0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 331 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30924
246 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۷ ۰۹:۳۸
      مدت عضویت: 2543 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام استاد چرا مدال های کم میشه مثلا من ۴ تا مدال همیار لاغری داشتم الان شده ۲ تا
      و مدالهای طلایی و فنی هم ثبت نمیشه بعضی ها با یدونه مدال اسمشون در لیست مدال اورندگانه
      و یک سوال استاد دوره صد گام به صورت فهرست وار نیست من هر روز که میام گیجم و نمیدونم که کدوم فایل گوش کردم و کدوم فایل باید گوش کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام و درود
        دوره صد گام رو از منوی سایت باز کنید تمام جلساتش به ترتیب قرار داده شده و قابل استفاده است
        از جلسه یک به بعد هم میتونی با از دکمه رفتن به جلسه بعد استفاده کنی و به ترتیب پیش بری

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۲/۰۸/۱۷ ۱۶:۵۶
          مدت عضویت: 2543 روز
          امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          ممنون استاد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۱ ۰۱:۵۴
      مدت عضویت: 2046 روز
      امتیاز کاربر: 10810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️

      سلام

      خدایا حالمو بهتر کن

      بهانه بی بهانه پیش نیاز موفقیت

      تمرین آموزشی ✍️

      درگذشته که چاق بودم بهانه های زیادی برای لاغر نشدنم داشتم 

      بهانه های مثل : ارثی بودن چاقیم

      ازدواج و بارداری و زایمان و شیردهی

      کم تحرکی و منظم نرفتن به باشگاه و ورزش نکردن و پیاده روی منظم 

      داشتن حرص و ولع زیاد نسبت به مواد غذایی و خوراکی های مثل چیپس و پفک

      خواب بعد از ظهر و خوردن چای با چیزهای شیرین بعد از بیدار شدن از خواب

      خوردن غذای زیاد در وعده‌های اصلی و خوردن اضافه غذای بچه‌ها

      سزارین

      علاقه مند بودن به خوردن بستنی 

      و……………

      اون زمان که اصلا فکر نمی کردم اینا بهانه ست اون زمان همه اینا دلایل و منطق من واسه چاقیم بودن و همیشه حتی اگر دیگران هم حرفی از چاق بودنم نمیزدن خودم سریع پیش دستی میکردم و نقش قربانی و مظلوم واقع شدن و بازی میکردم و میگفتم چون چاقی ما ارثیه ما آبم بخوریم چاق میشیم و این خواست خدا بوده و همه چیز و می‌انداختم گردن خداوند و خودمو تبرعه میکردم و بقیه هم در مقابل حرفای من سر تایید تکان میدادن و با این کار اونا انگار که خیالم راحت میشد که آره دیگه تقصیر من که نیست که چاقم و داشتن اضافه وزن و چاقی برام عادی تر و طبیعی تر میشد و خیالم راحت بود که بقیه هم قبول دارند که من بی تقصیر هستم 

      ولی الان به این درک و آگاهی رسیدم که چاقی و اضافه وزن من هیچ ربطی به عوامل بیرونی نداره و یک موضوع کاملا شخصی و درونیه و مشکل من باید کاملا ریشه ای و اصولی از درون من حل بشه حالا هر چقدر که میخواد زمان ببره و طول بکشه من باید باشم تو این مسیر و ادامه بدم تا تغییرات از درون من شروع بشه و بعد خودشو در جسم من نمایان کنه و من مسولیت چاقی و لاغری خودمو پذیرفتم و به این درک رسیدم که چاقی من و هر فرد چاق دیگری فقط به خاطر تکرار بارها و بارها افکار و نگرش و رفتارها و عادت های نادرست در مواجه با مواد غذایی و خوراکی ها ست 

      نه دلایلی که من برای چاقیم داشتم اونا دلایل چاقی و اضافه وزن من نبودن بلکه بهانه های من برای لاغر نشدن و پلی برای بی گناهی من برای چاق ماندن من بودن 

      و با هدایتم به این مسیر زیبا از طرف خداوند پرده ها کنار کشیده شد و حقیقت آشکار شد و چقدر  اون اوایل پذیرفتن این حقیقت برای من سخت و دشوار بود چون همه چیز آشکار شد و یهو انگار دیوار باورها و دلایل چاقی من فرو ریخت و من موندم و چاقی و اضافه وزنم و من روزها نشستم و با خودم فکر کردم که یعنی چه پس یعنی این همه اضافه و وزن و چاقی رو خدا در سرنوشت من قرار نداده بود ؟ یعنی این بار چربی رو خودم ساختم 

      و چقدر از بین بردن این باور ارثی بودن چاقی برای من سخت و دشوار بود چون از بچگی این باور با من عجین شده بود و من بارها از بچگی از زبون مادرم که دوست داشتنی ترین فرد زندگیم بود شنیده بودم که چاقی ما ارثیه و من کاملا این جمله رو پذیرفته بودم و شکستن این باور انرژی و زمان زیادی از من گرفت 

      و چه قدر بعدش خندیدم به اینکه پس اگه من این کوه چاقی و چربی و خودم ساختم 

      پس خودم به راحتی این چربی ها رو آب میکنم و با خودم گفتم  چاق شدن و ساختن چربی  خیلی کار سختیه چون انرژی زیادی از آدم میگیره پس لاغر شدن و که مثل آب خوردن انجام میدم چون لاغر شدن یعنی آب کردن چربی و انجام این کار در مقایسه با ساختن چربی خیلی راحته و اصلا انرژی زیادی از من نمیگیره 

      چاق شدن مثل سربالایی رفتن می مونه خیلی سخته نفس آدم و میگیره انرژی زیادی میخواد ولی لاغر شدن مثل افتادن تو سراشیبی میمونه آدم همیشه سراشیبی هارو با اشتیاق و خنده میاد پایین چون خیلی لذت بخشه 

      پس حالا که خداوند منو به این مسیر زیبا هدایت کرده و بهترین و لذت بخش ترین و ساده ترین مسیر و پیش پیام گذاشته قدر و ارزش هدایتم رو می‌دونم و بدون هیچ بهانه‌ای در این مسیر حرکت میکنم تا به مقصدم برسم

      لاغر شدن آسون تر ین کار دنیاست 🌹

      چاق شدن سخت ترین کار دنیاست 🌹

      استاد ممنون از زحمات تون 🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Maryam
        ۱۴۰۲/۰۸/۱۴ ۱۱:۳۳
        مدت عضویت: 2546 روز
        امتیاز کاربر: 5955 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 157 کلمه

        به نام خدای مهربان 

        سلام خدمت استاد عزیزم و دوست خوبم فاطمه خانم 

        متن شما رو خوندم و لذت بردم و بیش از پیش ایمان آوردم که طرز فکر افراد چاق چقدر شبیه به همه !

        اون قسمت از متنتون که در مورد سخت بودن ساختن چربی و راحت بودن آب شدن چربی نوشتید خیلی برام جالب بود 

        واقعاً ساختن آنهم در سربالایی منو به یاد شنا کردن در رودخانه ای با سرعت آب بالا انداخت و چه انرژی زیادی از ما گرفت تازه اونقدر در اون زمان سختی و فشار رو متحمل میشدیم که هیچگونه زیبایی رو در زندگی نمی دیدیم و تا می خواستیم از زندگی کمی لذت ببریم چاقی مثل پتک توی سرمان می کوبید

         اما الان می خوایم در سرپایینی رودخانه همراه چربی های آب شده حرکت کنیم و و مسیر زیبای رودخانه رو با لذت طی کنیم و زیبایی های مسیر رو با دقت و حس خوب تجربه کنیم 

        موفق باشی دوست خوبم و در مسیر زیبای تناسب 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار fatmhadly85
          ۱۴۰۲/۰۸/۲۹ ۲۲:۲۹
          مدت عضویت: 2046 روز
          امتیاز کاربر: 10810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 86 کلمه

          سلام دوست عزیز

          ممنون که وقت گذاشتید و نوشته منو خوندید خوشحالم که نوشته من باعث ایجاد احساس خوب در شما شد مطمئن باشید که همینطور هستش آب کردن چربی که همون لاغر شدنه مثل پایین اومدن از سراشیبی راحت و آسون و شیرین و لذت بخشه 

          ولی ساختن چربی مثل رفتن از سربالایی سخت و دشوار و عذاب آور ست 

          فقط کافیه که باور کنیم و ایمان بیاوریم

          امیدوارم هر جا که هستید شاد و متناسب باشید 

          لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست 🌹

          چاق شدن سخت ترین کار دنیاست 🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ۲۳:۰۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      زمانی که لاغر بودم شوهرم گاهی اوقات می‌گفت تو چاقی و شکم داری،چند سال گذشت و من شروع به اضافه وزن کردم طوری که هر ماه دو کیلو اضافه میشد به وزنم و شوهرم همچنان می گفت تو چاقی ،نمی خوام چاقیم رو بندازم گردن شوهرم،از وقتی که دیدم دارم چاق میشم هر وقت می گفت چاق شدی جبهه می‌گرفتم و میگفتم تو زمانی که من لاغر بودم هم به من میگفتی چاق الآنم میگی پس چه فرقی داره که من چه سایزی باشم و ازین به بعدش به خودم مربوطه و برای نشون دادن این حسن شروع کردم به لجبازی باهاش هر چی می‌گفت یه کم ورزش کن لج میکردم،میگفت شام نخور لج میکردم و یه جورایی خودمو ول کردم و این بزرگترین بهونه من برای لاغر نشدن دوباره تو این چند ساله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۱ ۱۵:۳۴
      مدت عضویت: 1192 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خدا سلام به استاد عزیزم بهانه بی بهانه تو زندگی. ام از وقتی یادمه همیشه بهانه داشتم برای هر کاریکه انجام ندادمو چقدر این نگرش عالیه که باید بسازم بهانه بی بهانه خیلی چیزا رو دلایل چاقی میدونم و مهمترینش تند غذآ خوردنم و پرخوری کردن و چون فکر میکردم من در کنترل این دو دو تا عادت ناتوانم همه اقدامات من برای لاعر شدن با شکست مواجه میشد یا اگر نتیجه ای داشت گذرا بود و مدت زمان کمی این تجربه رو داشتم اما الان که اینجا هستم بهانه ای ندارم چون قبلا خیلی بهانه داشتم و از وقتی تو مسیر ذهنی قرار گرفتم و فهمیدم این بهانه همه موانع هستن و من میتونم برطرفشون کنم و راهی براشون پیدا کنم یکی یوی حل می‌شدن مثلا من باور داشتم که باید برای لاغری ورزش کنم بهانه هم این بود که من الان بچه کوچیک دارم و از نطر وضعیت مالی هم نمیتونم هزینه های باشگاه رو متقبل بشم پس ورزش کنسل ولی وقتی گفتم این بهانه است و دنبال راهکار بودم هدایت شدم به ورزش های خانگی که خیلی راحت تر بود و قابل دسترس تر و این موضوعات باعث شد ایمان بیارم که هر بار من بهانه میارم برای هر کاری مخصوصا لاعر شدن همش و همش رو خودم تو ذهنم ساختم حالا بهانه رو کنار گداشتم و از همین صد گام هدیه دارم استفاده میکنم و ایمان دارم به درستی این مسیر یه نکته هم که تو فایل از استاد یاد گفتم این بود که استاد میگفتن اگرباور داری که نمیتونی دوره هارو تهیه کنی پس نمیتونیو دیدم منم این باور رو دارم و فعلا تو اولیت قرار نداده بودم ولی به محض اینکه من اراده کنم و تو الویت ام قرار بدم و برام مهم باشه حتما هدایت میشم به راهش ولی الان به امید این نشستم که حالا وایمیستم تا  پول جور بشه از همین فایل های هدیه این سایت سعی میکنم نهایت استفاده رو بکنم و دارم از لحطه لحظه ای که تو این سایت هستم لذت میبرم ممنونمم ازتون استاد از صمیم قلبمبراتون بهترن ها رو میخام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ ۱۵:۰۹
      مدت عضویت: 1987 روز
      امتیاز کاربر: 14440 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      مسیر لاغری من 

      بهانه بی بهانه پیش نیاز موفقیت 

      پیش نیاز موفقیت برای لاغرشدن، نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است 

      بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه باید نگرش‌مان برای لاغرشدنمان باشد 

      تفاوت افراد موفق ونا موفق 

      متفاوت بودن کسانی که می‌توانند موفق یا نا موفق باشند درطرز دید ونگرششان است چون اون‌هایی که موفق می شودند برای موفقیتشان هیچ بهانه ای ندارند واونهایی که نا موفق هستند همیشه برای هر کار خودشان بهانه های زیادی می آورند 

      چون آدم حالش و احساسش بد باشد پر از خشم کینه و نفرت در درونش موج می زند و همیشه نا سپاسی می کند و حسرت اون چیزی را که ندارد را می خورد 

      ما هم که چاق هستیم از چاقی خودمان رضایت کافی نداریم

      ولی حالا که اینجا هستیم دیگه بهانه ای برای لاغر نشدنمان نداریم ولی افرادی در پیرامونمان هستند که خیلی بهانه های جور واجور برای لاغر نشان دارند 

      ما اگر نفس می کشیم قابلیت لاغرشدنمان را هم داریم 

      ما همیشه حرف از دلمان می زنیم و دلمان یعنی همون چیزی که احساسش می کنیم ما با چشممان وگوش هایمان ورودی ها را به ذهن‌مان منتقل می کنیم و تغییری که در حسمان به وجود می آید همان دلمان است 

      ما اگر بتوانیم کمک حال خودمان باشیم باید حسمان را خوب کنیم و زندگی کردنمان حال خوبمان باشد و شرایط زندگیمان را همانطور که هست قبول کنیم و از نعمتهایی که خداوند برایمان قرار داده است و در اختیارمان گذاشته است لذت ببریم 

      و نا راضی بودن و شکایت کردن و مقصر دانستن که در دوربرمان هستند یعنی ایست دادن و در جازدن در زندگیمان 

      مهمترین رسالت ما در زندگی 

      رسالت هرادمی از رنجهای که در زندگی کشیده است شروع شده است واستادکه ازکودکی با چاقی دست وپنجه نرم کردن ودراخر  رسالتشان آموزش دادن لاغری باذهن شد

       من هم مانند استاد از بدو تولدم تا پنجاه و شش سالگیم باچاقی خودم درحال چنگ و ستیز بودم 

      اینقدر در لاغر شدنم پافشاری می کردم همه تعجب می کردند 

      و همیشه می‌گفتند که چه حوصله‌ ای داری و همیشه داری با خودت بازی میکنی و وقتت را تلف می کنی ولی هیچکس نفهمید که من از چاقی رنج می برم. عذاب می کشم. دردمیکشم 

      همیشی خدا بدنم درد می کرد پاهام کمرم. استخوان هایم ولی هیچ کس از درون کسی خبر نداره وحالا بودن دراین سایت یاد گرفتم که با عشق و محبت به چاقی ام ودردهایم نگاه کنم تا برای همیشگی حلشان کنم و من موفق میشوم 

      ما برای رسیدن به مقصد و هدفهایمان باید بهانه هایمان را کنار بگذاریم 

      بخدا من با همین مطالب وفایلهای رایگان کلی سايز کم کردم و از سايز ۵۲به سايز ۴۸رسیدم ازنظر من اینها رایگان نیستند چون من دارم بهایش را با وقت و زمانی که میگزارم میپردازم برای این هم خیلی ها میگن که تو حوصله داری منکه نمی توانم من وقت ندارم ولی من با صبر و حوصله و در آرامش به کار خودم ادامه می دهم و خیلی از دردهایم کم شده 

      و من در این سایت به راهم ادامه می دهم و خواهم داد 

      من تازه متوجه شدم که بخاطر درد پاهام پاهایم را با فاصله وکج می گذارم حتی وقتی سعی می کنم آرام راه برم و بدنم راصاف نگه دارم تا کسی متوجه نشه ولی باز متوجه شدم که باز پاهایم را با فاصله وکج میگزارم درسته کمی خوب شده ولی نه به اون اندازه حالا دارم تمرین می کنم که پاهایم را کیپ نگه دارم و آرام راه بروم تا درمان شوند واین برایم خیلی مهم است 

      من از وقتی که در این سایت هستم به چند نفر از فامیل و دوست وآشنا گفتم وپیشنهاد دادم اما اونها اطمینان ندارند که هیچ بهانه های مختلفی هم دارند و دنبال روش‌های هستند که سریع تر لاغر شوند. 

      یکی دخترعمویم بود که بهش پیشنهاد دادم اما اون گفت که من حوصله ندارم می خواهم سریع لاغر شوم و عمل بای پس انجام داد و خطرناکترین راه رو انتخاب کرد 

      اما من به این مسیر اطمینان و ایمان کامل دارم و می دانم تنها روشی است که من رو به رویاوارزویم می رساند چون روش‌های دیگر من رو خسته و حالم روبد می کردند 

      در این مسیر نه برایمان برنامه غذایی داده شده نه ورزش نه زمان برایمان تعیین شده، ما همه نسبت به درک خودمان می توانیم از محتوای آموزشی بهره ببریم وبرای هر فردی این درک متفاوت هستش 

      من در شروع این مسیر هر روز چاقی جلو  چشمانم بود حتی بیشتر هم شده بود این را از لباسهایم می فهمیدم ولی می دانستم که قدرت در درون خودم نهفته است و ما انتخاب شده خداوند هستیم و این قدرت و لیاقت را در ما دیده و ما را به این مسیر زیباهدایت کرده خیلی ها به رنج کشیدنشان عادت می‌کنند و هر رنجی را در زندگی تجربه می کنند مثل چاقی. فقر و فلاکت مثل اختلافات زندگی. واینها برایشان عادی می شود 

      ما باید بهانه ها را کنار بگذاریم و تنها یک دلیل در زندگی برای خودمان قائل شویم اون هم موفق شدن. لاغر شدن. شاد بودن. ثروتمند و پولدار شدن و رابطه عالی با خانواده و اطرافیان 

      ما باید برای لاغرشدنمان در این مسیر باید استمرار و تکرار و با ادامه دادن وبا دریافت کردن محتوای آموزشی، چاقی را از ذهن‌مان پاک کنیم و به رویاوارزویمان که لاغرشدن است برسیم 

      برایم همیشه میگفتن چون تحریک زیادی نداری و همیشه در خانه می مانی بخاطر همون چاقی خوب من هم در ذهنم می گفتم راست می گویند و قبول می کردم

       برایم میگفتن که زیاد میخوابی و زیاد خوابیدن چاق میکند وباز قبول می کردم 

      می گفتن که تو ژن چاقی داری و خانواده پدریت چاق هستند زیاد به خودت فشار نیار

       و این رو هم می‌گفتند که هی رژيم می گیری و ول می کنی بخاطر همون لاغر نمی شوی تواراده نگهداری از لاغریت را نداری و من همیشه این حرف ها را قبول می کردم 

      چراقبول میکردم نمی دانم. 

      من همیشه فکرمیکردم که پرخوری کردنم من رو چاق می کند این فرمول (نه اینکه حالا پرخوری کنم)خوردن موادغذای در ذهنم هنوز بصورت کم رنگ وجود دارد 

      اما من به خدای خودم اعتماد.ایمان و باور دارم و خودم را به خدا می‌سپارم و میدانم که در این مسیر به رویای و آرزویم می رسم 

      چون من قدرتمندانه در این مسیر قدم گذاشتم و روز به روز به نتیجه ای که می خواهم برسم نزدیک ونزدیکتر می شوم 

      ومن هميشه سپاسگزار خداوندمهربان و استادگرامی هستم 

      همیشه در این مسیر با قدرت. اطمینان و با ایمان و پر انرژی قدم می گذارم تا به رویای و خواسته های که دارم برسم 

      خدایا عاشقانه دوستت دارم 

      همراهان عزیز همیشه در راه بدست آوردن آرزو ها و رویاهایتان قدم بردارید  

      یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۳ ۰۹:۳۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خدمت استاد عزیز.

      من کلی بهانه داشتم برای لاغر نشدن که تا وقتی با این سایت و صحبت های شما آشنا نشده بودم نمی‌دونستم اینا همش بهانه ای هست که مانع لاغر شدن من شده که تا این سن چاق بمونم و زندگی رو به خودم جهنم کرده بودم و ناامیدانه فقط نفس می‌کشیدم و قبول کرده بودم که سرنوشت من اینه که چاق بمونم و چاق با اضافه وزن بمیرم حتی استاد به چیزی بگم وقتی خودم یادم میاد چرا این فکرو میکردم خندم میگیره من اونقدر ناامید بودم که میگفتم با این هیکل چاق چطوری موقعی مردم منو حمل کنند واقعا خیلیییییییییییی این چاقی به من فشار روانی میارورد و میاره همچنان اما دیگه می‌خوام دلایل چاقی خودمو بشناسم و بهانه ها رو کنار بذارم.

      من از بچگی تپل و چاق بودم و اینو باور کرده بودم که من ژن چاقی دارم ارثی هست پس هرچقدر هم رژیم بگیرم بازم بعد از چند مدت برمی‌گردم چون بدن من نمیتونه لاغر بمونه یکی از دلایل دیگه که مامانم مداااااااااااام بهم گوشزد می‌کرد این بود که تو خیلی تنبلی و زیاد میخوابی بعد از خوردن غذا میخوابی زیاد راه نمیری برای همین هست چاق هستی نگاه به داداشت کن چقدر فعال هست لاغرم هست اما استاد یکی از دلایل که باور میکنم که واقعا اینا همش بهانه الکی بود که مادرم به من تلقین میکرد اینه که داداش من الان 25 سال داره شاید در 24 ساعت شبانه روز 1 ساعت بیشتر راه نره اونم در حد سرویس بهداشتی و یا مغازه رفتن و شغلش پشت میز هست چون دبیر بچه های دبیرستان هست که نیازی به حتی بازی با آنها هم نداره فقط پشت میز میسینه و زمان استراحتش اکثر وقتا یا خوابه یا داره غذا میخوره یا پای لپ تاپ و گوشی نشسته و فوق‌العاده اندام خوب و فیتی داره ولی بچگی بسیار بسیار لاغر و ضعیف بود که هرکسی می‌رسید بهش می‌گفت تو ژن رو از خواهرت و مادرت نگرفتی و داداشم هنوزم اینو باور داره یا اینکه من فکر میکردم سوخت و ساز بدنم پایین هست و هرچی سنم بالاتر بره چاق تر میشم فکر میکردم اگه ازدواج کنم مثل مامانم چاق میشم و متاسفانه از مامانم الان چاق تر شدم و به باور دیگه که داره نابودم می‌کنه اینه که باردار بشم دیگه میترکم از چاقی و همه این دلایل تا باعث میشد تا من لاغر نشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۱ ۱۵:۳۶
      مدت عضویت: 2299 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 563 کلمه

      سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه

      وقتی به خودم و عملکرد گذشتم نگاه میکنم می بینم الان واقعا در جایگاه درستی قرار دارم .

      منم مثل باقی دوستان همراه با جو جامعه و طرز تفکر اکثریت جامعه زندگی کردم .

      بهانه هام زیاد بود گاها آنقدر مسخره که خودم توجیهی براش نداشتم . بهانه ها نشون از یک باور مخرب قوی میده که باعث حرکت اشتباهم در زندگی شده . 

      واون اینه که زندگی کردن سختی داره . پول درآوردن سختی داره . متناسب بودن سختی داره . تجربه زندگی عاشقانه سختی داره . سلامت بودن سختی داره و‌‌‌‌….

      خوب جهان هم به افکارم پاسخ میده و منو به مسیرهایی هدایت میکنه که سختی زیاد بکشم . منو هدایت میکنه به روشهای طاقت فرسا برای متناسب شدن . 

      لاغرشدن با رژیم . پیاده روی. قهوه. باشگاه و…

       روابط عاشقانه و کادوهای بیشماردادن تا رابطه حفظ باشه . وسواسهای بیهوده که سلامت بمانم که همشون جز سختی نتیجه ای نداره وآخرشم تسلیم همین شرایط میمانیم .

      واندک کسانی که آنقدر عشق به هدفشان دارن که  بالاخره به خودشان میان و با تغییر درونی  وممارست به هدفشان میرسن و راهنمایی میشن برای دیگران .

      اگر متناسب بودن سخته چرا پس اینهمه متناسب داریم . مگه اونها چه مراقبت فیزیکی میکنن .خوردن و مهمانی رفتن های اونها وامکانات رفاهی اونها بیشتر از ماهست چرا متناسبند .

      حتی بهانه های من هم نشون میداد که تو ذهنم یه باور اشتباه دارم که نمیزاشت من حرکت کنم .

      نشون میداد که داخل ذهنم آشغال هست که سالها آرام آرام داخل ذهنم گذاشتم . با عدم کنترل وروری ذهنم .

      خوب من متناسب بودم وداشتم زندگی میکردم وقتی پسرهمسایه من چاق بود ومرتب میگفتن تنبل تحرک ندلره چرا من نگفتم من مگه چه تحرکی دارم که اون نداره .

      وقتی میگفتند چرا به خودش زحمت لاغرشدن نمیده . من مگه چه زحمتی برای لاغرشدن خودم کشیدم که متناسب بودم که اون بنده خدا نکشیده بود . 

      پدرم میگفت بره کار سخت بکته ببینه چطور لاغرمیشه . چرانگفتم پدرجان تو وعموجان  که کارتون  سخت بود چرا چاقید ؟

      همش شنیدن این عبارت که 

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن کار فیزیکی کنن

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن جلوی شکمشون رو بگیرن .

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن صبح زود پاشن .و….

      خوب تو ذهنم این باوره شکل گرفت که متناسب بودن سخته مراقب غداخوردن باشی و کار سخت داشته باشی  وصبح زود پاشی و…..

      تا این باور مخرب تو ذهنم ریشه کن نشه که لاغر شدن سخته و تکرار نشه لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      حتی این مسیر لاغری با ذهن هم با تمام آسانیش برام سخت میشه .

      چطوری سخت میشه ؟

      با پیش رفتن با دوره باورهای مخرب رو کم کم شناسایی میکنیم و اگه این باور سختی ریشه داشته باشه الهامات بهمون گفته نمیشه یا دیر گفته میشه که این باور مخرب رو هم داریم .

      مثلا گاها پیش میومد که خونه صحبتی میشد و من بلافاصله لابه لای صحبتها باور مخرب رو پیدا میکردم و روش کارمیکردم یا چندین بار یه فایل صوتی رو گوش میدادم تا بتونم باهاش ارتباط بگیرم ببینم منظور استاد چیه ؟

      اگه من همون اول لاغری در ذهنم آسون بود الهامات وشناسایی باورها زودتر انجام میشد .

      البته استاد در اکثر فایل ها به کرات میگفتند و فایل های جداگانه ای هم اختصاص دادن برای این موضوع . اما من ارتباط نمیگرفتم .

      اینجا هم دوباره همین سختی وآسانی رو مطرح کردن .

      که این موضوع خیلی خیلی مهمه و در زمان لاغرشدن ما تاثیر زیادی داره .

      پس بازم به خودم میگم 

      لاغر شدن آسونترین و راحت ترین کار دنیاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۸ ۱۰:۲۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام دارم خدمت استاد عزیز وتمام دوستان 

      منم اسمم شادی ولی برعکس اسمم بچگی شادی نداشتم یکیش هم همین چاق بودن بود میتونم بگم دلیل محکمی بود که نذاره شاد باشم و امروز فهمیدم که همین هم بهانه بیش نیست بهانه های چاقی من از سن ۹ سالگی شروع میشه که به خودم اومدم دیدم دارم چاق میشم ولی برام تا اون زمان مهمنبود چون مادری داشتم که چاق بود ولی خیلی مهربان تر از پدرم بود ولی پدرم لاغر بود وارد عصبی مزاج بود که بهانه های خاص خودش داشت 

      من دوست داشتم مثل مادرم باشم پس روش های اشتباه ایشون به عنوان الگوی زندگیم قرار دادم یکی از اون الگوها چاقی ایشون بود با این که خودم همیشه ازش میخواستم که لاغر بشه ولی الگوی زندگی من وبهانه من برای چاقی ایشون بود 

      وفکر میکردم با چاقی زورم زیاد میشه میتونم جلوی بد اخلاقی های پدرم بگیرم 

      ولی نمیدونستم دارم با بدن وافکار خودم چه بلایی سر خودم میارم 

      من هم مثل خیلی ها بهونه داشتم که ژنی که از مادرم دارم باعث چاقی یا این که من هر چی بخورم چاق میشم این هم یه بهونه دیگه بود من هم هر وقت می آمدم لاغر بشم ذهنم به سمتی میرفت که تو لاغر نمیشی یا اگه بشی با خوردن دوباره بر میگردی 

      حتی بهونه داشتم که آب هم میخورم من چاق میکنه 

      از مهمونی رفتن بی زار بودم با این که آدم کاملا اجتماعی هستم و دوست داشتم برم مهمونی ولی بهانه من برای این که به مهمونی نرم وخوشحال نباشم چاقی بود 

      همیشه تو تمام مهمونی هام شکمم تو میکردم که کسی خیلی شاقی من به چشمش نیاد 

      ولی اینها همه بهونه بود که من حتی شاد وخوشحال نباشم چون چاق هستم 

      من حتی خیلی از لباس هایی که دیگه سایز نمیشد میدادم به کسی که نبینم ونفهمم که دارم چاق میشم 

      ولی الان یه چند وقتی چندتا از لباس هام نگهداشتن 

      که دوباره لاغر بشم واون ها رو دوباره تنم کنم واین شده یکی از اهداف من

      توی مدرسه هم خیلی اذیتم میکردن ولی من اون زمان بهانه داشتم که چاق باشم اونم این بود که بچه هایی که اذیتم میکردن با چاقی میترسوندمشون براشون قلدوری میکردم 

      تا این که تو سن ۱۸ سالکی تصمیم گرفتم رژیم سخت بگیرم با اون حدود ۲۰ کیلو لاغر شدم ولی این لاغری از ذهن نبود بد ازدواجم تو سن ۲۲ سالگی به مرور تمام چاقی من برگشت من بهونه داشتم که خوب ازدواج کردم دیگه نیازی به این همه لاغری نیست من تا همین الان که سن ۳۷ سالگیم چاق هستم وهنوز بهونه های زیادی دارم با فکر وجسمم حمل میکنم تا این که مادری که الگوی زندگیم بود شروع کرد به تغییر با استاد رضا عطا آشنا شد 

      حال روحی ایشون دیدم واز نظر جسمی هم لاغر شدنشون دیدم منم تصمیم گرفتم که به این سایت بیام وآموزش ببینم ویاد بگیرم که بهونه هام کنار بزارم وقتی مادر ۵۷ ساله من تونسته تغییر کنه پس منم میتونم تغییر کنم 

      بهونه لاغر نسودن آرامش از آدم میگیره من میخوام به آرامش روحی هم برسم پس با کمک شما استاد عزیز و با اراده خودم تمام این بهانه ها رو از بین میبرم ودر مسیر لاغری به لاغر شدن ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام و درود
        به شما تبریک میگم
        خوشحالم احساس بهتری داری😊 و در سرزمین لاغرها همراه من هستی
        جمله آخر شما کوهی از انگیزه ایجاد میکنه
        بهونه لاغر نشدن آرامش از آدم میگیره من میخوام به آرامش روحی هم برسم
        این نگرش عالیه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۴ ۱۲:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      بهانه بی بهانه با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز من هم مثل بقیه بهانه هایی داشتم میگفتم چاقی من ارثیه به خاطر داشتن زایمان وکم کاری تیرویید  میگفتم پر خوری عصبی دارم مشکل تخمدان دارم بهانه هایی برای خودم داشتم  بعد اون هم بهانه های برای لاغری داشتم من نمیتونم  حسش نیست برم باشگاه کم میارم فشارم پایینه سخته وخیلی وخیلی ازاین حرفها اما دیروز وقتی باسایت آشنا شدم با خودم گفتم تمام بهانه هارو بزار کنار بیا تا آخر صد گام ذهنیت تو عوض کن از دیشب وارد سایت شدم حالم خیلی خوبم همش دارم با اشتیاق. میخونم و دوباره همون متن ومیخونم جوری که همش میگم این حرفهای منه واقعا خدا مارو انتخاب کرده. با یاری خدا  تااخر صد گام میرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۵ ۲۰:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 861 کلمه

                  “ به نام ”الله” یکتا معبود عالم “

      درود به همراهان هم مسیر و استاد عزیز ؛

      پیش نیاز موفقیت : بهانه بی بهانه ؛

      خدای خوبی ها و مهربانی ها ، سپاس می گویم تو را که همواره مرا یاری میدهی و امروز ۵ تیر ۱۴۰۲ به من کمک کردی تا این گام را بردارم ، خدایا شکرت .

      پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است .
      شناسایی بهانه ها به ما کمک می کند تا در مسیر لاغری با ذهن بهتر عمل کرده و نتیجه ی عالی کسب کنیم .

      سوال : بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید .

      در گذشته من برای انجام ندادن خیلی از کارها مثلا ورزش کردن و پیاده روی رفتن بهانه های زیادی داشتم که بیشتر آنها حوصله نداشتن و وقت کافی نداشتن و یا اینکه حسش نیست الان نه اگر شد بعدا بود و اکثرا کاری را که شروع می کردم با بهانه آوردن دیگر ادامه نمی دادم و آن را رها می کردم و با این بهانه های واهی در طول زندگیم ضربه های جبران ناپذیری به خود زده ام که باعث پسرفت من شده است و همین باعث ایجاد حال بد و ناراحتی همیشگی در درون من می شد .

      بهانه های لاغر نشدن به دو دسته تقسیم می شوند:

      ۱ ) بهانه های احساسی مانند : حوصله ندارم ، حسش نیست، حالا تا بعد ، فعلا نمی توانم شاید بعدا و …

      ۲ ) بهانه های منطقی مانند : چاقی ارثی و ژنتیکی است ، چاقی طبیعی است ، کم تحرکی باعث چاقی می شود و …

      سوال : بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید .

      بهانه های منطقی مانند اینکه چاقی در خانواده ی ما ارثی است و ما هر کاری کنیم باز چاق هستیم ، ما خانوادگی استعداد چاقی داریم و اگر آب هم بخوریم چاق می شویم، سوخت و ساز پایین بدن باعث چاقی فرد می شود ، تحرک نداشتن و زیاد خوابیدن انسان را چاق می کند ، رژیم نگرفتن و ورزش نکردن باعث چاقی می شود ، خوردن بعضی از داروها مانند قرص جلوگیری از بارداری و تیروئید باعث چاقی می شود ، چاقی زیبا و قشنگ است ، چاقی طبیعی است ، انسان های چاق قوی تر و سالم تر هستند ، با بالا رفتن سن انسان چاق تر می شود ، بارداری و زایمان عامل چاقی هستند، خوردن خیلی از خوراکی ها و غذاها چاق کننده است مانند : برنج ، نان ، ماکارونی ، شیرینی ، شکلات ، انواع نوشیدنی های گاز دار ، انواع ساندویچ ، پیتزا ، آجیل ، بستنی، لازانیا و … ، داشتن شغل پشت میزی باعث چاقی می شود ، چاق شدن راحت و آسان است اما لاغر شدن سخت است ،کلا خوردن چاق کننده است و … .

      بهانه های احساسی مانند این که من حس رژیم گرفتن ندارم، حوصله ی ورزش کردن ندارم ، تحمل نخوردن چیزهایی که دوست دارم را ندارم و …

      دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید .

      چاقی اصلا ارثی و ژنتیکی نیست بلکه ما مانند یک هنر یا مهارت آن را کاملا یاد گرفته ایم و طبق فرمول های چاق کننده ی  ذهن خود عمل کرده ایم و با عادت های چاق کننده ، خود را چاق کرده ایم ، چاقی به هیچ وجه طبیعی نیست چون که حالت طبیعی و پیش فرض جسم ما تناسب و لاغری است ، چاقی بسیار زشت و نازیباست در عوض این تناسب و لاغری است که زیبا و قشنگ است و چشم نواز ، اگر خوردن باعث چاقی می شود پس باید برای همه باعث چاقی شود نه عده ای از همان چیزهایی که ما می خوریم می خورند اما کاملا متناسب و لاغر هستند ولی ما چاق ، خیلی از افراد هستند که قرص یا دارو مصرف می کنند ولی چاق نشده اند ، افراد مسن و پیری وجود دارند که در عین اینکه سن بالایی دارند اما متناسب و لاغر هستند ،خیلی از افراد شغل پشت میزی دارند و کم تحرک هستند اما لاغر و متناسب هستند مانند خود استاد عطار روشن و … . من انسان با حوصله و با اراده ای هستم و این توانایی را دارم که لاغر و متناسب شوم و از هیچ تلاشی برای رسیدن به وزن دلخواهم دریغ نمی کنم و با حس و حال خوب و عالی در مسیر لاغری با ذهن قدم بر می دارم و در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم .

      نکته : کسی که حالش خوب باشد خود به خود سپاسگزار است .

      نکته : یکی از خطرناک ترین فرمول هایی که در ذهن افراد چاق ایجاد می شود عادت کردن به چاقی است .همراه با رنج و سختی است اما عادت می کنند .

      نکته : ذهن ما آرام آرام به رنج و سختی عادت می کند .

      توجه : وقتی که در ذهنت بهانه و دلیلی برای چاق شدنت نداشته باشی ، لاغر می شوی .

      نکته : ما باید چاقی را از ذهن خود پاک کنیم .

      نکته : ما باید بهانه ها را برای لاغر شدن کنار بگذاریم .

      “ بهانه بی بهانه ، ختم کلام .”

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم