0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

📍 این نوشته، پیش‌نیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونه‌ها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر می‌شیم.

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی…

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی‌های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می‌توان از طریق اصلاح فرمول‌های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 332 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30924
246 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۳ ۲۳:۳۵
      مدت عضویت: 1719 روز
      امتیاز کاربر: 26295 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      خیلی جالب بود این مطالب
      یه جایی نوشته بودید:
      گله و شکایتهای من از خدا تا ۳۵سالگی ادامه داشتکه به لطف خدای مهربان با موضوع قدرت ذهن و تغییر زندگی آشنا شدم.
      منم ۳۵ هستم و خیلی حس جالبی داشتم وقتی این رو گفتید
      انگار از این به بعد گله و شکایت منم تموم میشه 🙂
      شکر خدا منم هدایت شدم.
      این جمله عالیه که هیچ اضافه وزنی در برابر قدرت ذهن توان استقامت و ماندگاری ندارد.
      قدرت ذهن من هر میزان اضافه وزنی را از بین میبرد.
      بازم ممنون از وقتی که گذاشتید استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۰۹:۴۶
      مدت عضویت: 2207 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      بی بهانه 

      یعنی ورود با تعهد برای بودن درهدف و تغییر کردن من ازجمله آدمهایی بودم که همیشه راهی برای شکایت کرد ن ازوضع خودم داشتم ازچاقی ازبیماری و.‌‌..حتی چندباربیشترهم اومدم توی سایت واز اینکه چه اتفاقاتی برام افتاده اینکه تو نوشتن مشکل دارم و حتی درمورداینکه دوره پولی رونتونستم بخرم اما بالاخره میخرم گفتم ودرکل فک کنم هم استاد هم بچه های تواین مسیر گوششون پرشده از این حرفا اماباین حال ازوقتی که ادامه دادم هرچند گاهی واقعا شک میکردم به این که نکنه  من دارم اشتباه میکنم وقتی نوشته های باورساز روشروع کردم به خوندن آروم شدم و کم  کم لاغرشدن برام اینکه عجله کنم براش کمترشد وتونستم بهترباخودم ورفتارهایی که به نظر خودم چاق کننده هست یااشتباهه کناربیام من چندوقت پیش هم نوشته بودم که با تمرین فایل شش دوره‌ی صدگام تونستم سایزکم کنم و تغییر کنم  بعدازکلی ماجرا وگیر کردن  تو نوشتن در سایت وحش بدی که داشتم دوباره شروع کردم و گفتم ادامه میدم درطی تمرینات باورسازبااینکه انجام می دادم و آروم بودم و احساس می‌کردم که لاغرشدم بااینکه کارهایی نکرده بود دم وحتی وقتی که فکرمیکردم باید دوباره بشینم تکرارکنم وبنویسم  توی نوشتن تو دفترحس خوبی بهم دست میداد وبنابراین هرروز می نوشتم اما بااین حال لایوهای استاد وحرف هایی  که استاد می‌گفت روتاحدودی عمل میکردم اما به نوشتن در سایت که می‌رسیدم حس میکردم یه چیزی کمه دوباره نمینوشتم طول میکشید تا دیدکاهم رو در سایت بنویسم چندروز طول میکشید حس اینکه انگاریه چیزی کم دارم و روهمون میموندم بعداز رفتن به فایلهای تغییر زندگی  وایجادشدن تغییرات بازهم به نوشتن دیدگاه درباره ی لاغری یه حسی بهم دست میداد تااینکه چندروزپیش  درمورد اینکه پله به پله آموزش ها باید طی بشه ازشخص عزیزی که ایشون رو دنبال می کنم درلایوش شنیدم  وتصمیم گرفتم که هراموزشی که دارم می بینم به صورت پله به پله واردش بشم تااینکع تعهدمو دوباره درمسیرلاغری من نوشتم و شروع کردم ودوشب پیش من یکی از لباسها مو دنبالش گشتم و ازادو رهابود وقتی پوشیدمش وقتی نگاهش کردم چیزی تقریبا حدود ده کیلو من کم کرده بودم وقتی مقایسش کردم باقبل چون من  وزن نمیکنم فقط داشتم می‌دیدم وباقبل مقایسش میکردم و اون لباس لباسی بود که به خاطر این که چاق بودم و هروقت میپوشیدمش توخونه خجالت می کشیدم و همش میترسیدم کسی بهم درموردچاقیم  تذکربده و رهاش کردم توکمد امابعدازاینکه اونو پوشیدم واقعا شگفت زده شدم اینکه من حتی زیاد هم درمسیرلاغری من ومبانی لاغری هم تانصفه اما وقتی دیدم که چقدرعالی تغییر صورت گرفته دوباره متعهد شدم که این بارواقعا بهونه ای برای تغییرنکردن نداشته باشم و ادامه بدم ولی من نوشته های لاغری باذهن رومیخوندم و فایل ها روتکرارمیکردم اماموضوع این بود که انگار دارم به خودم زور میدم برای لاغری و وقتی تصمیم گرفتم که آروم آروم خودمو رهاکنم در پذیرش  این تمرینات چون من ذباورداشتم اما عجله داشتم برای تغییر کردن والان بعداز پنج ماه من تقریبا ده کیلو   کم کردم وشایدهم بیشترچون اوایل دوره هم وزن کم کردم اما خاطر عجله داشتن به لاغرشدن بهش توجه نمی‌کردم وهمش به اندازه‌ی اضافه وزنم توجه میکردم  . حالادوباره با اطمینان کامل و بدون هیچ بهانه ای تصمیم گرفتم که لاغربشم ولاغر بمونم وخودمو به خداودرک این آگاهی ها می سپارم باتشکر از شما سپاسگزارم واین با ربدون  تقلا تمرین میکنم و ادامه میدم وباحساس خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۶ ۲۳:۵۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      من هم در نامیدی فهمیدم یه چیزی توی ذهنم مشکل هست، ک علی رغم علم به اینکه چاقی مضر هست چرا نمیتونم رژیم بگیرم، وشدیدا لجبازی میکردم باخودمم وبیشتر میخوردم حتی اگه گرسنه نبودم! ک یهو خیلی ناراحت بودم، دعا کردم وتوی نت شروع به گشتن کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatemehamini22101340@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ ۱۴:۳۰
      مدت عضویت: 1742 روز
      امتیاز کاربر: 454 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      با سلام به استادم

      و همچنین سلام به دوستان 

      در این بخش بهانه بی بهانه ، آموختم که از چاقی خود ناراحت و برای چاقی خود هزار و یک دلیل دارم ، اما برای لاغر شدنم بهانه ای ندارم ،  پس میتوانم لاغر شده و از یک هیکل خوب و پوشیدن لباسهای زیبا و ایستادن بدون ترس مقابل آیینه بعد از سالها لذت ببرم 

      تاکنون یاد گرفتم که بپذیرم ، خود مقصر چنین وضعیتی هستم و اکنون در آن اسیرم

      من میتوانم قفل این قفس را ، با استفاده از ذهن باز کنم  و از پرواز لذت وافر ببرم 

      سالیان سال است  ، که در قفسی که خود ساخته ام ، خود را اسیر کرده ام 

      این دامی است که خود گسترده ام

      من آموختم چون خود ، باعث این وضعیت هستم ، پس تنفر از خود بی معناست .

      من آموختم که ، هر چه بیشتر دلیل چاقی ام را کشف کنم آگاهی بیشتری در این زمینه بدست خواهم آورد ، بیشتر متوجه این خواهم بود ، دلیل اصلی چاقی ام تنها خود خودم هستم .

      من یاد گرفتم که مسولیت این وضعیت را بپذیرم ، اگر چه کار سختی است ولی تنها راه نجات پذیرش این موضوع است

      من باید این معادله را حل کنم 

      چاقی = تنفر

      تنفر = چاقی 

      پذیرش چااقی اولین گام در لاغری من خواهد بود شاید ماه ها و سالها طول بکشد اما مهم نیست 

      من سالهاست که چاق هستم ، این زمان روبرو هم ، روی این سالهای گذشته .

      من مطمئن هستم آگاهی های بیشتری بدست خواهم آورد ، من مطمئن هستم ، برکت این مسیر قسمت من هم خواهم شد.

      من باور دارم که از من حرکت و از خدا برکت خواهد بود ،

      من به قول خداوند ایمان دارم .

      پس بهانه های لاغر نشدن را رها خوام کرد و رویای لاغر شدن را به حقیقت تبدیل خواهم کرد.

       و از لحظه های پیش رو لذت خواهم برد .

      با آرزوی سلامتی برای استادم ،

       و شما دوستان همراه ،

      آرزو میکنم کنار تک تک شما همراه خوبی در این راه باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sareh.taherii123@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ ۱۶:۲۸
      مدت عضویت: 1738 روز
      امتیاز کاربر: 492 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام آقای عطا روشن

      من امروز اومدم برای شما بنویسم تا بهتون بگم چطور شد که من امروز به سایت شما هدایت شدم ، سه سال پیش من خیلی چاق بودم تقریبا ۸۰ کیلو ، تصمیم گرفته بودم عمل لیپوماتیک کنم و انجام دادم که بعداز عمل تونستم با رژیم که دکتر به من داد به پنجاه و پنج کیلو برسم (که متاسفانه الان ده کیلو چاق شدم و روحیه خوبی قبل از گوش کردن به حرفه‌ای شما نداشتم) بعد از اینکه عمل کردم با یکی از دوستام حرف میزدم که میگفت زن داداشش خیلی لاغر شده همه چیز میخوره اما هردفعه که میبینیش لاغرتر از قبل شده!خیلی ازش پرس جو کردم که چیکاری کرد که اینجوری شد و اون در پاسخ گفت به فایل صوتی که از شما خریده گوش میکنه و لاغر شده ، من زیاد جدی نشماردم !! تا اینکه چند وقت پیش حال خوبی نداشتم ایمانم خیلی ضعیف شده بود یکی از دوستانم به من پاکدستهای Castbox رو معرفی کرد ،هرروز به پاکدست قدرت من هستم گوش میدادم هر فایل رو روزی چندبار!! اینقدر که خدا رو دوباره تو وجودم در همه جای زندگیم احساس کردم! یه روز که تو آینه داشتم بخودم نگاه میکردم با خستگی ناشی از چاقی گفتم خدایا میشه من لاغر بشم اونقدر که خوردن غذا با لذت به من عذاب وجدان نده؟! خدایا اگه تو بخوای میشه !! تا تیکه یه روز تا Costbox عکس شما رو دیدم ، تو دلم امیدوار بودم که همه برنامه هاتون رو بتونم گوش کنم اما همش باز نمیشد ! پیج اینستاگرام شما رو پیدا کردم و از اونجا وارد وب سایت شما شدم ، وقتی دیدم یه دوره رایگان گذاشتین و در اولین فایل تصویرتون می‌گوید فکر کنید که چطور شد به اینجا هدایت شدید! من خدا رو در صدای شما احساس کردم ! چون خدا دقیقا منو به سایت شما رسوند!! ان هم با شروع یک دور رایگان که هیچ بهانه ای نداشته باشم !! میخوام مثل یه آدم نرمال باشم و بدون فکر کردن به کلمه چاقی از زندگیم لذت ببرم ! میخوام بعد از این با یک هیکل زیبا از خودم لذت ببرم بدون اینکه به کلمه رژیم فکر کنم!من در تمام سالهای دوره نوجوانی و جوانیم رژیم گرفتم!! از هر نوع رژیمی که تصور کنید ( شش ماه فقط ساقه طلایی خوردم با چایی!! شبانه روز !! سی کیلو وزن کم کردم اما همین که شروع میکردم به غذا خوردن عادی دوبرابر میشدم! یا رژیم کانادایی، هر رژیمی که فکر کنیین) الان دیگه نمیتونم بخ اون رژیم‌ها فکر کنم حالم رو بد میکنه!! آرزومه مثل همه غذا بخورم چاق نشم!! دغدغه چاقی نداشته باشم!!! همسرم همش به من میگه تو چاقی و این کابوس من شده ( خودم هم دوست ندارم چاق باشم روحیه ام رو تضعیف میکنه!) امروز خوشحالم که خالق من ، من را لایق این جایگاه دونسته!! و من در صدای شما در بغضی که گلوی شما بود به غیر از صداقت چیزی ندیدم!! پس بسم الله با صد روز رویایی…. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار msh
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۳ ۲۲:۴۱
      مدت عضویت: 1891 روز
      امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

      خیلی لذت بردم از این فایل و تمام بهانه هایی که من داشتم رفع شد با دیدن این فایل 

      همیشه افرادی مثال میزدم واسه چاقی خودم که متناسب بودن و ت دلم میگفتم بابا این فرد متناسب است حالا پرخوری کنه کم تحرک باشه که 

      چی تو چاقی وقتی هم کم تحرک باشی ورزش نکنی چاق میشی باز و خلاصه بگم ذهنم باور نمی کرد 

      همش بهانه می اورد 

      ولی امروز با شنیدن حرفها استاد عطار روشن خیلی به دلم نشست و دیگه ذهنم نتوانست بهانه ای بیاورد و استاد واقعا الگو کاملی هستند که شرایط ما رو داشتند چاق بودن پرخوری ترس کم تحرکی و اضافه وزن بالا سن بالا و با این همه باز تلاش خود رو کردند و نتیجه اش شد این که الان در جایگاه 

      یک الگو و استاد به ما آموزش بدهند و ما باید هر جا ذهن مان باز خواست بهانه بیاره بگیم استاد شرایط بدتر از ما رو داشت الان متناسب شده بدون 

      استاد تنهایی با ازمون خطا موفق شده با قدرت ذهن خودش لاغر بشه چهل کیلو کم کنه

      پس من اینجام همچی اماده است استاد فایل اموزش تجربیات دوستان نتایج دوستان پس چرا باز خودم گول بزنم من این بار امدم یا بمیرم یا لاغر بشم و دیگه با تعهد کامل بدون هیچ بهانه ای مسیرم را شروع میکنم و مطمعنم با عمل پشت کار جز البوم شگفتی سازان قرار خواهم گرفت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره بهجو
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۲ ۱۶:۴۰
      مدت عضویت: 2580 روز
      امتیاز کاربر: 1142 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام استاد

      من ایمان دارم که با این روش متناسب میشم و هیچ شکی برام باقی نموده و در حال حاضر هیچ بهانه ای برای لاغر نشدم ندارم بلکه از اعماق وجودم میخوام که متناسب باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۰۸/۳۰ ۱۱:۵۴
      مدت عضویت: 2604 روز
      امتیاز کاربر: 8533 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام

      اول از همه بگم استاد این تی شرت خیلی بهتون میاد و خیلی این طرح و دوست دارم😊

      من خودم جزء آدم هایی هستم که دنبال بهانم، کاری رو با ذوق شروع میکنم و کم کم از اون هیجان کم میشه و رهاش میکنم و برای توجیه خودم بهانه هایی که ذهنم میاره رو قبول میکنم و سالهاست در این چرخه معیوب انجام ندادن کاری یا نصفه رها کردنش گیر کردم، به خودم قول دادم این بار هر جوری که شده تا تهش برم و عمل هم بکنم وقتی میبینم شما با وجود 3 تا بچه که به خاطر این شرایطت کلی دو ساله مدرسه هم نمیرن و شما هم کارتون تو خونست و یه جورایی شما هم درگیر بچه ها میشید انقدر عالی رو سایت کار میکنید تمرینات خودتونو انجام میدید آشپزی هم میکنید گاهی اوقات، خریدای منزل و انجام میدید و…  میگم ببین تو چرا انقد بیکاری چرا خودتو مشغول کاری که دوست داری نمیکنی چرا واسه رسیدن به اندام زیبایی که آرزوته ذوق نداری با اینکه مطمئنی با این راه هم به آرامش میرسی هم راحت وزن و سایز کم میکنی چرا میزاری ذهنت مشغولت کنه و روزهایی که خدا بهت هدیه داده برای زندگی برای تغییر برای شاد بودن برای لذت بردن رو در افکار منفی و ترس ها و نتوانستن ها از دست میدی؟ استاد من میخوام خدای واقعی رو بشناسم میخوام جزء اون 2 درصد آدم هایی باشم که همه چی رو با هم دارن زیبایی ثروت روابط عالی سلامتی فرزندان سالم تفریحات و…  میدونی من همش فکر میکردم من چون پول دارم خدا یه اندامی بهم نداده که بتونم اون لباسایی که دلم میخواد و بخرم به جاش به اونی داده که انقدی پول نداره که هرچی میخواد بخره و باورم این شده بود که خدا همه چی رو با هم نمیده که، میخوام این خدای بدجنس و با خدایی که میگه تو چی میخوای فقط سفارش بده من کل سلول های بدنت و به خدمتت در میارم تا همونی بشه که تو میخوای عوض کنم، میخوام یه خدای دیگه برا خودم بسازم، آخه این خدا آرامش و ازم گرفته از خودش خواستم هدایتم کنه تا خود واقعیشو بشناسم، نمیخوام حسرت به دل بمیرم، من میتونم با همین اندامم خوشبخت باشم مثل خیلی ها ولی من میخوام هم خوشبخت باشم هم اندام زیبا داشته باشم، من همه چی رو با هم میخوام از خدا که کم نمیشه وقتی یه نفر تو دنیا تونست اندام ایده آل داشته باشه پس همه میتونیم دیگه وگرنه این قانون که تو میتونی هرچیزی رو خلق کنی حتی بدنت رو نقض میشه، حتی یه جا خوندم خدا عاشق بنده هاییه که خودشون جسمشونو خلق میکنن

      بهانه بی بهانه، من الان در بهترین وضعیتم هستم همونجایی ام که باید باشم، خدایا ازت میخوام کمکم کنی سه ماه دیگه یه آدم دیگه باشم با کلی اتفاق و خبرهای خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۵ ۱۹:۰۱
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      سلام بر استاد مهر 

      و ره پویان مسیر زیبایی و شادی و ارزشمندی 

      بهانه بی بهاانه 🤫 چه خوب ذهنمون بازی بلده و واسه هر کاری بهانشو داره ما هم بی فکر و راحت و تنبل گوش می دهیم و بی بهانه بهانه ها را قبول می کنیم !!!

      دقیقا رسالت از نظر من هم وقتی به مسیر زندگیم نگاه می کنم از رنج به وجود آمده و از کودکی شکل گرفته یعنی باید از موضوعی سالها رنج می بردم تا چم و خم کار دستم بیاد و به درکی برسم که در چنین روزهایی بتوانم الگویی باشم برای افرادی که ناشناخته هایی دارند در حیطه موضوع رسالت من …و چه فوق العاده چقدر دوست دارم دقت استاد جان را من همیشه این حس رو دارم نسبت به استاد که عالیه و اون هم اینه که در مسائل ذهنی استاد انگار یک ذره بین هوشمند قوی دارند و خیلی خوب ریز می شوند تو موضوع واقعاا عالیه و تا حدودی این روی من هم تأثیر داشته و خدارا شکر یک کم بهتر و سریعتر می توانم فرمولهای ذهنی ام را تشخیص بدهم …

      مسیر اصلاح فرمولهای ذهنی و البته شناخت قوانین جهان هستی یک شبه طی نمیشه ولی همین که به قول استاد می توانی نسبت به قبل بهتر عمل کنی و لحظات بیشتری در لحظه حال باشی و دغدغه هات دیگه موضوعات سطحی نباشند و راحت تر بپذیری که شرایط اینه و توجه کنی به داشته هات و زندگی کنی شاید آرزوی میلیاردها انسان باشه پس خیلی ارزش داره وقت بزاری برای خودت و حال خوب خودت😍

      من هر وقت حالم بد باشه دیگه میدونم ناشکر هستم دیگه فیلم بازی نمی کنم که زبونی بگم خدایا شکرت چون می دونم دروغ و دورویی هم بهش اضافه میشه 

      سعی می کنم فکر کنم و مسئله را حل کنم 

      و از درون آرامش را جاری کنم 

      من هم سالهای زیادی را بدون فکر گذراندم یک زندگی تکراری که هرروزش تکرار تکرار بود بدون عشق…اولین بار که استادی بهم گفتند در مورد فلان موضوع فکر  

      کنید حتی بلد نبودم فکر کنم چون من فقط سالها یادگرفته بودم که فقط تقلید کنم همه را دانا و خودم را نادان بدانم  ورودی های ذهن من  از طریق چشم و گوش پر شده بود از ترس و ناامنی و پر از عذاب و باعث شده بود اطرافم پر بشه از انسانهای بی هدف که در تمام جنبه های زندگیشون مشکل داشتند و دائم این دلایل را در من تقویت می کردند که زندگی کردن چیزی جز یک جبر بدبختانه نیست ….انقدر دلیل و بهانه داشتم برای چاق بودنم از بی تحرکی و ارث و خواب زیاد و ازدواج و بارداری و اعصاب و دارو و الی آخر به لطف خداوند از پارسال که با سایت تناسب فکری آشنا شدم خیلی هاش در هم شکسته شد خیلی رها شدم ولی صددرصد نیست و الآن موضوع برام اینه که خوردن چاق می کنه خیلی سعی دارم پاکش کنم ولی منفی باف کلی دلیل میاره و موضوع دیگه اینکه منفی باف سایت را کرده برام رژیم میگه تا وقتی تو سایتی لاغری وقتی بری بیرون چاق میشی و اصلا نمی خوام اینطور به این مسیر نگاه کنم خب میگه استاد گفتند بذرها باید آبیاری بشوند وگرنه علف هرز میگیره خلاصه بسیار ظریف وارد میشه شاید به همین دلیل چند ماه این مسیر را رها کردم می خواستم به خودم ثابت کنم که این مسیر رژیم نیست یادگیری هست 🤔باز استاد عزیز اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید..

      این یک قانونه هرزمان شاگرد بخواد فرا بگیره معلمش هم حاضر میشه (من بارها گفتم خدایا تو رب العالمینی تو پرورش دهنده عالمی خودت یادم بده) خود کائنات در لحظه من را متوجه موضوع کرده و یا سریع هدایت شدم به جایی که خدا صلاحم را می دونسته…

      واقعا زیروبم این سایت تو کوچه پس کوچه هاش پر از اطلاعات و آگاهیه من خودم کامل ندیدم خب البته که پرداخت هزینه در کنار پرداخت بها حال خود آدمو خیلی خوب میکنه و نتیجه را عالیتر می کنه و انگیزه و شوق را در وجود متحول می کنه ولی خواستن از اعماق وجود حتی اگر در جزیره ای باشی که هیچ معلم و کتابی نباشه نتیجه داره …این یک ایمانه 

      نفس کشیدن هم رایگانه ولی خیلی ارزشمنده و فردی که کرونا گرفته باشه قیمت هر نفس رو می دونه این دوره ها و هر پیام و نشانه ای که از خدا بهمون میرسه هم قیمتی هستند انقدر ارزشمند هستند که گاهی با یک جمله مسیر چند ساله بیراهه را مستقیم می کنند 

      قلبم داره میگه اینبار نتایجت فوق العاده و چندصدبرابر بهتره و مهمترینش آزادی از بند ذهنه در تمام جنبه های زندگیم من این دوره را هدیه از طرف خدا می دونم خدای من خدای فراوانیه خدای من بدون کاه برام خشت میسازه 

      خدایا شکرت 

      خدایا عاشقتم ♥️

      استاد عزیز بابت تغییرات فوق عالیتون در زمینه شخصیتی و شادابی و جوانی چهره و البته تناسب اندام به شما تبریک عرض می کنم  و بهتون افتخار می کنم و بسیار خدا را شاکرم که هم فرکانس اساتید عشق و عرفان هستم 🙏🏻🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Armita Sediqi
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۲۲:۵۷
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 1813 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

                                به نام خدای هدایتگرم    

      من با گوش دادن به این فایل فهمیدم که..

      اینکه بارها به خودم بگم: چرا من چاقم؟ چرا صورتم زودتر از همه جا بزرگ میشه؟ چرا پول خرید می‌کنم رو ندارم؟ چرا پولدار نیستم؟چرا ماشیم مدل بالا ندارم؟ چرا در شهر بزرگ زندگی نمیکنم و و و….فقط باعث میشه من از لحظه الانم لذت نبرم و یک روز خودم رو تباه کنم.

      **من هم تا همین امروز تمام کارهام رو گذاشته بودم برای بعد از لاغری!!**عکاسی،لباس های رنگ روشن،شلوار جین و…بعد از لاغر شدن!ولی میدونم این نکته ربطی به اضافه وزنم نداره بلکه ربط به عزت نفسم داره.واِلا من ادم های زیادی رو دیدم که چاقن ولی لباس رنگی میپوشن و عکس های زیبایی از خودشون میگیرن! یعنی اونها از خودشون راضی ان؟ معلومه که نه! فقط یاد گرفتن در لحظه زندگی کنن و تمام برنامه های زندگیشون رو برای بعد از لاغری نریزن! اصلا کدوم لاغری؟ کدوم تناسب اندام؟ اونی که معلوم نیست باشه یا نباشههه؟… کدوم فردا….؟

      **نیازی نیست بخاطر چاقی زندگیم رو متوقف کنم**چون من انقدر اهداف و خواسته های بزرگ تر دارم که با توجه و تجسم اونها میتونم احساسم رو عالی کنم چون انقدر پاشنه آشیل دارم که بخوام برای اونها زمان بزارم و موفق بشم تمام زندگی من در جسمم خلاصه نمیشه؛بلکه در شخصیت و جسمم خلاصه میشه..اولویت اول زندگیم لاغری نیست اما یکی از ۱۰ اولویت مهم زندگیم همیشه هست چون من دوست دارم به جسمم احترام بزارم و باهاش محترمانه برخورد کنم! 

      **اگر حالم خوب نیست،سپاسگزار نیستم**حالا هرچقدر که میخوام دفتر شکرگزاری پر کنم هی بگم خدایا شکرت! ولی وقتی حالم خوب نباشه یعنی شکرگزار نیستم! فقط زمانی شکرگزارم که در لحظه زندگی کنم حالم خوب باشه و احساس خوبی داشته باشم.اونوقت میتونم بگم من دختر با ایمانی هستم^^

      **من با چاقی درگیر بودم**

      بله.از اول عمرم با جسمم مشکل داشتم،با اینکه وزنم همیشه دربرابر قدم عالی بود ولی دوست داشتم خیلی لاغر باشم! کلا سلیقه من جسم استخونی میپسنده و هنوز هم همینطورم و عاشق افرادی ام که پوست و استخونن!! چیکار کنم خب؟من که از یاد بردم ولی مامانم میگه همیشه از جسمت خجالت میکشیدی و منو دق دادی..راست میگه تا اونجایی که یادمه همیشه از خودم ناراضی بودم:) خیلی..این نارضایتی زمانی که وارد دبیرستان شدم بیشتر شد! هم سن و سالامو میدیدم که چقدر متناسبن و اونوقت خودمم میدیدم که چقد پُر و درشت اندامم خیلی غصه میخوردم و بهشون حسودیم میشد..وقتی مهمونی میرفتم گوشه گیر و افسرده و پرخاشگر میشدم.اخه اونجا پر از افراد متناسب بود و من دائم درگیر لاغری و چاقی..خیلی بد بود…حسادت ترس عصبانیت و ناشکری قاطی و پاطی بود…

      **هیچ بهانه ای برای چاق موندن ندارم**هرچقدر بیشتر به بهانه های استاد فکر میکنم بیشتر میفهمم که یکی دوتا بهونه های من که چیزی نیستاگه استاد تونسته پس منم میتونماگر شبنم و فریده جون تونستن پس منم میتونم و….من باید لاغر بشم.بهانه ای برای چاق موندن ندارم.از این لحظه به بعد با استمرارم نشون میدم که اطمینان دارم از این روش لاغر میشم.

      **افراد متناسب فکری درباره چاقی ندارن**این صد درصد درسته تصدیقش دوشتِ همکلاسیِ منهبه صورت مصاحبه ازش پرسیدم: وقتی کلمه غذا رو میشنوی چه حسی و دیدگاهی نسبت بهش داریاول کلی تردید داشت و بعد راحت گفت: نمیدونم..تامین نیاز بدن یا ادامه حیات و زندگی!!!من از تعجب دهتم باز مونده بود که بابا قانون داره جواااب میدههههه…..همینههههه…خووودشهدر صورتی که اگر این سوالو از من میپرسیدم میگفتم:راهی برای تپلی و چاق شدن هاهاهابا این جواب دوستم مطمئن شدم که هیچ فرمول چاق نداره! هیییییچی..پاکه پاکه

      متناسب  ها لاغر هستند چون فکر چاقی ندارند؟نهههه..چون فکر چاقی ندارند لاغر هستند.تموم شد و رف

      ** بهونه بی بهونه! **اینکه این دوره رایگانه من نتیجه نمیگیرم و فلان فقط حرفه مفته برعکس انقدر این دوره پُر و عالیه که نتایج عالی ازش میگیرن و گرفتنننن!!! نتیجه اش کلی دوستان دیگه هستن که با همین صدگام چندین سایز کم کردن..ولی خب من باید دوره ورود به سرزمین لاغرهارو در زمان مناسب بخرم و میخرم چون خیلی دوسش دارم و به تک تک اگاهی هاش نیازمندم نگاهی به مبلغش ندارممن فقط اونو میخواممیخوام و به دستش میارمتمااااااااام….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شقایق
        ۱۴۰۰/۰۸/۰۳ ۰۱:۴۹
        مدت عضویت: 2042 روز
        امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 97 کلمه

        سلام دوست خوبم ،
        چقدر دیدگاهت خوب بود ، مخصوصا اون قسمتش که از دوست متناسبت پرسیدی که نظرش راجع به غذا چیه ؟
        چه جواب خوبی داد ، تامین نیاز بدن و منم اضافه میکنم غذا فقط واسه رهایی از قار و قور معده ست همین و بس و دیگه واسه من هیچ نقشی نداره
        این جور دیدگاه ها به غذا از ذهن متناسب تراوش میشه
        وقتی ذهن متناسب بشه غذا در برابرش دیگه هیچ قدرتی نداره ، بی اهمیت بی اهمیت

        ممنون دوست خوبم ، خیلی لذت بردم از دیدگاهت ،
        شاد و متناسب

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم