بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


عرض سلام و ادب و احترام به همه ی دوستان
منم مثل بقیه دوستان بهانه های زیادی برای چاقی داشتم از جمله سوخت و ساز پایین . افزایش سن . چاقی ارثی .بی تحرکی . که با گوش دادن به این فایل پر محتوا دیگه جای هیچ بهانه ای نیست. واستاد انقدر خوب بهانه ها را تجزیه تحلیل کردن و بعد هم رد کردن که واقعا قانع شدم که همه ی اینها بهانه است و شاید هم راهی برای فرار کردن از لاغر شدن .وحالا فهمیدم که برای لاغری باید تلاش کنم چاقی را از ذهنم پاک کنم فرمول های ذهنم را عوص کنم امیدوارم در این راه با عنایت خدا و کمک استاد و دوستان همراه موفق باشم
با تشکر از استاد گرامی. موفق و پیروز باشید
نشان های دریافت شده
من بهانه هایم را نوشتم برای همه توانستم دلایل منطقی بیاورم الا اینکه چطور وقتی سیر هستم به خوراکی هایی که میبینم بو میکنم یا لمس میکنم یا دیگران از انها تعریف میکنند بگذرم و اهمیت ندهم هیچ ایده و راه حلی به ذهنم نرسید ….گاهی هنوز این ولع با من همراه است و اینکه از خود بیخود میشوم میرم سر یخچال و کیک و شیرینی یا غذای مانده شب را میخورم نمیدونم چکار کنم لطفا راهنمایی کنید البته من تازه به این سایت پیوستم و هنوز گام اول هستم
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم وقتی سیری و میری سر یخچال چندتا کار میتونی انجام بدی اول از خودت بپرس که الان گرسنمه یا فقط بخاطر اینکه یه چیز خوشمزه دیدی میخوای بخوری؟؟قطعا از خوردن منصرف میشی. از اهرم رنج لذت هم استفاده کن بنویس اگر وقتی سیری غذا نخوری چه اتفاق هایی برات میوفته اگه بخوری چه اتفاق هایی میوفته. خب وقتی سیری نخوری طبیعتا بدنت سلامت تر و به اندام رویایی خودت نزدیکتر میشی. بعد هر موقع سیر بودی دوباره اون اندام رویایی خودتو تجسم کن و بگو من چاقی میخوام یا اندام زیبا را با کمی تمرین همش درست میشه
سلام خسته نباشید من هم بهانه هام زیاد بود مثلا میگفتم مشکلات خانوادگی دارم و همین باعث میشه که عصبی بشم و پر خوری کنم من تنبلم من ارثی چاقم من به خاطر بارداری چاق شدم من به خاطر آمپول ضد بارداری چاق شدم من شیرینی دوست دارم من زیاد برنج میخورم واما الان میدونم که اینها بهانه ای بیش نبود خیلی از آدمها مشکلات خانوادگی دارن و متناسب هستن خیلی ها تنبل هستن ولی متناسب خیلی از متناسب ها شیرینی دوست دارن همه برنج میخورن و تحقیق کردم فهمیدم آمپول ضد بارداری در سال فقط دو کیلو از وزن رو زیاد میکنه ومن بهونه های اشتباهی داشتم ممنون استاد عزیز که مارو راهنمایی میکنند.به ما آگاهی میدهید
به نام خدای بزرگ
با سلام خدمت استاد عزیزم
همیشه میگفتم من نمیتونم برم باشگاه من بچه دارم من استعداد دارم و میگفتم بچه نمیزاره منبرم پیاده روی یا میگفتم همسرم همکاری نمیکنه برای لاغری من
بهانه های احساسی :حوصله نداشتم و خسته بودم کلافه بودم و میگفتم خدا من رو خوب نیافریده خدا باید کسی رو شانسی خوب آفریده باشه و میگفتم دیگه امسال که سال جدیده خودم رو لاغر میکنم سالها گذشت و من نشدم
چون خیلی رژیم گرفته بودم وباشگاه رفتم و قرص خوردم ولی نتوستم لاغر بشم دیگه لاغر شدن برام سخت بود
همیشه تنبل بودم و دوست داشتم راحترین راه رو برای لاغری انتخاب میکردم مثلا میگفتم فقط غذا نخورم و نرم باشگاه و همیشه دوست داشتم کسی بگه بابا ول کن لاغری چیه از زندگیت لذت ببر و من دیگه راحت میشدم که اقدامی نکنم
احساسی که لاغری در من ایجاد میکند بالاتر از حدی هست که من توصیف کنم اینقدر لذت میبردم که لاغر بشم اعتماد به نفس پیدا میکنم
لاغر شدن جسم زیبایی رو من میده و زندگی من رو آرام میکنه من رو از فکر چاقی نجات میده لاغری باعث میشه من با خانواده رفتار بهتری داشته باشم و من رو برای خرید کردن لباس خوشحال میکنه
انشاله به آرزوم برسم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان.
برین سراغ تمرین:۱:اول بگم در گذشته یکی از بهانه های من برای بهتر رانندگی نکردن این بود که همسرم ماشین را میبرد شرکت و من نمیتونم تمرین کنم.ولی از وقتی این بهانه را رها کردم و شبها به تمرین رانندگی پرداختم رانندگی ام واقعا عالی شد. درمورد چاقی و لاغری:من هیچگاه در گذشته به خاطر شکم بزرگم لباسهای نیم تنه نمیپوشیدم و میگفتم وقتی لاغر شدم میپوشم و سالها خودمو از این لذت محروم کرده بودم و بهانه نپوشیدن لباسهای شیک چاقی من بود.وای الان میبینم چه راحت خودمو با یک دلیل بی منطق از همه چیز محروم میکردم. دلایلی که برای لاغر نشدنم نداشتم کم تحرکی ازدواج ارثی بودن و رژیم نگرفتن بود ولی حالا همه آنها را رها کرده ام.
۲,بهانه احساسی:همسرم با من خوب رفتار نمیکند، حوصله ندارم بهانه منطقی:الان هوا سرده الان هوا گرمه الان این غذا خوشمزست و…
تمرینات یکم پیچیده هست یعنی یکم گیج شدم در انجام تمرینات. بهانه احساسی مثلا الان حوصله ندارم خب چرا حوصله نداری چه اتفاق خاصی افتاده که حوصله ندارب خب هیچی.خب پس بهانه ای وجود نداره. دلایل منطقی: الان هوا سرده مثلا برای ورزش کردن خب دوتا لباس بیشتر بپوش یکم راه بری گرم میشه. من واقعا یکی از بهانه هام همین نخریدن دوره ها بود که واقعا واقعا با این فیلم بهانه من برای لاغر نشدن از بین رفت و من با این صد در صد لاغر میشوم.
از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین ایجاد کنید: اول اینکه از دوره های رایگان استفاده میکنم اطمینان دارم که لاغر میشوم و روزی دو ساعت وقت خودم را صرف محتوایات رایگان میکنم و انتظار خرید دوره را از خداوند دارم. از چیزهایی که در حال حاضر دارم لذت میبرم از خانه ام بجای حسرت خوردن چیزهایی که ندارم و درحال زندگی میکنم.
نشان های دریافت شده
سلام روز چهاردهم من
منم همیشه بهانه م این بود که تو خانواده چاقی بدنیا آمدم و پرخوری رفته تو گوشت و خون من و چون پدرو مادر من بالای صد کیلو بودند منم مثل همونا میشم
یعنی فکر میکردم و به خودم القا میکردم که من هر کاری ام کنم ژنتیکی چاقم جالبه دیگران هم همینو بهم میگفتند و بهانه افتاده بود دستم و هی میخوردم و خودمو اینجوری توجیه میکردم
بعد از سرطان هم علت چاقیم رو میتداختم گردن کورتون هایی که بهم تزریق میکردند و شنیده بودم کورتون چاق میکنه و به هر کسی هم میگفتم میگفت حق داری دیگه طفلک و تایید میکرد که کورتون چاق میکنه اینم یه توجیه دیگه برای پرخوری هام بود
مادرم پدرم فوت شدند میانداختم گردن غمی که دارم و پرخوری عصبی م تو اون مدت
با همسرم و خانواده همسرم حرفم میشد رو مخم میرفتند یا با پسرم دعوام میشد میانداختم گردن اونا که اعصابمو خورد میکنند
خلاصه همش دوست داشتم از گردن خودم باز بشه و دنبال مقصر تو بیرون بودم
ولی الان میدونم همش تقصیر خودم بوده خودم با لذت خوردم و اینم نتیجه عملکرد منه
الآنم با لذت میخوام بخورم ولی ایندفعه میخوام با آگاهی ذهنی در کنارش لاغر بشم با لذت و آرامش
و هر روز دارم لاغر میشم از دیدن خودم تو آینه تعجب میکنم که با چه سرعتی رو به تناسبم چقدر سایزم تغییر کرده چقدر میلم و هوس هام تغییر کرده
دیشب مثلا به یکی دو لیس بستنی اکتفا کردم و بقیه شو دادم همسرم خورد
شام دیشب یه لقمه کباب کوبیده بود که با همسرم نصفش کردم و با هم خوردیم هم لذت بردم و هم تو مسیر لاغری با ذهنم بدون عذاب بدون رژیم بدون ورزش و براحتی آب خوردن
نشان های دریافت شده
منم بهانه های زیادی رو سالهای سال با خودم حمل میکنم اینکه ژنتیکیه چاقیم چون زیاد میخوابمچون فعالیت ندارمچون صبا دیر پا میشمچون از بچگی تپل بودم.
تمرین گام دوم
بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.
هدف : لاغری و سبک غذایی سلامت بهانه ها:بهانه هایی از این دست که چون الان فصل امتحانات است پس عادیست که از استرس زیاد بیشتر غذا بخورم؛ یا چون اراده ندارم پس نمی توانم لاغر شوم، حتما باید باشگاه بروم، حتما باید رژیم خاصی از متخصص خاصی دریافت کنم، رژیم غذایی سلامت هزینه ی زیادی دارد، سالم غذا خوردن سخت است، من بی تحرک هستم و تحرک و ورزش سخت است، حالا مگر چند بار این رستوران می آییم، یک روز بیش از حد غذا خوردن که هزار روز نمی شود و…همچنین از طرفی بهانه هایی از جنس ترس از موفقیت! مثل اینکه اگر لاغر بشوم و زشت بشوم چه؟!لاغری ممکن است خطرناک باشد!لاغری ممکن است باعث شود کم بنیه شوم اگر لاغر بشوم و بگویند تپل بودی بهتر بود چه؟!و…
بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.
بهانه های احساسی و منطقی به طور کلی۱.ترس از لاغر شدن ۲.احساس تنبلی برای ادامه ی مسیر سالم بودن۳.احساس عدم لیاقت برای لاغری( چون فکر میکردم باید حتما رژیم غذایی از متخصص دریافت کنم یا به باشگاه خاصی بروم)۴. کار و امتحانات باعث می شود استرس داشته باشم پس حق دارم پرخور باشم !۵.لاغری سخت است چون لاغرها باید تحرک زیاد داشته باشند و تقریبا اصلا غذا نخورند!۶.حالا در ایام نوروز، تعطیلات یا مهمانی هستیم و اشکالی ندارد، از بعد از تعطیلات شروع می کنم!۷.حالا همین یک لقمه ی اضافه که اشکالی ندارد!۸.الان خسته هستم و حال پیاده روی ندارم!۹.اگر این غذا را که تعارف شده بر ندارم ممکن است ناراحت بشوند!و…
رد بهانه ها:۱. لاغر شدن ترس ندارد، این همه آدم سالم و لاغر وزیبا! ۲.من وظیفه دارم برای سلامتی خودم وقت بگذارم و به خودم توجه کنم، هر چقدر که ادامه بدهم به این مسیر، تنبلی کم کم از بین می رود و ساختن عادات خوب زمان می برد پس بهتر از عجول نباشم( گاهی تنبلی من از عجول بودنم نشات میگیرد و با خودم میگویم حالا که زود نمی رسم پس بیخیال!)۳.من لایق وزن متناسب و سلامتی هستم، سلامتی و وزن متناسب حق طبیعی من است! و اصلا متناسب بودن طبیعی است نه چاقی!۴.غذا وسیله ی کنترل احساسات و هیجانات نیست وقتی استرس دارم می توانم نفس عمیق بکشم، قدم بزنم، آب بنوشم، با خانواده صحبت کنم، کتاب بخوانم، به موسیقی گوش بدهم، مدیتیشن کنم؛ به جای اینکه همیشه سراغ یخچال را بگیرم از این بعد تمرین می کنم ذهن آگاه رفتار کنم، کم کم و پیوسته.۵.دلیل لاغر بودن غذا نخوردن و ورزش طاقت فرسا نیست! مهمترین گام ذهن آگاهی و باور به لاغری است!۶.هر روز و هر لحظه وظیفه ی مراقبت از خودم را دارم و از همین لحظه از بدن و سلامتی ام بهتر مراقبت می کنم، قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! اتفاقا یک روز هزار روز می شود! پس چه بهتر که حواس جمع باشم و از فرصت ها برای بهتر شدن استفاده کنم.۷. کاملا تفکر یک لقمه بیشتر، اشکال دارد! وقتی سیر هستم لزومی ندارد که یک لقمه بیشتر غذا بردارم.۸. وقتی خودم دوست دارم پیاده روی کنم و می دانم که حتما حتی با ۱۰۰ قدم درجا زدن در خانه بهتر، حالم می شود پس بهانه بی بهانه!۹. می توانم بگویم ممنون و الان میل ندارم؛ در ضمن من مسئول تمام احساسات دیگران نیستم در وهله ی اول باید از خودم مراقبت کنم بعد احساسات دیگران.
خیلی ممنون از شما
نشان های دریافت شده
سلام به دوست خوبم چقدر خوب تمرین را انجام دادید. من در انجام تمرینات کمی گیج شده بودم ولی با خوندن کامنت شما دقیقا متوجه شدم که منظور تمرین چی هست سپاسگزارم دوست خوبم
سلام و خداقوت
استاد ممنون از اینهمه اطلاعات مفیدتون که در اختیار ما قرار میدهید خدا براتون سلامتی و طول عمر بده
نشان های دریافت شده
سلام من چاقی گذشته خودرا به گردن تیروید کم بودن سوخت وسازبدن ویا ارثی بودن که پدرومادرم چاق بودن منم ازانها ارث بردم همیشه دوست داشتم پرخوری کنم ولی ادم تنبل وبی حس وحال بودم زیاداهل تحرک نبودم باشگاه میرفتم ولی هیچ تاثیری نداشت اگرازدکتربرنامه میگرفتم کامل اجرانمیکردم زیرابی میرفتم میخوردم بعدعذاب وجدان میومدسراغم دوباره وزن برمیگشت ولی به لطف خدا دیگه چاق نیستم وخیلی خوشحالم وازخدای خودم ممنونم