0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

📍 این نوشته، پیش‌نیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونه‌ها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر می‌شیم.

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی…

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی‌های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می‌توان از طریق اصلاح فرمول‌های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 333 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30924
247 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زینب
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۶:۳۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام ب استاد با اراده و محبوب عزیزم 

      خب من همین دیشب مچ ذهنمو گرفتم خواهرم میخواست بره سرکار 

      کم مونده بود بگم آره برو تازه لاغرم میشی 

      یهو ب خودم اومدم و نگفتم 

      چقد میخ کوب شده در ذهنم ک تحرک باعث لاغری میشه

      در صورتی ک این حرف کاملا اشتباه 

       شمام تو این قسمت گفتین و تاکیید کردین که الان اصلا تحرک آنچنانی ندارین و لاغرم هستین 

      الان من باشگاه میرم ورزشمم سنگین یعنی خیلی به بدن فشار میاد 

      ولی چون همسرم اعتقادی نداره ب راهکارای ذهنی مجبورم باشگاه رو برم تا باهاش درگیر نشم 

      چون قبل اینکه باشگاه برم خیلی غر میزد سرم ک چرا نمیری و اینا 

      من سختم نبود باشگاه رفتن پارسالم رفته بودم و به محض ول کردن چاق تر شدم وزنم رف بالاتر 

      به دلیل عید و جا ب جایی خونمون چند ماهی فاصله افتاده بود بین باشگاهم 

      الانم ی انرژی خوبی هس تو باشگاه خوشم میاد عادت کردم نرم حس بدی پیدا میکنم 

      در کل سعیمو میکنم ک بگم من فقط برای سلامتی و خوش فرم شدن بدم میرم یعنی میرم ک شکل بدنم ک قراره با لاغری با ذهن لاغر بشه رو فرم بدم قشنگ ترش کنم هم تو اجتماعم و دوست پیدا کردمو میگمو میخندم  دیگه این تلقین رو ندارم ک ورزش منو لاغر میکنه 

      میگم بدن من ورزشو دوس داره چونکه باعث میشه جوون تر بمونم کلا هر فوایدی ک ورزش داره دیگه 

      بغیر از لاغری 

      بعدشم ک بعد وارد شدن به این سایت مطمان شدم دلیل چ من ۱۰۰درصد فقط از ذهن من بوده 

      الانم ک ی ریزه جمع تر شدم فقط ب خاطر داشتن اطلاعات جدیدی ک ب ذهنم دادم و خیلی جا دارم خیلی فایل ها هست ک باید گوش بدم و برام تکرار بشه 

      مهم اینه من دیگه افتادم تو مسیر لاغری پس نتایج کاملا شگفت انگیزی در انتظار من خواهد بود 

      واقعیت تا قبل آشنایی تصویر ذهنی لاغری من خیلی سخت در ذهنم شکل میگرف ولی الان خیلی بهتر شدم 

      یکی دیگه از باورهایی ک هست میگن قهوه یا چای سبز سوخت و ساز رو بالا میبرند 

      برا همین همیشه قبل از باشگاه قهوه تلخ میخوردم بدون شکر 

      ولی من باشکر دوس دارم 

      جدیدا زیاد رغبتی ندارم ک بخورم بخورمم طبق عادته 

      چون بهانه سوخت سازی ک پایین باشه یخوایم با چیزی خوردن مثل قهوه اونو بالا ببریم وجود نداره 

      و این فرمول از ذهن ما کاملا رد شدس و ما هممون ب ی اندازه در بدنمون سوخت و ساز داریم 

      لاغری اسان ترین کار دنیاست 

      سبکی بهترین حس دنیاست 

      الهی ب امید تو😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۱/۱۲/۱۳ ۲۱:۲۴
        مدت عضویت: 1342 روز
        امتیاز کاربر: 13170 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 158 کلمه

        سلام زينب جان

        با نظر ت موافقم كه چقدر توي باشگاه به بدنمون فشار مي آريم ..چقدر باوراي غلط توي كله مون كردن كه قهوه سوخت و ساز رو بالا ميبره …من پارسال كه رژيم كتوژنيك رو داشتم و باهاش فست هم ميگرفتم …توي زمان فست فقط قهوه و چايي ميخوردم …بعد از چند ماه اختلالات هورموني رو توي بدنم مشاهده كردم ….در اين حين درباره خواص ماتچا تي هم خونده بودم و شروع كردم به خوردن ماتچا تي هر روز …نگو كه اونم كلي روي هورمون هاي بدن هم تاثير ميگذاشت…سرتو درد نيارم كلا قهوه و ماتچا رو گذاشتم …با اينكه خيلي هر دوتاشو دوست دارم جدا از اينكه سوخت و ساز رو بالا بياره يا نه …اما چون ديدم تغييراتي توي بدنم ايجاد كرده ، ترك كردم هر دو رو تا الان كه چندين ماه هيچ كدوم رو نخوردم احساس ميكنم اون اتفاقات توي بدنم رفع شدن …

        برا آرزوي سلامتي و موفقيت و متناسب شدن رو دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۳:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام سلام

      این قسمت خیلی من رو به فکر فرو برد که واقعا چرا به سختی عادت میکنیم؟

      چرا وقتی میدونیم شرایط برامون مشکله باز هم ادامه میدیم ؟

      چرا تحمل میکنیم اما حاضر نیستیم همون انرژی رو صرف تغییر کنیم؟

      اما چیزی که بهمون تلنگر میشه که هی پاشو پاشو جای تو اینجا نیست  دیدن کسایی هست که خواستن تغییر کنن و حالا دنیاشون رو خودشون ساختن 

      وقتی میبینی یکی دیگه آرزوی تورو زندگی میکنه تازه یادت میاد که اینجا جای تو نیست و تو خواهی توانست زندگیت رو تغییر بدی  

      گاهی از اینکه چقدر با باورهای غلطت تحمل کردی شرایطی رو که دلخواهت نبود ولی فکر میکردی دنیا همینه و ادامه میدادی 

      شاید اولش به دلت بیاد که کاش منم این شرایط رو داشتم و بعد میگی کاش میتونستم شرایط رو تغییر  بدم  شاید به نظر تلاش هم بکنی که شرایط رو عوض کنی ولی بازم ته دلت میگی من دارم زور الکی میزنم 

      اما انگار از یه جایی به بعد دیگه ول میکنی دیگه میگی خدایا من نمیدونم واقعا من نمیدونم به هر دری زدم تا بشه و نشد هر کاری کردم نشد  من نمیدونم واقعا ته این دنیات چی میشه ولی واقعا دلم نمیخواد اینجا بمونم  و دلم میخواد منم خوشبختی رو تجربه کنم  و …

      واقعا نمیتونم بعدش رو توضیح بدم چون انگار بعد اون لحظه که از همه کنده شدی وقتی که دیگه فقط خودت میمونی و خودت صدای خدا رو میشنوی 

      نمیدونم چجوری ولی هر کسی که به تهش رسید و خودش رو رها کرد نور رو دید 

      وقتی به جای اینکه به ایکس و ایگرگ وابسته باشی به خودت و ندای درونت دل میبندی درها باز میشه و اشک شوق میشینه به چشمت که خدایا کجا بودم که تورو در خودم گم کردم؟ 

      اما خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم قراره به تو بسپرمش و فقط تو امید و انگیزه و باور من باشی 

      امیدوارم هممون این حال رو تجربه کنیم 

      خدا اینجاست کافیه ببینیمش 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رقیه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۰:۵۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار

      اول از همه اینو بگم که واقعا من هدایت شدم به این سایت  الانم هر چی فکر میکنم چطور و چگونه با این سایت آشنا شدم موندم خودمم.اینکه زمانی اومدم که خیییییلی از مسیرها رو رفتم و نتیجه نگرفتم بدتر هم شده ولی الان مطمنم مطمنم مسیرم رو درست اومدم ونتیجه خواهم گرفت.الان یه ماهی میشه من تو این سایتم و مطالب و مخصوصا دیدگاه دوستان و با عشق میخونم خیییییییلی از رفتارام عادتهام عوض شده ولی هنوز خلی باید کار کنم خیلی باید خودم رو کشف کنم.بزرگترین دلیل لاغر نشدن من ترس از چاق شدن هست من الان 36 سالمهو تقریبا 12 سال هست که دچار اضافه وزن شدم و تو این 12 سال روزی نیست که غذا را با لذت خورده باشم همیشه ترس از خوردن و چاقی زهرمارم کرده و بدتر لاغر نشدم هیچ چاق هم شدم.چون تا الان فکر میکردم غذا چاقم کرده.الان یه ماهی هست هر روز به خودم میگم که غذا فقط برای تامین انرزی و زنده بودن و سالم بودنم هست و اصلا چاقم نمیکند بلکه در جهت لاغری من هست ولی باز  هنوز ترس رو دارم هنوز وقع خوردن دو دوتا میکنم هنوز باز لذت نمیبرم ولی مطمنم روزی خواهم رسید به اون چیزی که میخوام.چیکار کنم این ترسم بریزه ؟چیکار کنم که غذا تو ذهنم غول نباشه؟راهنمایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ۱۸:۳۹
      مدت عضویت: 2323 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام 

      و عرض ادب خدمت دوستان متناسب و استاد عزیز

      اول اینکه خیلی از اسمش خوشم اومد بهانه بی بهانه

      وخیلی مشتاق شدم و چندبار هم گوش دادم و قشنگ متوجه شدم

      من قبلاً ازدواج وبارداری رو بهانه قرار میدادم برای اینکه چاقیم رو حفظ کنم و جالب برام الان چاقی رو یک معضلی که نمیشه حل کرد نگران نیستم و نگاهم به چاقی عوض شده یه مقطع از زندگیمه که بخاطر باورهای اشتباهم منجر شده و الان تصمیم و اراده من باعث میشه تا خیلی زود برطرف بشه

      حالا آگاه هستم که فقط خودم مقصر چاقیم هستم و همه ی اینها باورها و بهانه هایی بود در ذهنم که شناسایی کردم

       وبرای رفع شون نهایت تلاشمو خواهم کرد و من روز به روز دارم متناسب تر میشم الهی شکر 🌼✨🥳

      ممنون استاد عالی بود 🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده طارمی
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۰۹:۱۹
      مدت عضویت: 1983 روز
      امتیاز کاربر: 621 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام 

      بهانه بی بهانه 

      درسته با دارو چاق شدم اما الان چند ساله دارو نمیگیرم 

      درسته ورزش نمیکنم اما همین ماه قبل که باشگاه بودم به این نتیجه رسیدم با شکم بزرگ نمیشه خیلی از حرکت ها رو زد و تصمیم گرفتم اول شکمو کوچیک کنم بعد برای حفظ سلامتی برم باشگاه 

      درسته کارم پشت میزیه ولی همکار کناریم فوق العاده خوش اندامه 

      درسته من و خواهر و برادر بزرگم چاقیم اما بقیه خواهر برادرام خیلی خوش هیکلن 

      درسته الان چاقم ولی قبلا خیلی لاغر بودم و به همین ترتیب هر بهانه ای که تو ذهنم میاد بلافاصله مورد نقضش هم میاد 

      پس بهانه بی بهانه این دفعه اومدم واسه نتیجه گرفتن نه فقط شروع کردن و خسته شدن و رها کردن  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۷ ۲۰:۱۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام مجدد خدمت شما آقای استاد عطار روشن .

      هر چی بیشتر گوش میدم حسم عالیتر میشه .احساس میکنم دارم برای لاغر شدن تربیت میشم . هر آنچه در ذهن من هست رو دارم کنار میزارم و بی کم و کاست آنچه از شما میشنوم رو می پذیرم . 

      هر دلیلی که میاد توی ذهنم که میگه تو به این دلیل لاغر نمیشی رو دارم پاک می کنم . البته گوش دادن صحبتهای شما داره پاکش می کنه . امروز با چنان ارامشی خوابیدم که تمام خستگیها از تنم بیرون رفت . بدنم داره خودشو برای لاغر شدن آماده میکنه . من وارد دنیای لاغری شدم . انقدر به گوش دادن فایلها علاقه پیدا کردم که قرار امروزم و با دوستام کنسل کردم . گفتن خوش میگذره بیا امروز که مرخصی داری گفتم نمیام . کار دارم . منی که به هر دلیلی هر طور شده با دوستام میرفتم خوش گذرونی به راحتی قرارمو کنسل کردم . فکر می کنم این کار از همه ی کارام مهمتره . همین که ته دلم شاده برام کافیه . من اهل خوش گذرونی هستم ولی همیشه ته دلم به خاطر چاقیم ناراحت بودم و این ناراحتی خیلی اذیتم میکرد . الان خوشحالم که ته دلم شاد شده . من لاغر میشم . دارم مطمئن میشم که لاغر میشم .  امروز وقتی تمام دلیل چاق شدنامو پاک کردم چقدر سبک شدم . چقدر حالم خوب شد . انگار که یه باری از روی دوشم برداشته شده . کامنتای بچه ها رو هم دوباره خوندم . تمرکزمو فقط روی فایل امروز گذاشتم چندین بار گوش کردمش . حتی در کمال آرامش باهاش خوابیدم . چه خواب راحتی کردم .  دیگه دلیلی برای چاق موندنم نمیبینم . حتی دلیلی برای زیاده روی در خوردنم نمیبینم . اصلا امروز اشتهایی نداشتم . چون من فقط برای لذت بردن و فراموش کردن بار سنگین غصه هام لحظاتی به غذا پناه میبردم . الان میفهمم غذا پناه من نیود چون من فقط لحظاتی با اون شاد بودم ولی امروز اینجا منو تا حالا شاد نگه داشته . احساس می کنم دارم جون میگیرم قوی میشم . چاقی تمام توان منو کشیده بود .با اینکه استعداد زیادی دارم اصلا نمیدونستم به چی علاقه دارم . فکر چاقی دلایل چاقی تمام ذهنمو پر کرده بود و من فقط به این چیزا فکر میکردم انگار که هیچ وقت زندگی نمیکردم . الان دو روزه خیلی حالم بهتره . همین که درد چاقی رو دارم پاک می کنم خودش برام بزرگترین لذت میشه . امروزم چیزای زیادی یاد گرفتم . اخبار بد گوش نکنم . خودمو درگیر مسائل دیگران نکنم . اولویتم حال خوبم باشه . بهانه های چاق موندنم و پاک کنم . دیگه چاقی رو نپذیرم . فعلا با همین دوره ها  شخصیت چاقیم و پاک کنم .  بعد فایلهای محصولی  رو هم دونه به دونه خریداری می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۵۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,933 کلمه

      سلام امروز روز دوم منه که وارد سایت تناسب فکری شدم . امروز به نسبت دیروز  درک بهتری از این راه پیدا کردم . کامنتا رو خوندم . بچه هایی که از این راه نتیجه گرفتن منو خیلی خوشحال کرد که منم میتونم نتیجه بگیرم . فایل امروز هم صحبتهای آرامشبخشی داشت . اینکه هیچ بهانه ای برای چاق بودن وجود نداره . مثلا من خودم گاهی به خاطر بیماری زانوم مجبورم قرص بخورم و فکر میکردم خب یکی از دلایلی که من چاقتر میشم اینه که دارم قرصهای غضروف ساز میخورم . خب غضروف جنسش از چربیه و این قرصها باعث میشن بدن من چربی جذب کنه و من چاق بشم . دلایل دیگه که برای چاقیم داشتم رو تقریبا شما همه رو عنوان کردید . یه دلیل دیگه من خیلی تشنه ام میشه و همش دلم میخواد آب بخورم . با این که همه میگن آب خوبه ولی من وقتی آب میخورم ورم می کنم . یعنی با اینکه دفع زیاد آب هم دارم اما حس می کنم تمام بدن من داره آب رو جذب خودش میکنه . من فکر می کنم بیماریهام باعث چاقی شده و به هر حال هر چیزی که من میخورم حالا چه قرص باشه چه آب باشه چه غذا باشه هرچیزی که از دهان من پایین میره منو چاق می کنه . یه دلیل دیگه ام پیاده رویه . من وقتی پیاده روی می کنم خب چاق نمیشم ولی وقتی پیاده روی نمی کنم انگار که بدنم تلافی می کنه و منو بدتر چاق می کنه . یعنی ورزش باعث میشه من وقتی که دیگه ورزش نمیکنم چاق بشم . من از کوچیکی چاق شدم البته به دنیا اومدم خیلی لاغر بودم و مامانم برای اینکه من تپل بشم هی داد خوردم . تقریبا از ۳-۴ سالگی چاق بودم و مامانم به خودش افتخار میکرد که پسرمو تپل کردم ولی یادمه کلاس اول نمیتونستم مثل بقیه بدوم . دوس نداشتم برم مدرسه بچه ها منو مسخره می کردن . منم مثه شما از کوچیکی با چاقی درگیرم . یه روز دایی بابام گفت خب عطا کی میخوای لاغر بشی خیلی داری چاق میشی و من بیشتر خورد شدم مامانم همیشه ازم دفاع می کنه همش میگه پسرم خیلی هم خوبه . استخون بندیش درشته و این دفاع کردنش بیشتر منو خورد می کنه . من با دوستام خیلی به فست فود میرم یعنی تقریبا هفته ای ۴-۵ بار از غذای بیرون میخورم . فکر می کنم اینا هم دلایل چاقی منه . راستی من آزمایش تیرویید هم دادم .  تیروییدم هم کم کاره . مدتی هم پزشک سنتی و ایرانی رفتم ولی سخته راهکارهاشون  نمیتونم ادامه بدم . من بهانه ها و دلایل زیادی برای چاق موندن دارم یه چیز دیگه هم از صحبتهاتون متوجه شدم من برای چاق شدن این همه کار انجام دادم ولی هیچ وقت نمیخواستم این کارها رو انجام بدم یعنی اصلا تصمیمی از قبل براش نمیگرفتم . بیشتر در لحظه انتخاب میکردم یا مثلا یهو با دوستا تصمیم میگرفتیم امروز بریم کله پزی . امروز بریم در بند . ما در چاقی کارهایی انجام میدادیم که بهمون خوش میگذشت و به نظرم اینم یکی از دلایل چاقی منه . یعنی من در چاق بودن بهم خوش گذشته . ولی برای لاغر شدن ما همیشه خواستیم یه کاری خلاف میلمون  انجام بدیم و همیشه هم برامون سخت بوده یعنی ما هیچ وقت بهمون خوش نمیگذشت . ما از کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادیم رنج میکشیدیم . پیاده رویها ورزشها باشگاهها . البته زنعموم اینها رو بهم گفت و من دیدم داره راست میگه  من هیچ وقت از باشگاه رفتن لذت نبردم یکی از دلایل چاقیم رو هم همین میدونستم در هر حالی که میدیدم خیلی ها خب کیف میکنند وزنه میزنند کار می کنند یه جورایی تفاخر می کنند به منی که نمیتونستم وزنه های سنگین بزنم یا با سرعت بالا بدوم . شما اینجا گفتید ما لازم نیست کار خاصی انجام بدیم . این خیلی بهم امید میده خب شما تقریبا فعالیت روزمره معمولی دارید برای لاغر شدنتون زحمتی نمیکشید . گفتید کارتون پشت میزه و چندین سال هم هست که فقط کارتون همینه . پس برای لاغر شدن نیازی نیست وزنه های سنگین بزنیم یا بدوییم و به خودمون فشار بیاریم . تازه من تجربه کردم وقتایی که فعالیت زیاد انجام میدم بعدش چاقتر میشم انگار بدنم میخواد جبران اون سختی رو بکنه . من در این فایل خیلی امیدوار شدم که همین الان هم توی همین شرایطی که الان هستم هم احساس رضایت داشته باشم کاری نکنم فقط چاقی رو از ذهنم پاک کنم . اما چطور چاقی رو از ذهنم پاک کنم ؟ من در این فایل تصویری فهمیدم نه غصه گذشته رو بخورم نه آینده رو . از همین امروزم لذت ببرم . خب دیروزم که گفتید شخصیت چاقمو تغییر بدم . یعنی امروز من سعی کنم چاقی رو پاک کنم و مثه یه آدم لاغر زندگی کنم . اما آدمای لاغر چجوری خوش می گذرونند ؟ اینم یه سوال دیگهاست . حالا ولش کنیم بهتره . خب الان من دلایل چاقیم و گفتم . دیگه تقریبا همیناست . حالا اینا رو پاک کنم . یعنی بگم اینا فقط بهانه هاییه برای لاغر نشدن . خب من اینا رو پاک کنم . یعنی نگم که مثلا آب میخورم ورم می کنم یا نگم قرص میخورم بدنم چربی جذب می کنه . یا نگم به خاطر تیروییدم چاقم . اینا رو نگم . بگم هیچ  دلیلی برای چاقی من وجود نداره . خب این میشه پاک کردن ذهنم از چاقی . من کار خاصی انجام نمیدم . فقط پاک می کنم . آها یه دلیل  دیگه یادم اومد . من اشتهای زیادی دارم . همش با خودم میگم خب تو چرا انقدر میخوری ؟ بعد میبینم یه هوایی تو وجودمه . بوی غذا که میاد دلم میره .  دوست دارم که میخورم و فکرم رها میشه وقتی میخورم . دقیقا وقتایی که میخورم به چاقیم فکر نمی کنم . وقتایی که میخورم از دنیا فارغم . به رنج فکر نمی کنم . در حال خوش گذروندنم . همون وقت که دارم میخورم دیگه از چیزی رنج نمیبرم . ولی این شادی موقته . پایدار نیست . چون من بعد از فارغ شدن از خوردن دوباره رنج چاقی رو بدتر از قبل حس می کنم . رنج اینکه چرا انقدر میخوری . رنج حرفای دیگران . اینکه میگن چرا مثه یابو غذا میخوری . من ناراحت میشم . چون من از غذا خوردن شاد میشم . ولی شادی غذا خوردن موقته . الان که فایل گوش میدم حس بهتری دارم . حس می کنم شادم و این شادی پایداره . حس می کنم دارم به هدفم نزدیک میشم . حس می کنم با افراد زیادی همدردم که منو مسخره نمی کنند بلکه بهم امید میدن که چاقیتو پاک کن . لازم نیست برای لاغری کاری کنی فقط چاقیتو پاک کن . خب اشتهای زیاد من دلیل چاقی منه من این رو هم پاک می کنم . اون شبم زنعموم گفت گفت خوردنت تو رو چاق نکرده  . خب همین پاک کردن این موضوع از ذهنم باعث میشه من حس بهتری داشته باشم . قرص منو چاق نکرده . آب و غذا  منو چاق نکردن . من اگه زیاده روی هم کردم دلیل داشتم دلیلش این بود که غصه ام کم بشه . خب اینم پاک میکنم . چون الان میبینم راهی رو پیدا کردم که داره غصه هامو کم می کنه . دیگه دلیلی برای پرخوری ندارم چون من همینجوری هم میتونم شاد باشم بدون اینکه بخوام چیزی رو بخورم که خوش بگذرونم . حس می کنم امروز رو اینطوری میتونم زندگی کنم . همه بهانه های چاق موندنمو پاک کنم  .  همین الان بدون زحمت داره بهم خوش می گذره . حتما در لاغر شدن هم خوش گذروندن هست .  من مثل یک انسان نابینایی هستم که قدم در این راه گذاشتم نمیدونم تهش چیه . چیزی رو نمیبینم ولی انگار یه چیزایی رو دارم حس می کنم . خب من با درد چاقی همیشه بودم . همیشه چاقیم منو اذیت کرده ولی این دوروزه فکر می کنم حداقل وقتی که دارم فایل میبینم یا گوش میکنم یا کامنت میخونم یا متنون رو میخونم یه چیزایی توی سرم روشن میشه . حس می کنم حالم بهتر میشه . پس لاغر شدن کار سختی نیست . چون لازم نیست کاری براش انجام بدم . فقط چاقی رو پاک کنم . دلایل چاقیم هم که گفتم . این دلایل رو پاک کنم . ولی چجوری ؟ این سوال ذهنمه ؟ چطور چاقی رو پاک کنم ؟ من یه بار فایل تصویری امروز رو گوش دادم . ولی تا شب فرصت دارم فایل شنیداریتونم گوش کنم چون دیروز هربار که گوش میکردم یه چیز جدید میشنیدم برام جالبه چرا دفعه قبل نشنیدم ؟ پس تکرار لازمه . ولی من بیشتر تکرار می کنم که از چاقیم و آزار و اذیتاش فاصله بگیرم . آها فهمیدم . اینم پاسخ سوالم . من باید بخونم و بنویسم و بشنوم و ببینم فایلای شمارو . اینجوری ذهنم از چاقی فاصله میگیره . هی فکر چاقیمو نمیکنم . هی زجرشو نمیکشم . هی نمیخواد برای اینکه بخوام شاد باشم و خوش بگذرونم برم بساط خوردن راه بندازم تا دقایقی از رنجهای درونیم فاصله بگیرم . اصلا دلیلی برای این همه خوردن نیست وقتی من می تونم اینجوری انقدر شاد بشم . من توی این دو روز دارم چیزایی رو حس می کنم که منو خوشحال می کنه و اینجوری دارم از رنج چاقی فاصله میگیرم . نیازی نیست برای لاغر شدنم زحمت بکشم .  لاغر شدن اصلا سخت نیست . من فقط باید چاقیمو پاک کنم چجوری ؟ بازم با فایل گوش دادن با تکرار کردن . چون دیدم از دیروز دقیقا زمانایی که دارم مینویسم یا میخونم ذهن من از رنج فاصله میگیره و من دیگه غمگین نیستم . پس ادامه میدم تا بیشتر درک کنم . چون تازه دارم میفهمم لاغری با ذهن یعنی چی ؟ من دارم بار الکتریکی مغزمو از چاقی به لاغری تغییر میدم و همین منو شاد می کنه . خیلی خوبه . امیدم به امروزم داره زیاد میشه . به آینده فکر نکنم . با همین چیزایی که دارم حال کنم . خب این خیلی خوبه . من همیشه یه کمال طلبی خاصی در وجودم هست . ولی توی این فایل فهمیدم اصلا نیازی به کمال طلبی نیست . با همین فایلای رایگانم میشه لاغر شدن رو تجربه کرد مهم اینه که بتونم استفاده کنم و وقتی این دوره به پایان رسید شخصیتم تغییر کرده و من تبدیل شدم به یه انسان همیشه شاد دوست دارم بازم ادامه بدم . من لاغر شدن با این روش رو دوست دارم . ولی همیشه راهش برام سخت بود چون همش باید براش یه کاری انجام میدادم . ولی الان فهمیدم دیگه لازم نیست کاری انجام بدم . در لحظه زندگی کنم . از چیزی که دارم لذت ببرم . دلیلی نداره غذایی که میخورم  منو چاق کنه . دیگه حس می کنم غذا رو برای خوش گذرونی نمیخوام بخورم چون من الان شادم و دارم خوش میگذرونم . دیگه قرصامو دلیل چاقیم نمیدونم چون قرصا فقط غضروف میسازن .چرا باید منو چاق کنند .  آب دلیل چاقیم نیست . بدنم اضافشو دفع می کنه . احساس می کنم نیازم به آب هم کم میشه . نمیدونم نمیدونم چی میشه . ولی من فقط میدونم دلیل چاقیم رو باید پاک کنم . هیچ دلیلی برای چاق بودنم نیست و من هر وقت که بهانه ای میاد تو ذهنم برای چاقی باید اون رو پاکش کنم . پس خیلی راحته اینجوری لاغر شدن . نمیدونم چی میشه ولی من الان حالم خوبه . شادم . حس میکنم راه لاغریم پیدا شده . پس به همین شادی دلمو خوش می کنم و ادامه میدم تا سیاهیهای مغزم همه پاک بشن . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سپیده طارمی
        ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۱۱:۵۷
        مدت عضویت: 1983 روز
        امتیاز کاربر: 621 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        چه سوال خوبی پرسیدی؟ لاغر ها چطوری خوش میگذرونن ؟؟ ولش نکن باید جوابشو پیدا کنیم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۱۸:۲۲
          امتیاز کاربر: 0
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 278 کلمه

          سلام ممنون نه ولش نمی کنم و تا حدودی پیدا کردم . 

          اونا خوردن رو لذت و تفریح نمیدونند . 

          اونا فقط به غذا و خوردن غذا علاقه ندارند بلکه به سایر علاقمندیهاشون توجه می کنند . 

          مثلا وقتی یه انسان چاق میره پارک فقط میخواد بخوره تا حالشو ببره ولی انسانهای متناسب قدم میزنند و از فضاو هوای پارک لذت میبرن . 

          یه آدم چاق کلی خوراکی با خودش میبره یه ادم لاغر یه چیزهای مورد نیاز . 

          تازه چه بسا چیزهایی که بتونه باهاش فعالیت کنه مثلا توپ فوتبال یا والیبال یا  بدمینتون  یا راکت پینگ پنگ . 

          آدم چاق فقط یه گوشه نشسته آدم لاغر بلند میشه حرکت می کنه از قسمتهای مختلف دیدن میکنه . 

          علاقه انسان چاق محدود شده به خوردن ولی یه انسان علائقشو محدود نکردنه و میدونه به چه چیزهایی علاقه داره . 

          من در اینجا فهمیدم به تناسب فکری علاقه دارم به کارای ذهنی علاقه دارم . به نوشتن علاقه دارم . من به خوردن یک انسان متناسب علاقه پیدا کردم (خوردن موقع گرسنگی و نخوردن موقع سیری) علاقه پیدا کردم  نه به خوردن به شیوه یک انسان چاق (خوردن بر اساس ولع و سیری ناپذیری ) 

          به پیاده روی یکم علاقه پیدا کردم . 

          اینکه دوست دارم کارامو خودم انجام بدم . به حال خوب و اینکه صبح بدون عذاب وجدان از خواب بلند میشم . اینکه دیگه بعد از خوردن عذاب وجدان ندارم . 

          به فکر کردن  به مسیر زیبای تناسب فکری خیلی علاقه پیدا کردم و در این سرزمین بهم خوش می گذره .

          در کل خوشگذرونی من اینجا شده . اینجا حالم خوبه و خیلی لذت میبرم . 

          اینا فعلا برای شخصیت لاغرم خوشگذرونیه 

          مسلما اگه شخصیت لاغریم بیشتر ساخته بشه علائق دیگه هم پیدا می کنم .    

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۹/۲۹ ۱۲:۰۵
      مدت عضویت: 1637 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      سلام ،

      امروز روز دوم  لاغر من و گرفتن آگاهی هست استاد جان 

      و دوستان همراه 

      فهمیدم که قبل از اینکه بخوام لاغر بشم و به تناسب اندام خودم برسم 

      باید شاد باشم 

      بهونه ها رو بزارم کنار و توی لحظه ای حال و از چیزی که الان هست لذت ببرم 

      اینم فهمیدم که دلیل لاغری و اندام متناسب افرادی که از اول هم متناسب بودن این بوده اصلا به چاقی فکر نمیکنن و ترسی برای چاقی اصلا توی ذهنشون ایجاد نشده 

      خودشونو پذیرفتن که اینجوری هست اندامشون 

      و اینکه حالشون خوبه وقتی چیزی میخورن ، یا میخوابن به هر میزان ، یا تحرک انچنانی هم ندارن بازم حس چاقی و نکنه چاق بشم نیومده سارغشون 

      چیزی به اسم پیام چاقی نفرستادن و فرمول چاقی توی ذهنشون نساختن 

      اما ما افرادی که به این حد از چاقی رسیدیم کلی فرمول های چاقی ساختیم و احساسات و انرژی های بد بهش وصل کردیم

      مثل سنگ های توی یه زمین سنگی، کلی ترس ، کلی بهونه داریم و مانع از کار کرد وظایف درست جسممون که خوش اندامی و شکم تخت هست که آرزوی همه ای ما هست شدیم

      اما حالا که فهمیدم بهونه های ذهنی چاقی ذهنی توی جسمم خودشو نشون داده 

      دیگه تناسب فکری به همراه همین اموزش های استاد عزیز و اجرا میکنم که توی جسمم خودشو نشون بده 

      مثل خود ایشون 

      حق طبیعی و رسالت ما لاغری ومتناسب شدن فکر و جسممون هست 

      باورها مثل دونه های گندمه فکر و ذهن مثل تاریکی دل خاک هست ما با افکار درست ابیاریش میکنیم بهش انرژی ومواد مغذیشو میرسونیم و توی جسمم ما شکل میگیره فرم میگیره مثل سبز شدن دونه ای گندم و بیرون اومدن از دل خاک 

      خوشحالم که با سایت تناسب فکری استاد گرانقدرم جناب آقای عطار روشن آشنا شدم و میتونم اینجا حضور داشته باشم وشاهد تغییرات خودم و دوستانم باشم ، 

      [انتظار هر چیزیو داشته باشیم همون پیش میاد زمان مهم نیست، مهم درست انجام دادنه ، و استمرار داشتنم]۰

      یه چیز دیگه بهونه های ذهنمو پیدا کردم مهمترینش اینه خب حالا داری یعنی شکمتوو اب میکنی ببین شکمتو ،

      ولی من بهش میگم تو نگران نباش بامن راه بیا تا حالا من بهت توجه میکردم حالا توبه من اعتماد کن بیا بریم تو مسیر عزیزم آروم باش منو تو دوستیم ذهن مهربونم که انقدر به فکرمی دوستت دارم میخوام چیزای خوبی یادت بدم چیزی ، میخوام خوشحالت کنم خواسته خودتم همین بوده بیا شاد باشیم تو چشاتو ببند من محافظت فقط چیزایی که میخوامو انجام بده سورپرایزت میکنم حالتو بهتر میکنم توی مسیر بیا 

      اون بهونه ها اشتباهی بهت داده بودن فدات بشم یه چیز بهتر واسه ات دارم لباس های خوشگل و خوشتیپ تن این جسم میبینی دوست داری آیا ؟

      هر چقدر بخوری و خوشتیپ و خوش اندام بمونیو دوست داری آیا ؟

      خب دیگه بامن همراه شو حالا که حست خوب شد و تونستی ببینی و دوست داری ذهن نازنینو مهربونم کودک درونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۰۹/۲۶ ۱۳:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه

                    “ به نام خداوند مهربان”              

      با سلام به همه ی عزیزان هم مسیر و استاد گرامی؛

      بهانه بی بهانه؛ختم کلام.خیلی خوبه که ما یاد بگیریم برای انجام کاری که واقعا از ته دل دوست داریم که آن را به انجام برسانیم و به آن نیاز داریم، بهانه های جورواجور نیاوریم و با این بهانه ها خود را از لذت انجام آن کار محروم نکنیم.اگر ما انسان ها کاملا این را درک کنیم که هر وقت می خواهیم کار مهمی را انجام دهیم چون ذهن ما احساس می کند که انجام آن کار احتیاج به تلاش و زحمت دارد و او فراری از زحمت و تلاش، پس شروع می کند به بهانه آوردن که تو نمی توانی،اما ما غافل از آنکه با کمک همین ذهن بهانه گیر اما پر قدرت و توانا خیلی خیلی راحت به خواسته های خود در زندگی می توانیم برسیم، فقط کافی است که ذهن خود را در مسیر خواسته ها و اهداف خود قرار دهیم.من خیلی به لاغری با ذهن اعتقاد دارم و مطمئن هستم که از این طریق به خواسته ی دیرینه و لذت بخش خودم یعنی لاغری ماندگار دست پیدا میکنم چون من الان واقعا هیچ بهانه ای برای چاقی خودم ندارم.بهانه هایی مثل این که من خانه دار هستم و تحرک کافی ندارم یا اینکه چاقی من ارثی یا ژنتیکی است یا اینکه ازدواج و بچه دار شدن باعث چاقی بیشتر می شود و یا سوخت وساز پایین،ورزش نکردن،هر نوع قرص یا دارویی مصرف کردن.من چون دومین بار است که می خواهم این گام را بر دارم در این مدت که دقت میکردم که چه فرمول چاقی در ذهن من است که مانع لاغری من است به این نتیجه رسیدم که من خیلی اوقات از بعضی از اطرافیان می شنوم که تو درسته که چاقی اما چاقیت زشت نیست و هم اینکه همسرم از تپلی من خوشش میایید و گاهی اوقات از تپلی صورتم تعریف میکند، این در وجود من یک مانع ذهنی برای لاغری بیشتر است.از این به بعد من به این گفته ها اهمیت نمیدهم و آنها را از ذهنم پاک میکنم تا راحت تر وزن کم کنم.من می خواهم لاغر شوم و لاغر بمانم پس حتما می توانم واز هر فرصت و امکانی برای رسیدن به آن استفاده می کنم مانند استفاده از فایل های رایگان موجود در سایت تناسب فکری تا جایی که هست و می توانم و بعد از آن حتما  به راحتی می توانم دوره ها را نیز تهیه کنم.من می خواهم پس حتما می توانم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار معصومه
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۴ ۲۳:۵۰
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 21 کلمه

      تشکر از شما استاد عزیز به خاطر این اگاهی رایگان که در اختیارمون میزارید ..خداوند برکتش رو وارد زندگیتون کنه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم