینکه حرف‌های من به دل خیلی‌ها می‌شینه اینه که ما از یه زبان مشترک استفاده می‌کنیم؛ زبانی که اسمش رو زبان چاقی گذاشتم. درست مثل وقتی که دو نفر فارسی‌زبان حرف همدیگه رو راحت‌تر می‌فهمن، ما چاق‌ها هم چون به این زبان مسلطیم، همدیگه رو خیلی عمیق درک می‌کنیم. ولی همین زبان مشترک، همون چیزیه که ما رو چاق نگه داشته.

ضرب‌المثل‌های «زبان چاقی»

این زبان چاقی در واقع همون باورهای مخرب مانع لاغری هستن که در ذهن ناخودآگاه ما حکم ضرب‌المثل پیدا کردن. ضرب‌المثل‌ها رو کسی زیر سؤال نمی‌بره، چون از بچگی شنیدیم‌شون و همه قبول‌شون دارن. این باورها هم اون‌قدر برامون بدیهی شدن که اصلاً به درست بودن‌شون شک نمی‌کنیم.

من این حرف‌هایی که بارها و بارها شنیدیم و گفتیم رو «فرمول ذهنی» یا «فرمول چاقی» تعریف کردم. این فرمول‌ها از راه شنیدن وارد ذهن می‌شن و از راه تکرار تثبیت می‌شن. هرچقدر هم آدم‌هایی که این حرف‌ها رو ازشون شنیدیم برامون عزیزتر و قابل‌اعتمادتر بوده باشن، مثل پدر و مادر و فامیل نزدیک، این فرمول‌ها محکم‌تر در ذهن ما می‌شینن.

من و تو برای چاقی خودمون دلیل‌هایی داریم که به نظرمون کاملاً منطقی و درست میان. تا وقتی این ضرب‌المثل‌های چاقی رو اصلاح نکنیم، هر تلاشی برای لاغری، در برابر منطق قوی ذهن ناخودآگاه شکست می‌خوره.

🔍 بررسی ۴ ضرب‌المثل رایج زبان چاقی

در این بخش چهار تا از رایج‌ترین باورهای مخرب مانع لاغری رو با هم بررسی می‌کنیم و توضیح می‌دم هر کدوم چطور زندگی ما رو تحت تأثیر قرار داده. سعی کن موقع خوندن، صادقانه از خودت بپرسی کدوم‌شون رو خودت هم بارها گفتی.

ضرب‌المثل‌های زبان چاقی و باورهای مخرب مانع لاغری

ضرب‌المثل اول: «چاقی ارثی و ژنتیکیه» 🧬

این رایج‌ترین ضرب‌المثل زبان چاقیه و تقریباً هر کسی که اضافه‌وزن داره، حداقل یه بار گفتتش. من خودم که هر روز می‌گفتم. وقتی با تمام وجود به این باور اعتقاد داری، ذهن ناخودآگاهت یه دستور خیلی روشن دریافت می‌کنه: «لاغری برای من ممکن نیست، چون در خون من نیست.»

این باور به ما اجازه می‌ده مسئولیت چاقی رو به گردن ژن‌ها بندازیم و خودمون رو از تلاش برای تغییر معاف کنیم. برای همین یکی از قوی‌ترین باورهای مخرب مانع لاغریه و دلیل شکست خیلی از آدم‌ها در رژیم‌ها و تلاش‌هاشون برای لاغری محسوب می‌شه. ناخودآگاه باور کردی که هرچقدر هم کم بخوری، آخرش ژنتیک برنده‌ست؛ پس چرا ادامه بدی؟

یه سؤال ساده هست که منو به فکر انداخت: اگه چاقی کاملاً ارثیه، چرا در همون خانواده‌ای که همه از چاقی ارثی حرف می‌زنن، بعضی‌ها متناسبن؟ و چرا من خودم بعد از این‌همه سال، با تغییر ذهنم لاغر شدم، در حالی که ژن‌هام هیچ تغییری نکرده بودن؟

اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که قبول کردم صددرصد مسئول چاقی و اشتها و پرخوری خودم هستم. غذاها، متابولیسم و ژنتیک رو از فهرست مقصرها بیرون گذاشتم. این کار اولش سخت بود، چون دیگه بهونه‌ای نداشتم؛ ولی دقیقاً از همون لحظه بود که تغییر واقعی شروع شد. چون تا وقتی مقصر یه چیز بیرون از توئه، تو هیچ قدرتی برای تغییرش نداری.

ضرب‌المثل دوم: «مواد شیمیایی و افزودنی‌های غذا منو چاق کردن» 🧪

خیلی از ما یکی از دلیل‌های چاقی‌مون رو مواد نگه‌دارنده، هورمون‌ها و افزودنی‌های شیمیایی غذاها می‌دونیم. ما درباره‌ی اثر این مواد روی بدنمون تعریف‌های ترسناکی در ذهنمون ساختیم: «این مواد سوخت‌وساز بدن منو خراب کردن و من دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»

این باور هم یه توجیه عالی برای فرار از مسئولیته. با این باور، تو خودت رو یه قربانی بی‌گناه می‌بینی که صنایع غذایی مسمومش کردن. ولی یه سؤال ساده این باور رو زیر سؤال می‌بره: اگه مشکل از مواد شیمیاییه، پس چرا آدم‌های دیگه‌ای که دقیقاً همون غذاها رو می‌خورن، چاق نمی‌شن؟

من در دوران چاقی خیلی از غذاها رو چاق‌کننده و مضر می‌دونستم و با این حال می‌خوردم‌شون، اون هم با عذاب وجدان و با عجله. ولی دوست‌های متناسبم که در همون مهمونی یا همون رستوران کنارم بودن، همون غذاها رو بدون هیچ نگرانی می‌خوردن، وقتی سیر می‌شدن دست می‌کشیدن و چاق هم نمی‌شدن. فرق ما در غذا نبود؛ فرق ما در نگاهی بود که به غذا داشتیم.

در لاغری با ذهن غذاها رو به چاق‌کننده و لاغرکننده تقسیم نمی‌کنیم. موضوع اصلی همیشه نگرش ما به غذاست. وقتی ذهنت یه غذا رو «سم» یا «چاق‌کننده» می‌دونه و باز هم می‌خوریش، همون ترس و عذاب وجدان باعث می‌شه بیشتر و سریع‌تر بخوری و از خوردنش هم لذت نبری.

باور استعداد چاقی یکی از باورهای مخرب مانع لاغری

ضرب‌المثل سوم: «من استعداد چاقی دارم» 😔

این یکی برای من خیلی شخصیه. اعتراف می‌کنم حتی الان که دارم درباره‌اش می‌نویسم، یه حس ناخوشایند سراغم میاد. آخه من خیلی به این باور اعتقاد داشتم و هزاران بار هم به دیگران گفته بودم و هم از اطرافیانم شنیده بودم: «رضا استعداد چاقی داره!» این یکی از قوی‌ترین باورهای مخرب مانع لاغری در ذهن من بود.

این باور اون‌قدر در من قوی بود که همیشه یکی از گله‌هام از خدا این بود: «خدایا! این چه استعدادی بود به من دادی؟!» حتی برای خندوندن دیگران هم بارها گفته بودم که من از این‌همه استعداد مختلف، فقط استعداد چاقی رو دارم. این شوخی رو هر بار که تکرار می‌کردم، بقیه می‌خندیدن، ولی ذهن ناخودآگاه من شوخی سرش نمی‌شد و هر بار اون رو جدی‌تر ثبت می‌کرد.

حالا تصور کن ترکیب باور «چاقی ژنتیکیه» با باور «من استعداد چاقی دارم» چه دستور قوی‌ای به ذهن ناخودآگاه می‌ده: «تلاش نکن، تو محکومی به چاقی!» با این دستور، باورت می‌شه که چاق شدن برای تو راحت‌تر از بقیه‌ست؛ برای همین رژیم رو زودتر رها می‌کنی و به بهونه‌ی «استعداد» دست از تلاش می‌کشی.

اگه تو هم چنین شوخی یا جمله‌ای درباره‌ی خودت داری، پیشنهادم اینه که دیگه تکرارش نکنی. هر وقت هم کسی جلوت گفت «تو که استعداد چاقی داری»، در ذهنت جواب بده: «من دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم.» همین تغییر کوچیک در کلمه‌ها، کم‌کم جای اون ضرب‌المثل قدیمی رو می‌گیره.

ضرب‌المثل چهارم: «من فعالیتم کمه» 🛋️

این هم از اون باورهاییه که باعث می‌شه هرچقدر هم برای لاغری تلاش جسمی کنی، نتیجه‌ای نگیری. فکر می‌کنم همه‌ی آدم‌های چاق حداقل یه بار تصمیم گرفتن با ورزش کردن و بیشتر کردن فعالیت بدنی متناسب بشن. ولی تقریباً همه‌شون یا موفق نشدن، یا اگه وزنی کم کردن، به‌راحتی دوباره برگشت.

این باور تو رو به سمت تلاش طاقت‌فرسا می‌بره؛ یعنی فکر می‌کنی برای لاغری باید عرق بریزی و جون بکنی. اگه ذهن ناخودآگاهت باور داشته باشه که برای لاغری باید «خیلی کار کرد»، هر بار که فعالیتت کمی کم بشه، ذهن سریع دستور برگشت به وزن قبلی رو صادر می‌کنه. به همین دلیله که خیلی‌ها به‌محض اینکه چند روز باشگاه نمی‌رن، حس می‌کنن دارن چاق می‌شن و واقعاً هم وزن‌شون بالا می‌ره.

مقایسه با آدم‌های متناسب اینجا خیلی کمک می‌کنه. همه‌ی ما آدم‌هایی رو می‌شناسیم که سال‌هاست متناسبن، در حالی که نه باشگاه می‌رن و نه برنامه‌ی ورزشی خاصی دارن. اون‌ها هیچ‌وقت به خودشون نمی‌گن «من فعالیتم کمه، پس چاق می‌شم»؛ چون این فرمول اصلاً در ذهن‌شون نوشته نشده. در لاغری با ذهن یاد می‌گیریم که برای لاغر شدن به تلاش جسمی بیش از حد نیاز نداریم و بدن ما هم مثل بدن اونا می‌تونه بدون جنگیدن، متناسب بمونه. برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی این باور، مطلب باورهای اشتباه درباره‌ی لاغری با ذهن رو هم بخون.

تغییر زبان چاقی به زبان تناسب و اصلاح باورهای مخرب مانع لاغری

🗣️ چطور «زبان چاقی» رو به «زبان لاغری» تغییر بدیم؟

همون‌طور که من سال‌ها به زبانی که منو چاق کرده بود مسلط بودم و مثل تو اضافه‌وزن داشتم، حالا تو هم می‌تونی کم‌کم به «زبان تناسب» مسلط بشی؛ زبانی که من در این مسیر یاد گرفتم. این کار با جایگزین کردن ضرب‌المثل‌های چاقی با جمله‌هایی انجام می‌شه که در جهت درست، یعنی مخالف چاقی، هستن.

ولی یه نکته‌ی خیلی مهم اینجا هست. قرار نیست جمله‌های بزرگ و شعاری مثل «من بدن فوق‌العاده‌ای دارم» رو به خودت بگی. ذهنی که سال‌ها با زبان چاقی حرف زده، این جمله‌ها رو باور نمی‌کنه و حتی ممکنه مسخره‌ات کنه. من خودم اوایل این مسیر بارها این رو تجربه کردم؛ ذهنم بهم می‌گفت «تو لاغر بشو نیستی» و یادم می‌انداخت که چند روز گذشته و هیچ تغییری نکردم.

جوابی که من به ذهنم می‌دادم ساده و واقعی بود: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم و وقتی به اندازه‌ی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر می‌ذاره.» این جمله رو ذهنم نمی‌تونست رد کنه، چون دروغ نبود. من واقعاً داشتم یاد می‌گرفتم.

برای هر کدوم از اون چهار ضرب‌المثل هم می‌شه یه جمله‌ی جایگزین ساده و واقعی پیدا کرد. به‌جای «چاقی من ارثیه» بگو «من مسئول بدن خودمم و دارم تغییرش رو یاد می‌گیرم». به‌جای «مواد شیمیایی منو چاق کردن» بگو «آدم‌های متناسب هم همین غذاها رو می‌خورن؛ فرق ما در نگاه‌مونه». به‌جای «من استعداد چاقی دارم» بگو «من استعداد یاد گرفتن دارم». و به‌جای «من فعالیتم کمه» بگو «خیلی از آدم‌های متناسب هم ورزش نمی‌کنن؛ لاغری من به ذهنم بستگی داره». این جمله‌ها شعار نیستن؛ واقعیت‌هایی هستن که ذهنت می‌تونه قبول‌شون کنه.

رمز تغییر باورها: تکرار و تکرار و تکرار

تغییر باورهای مخرب مانع لاغری یه‌شبه اتفاق نمی‌افته. همون‌طور که این باورها با سال‌ها شنیدن و گفتن در ذهن ما تثبیت شدن، جمله‌های جدید هم باید بارها و بارها تکرار بشن تا جای قبلی‌ها رو بگیرن. ذهن ناخودآگاه با تکرار برنامه‌ریزی می‌شه؛ چه برنامه‌ی چاقی، چه برنامه‌ی لاغری.

من هنوز هم گاهی می‌بینم یکی از اون جمله‌های قدیمی تو ذهنم مرور می‌شه. فرقش با قبل اینه که الان می‌شناسمش و بهش گوش نمی‌دم. لاغری با ذهن به تکرار و تداوم نیاز داره تا جایی که همه‌ی واکنش‌های ما کم‌کم از فرمول‌های لاغری پیروی کنن. برای همین اگه یه روز دیدی دوباره همون جمله‌ی قدیمی رو گفتی، خودت رو سرزنش نکن؛ فقط متوجهش شو و جمله‌ی جدید رو جایگزینش کن.

✍️ تمرین: ضرب‌المثل‌های چاقی ذهنت رو پیدا کن

  1. یه هفته هر وقت درباره‌ی وزن، غذا یا بدنت حرفی زدی یا در ذهنت فکری کردی، اون جمله رو دقیقاً همون‌طور که گفتی در گوشی یا دفترت یادداشت کن.
  2. آخر هفته به جمله‌ها نگاه کن و اون‌هایی رو که بیشتر از بقیه تکرار شدن، علامت بزن. این‌ها ضرب‌المثل‌های چاقی ذهن تو هستن.
  3. کنار هر جمله بنویس اولین بار از کی شنیدیش؛ پدر، مادر، یه فامیل یا یه دوست. این کار بهت نشون می‌ده این باور از کجا وارد ذهنت شده.
  4. برای هر کدوم یه جمله‌ی جایگزین ساده و واقعی بنویس که ذهنت بتونه قبولش کنه؛ مثل همون نمونه‌هایی که بالاتر گفتم.
  5. هر بار که دیدی دوباره جمله‌ی قدیمی رو گفتی یا بهش فکر کردی، بلافاصله جمله‌ی جدید رو در ذهنت بگو. لازم نیست باورش کنی؛ فقط تکرارش کن.

این تمرین رو جدی بگیر؛ احتمالاً تعجب می‌کنی که چقدر در طول روز این جمله‌ها رو به خودت و دیگران می‌گی. همین که این جمله‌ها رو ببینی، نصف راه رو رفتی؛ چون باوری که دیده نشه، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من یه جمله‌ی تکراری درباره‌ی چاقی‌ات داشتی که همیشه به دیگران می‌گفتی؟ اون جمله چی بود و از کی شنیده بودیش؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، جمله‌ی جایگزینی که برای باورهای مخرب مانع لاغری خودت نوشتی رو هم با ما در میون بذار. شاید جمله‌ی تو به یه نفر دیگه کمک کنه.

اگه آماده‌ای که این چهار باور و بقیه‌ی باورهای مخرب مانع لاغری رو در ذهنت پیدا کنی و جایگزین کنی، دوره‌ی لاغری با ذهن پیشرفته با تمرین‌های عملی و قدم‌به‌قدم کمکت می‌کنه تا انبوه این باورها رو شناسایی کنی و با باورهای درست و متناسب‌کننده جایگزین کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

باورهای مخرب مانع لاغری یعنی چی؟

جمله‌هایی که سال‌ها درباره‌ی چاقی شنیدیم و گفتیم، مثل «چاقی من ارثیه» یا «من استعداد چاقی دارم»، و حالا در ذهن ناخودآگاه حکم ضرب‌المثل پیدا کردن. این باورها بدون اینکه متوجه بشیم، هر تلاشی برای لاغری رو بی‌اثر می‌کنن.

چرا با وجود رژیم و ورزش دوباره چاق می‌شم؟

چون رژیم و ورزش با ذهن آگاه کار می‌کنن، ولی رفتار نهایی رو ذهن ناخودآگاه تعیین می‌کنه. تا وقتی در ذهن ناخودآگاه چاق موندن یه چیز منطقی تعریف شده باشه، وزن دیر یا زود برمی‌گرده.

آیا واقعاً چاقی ارثی نیست؟

ممکنه زمینه‌هایی در خانواده‌ها مشترک باشه، ولی باور «چاقی من ارثیه» خودش بیشترین ضرر رو می‌زنه؛ چون مسئولیت رو از تو می‌گیره و ذهنت رو از تلاش معاف می‌کنه. خیلی‌ها در همون خانواده‌ها متناسبن.

چطور یه باور مخرب رو تغییر بدم؟

اول باید ببینیش؛ یعنی جمله‌هایی که درباره‌ی وزنت می‌گی رو یادداشت کنی. بعد برای هر کدوم یه جمله‌ی جایگزین ساده و واقعی بنویسی و هر بار که جمله‌ی قدیمی اومد، جمله‌ی جدید رو تکرار کنی تا کم‌کم جاش رو بگیره.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.59 از 32 رای

https://tanasobefekri.net/?p=51318
9 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۴/۰۹/۰۸ ۱۰:۵۲
      مدت عضویت: 2093 روز
      امتیاز کاربر: 11050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,153 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️ ❤️ 

      سلام 👋 

      باورهای مخرب مانع لاغری می‌شوند 

      تمرین آموزشی ✍️ ✍️ ✍️ 

      از خوندن نوشته های ارزشمند این بخش همراه با گوش دادن به موسیقی آرامش بخش لذت بردم 

      و قبل از هر چیز همین جا از استاد عزیز به خاطر حس خوبی که دریافت کردم تشکر میکنم 

      منم ضرب المثل های زیادی در مورد چاقی از بچگی یاد گرفتم و در ذهنم ذخیره و نهادینه شده بودند و یه سری هاشونو در این مسیر یاد گرفتم که بر طرف کنم مثل چاقی من ارثی و ژنتیکی این باور در ذهن من خیلی قدرتمند بود چون این جمله رو بارها و  بارها از زبون اطرافیان شنیده و بسیار تا دلتون بخواد الگو دیده بودم و دیگه اطمینان و یقین قلبی داشتم که چاقی من ارثیه و اصلا دست من نیست و من هیچ کاری از دستم بر نمیاد و باید با این درد  بسوزم و بسازم ولی در این مسیر تونستم از این مانع نه به راحتی ولی خب رد بشم چون شکستن این مانع واقعا برای من کار راحتی نبود

      و همون طور که استاد هم در نوشته هاشون قید کردن داشتن استعداد چاقی اینم در ذهن من خیلی پر رنگ بود از بس که شنیده بودم ما خانوادگی استعداد چاقی داریم این جمله بسیار در بین افراد چاق تکرار میشه نه تنها دربین افراد چاق بلکه ورد زبون همه هست مثلا من دو تا دختر دارم که اونا کاملا متناسب هستند و یه دونه پسر دارم که اون چاقه و هرکی از فامیل و دوست و اشنا بچه های منو میبینن اولین چیزی که میگن اینه که دخترات اندام شون خوبه ولی پسرت تپله مواظبش باش که از این چاقتر نشه چون این مثل دخترات نیست این استعداد چاقی داره و راحت تر چاق میشه

       من میگم بابا همه شون از یه سفره غذا میخورن مواد غذایی یکیه ، نان یکیه ، غذاشون یکیه اونا میگن خب عزیزم دخترات استعداد چاقی ندارن اونا ارث شون به خانواده ی شوهرت رفتند ولی پسرت استعداد چاقی داره این یکی ارثش به خانواده ی خودت رفته 

      من حتی جمله ی داشتن استعداد چاق و لاغری رو از زبون دکترا هم شنیدم که فلانی چاقه چون اون استعداد چاقی داره ، اون یکی لاغره چون اون استعداد لاغری داره

      خب این شنیده ها مخصوصا از زبون افرادی که از لحاظ علمی سطح سواد بالاتری دارن باعث میشه ذهن آدم این عقاید و راحت تر بپذیره 

      البته این مانع تا حدودی در ذهن من کمرنگ شده و تقریبا میشه گفت دیگه در ذهن من بی اهمیت شده ولی هنوز ازبین نرفته ولی رد شدن ازش برام کار سختی نیست لگدش میکنم و از روش رد میشم 

        و یه سری هم هنوز هستند و صدا شون تو سرم هست 

      مثل اینکه من سوخت و ساز بدنم پایینه و بدنم همیشه سرده و اینکه من به سختی عرق میکنم پس باید همیشه ورزش کنم تا سوخت و ساز بدنم بره بالا ، بدنم داغ بشه تا عرق کنم و در نتیجه چربی هام آب بشن تا بتونم لاغر بشم وگرنه لاغر نمیشم 

      حالا قبلا وضعیت بدتر بود میگفتم با این اوضاع من هر روز چاق تر میشم ولی الان خدارو شکر این جمله رو تغییر دادم و میگم من دیگه با چیزهایی که در این مسیر یاد گرفتم از اینی که هستم چاق تر نمیشم ولی خب دیگه لاغرتر نمیشم یه جورایی انگار که وزنم استپ کرده ، هنوزم عقیده دارم که ورزش باعث لاغری میشه

      این مانع در ذهنم هنوز کم رنگ نشده و سر و صداش تو سرم خاموش نشده شاید یکی از دلایل این باشه که همسرم من خیلی متناسبه خب کنار منه من دارم هر روز میبینمش و زمانی که روزهای تعطیل خونه ست و داره تو کارهای خونه به من کمک میکنه من میبینم که خیلی عرق میکنه و ، وقتی که بهش میگم خوشبحالت چقدر عرق میکنی همین باعث میشه که چربی هات آب بشن و هیچ وقت چاق نشی ولی اون میگه نه بابا خسته شدم اصلا بدم میاد که این قدر عرق میکنم ، از بس که سوخت و ساز بدنم بالاست کاش که یکم بدنم سرد بود ، عرق نمیکردم یکم چاق تر میشدم یعنی همسرم عقیده داره که سوخت و ساز بدنش بالاست ، بدنش همیشه داغه و همین باعث میشه که وقتی مشغول انجام کاری میشه به شدت عرق میکنه و این موضوع رو اصلا به لاغری ربط نمیده اون عقیده داره که سیستم بدنش اینطوریه که لاغر باشه و اصلا چاق نمیشه و لاغری شو به هیچ چیز دیگه ای ربط نمیده ولی من که ذهنم هنوز چاقه  تو ذهنم میگم نه اون چون سوخت و ساز بدنش بالاست بخاطر همین بدنش همیشه داغه و این باعث میشه با کوچکترین فعالیتی عرق کنه پس همه ی چربی هاش اب میشن و هر چیزی هم که بخوره اب میکنه و به راحتی لاغر میشه و همیشه لاغره و هیچ وقت چاق نمیشه چون استعداد چاقی هم نداره 

      در نتیجه فعل و انفعالات بدن اونو با بدن خودم مقایسه میکنم و با خودم میگم چون من سوخت و ساز بدنم پایینه و بدنم همیشه سرده و به سختی عرق میکنم به خاطر همین راحت لاغر نمیشم  پس من باید حسابی فعالیت فزیکی داشته باشم یا همیشه ورزش کنم که بدنم داغ بشه تا چربی هام اب بشن بلکه لاغر بشم

      و این مانع در ذهنم هست که ورزش باعث میشه سوخت و ساز بدن بره بالا و بدن و گرم میکنه و بدن که گرم بشه فرد عرق میریزه در نتیجه چربی ها اب میشن و آدم لاغر میشه 

      شایدم چون بدنم همیشه سرده و به ندرت عرق میکنم  این افکار به ذهنم میاد  

        ولی با مطالب جدیدی که امروز خوندم خیلی آگاه تر شدم  و یاد گرفتم که بدن ما هوشمنده و این برای همه یکسانه چه افراد چاق و چه افراد لاغر و فرق اینکه اونا لاغرن و ما چاقیم اینه که اونا این سیستم و دستکاری نمی کنند اونا لاغری شون به چیزی ربط نمیدن و من بارها بارها این جمله رو از زبون همسرم که یک فرد متناسبه شنیدم که سیستم بدن من این طوریه من به هیچ عنوان چاق نمیشم من همیشه همینم و الان ۲۳ ساله که من میشناسمش و داریم با هم زندگی می‌کنیم و هنوزم مثل روز اول آشنایی مون روی همون وزن ثابته ولی ما افراد چاق نمیتونیم آروم سر جامون بشینم و مدام این سیستم و دستکاری میکنیم و برای چاقی مون هزار تا دلیل و منطق داریم و چاقی مونو به همه چیز ربط میدیم خب میخواییم اوضاع بدن مون گل و بلبل باشه و ما خوش استایل و متناسب باشیم معلومه نتیجه ی این کار ما باعث میشه که این سیستم دچار مشکل بشه و درست عمل نکنه و ما چاق باشیم و تو این چرخه ی معیوب گیر بیفتیم و مدام درجا بزنیم 

      امروز من چیزهای ارزشمندی یاد گرفتم و این آگاهی ها بسیار به دلم نشست و در گوشیم ذخیره کردم تا سر فرصت روی برگه آچار زیبا و قشنگ بنویسم و یه جایی جلوی دید بزارم تا هر روز بخونم تا ملکه‌ی دهنم بشن استاد بازم ممنون از زحمات تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید